۱۴۰۴ بهمن ۲۴, جمعه

کوکر باقر قره باقری قره کرک

 

کوکَر، باقرقره، اسپرود یا سنگ‌خوارک[۱] نام ۱۶ گونه پرنده از خانواده کوکران است که در شمال، شرق و جنوب آفریقا و ماداگاسکار، خاورمیانه، هند، آسیای میانه و شبه‌جزیره ایبری زندگی می‌کنند.

کوکر پرنده‌ای است دانه‌خوار، که در نگاه اول به کبک و بلدرچین شبیه است و در پرواز نیز به کبوتر می‌ماند اما از نظر پرنده‌شناسی دارای خانواده‌ای مستقل با نام کوکران (Pteroclididae) است. بدر گذشته آن‌ها را در راستهٔ کبوترسانان (Columbiformes) قرار می‌دادند.

ویژگی‌های ظاهری

چهارده و به تعریفی دیگر شانزده گونه کوکر در جهان وجود دارند که اندازه آن‌ها معمولاً بین ۲۵ تا ۳۵ سانتی‌متر و وزنشان نیز بین ۲۵۰ تا ۴۰۰ گرم است. رنگ بین انواع کوکرها نیز از نوعی به نوع دیگر متفاوت است و در شش نوع آن رنگ پرها و تا حدودی «وزن کوکر نر» با ماده بسیار تفاوت دارد اما در دیگر کوکرها نر و ماده آن بسیار شبیه به هم هستند. کوکر عموماً پرنده‌ای مهاجر است که در بیابان‌ها و دشت‌های نیمه‌بیابانی و خشک زندگی می‌کند و در دو فصل بهار و پاییز به سرزمین‌هایی بسیار دور دست مهاجرت می‌کند.

گونه‌ها

هفت گونه از کوکرها در ایران زندگی می‌کنند که از میان آن‌ها کوکر شکم‌سیاه معروف به باقرقره بیشترین پراکندگی را دارد و از نظر جثه نیز بزرگ‌ترین گونه کوکر است. باقرقره تقریباً در تمام مناطق ایران به جز نواحی ساحلی شمال و جنوب زندگی می‌کند.[۲]

بر اساس نظر پرنده‌شناسان و نیز دوستداران طبیعت در رای‌گیری مجله پرنده‌شناسی خاورمیانه «کوکر طلایی نر» نماد پرندگان موجود در خاورمیانه شناخته شده است.

·       باقرقره گندمی (کوکر گندمی) Pterocles coronatus

·       باقرقره دم‌دراز (کوکر دم‌دراز) Syrrhaptes paradoxus

·       باقرقره خال‌دار (کوکر خالدار) Pterocles senegallus

·       باقرقره راه‌راه (کوکر راه‌راه) Pterocles lichtensteinii

·       باقرقره شکم‌بلوطی (کوکر شکم‌بلوطی) Pterocles exustus

·       باقرقره شکم‌سفید (کوکر شکم‌سفید یا کوکر طلایی) Pterocles alchata

·       باقرقره شکم‌سیاه (کوکر شکم‌سیاه) Pterocles orientalis

موسم تخم‌گذاری

در فصل بهار برای جفت‌گیری و تخم‌گذاری به بوته زارهای نیمه بیابانی و سرزمین‌های گرمی که پوشیده از گیاهان بوته‌ای و دانه‌دار است، پرواز می‌کند. «کوکر ماده» در هر فصل بهار «دو» تا «سه» تخم می‌گذارد و هر دو کوکر نر و ماده به نوبت روی تخم‌ها و در لانه‌ای که به روی زمین و در میان بوته‌های دانه‌دار ساخته‌اند می‌خوابند. انداز تخم‌ها حدود یک سوم تا نصف اندازه تخم یک مرغ محلی است و زمینه‌ای به رنگ شیری پررنگ با خال‌هایی قهوه‌ای دارد. جوجه‌ها پس از ۱۸ تا ۲۱ روز از تخم بیرون می‌آیند و پس از پنج ماه توانایی پرواز دارند. جوجه‌های نر و مادهٔ نابالغ تا زمانی که به سن پرواز نرسیده‌اند، رنگ پرهایشان شبیه به هم است و از یکدیگر قابل تشخیص نیستند.

زیستگاه‌ها

·        

1.       زیستگاه‌های پاییزی وزمستانی:

مغولستان، ازبکستان، قرقیزستان، بخش‌هایی از شرق روسیه و سراسر ترکیه زیستگاه‌های پاییزی و زمستانی کوکر (قطا) است.

·        

1.       زیستگاه‌های بهاری وتابستانی:

عربستان سعودی، کویت، عراق، هند، پاکستان، فلسطین، ایران، سوریه، امارات متحده عربی، سلطنت عمان، تونس، مراکش، و اسپانیا مهم‌ترین زیستگاه بهاری و تابستانی آن هستند.

مهاجرت کوکرها

کوکرها به هنگام مهاجرت به‌ویژه در فصل بهار، معمولاً در گله‌هایی سه تا هشت هزارتایی پرواز می‌کنند، اما پس از ورود به مناطق گرمسیری و بیابانی به گروه‌های متعدد و کوچک‌تری تقسیم می‌گردند. کوکرهایی که وارد ایران می‌شوند در همه جای کشور به استثنای مناطق جنگلی شمال استان هرمزگان، جنوب فارس و بخش‌هایی از کرمانشاه و کردستان و آذربایجان به زمین نشسته و لانه‌سازی می‌کنند. در کشور پادشاهی عمان این برنده حفاظت‌شده است، مسئولان حفاظت محیط زیست برای جلوگیری از شکار کوکر (قطا) به‌طور جدی می‌کوشند. در سال ۱۹۸۹ میلادی به فرمان فرمانروای عمان، سلطان قابوس بن سعید، هرگونه شکار برندگان به‌طور قطعی ممنوع شده است، و هرکس خلاف آن عمل کند، مجازات و جریمه می‌شود. محبوب‌ترین منطقه برای کوکرهای مهاجر، دشت صحرای دهنا در عربستان سعودی، و جلگهٔ وادی بنی خالد در پادشاهی عمان در فصل بهار که از ماه ژانویه هر سال آغاز می‌شود. این منطقه پوششی از بوته‌ها و گیاهان دانه دار می‌روید و غذای اصلی و مورد علاقه کوکرها را تشکیل می‌دهند. به دلیل باتلاقی بودن ساحل رودخانهٔ وادی بنی خالد، کوکرها ترجیح می‌دهند تا از برکه‌هایی که در بیابان‌های این اطراف و دشت‌ها ایجاد شده‌اند آب بنوشند و این کار را به صورت دسته جمعی انجام می‌دهند. کوکرها برای رسیدن به برکه‌های آب شیرین گاه تا ۱۲۵ کیلومتر در روز پرواز می‌کنند. «قطا» یا «کوکر» پرنده‌ای بسیار کم‌جرات است و با دیدن انسان به شدت وحشت می‌کند. به علاوه مانند گنجشک به هیچ عنوان با قفس خو نمی‌گیرد و خانگی نمی‌شود. به همین دلیل اگر آن را در قفس کنید با دیدن اولین انسان آن‌چنان پر می‌زند و خود را به در و دیوار می‌کوبد تا خونین و مالین شود و بیفتد و بمیرد. تنها اندک کسانی که با آن‌ها به مهربانی رفتار می‌کنند و طرز غذای آن‌ها را می‌دانند، می‌توانند کمی آن‌ها را خانگی کنند؛ ولی هیچ جایی محیط باز زندگی برای آن‌ها نمی‌شود. چنان‌که با پرواز کوکرهای مهاجر آنانی که در قفسند، صدایی هم‌آهنگ با آن‌ها مثل (قطا قطا) یا صدای (کَرکَر) سر می‌دهند، و این نشان از دلبستگی آن‌ها به پرواز دارد.

حمایت از این پرندهٔ زیبا

در همه کشورهایی که در آن کوکر زندگی می‌کند، تحت حمایت شدید دولت و مردم قرار دارد. خیلی از دولت‌ها عکس کوکر را روی تمبرهای پستی چاپ کرده‌اند. در سلطنت عمان، در دهٔ سال ۱۹۸۱ میلادی به مناسبت ( فصل الربیع ) یعنی فصل بهار تمبری را با تصویر کوکر منتشر کرد. در کشور اسپانیا در جشن بسیار باشکوه فرهنگ و هنر اسپانیا که ظاهراً هر ساله در شهر «تالاورا» برگزار می‌شود. در غرفه‌های صنایع دستی روی همه تولیداتشان و محصولات هنری و فرهنگی آنان تصاویر کوکر طلایی نقش بسته است، از روسری زنانه گرفته تا بادبزن‌های دستی. علت آن نیز چنین است: دشت‌های اطراف شهر «در نزدیکی بارسلونا» در فصل بهار میزبان کوکرهای طلایی هستند و مردم این پرنده را نشانه زیبایی و حاصلخیزی می‌دانند و به عنوان هویت و نشانه شهر کوچکشان پذیرفته‌اند و بسیار دوستشان می‌دارند.

در فرهنگ عرب

کوکر یکی از مشهورترین پرنده‌های بادیه است، مخصوصاً در منطقهٔ خاورمیانه. در دشت‌ها و کوهپایه‌های سلطنت عمان این پرنده با مجموعه‌های بسیار بزرگ دیده می‌شود. (أسراب) مجموعه‌های سیصدتایی و حتی هفتصدتاهی طلایی رنگ در نگار آب دانها و چشمه‌ها دیده می‌شود. این پرنده بی‌نظیر در فصل بهار به دشت گستردهٔ بین «جده حراسیس» و رمال آل وهیبه در صحرای پهناور منطقه شرقی کوچ می‌کند و تأثیری‌گذاری آن بر منطقه باعث شده است که نوعی فرهنگ و تفریح در بین تمام ساکنین به وجود آید. طلایی بودن این پرنده هم از نظر رنگ و زیباییست و هم از نظر اهمیت طلایی آن برای این مناطق است.

«قطا» یا «کُوکَر» چند نوع هستند، و در نزد عامت مردم به (الصَیَاح) معروف است. به معنای (فریاد زدن)، چون این پرنده با صدای (قطا قطا) یا (کَرکَر) می‌نالد؛ بنابراین آن را (کوکر) و به عربی (قطا) نامیده شده است. در واقع «کوکر» نر مجموعه‌ای هنرمندانه از درهم آمیختن رنگین کمانی از رنگ‌های: سرخ زعفرانی، سرخ جگری، سبز یشمی، زرد طلایی، زرد آجری، قهوه‌ای روشن، سفید برفی و سیاه زاغی، خاکستری روشن و نیز نارنجی پررنگ است. ماده آن نیز با سینه‌ای سفید و پشتی زرد رنگ همراه با خطوط راه‌راه سیاه و سفید و زرد آجری زیبایی خاص و چشمگیر خود را دارد. کوکر پرنده‌ای کندرو است، یعنی هنگام راه رفتن به کندی حرکت می‌کند. (سرب) مجموعده‌ای از پرندهٔ قطا (کوکر) در نزدیکی غدیر آب می‌نشینند، وآهسته آهسته به طرف آب می‌روند تا اینکه به غدیر آب برسند، بدین سبب گروهی از عرب‌های پیشین راه رفتن بعضی خانم‌های نازدار وکرشمه‌جو، به راه رفتن قطا تشبیه نموده‌اند.

کوکر همچنین جزو پرندگان پُرصداست و چه به هنگام پرواز و چه هنگام دانه‌چینی و جفت‌گیری با صدایی شبیه به غوغو کردن به شیوۀ دلنشینی آواز می‌خواند و روح دشت و صحرا شاد می‌کند.

منابع

1.      در جنوب غرب استان هرمزگان به آن «خُوَتُوک» می‌گویند و در گناباد به آن «سیه‌سینه یا سیاه‌سینه» گویند.

2.    Iranica

·       الفاضل، عبدالله، فاضل. (طیور فی الکویت) . دار الکویت للطباعة والنشر، الفروانیة، کویت، چاپ اول، سال انتشار ۲۰۰۵ میلادی به (عربی).

·       دکتر:، العلوی، هادی، «(عالم الطیور والحیوانات) »، دار العودة، بیروت، لبنان، چاپ سال ۱۹۸۸ میلادی به (عربی).

·       محمدیان، کوخری، محمد، “ «به یاد کوخرد» “، ج۲. چاپ اول، دبی: سال انتشار ۲۰۰۳ میلادی.

·       عطاءالله، سمیر، (موسوعة المعلومات العامة) . دار عطاءالله للنشر والتوزیع، بیروت، لبنان، چاپ هشتم، سال انتشار ۱۹۸۴ میلادی به (عرب).

·       دکتر:جبرائیل، جبور، سلیمان، (البدو والبادیه) دار العلم للملایین: بیرت، چاب اول، انتشار سال ۱۹۸۸ میلادی. (به عربی).

·       الرواحی، سالم، بن سلیمان، البهلاوی، «(الحَیاة البَریَة فی سَلطَنَت عُمان) »، دار المعرفة، بیروت، سال انتشار ۲۰۰۷ میلادی به (عربی).

  • Eskandar Firouz, “SAND GROUSE,” Encyclopaedia Iranica, Online Edition, ۷ آوریل ۲۰۰۸

 

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ کوکر موجود است.

رده‌ها

  • این صفحه آخرین‌بار در ۱ ژوئن ۲۰۲۴ ساعت ۰۵:۰۱ ویرایش شده است.

 

  • این صفحه با استفاده از پارسوئید رندر شده است.

 

 مسجد. [ م َ ج ِ ] (ع اِ) فراء گوید در باب نصر چه اسم و چه مصدر، بروزن مَفعَل است مگر لغاتی چند که با کسر آمده چون مسجد و مطلع و مشرق و... (از منتهی الارب ). محل و موضعی که در آنجا سجده کنند و هر محلی که در آن عبادت کنند، و از آن جمله است اطلاق مسجد بر «جامع». و گویند مسجِد بالکسر.اسم است محل عبادت را. خواه در آنجا سجود بکنند یا نکنند، و هر گاه فعل و عمل آن موردنظر باشد، آن را طبق قیاس ، مسجَد گویند بفتح جیم ، و این عقیده ٔ سیبویه است . (از اقرب الموارد). مکان معین خاص که برای اداء نماز وقف کنند. (کشاف اصطلاحات الفنون ). مزگت و خانه ای که در آن نماز می خوانند. (ناظم الاطباء). مزگت . مزکت . (منتهی الارب ). جای عبادت مسلمانان . خانه ٔ خدا. محل سجود. جای نماز خواندن . نمازگاه . نمازگه . خانه ای که برای گذاشتن نماز سکنه ٔ کوئی یا محلتی یا شهری سازند. بیت اﷲ. خانه ٔ خدا. ج ، مَساجد. (منتهی الارب ).

مساجد اولیه ٔ مسلمین ، عبارت از قطعه زمینی وسیع و تقریباً مربعشکل بود که اطراف آن را چهار دیوار یا خندق احاطه می کرد، و در سمت قبله سقف کوچکی داشت که بر ستونهایی از تنه ٔ نخل و غیره استوار گشته بود، و در این زمان مساجد را مئذنه نبود و این نقشه اساس تمام مساجد اسلامی گشت . اکنون اغلب مساجد دارای قسمتی میانه است به نام صحن که روی آن باز است و گاهی مسقف و اطراف آن چهار رواق دارد که وسیعترین آنها رواق قبله است که محراب نیز در آنجا قرار دارد، و هر مسجدی دارای یک یاچند مئذنه است . از قرن پنجم هجری نظام جدیدی در استفاده از مسجد متداول شد و آن داخل شدن مدارس در آن است و برای تناسب با محیط تدریس مذاهب ، و مسکن دادن به طالبان علم ، در نقشه ٔ مساجد تغییراتی حاصل شد، در این هنگام مسجد از یک صحن روباز تشکیل می شد که اطراف آن را چهار ایوان عمود بر هم احاطه می کرد و در طبقه ٔ دوم این ایوانها اطاقهایی بود برای سکونت طلاب علم و استادان . (از الموسوعة العربیةالمیسرة). نخستین مسجد را حضرت محمد(ص ) در مدینه (یثرب ) در کنار خانه ٔ خود ساخت . زمین آن خوابگاه شتران بود و پیغمبر آن را از صاحبش خرید. سپس خلفا و حاکمان و پادشاهان بر وسعت آن افزودند و در تزیین آن کوشیدند. در زمان امویان (در فاصله ٔ قرن اول و دوم هجری ) با شرکت استادان بیزانس شیوه ٔ معماری یونانی در ساختمان مسجد به کار رفت . سپس مسلمانان شیوه ٔ مزبور را آموختند و تغییراتی در آن دادند و بمرور زمان برخی از کلیساها به مسجد مبدل شد. بدین طریق که جهت بنا را از مشرق بسوی مکه تغییر دادند. از آنجایی که برای بسیاری از مسلمانان رفتن به مسجد بزرگ پنج باردر روز دشوار و دور بود، و در آغاز امر در هر شهر بیش از یک مسجد بزرگ وجود نداشت ، پس از گذشت زمان به موازات مسجد بزرگ هر شهر که مخصوص برگزاری نماز جمعه بود، و مسجد مزبور را هم اصطلاحاً مسجد جمعه یا مسجدجامع می نامیدند، مساجد کوچک کویها حتی در روستاها بوجود آمد که اختصاص به نمازهای پنجگانه داشت . سابقاًدر ایران ، گذشته از مساجد جامع، هر کویی دارای مسجدی بوده که گذشته از محل برگزاری نمازهای پنجگانه ، محل اجتماع ساکنان کوی نیز بوده است . در دوران متأخر در هر شهر بزرگ چند مسجد جامع و صدها مسجد کوچک ، صرف نظر از مصلاهای خانگی که در املاک شخصی بزرگان و توانگران وجود داشته پدید آمد. مساجد جامع در آغاز فقط در شهرها وجود داشتند، ولی بعدها، یعنی از حدود قرن ششم هجری ، در برخی روستاهای بزرگ هم احداث گشتند. هر جا که مسجد جامع نداشت نماز جمعه را (در صورت وجود حداقل چهل نمازگزار) می توانستند در مسجد کوی ، و یا در صورت فقدان آن در هوای آزاد برگزار کنند. صحرانشینان که غالباً فاقد مسجد بودند، نماز جمعه را عادةً در هوای آزاد می گزاردند و البته روی بسوی قبله می کردند. در هر مسجدی اعم از جامع یا مسجد کوی و یا دهکده ، در جدار خلفی آن که همیشه بطرف مکه یا قبله است «محراب » وجود دارد. بعضی مساجد بزرگ چندین محراب دارند. محراب طاقنما گونه ای است و معمولاً به آیات قرآن مزین است . بعد از نیمه ٔ دوم قرن دوم هجری در برابر محراب ، چراغدان گذاشتند، و بعدها شمع و قندیل پدید آمد و مسجد را با قالی مفروش کردند. سمت راست محراب ، منبر قرار دارد و آن کرسی مرتفعی است با چند پله برای استفاده ٔ امام و واعظ و به هنگام نماز جمعه خطبه از بالای آن خوانده می شود. منبر فقط در مسجدهای جامع وجود داشت و مسجدهای کوی فاقد آن بودند و امتیاز اصلی مساجد جامع در برابر مساجد کوی در همین بود.
در شهرهای آسیای میانه و برخی نقاط ایران مساجد خاصی که «عیدگاه » بوده و حیاط وسیعی داشتند بوجود آمد و مردم مسلمان شهردر عیدهای بزرگ یعنی عید فطر و عید قربان در این مساجد گرد می آمدند. به مرور زمان انواع معماری مساجد پدید آمد. در ایران بیشتر دو نوع معماری در ساختمان مساجد معمول است . نوع اول را فاتحان مسلمان با خود به ایران آوردند، و این نوع از لحاظ نقشه و ویژگیهای معماری تقلید از شیوه ٔ معماری اولین مساجد مسلمین بوده است (مثل مسجد امویان در دمشق مربوط به قرن دوم هجری و مسجد بزرگ عمروعاص در فسطاط مصر مربوط به قرن اول هجری و مسجد بزرگ کوفه در عراق مربوط به قرن اول هجری ). این نوع مساجد در آن ممالک و در ایران بطور اعم دارای حیاطی مربع یا مربع مستطیل هستند که در اطراف آن طاقنماهایی زده شده و یا دالانی وجود دارد و حوض و یا فواره ای برای وضو دارد و در عرض واقع شده ، یعنی به پهنا ممتد است نه به درازا. محل نماز بوسیله ٔ طاقهای گشاده که بر ستونها زده اند به حیاط مربوط می شود. قدیمی ترین نمونه های این نوع مساجد در ایران عبارتند از: مسجد خلیفه مهدی در ری نزدیک طهران (پایان قرن دوم هجری ) که فقط پایه اش بر جای مانده است . مسجد تاری خانه در دامغان (قرن سوم هجری )، مسجد جامع نائین (قرن چهارم هجری )، مسجد دماوند (قرن پنجم هجری ) و غیره . در نوع دوم این گونه اماکن (مسجد، مدرسه ، مرقد)سنت معماری ایرانی زمان ساسانیان ملحوظ گشته است . در این نوع مساجد بخش اصلی را شبستان تشکیل می دهد یعنی بخش مقدس مسجد با محراب اصلی و منبر که بالنسبه بنای کوچک مربع و یا هشت گوشی است و ستون ندارد و قبه ای بر آن قرارگرفته . این قبه یا گنبد مخروطی ، مدور و بعدها شلجمی شکل و یا به شکل خربوزه ٔ قاچ قاچ با سردری مستطیل شکل (پیش طاق ) است که در آن ایوان بلندی زیرطاقی مدور یا خدنگی شکل قرار دارد. از این ایوان دری به «حرم » گشوده می شود که به شکل ایوان است ولی از لحاظ ابعاد خیلی کوچکتر است . در طرفین حرم گاه نمازگاههایی قرار دارند که بوسیله ٔ ردیفهای ستون تقسیم شده اند و ستونها در صحنهای باریک مطوقی واقع است . ایوان بزرگ ورودی از طریق حیاطی چهارگوش یا مستطیل به شبستان منتهی می شود. این حیاط حوضی برای وضو دارد و در اطراف آن طاقنماها وجود دارد که غالباً دو طبقه است و چهار ایوان بلند به چشم می خورد هر یکی در مرکز هر ضلع حیاط (یکی از این ایوانها، چنانکه گفته شد، مدخل حرم است ). درقرنهای پنجم و ششم هجری در این نوع مساجد طاقهای خدنگی شکل بیشتر رواج یافت . مساجد جامع تبریز و گلپایگان و قزوین و اردستان و مسجد جمعه ٔ قدیمی اصفهان (قرن نهم هجری ) ومسجد کبود تبریز (قرن نهم هجری ) و مسجد گوهرشاد مشهد (قرن نهم هجری ) و مسجد صفویان اردبیل (قرن دهم هجری ) و مسجد شاه اصفهان (آغاز قرن یازدهم هجری ) و غیره از این نوعند.
نقاشی مذهبی و تصویر ائمه در اسلام مجاز نیست ، تصویرانسان و بطور اعم موجودات زنده را اسلام بت پرستی میداند، بدین سبب تصویری در مساجد دیده نمی شود . در عوض تزیین دیوارها و ایوانها و منبرها و محرابها به حد زیاد معمول است . تزییناتی از روی اشکال مطرز گیاهها و صور هندسی و کوکبی شکل با نوشته های زیبا و پرنقش و نگار عربی آیات قرآن تلفیق می گردد (به خط کوفی ، نسخ ، ثلث و غیره ). این تزیینات به یاری قطعات آجر پخته و کنده کاری بر روی سنگ و یا گچ بری صورت می گرفته . از قرن ششم هجری و بخصوص از قرن هشتم به بعد در ایران و کشورهای نزدیک آن تزیین دیوارها و ایوانها و گنبدها را بوسیله ٔ روپوش کاشی و یا موزائیک چند رنگ کاشی با نوشته های زیبا بعمل می آوردند. محرابها و منبرها نیز بوسیله ٔ تزیینات باشکوه بصورت کنده کاری بر سنگ و چوب و گچ و مرمر مزین می گشتند، یا با کاشی مرقع و یا قطعات براق تزیین می یافتند. محرابهای گچ بری شده در مساجد اصفهان و ابرقو و بسطام و غیره محفوظ مانده است . گچ بری محراب یکی از تالارهای جنبی نماز مسجد جمعه ٔ اصفهان که در سال 710 هَ .ق . از طرف اولجایتوخان مغول هدیه شده شایان توجه خاص است . محراب زیبایی که از لحاظ هنری بسیار عالی است و مربوط به سال 623 هَ . ق . و در کاشان است ، محفوظ مانده است . از زمان قدیم در هر مسجدی مناره ها یا منارهایی برپا می شده و آنها برج گونه هایی هستند که مؤذن از فراز آن اذان می گوید و مؤمنان را به ادای فریضه ٔ دینی می خواند. مناره نخستین بار در زمان امویان در سوریه پدید آمد. در مساجد بزرگ ، مجالس درس برای هریک از فقها و علما، و مدارس یا مجالس درس دائمی در مساجد بزرگ وجود داشته . و این مساجد و مدارس موقوفاتی داشتند که درآمد آنها بالتمام صرف نگهداری مدرسان و دستیاران ایشان و دیگر خدام و همچنین تعمیر و مرمت بناها و غیره می گشته است . (از اسلام در ایران ، از هجرت تا پایان قرن نهم هجری تألیف پطروشفسکی ترجمه ٔ کریم کشاورز صص 96 - 103) :
بوستان چون مسجد و شاخ درختان در رکوع
فاخته چون مؤذن و آواز اوبانگ نماز.

منوچهری .


نه در مسجد دهندم ره که مستی
نه در میخانه کاین خمّار خام است .

احمدجام .


بامدادان سوی مسجد می شدم
پیری از کوی مغان آمد برون .

خاقانی .


در مسجدند و ساخته چون مهد کودکان
هم آبخانه در وی و هم جای خوابشان .

خاقانی .


خفته در مسجد خوداو را خواب کو
مرد غرقه گشته چون خسبد بگو.

مولوی (مثنوی ).


ابلهان تعظیم مسجد می کنند
در جفای اهل دل جد می کنند.

مولوی (مثنوی ).


مسجدی کز حرام برسازی
عاقبت خر در آن کند بازی .

اوحدی .


مسجد المراءة بیتها. (حدیث ).
مسجد زن خانه ٔ زن باشد. (امثال و حکم دهخدا).
- مسجد آدینه ؛ مسجدی که روز جمعه در آن نماز گذارند. (آنندراج ). مسجد جامع. مسجد جمعه : روز آدینه به مسجد آدینه رود تا رسم تهنیت نیز گزارده شود. (تاریخ بیهقی ص 288). مثال ده تا خوانها زنند از درگاه تا در مسجد آدینه . (تاریخ بیهقی ص 291). از دروازه ٔ ری تا در مسجد آدینه بیاراستند. (تاریخ بیهقی ص 375). مردمان که در ولایت وی به مسجد آدینه روند همگی کفشها را بیرون مسجد بگذارند و هیچ کس کفش آن کسان را نبرد. (سفرنامه ٔ ناصرخسرو چ دبیرسیاقی ص 7).
تا نشنوی ز مسجد آدینه بانگ صبح
یا از در سرای اتابک غریو کوس .

سعدی .


بر کنار حوضی ایستاده بودند که در جوار مسجد آدینه ٔ کهنه بود. (انیس الطالبین نسخه ٔ خطی ص 96).
- مسجد جامع ؛ مسجد آدینه . مزگت آدینه . مسجد جمعه . مسجد بزرگی که نماز آدینه در آن می خوانند. و اغلب شهرها دارای مسجد جامعی است که عادةً از آثار تاریخی بشمار می آید. رجوع به مسجد شود : روز آدینه ابراهیم به مسجدجامع آمد و ساخته تر بود. (تاریخ بیهقی ص 564). بر این ترتیب به مسجدجامع آمد [ مسعود ] سخت آهسته . (تاریخ بیهقی ص 292). روز آدینه ٔ دیگر به مسجد جامع آمد بابسیار سوار و پیاده ساخته و کوکبه ٔ بزرگ . (تاریخ بیهقی ص 705). سر و تن بشستم و به مسجد جامع شدم و نمازکردم . (سفرنامه ٔ ناصرخسرو ص 2). مسجد جامع هم از این سنگ سیاه است . (سفرنامه ٔ ناصرخسرو ص 14). به وقت نهضت فرموده بود تا از بهر مسجد جامع به غزنه عرصه ای اختیار کنند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ص 420). تا در موکب عالی به سمرقند رفته آنجا بر مسجد جامعی که ساخته خواهد شد کار کنند. (حبیب السیر ج 3 ص 155).
- مسجد جمعه ؛ مسجد آدینه . مسجد جامع. مسجد بزرگی که در آن نماز جمعه می گزارند و عادةً هر شهری یک یا چند مسجد جمعه دارد. رجوع به مسجد شود.
- امثال و تعبیرات مثلی :
برای یک بی نماز در مسجد را نمی بندند .
چراغی که به خانه رواست به مسجد حرام است .
در مسجد است ، نه کندنی است نه سوختنی .
در مسجد باز است حیای سگ کجا رفته .
در مسجد نه کندنی است نه سوزاندنی .
مثل مسجد درگز نه شیعه در آن نماز گزارد نه سنی .
مثل مسجد یا مثل مسجد خدا ؛ تهی . بی اسباب .
مسجد جای خربستن نیست .
مسجد را نساخته کور عصایش را زد .
مسجد گرم و گدا آسوده .
مؤمن مسجدندیده .
هنوز مسجد ساخته نشده کور بر درش نشست . (امثال و حکم دهخدا).
|| در اصطلاح سالکان ، مظهر تجلی جمال را گویند. || آستانه ٔ پیر و مرشد. (کشاف اصطلاحات الفنون ). || دل عارف کامل و مؤمن . (فرهنگ مصطلحات عرفا).