۱۴۰۴ اسفند ۴, دوشنبه
باخدوگ آذرنگ
«باخدوک» در لغتنامه دهخدا و بر اساس اشعار کهن فارسی (مانند عنصری)، به معنای خشمگین، پرخاشگر، در خشم و جوش آمده است. این کلمه معمولاً با «خدوک» که به معنای خشم، غیظ یا آزار است، مرتبط بوده و توصیفکننده حالتی از غضب است.
- ریشه: از «خشم» و «خدوک» (که نوعی خشم و آزار معنا میدهد) گرفته شده است.
- معنای دقیق: کسی که دارای خدوک است (با+خدوک) -> باخشم، پرخاشجو.
- کاربرد: در اشعار کهن به معنای در خشم و جوش بودن استفاده شده است.
آذرنگ
لغتنامه دهخدا
ز فرزند بر جان و تنْت آذرنگ
تو از مهر او روز و شب چون نهنگ .
ابوشکور.
به آهن نگه کن که برّید سنگ
نرست آهن از سنگ بی آذرنگ .
ابوشکور.
مکن بیش از این در جدایی درنگ
که از غم بجانم رسید آذرنگ .
خسروانی .
نباشد کوه راوقت درنگ تو درنگ تو
جهان هرگز نجوید تا تو باشی آذرنگ تو.
فرخی .
نیاید هیچ شاهی سوی تو هرگز بجنگ تو
جهان هرگز نجوید تا تو باشی آذرنگ تو.
فرخی .
تا کیم از چرخ رسد آذرنگ
تا کیم از گونه ٔ چون بادرنگ ؟
مسعودسعد.
ای چشم خوشت مرا چو دیده
یک روز مباد آذرنگت .
سنائی .
بی آذرنگ آید هر لنگ از عصا
فرعون لنگ را ز عصا آمد آذرنگ .
سوزنی .
انصاف و عدل شاه بتدبیر رای تو
برداشت از جهان ستم و جور و آذرنگ .
سوزنی .
|| آتش :
چو گوگرد زد محنتم آذرنگ
که در خاکم افکند چون بادرنگ .
مسعودسعد.
برآسود یک هفته بر جای جنگ
بیاقوت می رنگ داد آذرنگ .
نظامی .
|| (ص )روشن . منور :
بسنگ گران آمد آن سنگ خورد
مر آن سنگ این سنگ بشکست خرد
فروغی پدید آمد از هر دو سنگ
دل سنگ گشت از فروغ آذرنگ .
فردوسی .
زده به بزم تو رامشگران به دولت تو / گهی چکاوک و گه راهوی و گهی قالوس (منوچهری: ۲۱۲) چرز؛ مانوک؛ مانورک؛ جل؛ جلک؛ ژوله؛ هوژه؛ خجو؛ خاکخسپه قبره چُکوک، چکار/چکاو
- چکاوک (قبره): مشهورترین نام این پرنده کوچک خوشآواز است که روی زمین لانه میسازد.
- چکوک: شکل دیگری از همین واژه است.
- چکار (یا چکاو): گویشهای محلی یا نامهای دیگر این پرنده (و گاهی نوعی مرغابی در برخی منابع لغت) است.
- ویژگیها: این پرنده بهدلیل آواز زیبایش در شعر فارسی نماد صبح و نویدبخش است و در روایات دینی (به نقل از امام رضا ع) به خوشرفتاری با آن توصیه شده است.
چکاوک
čakāvak
معنی
۱. (زیستشناسی) پرندهای کوچک و خوشآواز شبیه گنجشک با تاج کوچکی بر روی سر؛ چرز؛ مانوک؛ مانورک؛ جل؛ جلک؛ ژوله؛ هوژه؛ خجو؛ خاکخسپه: ◻︎ هر چکاوک را رسته ز بر سر کلهی / زاغ با راغ گرفته به یکی کنج پناه (منوچهری: ۱۸۹).
۲. (موسیقی) گوشهای در دستگاه همایون: ◻︎ زده به بزم تو رامشگران به دولت تو / گهی چکاوک و گه راهوی و گهی قالوس (منوچهری: ۲۱۲).
چکاو. [ چ َ ] (اِ) چکاوک بود. (فرهنگ اسدی ). مرغی است چند گنجشکی و بر سر خوجی دارد و بانگی زند خوش و تازیش قبره است . (فرهنگ اسدی حاشیه ٔ ص 409). چکاوک بود و چکوک نیز گویند و به تازی قبره گویند. (فرهنگ اسدی حاشیه ٔ ص 409). همان چکاوک و چکوک است که به تازی قبره گویند، آن مرغی باشد که آواز لطیف کند. (از فرهنگ اسدی چ اقبال حاشیه ٔ ص 258 ذیل لغت چکوک ).پرنده ای است اندکی از گنجشک بزرگتر و خوش آواز هم می شود و او را به عربی ابوالملیح خوانند . (برهان ). نام جانوری است پرنده که از گنجشک اندک بزرگتر و خوش آوازتر بود و آن را جَل نیز گویند و به تازی قبره و ابوالملیح خوانند و در عراق آن را هوزه نامند. (جهانگیری ). نام مرغی است از گنجشک بزرگتر و تاج برسر دارد و آن را به عربی ابوالملیح و قبره میگویند. (انجمن آرا) (آنندراج ). مرغی است از گنجشک اندک بزرگتر و خوش آواز بود و به هندی چندول گویند و تاج بر سر دارد و در عراق هوزه و به تازی قبره و ابوالملیح گویند. (رشیدی ). مرادف چکاوک و چکاوه . (از جهانگیری ) (از انجمن آرا) (از آنندراج ) (از رشیدی ). چکاوک و ابوالملیح . (ناظم الاطباء). کاکلی . صِفِرد. قنبره :
چو خورشید برزد سر از برج گاو
ز هامون برآمد خروش چکاو.
فردوسی .
چنین گفت باگیو جنگی تژاو
که تو چون عقابی و من چون چکاو.
فردوسی .
بدانسان که شاهین رباید چکاو
ربود آن گرانمایه تاج تژاو.
فردوسی .
وقت سحرگه چکاو خوش بزند در تکاو
ساعتکی گنج گاو ساعتکی گنج باد.
منوچهری .
کی تواند که همچو ماغ چکاو
بزند غوطه در میانه ٔ آو.
سنایی (از انجمن آرا).
و رجوع به چکاوک و چکاوه و چغوک و چکوک و قبره و ابوالملیح شود. || چغانه را نیز گویند و آن چوبی باشد که میان بشکافند و چند جلاجل بر آن نصب کنند و سر آوازه خوانان بدان اصول نگاهدارند. (برهان ). چغانه را نامند. (جهانگیری ). به معنی چغانه نیز آورده اند. (انجمن آرا) (آنندراج ) (رشیدی ). یک نوع سازی که چغانه نیز گویند. (ناظم الاطباء). و رجوع به چغان و چغانه شود. || نام نغمه ای است از موسیقی که آن را نوای چکاوک نیز خوانند. (برهان ) (جهانگیری ) (رشیدی ) (ناظم الاطباء). نام نوایی از موسیقی . (انجمن آرا) (آنندراج ). نغمه و پرده و آهنگی از موسیقی . و رجوع به چغان و چغانه و چکاوک شود. || نوعی از مرغابی هم هست که آن را سرخاب میگویند. (برهان ). نوعی از مرغابی و سرخاب . (ناظم الاطباء). و رجوع به چکاوک شود.
کلول خلر جلبان مُلک مشیو
کلول (Kallool) در گویشهای محلی مناطق آذربایجان ایران، نامی برای گیاه «خلر» (نام علمی: Lathyrus sativus) است که در طب سنتی کاربرد دارد. این گیاه علفی است، اما دانه آن دارای مواد سمی است و استفاده زیاد آن خطرناک است. در برخی مناطق ایران مانند خراسان به آن «ملک» نیز گفته میشود.
- نامهای دیگر: خلر، جلبان، ملک (خراسان)، مشیو (شیراز).
- ویژگیها: دانه آن دارای حدود ۳۰ درصد مواد نشاستهای، مواد قندی، و ترکیبات سمی مانند فیتیک اسید است.
- کاربرد: در گذشته در مناطقی از آن در دوشاب (شیره انگور) استفاده میکردند.
- خطرات: مصرف مقادیر زیاد دانه خام آن به دلیل وجود مواد سمی (اسیدهای آمینه خاص) میتواند باعث بیماریهای عصبی شود.
۱۴۰۴ اسفند ۳, یکشنبه
پیک نت - Pyknet, [2026-02-22 11:27 AM]
عنوان اول پیک نت 4 اسفند
تراستی ها روی دست عراقچی
با امریکا درحال مذاکره اند!
در میان متنوع اخبار مربوط به "حمله می کنیم و حمله نمی کنیم"، "مذاکره می کنیم و مذاکره نمی کنیم"، "غنی سازی متوقف می شود و یا رقیق شده آن ادامه پیدا می کند؟" و... خبری درباره برخی مذاکرات زیر میزی با امریکا نیز زمزمه می شود. این مذاکرات دولتی نیست، بلکه از سوی نمایندگان تراستی ها در جریان است. به نوعی که گفته می شود این تماس های پنهان برای خنثی کردن و رقابت با عراقچی است که خود را در این ایام به آب و آتش می زند.
از آنجا که تراستی ها اساسا برای دور زدن تحریم ها و در راستای انتقال وجوه فروش نفت به کشور بوجود آمدند، هیچگاه نام و نشانی از آنها به ثبت نرسیده است تا از سازوکار تحریم ها در امان بمانند.
اگر تاریخ شکلگیری این پدیده را پس از خروج امریکا از برجام تصور کنیم میتوان گفت تراستی ها فرزندان نامشروع آقازادگی و نوکسیگی از یک طرف و تحریم ها از طرف دیگر هستند.
تراستی ها از درون وزارت نفت و پتروشیمی ها متولد شدند و روزبه روز به یک وزنه موثر هم برای خلق ثروت تبدیل شدند هم وجوه فروش نفت را به بهانه های مختلف نزد خودشان نگه داشتند تا به سودهای صدها میلیون دلاری برسند. بگونه ای که در حال حاضر میتوان به آنها نه تنها در اقتصاد بلکه در سیاست هم نقش تعیین کننده ای داد.
آنها با دریافت کمیسیونهای ۱۰ تا ۱۲ درصدی از مبلغ فروش نفت شروع کردند ولی الان سود حاصل از توقف پولهای فروش نفت نزد بانکهای خارجی بطور ساعتی محاسبه میشود. اخیرا علی اکبر پورابراهیم مدیرعامل سابق نیکو (شرکن نفت ایران) در مصاحبه با ایلنا وجوه مانده نزد تراستی ها را بالغ بر ۱۱ میلیارد اعلام کرد.
اینها از وابستگان و معتمدین نظام هستند که بسیاری از تحلیلگران میگویند در برج های سوپرلوکس در دبی زندگی میکنند و با "رویس رویز" رفت آمد میکنند تا ظاهرشان به نوع معاملاتشان همآهنگ باشد.
چندی پیش تجارت نیوز از این مباحث هم فرارتر رفت و از جمع شدن آنها در پاتوقی در دبی و هماهنگی برای نقشآفرینی در سیاست های اقتصادی کشور نوشت. آنها قبلا هم با عدم بازگشت وجوه به کشور در خونین کردن اعتراضات کشور نقش داشتهاند . آنها با اتفاقات اخیر کشور و احتمال جنگ، در قامت یک حزب سیاسی عمل میکنند و در حال معامله با امریکا هستند تا مذاکرات عراقچی را به شکست بکشانند. حزبی سیاسی متشکل از سرمایه دارنی بزرگ درون و بیرون حکومت. افرادی از بین هیئت مدیره بسیاری بانکها گرفته تا اشخاصی از هلدینگ های غول پیکری چون صنایع پتروشیمی خلیج فارس تا دهها شرکت پلیمری مانند آریاساسول تا صرافی های مرتبط مانند صرافی زرین قلم، همه به سطحی از سرمایه و قدرت رسیده اند که خراتیان تحلیلگر سیاسی ، عملیات آنها در تخریب اقتصاد کشور را همردیف عملیات پیجرها در لبنان تلقی کرد.
مقامات ایران خصوصا قوه قضاییه برخوردی با هیچکدام ازمتخلفان این حوزه نکرده اند و بجز تهدیدهای گاه و بیگاه تحت نام کلی تراستی ها کاری خاصی که نتیجه ملموس اقتصادی و بازگشت سرمایه کشور داشته باشد نکرده اند. کار بجایی رسیده است که اخیر جانشین پلیس امنیت اقتصادی درباره تراستیهایی که در امارات سکونت دارند گفت: امارات برای استرداد و دستگیری تراستیها با پلیس ایران نهایت همکاری را دارد و این افراد با همکاری پلیس اینترپل دستگیر و استرداد خواهند شد. حرفی بی پشتوانه عملی که از آن بوی فریبکاری به مشام می رسد. و این درحالی است که خودشان هم میدانند که تراستی ها برای حکومت آینده سرمایه را در دوبی جمع کرده اند.
انتقاد رسانه اسرائیلی از "سیاست مماشات" بریتانیا مقابل ایران
2 ساعت پیش
یک ستوننویس اسرائیلی در نشریه وای نت، با انتشار یاداشتی انتقادی میگوید تصمیم دولت بریتانیا به رهبری کییر استارمر برای مخالفت با استفاده از پایگاههای این کشور در منطقه، از جمله دیهگو گارسیا در اقیانوس هند، برای حمله احتمالی آمریکا به ایران، عملاً به تقویت جمهوری اسلامی کمک میکند.
او این رویکرد را نشانه ضعفی میداند که بخشی از غرب را گرفتار کرده و مینویسد هرچند این کمکها ممکن است در ظاهر محدود و نمادین باشد، اما برای حکومت ایران و شبکه متحدانش در منطقه پیام ضعف و تردید از سوی دموکراسیهای غربی ارسال میکند.
مخالفت لندن با استفاده از دیهگو گارسیا برای حمله به ایران
به روایت این یادداشت، دولت بریتانیا به واشنگتن اطلاع داده است که با استفاده از پایگاههای خود در منطقه برای حمله احتمالی به ایران مخالف است. تمرکز اصلی بر جزیره دیهگو گارسیا در مجمعالجزایر چاگوس است؛ جزیرهای که بر اساس رأی دیوان بینالمللی دادگستری در سال ۲۰۱۹ و توافقی در مه ۲۰۲۵، باید حاکمیت آن عمدتاً به موریس واگذار شود و در نهایت پایگاه نظامی آن برچیده شود.
اینترنت بدون سانسور با سایفون دویچه وله
نویسنده یادآوری میکند که لندن سالها به این حکم تن نداده، اما اکنون که بحث استفاده از این پایگاه برای حمله به ایران مطرح شده، ناگهان به نام احترام به حقوق بینالملل در برابر واشنگتن ترمز میکشد. به تعبیر او، این تناقض از نگاه حامیان حمله به ایران نشان میدهد که مسئله اصلی نه حقوق بینالملل، بلکه پرهیز از هزینههای سیاسی و امنیتی یک درگیری جدید است؛ پرهیزی که در نهایت به سود حکومت ایران تمام میشود.
مقایسه تاریخی و تصویر یک "محور شر" از نگاه نویسنده
نویسنده تاکید میکند شرایط کنونی را نمیتوان با دهه ۱۹۳۰ و صعود نازیسم یکسان دانست، اما یادآوری میکند که در آلمان آن زمان، تظاهراتی با شعارهای علنی مرگ بر بریتانیا یا مرگ بر یهود بسیار محدود بود و ماهیت نسلکشی نظام نازی در همان سالهای نخست برای افکار عمومی روشن نشده بود.
دویچه وله فارسی را در اینستاگرام دنبال کنید
در مقابل، از نظر او جمهوری اسلامی و نیروهای نیابتیاش آشکارا ایدئولوژی نفرتمحور و ضدیهودی را تبلیغ میکنند. در این متن به نقل قولی از حسن نصرالله، رهبر کشتهشده حزبالله لبنان اشاره میشود که سالها به عنوان نزدیکترین متحد حکومت ایران در لبنان مطرح بود و از تمرکز یهودیان در یک نقطه برای آسانتر شدن نابودی آنان سخن گفته بود.
همچنین به شعارهای حوثیها در یمن و آموزش ایدئولوژیک در غزه توسط حماس اشاره میشود؛ نویسنده این موارد را مصداق سیاستی میداند که هدفش گسترش نفرت و در نهایت خشونت علیه جوامع یهودی و علیه غرب است.
در بخش دیگری از این تحلیل، به سرکوب خونین اعتراضات اخیر در ایران و کشتهشدن دهها هزار معترض از سوی نیروهای امنیتی اشاره میشود و نتیجه گرفته میشود که جمهوری اسلامی نه تنها برای مردم خود، بلکه برای منطقه و نظم بینالمللی خطرناک است. در کنار حکومت ایران، قطر نیز به عنوان یکی از مهمترین بازیگران بیثباتکننده منطقه معرفی میشود.
حمله به دولت کییر استارمر؛ از "حقوق بینالملل" تا ترس از تلافی تهران
نویسنده، دولت بریتانیا به نخستوزیری کییر استارمر را متهم میکند که نه گوش شنوا دارد، نه چشم بینا و نه تمایل به فهم ابعاد تهدید ناشی از جمهوری اسلامی و متحدانش. به باور او، استناد لندن به حقوق بینالملل برای مخالفت با استفاده از پایگاههایش در واقع نوعی "پناه گرفتن پشت حقوق" است، در حالی که همین دولت سالها حاضر نشده به رأی دیوان بینالمللی دادگستری درباره چاگوس عمل کند.
یکی از محورهای انتقاد این است که یکی از توجیههای دولت بریتانیا، ترس از تلافی جمهوری اسلامی علیه پایگاههای این کشور در منطقه عنوان شده است. به تعبیر طعنهآمیز نویسنده، در ذهن ساکنان خیابان داونینگ، انگار سپاه پاسداران در صورت حمله آمریکا، فقط اهداف آمریکایی و اسرائیلی را هدف خواهد گرفت و پایگاههای بریتانیایی مصون خواهند ماند. این نوع محاسبه، از نگاه او نمونهای از همان "مماشات و خوشخیالی" است که بخشی از غرب را گرفتار کرده است.
نقد همزمان ترامپ و قطر؛ دو سر یک "هیولای دو سر"
گرچه محور اصلی انتقاد متوجه لندن است، این یادداشت تنها از دولت بریتانیا نام نمیبرد. به باور نویسنده، همین بیماری "سیاست مماشات" در واشنگتن نیز دیده میشود. از یک سو، دولت ترامپ به خاطر برخورد با موج یهودستیزی در دانشگاههای آمریکا تحسین میشود، اما از سوی دیگر، از نگاه او ترامپ در برابر قطر که آن را "سر دیگر هیولا" مینامد، رویکردی نرم و تحسینآمیز دارد.
در متن به دیدار اخیر ترامپ با محمد بن عبدالرحمن آل ثانی، نخستوزیر قطر، اشاره میشود که در آن رئیس جمهور آمریکا در اظهاراتی دوستانه از نقش قطر تمجید کرده است. نویسنده این موضع را در تضاد با گزارشی رسمی از آمریکا میداند که قطر را یکی از بزرگترین تأمینکنندگان مالی دانشگاهها و محیطهای آموزشی معرفی کرده و مدعی است بخش قابلتوجهی از این منابع در خدمت کارزارهای ضداسرائیلی و ضدآمریکایی است.
به این ترتیب، تحلیلگر نتیجه میگیرد که غرب در مواجهه با جمهوری اسلامی و متحدانش گرفتار تناقض است؛ در یک سو شعار دفاع از آزادی و مقابله با یهودستیزی سر داده میشود و در سوی دیگر، با دولتهایی که به گفته او در پشت صحنه بسیاری از کارزارهای نفرتپراکن قرار دارند، با زبان تحسین و تمجید سخن گفته میشود.
دانشجویان ایران و پرسش از "کمک واقعی" به جامعه معترض
این یادداشت در پایان بار دیگر به موضوعات اخیر داخل ایران اشاره میکند و مینویسد که دانشجویان ایرانی دیروز بار دیگر اعتراضهای خود علیه جمهوری اسلامی را از سر گرفتهاند. نویسنده تأکید میکند که ادامه این مبارزه نه فقط برای آینده ایران، بلکه برای منطقه و حتی نظم جهانی اهمیت دارد.
نتیجهگیری او این است که اگر غرب واقعاً نگران حقوق بشر و آینده مردم ایران است، نمیتواند در سطح شعار از مبارزه دانشجویان و معترضان حمایت کند، اما در عمل هر بار که بحث افزایش فشار جدی بر جمهوری اسلامی یا محدود کردن ظرفیت نظامی آن مطرح میشود، به دلایل حقوقی، سیاسی یا ترس از تلافی، عقب بنشیند. از نگاه نویسنده، تا زمانی که این شکاف میان شعار و عمل برطرف نشود، "سیاست مماشات" همچنان به سود حکومت ایران عمل خواهد کرد و بهای آن را پیش از همه، مردم داخل ایران خواهند پرداخت.
