سفر مودی به اسرائیل؛ تعریف جدید معادلات منطقهای در خاورمیانه و غرب آسیا
منبع تصویر،EPA
اطلاعات مقاله
نویسنده,ژیار گل
شغل,خبرنگار ارشد بیبیسی در امور بینالملل
زمان مطالعه: ۳ دقیقه
نخستوزیر هند، نارندرا مودی، برای سفری دو روزه وارد اسرائیل شد. این نخستین سفر او از زمان آغاز جنگ در غزه به شمار میرود. نخست وزیر هند با استقبال بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، وارد تل آویو شد. او در کنست، پارلمان اسرائیل، نیز سخنرانی کرد.
سفر آقای مودی به اسرائیل را میتوان شکلگیری تدریجی یک همراستایی ژئوپولیتیکی جدید بین دو کشور خواند که در حال بازتعریف معادلات در غرب آسیاست.
هند نگران نزدیکی ترکیه و همکاری نظامی این کشور با پاکستان و بنگلادش است و اسرائیل هم نگران شکلگیری «محور سنی» به رهبری ترکیه در نزدیکی مرزهایش است. نگرانیهای امنیتی هر دو کشور، اسرائیل و هند را در سالهای اخیر به هم نزدیک تر کرده است.
از زمانی که آقای مودی در سال ۲۰۱۴ به قدرت رسید، رابطه دو کشور به یک مشارکت راهبردی تبدیل شده که پیامدهای آن بسیار فراتر از تجارت دوجانبه یا قراردادهای دفاعی است.
به عبارتی نوعی تفاهم گستردهتر میان اسرائیل، هند و چندین دولت کلیدی عرب دیده میشود، بهویژه در بین کشورهایی که نسبت به ایران و همچنین درخصوص جنبشهای اسلامگرایی همچون اخوان المسلمین نگران بودهاند.
منبع تصویر،Reueters
توضیح تصویر،آقای مودی در پارلمان اسرائیل سخنرانی کرد
از همکاری آرام تا مشارکت راهبردی آشکار
هند برای دهها از فلسطینیان حمایت میکرد و رابطهای محتاطانه با اسرائیل داشت. جمعیت مسلمانان هند بیش از ۲۱۰ میلیون نفر است. اما با از زمان به قدرت رسیدن حزب ملیگرای آقای مودی، اکنون بیش از از یک دهه است که هند تردیدهای پیشین درباره نزدیکی آشکار با اسرائیل را کنار گذاشته است.
نارندرا مودی اولین نخست وزیر هند بود که در سال ۲۰۱۷ از اسرائیل دیدار کرد، سال بعد بنیامین نتانیاهو هم به هند سفر کرد.
مقامات دو کشور میگویند نگرانیهای مشترک درباره تروریسم، امنیت مرزی و افراط گرایی، این دو کشور را به یکدیگر نزدیکتر کرده است. تبادل اطلاعات و انتقال فناوریهای دفاعی تعمیق یافته و در زمینه کشاورزی و آبیاری همکاری میکنند.
تقویت روابط دوجانبه هند و اسرائیل در حالی رخ می دهد که یک تحول گستردهتر منطقهای نیز در جریان بوده است.
توافق عادیسازی موسوم به «پیمان ابراهیم» در سال ۲۰۲۰، روابط میان اسرائیل و چند کشور عربی، بهویژه امارات متحده عربی و بحرین را بهبود داده است.
یکی از دلایل به تحقق پیوستن این پیمان، نگرانی کشورهای عربی از از نفوذ ایران در منطقه بوده است، بازتاب یک محاسبه مشترک بوده که این کشورهای عربی همچون اسرائیل نفوذ منطقهای ایران را تهدیدی بلند مدت برای ثبات خود محسوب می کنند.
هند در حالی که روابط دیپلماتیک خود با ایران را حفظ کرده، بهتدریج به اسرائیل و کشورهای خلیج فارس نزدیکتر شده است.
هند زیر فشار تحریم های آمریکا خرید نفت ایران را در چند سال اخیر تقریبا به صفر رسانده است.
مقابله با بلوکهای رقیب و آرایش جدید منطقهای
فراتر از ایران، یکی دیگر از نگرانیهای برخی بازیگران منطقهای، نفوذ ایدئولوژیک و سیاسی اخوانالمسلمین و حامیان دولتی آن است.
اسرائیل، ترکیه تحت رهبری رجب طیب اردوغان را حامی جنبشهای همسو با اخوانالمسلمین در سراسر خاورمیانه معرفی می کند.
بنیامین نتانیاهو اخیرا در جلسه با روسای «شین بیت»، سازمان اطلاعات داخلی اسرائیل، گفت که پس از تضعیف «هلال شیعی» ایران، اکنون ائتلاف گروههای سنی نزدیک به اخوان المسلمین خطری جدی برای اسرائیل است.
نفتالی بنت، نخستوزیر سابق اسرائیل، هم قدرت هستهای پاکستان و ترکیه را خطری جدی برای اسرائیل خوانده است.
پاکستان نیز در عرصههای مختلف دیپلماتیک، بهویژه در موضوعات سیاسی مرتبط با جهان اسلام، همسویی نزدیکی با ترکیه نشان داده است. ترکیه هم از پاکستان و بنگلادش حمایت کرده و هم به پاکستان پهپاد فروخته است.
برای هند، پاکستان همچنان رقیب اصلی امنیتی به شمار میرود. سلاح هستهای اسلامآباد و سابقه درگیری با هند، لایهای از پیچیدگی به معادلات منطقهای افزوده است. از نگاه دهلی نو، نزدیکی بیشتر به اسرائیل، که یکی از رهبران جهانی در فناوری دفاعی و اطلاعاتی است، بازدارندگی هند را تقویت میکند.
برای برخی دولتهای عربی، محور ترکیه–قطر–اخوانالمسلمین بیثباتکننده تلقی میشود، بهویژه پس از تحولات بهار عربی.
سفر آقای مودی به اسرائیل نماد صف آرایی جدید ژئوپلیتیک منطقه است.
نقشه دیپلماتیک غرب آسیا در حال بازترسیم است و هند دیگر ناظری دوردست نیست، بلکه به بازیگری فعال در شکلدهی آینده منطقه تبدیل شده است
آمادگی برای «روز واقعه»؛ اردوگاه رضا پهلوی چه تصویری از فردای حمله احتمالی به ایران دارد؟
منبع تصویر،Reuters
توضیح تصویر،شاهزاده رضا پهلوی در کنفرانس امنیتی مونیخ ۲۰۲۶اطلاعات مقاله
نویسنده,امید پارسانژاد
شغل,بیبیسی
زمان مطالعه: ۴ دقیقه
شاهزاده رضا پهلوی در یکی از پیامهای اخیر خود برای بار چندم گفته است که که حمله احتمالی به ایران از این جهت ضروری است که میتواند میان مخالفان و نیروهای مسلح حکومت ایران «توازن قوا» برقرار کند. معنی این حرف چیست و اردوگاه پادشاهیخواهان چه انتظاری از فضای پس از حمله احتمالی دارند؟
سعید قاسمینژاد، از مشاوران بسیار نزدیک آقای پهلوی، در توضیح پیام او نوشته است: «پس از دخالت نظامی آمریکا و اسرائیل وقتی دستگاه سرکوب جمهوری اسلامی تضعیف میشود، کار را مردم ایران بایستی تمام کنند... در مقابله با نظام جمهوری اسلامی که دهها هزار نفر را در دو روز به قتل رسانده است، استفاده از هر ابزاری مشروع است و مقابله با هر عضو فعال دستگاه سرکوب در هر زمان و مکان و وضعیتی، دفاع مشروع محسوب میشود.»
آقای قاسمینژاد - که تهیهکنندهٔ دفترچهٔ دوران اضطرار یا گذار هم هست - و آقای پهلوی هر دو بر ضرورت حملهٔ نظامی از سوی آمریکا، اسرائیل «یا هر کس دیگر» علیه «جمهوری اسلامی» در ایران تأکید دارند. آقای قاسمینژاد چندی پیش در مقالهای در «جروزالم پست» استدلال کرده بود که اسرائیل باید اطمینان حاصل کند که حکومت جمهوری اسلامی در اثر چنین حملهای حذف میشود و گذار به حکومت بعدی از طریق رهبری آقای پهلوی انجام میگیرد که روابط گرمی با اسرائیل دارد.
پستهایی که آقای قاسمینژاد در روزهای اخیر در شبکه اجتماعی ایکس (توییتر سابق) منتشر یا بازنشر کرده است، تا حدودی روشن میکند که او چه تصویری از نتیجهٔ حملهٔ نظامی علیه حکومت «جمهوری اسلامی» در ذهن دارد و معتقد است که اردوگاه پادشاهیخواهان باید خود را برای چه شرایطی آماده کند.
آقای قاسمینژاد رشتهپستی از اکانت جوناس بلین «بازنشر» کرده (*) و دربارهٔ آن نوشته است: «اینجا نکات خوبی مطرح شده». جوناس بلین نام کاربری تحلیلگری فارسیزبان است که عمدتا در حوزه نظامی و ژئوپولتیک در ایکس مینویسد و به ارائه تحلیلهای دادهمحور شهرت دارد. نام و هویت واقعی او طبعا شناخته شده نیست.
در پستی که آقای قاسمینژاد بازنشر کرده است، از ضرورت آمادگی مردم برای «قطع برق، انهدام تأسیسات مخابراتی، نبود سوخت یا کمبود مواد غذایی» و ناتوانی حکومت از تأمین امنیت سخن رفته و چنین آمده: «آمادگی برای تعطیلی کامل زندگی عادی، علیرغم غیرممکن بودن آن برای بسیاری از نانآوران، ممکن است جان بسیاری را نجات دهد». و به شهروندان توصیه کرده که در جریان حمله، از نزدیک شدن به ادارات دولتی، حتی اداره آب و برق خودداری کنند، چون احتمالا این ادارات هم از اهداف احتمالی خواهند بود.
در مورد خیزش عمومی در آن شرایط نیز گفته شده که همه باید منتظر فرمان «شاه» (یعنی شاهزاده رضا پهلوی) باشند: «در صورت وجود نیروهای مسلحِ پیشقراولِ متصل به اپوزیسیون، راههایی برای تسلیح (مسلح کردن) عمومی وجود خواهد داشت» و در پایان هم نوشته شده است: «ترحم بر پلنگِ تیزدندان، ستمکاری بود بر همگان».
خود آقای قاسمینژاد کمی بعد، نوشته است که «اعضای فعال دستگاه سرکوب وقتی منفرد و غیرمسلحاند، در مقابل هستههای گارد جاویدان در موضع ضعف قرار دارند». او پیشتر هم نوشته بود که «در روز واقعهای که در پیش است» از مأموران نظامی و انتظامی که از حکومت جدا میشوند انتظار میرود که «سلاحهایشان را علیه عاملین و آمرین سرکوب به کار بگیرند.»
بدون درنظر گرفتن نیروی انتظامی و ارتش، و با صرفنظر کردن از سربازان وظیفه در سپاه، حکومت ایران دستکم روی حمایت درجهداران و افسران رسمی سپاه و اعضای فعال و ویژه بسیج حساب میکند که شمار آنها در مجموع بیش از یک میلیون نفر تخمین زده میشود. آنها مسلح، آموزشدیده و سازماندهی شدهاند، سلسله مراتب فرماندهی روشن دارند و بسیاری از آنها در سوریه و عراق جنگیدهاند. پادشاهیخواهان میتوانند امیدوار باشند که بخشی از این نیرو ریزش کند، اما قاعدتا همزمان باید خود را برای شرایطی هم آماده کند که ریزش معناداری اتفاق نیفتد.
از مجموعه این داده ها چنین برمی آید که اردوگاه آقای پهلوی، خود را برای درگیری یا جنگ با نیروهای مسلح وفادار به جمهوری اسلامی آماده میکند جنگی که عواقب حمله احتمالی آمریکا یا اسرائیل می تواند زمینه وقوع آن را فراهم کند.
حتی از یک نیروی مسلحِ پیشرو سخن میرود که به اپوزیسیون متصل باشد و مخالفان حکومت را مسلح کند؛ که چنین نیرویی قاعدتا میبایست روی زمین باشد، وگرنه پیشقراول نامیده نمیشد. اما از اینکه هویت این نیرو چیست و از کجا قرار است بیاید، از نوشتههای آنها چیز بیشتری نمیتوان دریافت.
* از آقای قاسمینژاد در مورد پستی که بازنشر کرده پرسیدیم ولی هنوز پاسخی دریافت نکردهایم. در صورت دریافت پاسخ، آن را منتشر خواهیم کرد.
رود برک / پرک: این رود که نام اصلی اش پرک بوده در اغلب تصحیح های شاهنامه به صورت رود برک ضبط شده است چون این رود از کوه های جدغل در شمال شرق چاچ به سوی سیر دریا جاری میشده اعراب آن را رود جدغل میخوانده اند و ترکان چرچک که اینک چرچیک یا چرچیق خوانده می شود و از کنار شهر تا شکنت می گذرد و به سیردریا یا سیحون (گل زریون) می ریزد. چون این رود شاهرگ حیاتی ولایت چاچ و مانع دفاعی آن در برابر سرزمین ترکان بوده در شاهنامه چندین بار از آن به صورت رود برک یا برگ نام برده شده است. اولین بار در پادشاهی پیروز یزدگرد دوم آمده است که وی لشکر به ترکستان کشید و چون مناری را که پیش تر بهرام گور برای تعیین مرز ایران و دیار ترکان برآورده بود پست و ناپیدا دید درصدد برآمد دوردست تر از آن یعنی در کنار رود برک چنان مناری بسازد و از دیگران گواهی یا چک بگیرد که این همان منار ساخته بهرام و مرز دو کشور است
چنین گفت یکسر به گردنکشان که پیش برک بر برین هم نشان
مناره برآرم به شمشیر و گنج ز هیتال تا کس نباشد به رنج
چو باشد مناره به پیش برک بزرگان به پیش من آرند چک
بگویم که این کرد بهرام گور به مردی و دانایی و فرو زور
چون نوشیروان علیه خاقان لشکر کشید و تا گرگان پیش رفت بزرگان ترکستان به جانبداری از وی برخاستند و پیغام فرستادند که در زمان خاقان
ز چاچ و برگ تا سمرقند و سغد بسی بود ویران و آرام جغد
بالاخره در زمان پادشاهی هرمزد نوشین روان چون بهرام چوبینه به جنگ ساوه شاه رفت و او را شکست داد هرمزد پس از تشویق او
ز هیتال تا پیش رود برک به بهرام بخشید و بنبشت چک
و دیگر از برگ و رود آن در شاهنامه خبری نیست. مؤلف حدود العالم این رود را پرک خوانده و در معرفی آن نوشته است: «از پشت کوه خلخ بگشاید و به ناحیت جنوب فرورود و بر حدود چاچ بگذرد و میان بناکت و دیوار قلاس به رود اوزگند افتد». غرض از رود اوزگند همان سیردریا یا سیحون گل زریون است که چون از شهر اوزگند سرچشمه میگرفته بدین نام هم خوانده میشده است.
بناکت هم از شهرهای مهم ولایت ایلاق در شرق چاچ بوده که در محل اتصال رود آهنگران یا ایگرن به سیر دریا قرار داشته است. چاچ مینورسکی دربارۀ کل گزارش حدود العالم نوشته است: پرک که اکنون چرچک نامیده میشود در جنوب تاشکند میافتد کوه های خلوخ (خلخ) که در اینجا ذکر شد عبارت از تپه هایی است که نارین همان آهنگران را از مخزن آب چرچک (یعنی) چتکل، جدغل عربی جدا میکند. دیوار قلاس در طرف شمال چرچک و برای نگهبانی در مقابل ترکان ساخته شده بود.
ضمن آن که چاچ را همان دره رود پرک یا چرچیک دانسته یادآور شده که رود پرک دو سرچشمه داشته یکی از کوههای بسکام و آن دیگر از ناحیه جدغل جاری میشده است همچنین توضیح داده که پس از حاشیه مزروع شمالی سمت راست رود پرک عبدالله حمید بن قحطبه طایی طوسی که پنج ماه بعد از مرگ پدرش (۱۵۹) (ق) والی خراسان شده بود دیواری دفاعی در آغاز صحرای قلاس کشید که از کوه سابلغ یا سایلغ تا سیر دریا امتداد داشت و اکنون هم خرابه های آن مشهود است. یک فرسخ پس از این دیوار هم خندقی به موازات آن از کوه تا سیر دریا حفر شده بود تا مانع هجوم ترکان به چاچ اصطخری این رود را برک خوانده است.
چرا شماری از باشگاههای بدنسازی تصویر هادی چوپان را حذف کردند؟
منبع تصویر،Chris Bernacchi/Diamond Images via Getty Images
اطلاعات مقاله
نویسنده,نازنین کیان
شغل,روزنامهنگار
زمان مطالعه: ۷ دقیقه
هادی چوپان این روزها با یکی از جدیترین موجهای انتقاد در دوران حرفهایاش روبهروست. بر اساس واکنشهای منتشرشده در شبکههای اجتماعی، به نظر میرسد او، در آستانه مسابقات مهم آرنولد کلاسیک ۲۰۲۶، حمایت بخشی از طرفدارانش در ایران را از دست داده و اخیرا شمار زیادی از باشگاههای بدنسازی در ایران تصویر او را از روی دیوارهایشان حذف کردهاند.
طبق گزارشها این ورزشکار برجسته پرورش اندام ، مدتی طولانی در دوبی در انتظار ویزا ماند. حتی این احتمال مطرح بود که به مسابقات آرنولد نرسد؛ رقابتهایی که از ۱۴ تا ۱۷ اسفند (۵ تا ۸ مارس ۲۰۲۶) در شهر کلمبوس، در ایالت اوهایو آمریکا، برگزار میشود.
در روزهای پرالتهاب اعتراضات در ایران و در حالی که آقای چوپان بابت موضعگیریهایش در برابر کشتار دیماه، همچنان مورد انتقاد است، سرانجام به آمریکا رسید و حالا آماده مسابقات میشود.
هادی چوپان که اولین ایرانی برنده مسابقات مستر المپیا و از محبوبترین ورزشکاران در ایران بود، اخیرا بار دیگر در شبکههای اجتماعی وایرال شد. این بار، نه به خاطر کامیابیهایش در ورزش، که به دلیل تصاویری که نشان میداد باشگاهها مختلف تصویر او را از روی دیوارهایشان پاک کردهاند و به جایش، در بسیاری موارد، عکس مسعود ذاتپرور را گذاشتهاند.
مسعود ذاتپرور، کارشناس ارشد فیزیولوژی ورزشی و فیزیک و بادی کلاسیک بود که در اعتراضات دی با شلیک مستقیم نیروهای امنیتی کشته شد. این ورزشکار رشته پرورشاندام در سال ۲۰۱۱ قهرمان جوانان آسیا و در سالهای ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ قهرمان جهان شده بود.
این گزارش نگاهی دارد به رویدادهایی که باعث شده هادی چوپان در دو ماه اخیر، در کانون جنجالها قرار بگیرد.
نشانههایی از همسویی با سیاستهای جمهوری اسلامی
انتقادها به هادی چوپان با رفتار و موضعگیریاش درباره اعتراضات دی ۱۴۰۴ شروع نشد. منتقدانش از مدتها پیش به رفتارهایی اشاره میکردند که به زعم آنها «نشانههایی از وابستگی او به حکومت» بود.
آذر ۱۴۰۳، در حاشیه مراسم ختم فرامرز عزیزی، قهرمان پرورش اندام ایران و آسیا در دهه هفتاد شمسی، ویدئویی از هادی چوپان منتشر شد که در آن، با انتقاد به ورزشکاران غایب در مراسم، میگفت: «دهنتان باز است برای حرفهای مفت. ولی زمان عمل هیچکدام نیستید و تاریکی روی همه شما را گرفته است.»
در پایان این ویدئو نور صفحه تلفن همراه هادی چوپان روشن و مشخص شد که او عکسی از علی خامنهای را به عنوان تصویر پیشزمینه تلفن موبایلش انتخاب کرده است.
خبرگزاریهای نزدیک به حکومت با تمرکز بر همین تصویر، این ویدئو را منتشر کردند و سایت تابناک با اشاره به آن تیتر زد: «شیوه متفاوت ارادت هادی چوپان به رهبر انقلاب.»
کمی بعد، هادی چوپان ویدئویی با توضیح «ایران، مادرم» در اینستاگرامش منتشر کرد که در آن با یک وزنه، در حالی که «لانج» میزند، مسیری را طی میکند و بعد روبهروی پرچم جمهوری اسلامی، سلام نظامی میدهد. شروع اعتراضات دی ۱۴۰۴ و موضعگیری هادی چوپان، باعث شد که منتقدانش از این دو ویدئو به نشانه همسویی او با حکومت استفاده کنند.
از سکوت تا پخش تصویر رقص در تلویزیون
هادی چوپان، اوایل اعتراضات در تاریخ ۹ دی ۱۴۰۴، پستی در اینستاگرام منتشر کرد و دولت را مسبب مشکلات اقتصادی مردم دانست: «اینک نوبت دولت است که مردم را در آغوش بگیرد.»
هادی چوپان، بعد از قطع سراسری اینترنت، در حالی که نام تعدادی از ورزشکاران بدنسازی و پرورش اندام در میان کشتهها بود، فقط برای مسعود ذاتپرور پیام تسلیت داد.
همزمان، اما، حضورش در یک برنامه تلویزیونی برای استعدادیابی ورزشی، انتقادهای زیادی علیهاش برانگیخت.
در بحبوحه سوگواری برای کشتهشدگان پرشمار اعتراضات، پخش رقص هادی چوپان در این برنامه تلویزیونی، در کنار سکوت او در فضای مجازی، انتقادها از او را تندتر کرد.
با بیشتر شدن انتقادها، هادی چوپان در صفحه شخصیاش در اینستاگرام، توضیح داد که آن برنامه ماهها پیش ضبط شده و او در انتخاب زمان پخشش دخیل نبوده است. همچنین نوشت که ساکت ماندنش بیدلیل نبوده است: «اگر سکوتی بوده، نه از سر بیتفاوتی بوده، نه ترس یا همراهی. بلکه از درک شرایطی بوده که همه رنجیدهدل و شکسته بودند که هر سخن میتواند به سوءبرداشت و هر جمله به آسیب بیشتر منجر شود.»
آقای چوپان البته در همین پست اینستاگرامی، انتقادها از خودش را به یک «سناریوی تخریب» ربط داد که عدهای مشخص، به گفته او، علیهاش راهانداختهاند و بعد هم تاکید کرد که همیشه پای کشور و مردم و شهر و پرچمش مانده و «تن خود را سپر هر دشمنی برابر مردم و کشور» میکند.
مقایسه با امام اول شیعیان
با این موضعگیری واکنشهای منفی به هادی چوپان تمام نشد. او که پرافتخارترین بدنساز ایرانی است، بیش از یک میلیون و دویست هزار از دنبالکنندههای اینستاگرامیاش را از دست داد. چیزی که باعث شد بسیاری از تولیدکنندگان پادکست و برنامههای اینترنتی بدنسازی خارجی به آن واکنش نشان بدهند.
انتشار ویدئوی دیگر هادی چوپان، وضعیت را پیچیدهتر کرد. او در این ویدئو با اشاره به امام اول شیعیان میگفت: «کاکا، امام علی یک عمر نان شب یک کوفه را داد. بعد همان اهل کوفه کاری کردند که فرق سرش را از پشت بشکافند. بعد تو توقع داری مردم قدر من و امثال من را بدانند؟ ما که در برابر هیبت امام علی عددی حساب نمیشیم.»
انتشار این ویدئو با واکنشهای منفی بیشتری همراه شد و همزمان گزارشهایی منتشر شد مبنی بر اینکه شماری از باشگاهها تصویر هادی چوپان را از دیوارهای خود برداشتند و در بسیاری موارد عکس مسعود ذاتپرور را جایگزین کردند.
مهرداد حبیبی، ورزشکار رشته بدنسازی و پرورش اندام است و باشگاه هیرمند را اداره میکند. او از جمله کسانیایست که به کارزار پایین کشیدن عکس هادی چوپان پیوسته است.
آقای حبیبی به بیبیسی فارسی گفت: «آقای چوپان اسطوره و قهرمان بودند. قهرمان باید در هر شرایطی حامی مردم سرزمینش باشد؛ مردمی که به واسطه آنها بود که هادی از صفر به صد رسید. او میتوانست صدای مردمش باشد، نه اینکه جلوی دوربین حرکات موزون انجام بدهد و بعد به جای عذرخواهی خود را با حضرت علی مقایسه کند. … این اقدامش خشم خیلیها را دوچندان کرد و الان هم دیگر نمیتواند به موقعیت قبلیاش برگردد. چون به دست آوردن دل مردم و محبوب ماندن نزد آنها، از فتح هر سکوی قهرمانی سختتر است.»
پایان همکاری با مربی و اسپانسر؟
هرچند تا زمان نگارش این گزارش نشانهای رسمی از قطع همکاری منتشر نشده است، اما ریزش حدود یک میلیون و ۲۰۰ هزار نفری از دنبالکنندههای اینستاگرامی هادی چوپان و شدت گرفتن انتقادها از او، کمی پس از همدردی هانی رامبد، مربی و بنیانگذار شرکت ایووژن، با مردم ایران، گمانهزنیهایی درباره احتمال پایان همکاری این شرکت، به عنوان اسپانسر اصلی چوپان، با او را مطرح کرد.
بعضی صفحههای پرمخاطب اینستاگرام حتی پیامی از قول هانی رامبد را منتشر کردند که در آن گفته بود: «من بارها از هادی خواستم که در این روزهای سخت کنار مردم ایران بایستد و صدای حمایتش را بلندتر به گوش همه برساند.» در ادامه در این متن آمده بود که او و برند لئون دیگر حامی چوپان نیستند.
منبع تصویر،Chris Bernacchi/Diamond Images via Getty Images
توضیح تصویر،هانی رامبد و هادی چوپان
آقای رامبد این خبرها را تایید یا تکذیب نکرده و تلاش بیبیسی برای تماس با این مربی نامدار پرورشاندام بینتیجه ماند.
گو اینکه شماری از ورزشکاران و قهرمانهای بدنسازی دنیا، به نوعی و البته بدون ذکر منبع خبر، به قطع همکاری آقای چوپان و اسپانسرش اشاره کردند. متیو سینکورانگ، قهرمان بدنسازی کانادا، در پادکستش گفته است: «اسپانسر او تنها چند هفته پیش از مسابقات آرنولد، ترکش کرده است.»
همه اینها در حالی است که تا زمان نوشته شدن این مطلب، در سایت رسمی شرکت ایووژن، نام هادی چوپان هنوز در صدر فهرست ورزشکاران این شرکت قرار دارد و در حساب اینستاگرام ایووژن هم پستهای متعددی از هادی چوپان دیده میشود. علاوه بر اینها عکس مشترک او با هانی رامبد، همچنان در صفحه اینستاگرام چوپان، پین شده و پستهای دیگری با برند ایووژن هم هست. در اینستاگرام هانی رامبد هم پستهای مشترک متعدد تا زمان نگارش این گزارش وجود دارد.
واکنش ورزشکاران ایرانی و خارجی
واکنشها به حواشی اخیر پیرامون هادی چوپان، فقط محدود به مردم و جامعه ورزشکاران پرورشاندام داخلی نمیشود. بسیاری از قهرمانها و چهرههای مطرح این رشته در خارج از ایران هم در هفتههای اخیر نسبت به این موضوع واکنش نشان دادهاند. مایکل دعبول، بدنساز مطرح اهل سوریه، در پاسخ به سئوال یکی از طرفداران درباره حواشی اخیر هادی چوپان در اینستاگرام نوشت: «فکر میکنی هانی فقط به خاطر اینکه او چیزی نگفته، هادی را رها میکند؟ قطعاَ نه! بهروز (بهروز تابانی که به همراه چوپان در مستر المپیا ۲۰۲۵ حضور داشت و به مقام یازدهم رسید.) هیچ وقت از هیچ جناحی طرفداری نکرده، با این حال مورد علاقه و حمایت مردم خودش است! هادی آشکارا صحبت کرد و از رژیم اسلامی بسیار حمایت کرد.»
شهریار کمالی، ورزشکار ساکن آمریکا که سابقه حضور در مستر المپیا را دارد، هم در برنامهای یوتیوبی نسبت به او موضع تندی گرفت و او را ترسو خواند.
در مقابل، لی پریست، بدنساز حرفهای استرالیایی که چندین بار جزو ۱۰ نفر برتر مسابقات مستر المپیا بوده، در ویدئویی از آقای چوپان دفاع کرد و گفت: «هادی قهرمان بزرگی است و باید چند مستر المپیای دیگر میبرد. او به هیچکس مدیون نیست.»
«پس از قهرمانی مستر المپیا، او علیه دولت صحبت کرد و شما همه گفتید که باید مراقب باشد. حالا میخواهید چیزی بگوید در حالی که اوضاع در ایران به مراتب بدتر است. هادی یک بدنساز است، میتواند از مسائل سیاسی دور بماند. او پول کافی برای زندگی در هر جای دنیا دارد اما ایران و مردمش را دوست دارد و آنجا را برای زندگی انتخاب میکند.»
«گرگ ایرانی» حالا در آستانه مسابقات آرنولد کلاسیک ۲۰۲۶ علاوه بر حریفان روی صحنه باید با حواشی فراوان خارج از دنیای ورزش هم بجنگد. اتفاقاتی که موجب شده یکی از محبوبترین ورزشکاران ایرانی دستکم از چشم گروهی از هموطنانش بیفتد و تعداد قابل توجهی از باشگاههای ایرانی تصویر او را از دیوارهای خود بردارند.