۱۴۰۴ بهمن ۱۵, چهارشنبه

کشتار دولتی، کشتار دینی


1h ·
کشتار دولتی، کشتار دینی
رساله بیست و دوم از «رسائل اخوان الصفا» یک اثر فلسفی- اخلاقی -سیاسی است که به زبان حال نوشته شده است. داستان اصلی این رساله مجالس مناظره ایست که در آنها انواع حیوانات زمینی و هوایی و دریایی شرکت جسته‌اند، و انسان هم به عنوان یکی از حیوانات در این مناظرات که در پیشگاه پادشاه اجنه یا پریان برگزار می‌شود شرکت جسته است. مسائل فلسفی و اخلاقی و سیاسی گوناگونی از زبان حیوانات از جمله انسان در این رساله مطرح می‌شود ولی مسئله اصلی همه این مناظره‌ها این است که انسان می‌خواهد بگوید که من از حیوانات دیگر برترم و برای این ادعا دلیل می‌آورد. ولی نمایندگان حیوانات دیگر دلایل انسان را رد می‌کنند و می‌گویند که انسان حق ندارد از حیوانات سوء استفاده کند و آنها را زجر بدهد و بکشد و خون آنها را بریزد و گوشت تن آنها را بخورد و پوست آنها را بکند و برای خودش کفش و کلاه درست کند. اصل این شکایت هم بعید نیست برگردد به فلسفه قدیم ایرانیان که معتقد بودند انسان نباید حیوانات را به هیچ وجه آزار دهد و از آنها سوء استفاده کند و حتی یک بار گوسپند، یعنی گاو مقدس، به اهورا مزدا شکایت می‌کند که چرا انسان‌ها اینطور ما را آزار می‌دهند.اهورامزدا هم در پاسخ می‌گوید که عوضش انسان‌ها مجبورند که جور گناهان شما را بکشند. نکته ظریفی که در کل این مناظره‌ها مطرح است این است که حیوانات به زبان حال سخن می‌گویند و این خود نشان می‌دهد که آنها از فصل ممیز انسان که ناطقیت است فراتر رفته‌اند و لذا هیچ مزیتی بر حیوانات دیگر ندارند.
باری، یکی از مسائل سیاسی که در این رساله از زبان انسان، که یک ایرانی است، مطرح می‌شود مسئله دین و دولت یا دین و شهریاری است، و اینکه این دو با هم برادرند، دو برادر دوقلو، و کشور به هر دو برادر نیاز دارد. البته، این در واقع همان سیاست کلی ساسانیان است که از زمان اردشیر بابکان مطرح شده است. اردشیر گفته بود که دین و دولت باید همچون دو برادر باشند ولی در کار یکدیگر دخالت نکنند. ساسانیان معتقد بودند که قدرت دینی و قدرت سیاسی نباید به یک نفر داده شود، بلکه نماینده دین باید از نماینده دولت یا شهریاری جدا باشد. خصوصیت مشترکی که هم در دولت یا شهریاری وجود دارد و هم در دین، از نظر اخوان الصفا، این است که هر دو برادر آدم کشند ولی آدم کشی آنها با هم فرق دارد. آدمهایی را که شهریار یا صاحب دولت می‌کشد دیگرانند ولی آدمهایی را که دین می‌کشد خود اصحاب دین اند. شهریاری یا دولت آدم می‌کشد چون می‌خواهد همه را مطیع و منقاد خود کند . ولی دین آدم می‌کشد چون صاحب دین [کذا! در متن] وجودش در جهان مانع از تحقق توحید است. برای رسیدن به توحید و خدا شناسی، که غایت همه ادیان است، شخص باید خود را بکشد. البته نه این که خود را خلق آویز کند، بلکه کاری کند که کشته شود یا او را بکشند. به عبارت دیگر انسان در راه دین باید مجاهده کند و با نفس خودش بجنگد نه این که شمشیر به دست گیرد و در صدد کافر کشی برآید و دیگران را بکشد.نویسنده یا نویسندگان رسائل سپس سعی می‌کنند تا از دین‌های مختلف برای این موضوع شاهد بیاورند، دین‌هایی چون اسلام و یهودیت و مسیحیت و هندوئیسم و مانویت و ثنویت (که احتمالا منظور همان حکمای خسروانی یا اشراقیون اند که به دو بن روشنایی و تاریکی قائل بودند). در شواهدی که نویسنده یا نویسندگان میآورند کشتن خویشتن بعضاً به صورت واقعی است و بعضاً همان کشتن نفس از طریق ریاضت های سخت است. مثلا در هندوئیسم براهمه خود را می‌کشند و پیکر خود را هم آتش میزنند. در مسیحیت هم وقتی عیسی (ع) در انجیل می‌گوید اگر می‌خواهید مرا یاری دهید خود را برای کشته شدن و مصلوب شدن آماده کنید ، این کشته شدن واقعی است و شخص هم با کشته شدن در راه دین شهید میشود. اما در مورد دین مانی و ثنویون، منظور از کشتن خود، کشتن نفس اماره از راه ریاضت کشیدن و ترهب است. در خصوص اسلام و مسیحیت بیان نویسندگان روشن نیست و قدری مبهم است. مثلاً آیه « خدا در ازاء بهشت جان و مال مؤمنان را می‌خرد » ( توبه ۱۱۲) خطاب به کسانی است که در راه خدا می‌جنگند و یامیکشند یا کشته میشوند. البته در جای دیگر در همین رساله ، اخوان الصفا توضیح می‌دهند که جنگ در اسلام ( بعد از جنگ بدر) جهاد اکبر است نه جهاد اصغر و منظور از جهاد اکبر هم مجاهده با نفس است برای برداشتن حجاب خودی.
باری، سخن اخوان الصفا اگرچه در مورد کشتن نفس تا حدودی مبهم و دو پهلوست، اما در اینکه کشتن دیگران در هیچ دینی سنت نیست کاملاً روشن است. کشتن مردم کار دولت یا نظام شهریاریست، نه کار دین و اهل دیانت. در مورد سنت نظام شهریاری هم اخوان الصفا قصد دارند فقط واقعیت را بگویند، بدون داوری در حق دولت یا شهریاری، و بدون اینکه نظر دهند که او حق دارد دیگران را برای اطاعت محض از خود بکشد یا نه. با توجه به این که اخوان الصفا فلاسفه شیعی ( اسماعیلی) بودند و با خلیفه بغداد هم نمی‌توانستند همراه باشند، اظهار نظر و داوری نکردن ایشان در مورد کشتار مردم توسط خلیفه قابل درک است. در مورد کشتن خویش در دین هم دوپهلو سخن گفتن ایشان باز قابل درک است. او اگر چه از سنت دینی مانویان و ثنویون (حکمای خسروانی؟) سریع عبور می‌کند ولی به عنوان فیلسوف می‌بایست با سنت این دو دین موافق بوده باشد. اخوان الصفا با وجود این که در قرن چهارم می‌زیستند و رسایل خود را چهل- پنجاه سال بعد از قتل ناجوانمردانه حلاج می‌نوشتند هیچ ذکری از صوفیان که اهل مجاهدت بودند و یکی از ایشان یعنی حلاج به اتهام زندقه به قتل رسیده بود نکرده اند. به رغم این کوتاهی ها و ابهام گویی، یک چیز در این بحث اخوان الصفا روشن است و آن این که مردم کشی یک عمل سیاسی است و به اسم دین و خدا و پیغمبر نمی‌توان مردم را کشت.
پ.ن. یادداشت فوق را دیروز نوشتم و شب، بنا به توصیه دوستی، قسمت دوم فیلم « ماجرای نیمروز » را دیدم. قسمت اول را پریشب دیده بودم. در این فیلم همه به اسم دین دیگران را می‌کشند. جالب است که مجاهدین به اسم « خلق» می‌کشند. من سالهاست که فکر می‌کرده ام که دهه بیست و سی که من در تهران مدرسه می‌رفتم دنیای دیگری بود. ولی دیشب و پریشب با دیدن فیلم ماجرای نیمروز حس کردم که دهه شصت هم یک دنیای دیگری بود. مسلمان‌هایی که در این فیلم دیگران را به اسم دین می‌کشند متدین به دینی هستند که به خصوص بعد از انقلاب بلشویکی سیاسی، یا بهتر است بگویم « سیاست زده»، شد. شاه به جای این که در سال پنجاه هفت گفت صدای « انقلاب» مردم را میشنوم باید در روزی که رزم آرا را در مسجد شاه کشتند ( قدیم ترین خاطره سیاسی من) می‌شنید یا در روزی که منصور را ترور کردند. اخوان الصفا که خود فلاسفه شیعی هم بودند، اگر زنده بودند می‌گفتند صدای انقلاب صدای کسانی بود که از دهه ها قبل به اسم اسلام شروع به کشتن دیگران کرده بودند.










Reels















Follow

18h ·



Ditto with why Israel murders all of the journalists, aid workers and others who are on the ground, bearing witness to the genocide. …
See more













Your group suggestions


21K members • 10+ posts a day


78K members • 10+ posts a day





‎لطف الرحمن محمودی‎ and 1 friend are members


34K members • 10+ posts a day








‎آرش ايران‎ and 2 friends are members



795K members • 10+ posts a day








Mahbano Samadi and 19 friends are members



40K members • 10+ posts a day



1.5M members • 10+ posts a day








Mahbano Samadi and 28 friends are members



179K members • 10+ posts a day



Younus Samadzada is a member



14K members • 10+ posts a day



8.3K members • 10+ posts a day








‎آرش ايران‎ and 49 friends are members



244K members • 10+ posts a day





MD Alom Khan and 1 friend are members



35K members • 10+ posts a day



Younus Samadzada is a member



223K members • 10+ posts a day



Younus Samadzada is a member



21K members • 10+ posts a day








Paul Damawand and 44 friends are members



4.3K members • 10+ posts a day



136K members • 10+ posts a day



Hassan Zamany is a member



102K members • 10+ posts a day



Younus Samadzada is a member



26K members • 10+ posts a day








Bozorg Khanedane Pahlvi Shah and 124 friends are members



1.5M members • 10+ posts a day








Noor Sabir and 3 friends are members



31K members • 10+ posts a day



2.8K members • 5 posts a day




Don't see what you're looking for?












5h ·




















3d ·



کارشناس نظامی اسرائیلی: چرا حمله به ایران پایان پروژه صهیونیستی را نزدیک می‌کند؟ جنگ با ایران برای اسرائیل فاجعه‌بار خواهد بود
گفت و گوی کتی هالپر(یهودیِ لیبرال) با استفن کاپوش (بازماندهٔ واقعی هولوکاست، ۸۷ ساله، زادهٔ بوداپست مجارستان، از صداهای یهودی ضد نسل‌کشی؛ عضو «بازماندگان هولوکاست علیه نسل‌کشی» و سال‌هاست که به‌طور علنی سیاست‌های اسرائیل در غزه و کرانه باختری را جنایتکارانه و نژادپرستانه توصیف می‌کند) و هایم برشیت-زابنر( تاریخ‌دان، فیلم‌ساز، استاد سابق دانشگاه، متولد اسرائیل و ساکن بریتانیا. فرزند دو بازماندهٔ هولوکاست است. سال‌ها در ارتش اسرائیل خدمت کرده و پس از آن به یکی از شناخته‌شده‌ترین منتقدان صهیونیسم و سیاست‌های اسرائیل تبدیل شده. نویسندهٔ کتاب مهم «ارتشی بی‌نظیر: تاریخ ارتش اسرائیل» و از بنیان‌گذاران «شبکه یهودیان برای فلسطین». او به‌طور مداوم نسل‌کشی در غزه را محکوم کرده و معتقد است صهیونیسم از یاد هولوکاست برای توجیه جنایات کنونی سوءاستفاده می‌کند).
کتی هالپر: سلام به همه دوستان. به برنامه کتی هالپر خوش آمدید. امروز روز بین‌المللی یادبود هولوکاست است. خیلی خوشحالم که دو میهمان بسیار مهم داریم: استفن کاپوش: بازمانده هولوکاست، ۸۷ ساله، اهل بوداپست مجارستان. پانزده نفر از اعضای خانواده‌اش را در هولوکاست از دست داد. پدرش در اردوگاه‌های برگن-بلسن و ترزینشتات بود. امروز یکی از فعال‌ترین صداها علیه نسل‌کشی در غزه است و عضو بازماندگان هولوکاست علیه نسل‌کشی. هایم برشیت-زابنر: تاریخ‌دان، فیلم‌ساز، استاد سابق دانشگاه، متولد اسرائیل، ساکن بریتانیا، فرزند دو بازمانده هولوکاست، نویسنده کتاب «ارتشی بی‌نظیر» درباره ارتش اسرائیل، یکی از بنیان‌گذاران شبکه یهودیان برای فلسطین. امروز می‌خواهیم درباره این صحبت کنیم که چرا جنگ با ایران برای اسرائیل بسیار بسیار بد خواهد بود، و اینکه چطور از روز یادبود هولوکاست برای توجیه جنایات فعلی استفاده می‌شود. برویم سر اصل مطلب.
استفن، از شما شروع می‌کنم. شما خودتان بازمانده واقعی هولوکاست هستید. امروز روز یادبود هولوکاست است. وقتی اخبار غزه را می‌بینید — بمباران بیمارستان‌ها، کشتن کودکان، گرسنگی دادن یک میلیون و نیم انسان، قطع آب و برق و غذا — چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ آیا این صحنه‌ها شما را به یاد دوران کودکی‌تان می‌اندازد؟
استفن کاپوش: بله… کاملاً. وقتی بچه بودم در بوداپست مجبور بودم ستاره زرد بدوزم روی لباسم. از مدرسه اخراج شدم. یکی‌یکی اعضای خانواده‌ام را از دست دادم. نازی‌ها ما را «موجودات پست»، «حشرات»، «غیرانسان» می‌دیدند. حالا دقیقاً همان زبان و همان منطق دوباره تکرار شده. مقامات اسرائیلی فلسطینی‌ها را «حیوانات انسان‌نما» می‌نامند — این جمله خود وزیر دفاعشان بود. خانه‌هایشان را ویران می‌کنند، کودکانشان را می‌کشند، بیمارستان‌هایشان را بمباران می‌کنند. برای من این دقیقاً تکرار همان چیزی است که نازی‌ها با ما کردند. فقط تفاوتش این است که اسرائیل این کار را با افتخار و جلوی دوربین انجام می‌دهد و بخش بزرگی از جهان یا سکوت کرده یا حتی از آن حمایت می‌کند.
کتی هالپر: دقیقاً همین‌طور است. بعد هم شعار «هرگز دوباره» سر می‌دهند، اما منظورشان فقط «هرگز دوباره برای یهودی‌ها» است، نه برای هیچ‌کس دیگر.
هایم برشیت-زابنر: این بزرگ‌ترین دزدی تاریخ است. صهیونیست‌ها هولوکاست را دزدیدند و گفتند فقط برای یهودی‌ها رخ داده و فقط صهیونیسم می‌تواند جلوی تکرار آن را بگیرد. اما درس واقعی هولوکاست این است: «هرگز دوباره برای هیچ انسانی». نه اینکه «هرگز دوباره برای یهودی‌ها، پس حالا هر جنایتی با فلسطینی‌ها بکنیم اشکالی ندارد». این تحریف وحشتناک و نفرت‌انگیز است.
کتی هالپر: هایم، شما خودتان در اسرائیل بزرگ شدید، خدمت سربازی کردید. چرا جامعه اسرائیل این‌قدر از این جنایات حمایت می‌کند؟ آیا واقعاً همه‌شان موافق هستند؟
هایم برشیت-زابنر: متأسفانه بله، اکثریت قاطع موافقند. از کودکی در مدرسه، در ارتش، در رسانه‌ها، در سیاست — همه چیز بر پایه نژادپرستی ضدعرب و باور به برتری یهودی ساخته شده. فلسطینی‌ها اصلاً به عنوان انسان دیده نمی‌شوند. وقتی ژنرال‌ها و وزرا می‌گویند «ما در حال پاکسازی حیوانات هستیم»، این فقط یک لغزش زبانی نیست؛ این ایدئولوژی رسمی کشور است. مردم از کودکی شست‌وشوی مغزی می‌شوند که هر نوع خشونتی علیه فلسطینی‌ها دفاع از بقای وجودی است.
استفن کاپوش: و این دقیقاً همان کاری است که نازی‌ها با ما کردند — غیرانسان کردن. من به عنوان یک بازمانده نمی‌توانم ساکت بمانم. سکوت در برابر این جنایت، خیانت به همه قربانیان هولوکاست است.
کتی هالپر: حالا برویم سر موضوع اصلی امروز — موضوعی که برای خیلی‌ها، به‌خصوص برای مردم ایران و کل منطقه، بسیار بسیار مهم و حساس است: تهدید جنگ با ایران. خیلی‌ها در اسرائیل و آمریکا در حال حاضر در حال طبل جنگ هستند. بعضی تحلیل‌گران و سیاستمداران حتی صحبت از حمله قریب‌الوقوع می‌کنند. بعضی‌ها می‌گویند قبل از پایان دورهٔ فعلی ممکن است اتفاق بیفتد. شما دو نفر که هم سابقهٔ نظامی دارید، هم سال‌ها منطقه را از نزدیک دنبال کردید و هم تحلیل‌های واقع‌بینانه‌ای ارائه می‌دهید، می‌خواهم خیلی صریح بپرسم: اگر جنگی- چه مستقیم، چه از طریق نیروهای نیابتی، چه به بهانهٔ هسته‌ای- بین اسرائیل و ایران شروع شود، واقعاً چه اتفاقی برای اسرائیل می‌افتد؟ لطفاً بدون ملاحظه و با جزئیات بگویید.
هایم برشیت-زابنر: فاجعه. فاجعه کامل و مطلق. اسرائیل فکر می‌کند می‌تواند ایران را مثل غزه یا لبنان بزند و تمام شود. اشتباه بزرگی است. ایران یک کشور بزرگ است، با ارتش واقعی، با موشک‌های دقیق، با متحدان منطقه‌ای قوی — حزب‌الله، حوثی‌ها، حشدالشعبی. اگر جنگ شروع شود، تل‌آویو، حیفا و دیمونا هدف قرار می‌گیرند. اقتصاد اسرائیل نابود می‌شود، مهاجرت معکوس شروع می‌شود و شاید حتی پایان پروژه صهیونیستی نزدیک شود. نتانیاهو این را می‌داند، اما او دیوانه‌وار به دنبال بقای سیاسی خودش است و حاضر است کل کشور را به آتش بکشد.
استفن کاپوش: و بدتر از همهٔ این‌ها این است که آمریکا دوباره کشیده می‌شود وسط این باتلاق. دوباره خون سربازان آمریکایی ریخته می‌شود. دوباره پول مالیات‌دهندگان آمریکایی خرج می‌شود. دوباره آمریکا باید سپر اسرائیل باشد، باید هزینه بدهد، باید بجنگد — فقط برای نجات یک دولت راست افراطی و فاسد در اسرائیل. این دقیقاً همان چیزی است که لابی اسرائیل سال‌هاست برایش کار می‌کند: اینکه آمریکا همیشه مجبور باشد هزینهٔ ماجراجویی‌های اسرائیل را بپردازد.
کتی هالپر: دقیقاً. همیشه تکرار می‌کنند: «اسرائیل حق دفاع از خودش را دارد». ولی وقتی فلسطینی‌ها یا ایرانی‌ها یا لبنانی‌ها جواب می‌دهند، ناگهان این «حق دفاع» یک‌طرفه می‌شود و آنها «تروریست» خطاب می‌شوند. در حالی که خودشان بیمارستان، مدرسه، اردوگاه آوارگان و مناطق مسکونی را بمباران می‌کنند.
هایم برشیت-زابنر: پس برای روشن شدن: جنگ با ایران برای اسرائیل نه یک عملیات نظامی معمولی، نه یک ماجراجویی محدود، بلکه یک قمار وجودی است. یک قمار که احتمال برد در آن بسیار کم است و احتمال باخت فاجعه‌بار بسیار بالاست. اگر شروع شود، اسرائیل به احتمال زیاد نمی‌تواند آن را با پیروزی تمام کند. به احتمال زیاد با خسارت‌های عظیم انسانی و مادی، فروپاشی اقتصادی، مهاجرت گسترده، انزوای بین‌المللی و شاید پایان دوران طلایی پروژهٔ صهیونیستی تمام می‌شود. این چیزی است که باید خیلی واضح گفته شود — قبل از اینکه خیلی دیر شود.
کتی هالپر: خب دوستان، فکر می‌کنم امروز خیلی واضح حرف زده شد. جنگ با ایران برای اسرائیل خودکشی دسته‌جمعی خواهد بود. سوءاستفاده از یاد هولوکاست برای توجیه نسل‌کشی در غزه شرم‌آور است. و هر کسی که امروز سکوت می‌کند یا این مسیر را حمایت می‌کند، تاریخ او را قضاوت خواهد کرد. از استفن کاپوش و هایم برشیت-زابنر خیلی خیلی ممنونم که این حرف‌های مهم و صریح را امروز زدند.

 Nasrollah Pourjavady

57m 
کشتار دولتی، کشتار دینی
رساله بیست و دوم از «رسائل اخوان الصفا» یک اثر فلسفی- اخلاقی -سیاسی است که به زبان حال نوشته شده است. داستان اصلی این رساله مجالس مناظره ایست که در آنها انواع حیوانات زمینی و هوایی و دریایی شرکت جسته‌اند، و انسان هم به عنوان یکی از حیوانات در این مناظرات که در پیشگاه پادشاه اجنه یا پریان برگزار می‌شود شرکت جسته است. مسائل فلسفی و اخلاقی و سیاسی گوناگونی از زبان حیوانات از جمله انسان در این رساله مطرح می‌شود ولی مسئله اصلی همه این مناظره‌ها این است که انسان می‌خواهد بگوید که من از حیوانات دیگر برترم و برای این ادعا دلیل می‌آورد. ولی نمایندگان حیوانات دیگر دلایل انسان را رد می‌کنند و می‌گویند که انسان حق ندارد از حیوانات سوء استفاده کند و آنها را زجر بدهد و بکشد و خون آنها را بریزد و گوشت تن آنها را بخورد و پوست آنها را بکند و برای خودش کفش و کلاه درست کند. اصل این شکایت هم بعید نیست برگردد به فلسفه قدیم ایرانیان که معتقد بودند انسان نباید حیوانات را به هیچ وجه آزار دهد و از آنها سوء استفاده کند و حتی یک بار گوسپند، یعنی گاو مقدس، به اهورا مزدا شکایت می‌کند که چرا انسان‌ها اینطور ما را آزار می‌دهند.اهورامزدا هم در پاسخ می‌گوید که عوضش انسان‌ها مجبورند که جور گناهان شما را بکشند. نکته ظریفی که در کل این مناظره‌ها مطرح است این است که حیوانات به زبان حال سخن می‌گویند و این خود نشان می‌دهد که آنها از فصل ممیز انسان که ناطقیت است فراتر رفته‌اند و لذا هیچ مزیتی بر حیوانات دیگر ندارند.
باری، یکی از مسائل سیاسی که در این رساله از زبان انسان، که یک ایرانی است، مطرح می‌شود مسئله دین و دولت یا دین و شهریاری است، و اینکه این دو با هم برادرند، دو برادر دوقلو، و کشور به هر دو برادر نیاز دارد. البته، این در واقع همان سیاست کلی ساسانیان است که از زمان اردشیر بابکان مطرح شده است. اردشیر گفته بود که دین و دولت باید همچون دو برادر باشند ولی در کار یکدیگر دخالت نکنند. ساسانیان معتقد بودند که قدرت دینی و قدرت سیاسی نباید به یک نفر داده شود، بلکه نماینده دین باید از نماینده دولت یا شهریاری جدا باشد. خصوصیت مشترکی که هم در دولت یا شهریاری وجود دارد و هم در دین، از نظر اخوان الصفا، این است که هر دو برادر آدم کشند ولی آدم کشی آنها با هم فرق دارد. آدمهایی را که شهریار یا صاحب دولت می‌کشد دیگرانند ولی آدمهایی را که دین می‌کشد خود اصحاب دین اند. شهریاری یا دولت آدم می‌کشد چون می‌خواهد همه را مطیع و منقاد خود کند . ولی دین آدم می‌کشد چون صاحب دین وجودش در جهان مانع از تحقق توحید است. برای رسیدن به توحید و خدا شناسی، که غایت همه ادیان است، شخص باید خود را بکشد. البته نه این که خود را خلق آویز کند، بلکه کاری کند که کشته شود یا او را بکشند. به عبارت دیگر انسان در راه دین باید مجاهده کند و با نفس خودش بجنگد نه این که شمشیر به دست گیرد و در صدد کافر کشی برآید و دیگران را بکشد.نویسنده یا نویسندگان رسائل سپس سعی می‌کنند تا از دین‌های مختلف برای این موضوع شاهد بیاورند، دین‌هایی چون اسلام و یهودیت و مسیحیت و هندوئیسم و مانویت و ثنویت (که احتمالا منظور همان حکمای خسروانی یا اشراقیون اند که به دو بن روشنایی و تاریکی قائل بودند). در شواهدی که نویسنده یا نویسندگان میآورند کشتن خویشتن بعضاً به صورت واقعی است و بعضاً همان کشتن نفس از طریق ریاضت های سخت است. مثلا در هندوئیسم براهمه خود را می‌کشند و پیکر خود را هم آتش میزنند. در مسیحیت هم وقتی عیسی (ع) در انجیل می‌گوید اگر می‌خواهید مرا یاری دهید خود را برای کشته شدن و مصلوب شدن آماده کنید ، این کشته شدن واقعی است و شخص هم با کشته شدن در راه دین شهید میشود. اما در مورد دین مانی و ثنویون، منظور از کشتن خود، کشتن نفس اماره از راه ریاضت کشیدن و ترهب است. در خصوص اسلام و مسیحیت بیان نویسندگان روشن نیست و قدری مبهم است. مثلاً آیه « خدا در ازاء بهشت جان و مال مؤمنان را می‌خرد » ( توبه ۱۱۲) خطاب به کسانی است که در راه خدا می‌جنگند و یامیکشند یا کشته میشوند. البته در جای دیگر در همین رساله ، اخوان الصفا توضیح می‌دهند که جنگ در اسلام ( بعد از جنگ بدر) جهاد اکبر است نه جهاد اصغر و منظور از جهاد اکبر هم مجاهده با نفس است برای برداشتن حجاب خودی.
باری، سخن اخوان الصفا اگرچه در مورد کشتن نفس تا حدودی مبهم و دو پهلوست، اما در اینکه کشتن دیگران در هیچ دینی سنت نیست کاملاً روشن است. کشتن مردم کار دولت یا نظام شهریاریست، نه کار دین و اهل دیانت. در مورد سنت نظام شهریاری هم اخوان الصفا قصد دارند فقط واقعیت را بگویند، بدون داوری در حق دولت یا شهریاری، و بدون اینکه نظر دهند که او حق دارد دیگران را برای اطاعت محض از خود بکشد یا نه. با توجه به این که اخوان الصفا فلاسفه شیعی ( اسماعیلی) بودند و با خلیفه بغداد هم نمی‌توانستند همراه باشند، اظهار نظر و داوری نکردن ایشان در مورد کشتار مردم توسط خلیفه قابل درک است. در مورد کشتن خویش در دین هم دوپهلو سخن گفتن ایشان باز قابل درک است. او اگر چه از سنت دینی مانویان و ثنویون (حکمای خسروانی؟) سریع عبور می‌کند ولی به عنوان فیلسوف می‌بایست با سنت این دو دین موافق بوده باشد. اخوان الصفا با وجود این که در قرن چهارم می‌زیستند و رسایل خود را چهل- پنجاه سال بعد از قتل ناجوانمردانه حلاج می‌نوشتند هیچ ذکری از صوفیان که اهل مجاهدت بودند و یکی از ایشان یعنی حلاج به اتهام زندقه به قتل رسیده بود نکرده اند. به رغم این کوتاهی ها و ابهام گویی، یک چیز در این بحث اخوان الصفا روشن است و آن این که مردم کشی یک عمل سیاسی است و به اسم دین و خدا و پیغمبر نمی‌توان مردم را کشت.
پ.ن. یادداشت فوق را دیروز نوشتم و شب، بنا به توصیه دوستی، قسمت دوم فیلم « ماجرای نیمروز » را دیدم. قسمت اول را پریشب دیده بودم. در این فیلم همه به اسم دین دیگران را می‌کشند. جالب است که مجاهدین به اسم « خلق» می‌کشند. من سالهاست که فکر می‌کرده ام که دهه بیست و سی که من در تهران مدرسه می‌رفتم دنیای دیگری بود. ولی دیشب و پریشب با دیدن فیلم ماجرای نیمروز حس کردم که دهه شصت هم یک دنیای دیگری بود. مسلمان‌هایی که در این فیلم دیگران را به اسم دین می‌کشند متدین به دینی هستند که به خصوص بعد از انقلاب بلشویکی سیاسی، یا بهتر است بگویم « سیاست زده»، شد. شاه به جای این که در سال پنجاه هفت گفت صدای « انقلاب» مردم را میشنوم باید در روزی که رزم آرا را در مسجد شاه کشتند ( قدیم ترین خاطره سیاسی من) می‌شنید یا در روزی که منصور را ترور کردند. اخوان الصفا که خود فلاسفه شیعی هم بودند، اگر زنده بودند می‌گفتند صدای انقلاب صدای کسانی بود که از دهه ها قبل به اسم اسلام شروع به کشتن دیگران کرده بودند.

آیه ۴ سوره اسراء بیان می‌دارد که به بنی‌اسرائیل خبر داده شده که قطعاً دو بار فساد و طغیان خواهند کرد

 


آیه ۴ سوره اسراء بیان می‌دارد که به بنی‌اسرائیل خبر داده شده که قطعاً دو بار فساد و طغیان خواهند کرد.[۱] آیات بعدی (۵، ۶ و ۷ اسراء) دو فساد و سرکشی بنی‌اسرائیل و حوادثی که بعد از آن به عنوان مجازات الهی واقع شده را اندکی توضیح می‌دهد.[۲] قرآن به اینکه این دو فساد چه واقعه‌ای بوده اشاره‌ای نمی‌کند.                                                                                               


 نام دانشمند فیزیکدان استیون هاوکینگ حداقل 232 بار در پرونده‌های اپستین آمده است




🔹این مدارک تأیید می‌کنند که او با این سرمایه‌دار ملاقات کرده است. همچنین ذکر شده است که یکی از زنان با این دانشمند خوابیده است.

🔹عکس‌هایی از هاوکینگ که در جزیره اپستین در محاصره زنان است، به صورت آنلاین منتشر شده است. آنها از سال 2006 یکدیگر را می‌شناختند، اما زمان گرفتن عکس‌ها مشخص نیست.

 رش ايران

14h 
🖼 🎥ترامپ ممکن است به ایران حمله کند تا شکست‌های داخلی را بپوشاند – اما این خودکشی استراتژیک است: ائتلاف ضداسرائیلی در حال شکل‌گیری است – عربستان، پاکستان، ترکیه در مقابل آمریکا
مصاحبه قاضی اندرو ناپولیتانو با چارلز فریمن، سفیر آمریکا در عربستان سعودی (۱۹۸۹–۱۹۹۲) در دوره جورج اچ. دبلیو بوش. معاون دستیار وزیر دفاع در امور امنیت بین‌المللی (دولت ریگان). دستیار ارشد هنری کیسینجر در شورای امنیت ملی (دوره نیکسون و فورد). رئیس هیئت مذاکره‌کننده آمریکا در مذاکرات صلح اسرائیل–فلسطین پس از مادرید (۱۹۹۱–۱۹۹۲). رئیس مؤسسه مطالعات استراتژیک و بین‌المللی (CSIS) در دوره‌ای کوتاه. رئیس شورای روابط خارجی آمریکا برای مدتی
✅قاضی اندرو: سلام به همه. امروز سه‌شنبه سوم فوریه سال دو هزار و بیست و شش است. مهمان ویژه امروز ما سفیر چارلز فریمن هستند. سفیر، خیلی خوش آمدید.
🔺فریمن: سلام قاضی. ممنون از دعوت شما.
✅قاضی اندرو: سفیر، می‌خواهیم درباره هزینه‌های داخلی جنگ‌های بی‌پایان آمریکا صحبت کنیم – هم هزینه‌های مالی و هم هزینه‌های آزادی‌ها. اول از همه، آیا فکر می‌کنید مشاوران نومحافظه‌کار ترامپ دوباره او را به سمت جنگ با ایران هل می‌دهند تا شکست‌های داخلی و رتبه پایین او را بپوشانند؟
🔺فریمن: آنها بسیار جدی هستند. هدف اصلی‌شان پیشبرد برنامه اسرائیل در غرب آسیا است – یعنی ایجاد هژمونی اسرائیل با سرنگون کردن ایران، شاید تجزیه آن به بخش‌های کوچک‌تر. آنها ترامپ را متقاعد کردند که ناوگان بزرگی به سمت ایران بفرستد، اما ترامپ متوجه شد که این کار نتیجه معکوس می‌دهد: تلفات سنگین آمریکایی‌ها و پاسخ بسیار شدید ایرانی‌ها. ایرانی‌ها دیگر از حملات محدود خسته شده‌اند؛ اگر دوباره حمله گسترده‌ای شود، با تمام توان پاسخ می‌دهند.
✅قاضی اندرو: مذاکرات در ترکیه یا مسقط را چطور می‌بینید؟ آیا این‌ها فقط پوشش برای حمله غافلگیرانه هستند؟
🔺فریمن: ایرانی‌ها حاضرند درباره نیت‌های هسته‌ای‌شان صحبت کنند، اما نه درباره قدرت نظامی‌شان و نه درباره کنار گذاشتن متحدانشان. آنها دیگر به مذاکره برای تسلیم باور ندارند. اگر حمله‌ای شود، با تمام وجود می‌جنگند.
✅قاضی اندرو: ترامپ چطور می‌تواند حمله به ایران را برای مردم آمریکا توجیه کند؟ ایران هیچ تهدید مستقیمی برای آمریکایی‌های عادی ندارد.
🔺فریمن: احتمالاً با ادعاهای همیشگی: برنامه هسته‌ای ایران، نقض حقوق بشر، دشمنی با اسرائیل. اما هیچ‌کدام از این‌ها پایه واقعی ندارند. این فقط بهانه است.
✅قاضی اندرو: نخست‌وزیر اسرائیل اخیراً در عمارت مار-آ-لاگو با ترامپ دیدار کرد و بدون تصویب کنگره شش میلیارد دلار سلاح برای جنگ زمینی در سوریه، لبنان و غزه گرفت. این ادامه نسل‌کشی است؟
🔺فریمن: بله. اسرائیل در جنگ دوازده‌روزه با موشک‌های ایرانی دفاع از خود را از دست داد. ایران می‌تواند دو هزار موشک در یک موج بفرستد که سامانه‌های دفاعی را اشباع کند. آمریکا سامانه دفاع موشکی پیشرفته به اسرائیل فرستاده و ناو هواپیمابر آبراهام لینکلن را هم در منطقه مستقر کرده است.
✅قاضی اندرو: اگر تنگه هرمز بسته شود، چه اتفاقی می‌افتد؟
🔺فریمن: قیمت بنزین و انرژی در آمریکا و جهان به شدت بالا می‌رود. این به نفع تولیدکنندگان نفت شیل در آمریکا است، اما برای مصرف‌کنندگان و اقتصاد کلی فاجعه‌بار خواهد بود.
✅قاضی اندرو: حالا بیاییم سر انتشار پرونده‌های اپستین. سه میلیون صفحه سند منتشر شد. این چه تأثیری روی اعتبار اخلاقی آمریکا دارد؟
🔺فریمن: این اسناد نشان‌دهنده فساد و انحطاط عمیق نخبگان آمریکایی است. این ضربه بزرگی به اعتبار اخلاقی ایالات متحده وارد می‌کند و نشانه‌ای روشن از افول اخلاقی و سیاسی است. فایل‌های منتشرشده، اسناد خام اف‌بی‌آی هستند؛ یعنی فقط شواهد جمع‌آوری‌شده بدون هیچ قضاوت یا نتیجه‌گیری نهایی. اتهامات عمدتاً از طرف قربانیان یا افرادی که درگیر بوده‌اند مطرح شده، اما هنوز مدرک قاطع و غیرقابل انکار – چیزی که بتوان آن را «سیگار کشیدن در دست» نامید – به طور عمومی منتشر نشده است.
✅قاضی اندرو: کلینتون‌ها قرار است در کمیته نظارت مجلس شهادت بدهند. این چه معنایی دارد؟
🔺فریمن: این بیشتر یک نمایش سیاسی است برای خجالت دادن و آزار طرف مقابل – شبیه به ماجرای بنغازی در گذشته. هیچ‌وقت چنین جلسه‌ای برای بررسی تخلفات قانون اساسی در دولت ترامپ برگزار نشد. این نشان‌دهنده دوگانگی استانداردهای حزبی و سیاسی در آمریکا است که دیگر هیچ ارزش اخلاقی یا حقوقی واقعی ندارد.
✅قاضی اندرو: دستگیری‌های آی‌سی‌ای به خاطر ایمیل یا عکس‌برداری – که تحت حمایت متمم اول قانون اساسی است – چطور؟ مأموران ماسک‌زده و بدون نشان هویت.
🔺فریمن: این قانون‌شکنی آشکار و نقض مستقیم قانون اساسی است. آمریکا دیگر جذابیت سابق را برای مهاجران ندارد؛ مهاجرت کاهش یافته و جمعیت در حال کم شدن است. این رفتارها نه تنها قانون اساسی را زیر پا می‌گذارد، بلکه تصویر آمریکا را به عنوان کشوری آزاد و قانون‌مدار نابود می‌کند.
✅قاضی اندرو: در نشست ابوظبی، روسیه و چین با تهدیدهای آمریکا علیه ایران مخالفت کردند. عربستان هم هشدار داد که اجازه استفاده از خاکش برای حمله به ایران را نمی‌دهد.
🔺فریمن: بله، دقیقاً. یک ائتلاف غیررسمی و بسیار مهم علیه اسرائیل و سیاست‌های آمریکا در حال شکل‌گیری است. عربستان و پاکستان پیمان دفاع متقابل دارند – که شامل چتر هسته‌ای پاکستان برای عربستان می‌شود. ترکیه نیز برای کاهش وابستگی به آمریکا و تقویت صنعت نظامی خودش به این ائتلاف نزدیک می‌شود. این تغییرات ژئوپلیتیک بسیار جدی هستند و نشان می‌دهند که آمریکا دیگر نمی‌تواند به راحتی از متحدان سابقش استفاده کند.
✅قاضی اندرو: آیا فکر می‌کنید دولت فعلی دیگر قانون اساسی را رعایت نمی‌کند؟
🔺فریمن: متأسفانه بله. قتل‌های دریایی بدون محاکمه – با ادعای اینکه افراد قاچاقچی مواد مخدر هستند – دستگیری بدون حکم قضایی در مینیاپولیس، تعلیق روند قانونی عادی، سرکوب گسترده آزادی بیان، نقض آشکار متمم‌های اول، چهارم و دوم قانون اساسی – همه این‌ها نشان می‌دهد که قانون اساسی دیگر مانعی جدی برای اقدامات دولت به حساب نمی‌آید. دولت فعلی عملاً قانون اساسی را به عنوان یک سند تاریخی کنار گذاشته و به جای آن با فرمان‌های اجرایی و اقدامات امنیتی عمل می‌کند. این مسیر بسیار خطرناک است و می‌تواند به فروپاشی کامل ساختار حقوقی و آزادی‌های آمریکا منجر شود.
✅قاضی اندرو: سفیر، خیلی ممنون از این گفتگوی صریح، عمیق و بدون پرده‌پوشی. همیشه از دانش وسیع و صداقت شما در تحلیل مسائل بسیار لذت می‌برم.
🔺فریمن: ممنون از شما قاضی. امیدوارم عقل سلیم در نهایت پیروز شود و آمریکا از این مسیر بسیار خطرناک و خودویرانگر جلوگیری کند. هزینه ادامه این راه برای ملت آمریکا، برای منطقه و برای کل جهان بسیار سنگین خواهد بود.
✅قاضی اندرو: کاملاً موافقم. هیچ‌کس از این وضعیت سود نخواهد برد. دوستان، نظر شما چیست؟ آیا فکر می‌کنید جنگ با ایران اجتناب‌ناپذیر است یا هنوز می‌توان جلویش را گرفت؟ آیا انتشار اسناد اپستین و دستگیری‌های غیرقانونی نشان‌دهنده افول واقعی آمریکا است؟ لطفاً نظرات خود را در بخش کامنت‌ها بنویسید. خیلی مشتاقیم بخوانیم و بحث کنیم. سفیر فریمن، باز هم از شما بسیار ممنونم که وقت گذاشتید و این تحلیل ارزشمند را با ما در میان گذاشتید. مراقب خودتان باشید.