۱۴۰۴ اسفند ۷, پنجشنبه

کمان آزفنداک شد ژاله تیر گل غنچه پیکان زره آبگیر. اسدی گرشاسف نامه

 AI Overview

این بیت از اسدی طوسی در «گرشاسب‌نامه»، 
توصیف شاعرانه و استعاری از صحنه‌ی بهار است که در آن عناصر طبیعت به جنگ‌افزار تشبیه شده‌اند. معنای کلی این است که بهار با سپاهی از گل و گیاه آمده است: رنگین‌کمان (کمان آزفنداک) تیرِ ژاله، غنچه‌ی گل تیر (پیکان) و زره، آبگیر (رود/دریاچه) شده است.
واژگان و معانی:
  • کمان آزفنداک: رنگین‌کمان.
  • ژاله: شبنم.
  • پیکان: نوک تیز تیر.
  • ترگ/زره: کلاه‌خود/زره جنگی.
مفهوم:
شاعر در اینجا صحنه‌ای آرام از طبیعت را با زبان حماسی تصویر می‌کند.
  • کمان آزفنداک شد ژاله تیر: رنگین‌کمان مانند کمانی است که ژاله‌ها (شبنم) تیرهای آن هستند.
  • گل غنچه پیکان: غنچه‌های گل که هنوز باز نشده‌اند، مانند نوک تیر (پیکان) هستند.
  • زره آبگیر: سطح آبگیرها (برکه یا دریاچه) مانند زرهی براق به نظر می‌رسد.
این تصویرسازی نشان‌دهنده‌ی آمدن بهار و طراوت طبیعت با استعاره‌های جنگی است.

 محاقی. [ م ُ ] (ص نسبی ) منسوب به محاق . در حالت کاستی و باریکی و تاریکی واقع شده (ماه ) :

کمان گروهه ٔ زرین شده محاقی ماه
ستاره یکسر غالوکهای سیم اندود.

خسروانی.

 آرش ايران

2d 
پروفسور چینی هشدار می‌دهد: حمله به ایران = پایان شوک و ترس آمریکا. چرا جنگ با ایران به جنگ جهانی سوم منجر نمی‌شود؟
پروفسور جیانگ شوئه‌چین
✅اول- ادعاها 🗣️
۱. حمله آمریکا به ایران فاجعه‌بار خواهد بود و به جای پیروزی سریع (شوک و ترس)، هژمونی آمریکا را نابود می‌کند و اعتبار نظامی‌اش را برای همیشه از بین می‌برد.
۲. ایران برای جنگ تمام‌عیار آماده است: با موشک‌های بالستیک، پهپادهای پیشرفته، ایدئولوژی شیعه مبتنی بر شهادت و فرهنگ مقاومت؛ این جنگ «تا مرگ» خواهد بود نه مانند عراق ۲۰۰۳.
۳. آمریکا فاقد ظرفیت‌های لازم برای پیروزی است: تولید صنعتی ضعیف (انتقال به چین)، اراده سیاسی پایین، لجستیک ناکافی، روحیه سربازان شکننده و عدم حمایت جهانی.
۴. جنگ جهانی سوم بعید است زیرا روسیه و چین بازیگران محاسبه‌گر هستند و منافع‌شان در حفظ ایران (نفت ارزان، امنیت منطقه‌ای، توازن قدرت) ایجاب می‌کند مداخله کنند اما نه به شکل تشدید هسته‌ای یا تمام‌عیار.
۵. جنگ‌های آمریکا علیه کشورهایی بدون بانک مرکزی مستقل (مانند ایران) بخشی از پروژه حفظ سرمایه‌داری فراملی و کنترل اقتصادی جهانی است؛ تاریخ این الگو را تأیید می‌کند.
✅دوم- استدلال‌ها 🧠
۱. شوک و ترس در عراق ۲۰۰۳ کار کرد چون عراق بیابان بود، ارتش منظم داشت و تحریم‌شده بود؛ ایران سه برابر بزرگ‌تر، کوهستانی، دارای ارتش نامنظم، موشک‌های دقیق و پهپادهای ارزان است؛ آمریکا نمی‌تواند با بمباران هوایی پیروز شود و نیاز به اشغال زمینی طولانی دارد.
۲. ضعف صنعتی آمریکا: تولید تانک، گلوله و تجهیزات سنگین به چین منتقل شده؛ چین برای آمریکا تسلیحات نمی‌سازد؛ جنگ مدرن صنعتی است و آمریکا در جنگ طولانی شکست می‌خورد.
۳. اراده سیاسی و روحیه: آمریکایی‌ها کینه‌ای از ایرانی‌ها ندارند؛ ایرانی‌ها پس از ترور سلیمانی خویشتن‌داری نشان دادند و مذاکره کردند اما ترامپ رد کرد؛ بسیج عمومی برای جنگ غیرممکن است و سربازان آمریکایی احتمال فرگینگ (خودزنی یا مقاومت داخلی) دارند؛ در مقابل، فرهنگ شیعه ایران بر شهادت و مقاومت تأکید دارد (جنگ ایران-عراق نمونه است).
۴. لجستیک و جغرافیا: ایران نیاز به اشغال واقعی دارد نه فقط بمباران؛ خطر گروگان‌گیری ۱۰۰ هزار سرباز آمریکایی، انزوای جهانی و عدم ائتلاف (برخلاف عراق) وجود دارد.
۵. محاسبه روسیه و چین: روسیه برای امنیت مسلمانان جنوب و چین برای نفت ارزان ایران (۸۰ درصد صادرات ایران به چین) مداخله می‌کنند؛ آنها جنگ را طولانی می‌کنند تا آمریکا را فرسوده کنند بدون ورود مستقیم به جنگ هسته‌ای.
۶. تاریخ و الگو: جنگ‌ها علیه کشورهایی بدون بانک مرکزی مستقل برای حفظ سلطه دلار و سرمایه‌داری فراملی است؛ ضدسامیتیسم تاریخی هم برای تشویق مهاجرت یهودیان به فلسطین استفاده شد نه نفرت خالص.
✅سوم- شواهد و قرائن 📊
۱. مقایسه تاریخی: عراق ۲۰۰۳ (بیابان، تحریم، ارتش منظم) موفق بود؛ ویتنام فرگینگ داشت؛ جنگ ایران-عراق ایران با تفنگ در برابر نیروی برتر جنگید و مقاومت کرد.
۲. رویدادهای اخیر: خویشتن‌داری ایران پس از ترور سلیمانی؛ مذاکرات هسته‌ای که ترامپ رد کرد؛ استراتژی روسیه در اوکراین (پیشروی آهسته برای فرسایش غرب).
۳. وابستگی اقتصادی: ۸۰ درصد نفت ایران ارزان به چین می‌رود؛ قطع آن اقتصاد چین را تهدید می‌کند.
۴. اسناد تاریخی: یادداشت‌های صهیونیستی درباره همکاری با هیتلر برای مهاجرت یهودیان؛ کنترل اقتصادی آلمان پیش از هیتلر توسط بانک تسویه بین‌المللی.
۵. نقل قول‌های کلیدی پروفسور جیانگ:
- «آمریکا ظرفیت تولیدش را به چین منتقل کرده؛ چین تانک و گلوله برای ارتش آمریکا نمی‌سازد.»
- «ایرانی‌ها خویشتن‌داری فوق‌العاده نشان دادند... ترامپ همیشه مذاکره را رد کرد.»
- «ضدسامیتیسم یعنی یهودیان را به اسرائیل بفرستید و ما را تنها بگذارید.»
- «روسیه و چین محاسبه‌گر هستند؛ آنها نمی‌خواهند جنگ جهانی سوم شود اما ایران را از دست نمی‌دهند.»
✅چهارم- نتایج 🚨
۱. حمله به ایران به جای پیروزی سریع، به جنگ فرسایشی، پرهزینه و شکست‌خورده تبدیل می‌شود: اعتراض داخلی آمریکا، روحیه پایین سربازان، انزوای جهانی و خطر مداخله محدود روسیه/چین.
۲. این جنگ هژمونی آمریکا را برای همیشه نابود می‌کند؛ جهان چندقطبی‌تر می‌شود و اعتبار «شوک و ترس» از بین می‌رود.
۳. جنگ جهانی سوم محتمل نیست چون روسیه و چین به جای تشدید هسته‌ای، آمریکا را با جنگ نیابتی و اقتصادی فرسوده می‌کنند.
۴. آمریکا باید محاسبه واقعی کند؛ جنگ با دشمنان ایدئولوژیک و آماده (مانند ایران) اشتباه استراتژیک فاجعه‌بار است.
۵. زنگ خطر پروفسور جیانگ: این جنگ نه پایان جهان، بلکه پایان دوران تک‌قطبی آمریکا و آغاز عصر جدید توازن قدرت به نفع شرق خواهد بود. ⚠️🇨🇳🇮🇷




چرا دانشجویان دانشگاه علم و صنعت خواهان تغییر نام دانشگاهشان نیستند؟

 

چرا دانشجویان دانشگاه علم و صنعت خواهان تغییر نام دانشگاهشان نیستند؟
دو سه سال پیش پستی درباره نام دانشگاه شریف نوشته بودم و توضیح داده بودم که مجید شریف واقفی که از اعضای موسس مجاهدین بود، یک تروریست بی افتخار است. یعنی حتی در همان استانداردهای تروریستی هم گند زده. بمب گذاشته و دربان بینوای مجموعه را‌کشته. بعد نام یک تروریست که حتی عرضه ترور هم نداشته را گذاشته اند روی یکی از بهترین دانشگاه‌های دنیا.
حالا چند روز است دانشجویان این دانشگاه خواسته اند‌که نام دانشگاهشان مجددا بشود دانشگاه صنعتی آریامهر. فقط آنها هم نیستند. دانشجویان دانشگاه الزهرا خواهان برگشت نام دانشگاه فرح شده اند و دانشجویان شهید بهشتی خواهان بازگشت نام دانشگاه ملی.
اما در این میان دانشجویان دانشگاه علم و‌صنعت چیزی درباره تغییر نام نگفته اند. دلیلش چیست؟
دانشگاه علم و صنعت ۹۵ سال پیش تحت نام موسسه فنی دولتی شروع به کار کرد و هدف آن پرورش “مهندسان آچار به دست” بود که روش مهندسی آلمانی را به کار بگیرند. نام این دانشگاه چندین بار تغییر کرد: از هنرسرای فنی نارمک تا موسسه فنی تهران. اما این‌موسسه کاملا آماده بود تا نام “دانشگاه” بگیرد. علم و صنعت، دانشگاه مورد علاقه امیرعباس هویدا بود چون با دیدگاه‌های توسعه او همخوانی زیادی داشت. هویدا در بازدیدهای متعدد به این دانشگاه همواره قول دانشگاه شدنش را به دانشجویان میداد و دنبال کارهایش هم بود.
تا رسید به تیرماه سال ۱۳۵۶. اگر دقت کرده باشید، هویدا همیشه یک پیپ داشت و یک‌گل سینه و یک عصا. در بازدیدی که در ابتدای تابستان از این موسسه داشت، نماینده دانشجویان سخنرانی او را قطع کرد و گفت: “جناب نخست وزیر عذرخواهی میکنم حرفتان را قطع میکنم. اما چیزی به ذهنم رسید که نتوانستم صبر کنم.” هویدا که از جنم نماینده خوشش آمده بود از او خواست که حرفش را بگوید. دانشجو هم گفت: “جناب هویدا، برای پیپ روی لبتان چیزی ندارم. برای گل زیبای سینه تان هم فکرم به جایی نمیرسد. اما عصای دستتان، علم و صنعت ایران است.(مخفف علم و صنعت ایران میشود “عصا”)”. هویدا که از طنز دقیق و‌هوشمندانه نماینده دانشجویان ذوق زده شده بود همانجا فرمان تغییر نام نهایی دانشگاه را داد.
دو سال بعد از آن هویدا اعدام شده بود اما سرنوشت نماینده دانشجویان را نمیدانم. او هم‌ممکن است اعدام شده باشد یا در جنگ کشته شده باشد. شاید هم‌مهاجرت کرده یا شاید هم با جمهوری اسلامی ساخته. نمیدانم. اما امیدوارم بساط جهل و‌جنون هرچه زودتر برچیده شود. ایران عصاهای زیادی لازم دارد که به مسیر پیشرفت و شکوفایی برگردد.
هویدا ۴۷ سال است که توسط حکومت اسلامی کشته شده، ولی تا همیشه از او به نیکی یاد خواهد شد.