Feed posts
آمریکا یک محلهٔ سیاهپوست را بمباران کرد؛ و برای دههها، میلیونها آمریکایی هرگز این حقیقت را نیاموختند. در ۳۱ مه و ۱ ژوئن ۱۹۲۱، یکی از موفقترین و شکوفاترین جوامع سیاهپوست ایالات متحده در کمتر از ۲۴ ساعت نابود شد. نامش گرینوود بود؛ جایی که بعدها «والاستریت سیاهان» نام گرفت. این منطقه نه میدان جنگ بود و نه ساکنانش دشمن. آنها شهروندان آمریکایی بودند: پزشکان، معلمان، صاحبان کسبوکار، کهنهسربازان، و کودکانی که در تختهایشان خوابیده بودند. گرینوود در زمانی که بسیاری باور داشتند سیاهپوستان نباید قدرت سیاسی، استقلال اقتصادی یا ثروت نسلی داشته باشند، به نمادی از موفقیت سیاهان تبدیل شده بود.
اما همهچیز ناگهان تغییر کرد. جمعیتهای سفیدپوست و بسیاری از آنها مسلح، «مامور» شده و مورد حمایت مقامات محلی به خیابانها هجوم آوردند. خانهها غارت شد، کسبوکارها به آتش کشیده شد، و خانوادهها برای نجات جانشان گریختند. شاهدان میگفتند از هر سو صدای تیراندازی میآمد و دود، آسمان تولسا را میبلعید. وقتی همهچیز پایان یافت، باور میرود بیش از ۳۰۰ مرد، زن و کودک سیاهپوست کشته شده بودند؛ بیش از ۱۰ هزار نفر بیخانمان شده بودند؛ و چهل بلوک از گرینوود به خاکستر تبدیل شده بود.
اما شاید هولناکترین بخش ماجرا همان چیزی باشد که بسیاری هنوز باور کردنش برایشان دشوار است: بازماندگان گزارش دادند که هواپیماهایی بر فراز جامعه پرواز میکردند. طبق شهادتهایی که بعدها توسط محققان و «کمیسیون اوکلاهما در سال ۲۰۰۱» بررسی شد، گفته میشود مردانی که در آن هواپیماها به سمت ساکنان سیاهپوست تیراندازی کرده و مواد آتشزا بر سرشان ریختند آمریکائی بودند یک جامعهٔ آمریکایی زیر حملهٔ هوایی نه توسط یک کشور خارجی، نه در جریان یک تهاجم بلکه توسط مردمی از همان کشور خودشان.
و آنچه پس از آن رخ داد نیز به همان اندازه تکاندهنده بود: هیچکس بهخاطر این کشتار محکوم نشد؛ هیچکس مسئولیت کیفری نیافت؛ ادعاهای بیمه رد شد؛ و خانوادههایی که دههها صرف ساختن خانهها و کسبوکارهایشان کرده بودند، مجبور شدند از هیچ شروع کنند. بسیاری از بازماندگان سالها سکوت کردند، چون بازگشتن به حقیقت یا بیش از حد دردناک بود یا بیش از حد خطرناک. حتی بدتر، نسلهای زیادی از آمریکاییها از مدرسه فارغالتحصیل شدند بدون آنکه هرگز نام آنها را شنیده باشند. کتابهای تاریخ این فاجعه را «شورش نژادی» نامیدند؛ اما شورش زمانی رخ میدهد که دو طرف با هم بجنگند. وقتی یک جامعهٔ کامل شکار میشود، سوزانده میشود و محو میشود در حالی که مقامات تماشا میکنند یا مشارکت میکنند آن را چه مینامی؟
بیش از یک قرن از سقوط والاستریت سیاهان گذشته است، اما پرسشهایی که بر جای گذاشته هنوز دردناک و زندهاند: چه میشود وقتی نفرت توسط قدرت محافظت میشود؟ چه از دست میرود وقتی تاریکترین فصلهای یک ملت زیر سکوت دفن میشود؟ و اگر چنین چیزی میتوانست برای یکی از ثروتمندترین جوامع سیاهپوست آمریکا رخ دهد، چند داستان دیگر هرگز قرار نبود برای ما باقی بماند.ترجمه آزاد
See
