بنزد چون تو بی جنسی چه دانائی جه نادانی
سنائی.
قسطا. [ ق ُ ] (اِخ ) ابن لوقا بعلبکی . فیلسوف و ریاضی دان رومی الاصل است . وی در زبان یونانی با فصاحت سخن میگفت و عربی را نیکو میدانست و بسیاری از کتابهای قدیمی را ترجمه کرد و به تألیفات چندی پرداخت از جمله : 1- الفلاحة الیونانیة، چاپ شده . 2- ثلاث مقالات فی رفع الاجسام الثقیلة، چاپ شده . 3- المرایا المحرقة. 4- الاوزان و المکاییل . 5- الفصل بین الروح و النفس ، خطی . 6- الفردوس ، فی التاریخ .7- العمل بالکرة الفلکیة، خطی ، یا این همان کتاب «الاکر» خطی است که آن را از تاوذیوس ترجمه کرده و ثابت بن قرة آن را اصلاح و تحریر نموده است . 8- المطالع، خطی ، و آن را از انسقلاوس نقل کرده است و کندی آن را اصلاح و تحریر کرده است . 9- رساله ٔ ذات الکرسی الافاقی ، خطی ، درباره ٔ فلک . 10- رسالة فی اختلاف الناس فی سیرهم و اخلاقهم ، خطی . 11- رسالة فی تدبیر الابدان فی السفر، خطی . 12- البلغم و علله ، خطی . 13- رسالة فی علل الشعر، خطی . 14- العمل بالاسطرلاب ، خطی . 15- هیاءةالافلاک ،خطی . وی در زمان مقتدرباﷲ عباسی بود و در ارمینیه به سال 300 هَ . ق . وفات یافت . (طبقات الاطباء ج 1 ص 244)(اخبار الحکماء ص 173) (جولة فی دور الکتب الامیرکیه ص 93 و 94) (هدیة العارفین ج 1 ص 835) (خزائن الاوقاف ص 331) (مختصرالدول ص 259) (اعلام زرکلی چ 2 ص 40 و 41).
دقیقی .
ناصرخسرو.
خاقانی .
هر کسی چیزی همی گوید ز تیره رای خویش
تا گمان آید که او قسطای بن لوقاستی.
ناصر خسرو. این شخص کیست
این بیت از ناصرخسرو به قُسطا بن لوقا (Qusta ibn Luqa) اشاره دارد.
او یکی از دانشمندان، پزشکان، مترجمان و فیلسوفان بزرگ مسیحی (ملکی) در عصر ترجمه (قرن سوم هجری / نهم میلادی) بود. قسطا بن لوقا همدوره با افرادی چون حنین بن اسحاق و یعقوب کندی بود و در بغداد و سپس ارمنستان زندگی میکرد.
مترجم برجسته: او تسلط کاملی بر زبانهای یونانی، سریانی و عربی داشت و بسیاری از آثار علمی یونان باستان در زمینههای ریاضیات، هندسه، نجوم و پزشکی (مانند آثار اقلیدس، دیوفانتوس، جالینوس و هِران اسکندرانی) را به زبان عربی ترجمه کرد.
دانشمند و پزشک: علاوه بر ترجمه، او خود نویسندهای پرکار بود و رسالات متعددی در زمینه پزشکی (مانند کتابی درباره نقرس، رژیم غذایی و بیماریهای عفونی)، فلسفه، موسیقی و آینه دِق (مناظر و مرایا) تالیف کرد.
ناصرخسرو در این بیت میگوید:
«هر کسی از روی اندیشه و رای تاریک (و ناقص) خود سخنی میگوید، به این امید که دیگران گمان کنند او در علم و دانش مانند قسطا بن لوقا (علامه و دانشمند بزرگ) است.»
در واقع ناصرخسرو از نام قسطای بن لوقا به عنوان نماد و مَثَلِ اعلای علم، حکمت و دانشمندی استفاده کرده است تا کسانی را که با ادعاهای پوچ و تظاهر به دانایی، سعی در فضلفروشی دارند، نکوهش کند.
جیگه جیگه ننه خانوم مدفون در مشهد الرضا کیست؟
بیبی جیگه جیگه (یا همان جیگه جیگه ننه خانوم) یکی از شخصیتهای معروف، محبوب و فولکلور در فرهنگ عامه مردم مشهد است. داستان او آمیزهای از غربت، سادگی و روایتی شبیه به یک کرامت است.
در ادامه خلاصهای از داستان و هویت او را میخوانید:
او زنی فقیر، تنها و سیهچرده (احتمالاً با اصالت آفریقایی یا از مهاجران قدیمی) بود که در دهههای گذشته (حدود اواخر دوران قاجار و دوران پهلوی) در محلات قدیمی مشهد زندگی میکرد. او زندگی بسیار ساده و درویشمآبانهای داشت و از طریق کمکهای مردم روزگار میگذراند. تکیهکلام یا آوازی که همیشه زمزمه میکرد «جیگه جیگه ننه خانوم» بود و به همین دلیل به این نام شهرت یافت.
شهرت اصلی جیگه جیگه ننه خانوم به داستان عجیب مرگ و دفن او در حرم مطهر امام رضا (ع) مربوط میشود. پیرامون این اتفاق روایت مشهوری وجود دارد:
تشابه اسمی یا جابجایی جنازه: گفته میشود در روزی که او فوت کرد، یکی از خوانین، متمولان یا سرهنگهای معروف آن زمان نیز درگذشته بود. خانواده آن شخص ثروتمند قبر گرانقیمتی را در داخل حرم (روایتی میگوید در صحن انقلاب یا همان صحن کهنه) خریداری کرده بودند.
اشتباه در دفن: به دلیل همزمانی یا شباهت ظاهری در کفنوپوشش، جنازهها در غسالخانه یا هنگام تدفین جابجا میشوند. جنازه بیبی جیگه جیگه به جای فرد متمول به درون حرم برده شده و در آن قبر گرانقیمت دفن میشود و جنازه آن شخص ثروتمند به قبرستان عمومی فقرا (مانند گلشور) منتقل میگردد.
کشف اشتباه: پس از دفن، خانواده مرد ثروتمند متوجه جابجایی میشوند و به مراجع دینی و نبش قبر اعتراض میکنند. اما بر اساس فتوای علمای وقت (که نبش قبر را جایز ندانستند یا این اتفاق را قسمتی از تقدیر و کرامت امام رضا برای این زن غریب دانستند)، جنازه او در همانجا باقی میماند.
امروز داستان «جیگه جیگه ننه خانوم» در مشهد به عنوان نمادی از این مفهوم شناخته میشود که در پیشگاه امام رضا (ع)، شاه و گدا یکسانند و گاهی یک پیرزن فقیر و غریب، خریدارش خودِ امام میشود و در آستان او آرام میگیرد. داستان زندگی و مرگ او حتی دستمایه خلق آثار نمایشی و تئاترهای بومی نیز شده است.

«آتشبس فقط یک وقت استراحت بین دو درگیری بود.» رکسان فرمانفرمائیان، استاد سیاست بینالملل دانشگاه کمبریج، این جمله را چند روز پیش از آغاز دور تازه حملات آمریکا به ایران در گفتگویی ویژه با بیبیسی فارسی مطرح کرد. چند روز بعد، با از سر گرفته شدن حملات و افزایش دوباره تنشها، این پیشبینی تا حد زیادی رنگ واقعیت گرفت.
اما اهمیت تحلیل خانم فرمانفرمائیان فقط به این ارزیابی محدود نمیشود. او معتقد است جنگ اخیر، صرفنظر از نتیجه نظامی آن، نشانه ورود خاورمیانه به مرحلهای تازه است؛ مرحلهای که در آن کشورهای منطقه، از جمله ایران و کشورهای عرب خلیج فارس، نقش مستقلتری در معادلات امنیتی پیدا کردهاند و «تحمیل اراده قدرتهای بزرگ بر قدرتهای متوسط، دیگر به سادگی گذشته نیست».
او در مصاحبهای ویژه با ما گفت: «این جنگ نشان داد کشوری مثل ایران میتواند بر محاسبات یک ابرقدرت اثر بگذارد.»
رکسان فرمانفرمائیان که به طور تخصصی سیاست خاورمیانه و شمال آفریقا را در دانشگاه کمبریج تدریس میکند، از خانواده شناخته شده فرمانفرمائیان است و در تألیف چندین کتاب درباره ایران و منطقه مشارکت داشته است. از جمله آنها کتاب «خون و نفت» است؛ خاطرات پدرش، منوچهر فرمانفرمائیان، از شاهزادگان قاجار و از چهرههای صنعت نفت ایران، که آن را با همکاری او نوشت.
با این همه، این گفتگو به زبان انگلیسی انجام شد و متن فارسی آن ترجمه و برای اختصار و وضوح ویرایش شده است.

این مصاحبه در روز پنجشنبه دوم ژوئیه، یازدهم تیرماه انجام شده است. نسخه کامل این مصاحبه را میتوانید در اینجا ببینید

در زمان انجام این مصاحبه، تفاهم موقتی میان تهران و واشنگتن برقرار بود. اما خانم فرمانفرمائیان همان زمان هم نسبت به دوام آن خوشبین نبود.
او میگفت امیدوار است این آتشبس به چارچوبی برای ادامه گفتگو تبدیل شود، اما همزمان نشانههایی میبیند که از فرسایش تدریجی این روند حکایت دارد.
به گفته او، اسرائیل از ابتدا با هر توافقی که بخشی از ظرفیت هستهای ایران را حفظ کند مخالف بوده و همچنان تلاش میکند مانع شکلگیری توافقی پایدار میان تهران و واشنگتن شود. از سوی دیگر، فضای سیاسی آمریکا نیز میتواند هر لحظه مسیر دیپلماسی را تغییر دهد.
تحولات بعدی، عملا این ارزیابی را تایید کرد و تفاهم موقت در عمل، جای خود را بار دیگر به رویارویی نظامی داد.
به گفته خانم فرمانفرمائیان، مخالفت اسرائیل با توافق هستهای ایران موضوع تازهای نیست و سابقه آن به مخالفت دولت بنیامین نتانیاهو، نخستوزیر اسرائیل، با توافق هستهای سال ۲۰۱۵ بازمیگردد.
او معتقد است از نگاه اسرائیل، مساله فقط غنیسازی اورانیوم نیست: «اسرائیل، ایران را تنها کشور مهم منطقه میبیند که میتواند برنامه و استراتژیش را به چالش بکشد.»
به همین دلیل، به گفته خانم فرمانفرمائیان، تلآویو علاوه بر برنامه هستهای، همواره خواهان محدود شدن برنامه موشکی ایران و روابط تهران با گروههای همپیمانش در منطقه نیز بوده است.


گزیدهای از مهمترین خبرها، گزارشهای میدانی و گفتوگوهای اختصاصی را هر هفته در ایمیل خود دریافت کنید.
اینجا مشترک شوید
پایان % title %
یکی از مهمترین محورهای تحلیل رکسان فرمانفرمائیان، تغییر تدریجی مرکز ثقل سیاست منطقهای ایران است.
او معتقد است تهران بیش از گذشته بر خلیج فارس تمرکز کرده و روند تنشزدایی با عربستان که با میانجیگری چین آغاز شد، فضای تازهای در روابط منطقه ایجاد کرده است.
به گفته او، واکنش کشورهای عرب خلیج فارس در جریان جنگ و همچنین نقش فعال عمان و قطر در میانجیگری نشان داد که کشورهای منطقه بیش از گذشته به ثبات و روابط همسایگی اهمیت میدهند.
او میگوید: «آنها مزه فواید این همسایگی را چشیدهاند. در نهایت، همسایهها همیشه همینجا هستند و هیچکس نمیتواند جایشان را عوض کند.»
علاوه بر این، به باور خانم فرمانفرمائیان، یکی از مهمترین پیامدهای جنگ، زیر سئوال رفتن الگوی سنتی امنیت در خلیج فارس است.
او میگوید پایگاههای نظامی آمریکا که قرار بود امنیت کشورهای منطقه را تامین کنند، خود به هدف حملات تبدیل شدند و همین مساله ممکن است نگاه برخی دولتهای عرب را نسبت به حضور گسترده نظامی آمریکا تغییر دهد.
از نگاه او، اگر کشورهای منطقه به این نتیجه برسند که کاهش تنش با ایران امنیت بیشتری نسبت به رویارویی دائمی ایجاد میکند، موازنه امنیتی خلیج فارس وارد مرحله تازهای خواهد شد.
خانم فرمانفرمائیان همچنین معتقد است نگاه پکن به ایران در حال تغییر است و تحول نقش چین نسبت به گذشته یکی دیگر از آثار تحولات اخیر است.
او میگوید چین در جریان جنگ، اطلاعات ماهوارهای و دریایی در اختیار ایران قرار داده و این موضوع در افزایش توان دفاعی ایران اثر داشته است. بیبیسی فارسی نمیتواند به شکل مستقل این ادعا را تایید کند.
با این حال فارغ از این ادعا، خانم فرمانفرمائیان میگوید منافع اقتصادی گسترده چین در خلیج فارس باعث شده است ثبات منطقه برای پکن اهمیتی بیش از گذشته پیدا کند و همین مساله جایگاه ایران را نیز در محاسبات چین تغییر داده است.
در پاسخ به این پرسش که آیا ایران توان تحمل دور دیگری از جنگ را دارد، خانم فرمانفرمائیان میگوید بزرگترین نقطه ضعف جمهوری اسلامی نه ساختار سیاسی، بلکه اقتصاد است.
او میگوید خسارتهای جنگ بر اقتصادی وارد شده که پیش از آن نیز با تورم، کاهش ارزش پول ملی و مشکلات ساختاری روبه رو بود.
در عین حال، او معتقد است پراکندگی مراکز تصمیمگیری در جمهوری اسلامی باعث شده حکومت بتواند پس از کشته شدن فرماندهان و مقامهای ارشد، نسبتا سریع ساختار مدیریتی خود را بازسازی کند.
به گفته او، اگرچه جنگی دیگر برای ایران بسیار پرهزینه خواهد بود، اما انتظار فروپاشی سریع حکومت را نیز واقعبینانه نمیداند.
ضمن اینکه به گفته این استاد دانشگاه کمبریج، شبکه تحریمهای ایران طی دهههای گذشته آنقدر پیچیده شده است که لغو کامل آن در کوتاه مدت امکانپذیر نیست.
او یادآوری میکند که علاوه بر تحریمهای دولت فدرال آمریکا، قوانین ایالتی، تحریمهای اتحادیه اروپا و برخی سازوکارهای بینالمللی نیز وجود دارند که اقتصاد ایران را محدود میکنند.
با این حال تجربه برجام به گفته او نشان داد که اگر اراده سیاسی وجود داشته باشد، کاهش تدریجی بخشی از تحریمها و آغاز همکاریهای اقتصادی همچنان ممکن است.
در پایان گفتگو، از او پرسیدم که مورخان، ۲۰ سال دیگر این دوره را چگونه خواهند دید؟
پاسخ رکسان فرمانفرمائیان این است که در آینده احتمالا از این تحولات نه به عنوان جنگی که یک طرف در آن پیروز شد، بلکه به عنوان نقطهای که تغییر در نظم جهانی را آشکارتر کرد، یاد خواهد شد.
او میگوید: «در جنگ هیچ برندهای وجود ندارد.»
اما به باور او، این جنگ نشان داد دوران انحصار تصمیمگیری ابرقدرتها رو به پایان است و کشورهایی مانند ایران، عربستان و ترکیه بیش از گذشته میتوانند بر معادلات منطقهای و حتی جهانی اثر بگذارند.
به گفته او، شاید مهمترین میراث این بحران، نه در میدان جنگ، بلکه در تغییر تدریجی توازن قدرت در خاورمیانه و افزایش نقش بازیگران منطقهای باشد؛ تغییری که اگر با همکاری بیشتر میان کشورهای منطقه همراه شود، میتواند در بلندمدت مسیر متفاوتی برای امنیت خلیج فارس رقم بزند.