۱۴۰۴ بهمن ۱۲, یکشنبه

هق هق=بغض=سکسکه، نیوشه؟! چو کوشیدم که حال خود بگویم زبانم بر نگردید از نیوشه. شاکر بُخاری.

 || گریستن به گلو. (لغت فرس اسدی ). خوش و نرم نرم گریستن . (فرهنگ اسدی نخجوانی ). گریستن نرم نرم در گلو. (اوبهی ). خروش باشد که از گریستن خیزدنرم نرم . (لغت فرس اسدی ، نسخه ای دیگر). گریه در گلو.(رشیدی ). در فرهنگ نعمةﷲ گویا سکسکه را اراده کرده است که از گریه ٔ بسیار زاید و شعر شاکر بخاری را شاهد آورده است . (از یادداشت مؤلف ). شاید به معنی کلمه ای که امروز زنان «بغض » گویند و آن گرفتگی باشد در گلو که در اول گریه پدید آید چون از گریه خودداری کنند و گریه را به حبس کنند. در بیت شاکر بخاری ، تشنجی که در گلو پدید آید پس از گریستن بسیار. سکسکه . (ازیادداشتهای مؤلف) :

چو کوشیدم که حال خود بگویم
زبانم برنگردد از نیوشه ۞ .

شاکر بخاری.


اشک باریدش و نیوشه گرفت
باز بفزود گفته های دراز.

طاهر فضل.


مرا امروز توبه سود دارد
چنان چون دردمندان را نیوشه .

؟ (از یادداشت مؤلف).