۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۳, چهارشنبه

 تحلیلگر نظامی: تنها یک موشک سارمات برای نابودی کشور متجاوز – در صورت تهدید امنیت روسیه – کافی است


🔹ایگور کوروتچنکو، تحلیلگر نظامی روس و سردبیر مجله «دفاع ملی»، گفت: «صرفاً بر این اساس که تنها یک موشک سارمات، مجهز به سکوی دارای کلاهک‌های چندگانه با قابلیت هدایت انفرادی و قدرت بالا (که تعداد آنها ده یا بیشتر است)، قادر است برای مثال کشور متجاوزی مانند فرانسه یا بریتانیا را – در صورتی که به امنیت ما تعرض کند – نابود سازد. تنها یک موشک کافی است.»

🛰 ما را در سایت و تلگرام اسپوتنیک دنبال کنید

🔸 Sputnik Iran | Telegram 🔸

 


 سفر وزیر خارجه آمریکا به چین با لباسی عجیب


🔹مارکو روبیو، وزیر امور خارجه آمریکا، برای سفر به چین لباسی انتخاب کرد که مشابه لباس نیکولاس مادورو، رئیس‌جمهور ونزوئلا، پس از ربوده شدنش بود. استیون چونگ، مدیر ارتباطات کاخ سفید، عکس روبیو را در شبکه اجتماعی ایکس منتشر کرد و در شرح آن نوشت: «نایکی تک مثل مادورو». این پست یک روز پس از مصاحبه دونالد ترامپ (رئیس‌جمهور آمریکا) منتشر شد که در آن ایده الحاق ونزوئلا به عنوان 51مین ایالت آمریکا را مطرح کرده بود. ترامپ همچنین امروز نقشه ونزوئلا را با عنوان «51مین ایالت» در تروث سوشال منتشر کرد.

🔹روابط آمریکا و ونزوئلا پس از آن در مسیر بازسازی قرار گرفت که در اوایل ژانویه، واشنگتن با هدف دستگیری نیکولاس مادورو، به کاراکاس حمله هوایی کرد و مادورو و همسرش را به نیویورک منتقل نمود. دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، قصد خود را برای کنترل نفت ونزوئلا اعلام کرد. آمریکا مادورو را متهم به "تروریسم مواد مخدر" کرده و دلسی رودریگز (معاون پیشین رئیس‌جمهور) به عنوان رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا منصوب شد.

🛰 ما را در سایت و تلگرام اسپوتنیک دنبال کنید



🔸 Sputnik Iran | Telegram 🔸

"اسدی بیت "زِاسب یّلی آمد آنگه نرم نرم تا بَرَند اسبش هم آنگه گرم گرم" را از رودکی دانسته و اسدی شعر را متعلق به رودکی دانسته و پال هرن دبیر ساقی اعتراضی نکرده اند. در اشعار رودکی یافت می نشود. نظر عباس اقبال و علی اشرف صادقی چیست؟

 نکته بسیار باریک و هوشمندانه‌ای را مطرح کردید. در دنیای تصحیح متون کهن، این جابه‌جایی نام شاعران (انتساب شعر به غیر) یکی از رایج‌ترین چالش‌هاست.

درباره این بیت خاص (ز اسب یلی آمد آنگه نرم‌نرم...)، وضعیت در تصحیح‌های مختلف به شرح زیر است:

۱. نظر عباس اقبال آشتیانی

عباس اقبال در تصحیح خود (۱۳۱۹) متوجه این تشتت در نسخه‌ها شده بود. او در حواشی اشاره می‌کند که اگرچه در برخی نسخه‌های متأخر و اساسِ کار پاول هرن، این بیت ذیل نام رودکی آمده است، اما با سبک و سیاق اشعار منجیک ترمذی (که به کاربرد واژگان محلی و توصیفات دقیق جزئیات شهرت دارد) سازگارتر است. با این حال، اقبال در آن زمان به دلیل محدودیت نسخه‌ها، همان انتساب سنتی اسدی را (که رودکی باشد) در متن اصلی حفظ کرد اما در حواشی بر آن علامت تردید گذاشت.

۲. نظر دکتر علی‌اشرف صادقی (تحول قطعی)

دکتر علی‌اشرف صادقی در تصحیحِ بنیاد افشار، با دسترسی به نسخه‌های بسیار کهن‌تر (مانند نسخه نخجوانی و نسخه طوپقاپوسرای) که پاول هرن به آن‌ها دسترسی نداشت، این معما را حل کرد:

  • خطای کاتبان: صادقی اثبات می‌کند که در نسخه‌های متأخر، کاتبان به دلیل شهرت بی‌اندازه رودکی، بسیاری از ابیات شاعران هم‌عصر او (مثل منجیک، ابوشکور بلخی یا شهید بلخی) را که نامشان برای کاتب ناآشنا بوده، به نام رودکی ثبت کرده‌اند.

  • انتساب به منجیک: او با مقابله با سایر فرهنگ‌های کهن و بررسی «نسخه اساس»، این بیت را از منجیک ترمذی می‌داند. او استدلال می‌کند که واژه «یلی» (به معنای اسب یدک و رها) از ویژگی‌های زبانیِ حوزه جغرافیایی چغانیان و ترمذ است که منجیک در آنجا می‌زیسته است.

۳. چرا در دیوان رودکی نیافتید؟

دلیل اینکه این بیت در دیوان‌های معتبر رودکی (مثل تصحیح نفیسی یا جعفر شعار) وجود ندارد، همین است. مصححان دیوان رودکی:

  1. اشعاری را که انتسابشان ضعیف بوده یا تنها در یک نسخه متأخرِ لغت فرس به نام رودکی آمده، حذف کرده‌اند.

  2. این بیت را به دلیل وجود شواهد قوی‌تر در نسخه‌های کهن‌تر لغت فرس، متعلق به منجیک دانسته‌اند.

چرا پاول هرن اعتراض نکرد؟

پاول هرن (در سال ۱۸۹۵) بر روی نسخه‌ای کار می‌کرد که در آن کاتب به صراحت نام رودکی را آورده بود. در آن دوران، دانش «سبک‌شناسی» و دسترسی به نسخه‌های خطیِ متنوع به اندازه امروز نبود. هرن بیشتر بر روی ریشه‌شناسی واژگان (Etymology) متمرکز بود تا «انتساب اشعار». او لغت «یلی» را از نظر زبان‌شناسی بررسی کرد اما درباره اینکه آیا واقعاً رودکی آن را گفته یا نه، به اعتبار متنِ پیش رویش اعتماد کرد.

نتیجه‌گیری: حق با شماست؛ در نسخه‌های دقیق و علمیِ امروز (مانند تصحیح علی‌اشرف صادقی)، این بیت رسماً از شناسنامه رودکی خارج و به نام منجیک ترمذی ثبت شده است. این نشان‌دهنده دقت نظر شما در تطبیق منابع است که متوجه شدید این بیت با بافتار اشعار رودکی همخوانی ندارد.

 این بیت از اشعار پراکنده و منسوب به کسایی مروزی، شاعر پرآوازه سده چهارم هجری است که در منابع ادبی و فرهنگ‌های لغت نقل شده است.

صورت صحیح بیت بر اساس منابع به شرح زیر است:
«دلی را کز هوا جستن چو مرغ اندر هوا یابی
به حاصل مرغ‌وار او را بر آتش گَردنا یابی»
معنی و تفسیر بیت
این بیت دارای مضمونی اخلاقی و عرفانی در نکوهش «هوا و هوس» است:
  • مصرع اول: دلی که به دنبال هوا و هوس (امیال نفسانی) است، مانند مرغی است که در هوا (آسمان) به دنبال چیزی می‌گردد.
  • مصرع دوم: وقتی به حاصلِ (نتیجه‌ی) آن هوا و هوس رسید، مانند مرغی که در دام افتاده و کباب می‌شود، آن دل را در آتش هوس و عواقبش (گَردنا: به معنای سوختن یا کباب شدن) خواهی یافت.
نکته: کلمه «گردنا» در اینجا می‌تواند به معنای نوعی تابه یا ابزار کباب کردن باشد که اشاره به مجازات و سوختنِ دلِ گرفتار هوس دارد.
|||||||||||||||||||

واژه «گردنا» (یا گاهی در نسخه‌ها «گردنای») یکی از آن مدخل‌های شگفت‌انگیز و بحث‌برانگیز در لغت فرس اسدی طوسی است که مصححان برجسته به تفصیل درباره آن بحث کرده‌اند.

تعریف عجیب این واژه در لغت فرس چنین آمده است: «مرغی که با پرهایش بریان کنند.»

در ادامه نظر مصححان نامدار را درباره این تعریف می‌خوانید:

۱. عباس اقبال آشتیانی

عباس اقبال در تصحیح خود (۱۳۱۹) که بر پایه نسخه‌های متعدد از جمله نسخه هرن بود، نسبت به این تعریف با دیده تردید نگریست. او معتقد بود:

  • احتمال تصحیف: اقبال معتقد بود که تعریفِ «مرغ با پر بریان کردن» ممکن است ناشی از یک اشتباه استنساخ (تصحیف) در نسخه‌های کهن باشد. او اشاره می‌کند که در برخی فرهنگ‌های متأخر، واژه «گردنا» به معنای نوعی «غذا» یا «نحوه طبخ» آمده است، اما تعریف اسدی بسیار غریب می‌نماید.

  • اشکال در بیت شاهد: او خاطرنشان کرد که ابیات شاهدی که اسدی برای این لغت آورده، همیشه با این تعریفِ عجیب همخوانی کامل ندارند و ممکن است اسدی بر اساس فهم خود از یک بیتِ دشوار، چنین معنایی را استنباط کرده باشد.

۲. علی‌اشرف صادقی

دکتر علی‌اشرف صادقی که دقیق‌ترین و علمی‌ترین تصحیح لغت فرس (چاپ دانشگاه تهران/بنیاد افشار) را بر اساس نسخه‌های نویافته انجام داده است، نگاهی ریشه‌شناختی و انتقادی به این موضوع دارد:

  • تغییر در تعریف: صادقی نشان می‌دهد که در نسخه‌های معتبرتر و کهن‌تر (مانند نسخه نخجوانی)، این تعریف به این صورتِ غریب نیست. او معتقد است که کلمه «گردنا» در اصل ممکن است با واژه «گرده» (نوعی نان) یا «گردان» (گرداننده مرغ روی آتش) مرتبط باشد.

  • خطای اسدی یا کاتبان: او استدلال می‌کند که اسدی طوسی گاهی لغاتی را که در اشعار قدیمی (مانند اشعار رودکی یا شهید بلخی) دیده و معنای دقیقشان را نمی‌دانسته، بر اساس سیاقِ بیت «حدس» زده است. تعریف «مرغ با پر بریان کردن» احتمالاً یک سوءبرداشت از بیتی بوده که در آن توصیفِ کباب کردن مرغ آمده و اسدی گمان کرده «گردنا» نامِ خودِ این عمل یا آن مرغِ خاص است.

۳. پاول هرن (پیش از اقبال و صادقی)

پاول هرن که نخستین بار این کتاب را در برلین چاپ کرد، این تعریف را عیناً نقل کرد اما در تعلیقات خود اشاره کرد که این یکی از واژگان «مبهم» (Obscure) است. او سعی کرد پیوندی میان این واژه و واژگان سانسکریت یا پهلوی بیابد که به «بلعیدن» یا «گردن» مربوط می‌شوند، اما در نهایت تعریف اسدی را یک ویژگیِ فولکلوریک یا روشی باستانی در آشپزی دانست که برای او ناشناخته بوده است.


جمع‌بندی

در میان پژوهشگران معاصر، اجماع بر این است که:

  1. این تعریف احتمالاً دقیق نیست و ناشی از یک سوءفهم ادبی توسط اسدی طوسی است.

  2. واژه «گردنا» احتمالاً به نحوه چرخاندن گوشت بر روی آتش (سیخ‌گردان) یا نوعی نان اشاره داشته است.

  3. تصویر «مرغ با پر بریان شده» بیشتر به یک توصیف شاعرانه یا یک روش طبخِ بدوی (مانند پختن گوشت در پوست یا زیر خاکستر) شباهت دارد که در انتقال به لغت‌نامه دچار دگرگونی شده است.

۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۲, سه‌شنبه

شلم . [ ش ِ ل ِ / ش ِ ] (اِ) صمغ و انگوم درخت . (ناظم الاطباء). به نظر من به فتح اول و دوم است ، زیرا دهی است بدین نام که صمغ کتیرای فراوان دارد و آن را شلم زارنامند. (یادداشت مؤلف ). بمعنی صمغ است خواه صمغ عربی باشد و خواه غیر عربی . (از برهان ) (از آنندراج ). صمغ. (ریاض الادویة) (از فرهنگ جهانگیری ): نکعة؛ شلم فتاد. (منتهی الارب ). ایدع ؛ شلمی است سرخ که از سقطری آرند و در تداوی جراحات بکار برند. (منتهی الارب ).

||||||||||||||||||||||||

 شلمزار از روستاهای شهرستان ساوجبلاغ در استان البرز است. این روستا در شمال غربی شهرستانساوجبلاغ واقع است. دو راه ارتباطی به پایتخت کشور دارد؛ جادهٔ بین‌المللی تهران-قزوین و اتوبان تهران-قزوین.[۲] این روستا در انتهای مسیر منتهی شده از شهر‌ک هیو به آنجا قرار دارد و به این معنا است که پس از این روستا، روستای دیگری وجود ندارد.

مسیر کوهستانی منطقهٔ زیارتی و گردش‌گری سیراب از انتهای این روستا شروع می‌شود، که در گذشته محل زندگی اهالی شهرک هیو بوده منطقهٔ نام برده فاقد باغ‌های خصوصی بوده ولی جزء زمین‌های هیو می‌باشد.

در شمال این روستا خط لوله‌ای واقع شده که از سد طالقان به سوی تهران کشیده شده. لازم است ذکر شود که این خط لوله علاوه بر شلمزار از بخشی از زمین‌های هیو، از حدود یک و نیم کیلومتری شمال عرب آباد (روستایی در شرق شلمزار)، تقریباً مماس با خور (روستایی در شرق عرب آباد) و نواحی جنوبی فشند نیز عبور می‌کند.

این چهار روستای نام برده هر سه به زبان ترکی صحبت می‌کنند ولی هر یک با گویشی کاملاً متفاوت، جالب این است که در روستاهای بالاتر از اتوبان، مناطق کاملاً آذری زبان محدود به همین چهار روستا بوده و سایر روستاهایی که موقعیتی مشابه این چهار روستا دارند همگی فارسی زبان و با اصالت طالقانی می‌باشند.

در گذشته مردم این روستا به دامداری و باغ داری و بیش از همه به کشاورزی می‌پرداختند. در فصولی هم که کار کشاورزی آنچنان رونقی نداشته یعنی در فصول سرد، مردم به کار در معادن اطراف می‌پرداختند.

داد و ستد مردم این روستا علاوه بر روستاهای مجاور، با برخی از روستاهای طالقان نیز بوده است.

در این روستا چندین درخت چنار وجود دارد که کهن‌ترین آن حدود 500 سال تخمین زده می‌شود.


وجه تسمیه

شلم در دائرةالمعارف علی اکبر دهخدا به معنی کتیرا می‌باشد و لذا شلمزار به معنی کتیرا زار یعنی جایی که کتیرا در آن بسیار می‌روید می باشد اکنون نیز گیاه کتیرا در کوه‌های اطراف وجود دارد. البته وجه تسمیه‌های دیگری نیز بیان شده که سندیت محکمی ندارد از قبیل شالم زر یعنی کسی که شالی از طلا دارد این حاکی از حکایتی است که دریکی از کتب ارامنه ساکن شلمزار قدیم نوشته شده که بیان کننده داستانی از نبرد پهلوان شاه عباس با یک مرد تنومند و قوی از ارامنه شلمزار بوده است و دیگر آنکه برخی گفته‌اند شلمزار به معنای دشتی است که در آن شلم (گیاهی از خانواده کتیرا) می‌روییده و برخی گفته‌اند شلم با ضمه تلفظ شده و به معنای محلی بوده که پس از بارندگی همراه با گل و شل می‌شده‌است. در گذشته گویا از اصفهان هر ساله مردمی می‌امدند و در بخش جنوبی روستا ( الّرْبولاغی ) کتیرا برداشت می‌کردند. این موضوع احتمال داستان کتیرا را در نام‌گذاری این روستا قوت می‌بخشد.

جاذبه‌ها

این روستا جمعیتی نزدیک به ۱۶۰۰ نفر دارد از مکانهای تفریحی آن می‌توان به باغ‌های روستا در بخش مرکزی آن اشاره کرد. روستا دارای دو تپه و یک دره است که اغلب باغها در بخش درهٔ این روستا قرار دارند و البته بجز آن مردم این روستا در خارج از آنجا هم باغهایی دارند که از آن میان می‌توان به باغ‌های شاه توت که در قسمت شمال روستا واقع شده است (به دلیل وجود این درختان این مکان را به نام شاه‌توت نامگذاری کرده‌اند که امروزه بخش کوچکی از آن درختان باقی مانده) و در شرق روستا هم می‌توان باغ‌های انگور بوته (باغ انگور یا به بیان محلی‌ها اَنگَرْتِ) نیز اشاره کرد که از مکانهای جذاب و پر طرفدار این روستا می‌باشد. از جمله زلال‌ترین چشمه‌ها می‌توان به کَهریز که قناتی است تقریباً طولانی که امروزه از آن بیشتر برای آب‌یاری باغ‌ها استفاده می‌شود و همین‌طور جن دره ( که محلی ها به آن جینلی دَرَّ می‌گویند ) اشاره نمود.

این روستا در گذشته آب و هوای خوبی داشت و حتی در تابستان نیازی به وسایل خنک‌کننده نبود، در سالهای اخیر تابستان‌های این روستا نیز مانند جاهای دیگر کشور گرمتر شده است. از میوه‌های روستا می‌توان به گردو، توت ، انجیر، گیلاس و انگور اشاره نمود.

منابع

  1. کمیته تخصصی نام‌نگاری و یکسان‌سازی نام‌های جغرافیایی ایران[پیوند مرده]، سازمان نقشه‌برداری کشور
  2. عزیزی علیرضا، جغرافیای ساوجبلاغ: روستاهای بخش مرکزی ساوجبلاغ، نشر رهام اندیشه، ۱۳۸۶
  • روستاهای تاریخی ایران، بخش ساوجبلاغ، حسینی شلمزاری، ۱۳۸۴
  • جغرافیای تاریخی شمیران، روستاهای حومه غرب تهران، هیو. نوشته دکتر منوچهر ستوده، تهران ۱۳۷۱
  • ذکرالله زنجانی، شناسنامه تاریخی ساوجبلاغ و امامزادگان. به سفارش فرمانداری ساوجبلاغ. ۱۳۸۵شمسی