۱۴۰۵ فروردین ۱۱, سه‌شنبه

اندیشه های آخر الزمانی و تاثیر آن در سیاست خارجی امریکا گفتگویی که آقای تاکر کارلسون از برجسته ترین چهره های رسانه ای راستگرای امریکا با یک مفسر و فیلسوف چینی در باره جنگ اخیر ایران انجام داد نکته های بسیار جالب و شگفت انگیزی را پیرامون فرقه های مذهبی که به فرقه های « آخر الزمانی» معروف هستند و هم در امریکا و هم در اسراییل قدرت فوق العاده ای دارند نشان میدهد آقای جیانگ که در دانشگاه پکن به تدریس فلسفه مشغول است میگوید :اسراییل پروژه ای دارد بنام « اسراییل بزرگ » که بر اساس باورهای شان یهوه- خدای یهودیان - به حضرت ابراهیم وعده داده است قلمروی یهودیان از رود نیل در مصر تا کرانه های رود فرات در عراق را در بر میگیرد و حتی تا اناتولی - جنوب ترکیه کنونی - و بخش هایی از شبه جزیره عربستان امتداد پیدا میکند او میگوید : اسراییل دیگر عقلانی عمل نمیکند بلکه نوعی تب آخرالزمانی بر این کشور غلبه کرده است در اسراییل برخی خاخام ها معتقدند حتی نابودی کامل تل آویو به نفع قوم یهود است چرا که به ظهور مسیحای موعود کمک میکند ! آقای جیانگ آنگاه به میزان تاثیر گذاری اندیشه های آخر الزمانی بر سیاست خارجی امریکا اشاره میکند و میگوید : حدود یک چهارم مردم امریکا انجیلی اوانجلیست هستند و بسیاری از آنها « مسیحی صهیونیست» هستند آنها باور دارند که اسراییل برای تحقق نقشه خدا و بازگشت عیسی مسیح نقش حیاتی و محوری دارد یکی از چهره های بسیار شناخته شده در این زمینه کشیشی بنام « جان هیگی» است که سازمان « مسیحیان متحد برای اسراییل » را اداره میکند و هفت میلیون عضو دارد . آنان کسانی هستند که بخش عمده ای از درگیری های خاورمیانه را تامین مالی میکنند و خواستار گسترش هر چه بیشتر شهرک های یهودی نشین در کرانه باختری رود اردن هستند بنابراین صهیونیزم مسیحی در امریکا یک نیروی سیاسی فوق العاده قدرتمند است که همراه با مجموعه ای از انجمن ها و سازمان های مخفی میخواهند طرح آخر الزمانی اسراییل بزرگ را به انجام برسانند ( ترجمه متن از آقای عبدی کلانتری است ) ریشه اندیشه های آخرالزمانی را باید در ترکیبی از تجربه های تاریخی بهنگام بحران ؛ ساختار روانی انسان ؛ و سنت های کهن دینی جستجو کرد این اندیشه ها نه ناگهانی بلکه در طول هزاران سال شکل گرفته و تکامل یافته اند یکی از قدیمی ترین و کهن ترین صورت بندی های منسجم اندیشه آخر الزمانی را میتوانیم در آیین زرتشت ببینیم در این سنت؛ جهان صحنه نبرد میان خیر و شر - اهورامزدا و اهریمن - است ؛ تاریخ دارای آغاز و میانه و‌پایان است؛ ‌ودر پایان تاریخ ؛ نجات بخشی بنام «سوشیانت » ظهور میکند و در نتیجه داوری نهایی و نوسازی جهان رخ میدهد که به آن فرشگرد میگویند این الگو - یعنی الگوی زرتشت - بعدها تاثیر بسیار عمیقی بر ادیان دیگر میگذارد در آیین یهودیت شکل گیری اندیشه آخر الزمانی پس از شکست نظامی یهودیان از بابلیان و تبعید آنان از سرزمین شان به بابل صورت میگیرد حدود سال ۵۸۶ پیش از میلاد شهر اورشلیم سقوط میکند ؛ معبد بزرگ یهودیان ویران میشود ، و همه شاهزادگان و کاهنان و نخبگان یهودی به بابل - عراق امروزی- تبعید میشوند و یک شوک تمدنی و فکری بر قوم یهود وارد میشود پیامدهای مهم این شکست و آوارگی ؛ نوعی بحران هویت و تحول دینی بوجود میآورد که به شکل گیری اندیشه های آخرالزمانی منجر میشود .در این زمان یهودیان با این پرسش روبرو‌میشوند که اگر خدا با ماست چرا شکست خورده ایم ؟ بهمین سبب متون دینی بازنویسی میشوند و مفهوم « خدای جهانی» تقویت میشود در دوران تبعید و آوارگی یهودیان ؛ امید به نجات دهنده آینده شکل میگیرد و ایده هایی همچون ظهور یک منجی برای بازگشت عدالت و داوری الهی تقویت میشود چند دهه بعد با فتوحات کورش بزرگ ؛ یهودیان به سرزمین خود باز میگردند و معبد خود را باز سازی میکنند و متونی مانند « کتاب دانیال » نوشته میشود که تصاویری نمادین از پایان جهان و ظهور منجی ارائه میدهد در مسیحیت ؛ اندیشه آخر الزمانی مسیحی ادامه سنتی است که در یهودیت دوره دوم معبد ، در قرن ششم پیش از میلاد شکل گرفت ظهور متون آخر الزمانی مانند « کتاب دانیال » و طرح مفاهیمی چون رستاخیز مردگان و نبرد نهایی خیر و شر ؛ اندیشه های آخرالزمانی را وارد مرحله جدیدی میکند انتظار بازگشت قریب الوقوع مسیح و باور به پایان نزدیک جهان و تاکید بر ملکوت خدا در متون اولیه مسیحی ؛ بویژه در انجیل مرقس و مکاشفه یوحنا؛ بگونه ای است که بسیاری از پیروان نخستین گمان میکردند پایان جهان در زمان حیات خود آنان رخ خواهد داد علاوه بر این ؛ تخریب اورشلیم بدست رومیان نقش بسیار بزرگی در تقویت اندیشه های آخر الزمانی داشت با گذشت زمان و عدم تحقق فوری « پایان جهان » کلیسا ناچار شد این اندیشه را باز تفسیر کند ، در نتیجه توانست با تفسیر نمادین از متون آخر الزمانی ؛ این انتظار فوری را به انتظاری بلند مدت تبدیل کند .اگر بخواهیم شباهت ها و‌تاثیرات متقابل اندیشه های آخر الزمانی در آیین زرتشت و یهودیت و مسیحیت و اسلام را بصورت تطبیقی بررسی کنیم خواهیم دید که آیین زرتشت برای نخستین بار یک نظام نسبتا کامل آخر الزمانی شکل میدهد که عناصر کلیدی آن عبارتند از ظهور منجی ( سوشیانت ) رستاخیز مردگان ؛ داوری نهایی ؛ و نوسازی جهان که به آن فراشو کره تی ( Frashokereti) میگفتند این ساختار منسجم بعدها بر یهودیت و مسیحیت و اسلام مستقیما تاثیر گذاشت .در اسلام نیز قیامت و حسابرسی نهایی محور اصلی است و مفهوم « مهدی » بعنوان منجی در بسیاری از سنت ها - بویژه سنت شیعی-پدیدار میشود و ریشه اصلی باور های آخرالزمانی شیعی را شکل میدهد .وقتی ریشه های روانشناختی این پدیده را بررسی میکنیم می بینیم که این اندیشه ها فقط دینی نیستند بلکه پاسخ به نیازهای عمیق انسانی اند مفاهیمی چون معنا دادن به رنجهای انسان و بی عدالتی ها ؛ امید به پایان ظلم ؛ اضطراب انسان نسبت به آینده نامعلوم ؛ جنگ و قحطی و فروپاشی های اجتماعی مفاهیمی هستند که به اندیشه های آخرالزمانی بال و پر میدهند حتی در جهان مدرن امروز شکل سکولار اندیشه های آخرالزمانی وجود دارد که خود را تحت عنوان « ایده پایان تاریخ » ( ایده آرتور تویین بی ) ‌‌روایت فروپاشی تمدن انسانی و سناریوی هسته ای و زیست محیطی و تکنولوژیک نشان میدهد در جمع بندی کلی می توانیم بگوییم اندیشه های آخر الزمانی از سه منبع بر می خیزد :۱- سنت های کهن دینی بویژه سنت های ایران باستان ۲-تجربه های تاریخی بحران و فروپاشی۳-نیاز روانی انسان به امید و عدالت نهایی به همین دلیل این اندیشه در جهان مدرن نه تنها از میان نرفته بلکه به شکلی تازه باز تولید شده است در تحلیل تاریخی ؛ اندیشه آخر الزمانی معمولا محصول دوره های بحران ساختاری است . یعنی هرگاه یک نظم سیاسی- اجتماعی دچار فروپاشی میشود و مشروعیت قدرت زیر سئوال میرود و نظم اخلاقی فرو میریزد و آینده غیر قابل پیش بینی میشود ؛ در این شرایط ذهن جمعی بسوی روایت های پایان جهان میرود نمونه های کلاسیک آنرا می توانیم در شکست و تبعید قوم یهود بدست پادشاه بابل ؛ افول امپراتوری روم و ناامنی های دیر پای سیاسی در جهان اسلام ببینیمدر نتیجه ؛ آخر الزمانگرایی نه پیشگویی آینده بلکه تفسیر بحران امروزی و حال و اکنونی است باور به وجود منجی ؛ دو کارکرد اصلی دارد :۱- تحمل رنج و باور به عدالت اخروی۲-کاهش تنش اجتماعی البته وجه دیگری از اندیشه های آخر الزمانی را هم می‌توان در مشروعیت زدایی از نظم موجود و تحریک به تغییر رادیکال و انقلابی هم‌دید‌که نمونه آنرا در انقلاب اسلامی و نظم نوین آن دیده ایم