۱۴۰۵ مهر ۲۳, پنجشنبه

 تحریم‌ها علیه ایران، رو به تزلزل است


🔸رسوایی مالی جدیدی در ایالات متحده آمریکا در حال سر باز کردن است. «بانک آو آمریکا» (Bank of America) که یکی از سازمانهای نظام بانکی آمریکا محسوب می‌شود، به نقض عمدی مقررات مبارزه با پولشویی اعتراف کرده و پذیرفته است که بیش از 1.21 میلیارد دلار جریمه بپردازد. زمان‌ اعلام این خبر، درست یک روز پیش از انتشار گزارش درآمدی بانک — باعث می‌شود این اقدام همچون یک توبیخِ پرسروصدا به نظر برسد، اما در واقعیت، تنها پرده از مشکلات عمیق و ساختاری برمی‌دارد.


🔸دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟ «فین‌سن» — نهاد اصلی مسئول مبارزه با پولشویی — ارزش تخلفات صورت‌گرفته را 1.2 میلیارد دلار برآورد کرده است. دفتر کنترل ارز نیز مبلغ بی‌سابقه 750 میلیون دلار جریمه به آن افزود، و دفتر کنترل دارایی‌های خارجی نیز به دلیل نقض تحریم‌های مربوط به ایران، روسیه و سایر کشورها، 11.6 میلیون دلار جریمه تعیین کرد. این بانک نه تنها در گزارش‌دهی به‌موقعِ تراکنش‌های مشکوک — که مجموع آن‌ها به بیش از 5 میلیارد دلار می‌رسد — کوتاهی کرده، بلکه بیش از 1 میلیارد دلارِ مرتبط با شبکه‌های بین‌المللی پولشویی را نیز پنهان کرده است.


🔸«اوفک»همان نهادی است که وظیفه دارد با اعمال تحریم‌ها، اقتصاد ایران را به خفگی بکشاند. با این حال، مشخص شده است که یکی از بانک‌های بزرگ آمریکایی در خصوص نقض تحریم‌های علیه ایران، روسیه و دیگر کشورهای تحت تحریم، تن به مصالحه داده است. اگرچه رقم 11.6 میلیون دلار در مقایسه با میلیاردها دلار جریمه‌ی مربوط به پولشویی ناچیز به نظر می‌رسد، اما خودِ این واقعیت بسیار معنادار است: حتی در داخل ایالات متحده آمریکا نیز، جریان‌های مالی مرتبط با ایران از طریق بانک‌هایی عبور می‌کنند که از نظر سیستمی اهمیت حیاتی دارند. رژیم تحریم‌ها دچار شکاف شده است.


🔸سال‌هاست که ایالات متحده آمریکا از سایر کشورهای جهان می‌خواهد تا به شکلی سخت‌گیرانه از تحریم‌های این کشور علیه ایران پیروی کنند. اما وقتی یکی از بانک‌های خودِ آمریکا مرتکب چنین تخلفی می‌شود، مجازات تنها به یک جریمه نقدی محدود می‌گردد؛ جریمه‌ای که — نکته قابل‌تأمل اینکه — درست یک روز پیش از انتشار گزارش مالی بانک اعلام شده است. علاوه بر این، «بانک آو آمریکا» پیش‌تر در سال 2024 نیز دستورالعملی برای رسیدگی به همین مشکلات دریافت کرده بود. اما هیچ‌چیز تغییر نکرده است. این ماجرا شبیه به مبارزه با پولشویی نیست؛ بلکه بیشتر شبیه به تظاهر به مبارزه با آن است.



🛰 Sputnik Iran | Rubika | Bale | Web

 معنی ایرانی کنیسه، کنِشیا و کنشت


واژه های کنیسه، کنِشیا و کنشت (معبد یهودیان) را نامهایی آرامی به معنی محل اجتماع آورده اند ولی آنها در زبانهای کهن ایرانی به صورت کان-ایسَ، کان-ایشیه و کان-ایشت به معنی محل بر آورد شدن آرزو و راز و نیاز (معبد) هستند. اگر هم مانند مزگت (محل خم شدن، مسجد) معادل سامی داشته باشند، در زبانهای ایرانی به چنین مفهوم دینی فراگیر درک میشده اند:


• کاربرد در ادبیات: این واژه در شعر شاعران بزرگ پارسی نظیر فردوسی، سعدی، حافظ و مولوی فراوان به کار رفته است. نمونه از سعدی:

«تو را آسمان خط به مسجد نبشت

 مزن طعنه بر دیگری در کنشت»


کنشت طبق لغت‌نامه دهخدا


کنشت. [ ک ُ / ک ِن ِ ] (اِ) به معنی آتشکده است و معبد یهودان. (برهان) (از ناظم الاطباء). آتشکده ٔ پارسیان و محل عبادت آنان بوده چنانکه مسجد و مکه در میان مسلمانان قبله و معبد است. (انجمن آرا) (آنندراج). آتشکده را گویند. (فرهنگ جهانگیری) (از فرهنگ رشیدی). بتخانه، و در رشیدی آتشکده و در برهان... به معنی معبد یهود و در سراج نیز... عبادتخانه ٔ کفار. (غیاث). معبد یهودان خصوصاً و عبادتگاه کافران عموماً. (فرهنگ فارسی معین). در پهلوی «کنشیا» (مجمع) عبری «کنسث» (جامعه)، آرامی «کنوشتا» (کنیسه). (از حاشیه برهان چ معین). نیازشگاه یهودان. (حاشیه ٔ فرهنگ اسدی نخجوانی از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). کنیسه. نمازخانه. کلیسا. کلیسیا. کلیسه. مقابل مسجد. نمازگاه . (یادداشت ایضاً): مشتری دلالت دارد بر مزگت ها و منبرها و کنشت و کلیسا. (التفهیم).


ز سرگین و دستار و زربفت و خشت

همی گفت با سفله مرد کنشت.

فردوسی.


پدر دیر او بود و مادر کنشت

نگهبان و جوینده ٔ خوب و زشت.

فردوسی (شاهنامه چ دبیرسیاقی ج 5 ص 2385).


مست را مسجد و کنشت یکیست

نیست را دوزخ و بهشت یکیست.

سنائی.


اگر رأی جهان آرای فیروزی مرا فیروزی اقطاع مابین الحصنین فرموده بنای کنشتی و سرایی اطلاق فرماید در جهانداری و بختیاری همانا کمال عاطفت افزاید. (ترجمه ٔ محاسن اصفهان ص 19). جهودان را کنشت است و ترسایان را کلیسیا و گبرکان را آتشگاه. (تاریخ سیستان). و در شارستان مرو کنشتی بنا کرد و آن کنشت به نزدیک بنی اسرائیل بنای بزرگوار بود. (تاریخ بیهق ص 22).


به دست آز مده دل که بهر فرش کنشت

ز بام کعبه ندزدند مکیان دیبا.

خاقانی.


دوزخی افتاده به جای بهشت

قیصر آن قصر شده در کنشت.

نظامی.


به عقیدت جهود کینه سرشت

مار نیرنگ و اژدهای کنشت.

نظامی.


کنشت و کلیسا خراب کردند. (کتاب النقض ص 510).

وان دگر بهر ترهب در کنشت

وان دگر بهر حریفی سوی کشت.

مولوی.


هین چه راحت بود زان آواز زشت

کو فتاد از وی به ناگه در کنشت.

مولوی (مثنوی چ خاور ص 336).


ترا آسمان خط به مسجد نوشت

مزن طعنه بر دیگری در کنشت.

سعدی.


همه کس طالب یار است چه هشیار و چه مست

همه جا خانه ٔ عشق است چه مسجد چه کنشت.

حافظ.


محراب یهود اگر کنشت است

او را چه گنه که سرنوشت است.

امیرحسینی.


برسم هنگام بندگی به جای آوردن ایستاده بود در کنشت رسید وقت انداختن بخور کندور در آتش. (ترجمه ٔ دیاتسارون ص 8 از یادداشت به خط مرحوم دهخدا). جای بستن خوکان. (برهان) (یادداشت به خط مرحوم دهخدا) (ناظم الاطباء). در برهان گفته معبد یهودان و جای بستن خوکان و این عبارتی سخیف است. (انجمن آرا) (آنندراج):

به نیم گرده بروبی به ریش بیست کنشت

به صد کلیچه سبال تو شوله روب نرفت.

عماره (از کتاب احوال و اشعار رودکی ج 3 ص 1195).

 تحریم‌ها علیه ایران، رو به تزلزل است


🔸رسوایی مالی جدیدی در ایالات متحده آمریکا در حال سر باز کردن است. «بانک آو آمریکا» (Bank of America) که یکی از سازمانهای نظام بانکی آمریکا محسوب می‌شود، به نقض عمدی مقررات مبارزه با پولشویی اعتراف کرده و پذیرفته است که بیش از 1.21 میلیارد دلار جریمه بپردازد. زمان‌ اعلام این خبر، درست یک روز پیش از انتشار گزارش درآمدی بانک — باعث می‌شود این اقدام همچون یک توبیخِ پرسروصدا به نظر برسد، اما در واقعیت، تنها پرده از مشکلات عمیق و ساختاری برمی‌دارد.


🔸دقیقاً چه اتفاقی افتاده است؟ «فین‌سن» — نهاد اصلی مسئول مبارزه با پولشویی — ارزش تخلفات صورت‌گرفته را 1.2 میلیارد دلار برآورد کرده است. دفتر کنترل ارز نیز مبلغ بی‌سابقه 750 میلیون دلار جریمه به آن افزود، و دفتر کنترل دارایی‌های خارجی نیز به دلیل نقض تحریم‌های مربوط به ایران، روسیه و سایر کشورها، 11.6 میلیون دلار جریمه تعیین کرد. این بانک نه تنها در گزارش‌دهی به‌موقعِ تراکنش‌های مشکوک — که مجموع آن‌ها به بیش از 5 میلیارد دلار می‌رسد — کوتاهی کرده، بلکه بیش از 1 میلیارد دلارِ مرتبط با شبکه‌های بین‌المللی پولشویی را نیز پنهان کرده است.


🔸«اوفک»همان نهادی است که وظیفه دارد با اعمال تحریم‌ها، اقتصاد ایران را به خفگی بکشاند. با این حال، مشخص شده است که یکی از بانک‌های بزرگ آمریکایی در خصوص نقض تحریم‌های علیه ایران، روسیه و دیگر کشورهای تحت تحریم، تن به مصالحه داده است. اگرچه رقم 11.6 میلیون دلار در مقایسه با میلیاردها دلار جریمه‌ی مربوط به پولشویی ناچیز به نظر می‌رسد، اما خودِ این واقعیت بسیار معنادار است: حتی در داخل ایالات متحده آمریکا نیز، جریان‌های مالی مرتبط با ایران از طریق بانک‌هایی عبور می‌کنند که از نظر سیستمی اهمیت حیاتی دارند. رژیم تحریم‌ها دچار شکاف شده است.


🔸سال‌هاست که ایالات متحده آمریکا از سایر کشورهای جهان می‌خواهد تا به شکلی سخت‌گیرانه از تحریم‌های این کشور علیه ایران پیروی کنند. اما وقتی یکی از بانک‌های خودِ آمریکا مرتکب چنین تخلفی می‌شود، مجازات تنها به یک جریمه نقدی محدود می‌گردد؛ جریمه‌ای که — نکته قابل‌تأمل اینکه — درست یک روز پیش از انتشار گزارش مالی بانک اعلام شده است. علاوه بر این، «بانک آو آمریکا» پیش‌تر در سال 2024 نیز دستورالعملی برای رسیدگی به همین مشکلات دریافت کرده بود. اما هیچ‌چیز تغییر نکرده است. این ماجرا شبیه به مبارزه با پولشویی نیست؛ بلکه بیشتر شبیه به تظاهر به مبارزه با آن است.



🛰 Sputnik Iran | Rubika | Bale | Web

۱۴۰۵ مهر ۲۲, چهارشنبه

 چین در میان خاموشی‌های گسترده، برای کوبا برق و امید به ارمغان می‌آورد 🇨🇳☀️🇨🇺


در حالی که بحران انرژی و خاموشی‌های مکرر زندگی میلیون‌ها تن در کوبا را تحت تأثیر قرار داده است، چین با ارسال تجهیزات تولید برق خورشیدی، برای کمک به تأمین انرژی این کشور گام برداشته است.


بر اساس گزارش منتشرشده، محموله‌های کمکی چین شامل چندین مرحله ارسال سامانه‌های فتوولتائیک بوده که هر محموله حدود ۵ هزار مجموعه را در بر می‌گیرد. مجموع این کمک‌ها حدود ۱۵ هزار مجموعه خورشیدی، شامل پنل‌ها، باتری‌ها و مبدل‌های برق عنوان شده است.


قرار است این تجهیزات برای تأمین برق خانه‌های دورافتاده، مراکز صحی، خدمات اضطراری، مراکز نگهداری کودکان و دیگر تأسیسات ضروری مورد استفاده قرار گیرند.


چین همچنان یکی از تأمین‌کنندگان عمده تجهیزات خورشیدی کوبا به‌شمار می‌رود. طبق همین گزارش، ارزش صادرات تجهیزات فتوولتائیک چین به کوبا در سال ۲۰۲۵ از ۱۱۷ میلیون دالر فراتر رفته است. همچنان، چندین پروژه بزرگ پارک خورشیدی با حمایت چین در این کشور فعال بوده یا در حال ساخت است.


این همکاری با هدف افزایش سهم انرژی خورشیدی در تولید برق و کاهش وابستگی کوبا به شبکه برق سراسری صورت می‌گیرد؛ شبکه‌ای که در سال‌های اخیر با بحران و خاموشی‌های گسترده روبه‌رو بوده است.


خبرنیوز فارسی | فقط اطلاع‌رسانی


#چین #کوبا #انرژی_خورشیدی #بحران_انرژی #انرژی_پاکچین در میان خاموشی‌های گسترده، برای کوبا برق و امید به ارمغان می‌آورد 🇨🇳☀️🇨🇺


در حالی که بحران انرژی و خاموشی‌های مکرر زندگی میلیون‌ها تن در کوبا را تحت تأثیر قرار داده است، چین با ارسال تجهیزات تولید برق خورشیدی، برای کمک به تأمین انرژی این کشور گام برداشته است.


بر اساس گزارش منتشرشده، محموله‌های کمکی چین شامل چندین مرحله ارسال سامانه‌های فتوولتائیک بوده که هر محموله حدود ۵ هزار مجموعه را در بر می‌گیرد. مجموع این کمک‌ها حدود ۱۵ هزار مجموعه خورشیدی، شامل پنل‌ها، باتری‌ها و مبدل‌های برق عنوان شده است.


قرار است این تجهیزات برای تأمین برق خانه‌های دورافتاده، مراکز صحی، خدمات اضطراری، مراکز نگهداری کودکان و دیگر تأسیسات ضروری مورد استفاده قرار گیرند.


چین همچنان یکی از تأمین‌کنندگان عمده تجهیزات خورشیدی کوبا به‌شمار می‌رود. طبق همین گزارش، ارزش صادرات تجهیزات فتوولتائیک چین به کوبا در سال ۲۰۲۵ از ۱۱۷ میلیون دالر فراتر رفته است. همچنان، چندین پروژه بزرگ پارک خورشیدی با حمایت چین در این کشور فعال بوده یا در حال ساخت است.


این همکاری با هدف افزایش سهم انرژی خورشیدی در تولید برق و کاهش وابستگی کوبا به شبکه برق سراسری صورت می‌گیرد؛ شبکه‌ای که در سال‌های اخیر با بحران و خاموشی‌های گسترده روبه‌رو بوده است.


خبرنیوز فارسی | فقط اطلاع‌رسانی


#چین #کوبا #انرژی_خورشیدی #بحران_انرژی #انرژی_پاک

۱۴۰۵ مهر ۲۱, سه‌شنبه

سرمقاله  راه توده 1018

همه احتمالات

در رویدادهای آینده ایران محتمل است

 

  

هر تحلیل سیاسی از اوضاع کشور نباید آنچنان باشد که اصل مسئله در سایه آن قرار بگیرد و به جای افزودن بر آگاهی مردم، بر شک و تردید مردم نسبت به ضرورت هوشیاری افزوده شود. اطلاعات دقیق و تحلیل همه جانبه، می تواند تأثیری کلی‌ بر افکار عمومی‌ و حتی تا حدودی در افکار دولتمردان بگذارد و از این نظر مثبت است. تحلیل رویدادها نباید به گونه ای باشد که نقش رهبری نظام هزینه شود و در حاشیه قرار گیرد. بویژه در نظام کنونی که تحت سلطه انجمن حجتیه و یا تفکراتی همسو با حجتیه مانند جبهه پایداری قرار دارد.

از طرف دیگر، اختلاف بین فرماندهان نظامی نه باید فراموش شود و نه از آن غافل بود. فراموش نکنیم که "اصطکاک" شدید در آینده میان آنها بسیار محتمل است:

این امکان هست که نظامیان متاثر از تفکرات حجتیه و آلوده به فعالیت های سرمایه داری به بهانه نجات نظام به میدان آمده و کار را به سود خود یکسره کنند و یا سرداران سپاه و ارتش که هوادار اعتدال و اصلاحات هستند برای نجات نظام از دست ارتجاع و افراطیون مذهبی دست به کار شوند. کاری که در انقلاب پرتغال در ۱۹۷۴ صورت گرفت.

این دو احتمال پس از کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی پر رنگ تر شده و نباید از آن غافل بود. جاده این دو احتمال روز به روز هموار تر می شود.

به نظر ما با تغییرات نسلی و جمعیتی ایران، رویدادهای آینده نمیتواند به سود و درجهت فکری و مالی افراطیون مذهبی باشد. نه تنها در جامعه نسل دیگری متفاوت با نسل انقلاب در اکثریت است و خواست ها و تمایلات دیگری دارد و در چارچوب معیارهای حکومت، حتی با زور و زندان و سانسور و دیگر فشارهای اجتماعی نمی گنجد، بلکه رهبران نسل اول و حتی دوم حزب الله و نیروهای موازی و مزاحم اصلاحات اساسی نیز کم کم پیر شده اند و به نظر نمیرسد برای نقش‌های کلیدی بتوانند نیروی تازه نفسی پیدا کنند. سیاهی لشکرشان هم که بطور قطع در حال پیر شدن و تقلیل و تحلیل و حتی دگردیسی و همسوئی با نسل جدیدی است. این سرنوشت قطعا شامل حال روحانیونی نیز می شود.

شاید خطر جنگی دوباره با امریکا و اسرائیل بر خلاف تصور این طیف نه تنها تبدیل به فرصت نشود، بلکه علیه آن شود.

جامعه ما اکنون در یک حالت انفجاری قرار دارد و اکثریت نیروهای حاکمیت از هر دو جناح از این انفجار بیمناک اند و می دانند که اگر انفجاری روی بدهد، قدرت های خارجی مهاجم برنده این انفجار  خواهند بود.

نباید فراموش کرد که فرماندهان سپاه اگر در گذشته یکدست نبوده اند و یک تفکر نداشته اند امروز بسیار بیش از گذشته این تفاوت تفکر وجود دارد و بهتر است در اخباری که منتشر می شود و یا افشاگریهائی که می شود، به این نکته بسیار مهم نیزتوجه شود. بویژه در رده های سرداری و بدنه سپاه.

بینائی سیاسی زیادی لازم نیست که با خواندن سخنرانی ها و مصاحبه های فرماندهان سپاه دیده شود که همین حالا هم صف بندی ها در سپاه آشکار است.

وضع کنونی روز به روز بیشتر نشان دهنده آنست که ایران در شرایط کنونی داخلی و منطقه ای، هیچ راه حلی جز طی کردن راه تغییرات اساسی بویژه برای کنترل سرمایه (مانند چین) و مقابله با فساد و دزدی (مانند روسیه) با تمام دشواری های آن ندارد. همچنان که در مناسبات جهانی و مستحکم ساختن اتحاد خود با جبهه شرق راه حلی دیگر ندارد. البته به آن شرط که خواهان استقلال کشور باشد.

 روی همه تضادها و صف بندی های سیاسی و نظامی که به آن اشاره شد باید محاسبه کرد و آن را در تحلیل ها و فعالیت های سیاسی خود در نظر داشت.

 

تلگرام راه توده:

https://telegram.me/rahetudeh

۱۴۰۵ مهر ۱۹, یکشنبه

 در جستار «نیچه و ایران» ایرانیکا نوشته شده بر پایه یادداشت‌های نیچه در سال‌های ۱۸۷۰–۱۸۷۱، که به شیفتگی این اندیشه ورز آلمانی نسبت به فرهنگ و تمدن ایران باستان پرداخته است. این دو گفتاورد نیچه گویای تفاوت دیدگاه اندیشه‌ورزان بزرگ غرب با جنگ طلبان امروزی آمریکایی همچون مارکو روبیو و رئیس دماگوگ اوست: 

Die Religion des Zoroaster hätte, wenn Darius nicht überwunden wäre, Griechenland beherrscht.

«اگر داریوش شکست نخورده بود، دین زرتشت بر یونان فرمانروایی می‌کرد.»

Es wäre viel glücklicher noch gewesen, dass die Perser als dass gerade die Römer über die Griechen Herr wurden.

«بسیار خوشایندتر می‌بود اگر ایرانیان، به‌جای رومیان، بر یونانیان فرمانروایی کرده بودند.»

https://www.iranicaonline.org/articles/nietzsche-and-persia/

۱۴۰۵ مهر ۱۸, شنبه

 این مصاحبه باقر مومنی در نقد جلال ال احمد از هر نظر در این دوره مهم است. کانون نویسندگان جلال ال احمد یکی از ستونهای ارتجاع ایران را ستون آزادیخواهی ایران قلمداد کرده است و این صف موضع تعرضی در مقابل اندیشه های ازادیخواهی و مترقی زیر عنوان نسبی بودن حقایق و یا دفاع از فرهنگ و هویت خودی شرقی در مقابل فرهنگ غربی گرفته اند. اقای معصوم بیگی چهره شاخصشان شده و در اظهار نظری چندی پیش نوشت که جلال آل احمد بزرگ و بسیار بزرگ است. 

نقد باقر مومنی به عنوان یک چهره برجسته نقد ادبی، این تعرض کانون نویسندگان و دیگر سیاسیون آل احمدی را بدرجه ای خنثی میکند. خواندن آن برای همه از «نماز و روزه» هم واجب تر است.


از کتاب درد اهل قلم باقر مومنی

۱- چرا تو کتابتان از جلال آل‌احمد انتقاد کردید؟

۲- لطفاً شما در کیهان مصاحبه‌ای داشتید که نوشته بودند به گفته شما جلال ۳۰۰ سال از زمان خود عقب بود. لطفاً در این باره توضیح بیشتری بدهید.

۳- چرا در کتاب «ادبیات مشروطه…» جلال آل‌احمد را به صورت ارتجاعی جلوه داده و گفتید که جلال آل‌احمد عبا و عمامه آبا و اجدادی خود را ول کرده و به جای با دست غذا خوردن، با قاشق و چنگال غذا می‌خورند و به جای سوار شدن بر الاغ، بر ماشین سوار می‌شوند. ببینم خود آقای مؤمنی چنین کاری می‌کنند که هیچ و الا لطفاً توضیح دهند.

۴- دکتر علی شریعتی درباره جلال آل‌احمد می‌گوید وی یکی از پیشگامان بازگشت به خویش است. آیا این سوءتفاهم شما نشده است و آیا شما این‌طور فکر نمی‌کنید که وی نیز مسئله بازگشت به خویش را مطرح کرده است؟

جواب:

اولاً من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین عامل تکامل فکری و فرهنگی یک جامعه، تعارض و برخورد عقاید است و بر این اساس هر کسی حق دارد و باید نظر خودش را درباره هر کس و هر چیز و هر مکتب فکری عرضه کند.

من هم درست به همین دلیل به خودم حق دادم در جایی که صحبت از عقاید آل‌احمد به میان آمد، نظر خودم را به‌راحتی بگویم. من تاکنون این کار را در نقد یک قصه بزرگ علوی به نام «میرزا»، در مورد کتاب شعر کوش‌آبادی به نام «سازی دیگر» ـ که در آن از مقدمه به‌آذین بر این کتاب نیز انتقاد شده ـ، در مورد پنج اثر از محمود دولت‌آبادی کرده‌ام و بعد هم هر وقت پیش بیاید به خودم حق می‌دهم چه شفاهاً و چه کتباً نظر و سلیقه خودم را درباره اندیشه و هنر و کار هر کسی ابراز کنم.

من ـ و نه من، هر کسی ـ با این کار هم به تکامل فکری و نظری خودم کمک می‌کنم و هم ممکن است کارم در رشد و تکامل فکری بعضی از افراد جامعه تأثیری، هرچند بسیار اندک، داشته باشد.

ثانیاً در اشاره به مصاحبه من در روزنامه کیهان ـ که گفته بودم آل‌احمد سیصد سال از زمان خودش عقب است ـ این سیصد سال از مقایسه‌ای میان امروز و دوران روشنفکری اروپا به دست می‌آید.

می‌دانید که در قرن هفدهم در اروپا عصر ظلمت، که عصر سلطه خرافات و حکومت پوسیده فئودالی و انکیزیسیون بود، درهم فرومی‌ریزد. اندیشه‌های تازه در همه زمینه‌های علم و فرهنگ بسط می‌یابند و حکومت‌های انقلابی بورژوایی که به کمک مردم زحمتکش نیروهای حاکم فئودال را از قدرت خلع می‌کنند، حکومت دموکراسی پارلمانی را جایگزین حکومت استبدادی اشرافی می‌کنند و رشد و تکامل اندیشه‌های نوین اجتماعی به اوج خود می‌رسد.

به نظر من آل‌احمد آنچه را به عنوان اندیشه اجتماعی عرضه داشت، در کل خود به عصر ظلمت اروپا، با رنگ شرقی ـ ایرانی ـ شیعی تعلق دارد و در مرحله‌ای بیش از ظهور اندیشمندان عصر روشنفکری اروپاست. به این دلیل اندیشه اجتماعی او نه فقط به امروز ایران تعلق ندارد، بلکه از صد و اندی سال پیش، عده زیادی از روشنفکران ایرانی ـ که خود از افکار ترقی‌خواهانه بورژوازی انقلابی الهام می‌گرفتند ـ چنین اندیشه‌هایی را مردود شناخته‌اند.

با این محاسبه‌های زمانی بود که من یک‌جا گفتم آل‌احمد بیش از صد سال از اندیشه امروز ایران و سیصد سال از اندیشه عصر روشنفکری اروپا عقب مانده است.

جلال آل‌احمد در اندیشه اجتماعی خود دقیقاً در موضع روحانیان ضد مشروطه بود که مظاهر عصر ظلمت ایران بودند، که تا دویست سال بعد از پایان عصر ظلمت اروپا همچنان دوام آورد.

بی‌هوده نبود که جلال آل‌احمد در اندیشه‌ها و به‌اصطلاح تحلیل‌های اجتماعی که می‌کرد، تا آنجا که تیغش می‌برید به روی هر متفکری که کوچک‌ترین گرایشی نسبت به نشر افکار تازه در ایران عصر ظلمت نشان داده است، تیغ می‌انداخت و حتی به سید جمال‌الدین اسدآبادی هم که پیرو مکتب اسکولاستیک بود و به هر سخن ساده تازه‌ای برحسب دهری و نیچری می‌زد، ابقا نکرد.

آنچه در مورد افکار اجتماعی آل‌احمد باید افزود این است که حرف‌های او مطلقاً فاقد حتی اندیشه‌های یک متفکر اصیل عصر ظلمت نیز هست.

در سال‌های ۴۰، سانسور برای جوانانی که با شور و هیجان فراوان به میدان اندیشه و اجتماع آمده بودند، هیچ چیز جز مقالات ژورنالیستی ـ انتقادی آل‌احمد باقی نگذاشته بود و او که توانسته بود با قلم نسبتاً پخته‌اش این اندیشه‌های پوسیده را ـ که از زبان آل‌احمد ناپخته هم بود ـ به صورت گیدویی خوشمزه تحویل آنان بدهد.

امروزه من تصور نمی‌کنم دیگر واقعاً احتیاجی به نقد و تحلیل این‌گونه به‌اصطلاح اندیشه‌ها باشد، برای اینکه متفکران عصر روشنفکری و مشروطیت ایران در مبارزه با اشکال پخته‌تر آنها به اندازه کافی و شاید هم بیش از کافی توضیح داده‌اند و یک نگاه سطحی به چند اثر اساسی آن زمان انسان را از هرگونه بحث و جدل در این زمینه بی‌نیاز می‌کند؛ بخصوص که برای جوانان ما از نظر اندیشه، نیازهای امروزین بیشتر از هر چیز دیگر مطرح است.

اما در مورد قسمت سوم.

حرف من در مورد آدم‌هایی مثل آل‌احمد، تکرار این حرف ساده عادی است که اگر اینها به حرف خود اعتقاد دارند و این همه در برابر تمدن و فرهنگ غرب پیف‌پیف می‌کنند، چرا لااقل خودشان به آن عمل نمی‌کنند؟ یعنی اگر با فرهنگ فرنگی و حتی فرنگی‌مآبی مخالفند، خوب چرا از قاشق و چنگال و یا از اتومبیل استفاده می‌کنند؟

این آخ و پیف‌های فرنگی کثیف و نجس و منحط را بگذارند برای همان غربزده‌ها و خودشان با دست غذا بخورند و الاغ سوار شوند.

آقای آل‌احمد گفته است اینها فرنگی است و بد است، «آقای مؤمنی» که نگفته است. «آقای مؤمنی» می‌گوید اینها دست‌آوردهای اندیشه و هنر متعالی و کمال‌یافته بشر است و اگر طبقه یا طبقات سودجوی اجتماعات انسانی بگذارند، زندگی را هزار چندان لذت‌بخش‌تر و پربارتر می‌کنند و من هم تا آنجا که از پیشم برود از این ثمره‌های فکری متعالی بشر استفاده خواهم کرد.

در مورد سؤال چهارم باید بگویم من زیاد با اصطلاحاتی از این قبیل آشنایی ندارم.

اگر مقصود از بازگشت به خویش، تبدیل انسان کامل به علق یا تبدیل درخت به دانه و یا بدتر از آن تبدیل زمین به سحابی‌های اولیه است که نمی‌دانم چه لطفی دارد؛ اگر تعبیر عوامانه اصطلاح عرفانی از مدافتاده رجوع به اصل است، از این بحث‌های قلمبه‌سلمبه و بی‌سروته اسکولاستیک چه حاصل؛ اگر منظور بازگشت تمدن به عصر غارنشینی است، ناگفته پیداست که کسی وجود ندارد که دلش برای آن زندگی لک زده باشد و در زمانه ما هم فکر نمی‌کنم جایی برای دیوژن‌های بی‌فلسفه و ادا درآر باقی مانده باشد.

اما بالاخره اگر رک و راست منظور این است که به «تمدن» قرون وسطایی شرقی یا بدتر از آن ایرانی بازگردیم، باید دانست که این تمدن علاوه بر اینکه نسبت به زمانه ما عین وحشی‌گری بوده و در آن اشرافیت باشکوه پرزرق‌وبرق و قبایل بیابان‌گرد، تبدیل توده‌های عظیم انسانی را به حیوان و یا اتلاف آنان را به خاطر هوس‌های لحظه‌ای جزو افتخارات خود می‌دانستند، نه چیز دل‌پسندی است و نه قابل بازگشت.

از هنگامی که مردم رنجکش به همراهی سرمایه‌داری ترقی‌خواه این نظام منحوس را برانداخته‌اند، دیگر ریشه آن از زمین برکنده شده و زمینی هم وجود ندارد که این تخم بیمار را بپذیرد و بپرورد و حتی خود نظام سرمایه‌داری هم با همه ریشه‌های محکم‌اش نمی‌تواند یک‌صدم ادای آن نظام پوسیده را دربیاورد و اگر به زور و ستم بخواهد این کار را بکند، نابودی خودش را تسریع کرده است.

اما غیر از نظام اجتماعی قرون وسطایی شرقی، نظام فکری او هم به همراهش مرده است. نظام هنری او هم کنده و نابود شده است و دیگر هیچ‌کدام قابل بازگشت نیستند.

چرا بر عزای لاش مرده‌ای که از گندش هم اثری باقی نمانده اشک بریزیم و برای تجدید حیاتش ـ آرزویی محال و عبث ـ نیروی خرد را تلف کنیم؟

نیرو را باید در ساختمان جهان نو به کار برد، جهانی که نه قرون وسطایی و نه شرقی گذشته است، جهانی که نه سرمایه‌داری پوسیده امروزی و نه غربی است، جهانی که از آن آینده است و بشری است.

از لحاظ نظر هم باید این بحث‌های خررنگ‌کن هزارتا یک‌غاز را کنار گذاشت و هر لحظه را صرف فراگرفتن دانش نو برای تغییر جهان کرد