معنی و شرح بیت رودکی
مرد کارگر و مزدبگیر در ابتدای کار خود، با اشتیاق، کار و تلاش بیوقفهای را آغاز کرد، اما «دستان» (فریبکاری، حیلت، یا مکر زمانه) در برابر او به شکلی بیرحمانه و بدون خستگی (بیکیار) دست به کار شد و موانعی ایجاد کرد. «کیار» در ادب فارسی به معنای خستگی، ماندگی، توقف یا آرامش است و «بیکیار» یعنی بیوقفه، بدون خستگی و بیدرنگ.
واژهشناسی پیشااسلامی بیت
| واژه | ریشه / زبان پیشااسلامی | معنا و توضیحات |
| مرد | ایرانی باستان martya- / پهلوی mard | انسان، مرد. |
| مزدور | ایرانی میانه (پهلوی mōzdwar) | مزدبگیر، کارگرِ مزدبگیر. |
| کار | ایرانی باستان kāra- / پهلوی kār | عمل، پیشه، فعالیت. |
| پیش | ایرانی باستان pišá- / پهلوی pēš | جلو، در برابر. |
| دستان | ایرانی میانه / اوستایی dastāna- | فریب، مکر، نیرنگ (یا در اینجا به معنای دستانِ کارگر نیز قابل تأویل است). |
| بیکیار | ایرانی میانه (پهلوی kērtār یا ریشه kīr به معنی خستگی) | بدون خستگی، بدون آرامش. |
کتابت واژگان با خط پهلوی ساسانی (کتیبهای یا کتابی)
اگر نویسندگان و دبیران دورههای مختلف ساسانی یا بزرگان دربار خسرو انوشیروان (با تدبیر بزرگمهر) و حتی موبدان نامداری چون کرتیر میخواستند این مفاهیم پارسی را با خط پهلوی (کتابی یا کتیبهای) بنگارند، واژگان اصلی را به سبک خط پهلوی و با بهرهگیری از هزوارشها (واژگان آرامیِ مکتوب که به زبان پارسی میانه خوانده میشدند) به نگارش درمیآورند. سبک و سیاق کتابت آنان به صورت زیر بود:
نگارش واژه «مرد» (پهلوی: mlt' / mard): با حروف صامت پهلوی به شکل m-l-t' نوشته میشد.
نگارش واژه «کار» (پهلوی: k'l' / kār): به صورت k-l-' کتابت میگردید.
نگارش واژه «پیش» (پهلوی: pēš): به صورت p-y-š نوشته میشد.
اگر بزرگمهر حکیم یا موبد موبدان کرتیر این بیت را روی سنگنوشته یا پوستنوشته (پهلوی کتابی) ثبت میکردند، ساختار املایی آن ترکیبی از خط پهلوی منفصل یا متصل ساسانی بود که در آن واژگان به جای الفبای عربی-فارسی، با حروف صامتمحور پهلوی و نشانهگذاریهای محدود نگاشته میشدند. نویسندگان دوره اسلامی (مانند رودکی) این میراث زبانی را از متون پهلوی و یادلویسهای باستانی به شعر دری منتقل کردهاند.
دقیقی گوید:
خمار دارد و همواره با کیار بود
بسا سرا که جدا کرد در زمانه خمار
مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟
شرح و معنی بیت
دقیقی طوسی در این بیت به بازی با واژگان و ایهام پرداخته است. واژه «خمار» در مصراع اول به معنای خماری، مستی و رخوت پس از بادهگساری است، اما در مصراع دوم و همچنین در نامهای خاص و اساطیری، میتواند به مفهوم «خمار» (نام پهلوان یا شخصیتی در شاهنامه) یا به معنای پوشش، تاریکی و فریب زمانه باشد. مفهوم کلی بیت این است که روزگار (زمانه) همواره مست و خمار است و پیوسته با «کیار» (پادشاهان، بزرگان یا منسوب به کیان) همراه بوده، اما همین زمانه خمارآلود، سراهای بسیاری را در طول تاریخ از یکدیگر جدا و ویران کرده است.
واژگان پیشااسلامی و ریشه آنها
کیار: ریشه در زبانهای ایرانی میانه (پهلوی ساسانی و اشکانی) و مرتبط با واژه باستانی Kay (کوی/کی) به معنای پادشاه و فرمانروای کیانی است پسوند «ار» در اینجا پسوند نسبت یا جمع است.
زمانه: ریشه در ایرانی میانه (zamān) و از اوستایی zravāna (زمان، دهر) گرفته شده است.
سرا: واژهای اصیل ایرانی، مشتق از فارسی میانه srāδ یا sarāg به معنای خانه، کاخ و مکان سکونت.
خمار: واژهای با ریشه سامی (عربی خ م ر) که البته در شکلگیری واژگان دیوانی و پزشکی دوره ساسانی نیز بازتاب یافته است، اما در اینجا با ساختار شعر فارسی کهن آمیخته شده است.
شیوه نگارش واژگان با خط پهلوی (کتیبهای یا کتابی)
اگر نویسندگانی چون بزرگمهر حکیم، موبد کرتیر یا دبیران دربار نوشیروان میخواستند واژگان این بیت (با تمرکز بر واژگان اصیل ایرانی آن) را به خط پهلوی کتابی (سدههای سوم تا هفتم میلادی) بنگارند، از سبک نوشتاری زیر بهره میبردند:
کیار (Kayār / Kayān): به پهلوی کتابی به صورت 𐭪𐭩𐭠𐭭 یا 𐭪𐭩𐭠𐭫 نوشته میشد که حرف «ک» (k)، «ی» (y)، «الف» (ā) و «ر/ن» را در بر میگیرد.
زمانه (Zamānag): در خط پهلوی با حروف 𐭆𐭬𐭠𐭭𐭪 (Z-M-Ā-N-G) تحریر میشد، زیرا پسوند پهلوی -ag در خط به صورت حرف g یا k مکتوب میگردد.
سرا (Sarāg): به خط پهلوی کتابی به شکل 𐭮𐭫𐭠𐭪 یا 𐭮𐭫𐭠 (S-L-Ā-G) نگاشته میشد.
سبک و سیاق نگارش دبیران ساسانی
بزرگمهر و موبد کرتیر این واژگان را بر اساس سنت دیرین دبیر خانه ساسانی با استفاده از خط پهلوی کتابی (پازند/دين دبیره) یا کتیبهای تحریر میکردند. در این سبک، بسیاری از واژگان اصیل ایرانی با خطی منفصل یا متصل نوشته میشدند که در آنها حروف همآوا (مانند «ر» و «و» یا «د» و «ژ») اشتراک ظاهری داشتند و خوانش درست آنها وابسته به دانش واژهشناسی یا همان «هزوارشخوانی» دبیر بود. کرتیر در کتیبههای سنگنوشته خود (مانند کعبه زرتشت) از خطی بسیار رسمی، مستحکم و کتیبهای استفاده میکرد، در حالی که بزرگمهر در مقام وزرات، با خط تحریری و روانترِ کتابی نامهها و اندرزنامهها را تدوین مینمود.
//////////
کیار. [ کیا / کُ ] (اسم) کاهلی. (لغتفرس اسدی، چ اقبال، ص ۱۲۷). بهمعنی کاهلی باشد. (برهان) (آنندراج). کاهلی. تنبلی. (ناظمالأطباء):
خماردار همهساله باکیار بود
بسا سرا که جدا کرد از او زمانه خمار.
(دقیقی، از یادداشت بهخط مرحوم دهخدا).
یکی پارسی بود بس نامدار
که سوجان بدش نام او بیکیار.
(فردوسی، از یادداشت بهخط مرحوم دهخدا).
رجوع به بیکیار شود.
|| نام گیاهی هم هست. (برهان) (آنندراج) (ناظمالأطباء).