ایلاق. (اِخ ) نام شهریست از خطا و قلماق. (برهان) (آنندراج). دارالملک خطا و ایغورست . (برهان قاطع ذیل کلمه ٔ نهر ایلاق). نام شهر پایتخت خطا و ایغور. (ناظم الاطباء). ناحیتی است بزرگ اندر میان کوه و صحرا نهاده و مردم بسیار و با کشت و برز و آبادان و مردمانی کم خواسته و اندر وی شهرها و روستاها بسیار و مردمان روستاها بیشتر کیش سپیدجامگان و شوخ روی و اندر کوههای وی معدن سیم و زر است و حدودش بفرغانه و چندل و چاچ و رود خشرت پیوسته است و بهتران این ناحیت را دهقان ایلاق خوانند و اندر قدیم دهقان این ناحیت را از ملوک اطراف بودندی. (حدود العالم):
ببرت ماند کافور که قنصور است
بدلت ماند پولاد که در ایلاق است.
رافعی.
خان را بترکستان فرستد مهر گنجوری
پیاده از بلاساغون دوان آید به ایلاقش.
منوچهری.
|| نام رودی است که نوث قصبه ٔ ناحیت ایلاق به ماوراءالنهر بر لب اونهاده است. (حدود العالم).
نام ها و جای های امروزین این اسامی؟
- منطقه تاریخی ایلاق (ایلاک):
این ولایت که در متون متأخرتر گاه با خطای و قلماق یا ایغور نیز پیوند خورده، امروزه عموماً منطبق بر دره رودخانه انگرن (Angren) و اراضي کوهستانی و دامنهای واقع در شرق و جنوب شرقی تاشکند در کشور ازبکستان است. - تونکت (قصبه یا شهر بزرگ ایلاق):
شهر بزرگ و پایتخت تاریخی ایلاق که در متون از آن یاد شده، امروزه با محوطه باستانی تونکت (Tunkat / Tunkuth) در نزدیکی شهر انگرن و در حوضه رود انگرن در استان تاشکند ازبکستان مطابقت دارد. - رود ایلاق:
رودی که در متن به آن اشاره شده، امروزه به نام رود انگرن (Angren River) یا «آهنگران» شناخته میشود که از کوههای اورال-تینشان سرچشمه گرفته و به رود سیردریا میریزد. - چاچ (شاش):
نام باستانی ولایت و شهری که ایلاق در مجاورت آن قرار داشت، امروزه منطبق بر منطقه متروپل و شهر تاشکنت (پایتخت ازبکستان) و پیرامون آن است. - فرغانه:
این نام تاریخی کماکان به قوت خود باقی است و به وادی فرغانه (مشتمل بر بخشهایی از کشورهای ازبکستان، تاجیکستان و قرقیزستان) اطلاق میشود. - بلاساغون:
شهری باستانی و مهم در ایالت ترکستان قدیم که در متون از آن یاد شده، امروزه با محوطه باستانی بوران (Burana) در نزدیکی شهر توکمک در کشور قرقیزستان تطبیق داده میشود. - رود خشرت:
در جغرافیای تاریخی ماوراءالنهر، این نام معمولاً به بخشی از حوضه آبریز یا انشعابات رودخانههای محلی منطقه سیردریا (یا رود چرچیک/انگرن) اطلاق میشده است.
///////////
ایلاق. (اِخ ) نام شهریست از خطا و قلماق. (برهان) (آنندراج). دارالملک خطا و ایغورست. (برهان قاطع ذیل کلمه ٔ نهر ایلاق). نام شهر پایتخت خطا و ایغور. (ناظم الاطباء). ناحیتی است بزرگ اندر میان کوه و صحرا نهاده و مردم بسیار و با کشت و برز و آبادان و مردمانی کم خواسته و اندر وی شهرها و روستاها بسیار و مردمان روستاها بیشتر کیش سپیدجامگان و شوخ روی و اندر کوههای وی معدن سیم و زر است و حدودش بفرغانه و چندل و چاچ و رود خشرت پیوسته است و بهتران این ناحیت را دهقان ایلاق خوانند و اندر قدیم دهقان این ناحیت را از ملوک اطراف بودندی. (حدود العالم):
بدلت ماند پولاد که در ایلاق است.
اگر خان را بترکستان فرستد مهر گنجوری
پیاده از بلاساغون دوان آید به ایلاقش.
|| نام رودی است که نوث قصبه ٔ ناحیت ایلاق به ماوراءالنهر بر لب اونهاده است. (حدود العالم).
