skip to main
|
skip to sidebar
🎥مواضع جنگ طلبانه و وحشیانه و شرارت آمیز وزیر جنگ آمریکا علیه ایران بسیار خطرناک است: کاربرد خشونت بدون هدف در جنگ ترامپ علیه ایران به هدف تبدیل شده است پل کروگمن، اقتصاددان برنده جایزه نوبل، تحلیلگر برجسته و ستوننویس نیویورک تایمز است که به دلیل انتقادهای دقیق و صریح از سیاستهای اقتصادی و نظامی شناخته میشود.✅ بخش اول: ادعاهای اصلی۱. پیت هگزث به نظریه lethality باور دارد و این باور بسیار خطرناک است.۲. وزیر دفاع آمریکا با عنوان قانونی وزیر دفاع، اما خودش را وزیر جنگ مینامد و مدام استدلال میکند که افزایش خشونت و آسیب بیشتر به موفقیت در برابر ایران منجر خواهد شد.۳. این دیدگاه نه تنها شرارتآمیز است، بلکه فاقد هرگونه منطق منسجم درباره چگونگی دستیابی به نتیجه از طریق خشونت است.۴. استفاده از نیروهای زمینی برای تصرف مناطقی مانند جزیره خارک یا بخشهایی از ساحل ایران، راهحل مؤثری نیست و مشکلات جدی ایجاد میکند.۵. ترامپ در پستهای خود بین ادعای مذاکرات موفق و تهدید به بمباران تأسیسات غیرنظامی در نوسان است که نشاندهنده نبود استراتژی واقعی است.۶. این رویکرد، نوعی ولع برای خشونت بدون هدف نهایی است که به باتلاق منجر خواهد شد.✅ بخش دوم: استدلالها۱. باور به lethality شبیه باور به نظریه اعتماد در بحران مالی سال دوهزار و هشت است که دولتها با کاهش هزینهها در شرایط بیکاری گسترده، فکر میکردند اعتماد ایجاد میشود و اقتصاد رونق میگیرد، اما در واقعیت بیکاری را بدتر کرد و هیچ بهبود اعتمادی رخ نداد.۲. افزایش خشونت و آسیب بیشتر قرار نیست ایران را تسلیم کند، زیرا اگر چنین تأثیری داشت تا حالا اتفاق افتاده بود.۳. تصرف جزیره خارک صادرات نفت ایران را قطع میکند، اما این کار را بدون نیروهای زمینی هم میتوان انجام داد و نگه داشتن آن بسیار پرهزینه خواهد بود.۴. خط ساحلی ایران بیش از هزار کیلومتر طول دارد و موشکها و پهپادها از عمق خاک ایران شلیک میشوند، بنابراین ده هزار سرباز به هیچ وجه برای کنترل خلیج فارس یا تأمین عبور ایمن کشتیها کافی نیست.۵. تهدید به بمباران نیروگاههای برق و تأسیسات آب غیرنظامی، تهدید به جنایت جنگی بزرگ است و حتی اگر اجرا شود، دلیل منطقی ندارد که تنگه هرمز را باز کند.۶. این الگو نشان میدهد که هر شکست در تولید نتیجه با خشونت بیشتر پاسخ داده میشود بدون اینکه هیچ هدف نهایی یا داستان منسجمی برای موفقیت وجود داشته باشد.✅ بخش سوم: شواهد۱. در بحران مالی سال دوهزار و هشت، دولتها با اجرای سیاستهای ریاضت اقتصادی بیکاری را افزایش دادند اما پری اعتماد هرگز نیامد و کشورهای ریاضتگرا بدترین وضعیت بیکاری را تجربه کردند.۲. هگزث در جلسات صبحانه دعا از خداوند میخواهد از خشونت شدید عمل علیه کسانی که مستحق هیچ رحمتی نیستند حمایت کند که این طرز فکر عمیقاً غیرآمریکایی است.۳. تصرف جزیره خارک فقط نود درصد صادرات نفت را تحت تأثیر قرار میدهد اما ساحل طولانی و قابلیت شلیک موشک از عمق ایران، کنترل واقعی را غیرممکن میکند.۴. ده هزار سرباز برای تأمین امنیت خلیج فارس یا عبور ایمن نفتکشها از تنگه هرمز به هیچ وجه کافی نیست.۵. ترامپ ابتدا در پست خود ادعا میکند مذاکرات بسیار خوبی با ایرانیها در جریان است و تنگه هرمز به زودی باز میشود، سپس ناگهان تهدید میکند که اگر نتیجه نگیریم، نیروگاههای برق و آب را بمباران خواهیم کرد.۶. این نوسان بین ادعای مذاکره و تهدید جنایت جنگی نشان میدهد که هیچ داستان منسجم و منطقی پشت این خشونت وجود ندارد.✅ بخش چهارم: نتایج ۱. رویکرد هگزث و ترامپ بر پایه باوری تزلزلناپذیر است که آسیب زدن بیشتر به مردم نتایج بزرگ به بار میآورد.۲. این باور هر شکست را با افزایش خشونت پاسخ میدهد بدون اینکه هدف نهایی یا راه خروج مشخصی وجود داشته باشد.۳. نتیجه این سیاست، گرفتار شدن در باتلاق جنگی است که عمدتاً در ذهن مقامات ارشد ترامپ شکل گرفته است.۴. تهدید به بمباران تأسیسات غیرنظامی جنایت جنگی بزرگ محسوب میشود و حتی اجرای آن نیز تنگه هرمز را باز نخواهد کرد.۵. کل این رویکرد فاقد منطق استراتژیک منسجم است و تنها ولع برای خشونت را نشان میدهد که میتواند عواقب بسیار ویرانگری داشته باشد.