۱۴۰۵ خرداد ۱۲, سهشنبه
This man is neither a beggar nor a homeless wanderer... This is Leo Tolstoy, the famous Russian novelist and philosopher, best known for his novels "War and Peace" and "Anna Karenina". He is considered one of the greatest authors of all time and a key figure in the realist movement in literature. He sold all he had for the homeless to have homes and the beggars to have food.
Tolstoy was born on September 9, 1828, in Russia and died on November 20, 1910. His writings often explored themes of morality, ethics, and the human condition, and his works are still widely read and studied today.
Some of his notable quotes include:
“Don’t tell me about your religion, let me see your religion in your actions”
“If you feel pain. You are alive. But, if you feel the pain of others, you’re human”
Tolstoy's legacy extends beyond literature. He was also a philosopher and a social reformer, and his ideas about nonviolent resistance and simple living have inspired leaders like Mahatma Gandhi and Martin Luther King Jr.
© Historic Photographs
Repost from Myra Clergé in A&C
زیغ - بساطی باشد که از دُخ بافته باشند. ابوالعباس گفت : زیغ بافان را با وشی بافان بنهند . طبل زن را بنشانند بَرِ رود نواز. دُخ/دوخ=لویی/جگن
دوخ . (اِ) صحرای بی گیاه و علف . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (برهان ) (از فرهنگ جهانگیری ). || شاخ بی برگ و بار. (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از فرهنگ جهانگیری ). || سر بی موی . (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (فرهنگ جهانگیری ). || روی ساده ٔبی موی . (ناظم الاطباء) (برهان ) (فرهنگ جهانگیری ). || علفی پهن و بلند که از آن حصیر بافند و انگور و خربزه بدان آونگ کنند. (از فرهنگ اوبهی ) (از فرهنگ جهانگیری ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ). گیاهی است که با آن بوریا بافند. (غیاث ) (از بحر الجواهر). غریف . حلفاء. اسل . حلف . (از منتهی الارب ). پیزر. زیخ . حلفا. زیغ. دخ . گیاهی است بسیار شاخ که در آب ایستاده روید و از آن بوریا سازند و عربی آن اَسَل است . (یادداشت مؤلف ). حلفا. (نصاب ). نمص . (از المنجد). به معنی دخ است . (لغت فرس اسدی ) (از فرهنگ جهانگیری ). گیاهی بود که به زمستان در مسجدها افکنند یا از او حصیر سازند و عرب آن را بردی گوید و به خوزستان کبانی خوانند و در بیشتر مواضع خاصه در تبریز و نخجوان وقتی که آن گیاه خشک شود بر یک اندازه پاره پاره کنند و کبریت در هر دو سر او مالند و فروشند. (از صحاح الفرس ). در گناباد خراسان آن را لوخ گویند. (یادداشت پروین گنابادی ): بردی ؛ دوخ تر. (منتهی الارب ) (دهار). حلفه ؛ یک شاخ دوخ. حلفاء؛ بیخ دوخ. (منتهی الارب ). [ دلالت کند بر ] گیا و دوخ و کلک. (التفهیم):
روی مرا کرد زرد زردتر از رنگ زر
گردن من عشق کرد نرم تر ازدوخ و دخ.
شاکربخاری (از اوبهی ).
شود رخ زرد و پشتت لوخ گردد
تنت باریک همچون دوخ گردد.
زرتشت بهرام (از آنندراج).
رجوع به روخ شود. || تیر هوایی که تیر آتش بازی باشد. (برهان ) (لغت محلی شوشتر). تیرتخش.
////////////
گیاه «دوخ» (که در متون کهن گاهی به صورت «دُخ» نیز ضبط شده) در منابع طب سنتی و داروشناسی کهن ایرانی (مانند قانون ابنسینا و صیدنه ابوریحان بیرونی) به نوعی نی یا گیاه بوریا اشاره دارد که معمولاً در آبگیرها و نیزارها میروید.
با توجه به ویژگیهای ذکر شده در منابع، نام علمی امروزین این گیاه به شرح زیر است:
نام علمی امروزین
نام علمی (جنس): Typha
نامهای رایج فارسی امروز: لوئی، توتک، گُرز، کامبوزیا (و در برخی مناطق خوزستان هنوز به آن دُمخ یا دوخ میگویند).
بسته به گونه دقیق آن در فلات ایران، بیشتر شامل دو گونه زیر میشود:
Typha domingensis (لوئی باریکبرگ / پشهگال)
Typha latifolia (لوئی پهنبرگ)
ویژگیهای «دوخ» در طب و لغت کهن
برای اینکه مطمئن شوید این همان گیاه مد نظر شماست، نشانههای آن در متون کهن عبارتند از:
شکل ظاهری: گیاهی است آبزی با برگهای دراز و سبدی که در انتهای ساقه آن استوانهای قهوهای رنگ و مخملی (شبیه به شمع یا گرز) شکل میگیرد.
کاربرد طبی: اطبای کهن مغزِ نرم و پنبهایشکل داخل گرز این گیاه را برای قطع خونریزی (به ویژه جراحتها) و همچنین به عنوان قابض و خشککننده زخمها به کار میبردند.
کاربرد صنعتی: از برگهای حصیرمانند آن برای بافتن بوریا و حصیر استفاده میشده است.
/////////////
زیغ - بساطی باشد که از دُخ بافته باشند. ابوالعباس گفت : زیغ بافان را با وشی بافان بنهند . طبل زن را بنشانند بَرِ رود نواز.
///////////////
گیاه لوئی (جنس .Typha spp) است و «زیغ» نام دستبافته، حصیر یا بوریايی است که از ساقه و برگ این گیاه میبافتند.
۱. تحلیل بیت و شاهد لغوی
در شاهدی که نقل کردید:
«زیغ: بساطی باشد که از دُخ بافته باشند.» ابوالعباس گفت: زیغبافان را با وشیبافان بنهند، طبل نشانند. (یا در برخی نسخهها: ننشانند، به معنای اینکه حصیربافانِ سادهباف را در رده و جایگاه ابریشمبافان و وشیبافانِ گرانقیمت قرار نمیدهند).
در اینجا «زیغ» یک نام ذات (محصول) است، نه نام گیاه. به فرش، بوریا یا حصیر زیراندازی که از گیاه نی/لوئی (دخ) میبافتند «زیغ» میگفتند.
۲. واژهشناسی و ریشه زیغ در این کاربرد
این واژه در زبان پارسی میانه (پهلوی) به صورت «زیگ» (zīg) به معنی بند، رشته، یا رشتههای بافتهشده وجود داشته است. وقتی این واژه به صنعت حصیربافی اطلاق شده، به نوعی فرش یا بوریای زمخت بافته شده از الیاف گیاهی (بهویژه دخ/لوئی) اشاره دارد.
۳. جمعبندی نام علمی و مفاهیم
بر این اساس، اگر بخواهیم ارتباط این دو واژه را با مفاهیم امروزین مشخص کنیم:
ماده اولیه (دُخ): گیاه لوئی یا گرز از جنس Typha (بهویژه گونههای بومی ایران مثل Typha domingensis).
محصول (زیغ): Mat / Rush mat (حصیرِ بافته شده از الیاف لوئی).
این شاهد شما نشان میدهد که در خراسان بزرگ و ماوراءالنهر قرون چهارم و پنجم هجری، واژه «زیغ» به عنوان یک اصطلاح تخصصی در صنایع دستی و نساجی سنتی برای متمایز کردن «حصیربافان» از «دیبابافان و وشیبافان» به کار میرفته است.
//////////////////
جگن . [ ج َ گ َ ] (اِ) گیاهی است باطلاقی که در صنعت کاغذسازی بکار آید. نباتی است که در آب روید و بوریا کنند. و آنرا در مازندران گرز گویند و پنبه ٔ آنرا لوئی نامند. (یادداشت مؤلف ). گیاهان تیره ٔ جگن ها همه در زمین های باطلاقی میروید و ساقه های آنها سه گوشه وبرگهای آنها در سه ردیف بر روی ساقه قرار دارند. غلاف برگهای آنها مانند گندمیان شکاف ندارد. خامه ٔ تخمدان آنها نیز سه شاخه است . انواع مهم این تیره عبارتنداز: جگن و پاپیروس و غیره . نی بوریا اگر چه ساقه ٔگرد دارد ولی نزدیک بآنهاست . (گیاه شناسی گل گلاب ص 297). نوعی پارچه . جکن . رجوع به جکن شود :
جگن را طلب کرد از افتکون
که رنگین و باجاه آمد برون.
نظام قاری (دیوان ص 181).
در گلستان شمیم کلی و جگن دلم
در جیب و آستین صبا و شمال یافت.
نظام قاری (دیوان ص 51).
- امثال :
مگر سر دنیا را با جگن پوشانده اند ؛ قوانینی و شرع و مقرراتی هست.
/////////////
لویی[۲][۳] یا لوئی (نام علمی: Typha latifolia) نام یک گونه از سرده لویی است. این گیاه علفی و پایا دارای برگهای پهن میباشد و پهنای برگ آن ۲ تا ۴ سانتیمتر است. ارتفاع گیاه بوربا ۱/۵ تا ۳ متر میباشد. نامهای دیگر این گیاه در فارسی عبارتند از: لوخ، گُرز، و توتک. از برگهای آن در حصیربافی، سبدبافی و ملاتها استفاده میشود.
لوئی گیاهی آبزی است با ریزوم ضخیم افقی که برگهای تسمهای از انتهای ریزوم خارج میشود. انتشار جغرافیایی آن شامل مناطق استوایی و معتدله است. این خانواده شامل یک جنس Typha با حدود ۱۵ گونه است.[۴]
در ایران حدود ۶ گونه از این جنس در آبهای شیرین و کم عمق در حاشیه رودخانهها، تالابها، دریاچهها و آبهای راکد میروید. برگهای لوئی در تهیه حصیر و سبدهای حصیری به کار میروند. در تالاب پریشان این گیاه برای پرندگان و سایر جانوران پوشش خوبی بهشمار میرود. این گیاه بهطور پراکنده و به همراه گیاه نی میروید.
ویژگیها
لوئی گیاهی است که در مردابها و نیزارها میروید و بر روی ساقهای که به شکل نَرک از هم جدا میشود، چیزی شبیه گُرز میشود. این گرز لولهای پس از مدتی از هم میپاشد و شبیه قاصدک به هوا میپرد.
لویی گیاهی است چندساله با ساقههای زیرزمینی و میوههای استوانهای مخملمانند به رنگ قهوهای و خرمایی. بومی مردابها، برکهها و باتلاقهای معتدل و آبهای شیرین است و با ویژگی برگ ریزان پاییزی که ارتفاع آن به یک تا دو متر و البته در مناطقی از قبیل کالیفرنیا، تکزاس، مکزیک و آرژانتین، ارتفاعش به ۵ متر نیز میرسد.
لویی معمولاً در آبهای راکد و کنار نهرها میروید. دارای ساقهای بلند و عمودی است که انتهای آن به دو شاتون تراکم استوانهای شکل که در حقیقت گلهای آن هستند و یکی روی دیگری قرار دارد، ختم میشوند. دارای دو نوع نر و ماده میباشند. پس از دوران گلدهی، گلهای نر فرو ریخته و میافتند و تنها یک محور برهنه نازک از آن باقی میماند، اما گلهای ماده رشد کرده و ضخیم میشوند و در وقت رسیدن میوهها به شکل یک چماق یا گرز استوانهای در میآید و به همین علت آن را گرز مینامند.
دانههای آن را کرکهای پنبهای پوشانیده که شبیه پنبه میباشند و باعث میشود که دانه پس از رها شدن در زمستان و حتی تا اوایل فروردین به همراه باد به آسانی به اطراف پراکنده شود. برگهای آن باریک و دراز است که از قاعده ساقه خارج و بهطور عمودی تا راس ساقه بالا میرود. قسمت زیرین گیاه را ساقه زیرزمینی ضخیمی تشکیل میدهد که بهطور افقی قرار گرفته و ریشکهای گیاه به آن متصل و در خاک فرورفتهاند.
خواص گیاه لوئی
گردهٔ این گیاه دارای خواص بسیاری است که عبارتنداز:[۵]مدر است
برای معالجه و تسکین دردهای پشت و کمر
ناراحتیهای بر مجاری ادرار
درد قاعدگیهای دردناک و همچنین در موارد قطع عادت ماهیانه بدون دلیل خاص تجویز میشود
قابض، قاطع خونریزی و التیام دهنده زخم است
تب بر میباشد
ترشحات مفرط پس از زایمان را خشک میکند.
همچنین اگر این گیاه را آن را نیم کوب کرده بجوشانید و آب صاف کرده آن را بنوشید. مدر میرد و خنککننده است، برای افزایش ترشح شیر مفید میباشد، التهاب و ورم پستان را برطرف میکند، تب بر است، اسهال خونی را قطع میکند.[۵]
منابع
Lansdown, R.V. (2017). "Typha latifolia". IUCN Red List of Threatened Species. IUCN. 2017: e.T164165A84300723. doi:10.2305/IUCN.UK.2017-1.RLTS.T164165A84300723.en. Retrieved 12 November 2021.
مترقی مهناز و پاینده، خوشناز. 1399. بکارگیری گیاهان لویی (Typha Latifolica) و علف هفت بند (Polygonum aviculare) جهت تصفیه فاضلاب شهری اهواز. نشریه: اکوبیولوژی تالاب (تالاب) سال:1399 | دوره:12 | شماره:44، صفحات :59-78. https://www.sid.ir/paper/360099/fa
صمیمی لقمانی، سارا، عباسپور، علی؛ قاسم زاده گنجه ای، محمد؛ سمسار، هانیه. 1392. نقش گیاه آبزی لویی در حذف نیتروژن و فسفر از پساب شهری. نشریه: پژوهش های حفاظت آب و خاک (علوم کشاورزی و منابع طبیعی) سال:1392 | دوره:20 | شماره:5، صفحات :99-114. https://www.sid.ir/paper/156312/fa
فرهنگ گیل و دیلم، تألیف محمود پاینده لنگرودی. مدخل گرز، گورز.
wikiwook. «لوئی و خواص آن». ویکی ووک / زندگی آگاهانه لحظاتی شاد و آرام.مشارکتکنندگان ویکیپدیا. «Typha latifolia». در دانشنامهٔ ویکیپدیای انگلیسی، بازبینیشده در ۱۷ مارس ۲۰۱۵.
دانشنامه آمریکایی Encarta. مدخل Cattail.
Turner, Nancy J. Food Plants of Interior First Peoples (Victoria: UBC Press, 1997) ISBN 0-7748-0606-0
پیوند به بیرون
در ویکیانبار پروندههایی دربارهٔ لویی (گیاه) موجود است.
این یک مقالهٔ خرد زیستشناسی است. میتوانید با گسترش آن به ویکیپدیا کمک کنید.
این صفحه آخرینبار در ۱۸ فوریهٔ ۲۰۲۶ ساعت ۱۲:۰۵ ویرایش شده است.
این صفحه با استفاده از پارسوئید رندر شده است.
آرامش ابدی آنتوان-آگوستین پارمنتیه در گورستان پرلاشز در پاریس، در قطعه زمینی محاط در سیب زمینی ...
آنتوان-آگوستین پارمنتیه (بریتانیا: /pɑːrˈmɛntieɪ, -ˈmɒnt-/، ایالات متحده: /ˌpɑːrmənˈtjeɪ/;[1] فرانسوی: [ɑ̃twan oɡystɛ̃ paʁmɑ̃tje]؛ ۱۲ اوت ۱۷۳۷ - ۱۳ دسامبر ۱۸۱۳) داروساز و متخصص کشاورزی فرانسوی بود که بیشتر به عنوان مروج سیبزمینی به عنوان یک منبع غذایی برای انسانها در فرانسه و سراسر اروپا به یاد آورده میشود. از دیگر مشارکتهای او در تغذیه و سلامت میتوان به ایجاد اولین کمپین واکسیناسیون اجباری آبله در فرانسه (تحت نظر ناپلئون که از سال ۱۸۰۵ آغاز شد، زمانی که او بازرس کل خدمات بهداشتی بود) و پیشگامی در استخراج شکر از چغندر قند اشاره کرد. پارمنتیه همچنین مدرسهای برای پخت نان تأسیس کرد و روشهای نگهداری مواد غذایی، از جمله نگهداری در یخچال را مورد مطالعه قرار داد.
زندگی و حرفه
در حالی که به عنوان داروساز ارتش[2][3] برای فرانسه در جنگ هفت ساله خدمت میکرد، توسط پروسیها اسیر شد و در زندان پروس با خوردن سیبزمینی مواجه شد که فرانسویها آن را فقط به عنوان خوراک خوک میشناختند. سیبزمینی در آغاز قرن شانزدهم توسط اسپانیاییها از آمریکای جنوبی به اروپا معرفی شده بود. تا سال 1640 به بقیه اروپا معرفی شد، اما (به جز اسپانیا و ایرلند) معمولاً فقط برای خوراک دام استفاده میشد. پادشاه فردریک دوم پروس، دهقانان را ملزم به کشت گیاهان تحت مجازاتهای شدید کرده بود و قلمههایی را برای آنها فراهم کرده بود. در سال 1748، فرانسه در واقع کشت سیبزمینی[4] را ممنوع کرده بود (به این دلیل که تصور میشد باعث جذام و موارد دیگر میشود) و این قانون در زمان پارمنتیر تا سال 1772 در کتابها باقی ماند.
از زمان بازگشت به پاریس در سال 1763، او مطالعات پیشگامانه خود را در شیمی تغذیه دنبال کرد. تجربه زندان او در سال ۱۷۷۲ به ذهنش خطور کرد، زمانی که (در مسابقهای که توسط آکادمی بزانسون حمایت مالی میشد) پیشنهاد استفاده از سیبزمینی به عنوان منبع تغذیه برای بیماران مبتلا به اسهال خونی را داد. او در سال ۱۷۷۳ به نمایندگی از سیبزمینی جایزه را از آن خود کرد.
به دلیل تلاشهای پارمنتیر، دانشکده پزشکی پاریس در سال ۱۷۷۲ سیبزمینی را خوراکی اعلام کرد. با این حال، مقاومت ادامه یافت و پارمنتیر توسط جامعه مذهبی مالک زمین، از استفاده از باغ آزمایشی خود در بیمارستان انولید، جایی که او داروساز بود، منع شد و شکایات آنها منجر به لغو سمت پارمنتیر در انولید شد.
در سال ۱۷۷۹، پارمنتیر برای تدریس در مدرسه آزاد نانوایی منصوب شد تا با تهیه نان به روشی مقرون به صرفهتر، به تثبیت عرضه مواد غذایی پاریس کمک کند. در همان سال، او کتاب «طرز تهیه نان سیبزمینی بدون مخلوط کردن آرد» (Manière de faire le pain de pommes de terre, sans mélange de farine) را منتشر کرد که در آن توضیح میداد چگونه میتوان نان سیبزمینی درست کرد که همچنان تمام ویژگیهای نان گندم را داشته باشد.[6]
در سال ۱۸۰۰، ناپلئون بناپارت او را به عنوان اولین داروساز ارتش منصوب کرد. او جانشین پیر باین شد: او به مبارزه خود برای قرار دادن داروسازی در سطح پزشکی و جراحی ادامه داد.[7]
شیرینکاریهای تبلیغاتی سیبزمینی
پارمنتیه سپس مجموعهای از شیرینکاریهای تبلیغاتی را آغاز کرد که امروزه به خاطر آنها مشهور است، از جمله میزبانی شامهایی که در آنها غذاهای سیبزمینی به طور برجسته نمایش داده میشدند و مهمانانی از جمله بنجامین فرانکلین و آنتوان لاوازیه در آنها حضور داشتند. او دستههایی از شکوفههای سیبزمینی را به پادشاه و ملکه هدیه میداد و در طول روز مزرعه سیبزمینی خود را در سابلون با نگهبانان مسلح احاطه میکرد تا کالاهای ارزشمند را به نمایش بگذارند و شبها آنها را از دسترس مردم خارج میکرد تا بتوانند سیبزمینیها را بدزدند[8] (همین داستان در آلمان در مورد فردریک کبیر وجود دارد).[نیازمند منبع] این ۵۴ آرپنت زمین فقیرنشین در نزدیکی نویی، غرب پاریس، به دستور لویی شانزدهم در سال ۱۷۸۷ به او اختصاص داده شده بود.[9]
پذیرش سیبزمینی
در سال ۱۷۷۱، پارمنتیر در یک مسابقه مقالهنویسی برنده شد که در آن همه داوران سیبزمینی را به عنوان بهترین جایگزین آرد معمولی انتخاب کردند.[6] این قبل از زمانی بود که فرانسه به جایگزینی برای گندم نیاز داشت، بنابراین پارمنتیر همچنان با انتقاد و عدم قدردانی از کار خود روبرو بود. اولین قدم در پذیرش سیبزمینی در جامعه فرانسه، سالی با برداشت بد محصول در سال ۱۷۸۵ بود، زمانی که سیبزمینیهای تحقیر شده قحطی را در شمال فرانسه متوقف کردند. در سال ۱۷۸۹، پارمنتیر رسالهای در مورد فرهنگ و استفاده از سیبزمینی، سیبزمینی شیرین و کنگر فرنگی اورشلیم (Traité sur la culture et les usages des Pommes de terre, de la Patate, et du Topinambour) منتشر کرد که «به دستور پادشاه چاپ شد» و حمایت سلطنتی از خوردن سیبزمینی را نشان داد، البته در آستانه انقلاب فرانسه، و پذیرش آن را به جمهوریخواهان واگذار کرد.[10] در سال ۱۷۹۴، مادام مریگو کتاب آشپزی جمهوریخواه (La Cuisinière Républicaine) را منتشر کرد که اولین کتاب آشپزی سیبزمینی بود و سیبزمینی را به عنوان غذایی برای مردم عادی معرفی میکرد.[10][11][12]
آرامگاه آنتوان پارمنتیه – گورستان پرلاشز
علایق زراعی پارمنتیه طیف گستردهای از فرصتها را برای بهبود سرنوشت انسان از طریق پیشرفتهای فنی پوشش میداد. او مشاهدات خود را در مورد پخت نان، پنیرسازی، ذخیرهسازی غلات، استفاده از آرد ذرت و آرد شاهبلوط، کشت قارچ، آبهای معدنی، شرابسازی، بیسکویتهای دریایی بهبود یافته و مجموعهای از موضوعات دیگر مورد علاقه فیزیوکراتها منتشر کرد.
غذاهایی به نام پارمنتیه
از دهه ۱۸۷۰، بسیاری از غذاها از جمله سیبزمینی به افتخار پارمنتیه نامگذاری شدند:[13] پوتاژ، ولوته یا کرم پارمنتیه، سوپ سیبزمینی و ترهفرنگی؛ هاچیس پارمنتیه، پای کلبه یا چوپان؛ براند دو موره پارمنتیه، ماهی کاد نمک سود شده با روغن زیتون و سیب زمینی؛ پوم یا گارنیتور پارمنتیه، سیب زمینی مکعبی سرخ شده در کره؛[14] پوره پارمنتیه، سیب زمینی پوره شده؛ سالاد پارمنتیه، سالاد سیب زمینی.
مرگ و میراث
پارمنتیه در 13 دسامبر 1813 در سن 76 سالگی درگذشت. او در گورستان پرلاشز در پاریس، در قطعه زمینی که با گیاهان سیب زمینی احاطه شده است، به خاک سپرده شده است و نام او به یک خیابان طولانی در مناطق 10 و 11 (و ایستگاهی در خط 3 مترو پاریس) داده شده است.[15] در مونتدیدیه، مجسمه برنزی او از بالای ستون میدان پارمنتیه را بررسی میکند، در حالی که در پایین، با نقش برجسته مرمری کامل، سیب زمینیهای بذری به یک دهقان سپاسگزار توزیع میشود.[16] مجسمه یادبود دیگری از پارمنتیر، اثر مجسمهساز فرانسوی آدرین اتین گائودز، در میدان تالار شهر نویی-سور-سن نصب شده است.[17]
منابع
ولز، جان سی. (2008). فرهنگ تلفظ لانگمن (ویرایش سوم). لانگمن. شابک 978-1-4058-8118-0.
بلاک، برایان پی (مارس 2008). "آنتوان-آگوستین پارمنتیه: داروساز فوقالعاده". مورخ داروسازی. 38 (1): 6–14. PMID 18548912.
وارولین، سی (سپتامبر 2005). "ادای احترام به آنتوان-آگوستین پارمنتیه (1737–1813)، اولین رئیس انجمن داروسازی پاریس در سال 1803". Annales pharmaceutiques françaises. 63 (5): 340–42. doi:10.1016/S0003-4509(05)82300-4. PMID 16385783.
چانگ، کنت (۲۰۱۷). "این غذاها از نظر ژنتیکی اصلاح نشدهاند، اما "ویرایش" شدهاند". نیویورک تایمز. ISSN 0362-4331. بازیابی شده در ۲۷-۰۹-۲۰۱۷.
فرانسه، کانکسیون. "سیبزمینی به دلیل ترس از جذام ممنوع شد". www.connexionfrance.com. بازیابی شده در ۲۷-۰۹-۲۰۱۷.
اسپاری، اما. تغذیه فرانسه: علوم جدید غذا، ۱۷۶۰-۱۸۱۵. کمبریج: انتشارات دانشگاه کمبریج، ۲۰۱۴.[شابک موجود نیست]
آن موراتوری-فیلیپ. "نمایشگاه فضیلت آنتوان-آگوستین پارمنتیه (۱۷۳۷-۱۸۱۳)". www.biusante.parisdescartes.fr (به زبان فرانسوی). پاریس: BIU Santé. بازیابی شده در 2020-12-25.
Kanuckel، Amber (2017-08-28). "تاریخ عجیب سیب زمینی و مردی که آنها را محبوب کرد". سالنامه کشاورزان - روز خود را برنامه ریزی کنید. زندگی خود را رشد دهید. بازیابی شده در 2025-01-26.
Histoire de Montdidier, Victor de Beauvillé (به فرانسوی)
"www.radcliffe.harvard.edu/schlesinger-library/blog/". بایگانی شده از نسخه اصلی در 2020-09-10. بازیابی شده در 2015-01-10.
La cuisinière républicaine، qui enseigne la manière simple d'accommoder les pommes de terre; avec quelques avis sur les soins nécessaires pour les conserver (به فرانسوی). مریگو جون 1794.
پریسیلا پارکورست فرگوسن (1 اوت 2006). حسابداری برای طعم: پیروزی آشپزی فرانسوی. انتشارات دانشگاه شیکاگو ص 143–. شابک 978-0-226-24327-6.
دیکشنری انگلیسی آکسفورد، s.v. "Parmentier"
A. Escoffier, Le guide culinaire, aide-mémoire de cuisine pratique, 1903, passim
خیابان پارمنتیه. Extrait de la nomenclature officielle des voies de Paris. (به زبان فرانسه)
Antoine-Augustin Parmentier، Hervé & Joëlle Grosjean (به فرانسوی)
"Neuilly-sur-Seine – Statue d'Antoine Augustin Parmentier". panoramio.com. بایگانیشده از نسخه اصلی در ۲ دسامبر ۲۰۱۳. بازیابیشده در ۱۲ ژوئیه ۲۰۱۵.
پیوندهای خارجی
لوگوی ویکیمدیا کامنز
ویکیمدیا کامنز رسانههایی مرتبط با آنتوان پارمنتیه دارد. تاریخ به زبان انگلیسی: آنتوان-آگوستین پارمنتیه (به فرانسوی)
دایرهالمعارف آگورا: آنتوان-آگوستین_پارمنتیه (به فرانسوی)
دایرهالمعارف کاتولیک: "آنتوان-آگوستین پارمنتیه"
نمایشگاه مجازی مصور (به فرانسوی)
پایگاههای داده کنترل مرجع این را در ویکیداده ویرایش کنید
بینالمللی
ISNIVIAFGNDFASTWorldCat
ملی
ایالات متحده فرانسه دادههای BnF ایتالیا جمهوری چک اسپانیا2پرتغالههلند نروژ لتونی کرواسی یونان لهستان واتیکان اسرائیل کاتالونیا بلژیک
دانشگاهیان
CiNiiفهرست بینالمللی نامهای گیاهی
افراد
بیوگرافی آلمانی DDB
سایر
شناسه کتابخانه باز SNACYale LUX
ردهها: ۱۷۳۷ تولد ۱۸۱۳ مرگ افراد اهل مونتدیدیه، داروسازان فرانسوی، متخصصان زراعت فرانسوی، اعضای آکادمی علوم فرانسه، فارغ التحصیلان دبیرستان لویی لو گراند، تدفین در گورستان پرلاشز، متخصصان زراعت قرن هجدهم، متخصصان زراعت قرن نوزدهم، تاریخچه سیب زمینی، دریافت کنندگان فرانسوی نشان لژیون افتخار
این صفحه آخرین بار در ۸ ژانویه ۲۰۲۶، ساعت ۰۳:۳۸ (UTC) ویرایش شده است.
Facebook Menu
Your shortcuts
Home
Create a post
Stories
Feed posts
Reels
آخر این هم شد تدبیر؟
میلیاردها دلار مصرف کردید، میلیاردها دلار دیگر ضرر کردید، شرکای منطقهایتان را زیر مشت ایران بردید، و تنگه هرمزی را که باز بود به جایی رساندید که حالا برای باز ماندنش باید مذاکره کنید؛ جایی که هر کشتیِ عبوری، ناچار است با رضایت ایران عبور کند و عوارض بپردازد.
از همه بدتر؛ پیرمردی را که عمر سیاسیاش به غروب رسیده بود، با نسخهای جوانتر، سرسختتر و کینهمندتر جایگزین کردید؛ کسی که نهتنها دشمنی، بلکه کینهی پدرکشتگی نیز با شما دارد. کسی که میخواهد علاوه بر ایران، تمام منطقه را به صف دشمنانتان تبدیل کند؛ کاری که نه پدر در اندیشهاش بود و نه زمینه و پیشنیازش فراهم شده بود. حالا اما هر دو مهیاست.
هم مجتبی مرد مدارا نیست، و هم کشورهای منطقه فهمیدهاند که سالها آنان را سپر امنیت اسرائیل ساخته بودید.
See less
اشتراک در:
پستها (Atom)
