دنبلان . [ دُم ْ ب َ ] (اِ) قسمی از سماروغ مأکول که بدون ساقه و بدون ریشه در زیر زمین پدید می آید. (ناظم الاطباء). از ترکی طُمَلان . قسمی قارچ که در زیر زمین تولید شود به رنگ سرخ تیره ٔ اغبر. کماة. نبات الرعد. سماروغ . شحم الارض . (یادداشت مؤلف ). [از تیره های نوعی قارچ ] دنبلان که آسکهای آنها داخلی است و اطراف آنها را کلافه ٔ قارچ کاملاً فراگرفته است . (از گیاه شناسی گل گلاب ص 166). دنبلانها معمولاً دسته دسته در عمق 30 سانتیمتری در خاک و نزدیک به ریشه های گیاهان و درختها می رویند.کاشت آنها نتیجه ٔ مفید نداده است ، ولی به حالت طبیعی در بسیاری از زمینهای معتدل دیده می شوند و آنها رابه وسیله ٔ سگ یا خوک پیدا می کنند. (از دایرةالمعارف فارسی ). || (اصطلاح عامیانه ) تخم گوسپند. خایه ٔ گوسپند و بز و غیره . بیضه ٔ غنم . خصی المواشی . بیضه ٔ گوسپند که کباب کرده خورند. (یادداشت مؤلف).
|||||||||||||||||||||||
قارچ دُنبَلان ( در زبانهای غربی: Truffle) نوعی قارچ خوراکی است. این قارچ در گونههای مختلف به رنگهای قرمز تیره، خاکستری، سفید، بنفش و سیاه صورتی یافت میشود؛ ولی لذیذترین نوع آن دارای پوستهٔ سیاه رنگ است. دو نوع سیاه و سفید این قارچ گرانقیمتترین قارچهای زیرزمینی هستند. بیشترین میزان مصرف آن در رستورانها، صنایع غذایی، تهیهٔ انواع سسها و روغنهای معطر و نیز داروسازی است.
قارچ دنبلان، که در عمق تقریباً ۳۰ سانتیمتری و در مجاورت ریشهٔ گیاهان رشد میکند، شکلی شبیه به سیبزمینی دارد و اندازهٔ آن از یک فندق تا اندازهٔ یک پرتقال است. قارچ دنبلان به حالت طبیعی در بسیاری از مناطق معتدل دیده میشوند و آنها را به وسیلهٔ سگ یا خوک تربیتشده پیدا میکنند. قارچ دنبلان سفید در سال ۲۰۰۱ به قیمت هر کیلو بین ۲۰۰۰–۴۵۰۰ دلار آمریکا بفروش رفته است.[۶] در دسامبر ۲۰۰۹ این قارچ به قیمت ۱۴٬۲۰۳ دلار بر کیلوگرم فروخته میشد. رکورد قیمت یک قارچ دنبلان سفید در دسامبر ۲۰۰۷ زده شد؛ کازینو داری به نام استانلی هو مبلغ ۳۳۰٬۰۰۰ دلار برای خرید یک ترافل ۱٫۵ کیلویی پرداخت کرد.[۷]
تاریخچه
زمان باستان
نخستین بار در سنگنوشتههای سومریان، در رابطه با خوراک دشمنانشان، به قارچ دنبلان اشاره شده است.[۸] در نوشتههای تئوفراستوس، در قرن چهارم پیش از میلاد، نیز از ترافل یاد میشود. در آن زمان منشأ این قارچ مرموز بود؛ پلوتارک و دیگران فکر میکردند ترافل از رعد و برق، حرارت و آب در خاک پدید میآید، در طرف مقابل جوونال اعتقاد داشت منشأ آن رعد و برق و باران است. سیسرو ترافل را کودکان زمین میدانست در حالی که دیوسکوریدس آنها را ریشههای ناهنجار مینامید[۹] در دوران باستان در ایتالیا سه نوع ترافل به عمل میآمد، اما رومیان تنها نوعی از آن را، که تروفل (تروففلس) نامیده میشد، استفاده میکردند. این قارچها از کارتاژ و لیبی میآمد. در این مکانها، در قدیم، آب و هوای ساحلی به خشکی امروز نبود.
قرون وسطی
در دوران قرون وسطی ترافل به ندرت استفاده میشد. در سال ۱۴۸۱، تاریخنگار پاپ، بارتلمئو پلتینا، ضمن اشاره به ترافل گردی شامهٔ عالی نوعی از خوک را میستاید.[۱۰] طبق حدیثی که به وسیلهٔ سعید ابن زید از پیامبر اسلام نقل شده، ترافل مانند ترنگبین است و آب آن بیماری چشم را درمان میکند.[۱۱]
رنسانس و عصر جدید
در دورهٔ رنسانس، ترافل در اروپا محبوبیت یافت و در دربار فرانسوای یکم، پادشاه فرانسه، مورد توجه قرار گرفت. در قرن شانزدهم آشپزهای اروپایی، به ویژه فرانسوی، ادویهجات شرقی را بتدریج کنار گذشته و به طعمهای طبیعی روی آوردند. در سالهای ۱۷۸۰ دنبلان به شهرت تام رسیده بود و تنها در سفره اشراف یافت میشد. در صفحه ۲۳۵ جلد اول کتاب خواجه تاجدار اثر ژان گِور فرانسوی که به قلم ذبیحالله منصوری ترجمه شده است مندرج گردیده که آقامحمدخان قاجار قبل از اعلام پادشاهی و در حین تدارکات نظامی پدرش برای از پای درآوردن کریم خان زند در حدود سالهای ۱۱۶۸ ه.ق به بعد که از منطقه انزلی گذر مینمود، مشاهده کرد اسبهای مردمان محلی با بو کشیدن زمین دنبلان زمینی پیدا میکردند.
در ایران
چندین گونه از قارچهای دنبلان اعم از سیاه، سفید قرمز و قهوه ای در مناطق مختلف ایران رویش دارند. فصل دنبالان در ایران از میانه زمستان تا آغاز فروردین ماه در مناطق جنوبی کشور و از اواسط اسفند ماه تا میانه خرداد ماه در مناطقی مانند آذربایجان، شمال خراسان، گلستان و مناطق شمالی کشور ادامه دارد. قارچ دنبلان سیاه بهصورت نادر در جنگلهای ارسباران و جنگلهای شمال کشور یافت شده است و گزارشهایی از قارچ دنبلان سفید نیز در برخی مناطق وجود داشته است اما نوع قارچ دنبالان که در ایران به وفور یافت میشود از نوع قهوه ای مایل به قرمز میباشد که به دنبالان یامچی معروف است. دنبالان در زبان ترکی متورم معنی میدهد؛ بدین ترتیب که این قارچ در حین رشد خاکهای بالای خود را اندکی بالا میآورد و یابندگان از همین نشانه قارچ را پیدا میکنند. جالب است اشاره کنیم که tuber، ریشهٔ لاتینی کلمه Truffle، دنبلان نیز تورم یا برآمدگی معنی میدهد. قارچ دنبلان با گیاهان مرتعی همزیستی دارد و در سالهای که بارش باران در فصل پاییز و نیز اول بهار خوب بوده باشد باعث رشد و فراوانی آن در مناطق مستعد میشود. اخیراً چندین گونه از نوع دنبلهای مناطق مختلف ایران به رنگ قرمز، سیاه، سفید و قهوه ای توسط محققان دانشگاه تبریز، دانشگاه تهران، دانشگاه زنجان و دانشگاه تربیت مدرس از مناطق مختلف ایران جمعآوری، شناسایی و ثبت شدهاند و مورد آزمایشهای مختلف قرار گرفتهاند و بیش از ۱۵ نوع پروتئین در این قارچها شناسایی شده است. شهرستان یامچی که منطقه جغرافیایی و زیستبوم سازگار با قارچ دنبالان دارد در بین یابندگان دنبلان به معدن دنبالان معروف است و در فصل بهار بسیار یافت میشود و از محصولات اقتصادی این منطقه میباشد. دنبلانهای بخش یامچی قرمز و دارای مرغوبیت بالایی هستند و هرسال در این منطقه بازارهای فصلی مختلفی جهت خرید و فروش و جمعآوری این نوع قارچ راه اندازی میشود و بسیاری از اهالی یامچی در خرید و فروش دنبلان حتی در بازارهای جهانی نیز نقش دارند. در سالهای اخیر به علت آسیبهای جدی به محیط زیست این منطقه توسط یابندگان آماتور و گردشگران مختلف ارگانهای دولتی یامچی پیدا کردن دنبلان توسط افراد غیربومی در فصل دنبلان را ممنوع کردهاند.[۱۲]
میسلیوم قارچهای دنبلان با ریشههای چندین گونه درخت از جمله راش، توس، فندق، ممرز، بلوط، کاج، و صنوبر، روابط همزیستی میکوریزایی برقرار میکنند.[۱۳] قارچهای برونمیکوریزایی mutualistic مانند دنبلانها، در ازای دریافت کربوهیدراتها از گیاه، مواد مغذی ارزشمندی به آن میرسانند.[۱۴] قارچهای برونمیکوریزایی بدون میزبانهای گیاهی خود نمیتوانند در خاک زنده بمانند. در واقع، بسیاری از این قارچها آنزیمهای لازم برای بهدست آوردن کربن از روشهای دیگر را از دست دادهاند. برای مثال، قارچهای دنبلان توانایی تجزیه دیوارههای سلولی گیاهان را از دست دادهاند که این مسئله توانایی آنها را در تجزیه زبالههای گیاهی محدود میکند.[۱۵] میزبانهای گیاهی نیز ممکن است به قارچهای دنبلان وابسته باشند. گونههای Geopora, Peziza و Tuber در شکلگیری اجتماعات بلوط نقش حیاتی دارند.[۱۶]
گونههای Tuber خاکهای رسی (argillaceous) یا آهکی (calcareous) که زهکشی خوبی دارند و خنثی یا قلیایی هستند را ترجیح میدهند.[۱۷][۱۸][۱۹] دنبلانهای گونهٔ Tuber در طول سال، بسته به گونه، میتوانند میوهدهی کنند و معمولاً در زیر لایهٔ برگها و درون خاک یافت میشوند. بیشتر زیتودهٔ قارچی در لایههای هوموس و برگهای پوسیدهٔ خاک قرار دارد.[۲۰]
بیشتر قارچهای دنبلان هم اسپورهای غیرجنسی (mitospores یا کنیدی) و هم اسپورهای جنسی (meiospores یا هاگکیسه/بیسیدیسپور) تولید میکنند. تولید کونیدیا آسانتر و با صرف انرژی کمتر نسبت به آسکوسپورها انجام میشود و میتواند در زمان رویدادهای اختلالزا پراکنده شود. تولید آسکوسپور انرژیبر است، زیرا قارچ باید منابع خود را برای ساخت اسپوروکاپهای بزرگ تخصیص دهد.[۲۱] آسکوسپورها در ساختارهای کیسهمانند به نام آسکوس (asci) قرار دارند که درون اسپوروکاپ جای میگیرند.
از آنجا که قارچهای دنبلان اندام میوهای جنسی خود را در زیر خاک تولید میکنند، اسپورها نمیتوانند از طریق باد یا آب پراکنده شوند؛ بنابراین، تقریباً تمام دنبلانها برای پراکندگی اسپورهای خود به ناقلهای حیوانی قارچخوار (mycophagous) وابستهاند. این فرایند مشابه پراکندگی دانهها در میوههای گیاهان گلدار است. وقتی آسکوسپورها بهطور کامل رشد میکنند، دنبلان ترکیبات فراری ترشح میکند که ناقلهای حیوانی را جذب میکند.[۲۲] برای پراکندگی موفق، این اسپورها باید از دستگاه گوارش حیوانات عبور کرده و زنده بمانند. دیوارههای ضخیم آسکوسپورها که از کیتین ساخته شدهاند، به آنها کمک میکنند تا در شرایط سخت دستگاه گوارش حیوانات مقاومت کنند.[۲۱]
ناقلهای حیوانی شامل پرندگان، گوزنها و جوندههایی مانند ولها، سنجابها و سنجابچهها هستند.[۲۳][۲۴][۲۵] بسیاری از گونههای درختی مانند Quercus garryana برای تلقیح درختان منفرد در مناطق دورافتاده به پراکندگی اسپوروکاپها وابستهاند. برای مثال، دانههای بلوط گونهٔ Q. garryana ممکن است به مناطقی منتقل شوند که فاقد قارچهای میکوریزایی لازم برای رشد هستند.[۲۶]
برخی حیوانات قارچخوار، دنبلانها را بهعنوان منبع اصلی غذای خود مصرف میکنند. سنجاب پرندهٔ شمالی در آمریکای شمالی با دنبلانها و گیاهان مرتبط با آنها رابطهٔ همزیستی سهجانبه دارد. گونهٔ G. sabrinus بهطور خاص برای یافتن دنبلانها با استفاده از حس بویایی قوی، سرنخهای بصری، و حافظهٔ بلندمدت مکانهایی که دنبلان زیادی داشتهاند، سازگاری یافته است.[۲۲] این رابطهٔ نزدیک بین حیوانات و دنبلانها بهطور غیرمستقیم بر موفقیت گونههای گیاهی میکوریزایی تأثیر میگذارد.
پس از پراکندگی آسکوسپورها، آنها تا زمانی که ترشحات ریشههای گیاه میزبان موجب جوانهزنی شوند، در حالت خفته باقی میمانند.[[۲۷] پس از جوانهزنی، هیفها شکل گرفته و به سمت ریشههای گیاه میزبان حرکت میکنند. با رسیدن به ریشه، هیفها پوششی روی سطح بیرونی نوک ریشهها ایجاد میکنند. سپس هیفها بهصورت بینسلولی وارد قشر ریشه شده و شبکهٔ Hartig را برای تبادل مواد مغذی شکل میدهند. هیفها میتوانند به سایر نوک ریشهها نیز گسترش یافته و کل سیستم ریشهٔ میزبان را کلونیزه کنند.[۲۷] با گذر زمان، قارچ دنبلان منابع کافی برای ساخت اندام میوهای انباشته میکند.[۲۷][۲۸] سرعت رشد آن با افزایش نرخ فتوسنتز در بهار، همزمان با برگدهی درختان، رابطه دارد.[۲۷]
تبادل مواد مغذی
قارچهای دنبلان کربوهیدراتها را از گیاهان میزبان خود دریافت کرده و در عوض، ریزمغذیها و درشتمغذیهای ارزشمندی به آنها ارائه میدهند. درشتمغذیهای گیاه شامل پتاسیم، فسفر، نیتروژن و گوگرد هستند. در مقابل، ریزمغذیها شامل آهن، مس، روی و کلرید میشوند. در قارچهای دنبلان، همانند سایر قارچهای برونمیکوریزایی، بخش عمدهٔ تبادل مواد مغذی در شبکهٔ Hartig انجام میشود؛ این شبکهٔ هیفی بینسلولی میان سلولهای ریشهٔ گیاه قرار دارد. یکی از ویژگیهای منحصر بهفرد قارچهای برونمیکوریزایی، تشکیل پوششی (mantle) بر سطح بیرونی ریشههای ظریف گیاه است.[۲۹]
گفته شده است که دنبلانها ممکن است در کنار گونههای ارکیده مانند هلبورین برگ پهن و هلبورین سفید هممکان شوند،[۳۰] هرچند این موضوع همیشه صدق نمیکند.
چرخهٔ مواد مغذی
قارچهای دنبلان در چرخهٔ مواد مغذی از نظر بومشناختی بسیار مهم هستند. گیاهان مواد مغذی را از طریق ریشههای ظریف خود جذب میکنند. قارچهای میکوریزایی بسیار کوچکتر از این ریشهها هستند، بنابراین سطح تماس بیشتری دارند و توانایی بیشتری برای جستجوی مواد مغذی در خاک دارند. جذب مواد مغذی شامل دریافت فسفر، نیترات یا آمونیوم، آهن، منیزیم و سایر یونها است.[۳۱] بسیاری از قارچهای برونمیکوریزایی، در لایههای سطحی خاک اطراف گیاه میزبان، تشکهایی قارچی (fungal mats) تشکیل میدهند. این تشکها دارای غلظت بسیار بالاتری از کربن و نیتروژن تثبیتشده نسبت به خاک اطراف هستند.[۳۲] از آنجا که این تشکها مانند مخازن نیتروژن عمل میکنند، میزان شستشوی مواد مغذی کاهش مییابد.[۳۳]
تشکهای میسلیومی همچنین به حفظ ساختار خاک با نگهداشتن مواد آلی در جای خود و جلوگیری از فرسایشکمک میکنند.[۳۴] اغلب، این شبکههای میسلیومی پشتیبانی لازم برای ارگانیسمهای کوچکتر در خاک، مانند باکتریها و بندپایان میکروسکوپی را فراهم میکنند. باکتریها از ترشحات آزادشده توسط میسلیوم تغذیه کرده و خاک اطراف آن را کلونیزه میکنند.[۳۵] بندپایان میکروسکوپی مانند مایتها (mites) مستقیماً از میسلیوم تغذیه کرده و مواد مغذی ارزشمندی را برای جذب سایر موجودات آزاد میکنند.[۳۶]ب دین ترتیب، قارچهای دنبلان و سایر قارچهای برونمیکوریزایی یک سیستم پیچیده از تبادل مواد مغذی میان گیاهان، حیوانات و میکروبها را تسهیل میکنند.
اهمیت در بومسازگانهای (اکوسیستمهای) زمینهای خشک
ساختار جوامع گیاهی اغلب تحت تأثیر دسترسی به قارچهای میکوریزایی سازگار قرار میگیرد.[۳۷][۳۸] در بومسازگانهای زمینهای خشک، این قارچها برای بقای گیاهان میزبان ضروری هستند، زیرا توانایی تحمل خشکسالی را افزایش میدهند.[۳۹] یکی از گونههای پایه (foundation species) در بومسازگانهای زمینهای خشک جنوبغرب ایالات متحده، درخت کاج کلرادو است. P. edulis با قارچهای زیرزمینی ژئوپورا و ریزُپوگون همزیستی دارد.[۴۰]
با افزایش دمای جهانی، دفعات وقوع خشکسالی شدید نیز افزایش یافته که این امر به بقای گیاهان مناطق خشک آسیب میزند. این تغییرات آبوهوایی باعث افزایش مرگومیر در P. edulis شده است.[۴۱] بنابراین، در دسترس بودن تلقیح میکوریزایی سازگار (compatible mycorrhizal inoculum) میتواند تأثیر زیادی در موفقیت جوانهزنی و استقرار نهالهای P. edulis داشته باشد.[۴۰] به احتمال زیاد، قارچهای برونمیکوریزایی وابسته، نقش مهمی در بقای P. edulis در برابر تغییرات اقلیمی جهانی ایفا خواهند کرد.[نیازمند منبع]
تلاش برای بومیسازی و کاشت ترافل نتیجه بخش بوده است. مردم در طی قرنها مشاهده کرده بودند که این قارچ فقط در زیر درختان خاصی رشد میکند. بر این اساس، در سال ۱۸۰۸، ژوزف تالون[الف] فرانسوی میوههای ریخته شده در زیر درختان بلوط را جمع کرد و کاشت و نتیجه موفقیتآمیز بود؛ سالها بعد، در زیر درختهای رشد کرده دنبلان مشاهده شد. در سال ۱۸۴۷، اوت روسو فرانسوی، با کاشتن میوههای جمعآوری شده از زیر درختانی که قبلاً در آنجا دنبلان مشاهده شده بود، یک مزرعهای ۷ هکتاری ایجاد کرد. او به همین دلیل در سال ۱۸۵۵ جایزهای از نمایشگاه بینالمللی دریافت کرد. در اواخر قرن نوزدهم آفت اغلب کرمهای ابریشم را در جنوب فرانسه از بین برد، و در نتیجه باغات توت بلا استفاده شدند. نتیجه آنکه زمین زیادی برای پرورش ترافل در دسترس قرار گرفت. در سال ۱۸۹۰ حدود ۷۵۰۰۰ هکتار درخت تولیدکننده دنبلان در فرانسه کشت شده بود.
در قرن بیستم، همراه با صنعتی شدن فرانسه و تخلیه روستاها، اغلب این مزارع رها شده و جزئی از طبیعت وحشی گردیدند. بهعلاوه در نتیجه کشته شدن حدود۲٪ مردان فرانسوی در طی جنگ جهانی دوم مهارت کشت ترافل گم شد. از آنجا که عمر بار دهی مزارع دنبلان ۳۰ سال است، تولید پرورشی دنبلان در بعد از جنگ شدیداً سقوط کرده و قیمتها به حدی بالا رفتند که در حال حاضر مصرف دنبلان به طبقه بالای جامعه، آنهم در مناسبتهای خاص، محدود شده است.
در سی سال گذشته تلاشهای جدیدی برای تولید انبوه دنبلان آغاز شده است. حدود ۸۰٪ ترافل مصرف شده در فرانسه در مزارع پرورشی بعمل میآید. با اینحال، هنوز میزان تولید به سطح سال ۱۹۰۰ نرسیده است. مزارع در کشورهای انگلیس، ایالات متحده آمریکا، اسپانیا، سوئد، نیوزیلند، استرالیا وشیلی فعال هستند.قارچ دنبلان یامچی
جشنوارههای مختلف قارچ ترافل
در فصل ترافل در مناطق مختلف که این نوع قارچ یافت میشود جشنوارههایی با مسابقات و جوایز گوناگون برگزار میشود.
در کشور فرانسه همه ساله جشنوارههای مختلفی برگزار میشود. در ایران نیز در شهر یامچی سالانه در فصل جشنواره غذاهای ترافل و همچنین مسابقات یافت بزرگترین ترافل برگزار میشود. در این جشنوارهها به معرفی این نوع قارچ و خاصیتهای مختلف آن پرداخته میشود.
از جوایز مهمی که تا کنون در جشنوارههای ترافل اهدا شده است میتوان به جایزه نیم میلیون دلاری در تولوز فرانسه در سال ۲۰۰۳ اشاره کرد.[نیازمند منبع]
روغن ترافل
روغن ترافل به عنوان جایگزینی ارزان قیمت، برای ایجاد طعم و عطر این قارچ، استفاده میشود. اغلب روغنهای ترافل صرفاً از روغن زیتون و ترکیباتی مانند ۲٬۴-دیتیاپنتان تشکیل شدهاند و نشانی از ترافل واقعی ندارند. با این وجود اغلب سر آشپزها از شنیدن این موضوع که «روغن ترافل شامل ترافل نیست»، متعجب میشوند.[۴۲]
Benjamin, D. R. (1995), "Historical uses of truffles", Mushrooms: Poisons and Panaceas — A Handbook for Naturalists, Mycologists and Physicians, New York: WH Freeman and Company, pp. 48–50, ISBN0-7167-2600-9
"Non-cultivated Edible Fleshy Fungi". Archived from the original on 2021-03-15. Retrieved 2008-05-17. ...it has been known for more than a century that truffles were mycorrhizal on various trees such as oak, beech, birch, hazels, and a few others
Hansen, Karen (2006). "Basidiomycota truffles: Cup fungi go underground" (PDF). Newsletter of the FRIENDS of the FARLOW. Harvard University. Archived from the original (PDF) on 2008-11-21. Retrieved 2008-05-17. Generally, truffles seems to prefer warm, fairly dry climates and calcareous soils
Chevalier, Gérard; Sourzat, Pierre (2012), "Soils and Techniques for Cultivating Tuber melanosporum and Tuber aestivum in Europe", Edible Ectomycorrhizal Mushrooms, Soil Biology, vol. 34, Springer Berlin Heidelberg, pp. 163–189, doi:10.1007/978-3-642-33823-6_10, ISBN978-3-642-33822-9
Frank, J.L.; Barry, S.; Southworth, D. (2006). "Mammal mycophagy and dispersal of mycorrhizal inoculum in Oregon white oak woodlands". Northwest Science. 80: 264–273.
Frank, J.L.; Barry, S.; Southworth, D. (2006). "Mammal mycophagy and dispersal of mycorrhizal inoculum in Oregon white oak woodlands". Northwest Science. 80: 264–273.
Pacioni, G. (1989). "Biology and ecology of the truffles". Acta Medica Romana. 27: 104–117.
Frank, J.L.; Barry, S.; Southworth, D. (2006). "Mammal mycophagy and dispersal of mycorrhizal inoculum in Oregon white oak woodlands". Northwest Science. 80: 264–273.
Griffiths, Robert P.; Caldwell, Bruce A.; Cromack, Kermit Jr.; Morita, Richard Y. (February 1990). "Douglas-fir forest soils colonized by ectomycorrhizal mats. I. Seasonal variation in nitrogen chemistry and nitrogen cycle transformation rates". Canadian Journal of Forest Research. 20 (2): 211–218. Bibcode:1990CaJFR..20..211G. doi:10.1139/x90-030. ISSN0045-5067.
Trappe, James M.; Molina, Randy; Luoma, Daniel L.; Cázares, Efren; Pilz, David; Smith, Jane E.; Castellano, Michael A.; Miller, Steven L.; Trappe, Matthew J. (2009). Diversity, ecology, and conservation of truffle fungi in forests of the Pacific Northwest. General Technical Report PNW-GTR-772. Portland, Oregon: USDA Forest Service. doi:10.2737/pnw-gtr-772. hdl:2027/umn.31951d02938269i.
Reddy, M. S.; Satyanarayana, T. (2006). "Interactions between ectomycorrhizal fungi and rhizospheric microbes". Microbial Activity in the Rhizoshere. Soil Biology. Vol. 7. Berlin, Heidelberg: Springer. pp. 245–263. doi:10.1007/3-540-29420-1_13. ISBN3-540-29182-2.
Moldenke, A.R. , 1999. Soil-dwelling arthropods: their diversity and functional roles. United States Department of Agriculture Forest Service General Technical Report PNW. 33-44.
Daniel Patterson (16 May 2007). "Hocus-Pocus, and a Beaker of Truffles". New York Times. Retrieved 2008-05-17. Most commercial truffle oils are concocted by mixing olive oil with one or more compounds like 2,4-dithiapentane
Species of Truffles,hunting methods,types,picture gallery[en] Species of Truffles,"hunting" techniques,types, [en] & [ro] [۱]
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ قارچ ترافل موجود است.Asef, MR (2013). " Distribution of Desert truffles in Iran. ". Proceedings of the Asian International Mycological Congress.
سروستان یکی از شهرهای استان فارس در جنوب ایران و مرکز شهرستان سروستان است. بخش مرکزی این شهرستان در ۷۷ کیلومتری جنوب شرق شیراز واقع است و به لحاظ موقعیت جغرافیایی در مرکز استان فارس واقع شده است. از محصولات مشهور آن میتوان به لبنیات بهخصوص دوغ)، پسته و زیتون اشاره کرد. این شهر یکی از شهرهای این استان است که در آن نفت نیز وجود دارد و پالایشگاه در آن دایر است.
مهاجرت از سروستان بزرگترین معضل این شهر میباشد که خود معلول نبود امکانات و شغل است، بیتوجهی به شهر سروستان باعث آمار بالای مهاجرت مردم این شهر به پایتخت و شیراز و شهرهای دیگر شده و به دنبال این موضوع کم شدن جمعیت شهر و حتی شهرستان سروستان هم یکی از دلایلی است که دولت و بخش خصوصی به سرمایهگذاری در آن توجهی نمیکند.
راهها
سروستان از شمال به منطقه ارسنجان، از شمال غرب به شیراز، از غرب به منطقه اکبرآباد کوار و کوار، از جنوب غرب به خفر، از جنوب به خاوران و تادوان، از جنوب شرق به فسا، از شرق به استهبان و نیریز و از شمال شرق به شهرستان خرامه و دریاچه بختگان منتهی میشود. با توجه به منشعب شدن جادهها در سروستان به سایر نقاط فارس ترافیک عبوری این شهرستان قابل توجه است. این شهرستان در مسیر اصلی شمال به جنوب کشور قرار دارد و جاده شیراز - بندرعباس از آن عبور میکند. مسیر ۷۰ کیلومتری شیراز-سروستان به صورت بزرگراه شامل دو خط از هر مبدأ میباشد. جاده آسفالت غنبی به طول ۵۶ کیلومتر از سمت شمال این شهرستان را به بخش خرامه متصل مینماید. همچنین جاده سروستان-خاوران در سمت جنوب محور ارتباطی شهرستانهای سروستان، استهبان و نیریز به جهرم میباشند.
جاذبههای مذهبی شهرستان
از جاذبههای مذهبی سروستان میتوان از امامزاده شاه صفی الدین کوهنجان، امامزاده اسحاق، بقعه بیبی شریفه مهارلو، امامزاده خدیجه بانو مهارلو و قدمگاه کوه چنار مهارلو نام برد
(کاخ ساسان بنانی)، مقبره شیخ یوسف بن یعقوب سروستانی، مسجد جامع تزنگ، قلعه انگشت گبری، قلعه مخروبه برزو، عمارت پیر رباط (خانقاءقطب الدین اولیاء (دایی سعدی))، خرف خانه، شهر براته تپه تاریخی مجاور کوهنجان، شهر تاریخی پیر بیابان، حمام کوهنجان، کاروانسراهای متعدد نظیر شاه عباسی مهارلو و خیرآباد و…، قلعههای گوناگون روستاهای کته گنبد، کمالآباد، دولتآباد، نظرآباد، سعادت آبادو… که برخی از این آثار امروزه جزء آثار ملی ثبت شده است و برخی هنوز ثبت نگشته است. در اینجا به ترتیب الفبا به ذکر مختصری از این آثار پرداخته میشود. کاخ ساسان به علت پروازهای جتهای آموزشی بر فراز آن در وضعیت بحرانی تخریب قرار دارد.[۳]
امامزاده بیبی شریفه خاتون: این امامزاده در شهرستان سروستان در جنوب شرقی روستای مهارلو در میان باغات بادام واقع شده است؛ که مربوط به قرون متأخر اسلامی میباشد.
قلعه انگشت گبری: در شمال شهرستان سروستان –انتهای جاده کمربندی سروستان به سمت فسا- واقع است؛ و مربوط به دوره ساسانی و قرون اولیه اسلامی میباشد. این اثر دارای آثار معماری جزئی و در داخل قلعه حصار و برجهای اطراف است که جهت تشخیص بافت معماری آن نیاز به حفریات باستانشناسی میباشد. وجه تسمیه این قلعه روشن نیست ولی قدر مسلم مربوط به زردشتیان قبل از اسلام و امور دینی آنان بوده است و در داخل آن چاهی در دل کوه حفر شده است و بنا به اقوال عموم پر از استخوان مرده است متأسفانه کاربرد این قلعه روشن نشده است.
تپه شرقی: این تپههای باستانی که مربوط به ازمنه پیش از تاریخ میباشد در شهرستان سروستان در میان باغات دهستان مهارلو واقع گشته که در ۵۰۰ متری جنوب جاده شیراز میباشد. تپههای باستانی و تلها، همان سکونتگاههای گذشته بودهاند که رو به ویرانی نهاده و به تلی از خاک تبدیل شده و آثار و بقایای زندگی مردمان گذشته را در دل خود مدفون ساختهاند.
تپههای امامزاده ابراهیم نظرآباد: در شهرستان سروستان-روستای نظرآباد – کیلومتر ۱۱ جنوب نظرآباد واقع است و مربوط به دوره ساسانی و اوایل دوره اسلامی میباشد.
تپههای شهر برات: واقع در ۲۵ کیلومتری شهرستان شیراز که در شمال کوه قلعه گریخته قرار گرفته است؛ و مربوط به دوره اسلامی میباشد.
تل برزو: در شهرستان سروستان قرار دارد و مربوط به دوره اسلامی میباشد.
تل پوک: در شهرستان سروستان و از مناطق بخش کوهنجان است و دوره آن مشخص نمیباشد.
تل سرخو: در شهرستان سروستان دهستان کنو –یک کیلومتری جاده سروستان به شیراز واقع گشته که به دوره اسلامی مربوط میباشد.
تل شاهرخی مهارلو: در شهرستان سروستان ۲ کیلومتری روستای مهارلو واقع است که مربوط به دوران پیش از تاریخ میباشد.
تل قلعهای مربوط به دورانهای تاریخی پس از اسلام است و در شهرستان سروستان، روستای کت گنبد واقع شده است.
تل محمد حسنی در شهرستان سروستان در ۵/۱ کیلومتری غرب روستای کنو واقع گشته و مربوط به دوره اسلامی است. این اثر در ۸/۵/۱۳۸۱ جزء آثار ملی به ثبت رسید. [شماره ثبت: ۶۰۲۶]
چهار طاقی پیر رباط در شهرستان سروستان واقع شده و مربوط به دوره اسلامی میباشد. این اثر در ۲۵/۱۲/۱۳۷۹ جزء آثار ملی به ثبت رسید. [شماره ثبت: ۳۳۹۷]در باغستان شمال سروستان که آبی خوش و گوارا دارا میباشد آثار عمارتی رفیع سنگی که متأسفانه امروزه بخش اعظم آن فرو ریخته است را میتوان رؤیت کرد. این بنا دارای دیوارهایی بس رفیع بوده که قسمتی از آن تا زاویه سقف پا برجاست و معلوم است که آینه کاری و دارای سقفی بسیار زیبا و منقش بوده است. گفته شده قطب الدین اولیاء، دایی شیخ سعدی، از مشایخ صوفیه قرن ۸هـ. ق در ان مکان سکنی گزیده و درهمین مکان به تدریس عرفان مشغول بوده است.
خرفخانههای تنگ غنیبی درشهرستان سروستان کیلومتر ۱۰ جاده سروستان به خرامه در سمت چپ جاده در ارتفاعات واقع است. این اثر مربوط به دوره اشکانی-ساسانی میباشد. در ۲۸/۶/۱۳۸۶ جزء آثار ملی به ثبت رسید. [شماره ثبت: ۱۹۷۳۵]
قبرستان مهارلو در شهرستان سروستان، در جنوب شرقی دهستان مهارلو در میان باغات واقع است؛ که مربوط به قرون متأخر اسلامی میباشد. این اثر در ۲۸/۶/۱۳۸۶ جزء آثار ملی به ثبت رسید. [شماره ثبت: ۱۹۷۲۳]
کاروانسرای خیرآباد شهرستان سروستان کیلومتر ۲۰ جاده سروستان به شیراز، روستای خیرآباد واقع گردیده است و مربوط به دوره صفویه میباشد. این اثر در ۲۵/۸/۱۳۸۴ جزء آثار ملی به ثبت رسید. [شماره ثبت: ۱۳۷۴۳][۴]
دیگر آثار تاریخی
تپه دم قنات دهنو این اثر در شهرستان سروستان واقع میباشد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره تاریخی است.
تپه تاریخی نظرآباد این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره تاریخی است و به خاطر مجاورت با روستای نظر آباد به این نام خوانده شده است.
تل پیر سلمان این اثر در شهرستان سروستان واقع شده است. از نظر قدمت این تل مربوط به دوره اسلامی است.
تل جلو چرخی این اثر در شهرستان سروستان واقع شده است. قدمت این تل مربوط به دوره اسلامی بر میگردد.
تل چاه دراز این اثر در شهرستان سروستان واقع است آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره تاریخی میباشد.
تل چاه شتری این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. قدمت این تل مربوط به دوره اسلامی میرسد.
تل چرخی این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره تاریخی است.
تل خزوکی این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره اسلامی است.
تل دامادی این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره اسلامی است.
نل سرو نخودی این اثر در شهرستان سروستان، روستای دهنو واقع شده است. قدمت این تل مربوط به دوره تاریخی میرسد.
تل سنگ سیاه این اثر در شهرستان سروستان واقع است. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره نوسنگی است.
تل عروسی این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره اسلامی است.
تل علیجانی این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. قدمت این اثر مربوط به دوره اسلامی است.
تل قلعه قنچین این اثر در شهرستان سروستان واقع است. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره تاریخی است.
تل گود رحیم این اثر در سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره پیش از تاریخ است.
تل مهارلو این اثر در شهرستان سروستان در روستای مهارلو قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوران تاریخی پیش از اسلام است.
تل مهر این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تل مربوط به دوره ساسانی است.
کاروانسرای شاه عباسی این اثر شهرستان سروستان قرار دارد و مربوط به دوره صفویه میباشد.
قلعه هاونی این اثر در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این قلعه مربوط به دوره تاریخی است.
تپههای خسروآباد این مجموعه در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این تپهها مربوط به دوره تاریخی میباشند.
تپههای کوهنجان این محوطه در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این محوطه مربوط به دوره تاریخی است.
تپههای مرشدی این محوطه در شهرستان سروستان قرار دارد. آنچه از قراین بر میآید این محوطه مربوط به دوره تاریخی است.[۴]
قلعه نطامی شوریجه این قلعه قلعه اصلی تمام روستاهای اطراف سروستان بوده ول بیش از ۲۰۰ سال قدمت دارد.
جاذبههای طبیعی سروستان
منطقه مهارلو که یکی از ۷ منطقه برتر گردشگری کشور است در این شهرستان قرار دارد.[۵]دریاچه مهارلو مهمترین جاذبه طبیعی این شهرستان است. از دیگر مناطق طبیعی سروستان میتوان به چشمه سرو نخودی نظر آباد، چشمه قمپ تزنگ واقع در روستای مؤمن آباد، چشمه غنیمی واقع در تنگ غنیمی کیلومتر ۱۵ جاده سروستان - خرامه، چشمه له یاسی (سهراب) واقع در روستای کت گنبد، باغ رباط سروستان، قدح فر در روستای نظرآباد، آب چشمه چنار، آب زنگی، آب محمد خالو، باغ حیدر، کوه زیره، آب گرم و چشمه معدنی و آب بیدک همگی واقع در دهستان مهارلو، آب مهارلو کهنه، آب شیخک در بکت، آب طلیکو مهارلو، آب باغک کت گنبد، آب امامزاده کوهنجان، تل زرد بکت، چشمه آبخونی مهارلو، کمرزرد نظرآباد، بوته نور دولتآباد، چشمه انجیرک، چشمه نباتی کوهنجان، چشمه آبریز جبل کوهنجان و کوه چنار مهارلو، چشمه موترک سیف آباد، چشمه چناراسیف آباد، باغ اعتبارسیف آباد، حمام قدیمی سیف آباد، قدمگاه دوازده امام سیف آباد، درخت پیرکنارسیف آباد، گود کیالک سیف آباد اشاره نمود.
جنگل غنیمی
مناطق گردشگری شهرستان سروستان
شهر هدف گردشگری کوهنجان
شهر کوهنجان در ۵۵ کیلومتری جنوب شرقی شهر شیراز واقع شده است؛ که از شمال به بخش خرامه و از جنوب به بخش خفر شهرستان جهرم و کوار، از غرب به شهرستان شیراز، از شرق به سروستان منتهی میگردد؛ و جاده فرعی تنگ حشی، این بخش را به بخش کوار شهرستان شیراز و جاده شیراز- جهرم متصل مینماید. جمعیت این شهر خوش آب و هوا حدود ۶۰۰۰ نفر است. به دلیل وجود جادههای باستانی استخر- شیراز- سروستان- دارابگرد و جاده سروستان – کوار-فیروز آباد موجب اتصال و ارتباط کوهنجان با مناطق همجوار گردید و به عنوان معبر و مسیر عبور ایلات و عشایر کوچرو شناخته شده است. از نظر قدمت تاریخی بایستی گفته شود که کشف سفالها در محوطه تاریخی کوهنجان و مهارلو و سیف آباد در سال ۱۹۷۱ توسط باستان شناسان خارجی وجود شهری آباد متعلق به دوره هخامنشیان را نشان میدهد. بیشتر آثار، بناها و شواهد موجود نشان میدهد که کوهنجان در عصر ساسانی یکی از مناطق قدیمی فارس بهشمار میرفته و با توجه به موقعیت خاص آن که در مسیر ارتباطات شمال، جنوب، شرق، غرب فارس و راه منتهی به تخت جمشید قرار داشته نقش فعالی در تجارت داخلی و خارجی داشته است که وجود جادههای قدیمی، قناتها، قلعهها تپهها و آثار مربوط به آن دوره تجلی این نقش میباشد. از سوی دیگر وجود ویرانههای شهر براته و گورستان باستانی در جوار آن و گورستان مهارلو و گورستان باستانی کوهنجان و همچنین وجود چشمههای موجود در مهارلو و کوهنجان چگونگی تکوین تمدن و زندگی را در این بخش منعکس مینماید.
روستای هدف گردشگری مهارلو
مهارلو یکی از روستاهای شهرستان سروستان محسوب میشود که زیر نظر بخش کوهنجان اداره میشود. این روستا در ۴۵ کیلومتری شهرستان سروستان واقع گشته است و حدود ۵هزار نفر جمعیت دارد. این روستا دارای جاذبههای گردشگری و تاریخی چشمگیری است که از آن جمله میتوان به چشمه آب درمانی مهارلو که برای بیماریهای پوستی مفید میباشد و از اقصی نقاط کشور بازدیدکننده دارد. آب چشمه چنار مهارلو نیز جزء مناطقی است که کلیه کوهنوردان و مسافران را به سوی خود جذب میکند و مردم معتقدند که قدمگاه حضرت علی میباشد. چشمه آبخونی که در ضلع غربی مهارلو واقع است. آب زنگی، آب محمد خالو، باغ حیدر، کوه زیره، آب بیدک و… که از جاذبههای طبیعی روستای مهارلو محسوب میشوند و هر ساله تعداد بیشماری از دوستداران طبیعت را به سوی خود جذب میکنند.[۴]
منطقه نمونه گردشگری رباط
باغات رباط از قدیمالایام بخشی از سروستان و معروف به مزرعه رباط بوده است. همانطور که میدانیم واژه «رباط» بهمعنی کاروانسرا میباشد. آنچه که اذهان عمومی نیز بر آن ادعا دارند این است که در این منطقه کاروانسرا وجود داشته است؛ که در ضلع شمالی باغات رباط واقع بوده است. کشاورزان باغات معتقدند که ویرانههای موجود بخشی از آثار مسجد و حمام و مقبره میباشد که بقایایی از دوران ایلخانی میباشند. بین محدوده باغات و کوهپایههای شمالی زمینهای شیب حداکثر ۵٪ وجود دارد که مناسبترین محل برای اماکن گردشگری میباشند.
هنرهای مردم منطقه از دیر باز قالیبافی، نمدمالی، کلاهبافی، ملکیدوزی، کوزهگری، دولچهسازی بوده که بعضی از آنها بهدست فراموشی سپرده شده است.[۶]
ساختار جمعیتی
جمعیت سروستان از لحاظ ساختاری ترکیبی از دو گروه فارس که بومیان منطقهای میباشند و همچنین گروه عشایری که بیشتر از مناطق اطراف در دوران مختلف به منطقه وارد شده و ساکن گشتند میباشد. عشایر منطقه بیشتر از ایل عرب خمسه تیره حسانی -باصری و لر و ترک و میباشند. از نظر شغلی درصد زیادی از مردم به کارهای خدماتی و کشاورزی مشغولند. گویش محلی با لهجه سروستانی نیز در منطقه رواج دارد
از محلهها و شهرکهای این شهر پر قدمت به محلات شیخ یوسف حاج نظری ابراهیم خانی (به لهجه محلی ابرام خانی) حسنآباد کوچه پایین حسنآباد کوچه بالا هفتو (ولیعصر) تزنگ سرو و آهنگران و آن محله (به لهجه محلی او محله) نام برد
بیمارستان شهدا با ظرفیت ۳۲ تخت فعال که در سال ۱۳۷۲ تأسیس گردید و دارای بخشهای اطفال، داخلی، جراحی زنان و زایمان، جراحی چشم، جراحی گوش و حلق و بینی، پست پارتوم، جراحی عمومی، بخش نوزادان، CCU، زنان و اورژانس بستری است[۷]
مرکز خدمات جامع سلامت شهری سروستان
سطح سواد
با توجه به سرشماری نفوس و مسکن در سال ۱۳۸۵، ۷۶ درصد مردم شهرستان سروستان دارای سواد عمومی بوده و ۱۰٫۵ درصد دارای تحصیلات دانشگاهی میباشند.[۸]
شهرستان بیشتر دارای پوشش گیاهی علفی و دو نوع درختی و درختچهای شامل بنه، زبان گنجشک، بادام کوهی، ارس، زرشک، بلوط و … میباشد، همچنین دارای باغهای زیتون و پسته بوده به عنوان مثال میتوان به نزدیک به ۲۰۰۰هکتار باغ پسته در شهرستان اشاره نمود. از مهمترین باغها و شرکتهای تولید پسته ایران که به اروپا و سایر کشورهای جهان صادر میشود میتوان به پسته حاج شیرزا و امین فریدونی ونعمت اللهی و شیخ الاسلام و علیرضا اسپرجانی و حاج ملکحسین اسپرجانی و نورالله اسپرجانی و پسته سروستان و کره پسته آرنا اشاره کرد با توجه به رونق کشاورزی در این منطقه، سروستان یکی از تولیدکنندگان عمده گندم در استان فارس بهشمار میرود.