۱۴۰۵ خرداد ۲۸, پنجشنبه

رنگ - بز کوهی باشد. فرخی گفت ز سر ببر ّد شاخ و ز تن بِدَرَّد پوست صیدگاه زِ بهرِ زِه کمان تو رنگ.

رنگ /rang/

فرهنگ فارسی عمید / قربان‌زاده

شتر قوی که برای جفت‌گیری نگه می‌دارند: ◻︎ کاروانی بی‌سرا کم داد جمله بارکش / کاروانی دیگرم بخشید بختی جمله رنگ (فرخی: ۴۵۳). نام علمی امروزی شتر تخمی

با توجه به متن لغت‌نامه عمید/قربان‌زاده که فرستادید، واژه «رنگ» در این بیت از فرخی سیستانی به معنی شتر نر قوی و سالمی است که برای تولید مثل و جفت‌گیری (لوک یا شتر تخمی) نگه‌داری می‌شود.

در اصطلاح زیست‌شناسی و دام‌پزشکی مدرن، «نام علمی امروزی شتر تخمی» به صورت یک واژه لاتین مجزا برای شتر جفت‌گیر وجود ندارد، بلکه همان نام علمی گونه شتر به همراه اصطلاح فنی آن مد نظر است.

به طور کلی نام علمی انواع شتر به شرح زیر است:

شتر دوکوهانه: Camelus bactrianus


شتر تک‌کوهانه (عربی): Camelus dromedarius
اصطلاحات علمی و فنی امروزی برای شتر تخمی:

در متون علمی و دامپروری امروزی، برای اشاره به شتر نری که مخصوص جفت‌گیری و اصلاح نژاد است، از واژگان زیر استفاده می‌شود:

Breeding Male / Breeding Camel: اصطلاح عمومی انگلیسی برای شتر نر مولد.


Stud Camel: اصطلاح تخصصی برای حیوان نر مرغوب و گزینش‌شده‌ای که برای جفت‌گیری نگه‌داری می‌شود.


لوک (Look): در زبان فارسی و بومی ایران، همچنان به شتر نر تیز و فحل که آماده جفت‌گیری است «لوک» یا «لوکِ تخمی» می‌گویند که دقیقاً معادل همان واژه «رنگ» در شعر فرخی است.

///////////////

بز کوهی. [ ب ُ زِ ] (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) رَنگ . (فرهنگ اسدی). صدیع. قفاص . (منتهی الارب). معز وحشیة. تیس جبلی . پازن . اُیَّل . وعل . ثیتل . ارقب . (یادداشت بخط دهخدا). بز وحشی . شکار. پازن. نوع وحشی بز که در کوهستانهای ایران و ترکیه و افغانستان و چین و هندوستان فراوان است و شکارچیان صید میکنند. از صفرایی که در کیسه ٔ صفرای این حیوان است در قدیم بعنوان ضدّسم در تداوی استفاده میکردند بدین ترتیب که پس از کشتن آن صفرای موجود در کیسه ٔ زردابش را خشک و منجمد کرده بنام پازهر و یا پازهر حیوانی ببازار عرضه میداشتند. ولی امروزه میدانیم که عمل ضدّسم سازی کبد در کبد همه ٔ حیوانات صورت می گیرد و از ترشحات صفراوی کلیه ٔ حیوانات میتوان بدین منظور استفاده کرد. در تداول عامه منظور از بز کوهی بیشتر جنس نر حیوان است . (فرهنگ فارسی معین ) : گوشت بز کوهی و میش کوهی بدو [ بگوشت گاو کوهی] نزدیک باشد. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی).

/////////////////////

بز کوهی آلپی، یک نژاد بومی بز اهلی سوئیس است. این گونه در سراسر سوئیس و در بخش‌هایی از شمال ایتالیا و اتریش پراکندگی دارد و به کشورهای دیگر از جمله فرانسه صادر شده‌است. دو سویه، یک نوع شاخدار گریسونس یا گراوبوندن در بخش شرقی این کشور، و یک نوع بی‌شاخ از بزریک سابق از Oberhasli و ناحیه برینز و دریاچه برینز در مرکز سوئیس مرکزی وجود دارد. در برخی کشورها، گونه بی‌شاخ ممکن است یک نژاد جداگانه از بز Oberhasli در نظر گرفته شود. کتاب گله سوئیسی در سال ۱۹۳۰ تأسیس شد.گله مخلوطی از بزها، با بزهای رنگارنگ در وسط، با بزهای راه‌راه تیره گریزون در پشت آنها

منابع
مشارکت‌کنندگان ویکی‌پدیا. «Chamois Coloured goat». در دانشنامهٔ ویکی‌پدیای انگلیسی، بازبینی‌شده در ۱۱ بهمن ۱۴۰۰.
این صفحه آخرین‌بار در ۳۱ مارس ۲۰۲۶ ساعت ۱۸:۰۵ ویرایش شده است.
این صفحه با استفاده از پارسوئید رندر شده است.

 


 The Indigenous Life

4h 
Stunning images celebrating Native American heritage and the enduring strength of Indigenous communities are capturing widespread attention across social media. From tr…
See more
تحلیل از اسپوتنیک روسیه ؛
"نقش روسیه و چین در توافق تهران–واشنگتن گویای تغییر معماری قدرت در خاورمیانه"
نتیجه‌گیری درباره پایان نفوذ آمریکا یا جایگزینی آن با روسیه و چین زودهنگام خواهد بود.
توافق تازه میان ایران و آمریکا نشانه‌ای از تغییر تدریجی معماری قدرت در خاورمیانه است. تشکر مستقیم دونالد ترامپ از ولادیمیر پوتین و اشاره او به نقش چین در تسهیل روند توافق، نشان می‌دهد که پرونده‌های امنیتی منطقه دیگر صرفاً در چارچوب هژمونی آمریکا مدیریت نمی‌شوند و بازیگران اوراسیایی به بخشی از معادله تبدیل شده‌اند.
در کوتاه‌مدت، بزرگ‌ترین دستاورد روسیه و چین از این توافق، تثبیت جایگاه خود به‌عنوان لابی‌گرهای معتبر در بحران‌های خاورمیانه است. طی سال‌های اخیر، مسکو با امضای پیمان مشارکت راهبردی با ایران و پکن با توسعه شبکه اقتصادی و انرژی خود در منطقه، تلاش کرده‌اند خود را از جایگاه بازیگران حاشیه‌ای به بازیگران تعیین‌کننده ارتقا دهند.
اکنون نیز حضور نام روسیه و چین در فرآیند شکل‌گیری توافق تهران–واشنگتن، این پیام را به کشورهای منطقه منتقل می‌کند که برای حل بحران‌های بزرگ دیگر تنها یک مسیر از واشنگتن عبور نمی‌کند.
با این حال، نتیجه‌گیری درباره پایان نفوذ آمریکا یا جایگزینی آن با روسیه و چین زودهنگام خواهد بود. واقعیت این است که توافق اخیر همچنان تحت رهبری سیاسی واشنگتن شکل گرفته و ابزارهای اصلی تضمین اجرای آن از رفع تحریم‌ها گرفته تا بازگشایی تنگه هرمز و ترتیبات امنیتی منطقه در اختیار ایالات متحده است.
حتی رسانه‌های غربی نیز تأکید دارند که بخش عمده مفاد توافق و مذاکرات آتی درباره برنامه هسته‌ای ایران بدون نقش فعال آمریکا قابل تحقق نیست.
بنابراین، نزدیک‌ترین ارزیابی به واقعیت این است که آمریکا جایگاه خود را به‌عنوان مهم‌ترین قدرت امنیتی خاورمیانه از دست نداده، اما انحصار آن شکسته شده است. اگر در دهه‌های گذشته واشنگتن خود را تنها ضامن امنیت منطقه می‌دانست، اکنون شاهد شکل‌گیری یک الگوی چندقطبی هستیم که در آن روسیه و چین به بازیگران اثرگذار در مدیریت بحران‌ها تبدیل شده‌اند. این امر نشانه‌ای از پایان دوران تک‌قطبی در خاورمیانه و آغاز رقابت قدرت‌های بزرگ بر سر نقش‌آفرینی در نظم جدید منطقه‌ای است.


Putin and Philippines’ Marcos address Asian leaders summit in Russia (VIDEO)


HomeWorld News

Scott Ritter: America lost the Iran war, but Americans are being sold a victory
This is the ‘Hormuz Effect’ – the ultimate symbol of the decline of the American dreamPublished 18 Jun, 2026 13:39 | Updated 18 Jun, 2026 14:40



Scott Ritter is a former US Marine Corps intelligence officer and author of 'Disarmament in the Time of Perestroika: Arms Control and the End of the Soviet Union.' He served in the Soviet Union as an inspector implementing the INF Treaty, in General Schwarzkopf’s staff during the Gulf War, and from 1991-1998 as a UN weapons inspector.

@RealScottRitter@ScottRitter

© Anna Moneymaker / Getty Images


The US-Iran War is officially over. After months of back-and-forth negotiations, a finalized Memorandum of Understanding (MOU) has been signed by US President Donald Trump and his Iranian counterpart Masoud Pezeshkian, the fighting stopped, and shipping will resume at Iranian ports and through the Strait of Hormuz.

It is this last part that deserves more attention, because the entire focus of the American effort during the negotiation period boiled down to getting oil flowing freely once again through this choke point. As James Carvelle famously noted during former US President Bill Clinton’s 1992 election, “It’s the economy, stupid.”

The minutia of foreign policy can drive those elites in power, but to remain in power they need the support of the people on election day, and to get that support they need to attend to affairs of the wallet. It’s the economy, stupid.

The Israeli-driven military misadventure has ended in a strategic defeat for the United States. The inescapable irony is that the principle negotiating position of the US – the opening of the Strait of Hormuz – existed only because of this war. Before the US and Israel committed their combined act of perfidy back in February of this year, the Strait of Hormuz was open to all shipping, and there were no income-generating transit fees.

Read more Trump signs memorandum of understanding with Iran (VIDEO)


The nuclear issue, on which so much emphasis was placed at the start of this war, has evaporated, replaced by token references to common sense.

The US blockade is likewise dissipating. The MOU calls for it to be totally lifted in 30 days, along with the opening of the Strait of Hormuz. Because Trump needs the oil to flow. Now.

Because it’s the economy, stupid.

This is the ‘Hormuz Effect’, the reality attached to the fact that Iran’s control of this strategic waterway has empowered it like no nuclear weapon ever could. Iran will forever be positioned to squeeze the economic life out of the world. And there is nothing the US military can do about it.

While the rest of the world ponders the geopolitical consequences of American (and Israeli) imperial overreach, the resumption of the flow of oil out of the Persian Gulf is being touted as a masterstroke of US diplomacy, the epitome of presidential leadership, and the result of American grit, determination and military prowess.

Of course, all this is being done to get the American economy (and that of the world, since everything is interconnected these days) back on track, so that by September some impressive economic growth and prosperity statistics can be generated for an American audience unable and/or unwilling to ask the obvious questions, such as how is the return to an economic ‘normal’ that existed before Trump ordered the US military to attack Iran considered good policy?

Read more Iran declares victory over US


Left unspoken will be the real economic costs of this war – the depletion of the US arsenal of precision-guided munitions, and the excessive replacement costs the US taxpayer will be called upon to bear. The billions of dollars in destroyed and damaged infrastructure throughout the Middle East.

And the lives lost – those of American servicemembers (a relatively small number), and those of the Iranian people (thousands, including the 165 children murdered while attending school in Minab).

There is no time for morality and common sense amongst the American people. They have money to spend – gas prices are down, and there is a consumer-driven life that must be led. Because it’s the economy, stupid.

This is the ‘Hormuz Effect’: the deliberate dumbing-down of a society driven more by the need to sustain an artificial cocoon of comfort than the necessity of building a foundation of moral and legal responsibility.

Because with responsibility comes the need for accountability, and no American will be called to account for the embarrassing defeat the US has suffered because of this war.

The world will now wrestle with the questions of how the US fits into a changing world order, and any President worth his salt would do the same. But this would require the ability to engage in constructive self-criticism.

Read more Why the US-Israel war on Iran failed


Instead, the American population will be sold a non-existent victory while being unable to pick out the Strait of Hormuz on a map, let alone Minab. As long as the terms of the MOU hold, the American people may yet forget about the costs they have collectively paid for this Middle East debacle, and instead focus on the trickle of dollars diverted their way, as if this temporary thickening of the American wallet symbolizes the victory of a nation.

The ‘Hormuz Effect’ is the ultimate bribe for a people who have lost all self-respect. A people willing to sweep the crimes committed in their names under a carpet of illusory economic well-being.

The ‘Hormuz Effect’ is the ultimate symbol of the decline of the American dream.

Because it’s the economy, stupid.


با توجه به توافق ایران و امریکا چقدر احتمال می رود رهبر جدید ایران در مراسم تشییع ترحیم و تدفین آیت الله خامنه ای شرکت کند و در انظار دیده شود؟


با توجه به تحولات سیاسی و میدانی اخیر در سال ۲۰۲۶، احتمال حضور علنی و دیده شدن رهبر جدید ایران (حجت‌الاسلام مجتبی خامنه‌ای) در مراسم تشییع، ترحیم و تدفین آیت‌الله خامنه‌ای بسیار بالا و در واقع قریب به یقین ارزیابی می‌شود.


دلایل و ابعاد این موضوع را می‌توان در چند بخش کلیدی تحلیل کرد:
۱. پیوند توافق ایران و آمریکا با امنیت مراسم

یکی از دلایل اصلی تأخیر بی‌سابقه و بیش از چهارماهه در برگزاری مراسم تشییع (پس از درگذشت آیت‌الله خامنه‌ای در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶)، ملاحظات شدید امنیتی و نظامی بود. با امضای توافق‌نامه و یادداشت تفاهم اخیر میان ایران و آمریکا (در ۱۷ ژوئن ۲۰۲۶) که به توقف عملیات نظامی، برقراری آتش‌بس پایدار ۶۰ روزه و کاهش تنش‌ها انجامید، بستر امنیتی لازم برای خروج رهبر جدید از قرنطینه‌های امنیتی فراهم شده است. این توافق عملاً ریسک حملات هوایی یا ترور در یک تجمع میلیونی را به حداقل رسانده و به حکومت اجازه می‌دهد با خیالی آسوده‌تر رهبر جدید را در انظار عمومی قرار دهد.

Wikipedia+ 2


۲. ضرورت مبرم کسب مشروعیت سیاسی و مذهبی

مراسم تشییع رسمی که بنابر اعلام رسانه‌های دولتی از ۱۴ تا ۱۹ تیرماه ۱۴۰۵ (۴ تا ۹ ژوئیه ۲۰۲۶) در شهرهای تهران، قم و مشهد برگزار خواهد شد، بهترین و حیاتی‌ترین فرصت برای تثبیت قدرت رهبر جدید است:

www.iranintl.com



در تهران (۱۴ تا ۱۶ تیر): حضور رهبر جدید در مصلای تهران و اقامه نماز یا ایستادن در راس مراسم، نماد به‌دست گرفتن کنترل اجرایی و سیاسی کشور و بیعت نیروهای مسلح و بدنه هوادار حکومت با اوست.


در قم (۱۷ تیر): حضور علنی او در میان مراجع و آیات عظام قم، گامی ضروری برای جلب تاییدیه مذهبی و فقهی حوزه علمیه است که برای جایگاه پیشوایی مذهبی او حیاتی تلقی می‌شود.

Loggyourlife


۳. سنت سیاسی جمهوری اسلامی در انتقال قدرت

در ساختار سیاسی ایران، جانشین باید به صورت نمادین مشروعیت خود را از رهبر پیشین وام بگیرد؛ همان‌طور که آیت‌الله خامنه‌ای در سال ۱۳۶۸ نقش محوری را در تشییع و نماز آیت‌الله خمینی ایفا کرد. عدم حضور یا پنهان شدن رهبر جدید در چنین مراسم تاریخی و منحصربه‌فردی، در افکار عمومی و فضای بین‌المللی نشانه ضعف، ترس یا عدم تسلط بر اوضاع تعبیر خواهد شد؛ هزینه‌ای که نظام در این برهه حساس انتقالی به هیچ وجه مایل به پرداخت آن نیست.

Council on Foreign Relations


چه چیزی را باید رصد کرد؟

Wikipedia+ 1

بسیاری از تحلیل‌گران بین‌المللی معتقدند نخستین سخنرانی یا حضور رسمی و عمومی مجتبی خامنه‌ای در روزهای آغازین این مراسم در تهران (احتمالاً ۱۴ یا ۱۵ تیر)، جدی‌ترین محک برای سنجش میزان نفوذ، استقرار کامل قدرت او و نحوه پذیرش وی از سوی نخبگان روحانی و نظامی کشور خواهد بود.

 https://x.com/farvardin0759/status/2067561308069703869?s=20



واکنش‌ گسترده قانون‌گذاران آمریکا به تفاهم‌نامه صلح با ایران؛ «ریگان در گور خود لرزید»

منبع تصویر،X/White Houseتوضیح تصویر،دونالد ترامپ در پاسخ به انتقادها گفته است: با این تفاهم‌نامه بازار بورس همین حالا به رکورد تاریخی رسیده و قیمت نفت هم در حال سقوط است
منتشر شده در۵۷ دقیقه پیش
زمان مطالعه: ۵ دقیقه


تفاهم‌نامه صلح ایران و آمریکا برای پایان دادن به جنگ واکنش‌های گسترده‌ای را در آمریکا در پی داشته است و این تفاهم‌نامه با انتقاد نمایندگان دموکرات و بعضی از اعضای حزب جمهوری‌خواه، روبرو شده است. بعضی از این منتقدان می‌گویند که این توافق به اندازه کافی برنامه هسته‌ای ایران را محدود نمی‌کند و همچنین به ایران امکان می‌دهد که همچنان از تنگه هرمز به عنوان ابزار فشار استفاده کند.


مایک پنس، معاون سابق رئیس‌جمهور آمریکا، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: این تفاهم‌نامه «بوی نوعی مماشات را می‌دهد که دولت ما مخالف آن در توافق هسته‌ای اوباما و ایران بود.»


مایک پنس، که در دوران اول ریاست جمهور دونالد ترامپ معاون او بود، به فاکس نیوز گفت که این توافق هیچ تعهدی به برچیدن برنامه هسته‌ای ایران یا «پایان دادن به حمایت از گروه‌های نیابتی تروریستی» در بر ندارد.


بیل کسیدی، سناتور جمهوری‌خواه از ایالت لوئیزیانا که اخیرا در رقابت برای حفظ کرسی خود از نامزد مورد حمایت دونالد ترامپ شکست خورد، گفت: ««ریگان در گور خود می‌لرزد. این بزرگ‌ترین اشتباه سیاست خارجی آمریکا در چند دهه اخیر است.»


این سناتور جمهوری‌خواه همچنین گفت که ایران «فهمیده است که تهدید تنگه هرمز جواب می‌دهد» و دوباره این کار را خواهد کرد.


تد کروز، سناتور جمهوری‌خواه ایالت تگزاس و از منتقدان سرسخت ایران در کنگره آمریکا، درباره صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری پیش‌بینی‌شده برای ایران ابراز نگرانی کرد.


او به خبرنگاران گفت: «دادن میلیاردها دلار به تندروهای مذهبی که می‌خواهند ما را بکشند، فکر خوبی نیست. به نظر من متاسفانه رئیس‌جمهور، مشاوره‌های نادرستی دریافت می‌کند.»


توماس مسی، عضو حزب جمهوری‌خواه و از مخالفان دونالد ترامپ که اخیرا در انتخابات مقدماتی کنتاکی شکست خورد، هم نگرانی‌هایی را در مورد طرح ۳۰۰ میلیارد دلاری اختصاص داده شده در این توافق‌نامه برای ایران مطرح کرد و در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «۳۰۰ میلیارد دلار، ۵ برابر بیشتر از هزینه سالانه کنگره برای جاده‌ها و پل‌های ما است.»
پربیننده‌ترین‌ها

End of پربیننده‌ترین‌ها



گزیده‌ای از مهم‌ترین خبرها، گزارش‌های میدانی و گفت‌وگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.

اینجا مشترک شوید

پایان % title %


پیش‌تر در روز چهارشنبه، مقام‌های آمریکایی در نشستی خبری متن تفاهمنامه را به طور کامل قرائت کردند و گفتند که آمریکا بر اساس صندوق ۳۰۰ میلیارد دلاری «حتی یک سنت» به ایران پرداخت نخواهد کرد.


یکی از این مقام‌ها در توضیحی فرضی گفت که اگر ایران «رفتار مناسبی» داشته باشد، برای مثال مقام‌های امارات متحده عربی می‌توانند با موافقت آمریکا یک نیروگاه برق در ایران احداث کنند.


دونالد ترامپ نیز در نشست گروه هفت گزارش‌ها درباره پرداخت پول از سوی آمریکا به ایران در قالب این صندوق را «خبرسازی جعلی» خواند.


با این حال، آقای ترامپ گفت دارایی‌های ایران که در جریان جنگ مسدود شده‌اند، باید به این کشور بازگردانده شوند.


او افزود: «این پول ما نیست، پول خودشان است و ما آن را مسدود کرده‌ایم. فکر می‌کنم در مقطعی باید آن را پس بدهیم.»


این در حالی اس که دونالد ترامپ قبلا از تصمیم باراک اوباما، رئیس‌جمهوری سابق آمریکا، برای آزادسازی یک میلیارد و ۷۰۰ میلیون دلار از دارایی‌های ایران، به همراه سود آن، در چارچوب توافق هسته‌ای سال ۲۰۱۵ انتقاد کرده بود. او در نخستین دوره ریاست‌جمهوری خود از آن توافق خارج شد.

منبع تصویر،Reutersتوضیح تصویر،مایک پنس، معاون سابق رئیس‌جمهور آمریکا، در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: این تفاهم‌نامه «بوی نوعی مماشات را می‌دهد


بعضی از اعضای حزب دموکرات‌ آمریکا هم ارزیابی بسیار منفی از این تفاهم‌نامه ارائه کرده‌اند.


آنتونی بلینکین، وزیر خارجه سابق آمریکا در دوران ریاست جمهوری جوبایدن در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: «تنها «دستاورد» آتش‌بس، بازگشایی احتمالی تنگه هرمز است که قبل از شروع جنگ باز بود. و ظاهرا ما به ایران برای انجام این کار پول خواهیم داد.»


او افزود: «ایران پیش از آنکه هرگونه امتیاز واقعی در مورد برنامه هسته‌ای بدهد، میلیاردها دلار از معافیت‌های فروش نفت و دارایی‌های مسدود شده خود بهره‌مند خواهد شد.»


جین شاهین، سناتور دموکرات ایالت نیوهمپشایر، به بی‌بی‌سی گفت این توافق «بسیار بد» است و به موضوعاتی مانند حمایت ایران از گروه‌های نیابتی منطقه‌ای، از جمله حزب‌الله، یا برنامه موشکی آن کشور نمی‌پردازد.


او گفت: «این توافق هیچ‌یک از اهدافی را که پرزیدنت ترامپ در آغاز جنگ مطرح کرده بود، محقق نکرده است.»


نانسی پلوسی، رئیس سابق مجلس نمایندگان آمریکا از حزب دموکرات هم در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت، باراک اوباما، رئیس جمهور سابق، «به طرز ماهرانه‌ای به توافقی با ایران دست یافت که مانع از دستیابی ایران به سلاح هسته‌ای شد.»


او افزود: «ترامپ آن توافق را پاره کرد و به جنگی رفت که به قیمت از دست دادن جان ۱۳ سرباز آمریکایی شجاع، افزایش قیمت بنزین و امضای "شکستی" که میلیاردها دلار برای مالیات دهندگان هزینه دارد، تمام شد.»

منبع تصویر،Reutersتوضیح تصویر،آنتونی بلینکین، وزیر خارجه سابق آمریکا نوشت: «تنها «دستاورد» آتش‌بس، بازگشایی احتمالی تنگه هرمز است که قبل از شروع جنگ باز بود.»


با وجود این انتقادها، بعضی از قانون‌گذاران مانند سناتور لیندسی گراهام، نماینده جمهوریخواه از کارولینای جنوبی، از این توافق حمایت کرده‌اند. او در پستی در شبکه اجتماعی ایکس نوشت: این توافق باعث ایجاد ثبات اقتصادی برای آمریکا و جهان خواهد شد.


دونالد ترامپ هم در شبکه اجتماعی سوشال تروث از موضع خود دفاع کرد.


او نوشت: «این نادان‌ها که فکر می‌کنند من در برابر ایران به اندازه کافی سخت‌گیر نبوده‌ام، در حالی که بازار بورس همین حالا به رکورد تاریخی رسیده و قیمت نفت هم در حال سقوط است، یا حسودند، یا آدم‌های بد، یا نادان.»


اما علاوه بر قانون‌گذاران آمریکا، جنگ با ایران و این تفاهم‌نامه واکنش‌هایی دیگری را هم در پی داشته است.


از جمله لری ساباتو، کارشناس نظرسنجی، در پاسخ به این سوال که آیا مردم آمریکا معتقدند که آمریکا در جنگ با ایران تحقیر شده است، گفت: «از همان روز اول، این جنگ با مخالفت شدید آمریکایی‌ها روبرو بود. این تنها جنگ مدرنی است که آمریکایی‌ها از ابتدا علیه آن موضع گرفتند.»


او افزود: «حتی برخی از اعضای جنبش ماگا (عظمت را به آمریکا بازگردانیم) که هسته اصلی رای‌دهندگان به دونالد ترامپ بود، درک می‌کنند که هر چند این جنگ به یک جنگ ابدی تبدیل نشد، حداقل هنوز نه، اما پیمان کلی که آنها در جریان انتخابات ریاست جمهوری با ترامپ داشتند نقض کرد، به این معنا که او قرار بود از اشتباهات سیاست خارجی و جنگ‌های نابخردانه روسای جمهوری مانند جورج دبلیو بوش اجتناب کند.»


ساباتو که مدیر مرکز سیاست در دانشگاه ویرجینیا و متخصص افکار عمومی و تحقیقات است همچنین در پاسخ به این سوال که نئوکان‌ها، جناح مداخله‌گران بین‌المللی در حزب جمهوری‌خواه که بیشترین ارتباط را با جورج دبلیو بوش و جنگ عراق دارند، در کجا قرار می‌گیرند، گفت: «نئوکان‌ها هرگز ترامپ را دوست نداشته‌اند و این جنگ به آنها ابزار مورد نیازشان را (برای مخالفت) با او می‌دهد.»