۱۴۰۵ تیر ۲۰, شنبه

 

از لوح‌های گِلی هخامنشی تا آرشیو ملی/ ایران به حافظه متمرکز نیاز دارد

از لوح‌های گِلی هخامنشی تا آرشیو ملی/ ایران به حافظه متمرکز نیاز دارد

ایرانیان از دوران باستان اسناد خود را ثبت و نگهداری می‌کردند، اما آرشیو متمرکز ملی در سال ۱۳۴۹ شکل گرفت. چرا تا پیش از آن دیوانخانه‌ای منسجم برای حفظ اسناد وجود نداشت؟

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، طاهره طهرانی: بسیاری از افراد جامعه نمی‌دانند کارکرد سازمان‌های عریض و طویلی که پسوند ملی را نیز پشت نام خود دارند چیست، یا اساساً اهمیت این نهادها در چیست. در این گفتگو برآنیم تا روشن کنیم ذیل هر عنوان بزرگ ملی، به ویژه سازمان اسناد و کتابخانه ملی ایران، معاونت‌ها و زیرمجموعه‌هایی وجود دارند که هر کدام فعالیت‌های مشخصی انجام می‌دهند و تداوم و انجام صحیح آن‌ها اهمیت دارد. برای معرفی این بخش‌ها و جلوگیری از سوءبرداشت‌ها، با علیرضا دباغی، معاون اسناد ملی سازمان اسناد و کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران به گفتگو نشستیم:

* اگر سازمان اسناد ملی نداشتیم چه می‌شد؟ یعنی چرا لازم است کشوری مثل ایران، که حالا کهن‌ترین کشور جهان با این قدمت تاریخی است، یک مرکز متمرکز داشته باشد به عنوان سازمان اسناد ملی یا آرشیو ملی ایران؟

خیلی خوشحال هستم که تشریف آوردید. ممنونم از اینکه پیگیری رسالت اطلاع‌رسانی وظایف سازمان‌هایی را که به هر حال و به هر دلیلی، بین مردم خیلی شناخته‌ شده نیستند، بر عهده گرفتید. امیدواریم که این گفت‌وگو بتواند شناختی از وظایف بسیار مهم و به نظر من خطیر این سازمان را در میان آحاد مردم ایجاد کند.

موضوع آرشیو و اسناد مربوط به دوران ما نیست. هر دولتی که تشکیل می‌شود، نیاز دارد که همه اسنادی که در دستگاه‌های اداری و اجرایی‌ تولید می‌شود را در مکانی معین نگهداری کند؛ پرونده‌ها، مکاتبات، نقشه‌ها، عکس‌ها و... اسنادی هستند که در دستگاه دولت( به معنای عام) تولید شده یا به دستگاه دولت رسیده و لازم است مدیریت واحد و متمرکزی از نظر جمع آوری، حفاظت، نگهداری و اطلاع رسانی بر آنها اعمال شود تا امکان رجوع به این اسناد و بهره‌برداری از آن فراهم گردد. به معنای دیگر اسناد دولتی تا یک زمان معین برای دستگاه‌ها مفید استفاده می‌باشد و بعد از آن باید به آرشیو ملی منتقل تا برای فرهنگ و تمدن‌سازی مورد استفاده قرار گیرد.

از این جهت با مطالعه تاریخ می‌توان دید که دولتهای منسجم گذشته نیز بر آرشیو تاکید داشته‌اند. به‌طور مثال خود ایرانی‌ها بودند که در دوره هخامنشیان و حتی قبل از آن در دوره تمدن عیلامی اسنادشان را در لوح‌های گلی در جایی نگهداری می‌کردند تا از بین نروند. ولی به طور منظم و منسجم، در دوره هخامنشیان فکر بایگانی و آرشیو ایجاد شد و بعد از آن دولت‌های دیگر هم از این فکر استفاده کردند.

با توجه به اینکه در طول تاریخ، ایران مورد هجمه اقوام مختلف مانند یونانی‌ها و... قرار گرفته لذا متأسفانه از آن دوران اسناد زیادی در دست نیست. در دوران اسلامی هم به همین ترتیب آرشیو متمرکزی برای اسناد دولتی وجود نداشت. در دوره قاجاریه هم اسناد به صورت خاندانی نگهداری می‌شد به این معنا که هر کسی که منصبی داشت اسناد دولتی متعلق به دوره خود را نگهداری می‌کرد و این اسناد دست به دست از فرزندان به نوادگان می‌رسید. به عبارت دیگر، تا قبل از تشکیل سازمان اسناد ملی در 17 اردیبهشت ۱۳۴۹، آرشیو متمرکزی وجود ندارد.

*یعنی دیوانخانه متمرکز وجود نداشت؟

بله دیوانخانه‌ای که اسناد دولت را به‌طور منظم نگهداری کرده و به نسل‌های آینده بسپارد وجود نداشت؛ نظام دولتی منسجم که بتواند این اسناد را به عنوان مالک و به عنوان دارایی دولت و دارایی ملت، نگهداری کند، مقررات بگذارد و اسناد جمع شود و به‌طور منسجم منتقل شود، وجود نداشت. در نیمه دوم عصر قاجاری و تشکیل وزارتخانه ها(در شکل ابتدایی) و افزایش تولید اسناد دولتی، سه مرجع برای نگهداری اسناد ایجاد شد. اسناد مربوط به روابط خارجی و معاهدات در وزارت خارجه، اسناد مالی نزد مستوفی الممالک و سایر اسناد در بیوتات سلطنتی قرار گرفت. بعد از نهضت مشروطه و تشکیل دولت جدید به معنایی امروزین و افزایش مکاتبات و با توجه به سفرهای خارجی پادشاهان کم کم فکر تشکیل مرکزی برای جمع آوری و نگهداری متمرکز اسناد دولتی ایجاد شد که النهایه منجر به تشکیل سازمان اسناد ملی در سال 1349 گردید.

گزارش‌هایی وجود دارد مبنی بر اعلام نارضایتی دستگاه‌ها از حجم انبوه مکاتبات و پرونده‌های اداری که بلاتکلیف مانده‌اند. خوب دولت در آن زمان به این فکر می‌افتد و فکر تشکیل بایگانی ملی ابتدا مورد بحث قرار می‌گیرد؛ با توجه به مشکل مطرح شده، دولت این وظیفه را به سازمان اداری استخدامی واگذار می‌کند تا راه‌حلی ارائه شود. بعداً مرحوم سیروس پرهام، که یک کارمند عالی‌رتبه در سازمان اداری بود، مسئولیت پیدا می‌کند که این موضوع را بررسی کند. ایشان به خارج از کشور اعزام می‌شود؛ چند کشور را مطالعه می‌کند و نهایتاً به طرح تاسیس سازمان اسناد ملی رسیده و آن را ارائه می‌دهد.

از لوح‌های گِلی هخامنشی تا آرشیو ملی/ ایران به حافظه متمرکز نیاز دارد

این را هم بگویم که تفاوت است میان بایگانی راکد ملی و آرشیو ملی. پرونده‌هایی را که در دولت به‌وجود می‌آید، جایی به‌طور منظم نگهداری کنیم، یک بحث است؛ اما اینکه بعد از این چه بهره‌برداریی بکنیم، چه اتفاقی باید بیفتد، آیا همه این پرونده‌ها لازم است به مدت طولانی نگهداری شود یا نه و اگر دولت به همین شکل گسترش پیدا کند، ما باید چند تا از این بایگانی‌ها درست کنیم که بتوانیم این‌ها را نگه داریم؛ یک بحث دیگر.

موضوع آرشیو این است که ما بیاییم از این پرونده‌ها، اولاً آن‌هایی را که واجد ارزش نگهداری هستند انتخاب کنیم که باید به عنوان اسناد ملی نگهداری شوند، مابقی را تعیین تکلیف کنیم و آنچه لازم است را نگهداری کنیم و خدمات رسانی نماییم. این می‌شود آرشیو.

بنابراین مرحوم دکتر سیروس پرهام، به جای اینکه طرح بایگانی ملی را دوباره پیگیری کند، با یک ظرافتی و با توجه به سفرش به کشورهایی مثل آمریکا، انگلیس و فرانسه، به این نتیجه می‌رسد که موضوع تأسیس آرشیو ملی را پیگیری کند؛ که هم ناظر بر عملیات بایگانی راکد باشد و هم عملیات آرشیو.

به نظرم سؤال اولتان را به طور واضح جواب دادم. در مورد ضرورت تشکیل سازمان اسناد ملی، می توان به قانون تاسیس سازمان اشاره کرد. این قانون چند هدف را مشخص کرده است. اولا گردآوری اسناد که در این‌ خصوص همه دستگاه‌ها اعم قوه مجریه، قوه مقننه و قوه قضاییه باید اسناد خود را به این سازمان واگذار کنند. ثانیا حفاظت از اسناد. سوابقی که بعد از سال‌ها در اختیار سازمان اسناد قرار می‌گیرد باید در محلی مطمئن و استاندارد برای سال‌های متمادی بماند و خود اسناد هم از هرگونه آفتی پاکیزه باشد.

ثالثا اطلاع رسانی اسناد ملی. باید اسناد منتقل شده به سازمان به صورت علمی پردازش، قابل جستجو و قابلیت اشاعه اطلاعات داشته باشد. رابعا در اثر عملیات گفته شده، سازمان اسناد ملی با تعیین تکلیف سوابق راکد دستگاه‌ها، فضاهای اشغال شده بایگانی‌ها را آزادسازی کرده و آماده بهره‌برداری مجدد می نماید. یکی از گزارش‌هایی که هر سال در روز اسناد ملی ارایه می‌شود این است که ما چند مترمربع فضاهای اداری را آزادسازی کردیم. مثلاً در سال گذشته( 1403) چیزی حدود ۴۴ یا ۴۵ هزار مترمربع از فضای دستگاه‌های دولتی که توسط این سوابق اشغال شده بود آزادسازی شد. با توجه به مطالب گفته شده، به طور کلی این سازمان یک وظیفه مهم در حوزه میراث ایرانیان دارد و یک وظیفه مهم اداری. همچنین قانون این وظایف را تنها به سازمان اسناد ملی محول کرده است؛ یعنی مقرر شده این وظایف در یک سازمان واحد انجام شود. پس هیچ دستگاه دیگری چنین وظیفه‌ای ندارد.

*یعنی تا موقعی که دستگاه‌ها از سوابق اداری استفاده می‌کنند، استفاده‌کنند؛ وقتی زمانش گذشت میدهند به شما؟

بله، وقتی به اصطلاح راکد شد، آن را در اختیار سازمان می‌گذارند و ما تعیین تکلیف می‌کنیم. خود دستگاه‌ها حق ندارند سوابق را از بین ببرند. یعنی به‌جای نگاه سلیقه‎‌ای یک نگاه علمی و آینده‌نگر برای حفاظت اسناد ملی در کشور حاکم شود.

*برای این امر چه کسی تصمیم می‌گیرد؟

در رأس این سازمان شورایی وجود دارد به نام شورای اسناد ملی که از نمایندگان قوای مختلف تشکیل شده و شورایی فراقوه‌ای است. اعضای آن دادستان کل کشور، دادستان دیوان محاسبات، وزرای امور خارجه و علوم، رئیس سازمان اداری و استخدامی کشور و دو نفر از اشخاص متبحردر فرهنگ و تاریخ ایران می‌باشند. رئیس سازمان هم به عنوان دبیر شورا بدون حق رای در جلسات شورا شرکت می‌کند.

*یعنی شورای اسناد ملی تعیین می‌کند که کدام‌یک از سوابق باید نگهداری شود و شما فقط مجری هستید؟

بله دقیقاً. ما مجری تصمیمات آن شورا هستیم؛ شورایی که در واقع فراقوه‌ای است. با این توضیحاتی که بنده عرض کردم.

*از سال ۱۳۴۹ که این سازمان تشکیل شد، یعنی تقریباً ۱۰ سال پایانی پهلوی دوم، چه مقدار سند در سازمان نگهداری می‌شود؟ آماری از آن وجود دارد؟ چون می‌دانم که بسیار کار سختی است؛ به لحاظ برگی حساب کنید، کتابچه‌ای حساب کنید، واحد شمارشش چیست؟ چند قطعه سند است؟ چند کیلو سند است؟

فکر می کنم در سال‌های ابتدایی، سازمان اسناد ملی به دنبال استقرار بود؛ اینکه زمینی برای ساختمان آرشیو ملی در اختیار قرار گیرد و افرادی برای اجرای اهداف قانونی استخدام شوند و روش های انجام کار چگونه باشد. نقطه عطف فعالیت‌های این سازمان، دهه 80 می‌باشد. به‌خصوص حضور رهبر شهید حضرت آیت ا.. خامنه ای و مرحوم آیت ا.. هاشمی رفسنجانی در آرشیو ملی و بازدید از آن، تحولات مهمی را در حوزه اسناد ملی رقم می‌زند. روز 17 اردیبهشت در تقویم رسمی به‌عنوان روز اسناد ملی نامیده می شود و با دستور رییس جمهور وقت و تاکید ایشان، دستگاه‌ها موظف می شوند در مدیریت اسناد با سازمان همکاری کنند. در این زمان زمین ساختمان فعلی برای بنای آرشیو ملی اختصاص می یابد و اعتبار لازم نیز اختصاص پیدا می کند. نهایتاً ساختمان‌های استیجاری کوچک و غیر استاندارد به ساختمانی معظم و درخور شان کشور و ملت بزرگ ایران ساخته می شود. پس عمده فعالیت و تحول اساسی در سازمان اسناد ملی بعد از انقلاب اسلامی رقم می خورد.

*بعد از انقلاب هم می‌خوریم به جنگ. در دوره جنگ این روند چیست؟ هیچ اختلالی در آن پدید نمی‌آید؟

ببینید، بعد از انقلاب کلاً ساختار حکومت و حاکمیت تغییر می‌کند. در دوره قبل، نظام حکومت، سلطنتی مشروطه بود و نظام بعد از انقلاب، جمهوری اسلامی. قوانین و تشکیلات حکومت دستخوش تغییر می‌شود، ولی قانون اسناد ملی تغییر نکرده و همان قانون سال 1349 تا کنون لازم الاجراست.

این گفتگو ادامه دارد...

کد مطلب 6875235

۱۴۰۵ تیر ۱۹, جمعه

 https://x.com/ASGgars/status/2075458124803117188?s=20

سداهرا نام باغی است بلوهاور ، حقیقی گوید : ای سرو کشمری، سوی باغ سداهرا هر گزد می نیایی [ و ] يك روز نگذری.

                    سداهرا

  نام باغی است بلوهاور ، حقیقی گوید :

  ای سرو کشمری، سوی باغ سداهرا

                                   هر گزد می نیایی [ و ] يك روز نگذری. لوهاور که باغ سداهرا در آن است کجاست

با توجه به لغت‌نامه‌ها و متون کهن (مانند لغت‌نامه دهخدا)، «لوهاور» شکل قدیمی، معرب و تاریخی نام شهر «لاهور» (Lahore) در پاکستان امروزی است.

در اشعار و متون کلاسیک فارسی، گاهی از این شهر با نام‌های «لوهاور»، «لهانور» و «لاہور» یاد شده است. بنابراین، باغ «سداهرا» که در شعر حقیقی به آن اشاره شده، در شهر لاهور واقع بوده است.

باغی بدین نام در لاهور بوده است؟

بله، بر اساس کهن‌ترین فرهنگ‌های لغت فارسی، باغی به این نام در لاهور وجود داشته است.

نخستین و معتبرترین منبعی که به این موضوع اشاره کرده، «لغت فرس» اسدی طوسی (قرن پنجم هجری) است. اسدی طوسی در کتاب خود صراحتاً آورده است: «سداهرا نام باغی است به لاهور» و برای شاهد، همین شعری را که خواندید نقل کرده است (البته در بیشتر نسخه‌ها و ثبتِ لغت‌نامه دهخدا، گوینده‌ی این بیت دانشمند و شاعر معاصر غزنویان، «ابوالحرث حَقوری» یا حَفوری ذکر شده است).

نکته‌ی جالب و عجیبی که علامه دهخدا در لغت‌نامه به آن اشاره می‌کند، یک اشتباه نگارشی در فرهنگ‌های بعدی است: نویسنده‌ی کتاب برهان قاطع (و به پیروی از او نویسنده‌ی فرهنگ آنندراج) هنگام نسخه‌برداری یا تعبیر این واژه دچار اشتباه شده و کلمه‌ی «باغ» را «مرغ» (پرنده) خوانده‌اند! به همین دلیل در فرهنگ‌های خود به اشتباه نوشته‌اند: «سداهرا نام مرغی (پرنده‌ای) است که به غیر از لاهور در جای دیگر نباشد». اما با توجه به متن شعر و تصریح لغت فرس اسدی، مشخص است که اصطلاح درست همان «باغ سداهرا» در لاهور بوده است.

 بنزد چون تو بی جنسی چه دانائی جه نادانی

بدست چون تو نامردی چه نرم آهن چه روهینا.
سنائی.

هر کسی چیزی همی گوید ز تیره رای خویش تا گمان آید که او قسطای بن لوقاستی. ناصر خسرو.

 قسطا. [ ق ُ ] (اِخ ) ابن لوقا بعلبکی . فیلسوف و ریاضی دان رومی الاصل است . وی در زبان یونانی با فصاحت سخن میگفت و عربی را نیکو میدانست و بسیاری از کتابهای قدیمی را ترجمه کرد و به تألیفات چندی پرداخت از جمله : 1- الفلاحة الیونانیة، چاپ شده . 2- ثلاث مقالات فی رفع الاجسام الثقیلة، چاپ شده . 3- المرایا المحرقة. 4- الاوزان و المکاییل . 5- الفصل بین الروح و النفس ، خطی . 6- الفردوس ، فی التاریخ .7- العمل بالکرة الفلکیة، خطی ، یا این همان کتاب «الاکر» خطی است که آن را از تاوذیوس ترجمه کرده و ثابت بن قرة آن را اصلاح و تحریر نموده است . 8- المطالع، خطی ، و آن را از انسقلاوس نقل کرده است و کندی آن را اصلاح و تحریر کرده است . 9- رساله ٔ ذات الکرسی الافاقی ، خطی ، درباره ٔ فلک . 10- رسالة فی اختلاف الناس فی سیرهم و اخلاقهم ، خطی . 11- رسالة فی تدبیر الابدان فی السفر، خطی . 12- البلغم و علله ، خطی . 13- رسالة فی علل الشعر، خطی . 14- العمل بالاسطرلاب ، خطی . 15- هیاءةالافلاک ،خطی . وی در زمان مقتدرباﷲ عباسی بود و در ارمینیه به سال 300 هَ . ق . وفات یافت . (طبقات الاطباء ج 1 ص 244)(اخبار الحکماء ص 173) (جولة فی دور الکتب الامیرکیه ص 93 و 94) (هدیة العارفین ج 1 ص 835) (خزائن الاوقاف ص 331) (مختصرالدول ص 259) (اعلام زرکلی چ 2 ص 40 و 41).

قسطا نام پسر لوقا است و ایشان دوحکیم بودند در یونان و او کتابی در دین آتش پرستی به نام پدر خود تصنیف کرده بود، و بعضی گویند قسطا نام کتابی است که لوقا تصنیف کرده بود. (برهان ). وی در زمان مأمون عباسی میزیست و زبان عربی و یونانی نیک میدانست ، از جمله کتبی که او واسطه ٔ ترجمه ٔ آن از یونانی بوده مجسطی و دیگری اقلیدوس الحکمه است . (فرهنگ شعوری ). کتاب اُکر که در زمان احمدبن معتصم باﷲ عباسی تا شکل خامس از مقاله ٔ سیُم آن را ترجمه کرده و کتاب مساکن ثاودسیوس در طهران به سال 1304 هَ . ق . چاپ سنگی شده است . کتابهای زیر را قاموس الاعلام ترکی از جمله تألیفات وی نام برده است : 1- کتاب فی اوجاع النقرس . 2- کتاب فی الروائح و عللِها. 3- کتاب جامع فی الدخول الی علم الطب . 4- کتاب فی النبیذ و شربه فی الولایم . 5- کتاب فی الاسطقسات . 6- کتاب فی السحر. 7- کتاب فی العطش . 8- کتاب فی القوة و الضعف . 9- کتاب فی الاغذیه علی طریق القوانین الکلیه . 10- کتاب فی النبض و معرفة الحُمَّیات و ضروب البحرانات . 11- کتاب فی علة الموت فجاءة. 12- کتاب فی معرفة الخدر و انواعه وعلله و اسبابه و علاجه . 13- کتاب فی ایام البحران فی الامراض الحادّة. 14- کتاب فی الاخلاط الاربعة و ما تشترک فیه . 15- کتاب فی الکبد و خلقتها و ما یعرض فیها من الامراض . 16- رسالة فی المروحة و اسباب الریح . 17-کتاب فی مراتب کتب الطیبة. 18- کتاب فی تدبیر الابدان فی سفر الحج . 19- کتاب فی دفع ضرر السموم . 20- کتاب فی المدخل الی علم الهندسه . 21- کتاب آداب الفلاسفه . 22- کتاب فی الفرق بین الحیوان الناطق و غیرالناطق . 23- کتاب فی تولد الشعر. 24- کتاب فی الفرق بین النفس و الروح . 25- کتاب فی الحیوان الناطق . 26- کتاب فی الجزء الذی لایتجزی . 27- کتاب فی حرکة الشریان . 28- کتاب فی النوم و الرؤیا. 29- کتاب فی العضو الرئیسی من البدن . 30- کتاب فی البلغم . 31- کتاب فی الدم .32- کتاب فی المرة الصفراء. 33- کتاب فی المرة السوداء. 34- کتاب فی شکل الکرة و الاسطوانة. 35- کتاب فی الهیاءة و ترکیب الافلاک . 36- کتاب فی حساب التلاقی علی جهة الجبر و المقابلة. 37- کتاب فی العمل بالکرة الکلیرة النجومیة. 38- کتاب السیاسة. 39- کتاب المدخل الی المنطق . 40- شرح مذهب الیونانیین . 41- کتاب فی شکوک کتاب اقلیدس . 42- المدخل الی علم النجوم . (قاموس الاعلام ترکی ). و رجوع به عیون الانباء و فهرست ابن ندیم و تاریخ الحکماء القفطی شود :
آن حرفهای خط کتاب او
گوئی حروف دفتر قسطا شد.

دقیقی .


هر کسی چیزی همی گوید ز تیره رای خویش
تا گمان آید که او قسطای بِن ْ لوقاستی .

ناصرخسرو.


به قسطاسی بسنجم رازموبد
که جوسنگش بود قسطای لوقا.

خاقانی .


هر کسی چیزی همی گوید ز تیره رای خویش

تا گمان آید که او قسطای بن لوقاستی.

ناصر خسرو. این شخص کیست

این بیت از ناصرخسرو به قُسطا بن لوقا (Qusta ibn Luqa) اشاره دارد.

او یکی از دانشمندان، پزشکان، مترجمان و فیلسوفان بزرگ مسیحی (ملکی) در عصر ترجمه (قرن سوم هجری / نهم میلادی) بود. قسطا بن لوقا هم‌دوره با افرادی چون حنین بن اسحاق و یعقوب کندی بود و در بغداد و سپس ارمنستان زندگی می‌کرد.

جایگاه علمی قسطا بن لوقا

  • مترجم برجسته: او تسلط کاملی بر زبان‌های یونانی، سریانی و عربی داشت و بسیاری از آثار علمی یونان باستان در زمینه‌های ریاضیات، هندسه، نجوم و پزشکی (مانند آثار اقلیدس، دیوفانتوس، جالینوس و هِران اسکندرانی) را به زبان عربی ترجمه کرد.

  • دانشمند و پزشک: علاوه بر ترجمه، او خود نویسنده‌ای پرکار بود و رسالات متعددی در زمینه پزشکی (مانند کتابی درباره نقرس، رژیم غذایی و بیماری‌های عفونی)، فلسفه، موسیقی و آینه دِق (مناظر و مرایا) تالیف کرد.

معنای بیت ناصرخسرو

ناصرخسرو در این بیت می‌گوید:

«هر کسی از روی اندیشه و رای تاریک (و ناقص) خود سخنی می‌گوید، به این امید که دیگران گمان کنند او در علم و دانش مانند قسطا بن لوقا (علامه و دانشمند بزرگ) است.»

در واقع ناصرخسرو از نام قسطای بن لوقا به عنوان نماد و مَثَلِ اعلای علم، حکمت و دانشمندی استفاده کرده است تا کسانی را که با ادعاهای پوچ و تظاهر به دانایی، سعی در فضل‌فروشی دارند، نکوهش کند.