۱۴۰۵ مهر ۱۸, شنبه

 این مصاحبه باقر مومنی در نقد جلال ال احمد از هر نظر در این دوره مهم است. کانون نویسندگان جلال ال احمد یکی از ستونهای ارتجاع ایران را ستون آزادیخواهی ایران قلمداد کرده است و این صف موضع تعرضی در مقابل اندیشه های ازادیخواهی و مترقی زیر عنوان نسبی بودن حقایق و یا دفاع از فرهنگ و هویت خودی شرقی در مقابل فرهنگ غربی گرفته اند. اقای معصوم بیگی چهره شاخصشان شده و در اظهار نظری چندی پیش نوشت که جلال آل احمد بزرگ و بسیار بزرگ است. 

نقد باقر مومنی به عنوان یک چهره برجسته نقد ادبی، این تعرض کانون نویسندگان و دیگر سیاسیون آل احمدی را بدرجه ای خنثی میکند. خواندن آن برای همه از «نماز و روزه» هم واجب تر است.


از کتاب درد اهل قلم باقر مومنی

۱- چرا تو کتابتان از جلال آل‌احمد انتقاد کردید؟

۲- لطفاً شما در کیهان مصاحبه‌ای داشتید که نوشته بودند به گفته شما جلال ۳۰۰ سال از زمان خود عقب بود. لطفاً در این باره توضیح بیشتری بدهید.

۳- چرا در کتاب «ادبیات مشروطه…» جلال آل‌احمد را به صورت ارتجاعی جلوه داده و گفتید که جلال آل‌احمد عبا و عمامه آبا و اجدادی خود را ول کرده و به جای با دست غذا خوردن، با قاشق و چنگال غذا می‌خورند و به جای سوار شدن بر الاغ، بر ماشین سوار می‌شوند. ببینم خود آقای مؤمنی چنین کاری می‌کنند که هیچ و الا لطفاً توضیح دهند.

۴- دکتر علی شریعتی درباره جلال آل‌احمد می‌گوید وی یکی از پیشگامان بازگشت به خویش است. آیا این سوءتفاهم شما نشده است و آیا شما این‌طور فکر نمی‌کنید که وی نیز مسئله بازگشت به خویش را مطرح کرده است؟

جواب:

اولاً من فکر می‌کنم بزرگ‌ترین عامل تکامل فکری و فرهنگی یک جامعه، تعارض و برخورد عقاید است و بر این اساس هر کسی حق دارد و باید نظر خودش را درباره هر کس و هر چیز و هر مکتب فکری عرضه کند.

من هم درست به همین دلیل به خودم حق دادم در جایی که صحبت از عقاید آل‌احمد به میان آمد، نظر خودم را به‌راحتی بگویم. من تاکنون این کار را در نقد یک قصه بزرگ علوی به نام «میرزا»، در مورد کتاب شعر کوش‌آبادی به نام «سازی دیگر» ـ که در آن از مقدمه به‌آذین بر این کتاب نیز انتقاد شده ـ، در مورد پنج اثر از محمود دولت‌آبادی کرده‌ام و بعد هم هر وقت پیش بیاید به خودم حق می‌دهم چه شفاهاً و چه کتباً نظر و سلیقه خودم را درباره اندیشه و هنر و کار هر کسی ابراز کنم.

من ـ و نه من، هر کسی ـ با این کار هم به تکامل فکری و نظری خودم کمک می‌کنم و هم ممکن است کارم در رشد و تکامل فکری بعضی از افراد جامعه تأثیری، هرچند بسیار اندک، داشته باشد.

ثانیاً در اشاره به مصاحبه من در روزنامه کیهان ـ که گفته بودم آل‌احمد سیصد سال از زمان خودش عقب است ـ این سیصد سال از مقایسه‌ای میان امروز و دوران روشنفکری اروپا به دست می‌آید.

می‌دانید که در قرن هفدهم در اروپا عصر ظلمت، که عصر سلطه خرافات و حکومت پوسیده فئودالی و انکیزیسیون بود، درهم فرومی‌ریزد. اندیشه‌های تازه در همه زمینه‌های علم و فرهنگ بسط می‌یابند و حکومت‌های انقلابی بورژوایی که به کمک مردم زحمتکش نیروهای حاکم فئودال را از قدرت خلع می‌کنند، حکومت دموکراسی پارلمانی را جایگزین حکومت استبدادی اشرافی می‌کنند و رشد و تکامل اندیشه‌های نوین اجتماعی به اوج خود می‌رسد.

به نظر من آل‌احمد آنچه را به عنوان اندیشه اجتماعی عرضه داشت، در کل خود به عصر ظلمت اروپا، با رنگ شرقی ـ ایرانی ـ شیعی تعلق دارد و در مرحله‌ای بیش از ظهور اندیشمندان عصر روشنفکری اروپاست. به این دلیل اندیشه اجتماعی او نه فقط به امروز ایران تعلق ندارد، بلکه از صد و اندی سال پیش، عده زیادی از روشنفکران ایرانی ـ که خود از افکار ترقی‌خواهانه بورژوازی انقلابی الهام می‌گرفتند ـ چنین اندیشه‌هایی را مردود شناخته‌اند.

با این محاسبه‌های زمانی بود که من یک‌جا گفتم آل‌احمد بیش از صد سال از اندیشه امروز ایران و سیصد سال از اندیشه عصر روشنفکری اروپا عقب مانده است.

جلال آل‌احمد در اندیشه اجتماعی خود دقیقاً در موضع روحانیان ضد مشروطه بود که مظاهر عصر ظلمت ایران بودند، که تا دویست سال بعد از پایان عصر ظلمت اروپا همچنان دوام آورد.

بی‌هوده نبود که جلال آل‌احمد در اندیشه‌ها و به‌اصطلاح تحلیل‌های اجتماعی که می‌کرد، تا آنجا که تیغش می‌برید به روی هر متفکری که کوچک‌ترین گرایشی نسبت به نشر افکار تازه در ایران عصر ظلمت نشان داده است، تیغ می‌انداخت و حتی به سید جمال‌الدین اسدآبادی هم که پیرو مکتب اسکولاستیک بود و به هر سخن ساده تازه‌ای برحسب دهری و نیچری می‌زد، ابقا نکرد.

آنچه در مورد افکار اجتماعی آل‌احمد باید افزود این است که حرف‌های او مطلقاً فاقد حتی اندیشه‌های یک متفکر اصیل عصر ظلمت نیز هست.

در سال‌های ۴۰، سانسور برای جوانانی که با شور و هیجان فراوان به میدان اندیشه و اجتماع آمده بودند، هیچ چیز جز مقالات ژورنالیستی ـ انتقادی آل‌احمد باقی نگذاشته بود و او که توانسته بود با قلم نسبتاً پخته‌اش این اندیشه‌های پوسیده را ـ که از زبان آل‌احمد ناپخته هم بود ـ به صورت گیدویی خوشمزه تحویل آنان بدهد.

امروزه من تصور نمی‌کنم دیگر واقعاً احتیاجی به نقد و تحلیل این‌گونه به‌اصطلاح اندیشه‌ها باشد، برای اینکه متفکران عصر روشنفکری و مشروطیت ایران در مبارزه با اشکال پخته‌تر آنها به اندازه کافی و شاید هم بیش از کافی توضیح داده‌اند و یک نگاه سطحی به چند اثر اساسی آن زمان انسان را از هرگونه بحث و جدل در این زمینه بی‌نیاز می‌کند؛ بخصوص که برای جوانان ما از نظر اندیشه، نیازهای امروزین بیشتر از هر چیز دیگر مطرح است.

اما در مورد قسمت سوم.

حرف من در مورد آدم‌هایی مثل آل‌احمد، تکرار این حرف ساده عادی است که اگر اینها به حرف خود اعتقاد دارند و این همه در برابر تمدن و فرهنگ غرب پیف‌پیف می‌کنند، چرا لااقل خودشان به آن عمل نمی‌کنند؟ یعنی اگر با فرهنگ فرنگی و حتی فرنگی‌مآبی مخالفند، خوب چرا از قاشق و چنگال و یا از اتومبیل استفاده می‌کنند؟

این آخ و پیف‌های فرنگی کثیف و نجس و منحط را بگذارند برای همان غربزده‌ها و خودشان با دست غذا بخورند و الاغ سوار شوند.

آقای آل‌احمد گفته است اینها فرنگی است و بد است، «آقای مؤمنی» که نگفته است. «آقای مؤمنی» می‌گوید اینها دست‌آوردهای اندیشه و هنر متعالی و کمال‌یافته بشر است و اگر طبقه یا طبقات سودجوی اجتماعات انسانی بگذارند، زندگی را هزار چندان لذت‌بخش‌تر و پربارتر می‌کنند و من هم تا آنجا که از پیشم برود از این ثمره‌های فکری متعالی بشر استفاده خواهم کرد.

در مورد سؤال چهارم باید بگویم من زیاد با اصطلاحاتی از این قبیل آشنایی ندارم.

اگر مقصود از بازگشت به خویش، تبدیل انسان کامل به علق یا تبدیل درخت به دانه و یا بدتر از آن تبدیل زمین به سحابی‌های اولیه است که نمی‌دانم چه لطفی دارد؛ اگر تعبیر عوامانه اصطلاح عرفانی از مدافتاده رجوع به اصل است، از این بحث‌های قلمبه‌سلمبه و بی‌سروته اسکولاستیک چه حاصل؛ اگر منظور بازگشت تمدن به عصر غارنشینی است، ناگفته پیداست که کسی وجود ندارد که دلش برای آن زندگی لک زده باشد و در زمانه ما هم فکر نمی‌کنم جایی برای دیوژن‌های بی‌فلسفه و ادا درآر باقی مانده باشد.

اما بالاخره اگر رک و راست منظور این است که به «تمدن» قرون وسطایی شرقی یا بدتر از آن ایرانی بازگردیم، باید دانست که این تمدن علاوه بر اینکه نسبت به زمانه ما عین وحشی‌گری بوده و در آن اشرافیت باشکوه پرزرق‌وبرق و قبایل بیابان‌گرد، تبدیل توده‌های عظیم انسانی را به حیوان و یا اتلاف آنان را به خاطر هوس‌های لحظه‌ای جزو افتخارات خود می‌دانستند، نه چیز دل‌پسندی است و نه قابل بازگشت.

از هنگامی که مردم رنجکش به همراهی سرمایه‌داری ترقی‌خواه این نظام منحوس را برانداخته‌اند، دیگر ریشه آن از زمین برکنده شده و زمینی هم وجود ندارد که این تخم بیمار را بپذیرد و بپرورد و حتی خود نظام سرمایه‌داری هم با همه ریشه‌های محکم‌اش نمی‌تواند یک‌صدم ادای آن نظام پوسیده را دربیاورد و اگر به زور و ستم بخواهد این کار را بکند، نابودی خودش را تسریع کرده است.

اما غیر از نظام اجتماعی قرون وسطایی شرقی، نظام فکری او هم به همراهش مرده است. نظام هنری او هم کنده و نابود شده است و دیگر هیچ‌کدام قابل بازگشت نیستند.

چرا بر عزای لاش مرده‌ای که از گندش هم اثری باقی نمانده اشک بریزیم و برای تجدید حیاتش ـ آرزویی محال و عبث ـ نیروی خرد را تلف کنیم؟

نیرو را باید در ساختمان جهان نو به کار برد، جهانی که نه قرون وسطایی و نه شرقی گذشته است، جهانی که نه سرمایه‌داری پوسیده امروزی و نه غربی است، جهانی که از آن آینده است و بشری است.

از لحاظ نظر هم باید این بحث‌های خررنگ‌کن هزارتا یک‌غاز را کنار گذاشت و هر لحظه را صرف فراگرفتن دانش نو برای تغییر جهان کرد

 اقای ظریف معتقد است که چین پیشرفت و استقلال  خودش را از راه دوستی (بنوعی تسلیم )با امریکا بدست آورده است این جمله طلایی امریکای امپریالیستی هرگز به گوش امثال ظریف نخواد رفت " منافع ما دوستان مارا تعیین میکند " .   امریکا موقعی مجبور شد که چین را بپذیرد که چین قدرت اتمی بزرگی شده بود و امریکا برای اینکه جبهه سوسیالیزم را ضعیف کند و چین را در مقابل شوروی قرار دهد بگونه ایی با چین راه امد . ظریف یا تاریخ را سرو ته خوانده ویا دروغ میگوید .راه دور نرویم هفته پیش معاون روبیو در هند بشدت هند را تهدید کرد که از رشد اینکشور جلوگیری خواهد کرد.رژیم ناندرا مودی در هند ریشه در گروه‌های نازی هندی دارد و ناندرا مودی سالیان دارازی از مسئولین گروههای نازی بوده که بعدا تبدیل به حزب راست افراطی هندوها (بهارتیا جاناتا BJP )شد مانند بلسونارو در برزیل بشدت به امریکا علاقه مند است .با این شرایط که امریکا با نزدیکترین متحدان خودش این برخورد شنیع را دارد  با دیگر کشورها بویژه با ایران که دائما در حال دشمنی بوده چه برخوردی خواهد کرد.


معاون روبیو، *کریستوفر لاندو* در *رایسینا دیالوگ دهلی، مارس ۲۰۲۶* گفته شده.


> "India has got to understand that we are not going to make the same mistake that we made with China 20 years ago. We won't let you build and develop all these markets only to find you beating us in a lot of commercial things. We are going to make sure that whatever we do is fair to our people." 4616


ترجمه فارسی 


«هند باید بفهمد که ما نمی‌خواهیم همان اشتباهی را که ۲۰ سال پیش با چین کردیم با هند تکرار کنیم. ما اجازه نمی‌دهیم شما همه این بازارها را بسازید و توسعه دهید و بعد ببینیم در بسیاری از امور تجاری از ما پیشی گرفته‌اید. ما اطمینان حاصل خواهیم کرد که هر کاری می‌کنیم برای مردم ما عادلانه باشد.»

> "Won't allow India to emerge as our competitor, won't make mistakes we made with China: US" 8aee


یعنی: «اجازه نمی‌دهیم هند به عنوان رقیب ما ظهور کند، اشتباهاتی که با چین کردیم را تکرار نمی‌کنیم»


در ادامه همون سخنرانی گفت:


- توافق تجاری هند-آمریکا در خط پایان است و «پتانسیل تقریبا نامحدود» دارد

- «من اینجا نیامده‌ام کار خیریه انجام دهم. این به نفع ماست... باید بر اساس معامله متقابل و احترام متقابل باشد»

 روزنامه‌ی گاردین به‌تازگی و در شماره‌ی ۲۵ آگوست خود، مقاله‌ای درباره‌ی زبان فارسی منتشر کرده است. نویسنده می‌گوید: از میان تمام زبان‌هایی که می‌شناسم، فارسی تنها زبانی است که روح‌ام را لمس می‌کند؛ آرام و در عین حال شورانگیز. وقتی اولین بار واژه‌ی ساده‌ای مانند «دل‌تنگ» را شنیدم، قلب‌ام به لرزه افتاد؛ نه به‌خاطر معنای آن، بلکه به این خاطر که دیدم یک کلمه چگونه می‌تواند تمام پیچیدگی‌های درون‌ام را به نمایش درآورد. فارسی هم‌چون آینه‌ای است که روح را انعکاس می‌دهد، و در همان انعکاس، جهانی تازه از احساس و زیبایی پدید می‌آورد.


هر واژه در فارسی، دنیایی دارد. «نوش جان» فقط یک جمله‌ی ساده نیست؛ همزمان لذتِ خوردن و شادی روحی را به دیگری منتقل می‌کند و حسی از محبت و توجه را در خود نهفته است. وقتی کسی می‌گوید «صبح‌ات بخیر»، حس می‌کنم نه تنها زمان را بیان می‌کند، بلکه امید و آرامش را نیز هدیه می‌دهد. در این زبان، هر جمله حتی کوتاه‌ترین عبارت‌هایش، می‌توانند سکوت را تبدیل به شعر کنند، درد را تبدیل به موسیقی، و لحظه‌ها را به خاطره‌ای جاودان بدل سازند.


شُعرای فارسی، از حافظ تا مولانا، برای من نه فقط شاعر بلکه راهنمای روح هستند. هر بیت و هر مصرع آن‌ها، دریچه‌ای است به جهانی دیگر؛ جایی که احساس و معنای زندگی به هم پیوند می‌خورند. وقتی شعری را می‌خوانم، حس می‌کنم با خود شاعر هم‌قدم شده‌ام؛ در کوچه‌ها و باغ‌های دوران گذشته قدم می‌زنم و درک تازه‌ای از انسان بودن پیدا می‌کنم. گاهی واژگان فارسی آن‌قدر لطیف و دقیق هستند که گویی می‌توانند سکوت‌ها را معنی کنند، نگاه‌ها را بخوانند و حس‌ها را ملموس کنند.


وقتی با دوستان فارسی‌زبان صحبت می‌کنم، متوجه می‌شوم که حتی گفتگوهای روزمره‌ی آن‌ها پر از حس‌اند. فارسی به من یادآوری می‌کند که زبان می‌تواند چیزی بیش از ابزار ارتباط باشد؛ می‌تواند خود زندگی باشد، با تمام شور، لطافت و پیچیدگی‌هایش. فارسی به من نشان می‌دهد که در پس هر واژه و هر جمله، یک تجربه‌ی انسانی نهفته است؛ تجربه‌ای که روح را بیدار می‌کند و قلب را به تپش درمی‌آورد.


Persian: The Language That Speaks to My Soul (2025)

 HomeRussia & FSU

Trump lifted Russian fuel ban after Zelensky rejected his demands – Axios

“Half a dozen” calls for Kiev to stop strikes on oil refineries have reportedly been rejected
Published 10 Oct, 2026 13:58 | Updated 10 Oct, 2026 15:00
Trump lifted Russian fuel ban after Zelensky rejected his demands – Axios

US President Donald Trump’s decision to approve a temporary waiver of sanctions on Russian fuel exports came after Ukraine’s Vladimir Zelensky ignored multiple requests to stop strikes on Russian oil refineries, Axios reported on Saturday, citing a US official with direct knowledge of the matter.

Trump has persistently blamed Ukraine, and Zelensky personally, for exacerbating the global fuel crisis, accusing authorities in Kiev of deliberately targeting Russian refining facilities and driving up prices for American consumers. Despite repeated warnings from Washington, the Ukrainian leader pledged earlier this month to ramp up the long-range strikes.

“The attacks on the refineries cause pain in Russia, but it causes pain for the US, too,” the US official told the news outlet.

US envoys Steve Witkoff and Jared Kushner reportedly warned Ukrainian negotiators during eight hours of talks in Miami earlier this week that Trump planned to speak with Russian President Vladimir Putin and lift sanctions on Russian diesel exports.

A Ukrainian official told Axios that Witkoff and Kushner threatened to cut off US intelligence sharing with Kiev if it continued to ignore Trump’s requests to halt strikes on Russian oil refineries, but the US official denied that any such threat had been made.

The media outlet cited the official as saying that the dispute over the diesel deal emerged as the US mediators conducted constructive talks on ending the conflict with Ukrainian and European diplomats. The negotiations reportedly focused on finalizing security guarantees for Ukraine from the US, Europe, and NATO, as well as new territorial proposals.

The official added that Witkoff and Kushner had presented postwar plans covering Ukraine’s reconstruction, military funding, and budget deficits, while participants discussed Kiev’s potential EU accession, its future relationship with NATO, and a possible postwar security framework between Europe and Russia.

Trump and Putin held a phone call on Friday, shortly after which the US Treasury Department announced a temporary waiver of sanctions on Russian fuel trade, allowing diesel to be sold, delivered, and exported, including into the US, until at least April 7, 2027.

Trump said Russia would immediately supply more than 300,000 tons of diesel to the US and global markets, followed by another 500,000 tons in November and a million tons thereafter, with up to three million additional tons available “within a short period of time.”

The Kremlin said Moscow was ready to supply oil and petroleum products to global markets, adding that this would benefit the world economy. Deputy Prime Minister Aleksandr Novak also confirmed that Russia would lift diesel export restrictions ahead of schedule, with the process to begin “immediately.”

Russia had previously extended restrictions on diesel, ship fuel, and gas oil exports until October 31 to stabilize the domestic market amid seasonal demand from the harvest. Fuel producers are barred from exporting until October 31, while fuel resellers face a ban until January 31, 2027. Gasoline exports are also prohibited until the end of January.

 

فضانورد فرانسوی پس از بازگشت به زمین: از آن بالا نه مرزی دیده می‌شود و نه اختلافی

سوفی آدنو، فضانورد فرانسوی پس از هشت ماه اقامت در فضا و بازگشت به زمین، گفت که از ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری «نه مرزی دیده می‌شود و نه اختلافی؛ فقط سیاره‌ای ارزشمند که همۀ ما در آن سهیم هستیم». او روز شنبه در نخستین حضور عمومی خود در آلمان، با چشمانی اشک‌بار از تجربه‌ای سخن گفت که به گفتۀ خودش با «تمام احساسات انسانی، از شادترین تا دشوارترین آن‌ها» همراه بوده است.

سوفی آدنو، فضانورد فرانسوی (در مرکز تصویر)، هنگام ورود به فرودگاه کلن آلمان، شنبه ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶.
تصویر کاور: سوفی آدنو، فضانورد فرانسوی (در مرکز تصویر)، هنگام ورود به فرودگاه کلن آلمان، شنبه ۱۰ اکتبر ۲۰۲۶. © AFP - INA FASSBENDER
تبلیغ بازرگانی

سوفی آدنو، فضانورد ۴۴ ساله فرانسوی روز شنبه ۱۸ مهر، دو روز پس از بازگشت از فضا، در مرکز آموزش فضانوردان آژانس فضایی اروپا در شهر کلن آلمان در برابر خبرنگاران حاضر شد.

آدنو هنگام پیاده شدن از هواپیما به‌وضوح از نظر جسمی ضعیف به نظر می‌رسید و دو پزشک آژانس فضایی اروپا او را تا جایگاه سخنرانی همراهی کردند. هرچند برای او ویلچر آماده کرده بودند، ترجیح داد مسیر را پیاده طی کند.

همچنین بخوانیدسوفی آدنو نخستین زن فضانورد فرانسوی که در فضا قدم زد

ده‌ها نفر، از جمله همکارانش در آژانس فضایی اروپا، با در دست داشتن پرچم‌های فرانسه به استقبال او آمده بودند.

آدنو که هنگام سخن گفتن گاه اشک می‌ریخت، از احساسات متفاوت خود در طول مأموریت فضایی گفت و افزود: «بازگشت به زمین فوق‌العاده است، اما دشواری‌های خودش را هم دارد، به‌ویژه از نظر جسمی.»

فرودی دشوار پس از هشت ماه اقامت در فضا

این فضانورد فرانسوی دربارۀ لحظات دشوار بازگشت به زمین نیز توضیح داد. کپسول حامل او و سه فضانورد دیگر روز پنجشنبه در اقیانوس آرام، نزدیک سواحل کالیفرنیا فرود آمد. اما پس از فرود، سرنشینان به مدت ۲۵ دقیقه با تکان‌های ناشی از امواج شدید دریا روبه‌رو بودند.

سوفی آدنو، فضانورد آژانس فضایی اروپا، پس از بازگشت از ایستگاه فضایی بین‌المللی و فرود کپسول فضایی «دراگون فریدم» شرکت اسپیس‌ایکس در آب‌های اقیانوس آرام، در نزدیکی سواحل کالیفرنیا، با کمک نیروهای امدادی از کپسول خارج می‌شود. این تصویر روز پنجشنبه ۸ اکتبر ۲۰۲۶، بر عرشۀ کشتی بازیابی «شنون» متعلق به اسپیس‌ایکس ثبت شده است.
سوفی آدنو، فضانورد آژانس فضایی اروپا، پس از بازگشت از ایستگاه فضایی بین‌المللی و فرود کپسول فضایی «دراگون فریدم» شرکت اسپیس‌ایکس در آب‌های اقیانوس آرام، در نزدیکی سواحل کالیفرنیا، با کمک نیروهای امدادی از کپسول خارج می‌شود. این تصویر روز پنجشنبه ۸ اکتبر ۲۰۲۶، بر عرشۀ کشتی بازیابی «شنون» متعلق به اسپیس‌ایکس ثبت شده است. NASA via AP - Keegan Barber

دریافت رایگان خبرنامهبا خبر-پیامک های ما اخبار را بصورت زنده دریافت کنید

آدنو با لبخند گفت: «وقتی نیروهای امدادی مرا از کپسول بیرون آوردند، اولین چیزی که به آن‌ها گفتم این بود: لطفاً مرا دوباره به فضا بفرستید! آن بالا خیلی راحت‌تر بود.»

بازگشت او به زمین پس از سفری دشوار و ۲۷ ساعته انجام شد.

آدنو اکنون باید در مرکز آموزش فضانوردان آژانس فضایی اروپا دوره‌ای حدود سه‌هفته‌ای را برای بازیابی توان جسمی خود بگذراند.

اقامت طولانی در شرایط بی‌وزنی باعث تغییراتی در بدن فضانوردان می‌شود؛ از جمله کاهش تراکم استخوان، تحلیل رفتن عضلات، افت توان قلبی و عروقی و بروز اختلالات بینایی. به همین دلیل، بازگشت کامل او به آمادگی جسمی پیش از سفر، به چندین ماه تمرین و بازتوانی نیاز خواهد داشت.

سوفی آدنو در مجموع ۲۳۵ روز را در فضا گذراند و با این مأموریت، رکورد طولانی‌ترین اقامت پیوسته در مدار زمین را در میان فضانوردان اروپایی، چه زن و چه مرد، به نام خود ثبت کرد.

هلش نام مرغیست مردار خوار. همان همای

هلش.  نام مرغیست مردار خوار.

مطلوب است شرح و معنی این قطعه و نمایش لغات پیشا اسلامی آن، اعم از ایرانی یا انیرانی، و نگارش واژه های پارسی باستان مندرج بخط پهلوی یا دیگر خطوط پیشا اسلامی. نوشیروان و بزرگمهر حکیم و موید موبدان، کرتیر شاه پرور، یا شخص سراینده پسا اسلامی، واژگان این بیت را با حروف پهلوی به چه سبک و سیاقی می نگاشتند؟

شرح مدخل «هَلَش» در لغت فرس اسدی

مدخل: هلش. نام مرغی است مردارخوار.

۱. معنی و شرح واژه

«هَلَش» در این مدخل نام پرنده‌ای دانسته شده که از مردار تغذیه می‌کند؛ یعنی پرنده‌ای لاشه‌خوار. بااین‌حال، از همین تعریف کوتاه نمی‌توان با اطمینان تعیین کرد که مقصود کدام گونهٔ پرنده بوده است.

از نظر معنی، می‌توان پرندگانی چون کرکس و لاشخور را در شمار مصادیق احتمالی دانست، اما همسان‌گرفتن قطعی «هلش» با کرکس یا گونه‌ای معین، بدون شاهد متنی یا ریشه‌شناختی دیگر، موجه نیست.

۲. بررسی پیشینهٔ زبانی

برای تعیین خاستگاه «هلش» باید چند احتمال را از هم جدا کرد:

  • ایرانی باستان: در حال حاضر شاهد مستندی در دست نداریم که صورت «هلش» را مستقیماً به واژه‌ای از ایرانی باستان، از جمله فارسی باستان یا اوستایی، پیوند دهد.

  • ایرانی میانه: احتمال بررسی صورت‌های مشابه در فارسی میانه، پارتی و دیگر زبان‌های ایرانی میانه وجود دارد؛ اما شباهت آوایی به‌تنهایی برای اثبات هم‌ریشگی کافی نیست.

  • زبان‌های غیرایرانی: احتمال وام‌واژه‌بودن را نیز نمی‌توان صرفاً از روی صورت کنونی واژه رد کرد، ولی برای پذیرفتن آن باید شاهد تطبیقی یافت.

بنابراین، در وضع فعلی، بهتر است «هلش» را واژه‌ای با ریشهٔ نامشخص ثبت کنیم، نه اینکه برای آن ریشه‌ای باستانی بسازیم.

۳. نگارش احتمالی به خط پهلوی

باید میان بازنویسی یک واژهٔ فارسی دری به خط پهلوی و بازسازی صورت تاریخی آن در فارسی میانه تفاوت گذاشت.

خط پهلوی برای بازنمایی دقیق همهٔ واج‌های فارسی دری مناسب نیست و بسیاری از حروف آن نیز صورت‌های همسان یا بسیار نزدیک دارند. افزون بر این، املای پهلویِ مستند برای «هلش» در اختیار نداریم.

ازاین‌رو، در این مرحله نمی‌توان صورت پهلویِ معتبری برای آن عرضه کرد. برای بازسازی مسئولانه، نخست باید روشن شود که:

  1. ضبط «هلش» در نسخه‌های لغت فرس ثابت است یا اختلاف نسخه دارد؛

  2. تلفظ آن دقیقاً «هَلَش» است یا صورت دیگری داشته؛

  3. آیا در فرهنگ‌های کهن‌تر یا زبان‌های ایرانی میانه نظیری برای آن ثبت شده است.

اگر این بررسی‌ها به صورت کهن‌تری بینجامد، می‌توان دربارهٔ نگارش آن به خط پهلوی کتابی یا خط‌های ایرانی باستان بحث کرد.

۴. نوشیروان، بزرگمهر و کرتیر چگونه می‌نوشتند؟

این سه مورد به دوره‌ها و بافت‌های تاریخی یکسانی تعلق ندارند:

  • کرتیر: در روزگار ساسانی و در کتیبه‌های رسمی، از سنت نگارش کتیبه‌ای پهلوی استفاده می‌شد. بااین‌حال، نمی‌توان گفت کرتیر واژهٔ «هلش» را می‌شناخته یا به همین صورت می‌نوشته است.

  • نوشیروان و بزرگمهر: برای بازسازی شیوهٔ نگارش واژه‌ای در روزگار آنان، خط پهلوی کتابی و سنت املایی فارسی میانه مناسب‌تر از خط فارسی دریِ چند قرن بعد است.

  • سراینده یا نویسندهٔ پس از اسلام: اگر مقصود بازنویسی واژهٔ دریِ «هلش» باشد، باید آن را بازسازی فرضی دانست؛ زیرا خط پهلوی در دورهٔ تألیف لغت فرس دیگر خط معمول نگارش فارسی دری نبود.

نکتهٔ اساسی این است که تبدیل مستقیم حروف «هلش» به چند نشانهٔ پهلوی، بدون شناخت ریشه و تلفظ تاریخی واژه، نتیجه‌ای ظاهراً دقیق اما از نظر زبان‌شناختی نامطمئن به دست می‌دهد.

نتیجهٔ نهایی مدخل

«هلش» در لغت فرس اسدی نام پرنده‌ای مردارخوار است. تعیین گونهٔ پرنده و ریشهٔ ایرانی یا غیرایرانی آن، به شاهدهای بیشتری نیاز دارد. در حال حاضر، نه ریشهٔ باستانی مستندی برای این واژه می‌شناسیم و نه می‌توان املای پهلوی معتبری برای آن تعیین کرد.

برای ادامهٔ پژوهش، مهم‌ترین گام یافتن ضبط‌های دیگر این واژه در نسخه‌های لغت فرس و فرهنگ‌های کهن است؛ زیرا حتی یک شاهد مستقل می‌تواند در تعیین تلفظ، ریشه و امکان بازسازی املای تاریخی آن راهگشا باشد.

////////

هلش — شرح مدخل لغت فرس

مدخل: هلش. نام مرغی است مردارخوار.

۱. معنی و شرح واژه

«هلش» در لغت فرس اسدی نام پرنده‌ای مردارخوار دانسته شده است؛ یعنی پرنده‌ای که از لاشهٔ جانوران تغذیه می‌کند. با این ضبطِ تنها، تعیین گونهٔ دقیق پرنده ممکن نیست. برای شناسایی آن باید شواهد فرهنگ‌های دیگر و صورت‌های گویشی یا تاریخی واژه را نیز بررسی کرد.

۲. ریشه‌شناسی و پیشینهٔ واژه

در حال حاضر، نمی‌توان با اطمینان «هلش» را واژه‌ای ایرانیِ پیشااسلامی یا واژه‌ای وام‌گرفته از زبان‌های دیگر دانست. شباهت ظاهری آن به واژه‌های دیگر، بدون شاهد تاریخی و آوایی، برای اثبات خویشاوندی کافی نیست.

۳. نگارش به خط‌های پیشااسلامی

تا زمانی که ریشه و تلفظ تاریخی واژه روشن نشده باشد، پیشنهاد صورت مشخصی به خط فارسی باستان، پهلوی یا اوستایی قابل اعتماد نخواهد بود. افزون بر این، خط فارسی باستان برای دورهٔ هخامنشی و خط پهلوی برای دوره‌های ایرانی میانه به کار می‌رفته‌اند و نمی‌توان صورت امروزی واژه را بی‌واسطه به آن‌ها منتقل کرد.

نتیجهٔ نهایی

فعلاً تنها معنی مستند این مدخل چنین است:

هلش: نام پرنده‌ای مردارخوار؛ ریشه و هویت دقیق پرنده نامعلوم است.

اگر مدخل «هلش» در فرهنگ‌های دیگر، به‌ویژه در لغت‌نامهٔ دهخدا یا برهان قاطع، شاهد یا ضبط دیگری دارد، آوردن آن می‌تواند به شناسایی دقیق‌تر واژه کمک کند.

//////////////

هلش — شرح مدخل لغت فرس

مدخل: هلش. نام مرغی است مردارخوار.

۱. معنی و شرح واژه

«هلش» در لغت فرس اسدی نام پرنده‌ای مردارخوار دانسته شده است؛ یعنی پرنده‌ای که از لاشهٔ جانوران تغذیه می‌کند. با این ضبطِ تنها، تعیین گونهٔ دقیق پرنده ممکن نیست. برای شناسایی آن باید شواهد فرهنگ‌های دیگر و صورت‌های گویشی یا تاریخی واژه را نیز بررسی کرد.

۲. ریشه‌شناسی و پیشینهٔ واژه

در حال حاضر، نمی‌توان با اطمینان «هلش» را واژه‌ای ایرانیِ پیشااسلامی یا واژه‌ای وام‌گرفته از زبان‌های دیگر دانست. شباهت ظاهری آن به واژه‌های دیگر، بدون شاهد تاریخی و آوایی، برای اثبات خویشاوندی کافی نیست.

۳. نگارش به خط‌های پیشااسلامی

تا زمانی که ریشه و تلفظ تاریخی واژه روشن نشده باشد، پیشنهاد صورت مشخصی به خط فارسی باستان، پهلوی یا اوستایی قابل اعتماد نخواهد بود. افزون بر این، خط فارسی باستان برای دورهٔ هخامنشی و خط پهلوی برای دوره‌های ایرانی میانه به کار می‌رفته‌اند و نمی‌توان صورت امروزی واژه را بی‌واسطه به آن‌ها منتقل کرد.

نتیجهٔ نهایی

فعلاً تنها معنی مستند این مدخل چنین است:

هلش: نام پرنده‌ای مردارخوار؛ ریشه و هویت دقیق پرنده نامعلوم است.

اگر مدخل «هلش» در فرهنگ‌های دیگر، به‌ویژه در لغت‌نامهٔ دهخدا یا برهان قاطع، شاهد یا ضبط دیگری دارد، آوردن آن می‌تواند به شناسایی دقیق‌تر واژه کمک کند.

////////////////

هلش نام مرغیست مردار خوار.. چه مرغی است؟ نام علمی؟
«هلش» یا «آلش» در واقع همان پرنده هما (کرکس ریش‌دار) است که در برخی از گویش‌های محلی و بومی ایران (به‌ویژه در مناطق زاگرس و بختیاری) با این نام شناخته می‌شود. این پرنده بزرگ‌جثه و شکاری از راسته بازسانان و تیره بازان بوده و یک مرغ مردارخوار و استخوان‌خوار است. [1]
مشخصات علمی و عمومی این پرنده به شرح زیر است:
ویژگیتوضیحات
نام فارسی رایجهما، مرغ استخوان‌خوار، کرکس ریش‌دار
نام‌های محلیهلش، آلش، هومیا، کرکس ریشو
نام علمیGypaetus barbatus
تیره / خانوادهبازان (Accipitridae)
رژیم غذاییلاشه‌خوار (به‌ویژه ۷۰ تا ۹۰ درصد رژیم غذایی آن را مغز استخوان تشکیل می‌دهد)
رفتار تغذیه‌ای خاصاستخوان‌های بزرگ را از ارتفاع زیاد روی سنگ‌ها رها می‌کند تا شکسته و قابل بلع شوند.
این پرنده در فرهنگ و ادبیات باستانی ایران زمین نیز نماد سعادت، خوش‌یمنی و پاک‌دستی است، چرا که برخلاف سایر لاشخورها تمایلی به خوردن گوشت گندیده ندارد و عمدتاً از استخوان تغذیه می‌کند. [1, 2]
اگر تمایل دارید، می‌توانم اطلاعات بیشتری درباره زیستگاه‌های هما در ایران یا جایگاه اساطیری آن در شاهنامه و ادبیات پارسی در اختیارتان بگذارم.
هما، مرغ استخوان‌خوار یا کرکس ریش‌دار (نام علمی: Gypaetus barbatus) ...
بگوئید چگونه هلش به همای پیوند خورد
پیوند میان واژه قدیمی «هَلَش» و پرنده اساطیری «هما»، در واقع فصلی جذاب از تقاطع زبان‌شناسی بومی، رفتارشناسی حیات وحش و ادبیات کهن ایرانی است. این ارتباط در چند لایه اصلی شکل گرفته است:
۱. پیوند از طریق رفتارشناسی (مردارخواری و استخوان‌خواری)
در واژه‌نامه‌های بسیار کهن فارسی مانند لغت فرس اسدی طوسی و برهان قاطع، واژه «هلش» (یا هلیش) دقیقاً با این تعریف ثبت شده است: «مرغی است مردارخوار».
وقتی جانورشناسان و پژوهشگران ادبیات این تعریف را در کنار ویژگی‌های زیستی پرندگان ایران قرار دادند، دریافتند که از میان تمام پرندگان شکاری و لاشخور، ویژگی‌های پرنده «هما» (کرکس ریش‌دار) بیشترین انطباق را با توصیفات قدیمی دارد. هما تنها مرغ لاشخوار و استخوان‌خواری است که ساختار بدنی منحصربه‌فردی برای بلعیدن و هضم مردار و استخوان دارد. [1, 2, 3, 4]
۲. توصیف دقیق لغت‌نامه دهخدا
برجسته ترین پیوند علمی و ادبی بین این دو واژه را می‌توان در لغت‌نامه دهخدا دید. دهخدا از یک سو «هلش» را مرغی مردارخوار معرفی می‌کند و از سوی دیگر در مدخل «هما»، این پرنده را این‌گونه توصیف می‌کند: [1]
«مرغی است که استخوان می‌خورد... پشتش سیاه مایل به خاکستری، سینه‌اش حنایی بی‌نقش، دو شاخ مانند شاخ بوم و ریش زیبا دارد...» [1, 2]
تلفیق این دو تعریف نشان داد که «هلش» همان نام کهن، بومی یا مترادفِ کم‌کاربردتری برای این کرکس استخوان‌خوار (هما) بوده است. [1]
۳. ریشه در گویش‌های محلی و زاگرس‌نشینان
پرنده هما در ارتفاعات صخره‌ای و دورافتاده رشته‌کوه زاگرس و البرز زندگی می‌کند. در زبان‌ها و گویش‌های بومی ایران (مانند لری، بختیاری و برخی گویش‌های کردی)، کلماتی با ریشه‌های صوتی نزدیک به هم مانند «آلش»، «هلش»، «دال» (به معنی کرکس عمومی) و «هومیا» وجود دارند. در فرهنگ عامه این مناطق، «هلش» یا «آلش» دقیقاً اشاره به همان پرنده باابهت، بزرگ‌جثه و ریش‌داری دارد که بالای صخره‌ها پرواز می‌کند و استخوان‌ها را برای شکسته شدن روی سنگ‌ها می‌اندازد. [1, 2, 3]
۴. گذار از «مرغ مردارخوار» به «مرغ سعادت»
در فرهنگ باستان، واژه «هما» با واژه «همایون» (به معنی خجسته و مبارک) هم‌ریشه شد. ایرانیان باستان متوجه شدند این مرغ مردارخوار (هلش)، برخلاف سایر کرکس‌ها، گوشت گندیده و متعفن نمی‌خورد، موجود زنده‌ای را شکار نمی‌کند و آسیب نمی‌رساند؛ بلکه مأمور پاکسازی طبیعت و خوردن استخوان‌هاست. این رفتار پاکیزه سبب شد که نام عامیانه و مادی پرنده (هلش/مرغ مردارخوار) در شاهنامه و فرهنگ اساطیری به نامی معنوی و نمادین یعنی «همای سعادت» پیوند بخورد که سایه‌اش بر سر هرکس بیفتد به پادشاهی و دولت می‌رسد. [1, 2, 3]
آیا مایلید بدانید چرا در ادبیات فارسی به جای نام بومی «هلش»، بیشتر از واژه «هما» استفاده شده و چه ابیاتی از شاعران بزرگ درباره این پرنده سروده شده است؟
  • Abadis
    هلش - معنی در دیکشنری آبادیس
    document: (اسم ) نام مرغی باشد مردارخوارتوضیح باماخذی که دردست است این مرغ شناختهنشد. توضیح چنانچه بالاخص نام مرغ مردارخوار را درن...
  • Wikipedia
    هما (پرنده)
    هما (پرنده) ارتفاعات چالدران در شمال استان آذربایجان غربی زندگی می کند.
  • واژه یاب
    معنی هلش | لغت‌نامه دهخدا
    لغت نامه دهخدا هلش . [ هََ ] (اِ) مرغی است مردارخوار. (اسدی ) (برهان ). هلیش . رجوع به هلیش شود.
Show all

آری
بسیار عالی. در ادبیات فارسی، چرخش از نام بومی و زمینی «هلش» به نام اساطیری «هما»، یکی از زیباترین نمونه‌های تبدیل یک پدیده طبیعی به یک نماد والای عرفانی و پادشاهی است.
چرا شاعران «هما» را بر «هلش» ترجیح دادند؟
نام «هلش» در زبان پهلوی و گویش‌های کهن بیشتر بار معنایی «مردارخواری و لاشخوری» داشت. اما شاعران و فیلسوفان ایرانی به دنبال نمادی برای مناعت طبع، بزرگواری و پاک‌دستی بودند. آن‌ها با مشاهده رفتار این پرنده (که به جای گوشت و خون، تنها از استخوان تغذیه می‌کرد و به هیچ موجود زنده‌ای آسیب نمی‌رساند)، واژه «هما» (که با «همایون» به معنای مبارک و فرخنده هم‌ریشه است) را برگزیدند تا تصویری شاهانه و مقدس به آن ببخشند.
در ادبیات، هما به «مرغ استخوان‌خوار بی‌آزار» معروف شد که به خاطر همین قناعت، سایه‌اش مایه پادشاهی و سعادت (فرِّ ایزدی) تلقی می‌شد.