۱۴۰۵ تیر ۲۸, یکشنبه
امروز، ۲۸ تیر ۱۴۰۵، اسماعیل یغمایی چشم از جهان فروبست. بهعنوان کسی که بیش از بیست سال افتخار همکاری و ارتباط پژوهشی با آقای یغمایی را داشتهام، مایلم چند سطر را در بزرگداشت انسانی بنویسم که نقش او، نهتنها در باستانشناسی ایران، بلکه در شکلگیری مسیر حرفهای اشخاصی مانند من نیز انکارناپذیر است.یغمایی از پیشکسوتان باستانشناسی ایران بود که در محوطههای متعدد باستانشناسی در سراسر کشور به بررسی و کاوش پرداخت، اما برای من، نام او بیش از هر چیز با دشت برازجان پیوند خورده است؛ جایی که کاوش در کاخهای هخامنشی سنگ سیاه و بردک سیاه و نیز محوطه ساسانی/اوایل اسلامی دهقاید، که در گزارشهای او با نام «محمدآباد» معرفی شده است، از مهمترین بخشهای فعالیت علمی او به شمار میرود. چندین محوطه که امروز جایگاهی اساسی در مطالعات باستانشناسی دشت برازجان دارند، نخستین بار با نگاه دقیق و تشخیص علمی او اهمیتشان آشکار شد. او پژوهشگری سختکوش، دقیق و دلبسته ایران بود که همواره میکوشید یافتههای خود را با بیشترین دقت و جزئیات مستند کند و میراثی ارزشمند برای پژوهشگران پس از خود بر جای بگذارد.اما آنچه بیش از هر چیز از اسماعیل یغمایی در ذهن من باقی مانده، منش انسانی و اخلاق حرفهای اوست. انسانی فروتن، خوشمشرب، سخاوتمند و قابل اعتماد که هیچگاه جایگاه علمی خود را دستاویزی برای برتریجویی قرار نداد و با رویی گشاده، دانش و تجربهاش را در اختیار دیگران میگذاشت. او عاشق ایران بود و باستانشناسی برایش تنها یک حرفه نبود، بلکه بخشی از هویت و شیوه زندگیاش به شمار میرفت. با وجود دشواریهای زندگی شخصی، تا آنجا که توان و شرایط اجازه میداد، میدان پژوهش را ترک نکرد. هنوز بهخوبی به یاد دارم که مهرداد، فرزند عزیزش، در سالهای آغازین دهه هشتاد، همواره همراه او در سفرهای پژوهشی به برازجان میآمد و ساعتهای طولانی در گرمای دشت، کنار محوطههای کاوش حضور داشت و ما را نظاره میکرد. حتی در سالهایی که حضور میدانی برای آقای یغمایی دشوارتر شده بود، ذهن او همچنان سرشار از ایده، یادداشت، گزارش، عکس و اسناد پژوهشی بود. او تا واپسین سالهای فعالیتش، با همان شور همیشگی درباره محوطهها، یافتهها و پرسشهای باستانشناختی سخن میگفت.آشنایی من با ایشان به سال ۱۳۸۳ بازمیگردد؛ زمانی که دانشجوی ترم دوم کارشناسی باستانشناسی بودم و برای نخستین بار به بازدید از کاوش بردک سیاه رفتم. برخورد گرم و صمیمانه او با دانشجویی که هنوز هیچ تجربه میدانی نداشت، خیلی زود به پیشنهادی انجامید که مسیر زندگی حرفهای مرا تغییر داد👇
پیک نتعلیرغم امکانات چین و روسیهچشم امید ج. اسلامیهمچنان به سوی غرب است دستگاه دولتی ایران، علیرغم همه ضرباتی که از غرب خورده و علیرغم فشار سنگینی که بر معیشت مردم در این سالها وارد آمده، همچنان پایش در یک جفت کفش امریکائی - اروپائی است و حاضر نیست آن را در بیآورد. با آنکه خود میداند و مردم هم فهمیده اند که در دو تجاوز نظامی و بویژه در تجاوز 40 روزه امریکا و اسرائیل به ایران، اگر یاری نظامی چین و روسیه نبود، خاک ایران را امریکا به توبره بسته بود، باز هم چشم امیدش به امریکا و غرب است و پیشنهادهای سخاوتمندانه چین و روسیه در زمینه موارد غذائی و توسعه خط ارتباط ریلی و زمین با روسیه و چین را رد می کند. هنوز بحث چند ساله برای کشیدن یک خط راه آهن یکصد و خرده ای کیلومتری که ایران را به روسیه وصل می کند و می توان از آن طریق مواد غذائی و بویژه غلات را وارد کرد، ادامه دارد و یگانه خبر آن اینست که زمین های مسیر راه آهن را خریده ایم و بزودی کار شروع می شود. این کار نزدیک 4 سال است که میخواهد آغاز شود. درباره چین نیز به نوع دیگری همین وضع است.چینیها اعلام آمادگی برای واردات و صادرات ۱۵ میلیون تن کالا از طریق راهآهن کردهاند ولی دولت این دست و آن دست می کند بلکه فرجی از مسیر غرب حاصل شود!روسیه بزرگترین انبار غله جهان است، اما جمهوری اسلام همچنان از امریکا غلات را گران تر از قیمت روسیه وارد می کند و حتی ترامپ وعده داده که در برابر پولهای بلوکه شده ایران غلات به ایران صادر خواهد کرد. غلاتی که معلوم نیست چگونه دستکاری ژنتیک شده و چه بلائی سر مردم خواهد آورد.محمود رستم افشار رئیس کمیسیون تسهیلات گمرکی و تجاری اتاق بازرگانی بینالمللی اخیرا گفته است: عدم پیگیری و ظرفیت کم برای استفاده از راهآهن حمل کالا به سمت چین از طرف ایران و بهانه نداشتن کانتینر بهره گیری از امکان چین را فلج کرده است.
US air defenses struggling against Iranian missiles – media

The US is concerned that the Iranian military is growing increasingly effective at penetrating its air defenses in the Middle East, several media outlets have reported, citing anonymous officials. It comes off the back of a deadly missile and drone strike on a military base in Jordan on Friday, which left two American service members killed and another one missing, according to the Pentagon.
In an article on Saturday, the New York Times quoted its sources as saying that the latest Iranian retaliatory strikes are a “sign that Iranian forces not only still have ample missile stocks but have also become more adept at evading US air defense systems.”
The Wall Street Journal, citing anonymous officials, similarly reported that the Iranian military “has adapted to US defenses, firing missiles that travel at extremely high speeds and can maneuver as they streak toward the Earth.”
According to the NYT, in the run-up to the US-Israeli military campaign against the Islamic Republic that started in late February, the Pentagon had moved some of its troops from the United Arab Emirates and Qatar to Jordan and Israel. Since the two countries are situated further away from Iranian territory, they were supposedly considered to be relatively safe by the US military leadership.
Daoud Kuttab, a journalist and columnist at Al-Monitor, has likewise told RT that “maybe the Americans thought that they would be safer in Jordan.” However, “it seems that Iran doesn’t have any red lines,” he added.
Meanwhile, US President Donald Trump has repeatedly claimed that Iranian missile capabilities have been badly degraded by American airstrikes over the past several months.
In June, he told Kristen Welker at NBC News that “most of the [Iranian] drone factories have been knocked out… and most of the missile manufacturing areas have been knocked out,” with Tehran’s arsenals supposedly down to 21% of their pre-war levels.
On Saturday, US Central Command reported that two American service members had been killed, while another remained unaccounted for, following an Iranian ballistic missile and kamikaze drone barrage on a military installation in Jordan the previous day.
At around the same time, the Islamic Revolutionary Guard Corps (IRGC) announced that its forces had destroyed at least two US fighter jets and three other aircraft at an American base in Al-Azraq, Jordan.
The NYT, citing anonymous officials, reported that US military personnel stationed in the Middle Eastern country had come under Iranian missile and UAV attacks on at least three separate occasions earlier in the week. The strikes reportedly left dozens of US service members injured and damaged a significant number of Blackhawk helicopters.
Washington and Tehran have exchanged fire on a nearly daily basis over the past week, following the collapse of a ceasefire earlier this month.
Iranian Deputy Foreign Minister Kazem Gharibabadi recently announced that the Islamic Republic had suspended its commitments under the 60-day ceasefire, which Washington and Tehran tentatively agreed to on June 17 as part of the Islamabad Memorandum of Understanding.
Earlier this month, Trump similarly declared the truce with Iran “over.”
هجر
هجر. [ هََ ج َ ] (اِخ ) شهری در یمن ، مذکر و منصرف آید و گاه مؤنث و غیرمنصرف . (ناظم الاطباء). شهری است به یمن بر مسافت یک شبانه روز از عثر، خرما را به وی نسبت کنند. (منتهی الارب ). شهری است نزدیک مدینه که بین آن و عثر یک شبانه روز راه است . مذکر و منصرف و گاهی مؤنث و غیرمنصرف است . (از اقرب الموارد). قلال هجریة منسوب بدان است . (معجم متن اللغة) (تاج العروس ). شهری است [ به عربستان ] با مردم بسیار بر کران دریا. (حدود العالم ). شهری است به یمن که بین آن و عثر یک شبانه روز راه است . (معجم البلدان چ جدید).
//////////////////
پست تاریخ بحرانی
تاریخ بحرانی
۴ آگوست ۲۰۲۰
شهر هجر
خانم سِهام
ناطور (ایسمی)
شهر هجر به
دلیل اهمیتش در دین دروز، برای جامعه دروزی از تقدس بالایی برخوردار است. از نظر
تاریخی، این شهر نقش مهمی در پیام دروزی و در تثبیت آموزهها و اصول والای آن
داشته است، آموزههایی که در آن دوره در قلب دروزیها القا شده و همچنان به عنوان
نور و هدایت برای دیگران عمل میکرد. در هر گردهمایی دروزی که نام هجر ذکر میشود،
به دلیل تکریم، قداست، احترام و بزرگداشتی که برمیانگیزد، گوشها پر از شادی، قلبها
شادمان و جانها لرزان میشود. بدون شک، شهر هجر محل سکونت برخی از بزرگترین ارکان
دین دروزی، از جمله محترمترین و مقدسترین چهرهها و از جمله مهمترین و مورد
احترامترین افراد بوده است. هجر یک پایگاه تاریخی مهم در پیام توحیدی طولانی و پایدار
بود که تا به امروز ادامه دارد. در درون هاجر، مسیر توحید برقرار شد، نور درخشانی
ساطع شد و بینشهای عرفانی آشکار شد. در طول تاریخ، هاجر همچون چراغی از نور،
همچون چراغی درخشان در آسمان موحدان باقی مانده است.
شهر هاجر
امروزه دیگر وجود ندارد و جغرافیدانان در مورد موقعیت آن اختلاف نظر دارند. برخی
میگویند که در احساء، در پادشاهی عربستان سعودی بوده است، در حالی که برخی دیگر
آن را در یمن میدانند یا آن را به بحرین یا قطر نسبت میدهند. شیخ الاشرفانی در
کتاب خود، *عمده العارفین*، درباره شهر هاجر مینویسد: «او به شهری رسید که به
سرنا معروف بود، که در عربی به معنای «معجزهآسا» است و نام آن را هاجر گذاشتند...
این شهری در دورترین نقاط یمن، شرقیترین بخش بحرین، در مجاورت احساء قرمطی در
جنوب است و بهترین خرماها به آن نسبت داده میشود...» المسعودی گفت: هاجر بزرگترین
شهر بحرین بود و عیاش محاربی در آنجا زندگی میکرد. او از همه آنها پرتعدادتر و
قدرتمندتر بود.
فرزدق در ستایش
عمر بن هبیره گفت:
تو امید من
در سرزمینم هستی، زیرا من از واسط جدا شدهام و منتظر آنچه خواهیم بود هستیم.
از زیاد
بپرس، آیا شترهای ما بازنگشته است؟
و درختان
نخل، آیا پس از آن امیدی برای من هست؟
و چه چیزی ما
را از هم جدا کرده است، در حالی که اردوگاههای ما نزدیک به آن بود؟
از بازگشت به
هجر برحذر باش.
فرزدق همچنین
گفت:
در هجر و
نخلستانهای محلم خرما وجود داشت، جایی که خرما برای فقرایی که به دنبال غذا
بودند، در دسترس بود.
در سال ۲۰۰۴،
عبدالخالق الجنابی، محقق سعودی، کشف ویرانههای شهر تاریخی هجر را اعلام کرد. او
دریافت که این شهر در مجاورت گوشه شمال غربی کوهی است که اکنون به نام جبل القره
شناخته میشود، که قبلاً جبل الشعبان نامیده میشد. او همچنین بقایای دو قلعه
معروف آن، المشقر و الصفا، معروفترین قلعهها در شرق عربستان، را کشف کرد. الجنابی
تأیید میکند که هر دو قلعه بر روی تپهای مرتفع ساخته شدهاند. اولی (المشقر) بر
روی تپهای که اکنون به نام جبل رأس القره شناخته میشود، در مرکز روستای القره در
احساء واقع شده است. دومی (الصفا) بر روی تپهای در نزدیکی جبل ابو حصیص، در شمال
روستای التویثیر، مجاور القره، همانطور که الجنابی توضیح داد، واقع شده است. این
کتاب، شناسایی روشنی از چشمه مشهور در تاریخ و ادبیات عرب، عین محلم و رودخانه
بزرگ آن، که امروزه به نام عین الحره شناخته میشود و در المبرز واقع شده است،
ارائه میدهد. نویسنده همچنین توانسته است مکان بیش از ۱۵ روستای باستانی هجری را
در این کتاب شناسایی کند و مکانهای فعلی و نامهای قدیمی و جدید آنها را مشخص
کند.
Detect language
Arabic
English
Italian
Italian
English
Persian
alttarikh albahrany's Post Bahrani History alttarikh albahrany August 4, 2020 · madinat
hajr alsayidat siham natur (eismi) tahzaa madinat hijar, biqadasat kabirat
ladaa 'abna' altaayifat aldurziati, lima laha min makanat fi din altawhidi,
hayth laeibat fi almadi dawran kabiran fi alrisalat altawhidiat wafi tarsikh
aleaqayid walmabadi altawhidiat alsaamiati, walati ghurisat fi tilk alfatrat fi
nufus almuahidina, waistamarat fima baeda, nuran wahidayatan lilakhrin.wfi kulu
tajamue lilmuahidin yudhakar bih aism hijar, tatarub aladhan, watusur alqulubu,
watartaeish alnufusu, lima yatrukuh hadha alaism min eizat waqadasat waihtiram
watabjilu. wala shak, 'ana madinat hijar, eash fi kanfaha, wataraerae fi
rihabiha, min kibar 'asatin altawhidi, wamin 'akthar alqudsiiyna, wa'ahamu
alsaamiiyna, wa'ashab aljalalat waltabjilu. waqad kanat hajr mahatat min
almahataat altaarikhiat alhamati, fi alrisalat altawhidiat altawilat
alkhalidati, walmustamirat hataa alyawma. wafi rubue hijar, aintazam almaslak
altawhidii, wanbaeathat al'iishraqat alnuwraniatu, wankashafat al'iitlalat aleirfaniatu.
wazalat hijr ealaa mari altaarikhi, 'iisheaean min nur, wadaw'an satiean fi
sama' 'ahl altawhidi. madinat hajr ghayr mawjudat alyawma, wahunak akhtilaf
bayn aljughrafiiyn ealaa makan wujudiha, faminhum man yaqul 'iinaha fi
al'iihsa'i, fi almamlakat alearabiat alsueudiati, waminhum man yaqul 'iinaha fi
alyamn, 'aw yansibuha lilbahrayn 'aw liqutara. waja' fi kitab eumdat
alearifina, lilshaykh al'ashrafanii ean madinat hajr qawlahu: "wsal 'iilaa
madinat kanat tuerif basirnatin, watafsiriha bialearabiat almuejizati, waqad
sumiyat hajr .. wahi madinat bialyaman al'aqsaa, akhar albahrayn min alsharqa,
hidha' 'iihsa' alqaramitat min alqiblati, wayunsab 'iilayha afkhar
altamaru..". waqal almaseudi: wahujar wakanat 'aezam mudun albahrayni,
wakan biha eayaash almuharibi, wakan 'aezamuhum eidatan, wa'ashaduhum
shawkatun. qal alfirzudaq fi madh eumar bn hubirihi: 'ant rajayiy bi'arday
'iinani farq min wasit waladhi nalqaah nantazr as'al ziadan 'alam tarjie
rawahiluna wanukhl 'af'ana miniy bieidih nazr wama faraqat waqad kanat
muhadiruna minha qariban hadhari waraduha hijr waqal alfirzadaq 'ayda: qad kan
fi hajr wanakhl muhlim tamiru lilmultamis altaeam faqir wa'aelan eam 2004
albahith alsaeudii, eabd alkhaliq aljanbi, ean aiktishaf athar madinat hajr
altaarikhiati. wawajad 'ana almadinat mulasaqat lilrukn alshamalii algharbii
liljabal almaeruf alan biaism jabal alqarati, wakan fi alsaabiq aismuh jabal
alshabean. waiktashaf kadhalik athar hisnayha almaerufayni, almushqar walssafa
wahuma 'ashhar hisnayn fi sharq aljazirat alearabiati, wayuakid aljanabiu 'ana
klaan minhuma kan mbnyaan ealaa tl murtafiein, yaqae al'awal (almushqar) ealaa
tll yuerf alan biaism jabal ras alqarat alwaqie wast qaryat alqarat
bial'ahsa'i, wayaqae althaani (alssafa) ealaa tll qarib min jabal 'abu hasis
alwaqie lilshamal min qaryat altuwithir almujawirat lilqarati, hasbama 'awdah
aljanbi. wayuqadim alkitaab thdydaan wadhaan lileayn alati kan laha shuhrat
madwiat fi tarikh alearab wa'adabiaatihim, wahi eayan muhllim wanahruha
alkabiri, walati tuerf alyawm biaism eayn alharrt alwaqieat fi almubarzi. kama
aistatae almualif tahdid mawadie 'akthar min 15 qaryat hijriat qadimat fi hadha
alkitabi, watahdid mawadieiha alhaliat wamusamayatiha alqadimat walhadithati..
http://www.al-amama.com/index.php?option=com_content...
Show more
پادشاهی هجر پادشاهی
کهنی در شرق عربستان بود. اعتقاد بر این است که پادشاهی هجر شامل شرق عربستان و
همچنین جزایر بحرین و جزیره فیلکه میشد، زیرا سکههای بیشماری در این مناطق یافت
شده است.
پادشاهان
با مطالعه
سکههای کشف شده، میتوان سلسلهای از پادشاهان پادشاهی هجر را در شرق عربستان و
جزایر بحرین تعیین کرد و دوره وجود آن را بین ۲۲۰ تا ۱۴۰ سال قبل از میلاد مسیح تعیین
کرد.
دستور حاکم |
دوره حکومت (پیش از میلاد)
1. ابیاتا
220-200
2. نامشخص
200-190
3. حارثا
190-170
4. نامشخص
(ممکن است تلبوش، پدر ابییل بوده باشد) 170-160
5. ابییل
160-140
پایتخت
پادشاهی
جبل رأس
القره در شهر الکوارج، محل شهر باستانی هاجر
شهر هاجر
محقق
عبدالخالق الجنابی در کتاب خود ثابت کرد که شهر گمشده افسانهای "جره"
[جره] همان شهر هاجر است. او اظهار داشت که هاجر در گوشه شمال غربی جبل القره واقع
شده بود و بقایای آن هنوز هم در نزدیکی غار بزرگی معروف به غار عید دیده میشود و
این منطقه هنوز هم با نام الکوارج شناخته میشود. این شهر مستقیماً مشرف به دریا نیست،
اما بندری در دریا دارد و در داخل خشکی واقع شده است.
استرابون در
مورد آن میگوید: «نوآوری در ابزارهای ساخته شده از طلا و نقره، از جمله تختها،
پایههای مثلثی، لگنها و ظروف نوشیدنی، و خانههای مجلل آنها که درها، دیوارها و
سقفهایشان با رنگها تزئین شده و با عاج، طلا، نقره و سنگهای قیمتی منبتکاری
شده بود.»
شهر هجر بخشی
از منطقه بحرین محسوب میشد که از فرات در شمال تا عمان در جنوب امتداد داشت. در
برخی مواقع، هیچ تمایزی در نام بین بحرین، هجر و الاحساء وجود نداشت. این موضوع در
نوشتههای برخی از مسافران اروپایی قبل از دو قرن گذشته، مانند نقشهکش کارستن نیبور
در سال ۱۷۷۲ و فورستر سادلر در سال ۱۸۲۳، مشهود است. این دوره زمانی پایان یافت که
نام بحرین به تدریج از اشاره به این منطقه کاسته شد و به گروهی از جزایر در خلیج
فارس، معروف به عوال، اطلاق شد. سرانجام، نام فعلی احساء زمانی به آن داده شد که
ابوطاهر الجنابی القرمطی شهری جدید در محل منطقه هجر مشرف به خلیج فارس ساخت و آن
را به مقر حکومت خود تبدیل کرد. این شهر احساء نام گرفت و تا به امروز نیز این نام
را حفظ کرده است.
شهر هجر بین
جبل رأس القره و جبل ابوحصیص و بخش شمالی جبل القره در احساء امروزی واقع شده بود.
این منطقه اکنون شهر الکواریج نامیده میشود. این شهر برای ساکنان شبه جزیره
عربستان چنان اهمیتی داشت که به لطف بندر العقیر، که به عنوان یک پیوند حیاتی برای
واردات و صادرات کالا به و از ایران، هند، چین، آفریقا و بین النهرین عمل میکرد،
به بازار اصلی مناطق مرکزی و شرقی تبدیل شد.
در تاریخ به
این موضوع اشاره شده است.
دریب بن
الصمه میگوید:
حملات زیادی
مانند حمله هجر در آنجا انجام شده است که یک نخل خرما را نابود کرده است. هجر به
خاطر بیماریهای واگیردار فراوانش مشهور است، تا جایی که عمر بن خطاب، رضی الله
عنه، گفت: «من از تاجر هجر و دریانوردش در شگفتم.» شاعر در توصیف شترهایی که برای
آذوقه به هجر میرفتند و دست خالی برمیگشتند، گفت: آنها بین شنهای وقف و نخلستانهای
انبوه هجر نگه داشته میشدند.
داستان بادیهای
که در ضیافت عبدالملک بن مروان شرکت کرد، ضیافتی که ظرافتها و تنوع آن از توصیف
فصیحترین سخنوران نیز فراتر است. از او پرسیدند: «آیا تا به حال غذایی لذیذتر و
فراوانتر از این دیدهای، ای بادیهنشین؟» او پاسخ داد: «در مورد فراوانی، نه،
اما در مورد خوشمزه بودن، بله...» و از غذایی نام برد که شامل خرمای هجر بود.
وقتی خلف
احمر و یحیی یزیدی نزد ابوالمهدی، بادیهای فصیح و مسلط، آمدند و او از بیماری رنج
میبرد، او را در حال نماز یافتند. وقتی برگشت، پرسید: «چه شده است؟» گفتند:
«چگونه میگویی که نوشیدنی جز عسل نیست؟» او پاسخ داد: «پس سیاهپوستان هجر چه میکنند؟
آنها نوشیدنی جز این خرما ندارند.»
گفته میشود
که شاعر محلل، اولین کسی که شعر خود را اصلاح و پالایش کرد، در آنجا درگذشت. او در
گرمای سوزان تابستان از تشنگی درگذشت. عجیب است که علت مرگ او همین شراب هجر بود:
عمرو بن مالک و محلل در یکی از حملات بین بکر و تغلب، سوار بر اسب با هم روبرو
شدند، بدون اینکه درگیر جنگ شوند. اسب محلل شکست خورد و عمرو بن مالک به او رسید و
او را اسیر کرد. او او را نزد قوم خود که در مجاورت هجر زندگی میکردند، برد و با
او مانند یک زندانی به خوبی رفتار کرد. تاجری که شراب میفروخت، از هجر آمده بود و
با محلل که از او شراب خریده بود، دوست بود. او از آنجا گذشت و در حالی که محبوس
بود، ظرفی شراب به او هدیه داد. بنیمالک دور او جمع شدند، شتر جوانی را کشتند و
در خانه محلل نوشیدند - عمرو به او اتاقی برای اقامت داده بود. وقتی از شراب آنها
نوشید، محلل شروع به خواندن اشعاری کرد که قبلاً در سوگ کلیب میخواند. عمرو بن
مالک این را شنید و آوازش خشمی را که در درونش شعلهور بود، برانگیخت. او گفت: «او
مست است و به خدا قسم تا زمانی که به ربیع برنگردد، آب نخواهد نوشید.» ربیع شتری
متعلق به عمرو بن مالک بود که در بوتههای خار هجر میچرید. او ده روز پس از گرمای
تابستان، یک روز در میان در آنجا میچرید. برادران عمرو از این سوگند میترسیدند و
نگران بودند که اگر محلل بمیرد، درگیری بین دو قبیله بدتر شود. بنابراین سواران
آنها برای یافتن شتر، ربیع، شتافتند و مصمم شدند از مرگ محلل جلوگیری کنند. آنها
نتوانستند شتر را پیدا کنند و محلل از تشنگی درگذشت. در آن روز، عمرو یک شتر ماده
پیر را ذبح کرد، پوست آن را روی بدن محلل گذاشت و سرش را بیرون آورد.
ابن فقیه
همدانی در کتاب «البلدان» خود ذکر کرده است که هجر سه قلعه داشت، که به مرکز شهر
اشاره دارد و بسیار به هم نزدیک بودند. این قلعهها عبارت بودند از: قلعه مشقر، که
شاهد شکست پادگان ساسانی در زمان ظهور اسلام و قبل از هجرت پیامبر به مدینه بود. این
روز به روز مشقر معروف شد؛ قلعه صفا، که در نزدیکی قلعه مشقر بود و بر روی کوه رأس
القره در شهر القره قرار داشت؛ و کوه ... الشبعان، همان کوهی است که در حال حاضر
در احساء به عنوان کوه القره شناخته میشود. بین صفا و مشقر، رودخانهای به نام
محلم جریان دارد که میمون بن قیس بکری (اعشی) شاعر درباره آن گفته است:
«و ما، در
صبحگاه چشمه، روز فاطمه، بنی شیبان را از نوشیدن آب محلم منع کردیم.» محمد بن احمد
ازهری، زبانشناس و نویسنده کتاب «التهذیب فی اللغه»، درباره آن گفته است:
«قلمرو هجر
محلم، چشمه جوشانی در بحرین را دارد. من هرگز چشمهای پرآبتر از آن ندیدهام.» آب
آن در سرچشمهاش داغ است و وقتی سرد میشود، ..." آب شیرین است، و این چشمه،
وقتی به رودخانهاش میریزد، نهرهای زیادی از آن منشعب میشود که نخلستانهای
جواثا، اسلج و روستاهای هجر را سیراب میکند. من معتقدم محلم نام مردی است که چشمه
و پادشاهی هجر به او نسبت داده شده است.
اخطل شاعر
گفته است:
سواران سوار
بر شتر به نجران رسیدهاند، یا اعمال ننگین آنها در هجر گفته شده است.
شهر الجرحه
مقاله اصلی

