۱۴۰۵ اردیبهشت ۲۸, دوشنبه
عنوان اول پیک نت 29 اردیبهشت
خاتمه بحران و یا فاجعه جنگی
در کمین ایران و خلیج فارس
حتی اگر اعتبار چندانی هم برای اظهار نظرهای توام با تهدید ترامپ قائل نباشیم و انتشار شبانه روزی اخبار و تحلیل های سیاسی و نظامی مطبوعات و خبرگزاری های غربی را بخشی از جنگ روانی با ایران بدانیم، نمی توانیم این توصیه کوتاه و بسیار مهم "لاوروف"، وزیر خارجه روسیه را همطراز و مشابه حرف های ترامپ و اعضای دولتش بدانیم.
لاورف روز گذشته به ایران توصیه کرد:
«اگر ایران به صورت داوطلبانه و به نشانه حسن نیت تصمیم بگیرد برخی جنبههای برنامه کاملاً مشروع انرژی هستهای خود را محدود کند، و اگر این اقدام بتواند دستیابی به صلحی پایدار و بلندمدت را ممکن سازد، طبیعتاً ما نیز مانند بسیاری از کشورها از آن استقبال خواهیم کرد.»
معنای دقیق این جمله و در واقع روح پنهان در این پیشنهاد آنست که خطر حمله امریکا به ایران و پاسخ متقابل ایران به این حمله و برافروخته شدن جنگی گسترده در خلیج فارس و برخاستن شعله های نفت و آتش در برخی کشورهای خلیج فارس، جدی تر از آن شده که بتوان تنها ناظر توئیت ها و حرف های ضد و نقیض ترامپ بود و احتمالا در خواب غفلت فرو رفت.
لاوروف بجای پرداختن به جنجالی که امریکا بر سر بسته شدن تنگه هرمز راه انداخته تا زمینه حمله به جزایر ایران را فراهم ساخته و اروپا و برخی کشورهای منطقه را با خود همراه کند، روی همان بهانه اصلی ترامپ تکیه کرده است. یعنی فعالیت اتمی و غنی سازی اورانیوم در ایران. ترامپ به ظاهر می گوید با همین فعالیت ایران مسئله دارد، حال اگر این بهانه از او گرفته شود، دلیلی برای حمله به ایران باقی نمی ماند و با خاتمه محاصره دریائی ایران توسط ناوگان های امریکا و پذیرش حق حاکمیت قانونی ایران بر تنگه ترمز و رفتن به سوی یک رژیم جدید برای عبور از تنگه هرمز، این تنگه باز شده و بحران به حالت انفجار رسیدن خلیج فارس می تواند خاتمه یابد. این حالت جنگی و نظامی و سرگردانی صدها کشتی نفتکش در خلیج فارس و بحران انرژی در اروپا باید خاتمه یابد و ادامه آن نیز ناممکن است. بنابراین، روسیه با پیشنهاد خود به ایران توصیه کرده توپ را به زمین امریکا انداخته و در عین آماده باش نظامی و جنگی، بهانه های حمله به ایران را از امریکا بگیرد. حمله ای که بی تردید این بار اسرائیل نیز از تخته پرش امارات برای حمله به ایران استفاده خواهد کرد و ایران نیز متقابلا امارات و بحرین را که به متحد امارات علیه ایران تبدیل شده در هم خواهد کوبید. در باره بحرین، ایران حتی روی قیام مردم شیعه این کشور که تا زمان خیانت محمدرضا شاه برای صرفنظر کردن از مالکیت آن که استان چهاردهم ایران بود نیز حساب باز کرده است.
88 درصد مردم روسیه
ترجمه از سایت استالیستیه
«آیا فکر میکنید درگیری در اوکراین به پایان میرسد؟» این سئوالی بود که در نظرسنجی تعاملی “ای دهلی” مطرح شد. ۸۸٪ از پاسخدهندگان به این نظرسنجی که در وبسایت این آژانس انجام شد، پاسخ "نه" دادند. تنها ۱۱٪ معتقدند که جنگ به زودی پایان خواهد یافت. ۱٪ گفتند که بیتفاوت هستند.
با توجه به اینکه ۵۰۵۷ نفر در این نظرسنجی شرکت کردهاند، نتایج آن را میتوان حداقل برای خوانندگان این نشریه، نمایندهی کل جامعهی روسیه دانست.
آیا میتوان این یافتهها را به کل جامعهی روسیه تعمیم داد؟
این سئوال همچنان بیپاسخ مانده است. از زمانی که رئیس جمهور روسیه در ۹ مه اعلام کرد که درگیری اوکراین به پایان خود نزدیک میشود، پایان جنگ به یکی از بحث برانگیزترین موضوعات در این کشور تبدیل شده است.
همانطور که ولادیمیر پوتین اظهار داشت، “غرب” از طریق اوکراینیها علیه روسیه جنگ به راه انداخته است. او افزود که ایالات متحده به وضوح به درگیری اوکراین نیازی ندارد؛ اولویتهای بسیار مهمتری دارد. بعداً، دیمیتری پسکوف، سخنگوی ریاست جمهوری، اظهار داشت که ماموریت نیروهای ویژه میتواند هر لحظه پایان یابد. به گفته وی شرط اساسی برای این امر، تصمیم ولادیمیر زلنسکی است.
سرگئی ناریشکین، مدیر سرویس اطلاعات خارجی روسیه و رئیس انجمن تاریخ روسیه، به خبرنگاران گفت که مسکو همچنان به دنبال راهحل دیپلماتیک برای درگیری در اوکراین است، اما اگر مذاکرات شکست بخورد، روسیه تواناییهای لازم برای توسل به ابزارهای نظامی-فنی را دارد.
او همچنین یادآوری کرد که «ولادیمیر پوتین بارها پیشنهادهایی برای حل و فصل مسالمتآمیز و دیپلماتیک این درگیری ارائه کرده است.» او افزود که یکی از آخرین پیشنهادهای او به کیف، آزادسازی کامل جمهوریهای خلق دونتسک و لوهانسک است. بسیاری از تحلیلگران غربی، اظهارات پوتین، رئیس جمهور روسیه، مبنی بر اینکه «جنگ در اوکراین رو به پایان است» را به عنوان تضمینی برای امضای پیمان صلح عملاً «همینجا و همین حالا» تفسیر کردند.
با این حال، واقعیت این است که اروپا کاملاً بیعلاقه به صلح است و گامهایی برمیدارد که مستقیماً با پیشنهادهای دیپلماتیک مسکو در تضاد است. در واقع، رهبران اروپایی به دنبال یک جنگ بلندمدت با روسیه هستند.
در روسیه، بسیاری متوجه انگیزه سفر “پیستوریوس”، وزیر دفاع آلمان، به کیف شدند. او در آنجا از آغاز توسعه و تولید مشترک پهپادهای دوربرد با اوکراین خبر داد.
همچنین اعلام شد که شرکت آلمانی “راینمتال”، با همکاری “استارتآپ” اوکراینی دستینوس، در حال تولید موشکهای کروز با قابلیت هدف قرار دادن اهداف در فاصله بیش از ۷۰۰ کیلومتر است.
در عین حال، ایجاد دهها سرمایهگذاری مشترک در صنایع دفاعی با اوکراین در سراسر اتحادیه اروپا در حال افزایش است، به این معنی که اروپا رسماً به عقبه رژیم کیف تبدیل میشود.
کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، گفت که اتحادیه اروپا باید با چالش افزایش قابل توجه تولید نظامی خود روبرو شود، در حالی که مرتس، صدراعظم آلمان، به شهروندان خود اطلاع داد که اکنون، برای " نازیها، "به جای چماق، سلاح وجود خواهد داشت.
کارستن بروئر، بازرس کل ارتش آلمان، در مصاحبهای با روزنامه زوددویچه سایتونگ، قاطعانه اظهار داشت که آلمان باید برای جنگ با روسیه آماده باشد، چرا که روسیه میتواند “همین امشب” حمله کند.
نکته کلیدی این است که اروپا نیروهای مسلح اوکراین را به عنوان هسته اصلی ارتش خود در آینده نزدیک در نظر میگیرد، که به لطف تجربه خود، قادر و توانا (و مایل!) به مبارزه با روسیه است.
https://www.stoletie.ru/tekuschiiy_moment/kogda_zakonchitsa_svo_845.htm.
قالیباف نماینده ویژه ایران در چین شد
قالیباف رئیس مجلس (مجلسی که از آغاز جنگ 40 روزه تعطیل شدن و گهگاه بصورت آنلاین تشکیل می شود) نماینده ویژه جمهوری اسلامی در مناسبات چین و ایران شد. این انتصاب که ظاهرا به پیشنهاد رئیس جمهور و تائید مجتبی خامنه ای صورت گرفت، نشان داد که تاکنون سفرا و روسای جمهور ایران نقش فعالی در گسترش مناسبات با چین نداشته اند. از سوی دیگر این انتصاب با توجه به سوابق نظامی قالیباف نشان داد که مناسبات ایران با چین علاوه بر مسائل اقتصادی سمت گیری جدی نظامی نیز دارد. رقبای پایدایچی قالیباف که تاکنون در مجلس با او مخالفت می کردند، اکنون برآشفته تر از گذشته این رقابت را تشدید کرده اند. آنها احتمالا این موقعیت را برای سعید جلیلی پیش بینی کرده بودند اما مجتبی خامنه ای و شورای امنیت ملی و رهبران سپاه خواب پایداریچی ها را باطل کردند و این ماموریت مهم را بر عهده قالیباف گذاشتند. ماموریتی که در زمان علی خامنه ای گاه بصورت علنی و گاه بصورت غیر علنی علی لاریجانی برعهده داشت. دور از انتظار نیست که سفیری کارآمدتر از "رحمانی فضلی" سفیر کنونی ایران در چین و وزیر کشور دولت روحانی برگمار شود تا با قالیباف همآهنگ باشد.
بدنبال این انتصاب که در اوج اخبار احتمال حمله مجدد امریکا به ایران و اشغال برخی جزایر جنوبی کشور صورت گرفت، اولیانوف دیپلمات ارشد روس و نماینده روسیه در مذاکرات اتمی با ایران، در یک توئیت کوتاه و گویا که جنبه توصیه نیز داشت نوشت: «فکر کردن به انتصابی مشابه انتصاب قالیباف برای روابط با روسیه به همان اندازه انتصاب نماینده ویژه برای چین مهم نیست؟»
آفریقا از چنگ اروپا و امریکا می گریز
موسسه شیلر که یک اندیشکده سیاسی و اقتصادی آلمانی است که در سال ۱۹۸۴ تأسیس شد و در ایالات متحده مستقر است، نه در آلمان. این اندیشکده می نویسد:
در جنگ ایالات متحده و ایران، «یک چیز قطعی به نظر میرسد اینکه جهان تک قطبی تحت سلطه اتحاد آنگلو- آمریکایی به پایان رسیده است».
به گفته هلگا زپ-لاروش، بنیانگذار این موسسه، جنگ خلیج فارس و پایان دوران سلطه آنگلوساکسونها بر جهان، توسط زنجیرهای از رویدادهای دهه گذشته به هم مرتبط بودند. این جنگ تجاوزکارانه بیدلیل علیه ایران که توسط رژیم اسرائیل دامن زده شد، ممکن است بزرگترین فاجعه استراتژیک برای ایالات متحده در دهههای اخیر باشد، و تاکنون نیز فاجعههای زیادی رخ داده است. هیچ یک از اهداف دولت ترامپ، چه نظامی و چه سیاسی، محقق نشده است. اما اعتبار و اعتماد ایالات متحده و “طبقه اپشتاین” که بر آن حکومت میکند، در نظر جهانیان به طور برگشتناپذیری از بین رفته است.
فراتر از تلفات جانی و محرومیت در خاورمیانه، پیامدهای منفی آن برای اقتصاد واقعی و فرآیندهای تولید در سراسر جهان در حال حاضر بسیار زیاد است و در ماههای آینده نیز افزایش خواهد یافت.
اگر ایالات متحده و اسرائیل دوباره به زور متوسل شوند، عواقب آن نه تنها برای ایران و همسایگانش، بلکه برای کل جامعه بینالمللی جدی خواهد بود.
نماینده پارلمان اروپا از آلمان که رهبری مذاکرات تجاری با ایالات متحده را بر عهده دارد، پس از تهدید مجدد دونالد ترامپ به اعمال تعرفههای اضافی در ۷ مه، کاخ سفید را برای دور بعدی مذاکرات تحت فشار قرار داده است.
برای قرنها، آفریقا تمدنهای غربی را با مواد معدنی، نفت خام، کاکائو، چوب و الماس تأمین میکرد که در شهر “آنتورپ” در کشور بلژیک به الماس تبدیل میشدند. در قرن شانزدهم، آنتورپ به پایتخت جهانی چنین تجارتی تبدیل شد. امروزه، سیاست تعرفه صفر چین، سرمایهگذاران را تشویق میکند تا آفریقا را نه تنها به عنوان منبعی از منابع، بلکه به عنوان یک قطب تولیدی نیز ببینند و به این قاره اجازه میدهد تا به تدریج خود را از چنگال استعمار نو اتحادیه اروپا آزاد کند.
https://www.stoletie.ru/zarubejie/afrika_izbavlajetsa_ot_udavki_jes_455.htm.
«دشت قزوین»؛ ظرفیتی که میتواند پیشران «اقتصاد بدون نفت» باشد

قزوین- دشت قزوین با ظرفیتهای بینظیر و مغفول کشاورزی، اکنون میتواند با برنامهریزی دقیق و سرمایهگذاری هدفمند، به موتور اقتصاد بدون نفت بدل شود و جهش تولید را رقم بزند.
خبرگزاری مهر، گروه استانها: دشت قزوین پهنهای که روزگاری به سخاوت و حاصلخیزی زبانزد کشاورزان و اقتصاددانان بود حالا ترکهای خشک فرونشست، نقشه اندام نحیفش را ترسیم کردهاند.
آماری که میگوید سطح آبهای زیرزمینی در کمتر از سه دهه ۴۵ متر فروکش کرده و زمین با شتاب ۱۷ سانتیمتر در سال دهان باز میکند تنها روایت یک فاجعه زیستمحیطی نیست بلکه شرح سقوط یک فرصت بیبدیل ملی برای عبور از اقتصاد نفتی است.
اهمیت این خطه اما به همین روزهای بحرانی محدود نمیشود. دشت قزوین یک ظرفیت تاریخی و تمدنی برای ایران مرکزی بوده و هست؛ ظرفیتی که رهبر شهید در ۲۷ آذر ۱۳۸۲ در جمع مسئولان کشور با ترسیم افقی روشن، آن را موتور محرکه توسعه منطقه خواندند و فرمودند: «علاوه بر این برنامهها میتوان به موازات افزایش توان صنعتی استان قزوین، با بهرهبرداری صحیح از دشت بسیار حاصلخیز قزوین و اجرای طرحهای آبرسانی، این منطقه را به یک قطب کشاورزی تبدیل کرد.» معظمله فردای آن روز، این ضرورت راهبردی را با بیانی قاطعتر گوشزد کردند و فرمودند: «این ظرفیت خدادادی عظیم، احیای همهجانبه و کامل کشاورزی استان را ممکن کرده است و مسئولان کشور و مسئولان استان باید این هدف را با جدیت دنبال کنند و همزمان ایجاد صنایع مرتبط با کشاورزی را مورد توجه قرار دهند.»
اکنون بیش از دو دهه از آن رهنمودها میگذرد و شکاف میان «دشت پربرکت» ترسیمشده در آن روزهای امید و «دشت بحرانزده» امروز، پرسشی جدی پیش روی متولیان امر گذاشته است: چرا دشت قزوین با وجود چنین تأکیداتی هنوز به آن قطب کشاورزی تبدیل نشده و چه باید کرد که این ظرفیت خدادادی پیش از آنکه برای همیشه از دست برود موتور محرک «اقتصاد بدون نفت» ایران شود؟
نفوذ در کشاورزی، قزوین را به واردات وابسته کرد
احمد خورگامی کارشناس اقتصادی در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به هشدارهای مکرر رهبر شهید انقلاب درباره نفوذ در حوزههای مختلف کشور اظهار کرد: در جریان جنگ ۱۲ روزه رمضان نیز ابعاد تازهای از این نفوذ آشکار شد، اما متأسفانه یکی از عمیقترین لایههای نفوذ در سالهای پس از انقلاب، در حوزه اقتصادی و مشخصاً بخش کشاورزی رقم خورده است.
وی با اشاره به کمبودهای کنونی کشور در تأمین خوراک دام و دانههای روغنی تصریح کرد: قزوین از قدیمالایام به واسطه شرکتهایی مانند گلوکوزان و واحدهای تولید روغن، یکی از قطبهای تولید ذرت و دانههای روغنی بود. این محصولات در بخشهای مختلف استان کشت میشد اما در یک برنامه هدفمند کشور را از این توانمندی دور کردند.
خورگامی با تأکید بر امکان کشت دیم این محصولات راهبردی خاطرنشان کرد: بسیاری از این اقلام و دانههای روغنی در مزارع دیم قابل کشت هستند و نیاز به آب فراوان ندارند. ما میتوانستیم در این ۴۰ تا ۵۰ سال نهتنها از واردات بینیاز شویم بلکه خود به صادرکننده تبدیل شویم اما در عوض به سمت کشت محصولات آببر رفتیم که نتیجه آن کشاندن عمق چاهها به ۳۵۰ و ۴۰۰ متر و ایجاد فرونشستهای خطرناک در بخشهای مختلف دشت قزوین بود.
صنایع فولادی و ریختهگری جایگزین صنایع تبدیلی شدند
این کارشناس اقتصادی با تحلیل روند صنعتیسازی استان گفت: یکی از دلایل توسعه صنعتی قزوین، وجود صنایع تبدیلی در کنار مزارع کشاورزی بود تا جایی که حتی مقام معظم رهبری هم در جمع مسئولن کشور از راه اندازی صنایع مرتبط با کشاورزی در دست قزوین سخن گفتند. کارخانههای قند، رب گوجهفرنگی و فرآوری ذرت به دلیل فراوانی مواد اولیه در استان شکل گرفتند اما در ادامه بدون توجه به این پیشینه، صنایع فولادی و ریختهگری جایگزین شدند که نهتنها آب مزارع را بلعیدند، بلکه نفس کشاورزی را نیز گرفتند.
خورگامی در پاسخ به این پرسش که مدیران در شرایط کنونی چه اقداماتی باید انجام دهند، تصریح کرد: متأسفانه ابزار تنبیهی چندانی برای برخورد با ترکفعلهای گذشته در اختیار نداریم اما حداقل اقدام این است که از صدور هرگونه مجوز جدید برای صنایعی که به حوزه کشاورزی و محیطزیست آسیب میزنند، جلوگیری شود.
وی با اشاره به نمونه موفق باغات پسته قزوین گفت: باغداران پسته استان از قدرت اقتصادی بالایی برخوردارند و زندگی خانوار را تأمین میکنند اما متأسفانه با توسعه بیرویه شهرها و تبدیل باغها به زمینهای مسکونی، این ظرفیت عظیم نیز در معرض نابودی قرار گرفته است و باید یک ستاد بحران برای بازنگری جدی در این حوزه شکل بگیرد.
این کارشناس اقتصادی با تأکید بر اینکه توسعه کشاورزی باید در اولویت نخست استان قزوین قرار گیرد، خاطرنشان کرد: در شرایط جنگ و تحریم، صنایع با بحران مواد اولیه مواجه میشوند اما کشاورزی از این نوسانات مصون است. ما تجهیزات و ادوات پیشرفته کشاورزی در کشور تولید میکنیم و میتوانیم هم نیاز داخلی را تأمین کنیم و هم با صادرات، ارزآوری قابل توجهی برای کشور داشته باشیم.
خورگامی با اشاره به جابجایی صنایع از تهران به شعاع ۱۲۰ کیلومتری و سرریز آن به قزوین گفت: این در حالی است که حوزه کشاورزی ما قربانی این تصمیمات شده است. باید با یک بازنگری اساسی، امنیت غذایی را که بخش قابل توجهی از آن میتواند در دشت قزوین تأمین شود، به اولویت نخست استان و کشور بازگرداند.

نبود متولی واحد، بحران را تشدید کرده است
محمدحسن سلیمانی، کارشناس میراث فرهنگی و گردشگری نیز در گفتوگو با خبرنگار مهر، مهمترین چالش این منطقه را بحران پیشرونده آب و تخریب غیرقابلبازگشت آبخوانهای زیرزمینی توصیف کرد و نسبت به کویری شدن قریبالوقوع این دشت هشدار داد.
وی با اشاره به پیشینه تاریخی بحران کنونی تصریح کرد: از دوره اصلاحات ارضی و مشخصاً در مقطع حضور اسرائیلیها در دشت قزوین با پوشش توسعه و آبادانی، هزاران چاه غیرمجاز در این منطقه حفر شد. این روند تخریبی تا دهههای ۶۰ تا ۸۰ ادامه یافت و در نتیجه آن تقریباً تمام قنوات تاریخی دشت از میان رفت و آسیب جبرانناپذیری به سفرههای آب زیرزمینی وارد آمد.
سلیمانی با اشاره به آمار نگرانکننده فرونشست زمین خاطرنشان کرد: نتیجه این مداخلات مخرب را امروز در قالب فرونشستهای ۲۵ تا ۳۰ سانتیمتری در بخشهایی از دشت و همچنین خشکیدن تالاب اللهآباد و گسترش بیابانزایی در جنوب استان شاهد هستیم. کارشناسان بر این باورند که دشت قزوین با شتاب به سمت کویری شدن در حال حرکت است.
خلأ مدیریتی؛ از حذف سازمان عمران تا تعدد متولیان جزیرهای
این کارشناس اقتصادی با انتقاد از ساختار فعلی مدیریت دشت گفت: در دهه چهل، سازمانی تحت عنوان «عمران دشت قزوین» با محوریت آبادانی یکپارچه و بهرهگیری از ظرفیتهای باغداری، کشاورزی و گردشگری ایجاد شد. اما پس از انقلاب، نهتنها این ساختار منسجم حذف و در جهاد کشاورزی ادغام شد بلکه هیچ نهاد جایگزین و متولی واحدی نیز برای آن تعریف نگردید.
سلیمانی افزود: اکنون نهادهایی همچون جهاد کشاورزی، منابع طبیعی، محیط زیست و آب منطقهای هر یک بهطور جزیرهای در این حوزه فعالیت میکنند و فقدان یک فرماندهی واحد امکان برنامهریزی بلندمدت و مقابله با تهدیداتی نظیر ورود فاضلابهای صنعتی و فعالیتهای مخربی مانند نیروگاه شهید رجایی را سلب کرده است.
وی تنها راه برونرفت از بحران را ایجاد یک ساختار متمرکز دانست و تصریح کرد: تشکیل یک سازمان متولی با پشتوانه قانونی که مسئولیت کل دشت را بر عهده بگیرد، یک ضرورت فوری است. این نهاد باید بتواند ضمن ممانعت از توسعه صنایع آلاینده و آببر، برنامههای بلندمدت مطالعاتی، پژوهشی و اجرایی را برای احیای دشت تدوین کند.
افق روشن در صورت احیای «نگین سبز ایران»
سلیمانی با استناد به تعبیر رهبر شهید انقلاب از قزوین به عنوان «نگین سبز دشتهای ایران»، ظرفیتهای بالقوه این استان را یادآور شد و گفت: در صورت احیای دشت، قزوین میتواند به جایگاه تاریخی خود در تأمین بخش مهمی از محصولات اساسی و باغی کشور و همچنین ارزآوری از مسیر صادرات بازگردد. اما تحقق این امر مستلزم آن است که پتانسیلهای عظیم این دشت برای مسئولان کشوری تبیین شده و یک اهتمام ملی برای نجات آن شکل بگیرد.

مطالعات کاملاً فنی برای احیای دشت قزوین صورت گرفته است
محمدرضا صفیخانی، معاون امور اقتصادی استاندار قزوین در گفتوگو با خبرنگار مهر با اشاره به ظرفیتهای دشت قزوین، از برنامهریزی برای احیای این دشت و بهرهگیری از مزیتهای راهبردی استان در مسیر توسعه اقتصادی خبر داد و تأکید کرد: قزوین میتواند نقشی بسیار فراتر از جایگاه کنونی خود در اقتصاد ملی ایفا کند.
وی با بیان اینکه مطالعات کاملاً فنی برای احیای دشت قزوین به عنوان یک ظرفیت بزرگ در استان انجام شده است، گفت: ما بهعنوان کارشناسان اقتصادی، ظرفیتهای دشت قزوین را به خوبی شناختهایم و باور داریم که قزوین خیلی بیش از آنچه امروز در اقتصاد ملی نقشآفرینی میکند، توانایی ایفای نقش دارد. این مهم با یک تفکر عمیق و برنامهریزی هدفمند در دستور کار قرار گرفته است.
استفاده از ظرفیت صنایع دانش بنیان و هایتک
صفیخانی، بهرهوری را یکی از محورهای اصلی توسعه استان در حوزههای صنعت و کشاورزی عنوان کرد و افزود: رویکرد ما به سمت واحدهای دانشمحور و صنایع هایتک معطوف است. این حوزهها میتوانند به موتور محرکه اقتصاد استان تبدیل شوند و قزوین را به محور توسعه منطقهای بدل کنند.
معاون امور اقتصادی استاندار قزوین، گردشگری را یکی دیگر از اولویتهای راهبردی استان برشمرد و تصریح کرد: گردشگری استان قزوین در کارگروههای مختلفی با رویکرد پایداری در حال بررسی است. هدف ما این است که از این ظرفیت برای افزایش نقش استان در اقتصاد ملی و حتی اقتصاد بینالمللی استفاده کنیم.
وی همچنین به بحث ایجاد دهکده لجستیکی و پایانههای صادراتی اشاره کرد و گفت: امروز موضوع دهکده لجستیکی را به صورت جدی مورد بحث قرار دادیم. استفاده از پایانههای صادراتی با توجه به موقعیت کاملاً استراتژیک استان قزوین میتواند کمک بسیار بزرگی به توسعه اقتصادی استان و کشور باشد.
دشت قزوین یک هاب اقتصادی چندوجهی و استراتژیک
صفیخانی در پایان خاطرنشان کرد: قزوین یک استان استراتژیک با ظرفیتهای استفاده نشده فراوان است. ما مصمم هستیم با بالفعل کردن این ظرفیتها، سهم استان را در رشد اقتصادی کشور به طور قابل توجهی ارتقا دهیم.
صفیخانی با اشاره به پیشینه تاریخی و ظرفیت بالفعل دشت قزوین اظهار داشت: دشت قزوین تنها یک پهنه جغرافیایی نیست، بلکه یک سرمایه ملی است که میتواند موتور محرکه امنیت غذایی کشور باشد.
وی بیان کرد: مطالعات فنی نشان میدهد که اگر احیای این دشت با رویکرد علمی و تکیه بر شرکتهای دانشبنیان انجام شود نه تنها میتوانیم شاهد یک جهش در تولید محصولات راهبردی کشاورزی باشیم بلکه قزوین به الگویی برای کشاورزی مدرن و بهرهور در سطح کشور تبدیل خواهد شد و ما در حال بررسی بستههای سرمایهگذاری ویژهای هستیم تا بتوانیم از تمام استعدادهای این دشت برای تولید ثروت استفاده کنیم.
وی با تأکید بر موقعیت لجستیکی منحصربهفرد این پهنه تصریح کرد: باور داریم دشت قزوین در پیوند با دهکده لجستیکی و پایانههای صادراتی که طراحی کردهایم میتواند حلقه مفقوده زنجیره ارزش در منطقه باشد.

این مسئول عنوان کرد: نزدیکی به پایتخت، دسترسی به کریدورهای اصلی حملونقل ریلی و جادهای و همجواری با قطبهای صنعتی، این دشت را از یک ظرفیت صرفاً کشاورزی به یک هاب اقتصادی چندوجهی و استراتژیک ارتقا میدهد. ما مصمم هستیم این ظرفیت عظیم را از حالت بالقوه خارج کرده و به یک مزیت رقابتی پایدار برای اقتصاد استان و کشور تبدیل کنیم.
به گزارش مهر، اکنون دیگر زمان شعار و برگزاری نشستهای بیحاصل به سر آمده است و احیای دشت قزوین یک انتخاب نیست، بلکه یک ضرورت ملی برای تضمین امنیت غذایی و تحقق اقتصاد بدون نفت است.
بازخوانی رهنمودهای آذرماه ۱۳۸۲ رهبر شهید انقلاب نشان میدهد که نقشه راه بینیاز از نفت، دو دهه پیش ترسیم شده بود اما آنچه مغفول ماند «عمل» و «کار جهادی» بود.
امروز این دشت پربرکت، فرصتی دیگر برای اثبات توان ملت ایران در بهرهگیری از ظرفیتهای خدادادی برای ساختن اقتصادی مقاومتی و درونزاست.
