skip to main
|
skip to sidebar
در این چنین جهانی که دوام هیچ چیز ممکن نیست،جایی که همه چیز در گرداب بیامان تغییر و تبدل گرفتار آمده، جایی که همه چیز با شتاب دیوانهوار در حرکت و گریز است و مغلوب حرکت و پیش رفت، مشکل بتوان احساس خوشحالی و خرسندی کرد. چگونه می توان در جایی آرام و قرار یافت که، به گفتهی افلاطون « شدن ِ مداوم و هرگز نابودن » تنها شکل هستی و وجود در آنجاست؟ انسان هیچگاه خشنود نیست ، سرتاسر زندگی را به دنبال خشنودی خیالی می دود، خشنودیای که به ندرت به دست میآید، و وقتی هم که به دست آمد همان بیداری از خواب خوشحالی است، چون کشتی شکستهای که بیدکل به بندرگاه وارد میشود. دست آخر هم تفاوتی نمیکند که در طول زندگی خوشبخت بوده یا بدبخت، چون زندگی وی چیزی جز یک اکنونِ گذرا نبوده و اکنون پایان یافته !✅ #آرتور_شوپنهاور 📚 در باب عبث بودن وجود