چهارشنبه ۲۱ ژانویهٔ ۲۰۰۹

به اصرار از بنده خواسته شده پیشینه و سوابق کاری خود را ارائه دهم. به ناچار چنین می کنم. برخی از آن به قرار زیر است
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پیشینه

مسئولیت ها و فعالیت ها
• ساماندهی و مدیریت کتابخانه اداره کل موزه ها به مدت ده سال
• ساماندهی و مدیریت کتابخانه مرکزی سازمان میراث فرهنگی کشور به مدت هشت سال
• ساماندهی و مدیریت کتابخانه فرهنگستان هنر به مدت چهار سال
• ساماندهی کتابخانه سازمان زیبا سازی شهرداری تهران با همکاری خانم تهرانچی و آقای طالبی
• ساماندهی کتابخانه سازمان تأمین اجتماعی با همکاری خانم تهرانچی و آقای طالبی
• پیشنهاد و اجرای طرح آموزش حین خدمت زبان انگلیسی به کارکنان اداره کل موزه ها با همکاری نیروی هوائی جمهوری اسلامی ایران
• پیشنهاد و اجرای طرح آموزش حین خدمت مقدمات کتابداری به گزیده کارکنان میراث فرهنگی کشور با کمک کتابخانه ملی جمهوری اسلامی ایران ( دو دوره)
• پیشنهاد و اجرای طرحِ نگارشِ کتابِ کتابخانه های موزه ها و وظائف آنها همراه با خانم تهرانچی
• پیشنهاد و اجرای طرح نگارشِ کتابِ حال و آینده کتابخانه آرشیو های سازمان میراث فرهنگی کشور همراه با خانم تهرانچی و آقای طالبی و آقای شفا
• ترجمه مقدمه راهنمای بین المللی نشریات ادواری اولریش
• ترجمه مقدمه سی دی مارک بیبلیوگرافیک
• ترجمه مقدمه اصطلاحنامه هنر و معماری بنیاد گِتی ،Art & Architecture Thesaurus برای آشنائی و تسهیل استفاده کتابداران
• ترجمه مقاله نابودی میراث فرهنگی بوسنی هرزگوین
• ترجمه کتاب جنبشهای اجتماعی (1355)
• ترجمه مبانی شعیره ای رقص برای فرهنگستان نیاوران (1356)
• مترجم سرویس سیاسی روزنامه اطلاعات به مدت یکسال تا آستانه انقلاب اسلامی(1357-1356)
• ترجمه کتاب حفاظت و نگهداری اشیاء موزه ای اثر سوارنا کمال، در اداره انتشارات اداره کل موزه ها، زیر مجموعه معاونت معرفی آموزش ناپدید ساخته شد. شگفتا از نادانی و بی خبری برخی انسانها!
• ترجمه کتاب نگهداری اشیاء موزه ای در انبار
• ترجمه کتاب موازین حفاظت آثار هنری در هنگام نمایش و نقل و انتقال
• ترجمه کتاب موزه و دانش بشر
• ترجمه کتاب نمایشگاه های موزه اثر دیوید دین، در اداره انتشارات اداره کل موزه ها، زیر مجموعه معاونت معرفی آموزش ناپدید ساخته شد
• ترجمه کنواسیون استرداد اموال فرهنگی که به شکل غیر قانونی از کشورها خارج شده است
• ترجمه کنواسیون حفاظت از میراث فرهنگی
• ترجمه کنواسیون حفاظت از میراث طبیعی
• ترجمه کتاب معماری اسلامی و تزئینات آن اثر اولگ گرابر و درک هیل
• ترجمه کتاب شکل گیری هنر اسلامی اثر اولگ گرابر
• ترجمه کتاب تجدید حیات هنر و تمدن در ایران باستان اثر بانو جئورجینا هرمن
• ترجمه کتاب دیسکهای فشرده نوری
• ترجمه کتاب سیستمهای فازی در پردازش اطلاعات
• ترجمه کتاب معماری تیموری در خراسان
• ترجمه کتاب در آمدی به تاریخ نگارگری در ایران اثر اُلگ گرابر
• ترجمه کتاب ساینو ایرانیکا اثر جاویدان برتولد لوفر با عنوان فارسی خدمات متقابل ایران و چین در دوران باستان
• ترجمه کتاب هرمز در منابع دوره یوآن
• ترجمه کتاب عصر افراط و تفریط اثر اریک هابزبام
• ترجمه کتاب در آمدی عام به فنون اطلاع رسانی ودبیزش اثر کلر گینشا و ...
• ترجمه کتاب مسائل چند زبانی چند خطی چند کاراکتری در محیط های بر خط از انتشارات ایفلا
• ترجمه کتاب دولت های سرکش: حکومت زور در امور جهان اثر نوام چامسکی
• ترجمه کتاب کولیان جهان
• ترجمه کتاب مردم شناسی کاربردی
• ترجمه کتاب مردم شناسی بصری
• ترجمه کتاب سنگ صبور
• ترجمه کتاب فاس شهر اسلام اثر تیتوس بورکهارت
• ترجمه کتاب حفاظت سازه های گلی اثر جان وارن
• ترجمه کتاب، چهار مقاله از کتابِ جهانِ اسلام
• ترجمه مطالب سایت باغ ایرانی به انگلیسی
• ترجمه مطالب سایت موزه ملی ایران به انگلیسی
• ویرایش عمیق ترجمه کتاب موزه های جدید که به دست مترجم جوان خانم بحر العلومی انجام گرفته است
• ویرایش عمیق ترجمه کتاب بازی های جهان از انتشارات یونیسف که به دست مترجمانی جوان انجام گرفته است
• حدود ده هزار ساعت تدریس در مرکز زبان نیروی هوائی جمهوری اسلامی ایران و دانشگاه هوائی
• تدریس زبان تخصصی علوم سیاسی، کتابداری و میراث فرهنگی به ترتیب در دانشگاههای تربیت مدرس، باقر العلوم قم، الزهرا و مرکز آموزش عالی سازمان میراث فرهنگی کشور
• نماینده ایران، همراه با مرحوم دکتر حاج سید جوادی در اجلاس کمیته بین المللی موزه ها، ایکوم، در آتن
• و...

سه‌شنبه ۲۰ ژانویهٔ ۲۰۰۹

اصطلاحنامه میراث فرهنگی

درآمد

اطلاعات، اعم از حقایق یا مفاهیمی که از طریق رسانه های اطلاع رسانی ارائه می گردند، یا اجزاء یا عناصر هر نظام کنترل شده در زمره گرانبها ترین کالاهای عالم اند و دسترسی به آنها از طریق فنون ذخیره و بازیایی اطلاعات به دست کارشناسان مراکز اطلاعات و اطلاع رسانی از حیاتی ترین فعالیتها در جهت حفظ و ارتقاع داشته ها و هرگونه برنامه ریزی بهرِ سعادتِ عالم و آدمند. دریغ و درد که این سرزمین چند هزار ساله با آن همه تأکید بر خرد و خردورزی تمدن آن هنوز از پیج کوچه اول علم اطلاعات و اطلاع رسانی نگذشته با فن آوری اطلاعات سینه به سینه شده بدون این که چندان اهتمامی به چسبیدن به همان قاچ زین اوّلی شده باشد.
مراکز اطلاع رسانی که درست یا نادرست مرکز اطلاعات یا مرکز اسناد ومدارک یا دبیزشگاه نامیده می شوند در چهارچوب وظایف خود از جمله به گرد آوری و ذخیره اطلاعات به منظور اطلاع رسانی و ارائه پاسخ های صریح و اصولی به پرسشها می پردازند.
ذخیره اطلاعات یا گردآوری کلیه اطلاعات لازم و مفید از انواع دبیزه ها و نشریات جاری و گذشته و دیگر منابع، به عنوان وسیله حیاتی اطلاع رسانی جهت تسهیل پژوهش و تصمیم گیری، زمانی به بیشترین سودمندی و کارآئی می رسد که اطلاعات به سهل ترین و سریع ترین طرق ممکن قابل باز یابی و ارائه به طرفهای ذیربط باشد. بازیابی دبیزه ها یا دانسته ها و اطلاعات خاص مورد نیاز، خواه در مجموعه ها و اسناد کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی، خواه از طریق تسهیل دسترسی به منابع دیگر، طیفی بس گسترده و نتایجی بس شگرف دارد؛ چه از برگه های دستی و چاپی استفاده شود چه از فهرست های کتابخانه ها و نمایه های مراکز اطلاع رسانی.؛ خواه با بکار گیری نظامهای رده بندی و نمایه سازی یا آخرین دست آوردهای فن آوری اطلاعات و اطلاع رسانی در بزرگراه اطلاعاتی شبکه جهانی رایانه ای، یا به کار گیری ترکیب هائی بدیع و هوشمندانه از آنها. بدون وجود ابزارها و روشهای دقیق ذخیره و بازیابی اطلاعات به شکلی یکدست و استانده، هرگونه بازیابی جامع و مانع اطلاعات مبدل به دردسری بزرگ می گردد. وقتی اطلاعات و آمار صحیح در دست نباشد تصمیم گیری ها بر اساس شواهدی نا مستند و نا مطمئن خواهد بود و جز نتایجی الله بختیِ فاجعه بار که حتی می تواند سرنوشت جوامع را رقم زند حاصلی نخواهد داشت.
کتابداران و متخصصان علم اطلاعات و فن آوری اطلاع رسانی عمده مشکلات کار خود را چنین توصیف می کنند:
- درد و رنج ردیابی اطلاعات (فزونی و ریزش اطلاعات) در صورت نا بسندگی نمایه ها
- دشواری شازماندهی اطلاعات اعم از مکتوب، دیداری و شنیداری، چند رسانه ای و بر خط
- خطر از دست رفتن اطلاعات به علت نا مشخص بودن یا یا سازگاری شناسه های آن اطلاعات در نظامهای گوناگون نمایه سازی
- غیرممکن بودن بازیابی اطلاعات در آرشیوهای فاقد نمایه
سالهاست یونسکو و دیگر سازمانهای بین المللی علت العلل عقب ماندگی جهان سومی ها، این باز ماندگانِ خوابِ نوشینِ بامدادِ رحیل را کمبود با نبود کتابداری و اطلاع رسانی صحیحِ علمی تشخیص داده با انتشار نرم افزار و سخت افزار و منابع و مراجع آموزشی سعی در دراز کردن دست یاری به سوی اینان داشته اند بلکه این همسایگان کشورهای پیشرفته و مرفّه جهان نیز به دانش و ادبی فرهیخته تر مهذب شده کمتر مخل ّ دیگران شده در صدد به هم زدن نظم جهان برنیایند.
از جمله ابزارهای دقیق و استانده ذخیره و بازیابیِ اطلاعات دبیزه ها فهرست نویسی و رده بندی آنهاست که به موازات پیشرفت های اطلاعات و اطلاع رسانی زمینه را برای نمایه سازی منابع اطلاعاتی و انواع دبیزه ها فراهم آوورده است.
پیش نیاز و ابزار دستِ هرگونه نمایه ساز و نمایه سازی تهیه و تدوین تزاروس تخصصی مراکز و منابع اطلاعات و اطلاع رسانی فراخور اهداف، مجموعه ها وفعالیت هاست. تزاروس که به عربی کنز الاصطلاح، به فارسی گنج واژه، مجموعه اصطلاحات، واژگان نامه یا اصطلاحنامه خوانده می شود در این عرصه خاص بسا سودمند تر و کار آمد تر از واژه نامه ها، دانشنامه ها و انواع و اقسام رده بندی های موضوعی است. اصطلاحنامه را می توان بر مبنای نقشی که انجام می دهد یا بر اساس ساخت تعریف کرد. بر مبنای کاری که انجام می دهد عبارت است از وسیله کنترل اصطلاحات که به کار برگرداندن زبان طبیعی دبیزه به به زبانی مقید و نظام یافته (زبان دبیزش"دکومانتاسیون")، زبان باز یابی اطلاعات می خورد؛ بر مبنای ساخت عبارت است ازواژه نامه پویا و کنترل شده در موضوعی خاص که در آن واژه ها از نظر معنائی و اشتقاقی با هم ارتباط دارند.
از دیرباز، هر چند نه با گستردگی و اهداف امروزی نیاز به تدوین اصطلاحنامه احساس و قدمهائی ارزشمند برداشته شده است. مثلا" وقتی پیر مارک روژه در قرن نوزدهم اثر خود،گنجواژه لغات و عبارات انگلیسی، را منتشر کرد هدفش کمک به کسانی بودکه در پی یافتن لغات و اصطلاحات دقیق بودند نه تهیه و ارائه ابزاری بهرِ نمایه سازی، هرچند اصطلاح نامه های امروزی هماهنگی هائی چند با شیوه کار او دارند.
در سال 1959 مرکز اطلاع رسانی مهندسی دپونت اولین اصطلاحنامه با ساختار و اهداف امروزی را منتشر کرد که سرمشق تدوین اصطلاحنامه های رشته های گوناگون شد، از کتابداری و اطلاع رسانی گرفته تا جامعه شناسی و روان شناسی و مردم شناسی و هنر و علوم محض و ...
تاریخ کاربردِ جدیدِ لفظ اصطلاحنامه به اوائل دهه 1960 و کارِ اچ. پی. لون در بنگاه بین المللی ماشینهای بازرگانی بر می گردد که پیِ فرآیندی رایانه ای می گشت که بتواند فهرستی از واژگان مستند برای نمایه سازی متون و منابع علمی در اختیار گذارد. هدف آن بود که سیاهه مذکورهمچون گنجواژهِ روژه دارای ساختاری از ارجاع های متقابل میان ایده ها و مفاهیمِ هم خانواده، و نظیر طرحهای رده بندی چهریزه ای باشد. یکی از اولین و مهم ترین اصطلاحنامه ها، گنجواژه ای چهریزه ای، فهرست واژه های مهندسی ،با ذکر جزئیات مفصل، اثر ژان آچِسِن در شرکت برق انگلیس، بود. تزاروس ها یاری فراوان به نمایه سازی و بازیابی اطلاعات در سامانه های ماشینی کرده اند و به ویژه در رشته هائی چون پزشکی، هوافضا و بسیاری از دیگر رشته های علمی و فنی بسیار مفید بوده اند.
وقتی کار تدوین و انتشار اصطلاحنامه ها بالا گرفت و بیم پیدایشِ خطر همیشگی اطلاع رسانی، یعنی فزونی و ریزش اطلاعات به علت نبود استانده های لازم می رفت، سازمانهای ملی و بین المللی حسب تخصص و نوع فعالیت و وظایف خویش گامهائی در جهت فرهیزش و استانده سازی اصطلاحنامه نویسی، تهیه دستور العملها و خط مشی ها بر داشته تجربه های پیشین را مبنای حرکت خود قرار دادند. چنین بود که در سال 1974 سازمان بین المللی استاندارد نخستین استانده بی المللی تألیف اصطلاحنامه (تزاروس) را متنشر کرد . تنها دو سال بعد یونسکو نیز راهنمای تدوین اصطلاحنامه های چند زبانه را پیش نهاد. این رویدادهای خجسته به تدوین و انتشار صدها اصطلاحنامه ریز و درشت در سطوح ملی و بین المللی انجامیده است. از جمله در ایران:
1- در سال 1358 هجری خورشیدی مرکز اسناد و مدارک آسیا اصطلاحنامه توسعه فرهنگیِ ژان ویِت از مجموعه انتشارات یونسکو را به فارسی منتشر کرد.
2- - مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی ( پژوهشگاه علوم و معارف اسلامی) نیز در سال 1368 اصطلاحنامه ای در حد تأمین نیازهای خود تهیه و تنظیم کرد.
3- سازمان مدارک فرهنگی انقلاب اسلامی که بعدها به کتابخانه ملی وقت منتقل شد تا نام جدید سازمان اسناد و کتابخانه جمهوری اسلامی ایران شکل گیرد اقدام به انتشار اصطلاحنامه فرهنگی فارسی "اصفا" کرد تا بعد تر سازمانِ جدید آن را به شکلی نو در آورد.
4- در سال 1375 مرکز اطلاعات و مدارک علمی ایران در ارتباطهای تنگاتنگ خود با یونسکو و کمیسیون ملی یونسکوی ایران اصطلاحنامه SPINES (نظام مبادله اطلاعات در زمینه سیاست های علمی و فنی) آن سازمان را تحت عنوان اصطلاحنامه "نما" منتشر کرد که ویراست دوم آن به سال 1377 در آمد.
5- مرکز مطالعات و تحقیقات اسلامی نیز اقدام به تدوین و انتشار اصطلاحنامه هائی چون "فلسفه اسلامی"، "علوم قرآنی"، "اصول فقه"، "منطق"، و "کلام اسلامی" کرده است.
6- ترجمه اصطلاحنامه بین المللی توسعه فرهنگی به خامه عباس حری را دفتر پژوهش های فرهنگی به سال 1377 درآورد.
7- اصطلاحنامه اطلاع رسانی و کتابداری ASIS به ترجمه علی حسین قاسمی و نادر نقشینه را چاپار در 1381 در آورد.
8- فریبرز خسروی و نرگس قدیمی نیز اصطلاحنامه فرهنگی سه زبانه ای را به همت سازمان اسناد و کتابخانه جمهوری اسلامی ایران در آوردند.
امید که در درگاه حق پذیرفته باشد...
اصطلاحنامه

اصطلاحنامه ها متکی بر ایده واژگان کنترل شده اند؛ توصیفگرهائی مرتب شده در سیاهه هائی که به کاربر کمک می کنند توصیفگرِ مناسبِ منظور خود را همراهِ واژگانِ مرتبطِ اعم و اخص بیابد. یکی از نقشهای واژگان کنترل شده امکان پذیر ساختن انتخاب مناسب ترین واژه از میانِ تعدادی واژه هم معنا بهرِ بهترین توصیف موضوع هاست. وقتی کتابخانه ها و مراکز اطلاع رسانی به استفاده مستمر از واژه ها می پردازند کاربران می دانند کجا دنبال مطلوب خود بگردند تا سریع تر به هدف برسند. به عنوان مثال دبیزه های راجع به سفر در ایران می تواند نمایه ها یا توصیفگرهائی چون سفر، گردشگری و باز دیدِ اماکن و نقاطِ دیدنی در ایران، ایرانِ اسلامی یا جمهوری اسلامی ایران گیرد. با انتخاب عبارتِ توصیفگری چون: " ایران- سیرو سیاحت"، از میان دیگر صور و ترکیبات ممکن، بازیابی تسهیل و از ریزش و فزونی داده ها پرهیز می شود؛ ضمن اینکه دبیزشگران در کار خود حیران نمی مانند.
امّا عیب نظامهای واژگان کنترل شده آنجاست که تکاملشان به عنوان سر عنوانهای موضوعی کند است. مباحث و موضوع ها و شیوه های جدید تفکر و صحبت راجع به آنها دائما" متحول می شوند و با وجود تلاشهای جانانه در جهتِ به روز نگاه داری فهرست های سرعنوان ها در حد امکان، به ناچار از کار بردهای زبان طبیعی عقب می مانند. در نتیجه یافتن برخی موضوع ها با استفاده از رویکرد سر عنوان های موضوعی دشوار می شود. از اینرو بسیاری از سامانه های کتابخانه ها، به ویژه آنها که از فنون رایانه ای ذخیره و بازیابی استفاده می کنند، واژگان های کنترل شده نظیر سرعنوانهای موضوعی را با واژگان آزاد، نظیر توصیفگرهای کتابها یا دیگر دبیزه ها، اعم از موضوعی یا جز آن، که زبان طبیعی دارند در هم می آمیزند. در این گونه سامانه ها سر عنوان های موضوعی را با توصیفگرهای موضوعی متن های جستجو پذیرِ (هایپر تکستِ) چکیده ها و خلاصه ها که هیچ محدودیتی در واژگان توصیفی خود ندارند تکمیل می کنند.

اصطلاحنامه میراث فرهنگی

در بیست و هشتم تیرماه یکهزار و سیصد و شصت و هفت سازمان میراث فرهنگی کشور از ادغام سازمان حفاظت بناهای تاریخی، مرکز مردم شناسی، اداره کل موزه ها و نمایشگاهها و موزه های تابع آن، مجموعه کاخ ها و... تشکیل شد که بعد ها با الحاق سازمان گردشگری به موجب قانون مصوب نوزدهم بهمن یکهزار و سیصد و هشتاد و دو از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی جدا شد و مبدل به یکی از معاونتهای ریاست جمهوری گردید و بعد تر سازمان صنایع دستی هم به این مجموعه بزرگ منضم شد. با این همه همچنان جای خالی اصطلاحنامه میراث فرهنگی و... توی چشم می خورد. تا این لحظه قصه پر غصه تلاشهای تدوین و انتشار این اصطلاحنامه بس مهم به قرار زیر بوده است:
در سال 1378نگارنده اقدام به خرید ویرایش دوم اصطلاحنامه هنر و معماری از انتشارات موئسسه پل گِتی و دانشگاه آکسفورد به صورت کتاب و نرم افزارِ تحتِ داس ( که اینک نسخه به روز شده و تحت ویندوزِ آن با توانائی های به مراتب جامع تر آن از طریق شبکه جهانی رایانه ای (اینترنت) در اختیار علاقمندان و اهل اندیشه و پژوهش است) برای کتابخانه مرکزی سازمان میراث فرهنگ کشور کرد با این امید قاطع که سرانجام به آرزوی آغازین روزهای کتابداری خود جامه عمل پوشانده با الهام از پایمردی های بزرگانی چون همایون صنعتی، شادروان غلامحسین مصاحب، رضا اقصی و دیگر دلسوزانِ میهن در انتشارشاهکاری سترگ چون دائرة المعارف مصاحب، دست به کاری زند که غصه سر آید و با ترجمه و اقتباس از اصطلاحنامه کم نظیر فوق و بهره گیری از نرم افزار سیمرغ که قبلا" برای کتابخانه خریداری کرده بود اصطلاحنامه ی مقدماتی هنر و معماری در پهنه بس گسترده میراث فرهنگی را تهیه و به دست آیندگان بسپارد، باشد که دفی از گورِ وی دریغ نکنند. بدین ترتیب گامی بلند در راه نمایه سازی اسناد و مدارک و انواع دبیزه های کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد و مدارک سازمان میراث فرهنگی کشور، تشکیل بانک اطلاعات اموال و آثار میراث فرهنگی بر داشته می شد،کارِ سامان دهی اموال موزه ها تسهیل و تسریع می شد، ضمن اینکه الگوئی در اختیار کتابخانه – آرشیو های استانی میراث فرهنگی کشور که آرزوی تشکیل آنها را داشت قرار می گرفت. گاه اشتران اسیر خواب و رویا آن هم اضغاث و احلام می شوند ولی مروّت حکم می کند نباید بر آنها سخت گرفت، هرچه نباشد شترند دیگر! چرخ بازیگر شعبده ای دیگر در کلاه داشت. پس از اینکه بر نگارنده مسلم شد اراده و برنامه ای برای استفاده از خدمات و آراء و پیشنهادات او وجود ندارد که سهل است بیم مشتبه شدنش با طاووس می رود سر در پیش، سایه خویش را همسفر گرفته خود را با زن نشسته کرد تا میدان یکسره به دیگر دلسوزان واماند.
مدتی بعد سرکار خانم مهندس فریبا فرزام با بهره گیری از مشاوره سرکار خانم دکتر ناهید بنی اقبال و کتابداران و کارکنان کتابخانه مرکزی و مرکز اسناد سازمان میراث فرهنگی کشور تلاشی را آغاز کردند تا بر اساس اصطلاحنامه فوق الذکر و بهره گیری از نر افزار ویژه نمایه سازی پارس آذرخش به تدوین اصطلاحنامه میراث فرهنگی پردازند. طی چند سال هزاران ساعت کار زیر نظر مهندس صرف تحقق این مهم شد. دریغ که چرخ بازیگر بازیچه ای دیگر داشت و مهندس نیز راهِ سازمانی دیگر پیش گرفت و کارهای معطل سرِ خویش.
باری دکتر جواد نیستانی را ریاست بر مدیریت اسناد و مدارک میراث فرهنگی افتاد که به اهمیت کارهای سابق و راه طی شده و ضرورت تدوین و انتشار نتیجه تلاشهای پیشین توجه داشت. در اواخر تابستان سال یکهزار و سیصد و هشتاد و شش بنا به پیشنهاد سرکار خانم تهرانچی رئیس کتابخانه مرکزی سازمان میراث فرهنگی کشور و حسن استقبال آقای دکتر نیستانی از نگارنده خواسته شد به موجب قراردادی پذیرش مسئولیت کرده متنی مهذب از ویرایش تلاشهای پیشین در آورده برنامه و راه کار ادامه پژوهش و گسترش اصطلاحنامه را ارائه دهم. نتیجه یکسال کار مداوم با عزیزانِ دلسوز و علاقمندی چون : سرکاران خانمها مهندس آرزو نشاطی تنها، مینا قاسم تهرانچی، سکینه هرناشکی، گلنار بلوچ، مونا کورانلو و آقای اسماعیل پولادی به قرار زیر است:
1- بخش اعظم مقدمه اصطلاحنامه هنر و معماری گتی، همراه با فرمهای حذف و اضافه، اصلاح و پیشنهاد افزودن واژه های جدید، به فارسی بر گردانده شد.
2- اقدام به مکاتبه با بنیاد گتی شد تا ضمن معرفی مرکز و تلاشهای آن تماس و ارائه نظریات مرکز به ویراستاران اصطلاحنامه تسهیل گردد؛ خوشبختانه اکانتی به مرکز اختصاص داده شد.
3- کار برگه های مصوب موجود یک به یک با اصطلاحنامه هنر و معماری گتی مقایسه و ضمن جایابی ویرایش شد تا انتشار اصطلاحنامه دو زبانه میسر گردد.
4- پیش بینی اقدامات اصلاحی در محل وامکان ارائه پیشنهاد درج اصطلاحات جدید در جهت گسترش آن اصطلاحنامه وزین در مباحث مختص هنر و معماری و به طور کلی میراث فرهنگی، طبیعی و ... کشور انجام شد.
5- گسترش اصطلاحنامه به کلیه دیگر پهنه های میراث با انتشار و ارائه نسخه مقدماتی به کلیه نهاد ها و موسسات ذیربط و جلب توجه آنان به توانائی ها و امکانات اصطلاحنامه و ترغیبشان به استفاده.
با این اهداف و آرزوهاست که این اصطلاحنامه مقدماتی همراه با ترجمه بخش اعظم مقدمه اصطلاحنامه موسسه پل گتی در اختیار اهل فن و علاقمندان قرار می گیرد تا بلکه ران ملخی باشد و مایه ی نواختنِ دفی.










بخش اعظم مقدمه اصطلاحنامه هنر و معماری بنیاد گتی که به عنوان راهنما و راهگشای کار با اصطلاحنامه مقدماتی میراث فرهنگی ترجمه شد تا بر فایدت و کارآئی آن بیافزاید.

مهرداد وحدتی دانشمند
سی ام بهمن یکهزار و سیصد و هشتادوهفت



پیشگفتار

انسان غالباً می ‌شنود فن‌آوری جدید استفاده از پایگاه‌های داده‌ها را كار آمدتر و طبیعی ‌تر از هر زمان دیگر در گذشته خواهد ساخت، این اظهارات خوشبختانه پیام دیگری هم دارد: سرمایه‌گذاری‌های بلند مدت موسسات در طرح‌های خودكارسازی در هنرهای تجسمی نیازمند آنند كه در برابر فراز و نشيب‌های سیستم‌های دائم التحول رایانه‌ای تاب بقا داشته باشند. برای اینكه اطلاعات علوم انسانی برای مخاطبان مورد نظر مفيد باشد و برای اینكه فرمت‌های ادغام و تسهیم اطلاعات كاملاً تحقق گردد لازم است اینده را در درون خود اطلاعات ساخت. فهرست‌نویسی اشياء، تكثير آنها و متون تاریخ هنر نیازمند صرف وقت، پول و تخصص در ابعادی خارق‌العاده است.
واژه‌نامه‌های ساخمتند زبان توصیفی برای انسجام و اعتبار دبیزش اهمیتی حیاتی دارند. در حالیكه بسیاری موسسات از طریق ایجاد واژه‌نامه‌های استانده داخلی برای فهرست ‌نویسی انسجام لازم را تأمین كرده‌اند ابداع مکرّر واژه‌نامه‌ منسجم برای هر طرح به معنای تلاش زائد پرهزینه و پاره‌پاره شدن زبان‌های فهرست‌نویسی است كه موجب تكه پاره شدن محتوی فكری شده مانع طرحهای پژوهشی فراگیر می‌گردد.
رویكرد جایگزین ایجاد واژه‌نامه ای است كه بتواند وسیعاً به كار گرفته شود و انواعي از موسسات در بكارگیری آن شریك باشند، چنین كار بزرگ و جاه طلبانه‌ای مسئولیت ایجاد اجماع را به همراه دارد.
انتشار ویراست اول اصطلاحنامه هنر و معماری (Art and Architecture Thesaurus) در سال 1990 نشانه اولین امكان دسترسی عمومی به اندوخته‌های ارزشمند برای متصدیان دبیزش مطالب در زمینه‌ هنرهای تجسمی است. برنامه اطلاعات تاریخ هنر موسسه گتی (The Getty Art Histoy Information Program) مفتخر است كه به تكمیل استانده‌های واژه‌نامه‌ها كمك كرده‌ است. مشاركت ما این امكان را نصیبمان می‌كند كه به موسساتی كمك كنیم كه به گردآوری اطلاعات تاریخ هنر می‌پردازند: اینكه ببنیم تلاش‌های ما به بسیاری طرحهای متنوع كمك می‌كند؛ وبه تشویق تلاش‌ها در جهت سازگارسازی اطلاعات در میان منابع متعدد داده‌ها پردازیم.
صرف عظمت مطالب این اصطلاحنامه بهترین گواه تعهد و از خود گذشتگی خانم تونی پترسون و گروه همكار ایشان است. آنچه كمتر مشهود است ولی اهمیت بنیادی دارد علاقه مداوم آنان ظرف حدود پانزده سالی كه از شروع طرح تدوین اصطلاحنامه هنر و معماری می‌گذرد در انطباق دادن خویش با افكار جدید و منعطف‌تر در مورد چگونگی ساخت واژه‌نامه‌هاست.
اصطلاحنامه هنر و معماری كه بدوأ به صورت مجموعهای از سر عنوان‌های موضوعي مورد استفاده در كتابخانه‌های هنر در نظر گرفته شده بود مبدل به ساختار ردهای چهریزه‌هایی شده كه می‌تواند پذيرایی سطوح متنوعي از جزئيات فهرست‌‌نویسی باشد و به شكلی صریح از تنوع پذيری واژگان كه نتیجه ناگزیر ترجیحات موسسات، محققان حرفهای يا محتواهای ملی و فرهنگی است پشتیبانی كند.
آنچه برای اهمیت اصطلاحنامه هنر و معماری جنبه حیاتی دارد شيوه تكمیل آن است كه از طریق همكاری مورخان هنر، معماران، كتابداران، موزه‌داران منابع دیداری (بصری)، آرشيوسیت‌ها، كاركنان موزه‌ها، متخصصان حفاظت و خبرگان تدوین اصطلاحنامه‌ها صورت گرفته است؛ این پایبندی به درآمیختن علائق و دیدگاههای گوناگون به معنای بازبینی‌های مكرر اصطلاحات و ساختار آنها، نتیجه بحث‌های داغ طولانی و مذاكرات مفصل بوده است.
این ویراست نمایانگر مرحله دوم توزیع اصطلاحنامه هنر و معماری است: در اینجا تمامی سی و سه رده همزمان همراه با يك دیسك نرم توسط انتشارات دانشگاه آكسفورد چاپ و منتشر می‌گردد. علاوه بر افزونِ ده ردهِ جدید به بیست و سه رده ویراست اول، ویراست دوم اصطلاحنامه هنر و معماری را قریب به دو برابر كرده است و درحال حاضر 90000 اصطلاح دارد . همانطور كه قبلاً‌ هم گفته ایم آینده این اصطلاحنامه به شكلی روز افزون تکیه بر جامعه استفاده كننده از آن دارد. علاقمندی كاربران به عهده دار شدن نقش منتقد، تسهیم تجارب استفاده خود از اصطلاحنامه هنر ومعماری با دیگران و پیشنهاد واژگان جدید برای زنده و مرتبط نگاه‌ داشتن این اصطلاحنامه با موضوع خود اهمیتی حیاتی دارد.
مایكل استر
مدیر
برنامه اطلاع رسانی تاریخ هنر گتی

مقدمه
نگاهی به گذشته و چگونگی تكمیل طرحی از شروع آن در حدود پانزده سال گذشته موجب زنده شدن مقادیری احساسات می‌گردد. سپاسگزار حمایت‌های اداری و مالی هستم كه اصطلاحنامه هنر و معماری را جامعه واقعيت پوشاند.
بسیاری دوستی‌ها و همكاری‌های مغتنم از اینكار نشأت گرفت كه موجب غنای كار و هموار كردن راه به هنگام بروز مشكلات شد، با این حال عمیق‌ترین تشكرات من تقدیم كاركنان اصطلاحنامه به ویژه ویراستاران و دستیاران آنها می‌گردد كه زیر نظر داگمار يوان زمس كار كردند كه دقت علمی و حرفه ای را با ضرورت رعایت موعدهای انتشار متوازن ساخت، شروع يك طرح يك چيز و برخورداری از بركتِ وجود ابزارها و كاركنانی كه عملاً آنرا به ثمر بنشانند چيزی كاملاً متفاوت است.
این اصطلاحنامه هنر و معماری كه برای اولین بار مجموعه كامل ردهای پیش‌بینی شده را به صورتی كه سالها پیش طراحی شد ارائه می‌كند بی‌تردید افسوس كلیه كاركنان گروه ویراستاران را به همراه دارد كه می‌دانند برای درآوردن كار درموعود مقرر چه مقدار از مطالب را جا گذارده‌اند. از طرف دیگر مولفان اصطلاحنامه‌ها از این جهت احساس آرامش می‌كنند كه در هر حال حاصل كار آنان هیچگاه كامل نیست؛ این واژه‌نامه در پیوست‌ها و ویراستهای آتی به روز خواهد شد زیرا كاركنان مجموعه فعلی واژه‌ها را در اختیار دارند و حسب نیاز‌های كاربران بدان می‌افزایند.
در طرح اولیه اصطلاحنامه حدود هجده يا نوزده رده در نظر گرفته شده بود بدون هر گونه ترتیب خاص. ویراست حاضر هفت چهریزه بسیار سازمان يافته متشكل از سی وسه رده و ارائه می‌كند كه هر يك حاوی مقولهای مشخص از اطلاعات است كه طبق طرحی از پیش تعيين شده مرتب گردیده است. پشتیبان هر اصطلاح، به عنوان بخشي از پایگاه اطلاعات تحریریه، پیشينه اصطلاح است، حاوی پژوهش‌هایی كه برای آن اصطلاح صورت گرفته است. علاوه بر این، این پیشينه حاوی، اطلاعاتی است راجع به اصطلاح كه در نمایش الفبایی اصطلاحات نظير يادداشت دامنه، واژه‌های و واژه‌های مرتبط آمده است، كاربران ویراست اول متوجه خواهند شد كه برخی واژه‌های مرتبط و نیز يادداشتهای تاریخچه اصطلاحهای تغيير يافته رده‌های قدیم كه به هر صورت تغيير يافته، و در این ویراست آمده است. به منظور افزایش فایده اصطلاحنامه هنر و معماری برای كاربران خارجی برخی اشكال انگلیسی بریتانیائی واژه‌ها، موسوم به توصیفگرهای بریتانیایی(UK) نیز با همراه با اصطلاحهای ارجائی جداگانه آورده شده است. ویراستها و پیوستهایی كه در آینده درمی آید به افزودن يادداشت دامنه، اصطلاحهای وابسته و توصیفگرهای انگلیسی كه در ویراست فعلی وجود ندارد خواهد پرداخت.
از آنجا كه اصطلاحنامه هنر و معماری برای تأمین نیازهای استفاده ی الكترونیك از اطلاعات تدوین شده نسخه های الكترونیك برای جستجوی رایانه ای در اصطلاحنامه، به موزات نسخه چاپی در اختیار کاربران می‌گذارد.
این نسخه الكترونیك به نام:
Art and Architecture Thesaurus: Authority Reference Tool™, Version 2.0 نیز توسط انتشارات دانشگاه آكسفورد برای آن دسته از كاربران منتشر شده كه مایلند اصطلاحنامه را روی رایانه‌های شخصی خود نصب كنند. (AAT: ART) برنامه ای است كامل و مقیم که جستجوی رایانه ای را تسهیل کرده به حركت در میان رده‌ها و عناصر گوناگون نمایش الفبایی می‌پردازد.
این برنامه امكان تقطيع (برداشتن اصطلاحات از اصطلاحنامه و وارد كردن مستقيم آنها در يك ركورد پایگاه داده‌ها يا دبیزه پردازشگر اطلاعات را می‌دهد. AAT: ART می‌تواند با رایانه‌های شخصی با نرم افزار Dos3.1 يا بالاتر اجرا و روی چندین شبكه نصب شود. این برنامه همراه با نرم‌افزارهای پایگاههای گوناگون داده‌ها و محصولات واژه پرداز كار می‌كند.
اصطلاحنامه هنر و معماری به دیگر اشكال ماشين خوان نیز ارائه می‌گردد. نسخه‌های ماشين‌خوان AAT را می‌توان وارد برنامه‌های كاربردی موجود يا در دست تكمیل كرد، طوریكه اصطلاحنامه بیشتر به صورت بخشي از يك نظام يكپارچه به كار رود تا ابزاری مستقل برای ورود و جستجوی اطلاعات.
داده‌های اصطلاحات AAT با فرمت فایلهای مستند USMARC را می‌توان مستقيماً در دفتر اصطلاحنامه هنر و معماری خریدادری كرد. در این ركوردها (پیشينه‌های) هر يك از اجزای داده‌های اصطلاح بر چسب‌هایی به صورت تك گرفته است (مثلاً 150) و نیز كدهای فيلدهای فرعي (مثل، ±X ). فيلد 072 ( كد فيلد موضوع) حاوی علائم رده ‌بندی برای هر توصیفگر AAT است که برای نمایش واژه‌نامه به صورت سلسه مراتبی ضرورت دارد.
نسخه USMARC نیز به صورت يك فایلASCII با نام فيلد به جای تگ‌ها و كدهای MARC است.
ركوردهای مستند USMARC AAT به صورت فایلی مستند در شبكه اطلاع رسانی كتابخانه‌های پژوهشي (RLIN) كه توسط گروه‌ كتابخانه‌های پژوهشي (RLG) در سال 1990 تأسیس شد مورد استفاده قرار گرفته است. در این استفاده، نمایش پیشينه اصطلاح‌های AAT و نمایش سلسله مراتبی ارائه شده استو در سال 1993AAT ، در شبكه اطلاع رسانی میراث كانادا (CHIN) نیز در معرض استفاده قرار گرفت.
از همكاری خود با شركت انتشارات دانشگاه آكسفورد احساس مباهات می‌كنیم و قدردان تفاهم و دلگرمی‌های ادوارد دبلیو.باری، رئيس، كلود كا ینرز مدیر ویراستاران در اداری مرجع دانشگاهی هستیم. اینان اجازه آزادی عمل كامل در تحقق انتشار این كتاب را به ما داده و در سر تا سر مسیر از تصمیم‌های ما پشتیبانی كرده‌اند.
سرانجام باید تشكرات شخصی خود را از مایكل استر، مدیر برنامه اطلاع رسانی تاریخ هنر گتی و مدیر برنامه، النورفينك، ابراز دارم كه مسئولیت اجرای پروژه‌ در مراحل متعدد و گوناگون آنرا بر عهده داشتند.
برای كسب اطلاعات فنی راجع به AAT: ART با شماره 6390-451 (310) برنامه اطلاع رسانی تاریخ هنر گتی تماس بگیرید. جهت کسب اطلاعات راجع به استفاده از اصطلاحات AAT يا سفارش دادن اطلاعات راجع به ویرایش‌های MARC با مدیر خدمات مشتریان در دفترAAT به شماره(413) 458-2151 تماس بگیرید.


تونی پترسون
مدیر پروژه

نكته هائی‌ درباره ویراست دوم
این ویراست حاوی مجموعه كامل رده‌های پیش‌بینی شده برای AAT از كلیه ویراستهای چاپی و الكترونیك پیشين بهتر است: ده رده جدید به مجموعه بیست و سه رده ای كه در سال 1990 منتشر شده اضافه شده است. در جریان تكمیل رده‌های جدید تغيراتی در بیست وسه رده اولیه داده شد. اصطلاحهائي اضافه، يا جابه جا و در مواردی معدود حذف شد. با این حال كاربران اصطلاحنامه هنر و معماری باید مطمئن باشند ویراست فعلی اینك به ارائه واژگانی ثابت می‌پردازد ضمن آنكه ساختاری دارد كه امکان پذيرش كامل تمامی اضافات آتی را دارد.
معدودی از رده‌ها نظير موّاد، فرآیند‌ها و فنون تحت تجدید سازمان عمده قرار گرفت. رده ویژگی های طراحی جای خود را به رده ویژگی‌ها و خواص داده در حال حاضر حاوی اصطلاحات خواص است كه عبارتند از آن خصوصیاتی كه نشان می دهد چگونه اشياء و مواد تحت شرایط خاص واكنش نشان می‌دهند. رده مردم و سازمانها به دو رده ی مجزا تقسیم شده است.
رده جدید اثاثيه حاوی رده قدیمی مبلمان به علاوه چهار بخش عمده جدید برای روكش‌ها و آویزها، دستگاههای روشنایی، قابها و آیینه‌هاست. رده اولیه انواع تصاویر و اشياء تقسیم شده و انواع اشياء مبدل به يك رده مستقل شده و واژه‌های انواع تصاویر با رده سابق طرحها و عكس‌ها ادغام شده تا رده جدیدی به نام آثار بصری تشکیل شود. این رده جدید شامل اصطلاحهایی برای نقاشي پیكر تراشي، چاپ و رسانه‌های دیگر است، رده سابق انواع اسناد (دبیزه‌ها) كه اینك اشكال اطلاعات نام گرفته گسترش يافته تا شامل واژگانی بیشتر در ارتباط با طرحهای گرافيکی و نیز كتابها و نسخه‌ها شود.
اینك چهریزه اشياء با بخش جدیدی كه از دو رده جدید تشکیل شده: نظامها و گروه بندی‌های اشياء و رده‌ اجزاء شروع می‌شود، به علاوه رده اشياء كه قبلاً منتشر شده است. رده گروه بندی های اشياء حاوی واژگان سیستم‌هایی است كه قبلاً در رده سكونتگاههای، سیستم‌ها و چشم‌اندازها قرار داشته است. رده جدید اجزاء حاوی رده‌های اولیه اجزاء كارهای ساخته و سخت‌افزارها و اتصالات و نیز بخش تقسیمات ساختمان از رده اولیه تقسیمات ساختمان و اجزاء محل‌ها گرفته شده است.
در نتیجه تجدید ساختارهای فوق رده‌های معماری از نو مرتب شده است. رده‌های جدید فعلی عبارتند از: سكونتگاهها و چشم اندازها، ناحیه‌ها و مجتمع‌های ساخته، كارهای ساخته منفرد، فضاهای باز و عناصر محوطه‌ها. برای اطلاع از خلاصه این تغييرات نگاه كنید به نموداری كه در پی این يادداشت آمده است.
ضمناً کل دامنه اصطلاحنامه هنر و معماری چه در رده‌های پیشين، چه در رده‌های جدید در نتیجه اجرای كار پروژه های دو ساله، از 1990تا 1992 ، تحت هماهنگی كولین هسلیب كه موجب افزوده شدن واژه‌های رسته حفاظت شد، توسعه يافته وغنی شده است. طي این مدت چندین رده قدیمی در چهریزه‌های ویژگی‌های مادّی، فعالیت‌ها و مواد تحت تغيير ساختار عمده و اضافه شدن بسیاری اصطلاحات جدید ناشي از این طرح قرار گرفت.
شمار توصیفگرها تقریباً دو برابر شده و به 496، 24 افزایش يافته است. 756/2 واژه راهنما و 003/63 اصطلاح به صورت گزینه‌ دیگر يا اصطلاح ارجاعی برای جمع كل 499/87 اصطلاح به زبان انگلیسی آمریكایی وجود دارد. این ویراست همچنین حاوی 462/3 اصطلاح مرتبط 812/1 توصیفگر، اصطلاح جایگزین و اصطلاحِ رأس است.
تنها بخشي از كار افزودن معادلها به زبان‌ انگلیسی بریتانیایی انجام شده است. معادلهای اضافه شده به این ویراست حاصل مجموعه تلاش‌های همیارانه با همكاران در كتابخانه معماری موسسه سلطنتی معماران بریتانیا، کمیسیون سلطنتی آثار تاریخی انگلستان و موزه ویکتوریا و آلبرت است. در انتشارهای بعدیAAT این تلاش‌ها ادامه و افزایش خواهد يافت.
علائم طبقه‌بندی، رشته الفبایی مختص هر اصطلاح كه استقرار خودكار آنرا در رده مشخص می كند دیگر در نمایش الفبایی اصطلاحات در ویراست چاپی نیامده است. این رشته الفبایی در كلیه قالب‌های الكترونیك آمده و همچنان نقش خود را در كمك به برنامه‌نویسی نمایشهای رایانهای رده‌ها انجام می دهد.
فصلی كه در ویراست 1990 تحت عنوان «راهنمای استفاده» آمده مبدل شده است به «اصول و قواعد ویرایش AAT». دستینه كامل راهنمای استفاده از AAT در محیط‌های گوناگون فهرست‌نویسی و طبقه‌بندی تحت عنوان « راهنمای نمایه سازی و فهرست نویسی با اصطلاحنامه هنر و معماری » در این ویراست آمده است. نسخه‌های بیشتر از این دستینه را می‌توان از انتشارات دانشگاه آكسفورد خریداری كرد.

طرح اصطلاحنامه هنر و معماری 1993-1980

توجه از صفحهXV لغایت XXIX مطالب به معرفي مدیر طرح
گروه ویراستاران
گروه اداری و فنی
برنامه اطلاع‌رسانی تاریخ هنر گتی
اسامی خَیّرین
همكاران رده‌های سی وسه گانه
اسامی افرادی كه به كمك در زمینه‌های ذيل پرداخته‌اند
راهنمای فهرست نویسی كتاب
راهنمای فهرست نویسی منابع بصری
راهنمای فهرست نویسی مواد آرشيوها
راهنمای فهرست نویسی اشياء موزهای
اختصاص دارد.
نظر به اینکه این صفحات عمدتاً حاوی اسامی است و ترجمه آنها موضوع را پیچیده تر می سازد عین صفحات اسکن شده بعدا" و در صورت تشخیص نیازدر اختیار علاقمندان قرار می گیرد.



اصطلاحنامه هنر و معماری
بخش اول

مقدمه
تاریخچه اصطلاحنامه هنر و معماری
اصطلاحنامه هنر و معماری كه بیشتر با آغازه آن، AAT شناخته می‌شود و در سال 1990 دهمین سالگرد خود را با انتشار بیست و سه رده آغازین از مجموعهای چهل ردهای، توسط انتشارات دانشگاه آكسفورد جشن گرفت.
اولین دهه پس از انتشار این اصطلاحنامه شاهد پیشرفت‌های بسیار در علم اطلاع رسانی به طور اعم و استفاده و مدیریت اطلاعات هنری به طور احض بوده است. ظهور رایانه‌های كوچك مشوق افزایش پایگاههای داده‌های بر خط و نظارت محكم تر بر مجموعه‌ها اعم از كتاب، منابع بصری چون اسلاید‌ها يا اشياء شد. همچنین ذخیره و بازیابی مقادیر عظيم اطلاعات با سرعت فراوان و هزینه اندک مسیر شد.
در عين حال پیدایش پایگاه‌های داده‌های مرتبط برای رایانه‌های كوچك به دانشمندان امكان داد انواعي از اطلاعات را درون يك دستگاه به هم مرتبط سازند. این تحولات تأثيری مهم بر خود كارسازی مجموعه‌های مواد در عرصه هنر و معماری گذارد. برخلاف، عرصه تدوین اصطلاحنامه‌ها و استفاده از آنها در بازیابی اطلاعات مدتی بود كه به خوبی مستقر شده بود و مهم‌ترین توسعه و تكمیل آن در دوره پس از جنگ جهانی دوم صورت گرفته بود.
اصطلاحنامه هنر و معماری عزم را جزم كرد تا فاصله میان این دو عرصه را از میان بردارد. علیرغم هشدارهای داده شده در این مورد كه اطلاعات ذخیره شده در بسیاری پایگاههای داده های مرتبط با هنر بدون وجود واژه‌های استانده كه راهنمای دسترسی به آنها باشد می‌تواند غير قابل دسترسی گردد، همیشه بر تولید كنندگان پایگاههای داده‌ها معلوم نشده بود كه در واقع استفاده از واژه‌های استانده در اینكار اهمیت حیاتی و غير قابل جایگزینی دارد.
مریلین اشمیت از برنامه اطلاع‌رسانی تاریخ هنر بنیاد جی.پل. گتی، در مقاله ای راجع به نیاز استفاده بهینه از اطلاعات در علوم انسانی هشدار داد تكمیل پایگاههای داده‌ها در علوم انسانی با نوعي" گریز ناپذيری بی‌امان" جلو رفته است. از طرف دیگر همو اعلام می‌دارد دانشمندانی كه در عرصه علوم انسانی كار می‌كنند پیچيده ترین نیاز‌های اطلاعاتی را دارند. كلیه اطلاعات گذشته، صرفنظر از درجه قدمت مهم اند؛ بیان كلامی غنی و فارغ از قيد و بند، يعنی بی‌ انسجام است؛ و كنترل واژگان با كار علمی بیگانه دانسته‌‌ می‌شود. چرا كه فرایند‌های فكری را مختل می‌كند و حتی ممكن است موجب تحلیل بردن فعالیت‌های مردم گرایانه گردد.
پژوهشگران و دانشمندان در توصیف كار خود این مشكلات را به وضوح بیان كرده‌اند:
- دردو رنج ردیابی اطلاعات در صورت نابسندگی نمایه‌ها
- دشواری سازماندهی اطلاعت دیداری و مكتوب
- خطر از دست رفتن اطلاعات به علت نامشخص بودن نام آن اطلاعات در نظامهای نمایه‌سازی متفاوت
- غير ممكن بودن يافتن اطلاعات در آرشيو های نمایه سازی نشده
سر آغاز‌های طرح
اغلب درماندگی یاریگر تغيير می‌شود. دورا كروچ مورخ معماری و استاد پلی تكنیك رنسلر در تروای نیویورك به خاطر مشكلات مداوم گردآوری اسلاید‌های مورد نیاز تدریس خود به شكلی فراینده احساس استیصال می‌كرد.
كروچ كه درعين حال سردبیر خبرنامه انجمن مورخان معماری (Society of Architectural Historians Newsletter) بود خواستار جلسهای با مشاركت پنج شش آرشيویست، كتابدار، موزه‌داران طرح‌ها و باسمه‌ها و نمایه‌سازان به منظور راه‌اندازی سیستم يكپارچه دسترسی به اسلاید‌ها (UAS) شد.
در این اولین جلسه، گروه برنامهای را آغاز كرد تا حمایت‌هایی متنوع برای این طرح به دست آورد. همچنین نیاز به واژگان هنر و معماری تصدیق شد." بر نیاز به واژگانی كنترل شده را كه " معرفي مداوم اطلاعات از طریق تعيين‌ راه‌های مرجح اشاره به مفاهیم، كنار هم گذاردن مشابه‌ها و ضبط روابط دیگر نظير اصطلاحهای اعم و احض را پردازد مورد تأکید قرار داد.
چنین واژگانی موجب تسهیل كار نمایه‌سازان و فهرست‌نویسان شده جامع‌ترین شكل ممكن بازیابی اطلاعات درباره موضوعي معين را از طریق پیوند‌ دادن واژه‌های دارای معانی مرتبط امكان پذيری ساخت.
در ماه می 1979 گروهی بزرگتر در مقر كمیته حفاظت پیشينه‌های معماری شهر نیویورك به عنوان دومین جلسه گروه برنامه‌ریزی UAS تشکیل شد. در میان شركت كنندگان يکی هم مولهولت از مدیران كتابخانه‌ها در پلی‌تكنیك رنسلر و تونی پترسون و مایكل راینهاردت ازRILA (International Repertory of The Literature of Art) بودند. بحث حول نیاز به وسایل استفاده از جدیدترین فناوری در پروژه‌های فهرست‌نویسی رایانهای و نمایه‌سازی بود. هر يك از شركت‌كنندگان به مشكل نبود واژگان كنترل شده در طرح‌های خود اشاره كرد و بار دیگر نیاز به تدوین اصطلاحنامه هنر ومعماری مطرح شد.
هنری میلون دبیر مركز مطالعات پیشرفته هنرهای تجسمی (CASUA) در گالری ملی هنر، كه امكان حضور نداشت نظرات خود در مورد تدوین اصطلاحنامهای آرمانی را ارسال كرد. دلمشغولی وی خلاصه مسائلی بود كه كمیته به آنها پرداخت، وی نوشته بود:
اصطلاحنامه رایانه ای نیازمند آن است كه به شكلی سلسله مراتبی نوشته شود طوریكه روی خود جمع شود و مجموعهای از واژگان مرتبط را تشکیل دهد. این مشکل كلیدی طبقه‌بندی‌های موضوعي است. طراحی چنین اصطلاحنامهای مستلزم همكاری واقعي مورخان معماری است.
میلون در این گفته به شناساندن آن عناصر كلیدی پرداخت كه مبدل به اصول راهنمای توسعه اصطلاحنامه هنر و معماری گردید. این ایده كه اصطلاحنامه باید ساختار سلسله مراتبی داشته و متکی بر همكاری علمای رشته باشد مبدل به دوتا از اصول اولیه عمل در تدوین اصطلاحنامه هنر و معماری گردید. درك و اینده‌نگری میلون در مورد نقش محوری همكارانش او را نامزد بلا منازع ریاست گروه مشورتی معماری در اصطلاحنامه هنر و معماری كرد كه در سال 1983 به منظور بازبینی و هدایت پژوهش و تدوین اصطلاحنامه هنر و معماری تشکیل شد.

بنیانگذاری اصطلاحنامه هنر و معماری
از قضا UAS هیچگاه جامهی عمل به خود نپوشيد. این گروه پس از جلسه دوم متلاشي شد، اما با طراحی پروژه‌ اصطلاحنامه هنر و معماری عزم و انرژي آن در اختیار این طرح قرار گرفت. گروهی سه نفره متشكل از پت مولهولت، تونی پترسون و دورا گراچ شروع به كار در جهت آماده سازی پیشنهاد‌های بزرگ و برنامه ریزی اصطلاحنامه كرد. پترسون ویراستار اجرایی RILA بود .
RILA از سال 1973 سرگرم انتشار نمایه متون تاریخ هنر با استفاده از فهرست‌‌ برگه‌های موضوعي به شكل دستی بود. گر چه اینكار با رعایت فنون استانده كتابخانهای و استفاده از سرعنوان‌های مصوب (و به كارگیری‌ ارجاعهایی چون «نگاه كنید به» و «نیز نگاه كنید به») انجام می‌شد، وقتی فرد نمی‌توانست روابط مفهومی را در فایلی كه به شكل الفبایی مرتب شده بود ببیند نمی‌شد انتظار داشت ارتباط‌های مداوم میان اصطلاحات برقرار شود.
در يك همایش نمایه سازی كه توسط فدراسیون ملی خدمات چکیده نویسی و نمایه سازی (NFAIS) برگزار شد پترسون به تازگی از روش كتابخانهای ساخت فهرست‌های مستند الفبای به روش علم اطلاع رسانی ساخت اصطلاحنامه‌های سلسله مراتبی روی آورده بود. مولهولت دستیار مدیر كتابخانه‌های موسسه پلی‌تكنیك رنسلر تحت تأثير امتیازات اصطلاحنامه سرعنوان‌های پزشکی (MeSH) قرار گرفت كه به شكل سلسله مراتبی مرتب شده بود و پیشنهاد كرد به عنوان الگو مورد استفاده قرار گیرد. مولهولت در عين حال تجربه كار با سیستم‌های خود كار را در اختیار گروه گذارد.
اولین كمك آنها كه در سال 1980 از شورای منابع كتابخانه‌ها دریافت شد، گروه را قادر ساخت به پژوهش و احراز نیاز به اصطلاحنامه هنر و معماری بپردازد. پژوهشگران به مکاتبه، مذاکره و دیدار با مقامات در ارتباط با نمایه‌سازی موضوعي و ساخت اصطلاحنامه پرداختند. نسخه‌هایی از ده دوازده فهرست موضوعي و اصطلاحنامه هنر و معماری مورد استفاده در آن سازمان و نیز چندین فهرست كوچك مورد استفاده در تك موسسات تهیه و مورد تحلیل قرار گرفت.
گزارش حاصل كار آنان با عنوان نمایه‌سازی و چکیده نویسی در هنر: ارزیابی و تحلیل بعداً در همان سال تكمیل شد و از طریق خدمات اسناد ERIC در معرض استفاده قرار گرفت. نتیجه گیری گزارش این بود كه گر چه فهرست‌های موضوعي مذكور هر يك برای برآوردن نیاز‌های پروژه‌ خود طراحی شده هیچ يك به خودی خود برای ارائه اصطلاحنامه جامع مورد نیاز برای كل آن رشته كامل نیست.
در سپتامبر 1980 سازمان يك كمك يك‌ساله جهت برنامه ریزی از بنیاد ملی علوم انسانی (NEH)دریافت كرد. دراین مقطع كراچ، مولهولت و پیترسون رسماً مدیران مشترك پروژه‌ اصطلاحنامه هنر و معماری شدند. موسساتی كه در آنها كار می‌كردند بعضي از ساعات كاری روز آنها را آزاد می‌گذارند اینك پیترسون مدیریت كتابخانه كالج بنینگتون را پذيرفته بود رنسلر مبدل به موسسه مدیریت كننده این كمك يكساله شد و موافقت كرد در كتابخانه فوسام به این پروژه كه در مرحله نوباوکی بود جایی بدهد.
بدین ترتیب بود كه پروژه AAT عازم ایجاد واژه‌ نامهای منسجم ، جامع و كنترل شده گردید كه بتواند ایجاد كنندگان پایگاه‌های داده‌ها را به كار اید ولی در عين حال بازبان كاری دانشمدان و پژوهشگرانی كه استفاده كنندگان محتمل آن پایگاه‌های می‌شدند تعارض نداشته باشد. اصطلاحنامه به صورت مجموعهای از اصطلاحات در نظر گرفته شد كه شامل واژگان تاریخچه و شکل گیری هنرهای تجسمی بوده یعنی به عنوان مفصلی میان اشیاء و بدلها و بازنمائی و کتابشناسی های راجع به آنها عمل کند. دامنه شمول تاریخی و جغرافیایی آن کامل خواهد بود هر چند ا صطلاحات مربوط به بن مایه های شمایل نگارانه را در برنخواهد گرفت. اصطلاحنامه دارای ساختار سلسله مراتبی بوده نهایت تلاش در جهت سازماندهی آن به شکلی قابل استفاده رایانه ای صورت خواهد گرفت. دانشمندان این رشته در کلیه مراحل به بازبینی کار خواهد پرداخت. این چند خصیصه اولین اصول تعیین روش کار اصطلاحنامه را تشکیل دادند.
ارتباط با سرعنوان‌های كتابخانه كنگره
كار اولیه گردآوری واژگان اصطلاحنامه از واژه‌نامه‌های موجود، فهرست‌های موضوعي و اصطلاحنامه‌ها تاکید گر يکی از دیگر از اصول بنیادین AAT شد كه همانا عبارت است از استفاده از واژگانی كه از قبل در رشته مربوط به كار گرفته‌ می‌شده است. تدوین كنندگان اصطلاحنامه امیدوار بودند از این طریق اهمیت آن را افزوده سازمانهای فهرست‌نویس و نمایه ساز را قادر سازند به سهولت به جذب اصطلاحنامه ی جدید پردازند. با این دیدگاه قرار شد اولویت به فهرست سرعنوان‌های موضوعي كتابخانه( LCSH) كنگره داده می‌شود كه هشتاد سالی از عمر آن می‌گذشت.
سر عنوانهای موضوعي كتابخانه كنگره كه در اكثر كتابخانه‌های ایالات متحده بكار می‌رود از قبل مبنای بسیاری از فهرست های موضوعي تدوین شده توسط مراكز نمایه‌سازی در حیطه‌های هنر و معماری قرار گرفته بود. برنامه كار بر استخراج كلیه واژگان ذيربط از سرعنوانهای موضوعی کتابخانه گنگره و ورود آنها به يك فایل رایانهای متمركز بود. هدف در آمیختن كلیه فهرست‌های گردآوری شده بود طوریكه مجموعه اصطلاحات گردآوری شده پایه اصطلاحنامه جدید باشد.
اما در جریان پیشرفت كار روز به روز تفاوت‌های بیشتری میان LCSH و AAT در دست توسعه و تكمیل نمایان می‌شد. پیترسون در سال 1983 درمقاله ای به تحلیل تفاوت‌های اساسی در نحوه انتخاب اصطلاحات و ساخت آنها پرداخت كه در آن مسائلی چون ترتیب مغلوب واژه‌ها در سرعنوانهای کتابخانه کنگره در برابر ترتیب طبیعي آنها (مثل خانه‌ها، دور. يكتوریا و خانه‌های دوره ویكتوریا) و دیگر مسائل و حاد‌تری كه ناقض موازین ساخت اصطلاحات در اصطلاحنامه ها بود مطرح گردید.
هنگامی كه اصطلاحنامه آماده انتشار شد تفاوت‌های عمدهای در صورت و فلسفهی LCSH و AAT دیده می شد. تلاش برای گنجاندن سر عنوان‌های کتابخانه کنگره در AAT به چندین دلیل بغرنج شده بود:
AAT ترتیب ردهای مبتنی بر ساختاری محكم و دارای انسجام داخلی است. این امر به فهرست‌نویسی اجازه می‌دهد واژگان را که برحسب مفهوم به شکل گرافیکی مرتب شده همراه با اصطلاحاتی که در معنای خاص خود اعم تر و اخص ترند در اختیار داشته باشد، سرعنوانهای کنگره (LCSH) تنها به صورت آرای الفبائی در اختیار قرار دارند. سازماندهی شده اند همراه با واژه های اعم و اخص به شکل نموداری ببیند در حالیکه سرعنوانهای کتابخانه گنگره صرفاً با آرایش و ترتیب الفبائی در اختیار قرار دارند.
کلیه اصطلاحهای AAT از منابع موجود انتخاب شده تا درون آرایه های سلسله مراتبی خود کلی مفهومی را در اختیار گذارد. اصطلاحهای کلی چون خانه ها و اصطلاحهای محدود تر مرتبط به آنها چون خانه های خارج شهر و بنگالو هر دو در AAT وجود دارد.
در اکثر موارد در سرعنوانهای LCSH کلی ترند زیرا بیشتر برای توصیف موضوع کل کتابها به کار می روند تا موضوعی خاص در تصویر یا موضوع مقاله ای در نشریات ادواری. ازطرف دیگر سرعنوانهای کتابخانه کنگره تنها در صورت احساس نیاز ساخته می شود.از اینرو بسیاری اصطلاحات موجود در AAT در LCSH نیست.
LCSHبه جای بیان تک مفهومها بیشتر حالت پیش همارائی شده دارند؛ بعنی مفاهیمی پیچیده اند که در هنگام تولید سرعنوان درهم جمع شده اند و به صورت همان ترکیب خاص باقی می مانند. به عنوان مثال درهای جوبی از سرعنوانهای رده بندی کنگره است، همینطور است نقاشی رنسانس، در AAT به خاطرساختار چهریزه ای آن چوب در رده مواد می آید، در رده اجزاء کارهای ساخته ، رنسانس در رده سبکها و دوره ها و نقاشی در رده رشته ها. نمایه سازان مختارند که واژگان را به شکل مجزا به کاربرند یا آنها را به صورت ترکیباتی در آورند که هنگام نمایه سازی به منظور جور شدن با فقره ای که توصیف می کنند پیش همارا سازند.
علی رغم این تفاوتها AAT سعی داشت به سرعنوانهای LCSH اولویت دهد، این همه به علت برتری بلند مدت سرعنوانهای LCSH به عنوان واژه نامه نمایه سازی . بدین لحاظ همواره اصطلاحات LCSH همیشه ترجیح داده می شد مشروط بر اینکه شکل آنها نیازهای سخت گیرانه ساخت اصطلاحنامه ها تعیین شده در موازین ملی و بین الملی را برآورده شازد. با این همه در صورت نیاز سرعنوانهای LCSH تغییر داده می شد. هریک از مفاهیم LCSH صرفنظر از اینکه به شکل اصطلاح شده یا دست نخورده در AAT به کار می رفت دارای یادداشت بود امید این بود که این کار کتابخانه هائی را که به استفاده از AAT می پردازند قادر سازد پیشینه های کتابشناختی قبلی خود را که حاوی سرعنوانهای کتابخانه کنگره بود کمک کند را پیدا کند و به پیشینه های کتابشناختی همان موضوعها مرتبط سازند. گام مهم د یگر آماده کردن داده های AAT برای استفاده در قالب مارک، قالب ارتباطی مورد استفاده در بیشتر نظامهای کتابخانه ای و کتابشناختی مبتنی بر سرعنوانهای موضوعی بود.
ساختار AAT اولیه
اولین وقفه پروژه در سال 1981 پیش آمد، وقتی از NEH درخواست شد به تائید کمکی عمده به ساخت کل اصطلاحنامه هنر و معماری در دوره ای سه ساله پردازند. متاسفانه این درخواست مقارن شد با محدودیت های جدید بودجه NEH و صرفاً یکساله داده شد، با این شرط که AAT کار خود را به معماری محدود کند که در آن چندین فهرست موضوعی وجود داشت که می شد اصطلاحنامه را مبتنی بر آنها ساخت.
در پاییز 1981 فرهنگ نویسی با تجربه ساخت اصطلاحنامه های رده ای، یک برنامه نویس رایانه نیمه وقت، یک منشی و تعدادی دستیار دانشجو شروع به کار کردند. برنامه کاری عبارت بود از تعریف کلیه مقوله ها یا رده های احتمالی که برای پوشش دادن به رشته معماری و حیطه های وابسته ضروری بود و نیز نوشتن یک برنامه رایانه ای که قادر به تولید برگه واحد برای تک اصطلاحهای وارد شده ه در هر یک از فهرست های رایانه ای باشد که ژورنال انجمن مورخان معماری، نمایه نشریات معماری او ری ، بخش عکس آرشیوهای دولتی کانادا، RILA و نمایه نشریه های معماری موسسه سلطنتی معماران انگلیس سخاوتمندانه در اختیار AAT گذارده بودند. از آنجا که در آن زمان هیچ فایل رایانه ای LCSH در اختیار نبود مجبور بودند سرعنوانهای ذیربط را با زحمت فراوان در مجلدات چاپی LCSH بیابند و فایلی رایانه ای تشکیل دهند.
این اولین گردآوری واژه هائی که می توانستند نامزدهای بالقوه درج در AAT باشند به توده ای بزرگ از قریب به سی هزار برگه اصطلاح منتهی شده لازم بود این واژگان از نظر روشن شدن هم پوشانی و افتادگی و نیز سبک سرعنوانها و افزودن ارجاعها مورد بررسی قرار گیرد.
برای آنکه فن آوری برگه های اصطلاحات با کارآمدی بیشتری صورت گیرد درژانویه 1982 سه مشاور به مدت یک هفته به تروی آورده شدند تا به کار با کارکنان و سه مدیر پاره وقت و بسیار گرفتار پردازند.
از جمله این همکاران مهمان یکی آنچلاگیوال، مدیر کتابخانه دانشکده تحصیلات تکمیلی طراحی، در دانشگاه هاروارد بود که بعدها کتابدار اوری در دانشگاه کلمبیا شد؛ جی کونینگ ، کاندیدای دکتری در رشته تاریخ معماری در ام آی تی و سوزان بلندی، کتابداری از منطقه تروی.
این یک هفته برا ی شرکت کنندگان دلهره آور و در عین حال مسرت بخش بود. پترسون در مورد این تجربه می گوید:
ماهفت تن کار را در اطاقی عظیم در مدرسه سه معماری در رنسلر آغاز کردیم در حالیکه ردیفهای میزهای مطالعه بزرگ، خالی و زمخت در اختیارمان قرار داشت. در مقابل ما توده هائی از برگه های تک واژه ها تا ارتفاع کمر قرار گرفته بود؛ روی هر نیز نشانه یکی از مقوله ها یا رده های هجده یا نوزده گانه که در آن زمان شناخته شده بود قرار داشت، مثل اجزاء معماری، سکونتگاهها و شهرها، منظره و باغبانی، طراحی و عمل،ساختمان، آموزش و پرورش ، مردم و صنایع . هر یک از ما از این اوراق را برداشته با گشتن گرد میزها برگه های اصطلاحهای ذیربط را با صحبت و تبادل نظر فراوان میان خودمان روی میزها قرار می دادیم.
تا آنجا که به خاطر دارم اینکار حدود دو روز و نصفی طول کشید. بقیه هفه را صرف الفبائی کردن توده های اصطلاحات جمع آوری شده و دوختن برگه های اصطلاحات همسان یا مشابه در معنا که از فهرست های جداگانه و متمایز نمایه ای به دست آمده بود کردیم.
اقدام بعدی عبارت بود از مرتب کرده هر توده ازورقه های اصطلاحات به صورت رده ای، فرآیندی که رج بندی (Shingling) نام دارد. دوباره نیاز به کمک بود و جی حپونینگ به عنوان مشاور نیمه وقت بازگشت ،همواره با بتانی مندنهال، ریئس خدمات فنی در مرکز گتی برای تاریخ هنر و علوم انسانی که به او مرخصی داده شده تا شش ماه را در AAT سپری کند، از فوریه تا ژوئن 1982.
تا می آن سال پیشرفت زیادی صورت گرفته بود.اولین مجموعه رده ها کامل شده بود واعضای هئیت مشورتی تعیین شده و سه بار در طول آن سال تشکیل جلسه داده بودند. نقش این هئیت اظهار نظر درباره برنامه کار ، بازبینی ساختار رده ها و کمک به تعریف دامنه پروژه بود. اعضاء عبارت بودند از کریستیناهولمز، که در آن وقت در کتابخانه اوری دانشگاه کلمبیا کار می کرد واینک کتابدار آکادمی آمریکا در رم است ، هلن گیلمان از کتابخانه عکس و اسلاید دانشگاه بیل، کریستین اوتو، مورخ هنر در دانشگاه کورنل، فورد پیتراس از بخ باسمه و عکس کتابخانه کنگره و مایلک دانیهارث از RILA گروه کاری ژانویه تصور کرده بود کار جور کردن وادغام موجد کلیه اصطلاحات شناخته شد برای فهرست نویسی ونمایه سازی مطالب معمارانه خواهد شد. اما اولین تلاش در جهت ایجاد رده ها نمایانگر وجود غیرمنتظره شکافهای بزرگ در سراسر واژگان شد در واقع دهها برگه واژه های تولیدی عملاً فهرست کابلی از اصطلاحات در اختیار نگذارد.
توضیح وضعیت دو وجهی بود؛ وقتی واژگانی که برای فهرستی الفبائی ایجاد شده بر اساس مفاهیم بازآرائی شود، واژه های جا افتاده به سرعت نمایان خواهد شد. به گفته مولهولت " وقتی قطعات دوچرخه را برجسب اندازه شان می چینیم دریافت کمبودها دشوار است اما وقتی همان قطعات را به شکل یک دوچرخه بچینیم آنچه وجود ندارد به سرعت معلوم می شود. " علت دوم خلاء ها این است که بیشتر فهرست های موضوعی برگرفته از نظامهای فهرست نویسی و رده بندی نیاز به نمایه سازی یا فهرست نویسی دبیزه های موجود یا اشیائی که قبلاً مشاهده شده بود داشتند. بنابراین فهرست سرعنوانها نمی تواند جامع تر از دبیزه ها یا اشیایی که تا آن لحظه توصیف شده بود.
با یک آزمایش ساده واژه هائی که برای جامعه علمی ضرورت تام داشت به یکی از بخشهای فرعی یکی از رده ها افزوده شد. در نتیجه آن بخش از نظر اندازه قریب به دو برابر شده. این یک دو راهی عمده سرراه AAT بود زیرا اینک روشن شد نمی توان برای ارائه مجموعه ای متجانس به ترتیب سلسله مراتبی برمجموعه لیست های اولیه تکیه کرد. رسالت علمی AAT مستلزم اتخاذ تصیم در مورد جستجوی واژه های از قلم افتاده در کتابهای مرجع و دستینه های علمی بود، کاری شاق و پرهزینه.
یکسال کار شدید و پر مشقت از 1981 تا 1982 بیشتر اصول بنیادی تدوین AAT را روشن کرد، اصولی که بعداً توضیح داده و دسته بندی شد.
- تدوین AAT براساس اصول استانده اصطلاحنامه نویسی ، نظیر آنچه تحت عنوان راهنمای ایجاد اصطلاحنامه های تک زبانه توسط موسسه ملی استاندارد آمریکا بیان شده است صورت خواهد گرفت.
- اصطلاحنامه ساختاری سلسله مراتبی خواهد داشت و در ساختار درختی ونمایش های الفبائی خود از الگوی اصطلاحنامه سرعنوانهای پزشکی (MESH) استفاده خواهد کرد.
- اصطلاحنامه مبتنی بر واژگان رایج خواهد بود که منابع ادبی استانده استفاده از آنها را جایز شمرده اند و جامعه علمی آنها را معتبر شناخته است؛ در صورت امکان فهرست های موجود که امکان گسترش یا جرح و تعدیل دارند به کار گرفته خواهند شد.
- اصطلاحنامه مسئول تداوم خود و شناخت نیازهای آن تداوم در عمق و دامنه واژگان خواهد بود.
- داده هائی که اصطلاحنامه از آنها تشکیل می شود به شکل ماشین خوان در دسترس قرار می گیرد و سیستم های خودکار گوناگون قادر به استفاده از آن خواهند بود.
- سعی خواهد شد تعهدات مالی لازم، نه تنها برای تشکیل واژگان اولیه، بلکه نگهداشت آن در بلند مدت تامین گردد.
- به گروههای استفاده کننده اطمینان داده خواهد شد که اصطلاحنامه به شکل دلبخواهی تغییر نخواهد کرد. گرچه تغییر گریز ناپذیر است لازم است منطبق بر برنامه ریزی بوده با موافقت جامعه استفاده کنندگان ترویج شود. کارکنان AAT علاوه بر وضع این اصول قبل از 1982تاریخ تسلیم گزارش نهائی پروژه به NEH ،تکمیل تعدادی از اقدامات مهم به شرح ذیل را گزارش کردند:
- نوزده رده به شکل پیش نویس تشکیل شده و بیش از نیمی از آنها مورد ویرایش عمیق و حک و اصلاح قرار گرفته بود.
- هر دو فهرست سلسله مراتبی و الفبائی رایانه ای شده بود.
- مطالب لازم جهت فرآیندهای بازبینی از خارج نگاشته شده بود.
- مسائل روش شناختی شکل و تقسیمات فرعی موضوعی ، از جمله قواعد استفاده حل شده بود.
- معرفی اصلاحنامه از طریق نمایش در برابر انجمن های حرفه ای ادامه داشت.
- تائید تهیه اصطلاحنامه پیشنهادی چند برابر شده است.
- مشاوران به طور منظم به افزایش ارائه تجارب تخصصی خود در مذاکرات کارکنان ادامه داده بودند.
- گزارشی مهم درباره پروژه در فهرست انتشارات قرار گرفته بود.

AAT تحت حمایت بنیاد جی.پول گتی
با پایان گرفتن کمک یکساله( به علاوه تمدید سه ماهه) اهدائی موقوفه ملی علوم انسانی در ژانویه 1983 ، تغییری عمیق در ساختار و شیوه کار پروژه AAT صورت گرفت. مدیران پروژه پیشنهاد بنیاد جی.پول گتی را در مورد تبدیل شدن به یکی از واحدهای عملیاتی بنیاد را پذیرفتند که دریافته بود هماهنگ سازی واژگان برای تکمیل مطالعاتش در زمینه خودکارسازی عرصه تاریخ هنر اهمیتی حیاتی دارد. کمی بعد، دورا کروچ که مسئولیتی عمده در نظارت بر رده های معماری داشت از سمت خود استعفا کرد تا به آموزش و پژوهش شخصی بپردازد.
این طرح نوپا با کارکنانی در حد ویراستار و یک منشی از رانسلر به محلی در دانشگاه بنینگتون منتقل شد. اینک خانم تونی پیترسون وقت خود را به تساوی بین کتابخانه کالج بنینگتون و طرح AAT تقسیم می کرد، جائیکه مهم ترین مسئولیت وی مدیریت کارکنان و تدوین اصطلاحنامه بود. پت مولهولت همچنان 20درصد از وقت خود را با مجوز رنسلر صرف کار روی پروژه می کرد و مسئول بودجه و سیستم رایانه ای بود. این دو مدیر نقشی فعال در کار بازبینی درون سازمانی فعالیت در جریان و سیاستگذاری داشتند.
با تغییر تامین کننده اعتبار از دولت فدرال و پذیرش مسئولیت های طرح به عنوان یکی از واحدهای عملیاتی بنیاد جی.پاول گتی تراست، در آغاز سال 1983 زمان صورت برداری فرا رسید. در هفته اول ژانویه نشستی جهت بحث در جایگاه طرح برگزارشد. غیر از کارکنان AAT کسانی چون پاتریشیاجی بارنت، از کتابخانه جی واتسون در موزه هنر متروپولیتن ، آنجلاگیوال، کتابدار کتابخانه اوری در دانشگاه کلمبیا، کارول ماندل که در آن زمان در اتحادیه کتابخانه های پژوهشی کار می کرد و اینک مدیر خدمات فنی و شبکه کتابخانه دانشگاه کلمبیاست، بتانی مندنهال، مایکل راینهارت والین اسونونیوس ازمدرسه تحصیلات تکمیلی علوم کتابداری و اطلاع رسانی در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس. رده هائی که تا آن زمان ساخته شده بود، همراه روشهای عملیاتی جاری بررسی شد. نتایج ذیل که بیشتر آنها قبلاً در زمینه هائی دیگر مطرح شده بود به دست آمد.
- مدل بخش معماری نیاز به گسترش با افزودن قواعد و روشهای اضافی برای اصطلاحات هنرهای تزئینی و زیبا دارد.
- AAT نیازمند تعریف حیطه هائی است که برای آن در حکم اصل است، حیطه هائی که باید سعی در جامعیت آنها کرد و نیز تعریف حیطه های "حاشیه ای" که نیازی به این درجه از جامعیت ندارد.
- حتی در مورد حیطه های اصلی نیز تلاش در جهت کمال و جامعیت نیز حدودی دارد. لازم است ساز و کاری برای حفظ اصطلاحنامه در بلند مدت و افزودن اصطلاحات جدید اندیشیده شود.
- نیاز به افزودن یادداشت دامنه( که اساساً تعاریف ساده شده است) برای متمایز کردن واژههای متشابه و شرح دامنه هر اصطلاح مطرح شد.
- قرار شد مولفان AAT برای هر اصطلاحا یک پیشینه مستند تهیه کرده کلیه اطلاعات راجع به واژه، از جمله منابعی که در انتخاب آن به کار رفته را در آن درج کنند.
- اهمیت آنچه در آن زمان فهرست های تقسیمات فرعی دیده می شد، به ویژه در حیطه های سبکها و دوره ها، نامجای ها، تاریخ ها، انواع اسناد و تقسیمات فرعی موضوعی تائید شد.

مسائل و مشکلات تدوین اصطلاحنامه
تا 1983 چارچوب مفهومی رده هایAAT – یا " ساختارهای درختی " ، ساختارهای نمایانگر روابط جنس – گونه – به خوبی تعریف شده بود. ذکر کلیه ترکیبات ممکن سبک یا دوره با نام شئی، یا ماده و نام شیئی ( نظیر کلبه های ویکتوریائی یا کف های مرمری) باعث می شد ابعاد اصطلاحنامه تا حدی بی لگام بسط یابد.بعداً الین سونونیوس در دومین همایش بین المللی پردازش خودکار داده ها و دبیزه های تاریخ هنر درپیزا ، به سال 1984 به شرح این معنا پرداخت.
بااینحال تصمیم به توسعه رده های جداگانه برای سبک ها و دوره ها، مواد و اشیاء به جای پیش همارائی اصطلاحات، مسئله پیش همارائی و پس همارائی را حل نمی کرد. در حالیکه کارکنان AAT در تقلای نگارش قواعدی بودند که به روشنی شرح دهد در چه مواردی اصطلاحات چند کلمه ای متصل شمرده می شود ودر کجا می توان به زدودن همارائی پرداخت. رجوع به بخش بزرگی از منابع راجع به موضوع ضرورت یافت، در حالیکه به نظر می رسید بخش اعظم آن بیشتر گیج کننده است تا روشنگر. سرانجام در سال 1985 تعدادی از کارشناسان اصطلاحا نامه برای حل معضل در اجلاسی دو روزه گرد هم آمدند.جمیز آندرسون از دانشگاه راتگرز، اورت برنر از موسسه نفت آمریکا، اف.دبلیو.لنکستر از دانشگاه پنسیلوانیا، الین سونونیوس و جان لوگان از برنامه اطلاع رسانی تاریخ هنر موسسی گتی. با وجود پیشرفت در مورد چندین قاعده روشن در مورد روشهای مورد استفاده تحریر AAT، اغلب از درخواست های قضاوت مورد به مورد برای تعیین اینکه چگونه و چه وقت یک اصطلاح چند کلمه ای نشانه مفهومی واحد و متصل است و در کجا باید به زدودن همارائی آن پرداخت واجزاء اصطلاح را در رده های جداگانه نشاند مداوماً استفاده می شد.
مسئله مشکل ساز دیگر مربوط می شد به واژگان مفاهیم معنائی (اسم های معنا) چون هماهنگی (ایقاع)، رنسانس(نوزائی) و مدور ( مستدیر)، اصطلاحاتی که ضرورتاً به شکل اسم که استفاده از آنها در مطلع های اصطلاحنامه توصیه شده نیست. طبقه بندی اسم های معنا به مراتب دشوارتر است. نه تنها، ایجاد رابطه جنس – گونه – دشوار است ، بلکه در بسیاری موارد این رده به نسبت رده های اشیاء که شخص منظماً در آنها سطح از ویژگی و حتی بیشتر از آن می یابد بسیار کم عمق خواهد بود. همچنین این معضل وجود دارد که غالباً هیچ سرعنوان " واقعی" که بتوان به عنوان اصطلاحی گسترده تر یا پهلوی هم قرار دهنده به کار گرفت در اختیار نیست که بتوان گروهی از واژگان مشابه یا " هم خانواده" را ذ یل آن آراست. در اینجاAATاز سرمشق برخی اصطلاحنامه های دیگر در تعیین " برچسب های راس" یا " واژه های راهنما" استفاده می کند، واژه هائی که درون قلاب قرار گرفته و مفهومی وسیع تر را بیان می کند ولی مناسب استفاده در نمایه سازی نیستند، مثل (صندلی براساس شکل)، مرتب سازی اصطلاحات در رده های متفاوت طبقه بندی آنها را نیز محدود می کند. ساخت شبکه ای از واژه های مرتبط – ویژگی ای که هر کجا مجال بود به تک واژه ها افزوده شد – اقدامی است ضروری برای معرفی دانش در یک رشته. به یک معنا براساس مسیرهائی که واژه های مرتبط در اختیار می گذارند رده های جایگزین ساخته می شود.به عنوان مثال در رده های معماری کلیه تک سازه های معمارانه در روابط جنس- گونه ای خویش قرار گرفته اند: کلیسا بخشی است از بناهای دینی، همینطور است مسجد. از طریق ارجاعات به واژه های مرتبط می توان اجزاء را به کل متصل کرد، مثلاً نیمکت چوبی پشت دار به کلیسا ، محراب به مسجد .

بررسی عالمانه AAT
در همان سال 1982 ، براساس هدف اعلام شده AAT در کسب تائیدیه کار خود از دانشمندان هر رشته، شماری از رده های مجموعه معماری جهت بررسی حدود سی نفر که عمدتاً مورخ معماری، کتابدار معماری یا موزه دار اسلاید بودند ارسال شد. نتایج بررسی های آنها ناچیز بود. معلوم بود گواریدن حجمی چنین بزرگ از مطالب به تنهائی و بدون راهنمائی کارکنان AAT کاری است دشوار . آنچه به همین اندازه غامض بود این حقیقت بود که آن بررسی کنندگانی که به اظهار نظر در مورد محتوی و / یا ترتیب اصطلاحات پرداختند غالباً آرائی متناقض داشتند. روش بررسی مورد باز اندیشی قرار گرفت و تصمیم گرفته شد از آن پس گروههای کوچکی از دانشمندان برای دوره های کار متمرکز همراه خود کارکنان AAT گرد هم آیند. معمولاً این گروههای کاری به بررسی آن بخش های اصطلاحنامه می پرداختند که به خوبی تعریف شده بود.به جای اینکه همزمان به قضاوت در مورد چندین رده پردازند و طی جلسات اختلاف نظرهای خود را حل می کردند.
تابستان 1983 فرصت اولین اجلاس بررسی عالمانه یک رده یAAT به روش جدید بود. در این موقع AAT حدوداً سیزده هزار اصطلاح داشت که یک پنجم آنها در رده سبک ها و دوره ها .که موضوع اولین بررسی بود. نکاتی که در این اجلاس مطرح شد توسط کلیه گروههای بررسی بعدی، صرفنظر از ماهیت رده مورد بحث، مطرح شده است. ازجمله این مسئله که کاربران AAT چه کسانی هستند و نیازهای آنها چگونه بر انتخاب واژه ها و مرتب سازی آنها در رده ها تاثیر می گذارد و در گردآوری واژه ها به چه منابعی مراجعه شده است. همچنین بررسی کنندگان می خواهند بدانندAAT تغییرات در شکل واژه در طول تاریخ را چگونه لحاظ می کند واینکه آیا واژه های غیرانگلیسی نیز در اصطلاحنامه می آید. بررسی کنندگان بارها در تحلیل ساختار یک رده گیر افتاده و غالباً نقش عمده ای در اصلاح – یا تغییر کامل آرایش آن – ایفا کرده اند.
در مرحله پایانی ساخت هر رده گروههای بررسی دانشمندان تشکیل می شد. سی و هفت اجلاس از این دست که از نصف روز تا دو و نیم روز طول می کشید در طول تدوین AAT تشکیل شد. منسجم ترین و ماندگارترین تیم بررسی گروه مشورتی معماری بود، به ریاست هنری میلون و پنج دانشمند و معمار دیگر به نمایندگی از طیف گسترده این رشته. این گروه در فاصله 1983 تا 1989 هفت بار تشکیل جلسه داد تا توسعه و تکمیل رده های معماری را بررسی کند و استانده های لازم برای گروههای بررسی بعدی را براساس مسئولیتی که در گردآوری و شکل دهی به واژگان حیطه کاری خود برعهده داشت تعیین کند.
با پیروی از سرمشق این گروه تشکیل هئیت های مشورتی درحیطه های هنرهای تزئینی و زیبا برنامه ریزی شد. گروه مشورتی هنرهای زیبا اول بار در می 1988 تشکیل جلسه داد. دو روز بحث های داغ به تحلیل رابطه میان رشته های گوناگون نقاشی و پیکرتراشی سنتی با رشته های امروزی طراحی و رسانه های غیرسنتی و در پی آن تغییر نام این بخش که تا آن زمان هنرهای زیبا نامیده شده بود به شکلهای هنری که اینک به رسانش بصری و کلامی تغییر نام یافته منجر شد. ممکن است تاثیر این گروه از دانشمندان تغییری شگرف در تجسم زبان این رشته را باعث شده اشکال جدیدی از توصیف برای فهرست نویسی و نمایه سازی را در اختیار گذارد.
کار با جامعه علمی و گروه رو به رشد کاربران AAT بر این اعتقاد تاکید گذارده است که گرچه جامعیت و استاندگی واژگان غایتی مهم است، اصطلاحنامه موفق نه می تواند تغییر ناپذیر باشد نه معتقد به انضباط بی چون و چرا. اصطلاحنامه هاباید قادر به تعامل با زبان زنده و متحول شونده ای که خاستگاهشان بوده باشند و بتوانند هم زبان دانشمندان هر رشته و هم زبان مردم پسند موجود در منابع ادبی بنیادی را جذب کنند. AAT در پی حفظ توازن ظریف میان استانده سازی مجموعه واژگان هر حیطه یا رشته و واکنش به اشکال متغیر کاربرد و ظرافتهای زبان است. باید دانست جامعیت مطلق، با توجه به کمبود مجال و منابع و ماهیت متغیر خود زبان به واقع ممکن نیست.باید اصطلاحنامه را ابزاری زنده دید، مجموعه ای زبانی که در پاسخگوئی به نیازهای کاربران خود تغییر می کند یا بدان افزوده می شود.

تحولات دیگر
تنها با رسیدن حمایت بنیاد گتی در سال 1983 بود که منابع لازم برای اجرای برخی پیشنهادات مهم مشاوران خبره و پرشمار AAT فراهم آمد. از این مرحله به بعد قاعده جواز ادبی استفاده از واژه مورد تاکید قرار گرفت. به جای پذیریش واژه ها و حتی با اعمال برخی اصلاحات به صورتی که از منابع گوناگون نمایه سازی دریافت می شد، هر واژه در چندین منبع شامل تک نگاشتهای عالمانه، واژه نامه های تخصصی و فهرست ها پژوهش می شد. پیشینه کلیه منابعی که به آنها رجوع شده بود نگهداری می شد و تعاریف اصطلاح به شکلی که در منابع یافت شده بود یادداشت می گردید. اهتمام بر این بود که شکلی از واژه انتخاب شود که در عین بر اشتمال چگونگی بیان رایج مفهوم توسط جامعه علمی در عین حال نمایانگر اصول تدوین اصطلاحنامه باشد. اشکال متفاوت واژه به عنوان واژه های راهنما درج می شد. با این وجود به علت کمبود نیرو و وقت سه سال طول کشید تا افزودن یادداشت دامنه به اصطلاحنامه آغاز شود.
در اواسط1983 با افزودن دو ویراستار کارکنانAAT بیشتر شدند و کار روی هنرهای تزئینی و زیبا، بدان صورت که در آن زمان نامیده می شدند آغاز شد. مدیران مشترک طرح همراه مارگریت د اپریل اسمیت، ویراستار هنرهای تزئینی، برنامه ارائه AAT به موزه داران و جمع داران موزه ها را آغاز کردند. ظرف یک دوره دو ساله AAT در موزه و نیترهور، موزه هنر متروپولیتن، موزه هنرهای زیبای بوستن، موزه استرانگ، موزه هنر کلیولند، موزه ویکتوریا و آلبرت، موسسه هنر شیکاگو، موزه کوپرهیویت، موسسه اسمیتسونیان و همایش های گوناگون موزه ای معرفی شد.
قبل از انتقال طرح AAT به بنینگتون آخرین کمک دریافت شد. این کمک از بنیاد ملی هنر آمد و هم برابر آنرا نیز بنیاد جی. پاول گتی در اختیار گذارد تا AAT در محیطی کنترل شده آزمایش شود. این کمک که مدتی مورد استفاده قرار نگرفت سرانجام مبنای اجرای طرحی در کتابخانه اسلایدهای معماری رنسلر و فهرست نویسی مجدد پنجاه هزار اسلاید و یکجا کردن پیشینه های آنها در فهرست بر خط قابل دسترسی عموم در رنسلر بود که در آنAAT به عنوان واژگان دسترسی موضوعی به کار گرفته شد.
در سال 1985 AAT تحت مدیریت مایکل ایستر در برنامه اطلاع رسانی هنر گتی (AHIP) وارد مرحله تازه ای شد. به محصولی قابل توزیع منتهی نشده بود با کمک (AHIP) مجموعه اهدافی واقع بینانه تر تعیین شد. اولاً دامنه اصطلاح نامه را کاهش دادند تا برهنر و معماری مغرب زمین متمرکز گردد. کار روی بخش های هنرهای تزئینی و زیبا تا تکمیل بخش معماری و بخشهای پشتیبان آن به تعلیق در آمد. تشکیلات سازمانی کارکنان AAT به سازی شد تا جریان کار را به نحوی دقیق تر نشان دهد. پست جدید مدیریت تولید با کارکرد نظارتی بر کلیه کارهای ویرایشی ایجاد شد. تکمیل یک برنامه رایانه ای جدید برخی نقائص کار برگه های اصطلاحات AAT را نمایان ساخت. یک کار برگه جدید طراحی شد تا نشان دهد نحوه پژوهیدن واژه چگونه بوده و فضائی جهت درج نام منابع مورد مراجعه و تعاریف یافت شده در آنها در نظر گرفته شد.
با استفاده از اصل AAT مبنی بر نشان دادن حرکت اصطلاحات از منابع اصلی به محل در نظر گرفته شده در ساختار اصطلاحنامه، AAT بیشتر نقش هماهنگ کننده به خود گرفت. این عمل این امکان را به AAT دارد که به صورت زبانی تبدیل پذیر در آید و کاربران را قادر سازد برای بیان مفهومی خاص واژه هائی گوناگون در اختیار داشته باشند.
در ژانویه 1986 پترسون سمت خود د رکالج بنینگتون را ترک کرد تا عهده دار مدیریت تمام وقت طرح AAT شود. پث مولهالت به سمت تمام وقت خود در رنسلر بازگشت هر چند ارتباط تنگاتنگ وی با AAT باقی ماند. در تابستان 1986 کارکنان AAT که اینک دوازده تن بودند به دفاتری راحت در ویلیامز تاون ماساچوست ، در جوار سازمان خواهر، RILA منتقل شدند. اینان تا میانه دهه 1990 در آنجا ماندند تا بعداً به تاسیسات جدید در دست ساخت گتی در برنت وود کالیفرنیا منتقل گردند.



جمع آوری حامیان
از اولین روزهای طرح، پشتیبانی مالی تنها یک نوع از کمکهائی بود که مدیران مشترک پروژه درصدد کسب آن بودند. آماده شدن برای پیشنهادات کمک NEH موجب کسب حمایت انجمن مورخان معماری، انجمن هنر کالج و جامعه کتابخانه های هنر آمریکای شمالی (ARLIS/NA) شده بود.
در کنفرانس سالیانه 1982 ARLIS یک کمیته مشورتی AAT تشکیل شد با این هدف که به عنوان رابطه AAT وARLISعمل کند. سال پیش از آن نیروی ضربتی کمیته برنامه هنر و معماری (AAPC) از گروه کتابخانه های پژوهشی (RLG) رسماً به تائید AAT پرداخته بود. در سال 1982 در پاسخ به این پیشنهاد که AAT به عنوان فهرست مستند سرعنوانهای موضوعی جایگزین RLIN (شبکه اطلاع رسانی کتابخانه های پژوهشی RLG ) عمل کند، AAPC کمیته ا ی فرعی درباره به کارگیری AAT تشکیل داد که د ر جهت راه اندازی موفقیت آمیز AAT روی RLIN در تابستان 1990 حرکت کرد. در سال 1982 AATمورد تائید انجمن معماران آمریکا AIA) ، شورای منابع کتابخانه ای (CLR) و انجمن کتابداران دانشکده های معماری (AASL) قرار گرفت.
پت مولهولت در اجلاس فدراسیون بین المللی انجمن های کتابخانه ای (IFLA) در تابستان 1981 آتش علاقه به AAT را شعله ور ساخت. وی پیشنهاد کرد گروه کتابخانه های هنر ایغلا عهده دار پروژه حل معضل تبدیل AAT به اصطلاحنامه ای چند زبانه گردد که مدتها یکی از اهداف مدیران مشترک AAT بود. همان سال کتابخانه معماری بریتانیای موسسه سلطنتی معماران انگلیس که در صدد رایانه ای کردن و ادغام فهرست های مجموعه خود بود پیشنهاد کرد واژگان بریتانیائی را به AAT بیافزاید.
موزه ویکتوریا و آلبرت درکمک به این مهم ابراز علاقه کرد. واضح بود همان نیاز به وجود واژگانی جامع، کنترل شده کاملاً سنجیده که بدواً سبب شکل گیری AAT در آمریکا شد در جامعه بین المللی نیز حس می شود. علاقه بین المللی به AAT محرک طلب اصطلاحنامه ای چند زبانه شد. دانشمندانی که با استفاده از پایگاههای خودکار داده ها به پژوهش مشغولند مایلند از طریق زبانهای خود مطالب را دست کم به زبانهای عمده اروپائی بیابند. این آرزوی پژوهشگران به پژوهش هائی در جهت تدوین یک اصطلاحنامه هنر و معماری توسط کمیته ای از مورخان بین المللی هنر موسوم به تزاروس آرتیس یونیورسالیس (TAU) اصطلاحنامه جهانی هنر شد. در سال 1984 این کمیته به تصدی سازمان مادر – کمیته بین المللی تاریخ هنر (CIHA) شروع به مطالعه مسئله کرد و در سال 1989 برنامه ای اشتراکی برای ترجمه (AAT) به زبانهای فرانسه، آلمانی، ایتالیائی، اسپانیائی و انگلیسی بریتانیائی را پیشنهاد کرد. همکاری و مشارکت چندین سازمان علاقمند در چند کشورشکل گرفت، در حالیکه زبان انگلیسی آمریکائی به عنوان زبان پایه و دفاتر AAT نقش مرکز هماهنگ کننده را ایفا می کند.
در زمستان 89-1988 آزمایشی صورت گرفت تا بخش کوچکی از یکی از رده های معماری به چهارزبان رسمی دیگر (CIHA) ترجمه شود. کار ترجمه در مونرال، رم ، مادرید و ماربورگ، با کار بر روی یک کار برگه ویژه دو زبانه که (AAT) در اختیار گذارده بود با موفقیت داده هائی فراهم کرد که رده های دو زبانه را در اختیار (AAT) گذارد. گزارش شرکت کنندگان به طرح مشکلاتی که با آن روبرو شده بودند پرداخت: بعضاً هیچ معادلی برای اصطلاح انگلیسی وجود نداشت و گاه در زبان های اروپائی چندین واژه متفاوت برای یک واژه انگلیسی وجود داشت. علاوه بر این مشکل آرایش واژه ها در یک رده وجود داشت، زیرا اغلب پژوهشگران متوجه می شدند مفهوم پردازی ساختار سلسله مراتبی در زبان غیرانگلیسی متفاوت است. کلیه اعضای گروه مترجمان معتقد بودند گنجاندن تصویر واژه هائی که قرار بود ترجمه شود در کار، می توانست کمکی بی حد و حصر برای موفقیت این پروژه باشد. علیرغم این مشکلات ذاتی این تجربه گامی مثبت در راه افزایش ارتباط میان جوامع مورخان هنر در سطح بین المللی شد.
در سال 92-1991 (AAT) شروع به ارائه فرصت اقامت کرد تا کارکنانی را که از دیگر کشورها از ایالات متحده دیدن می کنند با (AAT) آشنا کند و تجارب (AAT) در کاربردهای چند زبانی را گسترش دهد. کارکنان اداره کل ثبت آثار و گنجینه های هنری فرانسه، کمیسیون سلطنتی آثار تاریخی انگلیس، موسسه سلطنتی معماران انگلیس و موزه ویکتوریا آلبرت به همکاری با کارکنان (AAT) در ساخت اصطلاحات نوعی برگرفته از واژگان معماری زبانهای خود و اصطلاحات مربوط به پوشاک پرداخته اند.
این اقامت ها موجب غنای (AAT) با واژه های معادل فرانسوی برای بخشهای اجزاء رده های کارهای ساخته شده و کارهای ساخته منفرد شده است. به هر رواما آنچه این ویراست (AAT) را دارای اهمیتی ویژه می سازد کاری است که با کارکنان کمیسیون سلطنتی بناهای تاریخی انگلستان، کتابخانه معماری موسسه سلطنتی معماران انگلیس و بخش لباس و پوشاک موزه ویکتوریا و آلبرت صورت گرفت که طی سالهای 1992 و 1993 به مناسبت های جدا گانه با یکدیگر دیدار کردند تا اشکال انگلیسی بریتانیائی را از اشکال انگلیسی آمریکائی اصطلاحات (AAT) متمایز سازند. نتیجه اینکار درج مقداری توصیفگر و کلمات راس بریتانیائی موجود در این ویراست است، و دربه روز سازی های بعدی واژگان (AAT) ادامه خواهد یافت. افزودن شکل انگلیسی بریتانیائی واژه ها این امکان را فراهم می آورد که (AAT) به شکلی گسترده تر در جهان انگلیسی زبان خارج از ایالات متحده به کار رود.
(AAT) به همکاری با سازمانهای بین المللی و موسسات ملی در مورد مسائل مربوط به اصطلاحات ادامه می دهد و این همکاری را روی تک پروژه هائی متمرکز می سازد که به توصیف مجموعه های خود به زبانهائی غیر از انگلیسی آمریکائی می پردازند. برای پشتیبانی از کار این اقامت کنندگان در سالهای آتی جلساتی سالیانه با شرکای چند زبانه به عنوان شیوه ای برای هماهنگ سازی روش ها و سیاست برنامه ریزی شده است.
تنها برخورداری حمایت ها و فعالیتهای گروههای کاری نبوده که بر جهت گیری (AAT) تاثیر گذارده است. اولین نقد این پروژه توسط ترور فاوست در سخنرانی مهم وی در همایش بین المللی راجع به اطلاع رسانی تاریخ هنر در آکسفورد 1982 صورت گرفت. از جمله توصیه های وی این بود که (AAT) می بایست در روش های کاربرد بسیار تجویزگر باشد؛ یادداشت دامنه فراوان باشد و اینکه با درج قیدهائی واضح سطح بالائی از اخص بودن واژه ها موجود باشد. وی براهمیت کار (AAT) در تلاش به منظور پذیرش تولیدکنندگان پیشینه های کتابشناسی عمده تاکید کرد. ضرورت رعایت یکایک توصیه های وی به اثبات رسیده است. به ویژه تلاش به منظور کسب پذیرش تولیدکنندگان عمده پیشینه های کتابشناسی نیاز به چندین سال کار مقدماتی را پیش آورد.
گرچه ارائه کنندگان خدمات نمایه سازی چون نمایه ادواری های معماری اوری* و RILA که اینک به BHA (کتابشناسی تاریخ هنر (Bibliography of the History of Art) تغییر نام داده در پذیرش (AAT) چندان مشکلی نداشته اند ( و در واقع از اواخر سال 1984 سرگرم استفاده از پیش نویس این اصطلاحنامه بوده اند)

• Avery Index to Architectural Periodicals.

جامعه کتابخانه هنر که بیشترین نارضائی را از فهرست سرعنوانهای موضوعی موجود، سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره [آمریکا] LCSH ابراز می داشت و بیش از همه از نیاز به اصطلاحنامه هنر و معماری دم می زد کمترین آمادگی پذیرش (AAT) راداشت. کثیری از پیشینه های کتابشناسی آن جامعه که سرعنوانهای موضوعی کنگره دارند از پیش در شبکه های کتابشناسی ملی آمریکا وجود داشته اند.نه تنها در آوردن منابع ذیل یک فهرست مستند موضوعی جدید بسیار دشوار است بلکه هزینه های آموزش فهرست نویسان و اجبار به تولید سرعنوانهای مشخص تر، بهر توصیف محتوی کتابها چشم گیر خواهد بود.
به منظور کمک به فهرست نویسان کتابخانه ها درحل بخشی از این مشکل، (AAT) به پی گیری کلیه مفاهم ذیربط فهرست سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره در هر کجای اصطلاحنامه که ظاهر شوند می پردازد.
فهرست نویسانی که مایلند پیشینه های کتابشناسی قدیم حاوی سرعنوانهای موضوعی کنگره را با پیشینه های جدید حاوی اصطلاحات (AAT) مرتبط سازند فرصت اینکار را پیدا می کنند. پیش از بهار 1989 تدوین کنندگان (AAT) نوارهای MARC (فهرست های ماشین خوان) (AAT) را برای استفاده شبکه های کتابخانه های ملی یا در فهرست های برخط کتابخانه های محلی تهیه کرده بودند.
در جریان برنامه ریزی برای ورود به قالب (فرمت) ماشین خوان معلوم شد قالب مستند یواس مارک نیاز به اصلاح داشته لازم است ناحیه (فیلد) های تازه ای اضافه شود تا بتواند اصطلاحنامه دارای ساختار سلسله مراتبی را پذیرفته و نمایش دهد. مدیر (AAT) با پشتیبانی کمیته برنامه هنر و معماری RLG تعدادی اصلاحات و ناحیه (فیلد) های جدید را از طریق اداره توسعه شبکه واستانداردهای کتابخانه کنگره [آمریکا] و سپس از طریق کمیته ملی که اجازه اعمال تغییرات در قالب ( فرمت) مارک را می دهد، کمیته MARBI (اطلاعات کتابشناسی ماشین خوان) پیشنهاد و هدایت کرده به سرانجام رساند. علاوه بر تغییرات مورد نیاز در قالب های مستند مارک ، ناحیه موضوعی مارک( 650) برای رمز کردن اصطلاحات برگرفته از رده های دیگر ناکافی بود. اینک به کارگیری یک ناحیه موضوعی جدید (654) اجازه می دهد فهرست نویسانی که از اصطلاحنامه های چهریزه ای شبیه (AAT) استفاده می کنند یکایک اصطلاحهائی را که با ترکیب به صورت سرعنوانی پیچیده تر در آمده اند به شکلی منحصر بفرد شناسائی کند.ناحیه (فیلد) جدید تشخیص می دهد اصطلاحها از کدام چهریزه ها آمده اند، همینطور تشخیص می دهد. اصطلاح " کانونی" آن اصطلاحی که مهم ترین مضمون عبارت فهرست نویسی را تشکیل می دهد از کجا آمده است.

ساختار چهریزه ای AAT
رسیدن AAT به ساختار چهریزه ای جاری به کندی محقق شد؛ آنهم تنها با درجاتی از تحریص و تشویق از سوی متخصصان رده بندی چون جین ایچی سان ، کارشناس انگلیسی اصطلاحنامه و در پی وی، در گردهمائی کتابداران و کارشناسان رده بندی سال 1984 که به همت کتابخانه معماری انگلستان در موسسه سلطنتی معماران انگلیس (RIBA) برپا شد. نظریه پردازان انگلیسی رده بندی که به پیروی از ایده رانگاناتان در سالهای دهه 1930 پرداخته اند در حرکت به سوی تقسیم دانش به رده های چهریزه ای نقش پیشتازی و راهنمائی داشته اند. چهریزه ها به صورت واحدهائی همگنی از اطلاعات دیده می شوند ک به شکلی متقابل اخص از یکدگیر بوده، در داشتن خصوصیاتی که تفاوتهای آنها را از یکدیگر نشان میدهد مشترکند. در هر حال در اجلاس 1984 RIBA رده بندی چهریزه ای در آن حد از پیچیدگی که در AAT پیدا کرده مطرح نشد. در سطحی به مراتب ساده تر و با کمک شرکت کنندگان آشنا با نظام رده بلندی بلیس رده ها تجدید آرایش یافت تا کار با انتزاعی ترین مفاهیم آغاز گردد و به واژه هائی برای سبک ها و دوره های هنر، عوامل ، فعالیت ها، مواد وسرانجام انواع اشیاء برسد.
یکسال بعد، جان لوگان ،مدیر برنامه ها در AHIP تشیخص داد این طرح رده بندی عملاً راه را برای استقرار رده های AAT در رده های گوناگون بر اساس معانی نحوی واژه های خود هموار می سازد. این موفقیت بزرگ تهذیب های بعدی اصطلاحهای AAT و قرار دادن اصطلاحات در ترتیبات سلسله مراتبی را میسر ساخته است. توسعه طرح رده بندی چهریزه ای AAT به تهذیب خود ادامه داده است، از سال 1989 رمز یا کدی منحصربفرد برای هر اصطلاح موسوم به نشانه رده بندی، محل آن اصطلاح در چهریزه و رده را مشخص کرده تا هم ترکیب بندی خودکار رده را امکان پذیر ساخته باشد هم پویش از اصطلاحات اعم به اخص به منظور تغییر دامنه جستجو را میسر سازد. علامت رده بندی حاصل جلساتی است که بلاهس واینبرگ از دانشگاه سنت جان، و کارشناس اصطلاحنامه دیوید بتی برگزار کردند و به طرح رده بندی و نشانه گذاری منتهی شده تا به راستی باز تابنده ساختار چهریزه ای AATباشد. این تحول منطبق بود بر پیشنهاد یک گزارش فنی توسط دیوید بیرمن درباره مسائلی بود که به موازات شروع به استفاده از AAT به عنوان زبان نمایه سازی در نظامهای محلی چهره نمود.

کمکهای کارشناسان اصطلاحنامه و دانشمندان اطلاع رسانی
AAT در سرتاسر توسعه و تکمیل خود از توصیه هائی که به کارکنان شده، نه تنها از رشته های تحت پوشش AAT، بلکه کارشناسان اصطلاحنامه و دانشمندان اطلاع رسانی که به تعریف روشهای آن و توسعه سیستم آن کمک کرده اند بهره گرفته است: اولین رابطه ادامه دار از این دست در تابستان 1983 آغاز شد، هنگامی که الن سونونیوس به همکاری با کارکنان AAT درباره نظریه های اصطلاحنامه سازی و مشکلات عملی توسعه AAT پرداخت. وی کمک کرد تا یک سند "سرنمون" تدوین شود که اصول مورد استفاده در AAT را تعیین کرده و نمونه نمایش هائی برای مخاطبانی ترتیب داد که تا آن زمان مطالب زیادی راجع به AAT شنیده ولی به چشم ندیده بودند. وی همچنین به کار روی تهیه پیش نویس اولین دستبنه ویراستاری AAT پرداخت و از آن پس بسیاری از رده های تکمیل شده را از نظر تداوم و انسجام معیارهای اصطلاحنامه ای مورد بازبینی قرار داده است.
سونگکیائو لیو که دانشجوی دکترای سونو نیوس در دانشگاه کالیفرنیا شعبه لس آنجلس بود در سال 1985 به استخدام AHIP در آمد و اولین سیستم اصطلاحنامه سازی AAT را تکمیل کرد که جانشین سیستم تکمیل شده توسط ریک هولت از شرکت آن لاین کامپیوتر سیتمز شد. تلاش وی به برنامه ای پیچیده و درعین حال سهل العمل منتهی شد که ساخت رده های خودکار سلسله مراتب از روی پیشینه های اصطلاحات را تسهیل کرد و در عین حال به ساخت رده ها و ویرایش و تجدید نظر واژگان پیشنهادی کاربران خارج از AAT می پرداخت. از جمله ارتقاهائی که صورت گرفت افزودن یک عامل چند زبانه بود که در تجربه سال 1988 TAU برای تولید رده های دو زبانه به کار گرفته شده بود و عامل تسهیل دسترسی از طریق شماره گیری تلفنی که به فعال ترین کاربران AAT تسری داده شد.
مسئله کمک رسانی AAT به جامعه کاربران را اول بار بتانی مندنهال در 1991 مطرح کرد. وی بر ضرورت نشان دادن چگونگی استفاده از واژگان AAT در محیط های متفاوت به منظور موفقیت در جلب کاربران تاکید کرد. سال بعد ترور فاوست، همانطور که قبلا اشاره شد، بر اهمیت کسب پشتیبانی از AAT در میان کاربران بالقوه AAT تاکید کرد. بیشتر واژه نامه های کنترل شده در درون سازمان ها و در محیطی محدود توسط موسسات یا سازمانهائی منفرد تولید شده اند که بازتاب محتوی مجموعه ای محلی اند که فهرست نویسی یا نمایه سازی می شوند. در حالیکه AAT استانده ای خارجی رها از قید هر گونه کاربری انفرادی است. هدف این است که AAT آنقدر انعطاف داشته باشد که نیازهای گوناگون را برآورد، خواه در نمایه سازی متنی درباره یک اثرهنری یا معماری، مستند سازی بصری یا آرشیوی اثر یا خود اثر اصلی. قصد AAT ایجاد واژگانی مشترک است که بتواند محرک و مقوم ارتباط میان انواعی متفاوت ازمنابع هنری و آرشیوی و افزایش دسترسی به آنها باشد. برای تحقق این اهداف بلند پروازاند جلب کاربران از همان مراحل آغازین توسعه پروژه ضرورت داشت.
در سپتامبر 1983، مندنهال و کارکنان مرکز تاریخ هنر موسسه گتی و کتابخانه علوم انسانی، همراه دیوید پتن و مایلک راینهارت از RILA و نانسی انگلاندر و مرلین اشمیت از بنیاد گتی با مدیران مشترک AAT و دو متخصص نمایه سازی ، جمیز اندرسن از دانشگاه راتگرز و الین سونونیوس ملاقات کردند تا در مورد مسائل استفاده از AAT بحث کنند. این گروه به این نتیجه رسید که در واقع امکان ایجاد یک نظام نمایه سازی با قواعد نحوی وجود دارد هر چند همه پایگاههای داده ها و سازمانهای فهرست نویسی به پذیرش و استفاده صرف از آن قانع نمی شوند بلکه معمولاً مایلند نظامهای خودشان را که مبتنی بر نیازهای داخلی است ایجاد کنند. همه اینها نیاز به راهنمائی AAT دارند.
در نوامبر 1983 و می 1984 گروههائی از کاربران بالقوه گرد هم آمدند تا دستورالعمهائی در مورد استفاده از AAT تدوین کرده، ساز و کارهائی برای ارتباط با کاربران پروژه ایجاد کنند و روشهائی برای کمک AAT به پروژه های منفرد در استفاده از اصطلاحنامه تدوین کنند.
سال 1984 در عین حال شاهد تعدادی جلسات کمیته های فرعی RLG/AAPC در مورد استفاده از AAT بود که خود را موظف به تولید یک پروتکل استفاده کرده بود که بتواند به کاربران کمک کند ترکیبات پیچیده ای از واژگان بسازند. کار این کمیته به پیشنهاد موفقیت آمیز ایجاد ناحیه موضوعی شماره 654 در قالب MARC در سال 1988 منتهی شد. علاوه بر این، کمیته تلاشی جانانه روی مجموعه فراگیر از قواعد استفاده که بتواند کلیه کاربران را به کار آید به انجام رساند. این کمیته به تکمیل ایده " عبارت" AAT پرداخت: ساخت واژگان دقیقاً تعریف شده AAT که همراه یکدیگر تشکیل مفهومی محدود متشکل از اصطلاحهای اصلی برگرفته از سبک، ماده یا دیگر اصطلاحات مقتضی، یک توصیفگر جدید را به وجود می آورد (مثل، برجهای گرد سنگی) مذاکرات بیشتر به مفهوم " رشته عبارت" منتهی شد که عبارت از بر ساختی حاصل از دو یا چند عبارت جدا شده توسط نوعی نقطه گذاری بود ( مثل کلیساهای باروک- سوئیس – مرمت). این مجموعه قواعد ساده مبنای کارهای بعدی روی دستورالعلمهای استفاده از AAT شد.

استفاده از AAT
در پایان 1984 تصمیم گرفته شد گروه کوچکی از کاربران AAT شروع به استفاده از این اصطلاحات در پایگاههای داده های خود کنند. اولین هماهنگ کننده های استفاده ازخدمات کاربران AAT به گروه کارکنان پیوسته بودند و فرم مربوط به واژه های نامزد و فرم اظهارنظر تکمیل شده بود. این فرم ها برای استفاده به کتابخانه اوری، موسسه اسمیتسونیان و گروه مشورتی نقشه های معماری (ADAG) ارائه شد. اولین پیش نویس هفت رده (سبکها و دوره ها، نقشه ها، انواع دبیزه ها و چهارده معماری) در میان حدوداً دوازده سازمان که متقاضی دریافت آنها شده بودند توزیع شد.
پیش از 1990 ، سالی که اولین ویراست AAT منتشر شد، گروه استفاده کنندگان آزمایشی به بیش از دویست سازمان افزایش یافته بود. این فرایند به نفع طرفین و از دو سو جانبه سودمند بود. واژگان کنترل شده دراختیار سازمانهای نمایه ساز در عرصه های هنر و معماری که در شرف تاسیس پایگاههای داده های برخط بودند قرار گرفت و کارکنان AAT گزارشهائی درباره کفایت و فایده واژه هائی که ساخته می شد دریافت می کردند.
در بهار 1988 ، به منظور کسب اطلاعات در مورد نوع موسسات ، رایانه های مورد استفاده آنها و چگونگی استفاده شان از AAT، بیش از پنجاه موسسه با اعزام نماینده مورد ارزیابی شخصی قرار گرفت. این مصاحبه های رسمی که توسط تونی پیترسون، مدیر پروژه، کثی وایتهد هماهنگ کننده خدمات کاربران و جوزف بوش ، مدیر پروژه AAT در AHIP انجام گرفت به نتایج ذیل منتهی شد:
• بیشتر استفاده کنندگان AAT در آن زمان مسئول رسیدگی به اطلاعات معماری و آرشیوی بودند، ( از آنجا که این بخش های AAT پیش از همه ساخته شده بود این نتیجه به هیچ وجه تعجب آور نبود.)
• بسیاری از استفاده کنندگان AAT به مدیریت مجموعه های آرشیوی و بصری می پرختند.
• نظامهای دستی نمایه سازی دسترسی موضوعی محدود به مجموعه های آرشیوی، اسلاید و عکس را امکان پذیر می ساختند؛ بنابراین مدیران پذیرای اصطلاحنامه های جدید به عنوان افزایش دسترسی به نظامهای فهرست نویسی خود که به تازگی خودکار شده بودند. ( کارکنان AAT به همکاری با سازمان آرشیویست های آمریکا و انجمن منابع بصری به منظور تامین نیازهای ویژه این رشته ها در عرصه واژگان موضوعی، تشکیل کارگاههای آموزشی و نمایشی و ملاقات با گروههائی از اعضای این انجمن ها به منظور توسعه بخش هائی معین از اصطلاحنامه پرداختند.
• کاربران AAT به استفاده از انواع متنوعی از نظامهای رایانه ای می پردازند، اما اکثر آنها از رایانه های کوچک استفاده می کردند. ( این یافته به کارکنان پروژه کمک کرد به برنامه ریزی آن نوع توزیع های ماشین خوان AAT پردازند که بیشترین استفاده را داشته باشد.
• کاربران AAT نیاز به نرم افزار و آموزش جهت نصب اصطلاحنامه در رایانه های خود داشتند.

در سال 1992، کمیته مشورتی AAT به ریاست کارول جکمن – شولر در همکاری با ARLIS یک ارزیابی جدید و به مراتب گسترده تر از کاربران انجام داد. هدفی دوگانه تعقیب می شد: تامین اطلاعات درباره سازمانهائی که در آن زمان سرگرم استفاده از AAT بودند به صورتی که بتواند توسط ARLIS به صورت راهنمای کاربران توزیع شود و قرار دادن اطلاعات در اختیار کارکنان AAT در این مورد که در پی اولین انتشار اصطلاحنامه در سال 1990 چگونگی استفاده از آن برچه منوال بوده است. یکی از یافته ها این بود که از زمان برگزاری ارزیابی سال 1988هنوز معدودی از فهرست های دستی برجای مانده اند. در واقع مدیریت اطلاعات هنر در انواع و اشکال بسیار متنوع خود وارد عصر الکترونیک شده بود. یکبار دیگر نیاز به آموزش و پشتیبانی کاربران مورد تاکید قرار گرفت؛ همینطور ضرورت آمادگی استفاده از AAT سازمان دهی در منابع بصری و مشاغل آرشیوی. موزه هائی که باتانی بیشتر وارد مرحله خودکارسازی شده اند شروع به احساس نیاز به واژگانی کنترل شده چون AAT کرده اند.
در همان سال AHIP سفارش دو پژوهش عمده جهت برنامه ریزی برای مرحله نگهداری AAT در پی انتشار ویراست دوم در ژانویه 1994 را داد. پژوهشهائی که کریستین بورگمن و استیفن تونی انجام دادند تائید کرد AAT در توصیف یا دستیابی طیف گسترده ای از مواد مجموعه ها به کار می رود از مجموعه های چند صدتائی گرفته تا مجموعه های بالای یک میلیون. افزون بر این انتظار می رود کاربران استفاده از AAT را به بسیاری برنامه های جدید گسترش دهند، به صورت چاپی یا الکترونیک. با شناسائی مهم ترین نیازهای جامعه استفاده کننده این پژوهشها به AAT کمک خواهد کرد کارآمدترین خدمات کاربران را برنامه ریزی کند.
وقتی برای اولین بار کار توزیع رده ها به شکل پیش نویس آغاز شد، روشی رسمی وضع شده بود تا استفاده کنندگان آزمایشی ترغیب گردند از طریق پیشنهاد اصطلاعات جدید و اظهار نظر روی اصطلاحات موجود به تکمیل AAT کمک کنند. تسلیم واژه های جدید نامزد درج در اصطلاحنامه و پردازش آنها بخشی ارزشمند از فرآیند تحریریه شده است. هر یک از اصطلاحاتی که از این طریق پیشنهاد شده به یک ویراستار سپرده می شود و با همان شدت بقیه اصطلاحات نامزد درج در اصطلاحنامه مورد پژوهش قرار می گیرد. پس از پژوهش واژه را به مجمع ویراستاران می برند تا در مورد افزودن آن به اصطلاحنامه تصمیم گیری شود. وقتی در مورد مفاهیم جدید مشکلی بروز می کند ویراستاران AAT به رای زنی با سازمانهای پیشنهاد دهنده اصطلاحات و بحث در مورد تعیین ضرورت آن واژه خاص و چگونگی استفاده از آن می پردازند. کارکنان بخش خدمات کاربران AAT به عنوان رابط سازمانهای پیشنهاد دهنده عمل کرده، به دریافت و عودت واژه های نامزد درج در اصطلاحنامه پرداخته، به انتقال سیاستهای کلی ویرایشی AAT به پیشنهاد دهندگان که می تواند کاربران رادر نمایه سازی و فهرست نویسی به کار آید می پردازند.
در حال حاضر استفاده کنندگان از AAT عبارتند از مجموعه های عکس، اسلاید و نقشه، آرشیو ها، موزه ها، کتابخانه ها، مراکز خدمات فهرست نویسی، شرکت های معماری و طراحی و پروژه های فرهنگ ها و دائره المعارف های هنر و معماری. اکثریت قریب به اتفاق کاربران مجموعه های خود را خودکار کرده یا در شرف انجام آنند. در نتیجه هر دو ارزیابی فوق الذکر و نیز ارتباط شخصی با شماری از کاربران بالفعل و بالقوه AAT، درک روشنی از نیاز به ارائه راهنمائی و آموزش در استفاده از واژگان موضوعی کنترل شده پیدا شده است. بنابراین دستورالعملهائی لازم است، از قواعد کلی انتخاب اصطلاحات گرفته تا استفاده از واژه های AAT در نظامهای پیچیده نمایه سازی. مجموعه ای از کارگاههای آموزشی که در سال 1987 آغاز شد توسعه داده شده تا شامل کلیه گروههای پشتیبان گردد که در استفاده از اصطلاحنامه نیاز به راهنمائی دارند. موضع اصلی کارکنان پروژه نسبت به استفاده کنندگان از AAT پذیرا بودن و انعطاف است – پذیرا بودن نسبت به انواعی از نظامهای اطلاع رسانی و نیازهای خاص آنها و انعطاف در مورد ایجاد تغییرات لازم در AAT توسط جامعه کاربران و در نتیجه تحولات جدید در رشته علوم اطلاع رسانی. ارتباط با کاربران AAT همچنان در نگهداری بلند مدت اصطلاحنامه و رشد آن اهمیت حیاتی خواهد داشت.

انتشار ویراست اول و پیوست
در سال 1989 تصمیم به انتشار اولین ویراست اصطلاحنامه گرفته شد. در حالی که بیش از دویست سازمان در حال استفاده از پیش نویس اصطلاحنامه بودند، انتشار نسخه رسمی، هر چند ناتمام گریزناپذیر شد. انتشارات دانشگاه آکسفورد و برنامه اطلاع رسانی تاریخ هنر گتی موافقت نامه همکاری در انتشار AAT را امضاء کردند. 23 رده ای که در ویرایش سال 1990 گنجانده شده بود رشته معماری و کلیه واژه های پشتیبان آنرا همراه با چندین رده از بخش هنرهای زیبا و تزئینی که طی سالها بیشترین متقاضی را داشت پوشش می داد. اینها مجموعه ای را تشکیل می داد که واژگان مورد نیاز بسیاری از کاربران را تامین می کرد. این اقدام یک موفقیت انتشاراتی بود و در سال 1990 جایزه بهترین کتاب انجمن ناشران آمریکائی در بخش انتشارات تخصصی و علمی آن سال را ربود. در کمال تعجب همگان، فروش مجلدات اصطلاحنامه در داخل و خارج آمریکا برابر بود و همین امرگواه نیاز بین المللی به واژگانی شد که AAT پوشش داده بود.
همراه نسخه چاپی یک نسخه الکترونیک نیز منتشر شد. نسخه الکترونیکی عبارت بود از یک فایل ASCII ساده AAT بر روی دیسکت، بدون نرم افزار بازیابی. مشکلاتی که کاربران در استفاده از این نسخه داشتند علامت روشنی بود به نیاز به تکمیل یک ابزار الکترونیکی مفیدتر. در سال 1992 ، دانشگاه آکسفورد یک نسخه الکترونیکی جدید منتشر کرد که کلیه اطلاعات سه جلد چاپی، AAT یک پیوست و یک رده جدید، یعنی رده آثار تجسمی را در خود داشت. این ویراست که " اصطلاحنامه هنر و معماری: مرجع مستند،نسخه یک* (AAT-ART) نامیده شد، نرم افزار بازیابی بسیار سنجیده ای را که تحت هدایت مارتی هریس مدیر پروژه سیستم ها، به دست کارکنان فنیAHIP تهیه شده بود اضافه کرد. نسخه ART به کاربران رایانه های شخصی امکان دسترسی فوری و تعاملی به واژگان AAT را داده در عین حال آنها را قادر به برداشتن و چسباندن مستقیم اصطلاحات در پایگاههای داده ها یا نظام های واژه پرداز دیگر می سازد.
نسخه تک کاربر ART که روی رایانه شخصی سازگار با آی بی ام پنج مگابایتی و برنامه داس 301 یا بالاتر اجرا می شود اطلاعات AAT را روی سه دیسک نرم و یک دوم اینچ یا پنج و یک چهارم اینچ می ریزد. Artبا انواعی از پایگاه های داده ها و نرم افزارهای پردازش و نیز به صورت یک ابزار مستقل ورود اطلاعات و جستجو عمل می کند.
سال 1992 در عین حال شاهد انتشار اولین پیوست چاپی AAT توسط انتشارات دانشگاه آکسفورد بود که به منظور استفاده همراه با ویراست 1990 طراحی شده بود. این پیوست در عین حال حاوی تغییراتی بود که از سال 1990 در AAT صورت گرفته بود. این ویراست حاوی 3000 توصیفگر جدید، کلمات راهنما و واژه های راس، همراه با 500 یادداشت دامنه برای واژگان منتشر شده قبلی بود. پیوست 1992 اولین پیوست در مجموعه ای از نسخه های به روز شده چاپی و الکترونیک AAT است.
*Art and Architecture Thesaurus: The Authority Reference Tool TM Version 1.0(AAT: ART)
گسترش های AAT
در سال 1990 برنامه دبیزش موسسه حفاظت گتی که از چکیده های فنی هنر و باستانشناسی AATA پشتیبانی می کند و مبتکر و آغازگر شبکه اطلاع رسانی حفاظت بوده است که اینکه روی شبکه اطلاع رسانی میراث کانادا CHIN نصب شده است، همراه AAT پروژه ای مشترک را آغاز کردند که به موجب آن AAT بخشی مربوط به حفاظت را به اصطلاحنامه خود می افزاید. اهداف این پروژه میان رشته ای عبارتند از افزاش بعد حفاظتی AAT ، استفاده از پژوهشهای صورت گرفته AAT که در هر دو حیطه مشترک است، و تامین واژگان کنترل شده برای نمایه سازی AATA و دیگر خدمات حفاظتی و تامین ابزار کار دست اندرکاران مدیریت اطلاعات مرتبط با پژوهش و حرفه حفاظت.
طی چند نشست. نظام رده بندی چهریزه ای AAT تحلیل شد و به هنگام ضرورت جرح وتعدیلهائی در آن صورت گرفت تا واژگان موجود که به کمک نمایه AATA تولید شده بود و نیز واژگان برگرفته از شرکت کنندگان در شبکه اطلاع رسانی حفاظات در دل AAT قرار گیرد. طی سال 1990 کارکنان فنی AAT برنامه ای نوشتند تا فهرستی متشکل از حدود شش هزار واژه حوزه حفاظت را با پایگاه داده های AAT مقایسه کند. الگوریتم هائی که برای این برنامه مقایسه الکترونیک نوشته شد بعداً برای مقایسه دیگر فهرست های بزرگ واژگانی که موسسات خارج از AAT در اختیار گذاردند با اصطلاحات AAT به کار گرفته شد. این برنامه AAT را قادر می سازد به سهولت حیطه هایی چون همپوشانی واژگانهای مختلف را نشان داده آغازگر هم آرائی واژگان جدید در AAT باشد.
کار جور کردن اصطلاحات AAT با واژگان حفاظت نمایانگر همپوشانی حدوداً 50 درصدی بود. به طور کلی ، واژگان حفاظت در حیطه های خصوصیات فیزیکی، فرآیند ها و مواد، فنون و تجهیزات مورد استفاده در درمان و تحلیل کامل تر بود، در حالیکه AAT واژگانی وسیع و کامل، به ویژه در رده های انواع اشیاء مواد، سبکها و دوره ها داشت. طی دو سال فعالیت رسمی پروژه (1992-1990) بیش از دو هزار واژه جدید از فهرست واژه های حفاظت به AAT افزوده شد. آنچه احتمالاً مهم تر بود بازسازی چندین رده چون مواد، فرآیندها و فنون و خصوصیات طرح بود تا دیدگاه حیطه حفاظت به بهترین نحو بیان شود. در جریان کار، این بخش های AAT ، به لطف تلاشهای مرحوم کولین هسلیب، هماهنگ کننده پروژه و گروه حفاظت گران و علمای حفاظت که به عنوان مشاور پروژه فعالیت می کردند و طی این مدت سه بار برای بررسی کار گرد هم آمدند بسیار تقویت شد.
یکی از دیگر نتایج مهم سالها کار اشتراکی انتشاراتی اولین ویراست راهنمای نمایه سازی و فهرست نویسی با اصطلاحنامه هنر و معماری است که همزمان با ویراست دوم AAT توسط دانشگاه آکسفورد منتشر شد. کمیته ای از فهرست نویسان کتابهای کتابخانه های موزه ها از سال 1984 تقریباً سالی یکبار تشکیل جلسه داده بودند تا قواعدی برای استفاده از AAT در فهرست نویسی موضوعی تدوین کنند.
این گروه به مدد همکاری کاربری دایکسترا، مدیر دانشکده خدمات کتابداری و اطلاع رسانی دانشگاه دالهوزی که پیش نویس نهائی را تهیه کرد پروتکل استفاده از AAT را که در ویراست سال 1990 منتشر شد تدوین کردند. این سند قواعد ترکیب واژه های AAT در عبارتها و رشته عبارتهای اصلاح شده را تعیین کردند. یک سند همراه دیگر، یعنی راهنمای میدانی کدگذاری، به راهنمائی فهرست نویسان در استفاده از رشته عبارت های سرعنوانهای موضوعی چهریزه ای شماره 654 دریواس مارک (USMARC) می پرداخت.
از آغاز 1991 ، کارکنان AAT شروع به ملاقات با کمیته ای متشکل از موزه داران منابع بصری کردند تا دستور العملهای استفاده از AAT برای مجموعه های مواد بصری را تهیه کنند. هدف تهیه مجموعه جداگانه ای از دستور العمل های استفاده برای این جامعه بود. یک گروه کتابخانه ای ، گروهی موزه ای و گروهی آرشیوی به تولید مجموعه دستورالعملهای استفاده مختص به خود می پرداختند. به هر حال برگروه منابع بصری روشن شد که چهار جامعه استفاده کننده در بسیاری مسائل نمایه سازی با یکدیگر شریکند و تدوین یک دستورالعمل واحد حاوی بخش هائی راجع به انواع خاص مواد کارآمد تر خواهد بود.
پاتریشیا بارنت از کتابخانه واتسن موزه هنر متروپولیتن عهده دار ویرایش این کتاب شد و مری دایسکترا کار بازبینی را انجام داد. این کار همچنین مورد بازبینی کمیته فوق الذکر و دو کمیته دیگر که از حیطه های موزه و آرشیو گرد آمده بودند قرار گرفت.
در 1992 در ادارات AAT کنفرانسی درباره آشتی دادن اصطلاحات فرم ( قالب ) و سبک برگزار شد. این کنفرانس که با حمایت مشترک AAT و شورای منابع کتابخانه برگزار شد نمایندگان واژگان عمده منتشر شده فرم و سبک را به شرح زیر گرد هم آورد.

The Art and Architecture Thesarvrus; Descriptive Terms for Graphic Materials; Genre Terms: A thesaurus for use in Rare Book and special collections cataloging; Guidelines to Subject Access to Individual Works of Fiction, Drama, Etc. Library of Congress Subject Headings; Moving Image Materials : Genre terms.

شرکت کنندگان عبارت بودند از جکی دالی از مرکز تاریخ هنر و علوم انسانی گتی؛ تونی پترسون از AAT، الماساندرز از AAT ؛ پری شویلر از کتابخانه ملی پزشکی، بخش سرعنوانهای موضوعی پزشکی (Mesh) ؛ لورا استاکر از مرکز مطالعات و پژوهش های کتابشناسی دانشگاه کالیفرنیا، ریورساید؛ مار تایی از دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس و آرشیوهای تلویزیونی، دانشکده هنر تئاتر؛ هلنا زینکهام، بخش عکس و باسمه کتابخانه کنگره؛ و مارک زیومک از دفتر سیاست گذاری و پشتیبانی، کتابخانه کنگره.
از زمان وارد کردن میدانهای یواس مارک که دسترسی بر اساس سبک، فرم و خصوصیات فیزیکی را امکان پذیر می سازد( بعنی میدانها 655 ( کلید واژه- نوع / شکل) و میدان 755 ( شناسه افزوده – خصوصیات مادی) شماری از فهرست های واژه ها برای استفاده در این میدانها تدوین و منتشر شده است؛ ا ز جمله آنها که نامشان در بالا آمد. در به کار گیری این اصطلاحات روشن شده است که ناهمخوانی ها و تعارض هائی میان آنها وجود دارد، چه در استفاده و چه در خود اصطلاحات. چندین مورد شناسائی شده که در آنها واژه هائی متفاوت برای خصیصه یا مفهومی واحد به کار گرفته شده است. در موارد دیگر یک اصطلاحنامه واژه ای واحد را به میدان 655 برده در حالیکه اصطلاحنامه ای دیگر آنرا در میدان 755 قرار داده است، بعضی مواقع تفاوت صرفاً ناشی از املا یا نحو است. اینگونه تعارض ها می تواند به ابهام یا نقص در بازیابی اقلام منتهی گردد.
هدف اجلاس ویلیامز تاون تدوین فلسفه و روشنی برای آشتی دادن اصطلاحات نمایانگر قالب ها و انواع در واژه نامه های کنترل شده متفاوت بود، شرکت کنندگان هدفی سه وجهی را تعقیب می کردند. بهبود دادن استفاده از واژه های قالب ها و انواع در فهرست نویسی و نمایه سازی با ایجاد و انسجام در شکل اصطلاحات؛ تعریف رابطه کار خود با کتابخانه کنگره سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره و برنامه ریزی برای اقدامهای آتی.
وظایف کنفرانس از جمله عبارت بود از توصیف سیاست تعیین قالب و نمایه سازی هر واژه نامه تخصصی ؛ شناسائی ودسته بندی انواع تعارض، رفع تعارض های مشخص میان واژگان و ارائه توصیه هائی برای انجام تغییرات در هر واژه نامه تخصصی و پرهیز از تعارفهای آتی در جریان اجلاس حدوداً سی واژه مشترک در دو یا چند واژگان که نمایندگان آنها حضور داشتند با هم آشتی داده شد و روشهای کشف و رفع تناقض میان آنها پیشنهاد گردید. با پذیرش این معنا که موفقیت این تلاش تا حدود زیاد به علت توانائی شرکت کنندگان به شرکت در بحث های رو در رو بود، گروه موافقت کرد رفع تناقض های موجود به تشکیل جلسات سالانه ادامه دهد. همچنین نامی رسمی به آن داده شد، گروه کاری واژگان فرم و نوع و به تعیین دستورالعمهای تحقق آشتی دادن واژگان در آینده پرداخت. اجلاس دوم برای ادامه کار در سال 1993 برگزار شد.
در سال 1993 امکان دسترسی بر خط به AAT به شبکه اطلاع رسانی میراث کانادا CHIN بسط داده شد. مهمترین استفاده کنندگان CHIN موزه های کانادا هستند که مجموعه های آنها در شبکه معرفی شده است. انتظار می رود دسترسی به واژگان AAT توصیف اشیاء موزه ای برای این گروه مفید باشد.

آینده AAT
یکی از مشاوران AAT را بیشتر حرکت می داند تا پروژه، نشانه هائی از وجود در جاتی از حقیقت در این گفته وجود دارد، چرا که استفاده از آن در میان طیف وسیعی از سازمانهای اطلاع رسانی و آرشیوی گواهی است بر این مدعا.
اصولی که AAT بر آن بنا گذارده شده، به ویژه اصول نگهداری بلند مدت، به روز سازی و درج واژه های جدید پیشنهادی کاربران جاذبه ای فراوان نزد موسساتی ایجاد کرده است که سعی دارند مقادیر عظیم اطلاعات را به شکل الکترونیک مدیریت کنند، یا نیازمند انتقال داده های خود به رایانه اند.
هزینه ها و منابع انسانی مورد نیاز به روز نگهداری واژگان کنترل شده در درون موسسات در حدی است که از توان اکثریت قریب به اتفاق این گونه موسسات خارج است. توانائی هماهنگ سازی کارهای خود با استانده های بین المللی در حال ظهور موجب افزایش پذیرش AAT توسط خیل گسترده از موسسات می گردد.
AAT در عین حال ابزاری است ارتباطی. این اصطلاحنامه دیدگاهی درباره عالم هنر و معماری ارائه می کند که ساختمند و با ثبات است، هر چند که به منظور جای دادن به جنبه های بیشتری از این عالم و طرق بیشتر نگرش به آن، پیوسته واژگان جدید به آن افزوده شده و توسعه می یابد .
قاعدتاً این اصطلاحنامه ناامیدی های دیرپای آن کسانی را تخفیف خواهد داد که سعی در جستجو در نظامهای گوناگون رده بندی و فهرست نویسی می کردند و متوجه می شدند شئی یا تصویری واحد باواژگانی متفاوت توصیف شده و به همین علت در طرحهای رده بندی متفاوت جای گرفته اند. جز در صورت وجود ساز و کار یا پلی که بتواند ارتباطی میان اینگونه تفاوتها ایجاد کند کاربر در درک اثر هنری و دسترسی به اطلاعات راجع به آن به دردسر می افتد.
کاری که در افق فعالیت های آینده AAT به چشم می خورد آموزش دادن چگونگی استفاده ازواژگان در میان طیف گسترده ای از سازمانهای فهرست نویسی و نمایه سازی است که نیازمند واژگانی کنترل شده اند.استفاده گسترده از ابزاری چون AAT مستلزم فهم آن و ارائه قواعد به کارگیری اصطلاحنامه است. این مهم در مرحله بعدی توسعه AAT محقق خواهد شد.
هدف این پروژه از هنگام شکل گیری فکر آن در پانزده سال پیش از انتشار ایجاد ابزاری جهت تسهیل ارتباط میان ارائه کنندگان واستفاده کنندگان از اطلاعات راجع به هنر و معماری بوده است. چالش فراروی ویراستاران AAT عبارت است از پاسخوگوی به تغییرات واژگان فعلی وانعطاف در برآوردن نیازهای جوامع استفاده کننده.

منابع:
1- Marilyn Schmitt, ‘A Database of Databases’, The J.Paul Getty Trust Bulletin (winter 1989),6-7.
2- Researching Reseach’, The J.Paul Getty Trust Bulletin (Fall 1989): 4-5
3- Dora Crouch, Pat Molholt, and Tony Peterson. Indexing in Art and Architecture: An Investigation and Analysis.Report to the Council on Library Resources. Washington D.C., Councilon Library Resourees, 1981.
4- Tony Peterson, ‘ The AAT: A Model for Reconst ructing of LCSH’, Journal of Academic Librarian ship (September 1983) 9: 207-210
5- Tony Peterson, ‘Subject Control in Visual Collection, ‘ Art Documentation (winter 1933) 132-33.
6- Elaine Svenonius; Informtion Retrieval Thesauri in the Field of Art, Second International Conference on Automatic Processing of Art History Data and Documents: Proceedings. Pisa, scuola Normale superior, 1984, 32-48.








اصول و قراردادهای ویرایش AAT
1- چهریزه ها و رده ها
2- هدف
3- دامنه
4- اصول ویرایش و چارچوب مفهومی
1-4 چهریزه ها
2-4 رده ها
3-4 توصیفگرها
1-3-4 تعینن توصیفگرهای AAT
4-3-2 شکل توصیفگرها
3-3-4 واژه های انگلیسی بریتانیائی
4-3-4 واژه های زبانهای دیگر
5-3-4 واژه های ترکیبی
5- قراردادها
1-5 توصیفگر
2-5 واژه راهنما
3-5 شماره سطر
4-5 کدهای منابع عمده
6-5 توصیفگر دیگر
7-5 توصیفگر بریتانیائی
8-5 توصیفگر بریتانیائی جایگزین
9-5 یادداشت دامنه
1-9-5 یادداشت دامنه آموزشی
2-9-5 یادداشت دامنه توصیفی
3-9-5 ماخذ یادداشت دامنه
10-5 واژه های به کار ببرید
11-5 واژه های مرتبط
12-5 توصیف های داخل پرانتز
13-5 یادداشت ترکیب
6- تعامل با کاربران و نگهداری اصطلاحنامه
1-6 واژه های نامزد
2-6 نظریات راجع به توصیفگرهای موجود
3-6 روزآمدهای اصطلاحنامه
7- واژگان تخصصی




پیوست الف فرم ویژه واژه های نامزد درج در اصطلاحنامه
پیوست ب فرم ویژه اظهار نظر
پیوست ج قواعد واژه های مرکب AAT

1- چهریزه ها و رده ها
-B رده مفاهیم وابسته
BM, B مفاهیم
-D چهریزه خصوصیات مادی
D, DC خصوصیات و خواص
D, DE شرایط و تاثیرات
D, DG عناصر طرح
D.DL رنگ
F چهریزه سبکها و دوره ها
F.FL سبکها و دوره ها
H چهریزه عوامل
H.HG مردم
H.HN سازمانها
K چهریزه فعالیت ها
K.KD رشته ها
K.KJ کارکردها (اعمال)
K.KM رویدادها
K.KO فعالیت های بدنی
K.KT فرآیندها و فنون
M چهریزه مواد
M.MT مواد
V چهریزه اشیاء
V.PC دسته بندی ها و نظامهای اشیاء
V.PE انواع اشیاء
V.PJ عناصر
محیط های ساخته شده
V.RD سکونتگاهها و چشم اندازها
V.RG نواحی و مجتمع های ساخته شده
V.Rk کارهای ساختمانی منفرد
V.RM فضاهای باز وعناصر محوطه ها
لوازم و تجهیزات
V.TC لوازم
V.TEپوشاک
V.THابزارها و تجهیزات
V.TK اسلحه و مهمات
V.TN وسائل اندازه گیری
V.TQ گنجانه ها
V.TT وسائل صوتی
V.TV وسائل تفریح
V.TX وسائل حمل و نقل
ارتباط بصری و کلامی
V.VC آثار تجسمی
V.VK وسائل مبادله
V.VW اشکال اطلاعات ( اطلاع رسانی)









2- هدف
اصطلاحنامه واژگان کنترل شده یک نظام نمایه سازی است که به ترتیبی شناخته شده مرتب گردیده ساختاری دارد که روابط هم معنای سلسله مراتبی و ارتباط میان واژه ها با استفاده از نمایشگرهای ارتباط استانده به وضوح نمایش داده و شناسائی می شود. هدف اصطلاحنامه تضمین انسجام در فهرست نویسی، بویژه در نظامهای مدیریت و بازیابی اطلاعات و تسهیل بازیابی اطلاعات است. صرفنظر از موادی که فهرست نویسی یا نمایه سازی می شود، خواه آثار هنری، مقالات نشریه های علمی – تخصصی ، نقشه های معماری، عکس، محتوای کتب، و خواه مجموعه هائی از اسناد خانوادگی، مدیریت و بازیابی موفقیت آمیز اطلاعات متکی است بر توانائی فهرست نویس یا نمایه ساز به پیش بینی نیازها و دیدگاههای کاربران خود و تعیین معنای لّب دبیزه یا نام و خصوصیات مادی یک شیئ .
نیازهای کاربران و تحلیل اقلامی که نمایه سازی می شود باید در مرحله بعد به زبانی مناسب برگردانده شود. زبانها به دو شیوه تکامل و انقلاب گسترش می یابند. اشکال و املای واژه ها به کندی تغییر می کند اما واژه ها و معانی جدید برای واژه های قدیمی عملاً یکشبه ظاهر می شوند.
برچسب های متعددی که به اشیاء و مفاهیم می زنیم موضوع را پیچیده تر می سازد. برخی برچسب ها مبتنی بر تفاوتهای فرهنگی است و برخی بر دیدگاه کاربر به عنوان هنرمند، موزه دار، مورخ هنر، کتابدار یا آرشیویست تکیه دارد. نقش اصطلاحنامه جمع آوری و گردهم نهادن اصطلاحاتی است که تحت تاثیر آرایش الفبائی یا جانبداری هائی که ریشه در فرهنگ دارند متفرق شده اند. طبق یک تعریف اصطلاحنامه خوب آن است که هیچگاه به پایان نرسد، اگر قرار باشد اصطلاحنامه انعکاس محیط خود باشد باید طی زمان تغییر کند، به موازات تحولاتی که در رشته هائی که اصطلاحنامه قصد تبیین آنها را دارد صورت می گیرد.
اصطلاحنامه نه تنها واژه های هم معنی را کنار هم قرار می دهد و واژه های هم نویسه را از یکدیگر متمایز می سازد بلکه در عین حال به ساخت اطلاعات بر اساس اصل گونه و رده می پردازد تا کمکی باشد به مرور اصطلاحات و گزینش مناسب ترین ها . واژگان اصطلاحنامه از منابع بسیار بر می خیزد، فهرست های موضوعی موسسات فهرست نویس و نمایه ساز، تک نگاشتهای عالمانه، فهرست ها ، واژه نامه ها ، فرهنگهای تخصصی و امثال آنها.
احتمالاً کاربران AAT عبارت خواهند بود از کارکنان کتابخانه ها، موزه ها ، آرشیو ها، مراکز خدمات نمایه سازی و چکیده نویسی، مجموعه های تاریخی، مجموعه های نقشه ها و عکس ها ونیز دانشمندان و دانشجویان دست اندرکار پژوهش مستقل. افزون بر این این انتظار می ر ود این جامعه استفاده کننده متنوع باشد، نه تنها از لحاظ استنباط خود از محتوی موضوعی اصطلاحنامه بلکه از لحاظ مهارت سیر در نمایش های گوناگون اصطلاحات . به کاربران ناآشنا با نمایش های سلسله مراتبی و ساختار کلی هم پیوسته اصطلاحنامه توصیه می شود به دقت به توضیحات و کمکهائی که دراین توصیف اصول و قراردادهای AAT ارائه می شود توجه کنند.

3. دامنه
AAT شامل واژگان رشته های ، هنرهای زیبا، معماری، فرهنگ مادی جهان غرب از عهد باستان تا به امروز بوده دامنه آن به مراتب فراتر از آن چیزی است که از نام اصطلاحنامه هنر و معماری بر می آید.
شمار بزرگی از اصطلاحات AAT همانطور که در چهریزه اشیاء دیده می شود (نگ. بخش چهار ذیل) به اشیاء پراهمیت در بحث و تحلیل تاریخ فرهنگ اشاره دارد. این اشیاء را به می توان به شکل زیر دسته بندی کرد.
محیط های ساخته: آثار ساخته شده و نتیجه کار و تلاش بشر در محیط طبیعی
وسائل وتجهیزات: مصنوعاتی که عمدتاً برای استفاده ساخته شده و اغلب مزین است.
ارتباط بصری و کلامی: مصنوعات بیانگر که طبق اصول زیباحسیک، مفهومی یا نمادین خلق شده اند.
در حالیکه شمار بزرگی از اصطلاحات AAT برای نامیدن اشیاء است در عین حال اصطلاحنامه واژگان لازم بهرتوصیف آنها را در اختیار می گذارد. این واژگان پشتیبان مشتمل است بر مصالح و فنون ساخت آنها؛ خصائص مادی آنها چون شکل و رنگ؛ واژگان مرتبط با تولید و پژوهش آنها چون نقش افراد و مفاهیم مرتبط به تاریخ، نظریه ، نقد و غایت هریک.
اصطلاحاتی که به توصیف شرح ها یا نمایش مضامین شمایل نگارانه می پردازد، مثل مضامین دینی یا اساطیری نقاشی یا مجسمه، عموماً کنار گذارده شده است. گرچه AAT برای آن ساخته نشده که این گونه توصیف های نمادی یا موضوعی در هنر را توضیح دهد شامل واژگانی است که نام اشیاء دارای معنای موضوعی یا نمادین اند. به عنوان مثال AAT شامل اصطلاحاتی برای اشیائی چون کلید ، آینه، ساعت، شمع و نردبان است که می توان به همه آنها معنای نمادین داد، هر چند حضور آنها در اصطلاحنامه بیشتر مبتنی بر هویت آنها به عنوان شئی است تا آنچه می توانند در اثری هنری بیان دارند. علاوه بر این بسیاری از واژه ای AAT در چهریزه مفاهیم وابسته، به شناسائی مفاهیمی چون تراژدی ، تمدن و تناسخ می پردازد که امکان بازنمائی در هنر را دارند.

4- اصول ویرایش و چارچوب مفهومی
AAT درهفت چهریزه و سی و سه رده یا زیر چهریزه سازمان یافته است. چارچوب مفهومی چهریزه ها و رده ها با همکاری متخصصان رده بندی تکمیل شده و مهر تائید برررسی های جوامع علمی را دارد که AAT در خدمت آنها بوده است. فهرست چهریزه ها و رده ها به قرار ذیل است.
1-41چهریزه ها
چهریزه ها عمده ترین تقسیمات اصطلاحات موجود در AAT را تشکیل می دهند. چهریزه عبارت است از طبقه ای همگن از واژگانی که اعضای آن در خصوصیاتی مشترکند که آنها را از واژه های رده های دیگر متمایز می سازد. وقتی واژه ای برای اولین بار نامزد درج در AAT می گردد باید مقوله بنیادی یا چهریزه ای که بدان تعلق دارد مشخص گردد. به عنوان مثال مرمر به معنای نوعی ماده که در ساخت اشیاء به کار می رود به عنوان یک توصیفگر در چهریزه مواد یافت می شود ، حال آنکه دریافت گرای (دامپرسیونیست) به معنای آثار هنرهای تجسمی متفاوت، به عنوان یک توصیفگر در چهریزه سبکها و دوره ها گنجانده شده است.
رویکرد چهریزه ای به تحلیل موضوعی و نمایه سازی را اول بار شیالی رامامیرتا و انگاناتان در سال 1933 ابداع کرد. وی با تقسیم دانش به پنج رده بنیادی- صورت، ماده، انرژی، فضا و زبان – به رده بندی موضوع دبیزه ها بر اساس این چهریزه ها پرداخت. از آن زمان به بعد نمایه سازانی که از رانگاناتان تاثیر گرفته اند به تکمیل نظامهای اختصاصی رشته ای با بهره گیری از رده های اصلی یا ابداع رده های دیگر مرتبط با دامنه های آنها پرداخته اند.
در حین ساخت AAT به سرعت معلوم شد که بخش اعظم واژگانی که در دامنه آن قرار می گیرد به اسامی اشیاء مرتبط است. همچنین خیلی زود معلوم شد که عبارتهای اسمی توصیفگر اشیاء هنر و معماری اغلب حاوی صفت هائی اند که از جمله به معرفی ماده، سبک، اسلوب ونقش می پردازند و اینکه این صفت ها به شکلی بی انتها در محیط مصنوع ( خانه ها ی دوره ویکتوریا)، فرهنگ مادی( اثاثیه نقاشی شده) و هنرهای زیبا( نقاشی زغالی) به کار می رود. AAT تصمیم گرفت به جای برشمردن شمار تقریباً بی پایان اشیاء و توصیفگر های موضوعی مورد نیاز کاربران اصطلاحنامه، گروههای سازنده این توصیفگرها را به شکل واژگانی چهریزه ای ارائه کند. کارکنان AAT تا امروز هفت چهریزه را شناسائی کرده اند که این توصیف های اشیاء و اوصاف آنها می تواند با استفاده از آن صورت گیرد:
B مفاهیم وابسته
D خصوصیات مادی (فیزیکی)
F سبک ها و دوره ها
H عوامل
K فعالیت ها
M مواد
V اشیاء
این چهریزه ها به لحاظ مفهومی در طرحی مرتب شده که از مفاهیم انتزاعی آغاز کرده به سمت مصنوعات ملموس مادی پیش می رود. نمایه سازان میتوانند به منظور ساخت گزاره های پیچیده تر نمایه سازی به این چهریزه های AAT دیگر چهریزه های زمان و مکان را بیافزاید.
چهریزه مفاهیم وابسته مفاهیم انتزاعی و پدیده های مرتبط به مطالعه و اجرای طیف گسترده ای از اندیشه و فعالیت بشر، از جمله معماری وهنرها در همه وسائل و رسانه ها و نیز دیگر رشته ها را فراهم می آورد. همچنین مسائل نظری وانتقادی، مکتب ها، دیدگاهها و نهضت های اجتماعی یا فرهنگی ( جمال، توازن ، خبرگی هنری، استعاره، آزادی، جامعه گرائی) پوشش داده می شود.
چهریزه خصائص مادی ( فیزیکی) مربوط می شود به خصوصیات محسوس یا سنجش پذیر مواد و مصنوعات و نیز خصوصیات مواد و مصنوعاتی که امکان جدا ساختن آنها به عنوان اجزاء وجود ندارد. وجوهی چون شکل و اندازه، خواص شیمیایی مواد، کیفیات بافت و سختی و خصوصیاتی چون رنگ و تزئینات سطح ( دور قلاب زیرو رو، حاشیه، شال ستون، شکننده و آبگین، چهریزه سبکها و دوره ها اسامی پذیرفته شده و رایج برای دسته بندی سبک ها و دوره های تاریخی متمایز مرتبط با هنر، معماری یا هنرهای تزئینی را در خود جای داده است (فرانسوی، لوئی چهاردهم، زیا، نقش سیاهگون ، هیجانگری انتزاعی)
رده عوامل نامگذاری افراد، گروهها و سازمانها برحسب شغل یا فعالیت ، برحسب خصوصیات جسمی و ذهنی یا برحسب نقش یا شرایط اجتماعی را امکان پذیر می سازد (باسمه کار یا باسمه چی، بنگاه ها)
چهریزه فعالیت ها مشتمل است بر حیطه های تلاش، اعمال ذهنی و جسمی، رویدادهای مجزا، ترتیب های منظم اعمال، روش هائی که در تحقق هدفی معین به کار می رود و فرآیندهائی که در مواد یا اشیاء صورت می گیرد. فعالیت هائی که دراین چهریزه گنجانیده شده عبارتند از شاخه های دانش و رشته های حرفه ای ، رویدادهای مشخص زندگی، از کارهائی که با فکر انجام می شود گرفته تا اعمالی که روی اشیاء ومواد یا با آنها صورت می گیرد؛ از اعمال بدنی انفرادی گرفته تا بازهای پیچیده (باستان شناسی، مهندسی، تحلیل، رقابت های وزرشی، نمایشگاهها، دو، طراحی(تصویر سازی خوردگی)
چهریزه مواد به مواد فیزیکی می پردازد، صرفنظر از اینکه به شکل طبیعی یا مصنوعی به دست آمده باشند. این مواد طیفی گسترده دارند، از مواد مشخص گرفته تا انواع موادی که برحسب کاری که انجام می دهند ابداع شده اند، چون رنگ افزاها و از مواد خام گرفته تا آنها که به شکل محصولاتی ساخته یا فرآوری شده که در تولید سازه ها یا اشیاء به کار می رود(آهن، رس، چسب، امولسیون ساز، عاج مصنوعی، رندیدن)
چهریزه اشیاء آن اشیاء مجزای ملموس یا مشهود را در بر می گیرد که بی جان وحاصل تلاش انسان اند، یعنی در نتیجه عمل بشر ساخته شده یا شکل گرفته اند. طیف گسترده این اشیاء از شکل فیزیکی چون آثار ساخته شده تا تصاویر و دبیزه های مکتوب آغاز می شود و در غایت از اشیاء کاربردی گرفته تا هنری. همچنین ویژگی های چشم انداز که زمینه محیط های ساخته شده را فراهم میکند نیز در اینجا می آید . هر توصیفگر تنها یکبار در اصطلاحنامه می آید و به همین علت براساس مقصود اولیه یا خاستگاه یا زمینه اصلی تحول آن در اصطلاحنامه جای می گیرد. (طاقها، رودخانه ها، قلم ها، کفش( پای افزار)، تابلوهای طبیعت بی جان، دورنماهای تخیلی)
درنتیجه استفاده از رویکرد چهریزه ای، بسیاری عبارتهای رایج چون" مبلمان رنگ آمیزی شده ویکتوریا" صراحتاً به عنوان توصیفگر اصطلاحنامه به کار برده نشده زیرا حاوی واژه هائی است که جداگانه در چهریزه های مجزا به کار رفته اند:
رنگ آمیزی شده : در چهریزه اعمال
ویکتوریا: در چهریزه سبک ها و دوره ها
مبلمان: در چهریزه اشیاء
اینگونه گزاره های ترکیبی به صورت اصطلاح در اصطلحنامه به منظور نشده زیرا تک اصطلاحها می بایست درهنگام نمایه سازی به دست نمایه ساز یا پژوهشگر به هنگام پژوهش ابداع شود. قواعد به کار گیری اصطلاحات واژنامه AAT را می توان در راهنمای نمایه سازی و فهرست نویسی با اصطلاحنامه هنر و معماری (نیویورک، انتشارات دانشگاه آکسفورد، 1994) یافت. پ

402- رده ها
رده ها گروههای همگن واژگانی هستند که در هفت چهریزه مرتب شده اند. نمایش رده ای رابطه گونه – جنس یا طبقه – زیرطبقه میان واژگان را نشان میدهد. واژه های اعم و اخص به روش مرسوم با اختصارات BT, NT به شکلی صریح متمایز نگردیده است. به جای اینکار رابطه واژه اعم با واژه اخص به شکل ترسیمه ای و با استفاده از سطوح نسبت سرهم متوالی تورفتگی نشان داده شده است. هر واژه از کلیه واژگانی که ذیل آن تور فته اند اعم تر و در عین حال اخص تر از واژه بالاسری است که ذیل آن تورفته است.
واژه اعم، طبقه یا گونه بلافاصلی را که توصیفگر بدان تعلق دارد به صورت سلسله مراتبی نشان داده به کار روشن سازی معنای آن می آید. چنانچه واژه ای همواره نوعی از، جنسی از، نمونه ای از، یا نمایش واژه ای دیگر باشد، و در آنصورت نوعی رابطه راستین گونه – جنس برقرارخواهد بود و گونه، واژه اعم تر ما خواهد بود. به عنوان مثال چاپ چوبی همیشه نوعی از باسمه به صورت نقش برجسته است اما همه نقش برجسته های ویژه باسمه کاری منبت نیستند. باسمه های نقش برجسته در عین حال شامل چاپ نقش تیزابی و کنده کاری روی چوب نیز می شوند. بنابراین چاپ برجسته اعم تر از واژه های هم خانواده چون، چاپ چوبی، چاپ نقش تیزای، باسمه کاری است که همراه یکدیگر به صورت واژه های اخص تر ذیل چاپ برجسته می آیند.
همه توصیفگرهای AAT تنها یک واژه اعم تر دارند. این بدین معناست که واژه ها فقط یکبار آنهم در عام ترین محل خود جای می گیرند. به عنوان مثال نقشه ها بعضاً و نه همیشه انواعی از ترسیمه های معماری هستند. بنابراین توصیفگر نقشه ( طرح ترسیمه) اخص تر از ارتانگاشتنی است زیرا نقشه ها همیشه ارتانگاشتی اند.
آن توصیفگرهائی که دارای واژه اعم تر هستند هم خانواده ، نامیده می شوند. هم خانواده ها معمولاً به ترتیب الفبائی مرتب می شوند؛ هرچند بعضاً ممکن است به ترتیب تاریخی یا برحسب اندازه مرتب شده باشند، البته در صورتیکه چنین ترتیبی منطقی تر به نظر رسیده باشد.
AAT، در انطباق با استانده های اصطلاحنامه نویسی ایزو و موسسه استاندارد ملی آمریکا رابطه کل – جز (جدا کننده) میان واژه ها را نشان نمی دهد. به عنوان مثال اصطلاح ستون ذیل اجزاء معماری می آید نه معبد.
هر رده یک گزاره توضیحی درباره دامنه، آرایش و کاربرد و فیزیک طرح کلی یا خلاصه ای ساختاری موسوم به چکیده دارد. چکیده، اجمالی از محتوی رده را با نمایش سه چهار سطح واژه های مندرج در رده را نشان میدهد.
403 توصیفگرها هر توصیفگر مندرج در AATنمایانگر مفهومی واحد است. روشهای ویرایش AAT تضمینی است بر اینکه کلیه اشکال نشان دهنده مفهومی مفروض گرد آوری شده ولی فقط یکی از آنها، توصیفگر برای استفاده توصیه شده است. توصیفگرها را در دیگر نظامهای واژه نامه نگاری، واژه های مرجع، واژه های مجاز، واژه های انتقال پذیر یا واژه های وضع شده نیز نامیده اند. همچنین واژه های هم معنی و املاهای متفاوت توصیفگر به صورت ( واژه های بکار برید یا واژه ارجاعی) ( نگ، 10-5) یا هدایتگرهائی که کاربر را از واژه های غیرمرجح به توصیفگر هدایت می کند به کار رفته اند.
1-3-4 تعیین توصیفگرهای AAT . واژه هائی که به عنوان توصیفگر برگزیده می شوند، تا حد امکان همانهائی هستند که علما و دیگر پژوهشگران به کار می برند و سعی شده است واژگان مورد استفاده آرشیویست ها ، موزه داران و جمع داران موزه ها، موزه داران مواد بصری، کتابداران و دیگر متخصصان اطلاع رسانی که به سازماندهی و توصیف اطلاعات درحیطه های زیر پوشش اصطلاحنامه می پردازند نیز درج شود. در آغاز واژگان از واژه نامه های کنترل شده ای که از قبل در این حیطه مورد استفاده قرار داشت انتخاب شد:
Avery Index to Architectural Periodicals: 1- نمایه نامه نشریات معماری اوری BHA=(Bibliography to the History of Art) 2- کتابشناسی تاریخ هنر: Library of Congress Subject Headings (LCSH)3- فهرست سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره RIBA=Revised Nomenclature for Museum cataloging 4- فهرست تجدید نظر شده اسامی برای فهرست نویسی موزه ای RIBA=Architectural Periodicals Index5- نمایه ادواری های معماری RILA (International Repertory of the Literature of Art)6- مجموعه بین المللی متون هنر
در مورد یکایک مفاهیمی که با توصیفگرهای AAT به نمایش در می آید سرعنوانهای ذیربط و دیگر اطلاعات فهرست های مذکور، نظیر وضعیت سرعنوانها از نظر مرجح بودن یا نبودن بطور منظم در AAT نگاشته شده است. منظور از نگاشتن فرآیندی است که طی آن اطلاعات راجع به وضعیت اولیه اصطلاح در هر یک از منابع در برگه پیشینه اصطلاحهای AAT حفظ می گردد.
AAT حاوی واژه هائی است که به همان صورت اولیه که در ماخذ ذکر شده آمده ضبط گردیده اند، البته به جز اصطلاحاتی که فاقد معیارها و ضوابط AAT بوده اند. آن دسته از واژه هائی که نمایانگرمفهومی مشابه AAT بوده ولی فاقد معیار AAT از نظر شکل واژه اند، در برگه پیشینه همان اصطلاح که در پایگاه نگهداری AAT حفظ می شود به واژه (ها) ی مقتضی ارتباط داده شده ولی این مطالب در نسخه منتشر شده نمی آید، به جز اصطلاحاتی که در قالب( فرمت) یواس مارک منتشر شده اند. به عنوان مثال سرعنوان کتابخانه کنگره " معماری– طرحها و نقشه ها" به توصیفگر ترسیمه های معماری در AAT ارتباط داده شده است. امید است که این گونه نمایش ارتباط واژه ها گذر از واژه ای به واژه دیگر و نیز همزیستی دو یا چند واژه نامه در درون یک نظام را تسهیل کند.
لازم است تمامی توصیفگر های AAT، صرفنظر از اینکه از چه منبعی آمده اند با استفاده از متون ذیربط اعتبار سنجی شوند. هر توصیفگر در چندین ماخذ بازبینی می شود تا شکل و معنای آن تعیین گردد و اطمینان حاصل شود که کلیه اشکال واژه (مشابهات و ضبط های گوناگون های درج شده است. شکل عملی واژه باید جواز ادبی داشته باشد. صرف اینکه مفهومی که توصیفگر بدان دلالت دارد در متنی بحث شده باشد گرچه لازم ولی کافی نیست، بلکه می یابد در خود متن هم به کار رفته باشد.
اصطلاحات نسبتاً جدید نظیر دهکده های شهری به شکلی موقت در اصطلاحنامه پذیرفته شده اند. استفاده از اینگونه واژه ها زیر نظر گرفته می شود تا مطمئن گردند شود آن شکل خاص واژه عملاً همانی است که در متون ذیربط به کار می رود.
2-3-4 شکل توصیفگرها شکل توصیفگر نمایانگر استفاده متعارف از اصطلاح در رشته مربوطه و پذیرفته ترین ضبط آن است. بیشتر توصیفگرها اسمند، مثل (ساختمان)، یا جمله های اسمیه، مثل ( بناهای تاریخی).
صفات مستقل در برخی رده ها به عنوان توصیفگر آمده اند تا بتوانند به عنوان معرف دیگر توصیفگرها به کار روند. درج آنها در اصطلاحنامه به منظور پرهیز از تعدد بیش از حد جملات متشکل از اسم و صفت است ( اطاق مدور، پلکان مدور، طویله های مدور و جز آن) برخی توصیفگرها، به ویژه توصیفگرهای رده ها، سبک ها و دوره ها و رده مواد می توانند هم به عنوان صفت به کار روند وهم به عنوان مثال، واژه سنگ می تواند به تنهائی یا در ترکیب با یک اسم به منظور ساخت جمله اسمیه ستون سنگی به کار رود. 
اسامی مصدر در رده های چهریزه ی اعمال به کار رفته اند( تعمیر). جملات گزاره ای و جملات حاوی حرف ربط عموماً از اصطلاحنامه حذف شده اند، به جز در مواقعی که مفهومی واحد را بیان می کنند چون ( گل و جگن) . اصطلاحات حاوی علائم ربط چون ویرگول یا دو نقطه به عنوان توصیفگر پذیرفته نمی شوند.
کلید واژه ها با حروف کوچک آغاز می شود مگر اسامی خاص ( لوئی چهاردهم، اینوئی) و نیز برخی صفات خاص ( آلمانی، ایونی). استثنای دیگر علائم تجاری است که به عنوان توصیفگر به کار می رود. اینگونه اسامی را با حروف بزرگ، و در پی آن نشانه علامت تجارتی ثبت شده “TM”در داخل کمانک ( پرانتز) می آوریم ، مثل (کداکروم علامت تجاری) اسامی مرکبی که به عنوان توصیفگر به کار می روند به ترتیب طبیعی خود می آیند ( بناهای عمومی)؛ اشکال مقلوب شده به عنوان واژگان ارجاعی به کار می رود(بناها، عمومی برای این درج شده تا بگوید بکار برید بناهای عمومی. نگ پیوست ج جهت اطلاع قواعد AAT در مورد اسامی مرکب.
به طور کلی توصیفگرهای AAT به شکل جمع و تحت قاعده ذیل می آید . اسامی شمارشی، یعنی آن اسامی که در پاسخ چند تا؟ به کار می روند به شکل جمع می آیند، مثل (صندلی ها) و اسامی غیرشمارشی، یعنی آنها که به پرسش چقدر؟ پاسخ می دهند به صورت مفرد می آیند، مثل ( بتون). بعضی مواقع شکل مفرد واژه ها به عنوان اصطلاح جایگزین شکل جمع ارائه شده است( نگ. 506 ذیل) . استفاده از از اشکال مفرد و جمع بر اساس جواز ادبی، تداول عام و توصیه های موازین اصطلاحنامه نویسی که قبلا نام بردیم صورت گرفته است.
شکل ملکی اسامی مفرد و جمع در توصیفگر های رده مردم به کار رفته است (به عنوان مثال توصیفگر رقصندگان هر دو شکل ملکی[زبان انگلیسی] یعنی(dancer’s dancers’) آمده است. در مورد بیشتر اسامی که حالت ملکی دارد شکل جمع حالت ملکی جمع و شکل مفرد حالت ملکی مفرد دارد. [نمونه ها در زبان انگلیسی deacons’benches که گزینه دیگر آن [deacon’s bench است .
3.3.4 واژه های انگلیسی بریتانیائی
واژه های AAT مبتنی بر تداول آمریکائی است. برای راحتی کاربران در دیگر کشورهای انگلیسی زبان، وارد کردن ضبط انگلیسی بریتانیائی واژه ها در AAT آغاز شده است. ازجمله اینگونه واژه ها املاهای متفاوت چون colour,color [رنگ] و واژه های به کلی متفاوت ولی در عین حال هم معناست lorries, trucks [کامیون]. علاوه بر این جایگزین های توصیفگرهای بریتانیائی (UKA) نیز داده شده است. در همه موارد شکل توصیفگر بریتانیائی بازتاب توصیفگرAAT و گزینه دیگر مقابل آن است. به عنوان مثال شکل جمع واژه آمریکائی trucks همای شکل جمع همین واژه در انگلیسی آمریکائیlorriea خواهد بود. توصیفگر coloring معادل colouring بریتانیائی است، در حالیکه گزینه آمریکائی colored به عنوان گزینه برابر coloured انگلیسی آمده است.
واژه های به کار برید برای توصیفگرهای انگلیسی نیز در اصطلاحنامه منظور شده است. اینها عبارتند از واژه هائی که عدم ترجیح آنها در زبان انگلیسی مسجل شده است و با کلمه ارجاعی نگ. به توصیفگر مرجح انگلیسی ارجاع می دهد.

4.3.4 اصطلاحات زبانهای دیگر
واژه های زبانهائی غیر از انگلیس آمریکائی باید در منابع معتبر آمریکائی انگلیسی تداول عام یافته باشند تا بتوانند به عنوان توصیفگر AAT به کار روند. درج و استفاده از واژه های زبانهای دیگر به شکل موردی بررسی و در مورد آنها تصمیم گیری خواهد شد. به طور کلی چنانچه اصطلاح زبانی دیگر معیارهای واژه گزینی AAT را داشته باشد تصمیم به درج آنها در اصطلاحنامه متکی بر عوامل زیر خواهد بود.
1-چنانچه واژه ای از زبانهای دیگر در منابع معتبر آمریکائی تداول عام داشته و معادل آمریکائی نداشته باشد به عنوان اصطلاح درج خواهد شد.
مثالها: محراب
پاگودا(بنا) [ پرستشگاه بودائی برج مانند چند آشکوبه]
2- چنانچه اصطلاحی از زبانهای دیگر در منابع معتبر آمریکائی تداول عام داشته، معادل انگلیسی آمریکائی هم داشته باشد بازهم به عنوان توصیفگر منظور میشود اما به عنوان اصطلاحی اخص تر از همتائی آمریکائی خود می آید.
مثالها: داموس domus در جایگاه اخص تر از خانه ها قرار می گیرد.
bonheurs-dujour اصطلاح اخص تر میز تحریر بانوان است.
1- چنانچه واژه ای در منابع معتبر آمریکائی به کار رفته باشد ولی به جای همتای آمریکائی خود استفاده شود در آن صورت مشابه در نظر گرفته شده به صورت بکار برید منظور می شود.
مثالها: سوق به کار برید بازار
allees couvertes به کار برید گوردهلیز.
4.3.5 اسامی مرکب
در پیر وی از دستورالعمهای استانده اصطلاحنامه نویسی اصطلاحنامه هنر و معماری نمایانگر مفاهیم واحد با معانی دقیق است. مفاهیم واحد می توانند با یک واژه (broadsides) یا بیش از یک واژه ( دیوار ضامن) بیان شوند. اسامی مرکب، یعنی اسامی که از چند واژه تشکیل شده، نظیر دیوار ضامن که به بیان مفهومی واحد می پردازند به عنوان توصیفگر منظور شده و اصطلاحهای پیوسته نام گرفته اند. قواعد تشخیص واژه های پیوسته در پیوست ج AAT ، قواعد واژه های مرکب آمده است.

روش ها
اصطلاحنامه هنر و معماری بر اساس اصول و روش های مشروح در استانده های ذیل تدوین شده است.
- American National Standard Institute. Guidelines for thesaurus Structure, Construction and Use. New York, 1980 ( ANSI z39,19-1980)
- British Standard Institution. Guidelines for Establishment and Development of Mono lingual Thesauri. London, 1979.(BS5273)
- The International Organization for Standardization.Document – Guide lines for the Establishment and Development of Monolingual Monolingual Thesauri. International Organization for Standardization, 1974. (International Standard ISO 2788)
- National Information Standards Organization. Construction format and Management of Monolingual Thesauri (unpublished draft 1992) (NISO X39.19-199x).
- UNISIST Guidelines for the Establishment and Development of Monolingual Thesauri 2nd edition. Paris UNESCO 1986. PGI-81/ws/15)

نسخه چاپی AAT حاوی دو نوع نمایش است، نمایش الفبائی و نمایش سلسله مراتبی که به عنوان ابزارهای مکمل طراحی شده است. نمونه نمایش ها در اشکال 1 و 2 آمده است. نمایش های هر نوع از اشکال الکترونیک که AAT در آن توزیع شده تفاوت می کند و در اسناد پیوست هر قالب شرح داده شده است.
نمایش الفبائی به عنوان نمایه نمایشهای درختی عمل می کند.دونوع مطلع در نمایش های الفبائی می آید، مطلع های توصیفگرها یا واژگان اصلی، و مطلع های واژه های ارجاعی ( راهنما). الفبائی کردن به شکل واژه و صرفنظر از نقطه گذاری صورت می گیرد. نمایش الفبائی در عین حال حاوی اطلاعاتی مفصل درباره هر توصیفگر نظیر شماره سطر، توصیفگر جایگزین، کدهای منابع اصلی، یادداشت دامنه، تعدیل کننده های درون کما نک، ارجاع های به کار برید، واژه های مرتبط ، یادداشتهای تاریخچه و معادلهای انگلیسی بریتانیائی است.
501 توصیفگر واژه ای است که برای نمایش مفهومی در اصطلاحنامه انتخاب شده و استفاده از آن در نمایه سازی توصیه می شود (نگ بخش 403 بالا)
502 واژه های راهنما واژه هائی که واجد معیارهای درج در اصطلاحنامه نیستند ولی با این حال برای نمایش ساختار سلسله مراتبی واژگان مفیدند واژه های راهنما نامیده شدند. در برخی اصطلاحنامه ها این واژه ها را برچسب های راس یا واژه های نمایانگر چهریزه می نامند.
این واژه ها به عنوان واژه های اعم برخی گروههای توصیفگر ها به کار می رود، البته در مواقعی که هیچ اصطلاح اعم دیگری برای کنار هم آوردن آنها موجود نباشد، برای نشان دادن اینکه نمی توان آنها را به صورت واژه های نمایه سازی به کار برد با حروف ایتالیک چاپ شده و داخل کمانکهای تیز قرار گرفته اند، مثل ( <انواع اسناد>) ، ( <صندلی برحسب شکل>).
بسیاری از واژه های راهنما علاوه بر کارآئی به عنوان واژه های اعم، توصیفگر خصوصیات بخشی است که فهرست واژه های اخص تر برحسب آنها گرد هم آمده اند. به عنوان مثال اصطلاح بناهای بلند مرتبه زیر اصطلاح راهنمای < کارهای ساخته منفرد برحسب شکل: ارتفاع> آمده در حالیکه اصطلاح بناهای زراعی زیر واژه راهنمای < کارهای ساخته منفرد برحسب نقش> آمده است.

شکل یک: نمونه نمایش الفبائی
توصیفگر ایستگاههای پخش (B,H,L) .کدهای منابع اصلی
شماره سطرRK203-
یادداشت سابقه HN در مارس 1993 واژه مرتبط افزوده شد
در آوریل 1990 یادداشت دامنه تغییر یافت
توصیفگر دیگر ALT ایستگاه پخش
توصیفگر انگلیسی UK مراکز پخش
توصیفگر انگلیسی دیگر UKA مرکز پخش
یادداشت دامنه SN
ساختمانهای ارتباطات مشتمل بر استودیوها، دفاتر فنی و تولید، فضاهای تجهیزات و امکانات کنترل برای ارسال و دریافت پخش مایکروویو؛ در مورد آن اطاقها و فضاهائی که برای تولید یا ضبط برنامه های رادیوئی یا تلویزیونی طرحی شده " استودیوهای پخش به کار برید.
واژه به کار برید UF
مراکز، پخش
ایستگاهها، پخش
واژه مرتبط، استودیوهای پخش

واژه های اعم تر از صفحه قبل <بناهای منفرد ساخته>
<بناهای منفرد ساخته بر حسب نوع خاص>
بناهای منفرد ساخته برحسب کارکرد> نام رده بناهای منفرد ساخته کد ردهRK
199RK < سازه های ارتباطات>
200RK بناهای ارتباطات
201 RK مراکز رایانه ای
202 RK <بناهای ارتباطات راه دور> واژه راهنما
203 RK ایستگاههای پخش – توصیفگر – اصطلاح اعم
204 RK ایستگاههای رادیویی – اصطلاح اخص
205 RK ایستگاههای تلویزیونی
206 RK ایستگاههای تقویت کننده
207 RK ایستگاههای تکرار کننده
208 RK ایستگاههای ردگیری ماهواری
209 RK دفاتر تلگراف
210 RK مراکز تلگراف
211 RK مراکز مخابرات



ش 2: نمونه ای از نمایش سلسله مراتبی ( درختی)

برخی انواع از کلمات راهنما پیوسته در سراسر اصطلاحنامه به کار می رود زیرا برخی خصوصیات تقسیمات چون شکل و کارکرد در مورد بسیاری از اصطلاحات قابل استفاده است. به عنوان مثال صندلی ها نیز همچون بناها می توانند بر اساس شکل، مثل ( صندلی پایه منبت ) و کارکرد،مثل (صندلی پرستاری ) تقسیم بندی شوند. سه کلمه راهنمای تکرار شونده عبارتند از : < ... بر اساس شکل>، <... بر اساس کارکرد> و <... براساس محل یا زمینه>
<... برحسب شکل> در فاصله این کلمه راهنما برای کنار هم نهادن اسامی اشیائی به کار می رود که براساس شکل مادی یا شیوه نمایش قابل تمییزاند. به طور کلی چنانچه شئی برحسب دید قابل شناسائی باشد زیر کلمه راهنمای بر اساس شکل می آید. باید توجه داشت استفاده از این واژه راهنما در هر رده تفاوت می کند وا ین امر بستگی به خصوصیات مادی اشیاء در رده ای مفروض دارد. به عنوان مثال در رده اجزاء، عبارت ( قوسها بر اساس شکل) خود تقسیم فرعی تری دارد تحت عنوان < قوسها بر اساس شکل: ساخت> و < قوسها بر اساس شکل: نقشه>، در حالیکه در رده اثاثیه بخش <میزها براساس شکل> به دو بخش <میزها بر اساس شکل؛ شکل پایه> و میزها براساس شکل : شکل راس> تقسیم می شود.
<برحسب کارکرد> این واژه راهنما برای کنار هم قرار دادن واژه های اشیائی به کار می رود که از روی غایت خاصی که برای آن طراحی شده یا مورد استفاده قرار گرفته اند به کار می رود. چنانچه شئی از روی استفاده ای که برای آن در نظر گرفته شده قابل شناسائی باشد زیر واژه راهنمای برحسب کارکرد می آید.
<...برحسب محل یا زمینه> این واژه راهنما برای کنار هم قرار دادن واژه های اشیائی به کار می رود که برحسب استفاده یا کاربردشان در یک موقعیت مادی خاص قابل شناسائی اند، چنانچه شئی در ارتباط با محیطی خاص قابل شناسائی باشد زیرا واژه راهنمای برحسب محل می آید.
طبیعت برخی حیطه های موضوعی نیازمند استفاده از واژه های راهنمای موضوعی خاص سوای سه واژه راهنمای فوق برای سازماندهی واژگان است، به عنوان مثال رده آثار تجسمی <... برحسب شیوه نمایش> و < ... برحسب وسیله یا تکنیک> برای سازماندهی گروههای اخص تر واژه ها به کار می رود.
5.3 شماره سطر شماره سطر یک که الفبائی عددی است که رایانه تولید می کند و در نسخه چاپی اصطلاحنامه به کار می رود تا ارتباطی میان هر توصیفگر در نمایش الفبائی با محل آن در نمایش سلسله مراتبی برقرار کند. شماره های سطر از کدهای دو حرفی تشکیل می شود که در پی آن شماره سطر نمایانگر محل اصطلاح در سلسله مراتب رده می آید. بدین ترتیب 60.FL یعنی سطر شصتم در رده سبک ها و دوره ها. از آنجا که شماره های سطور یکسره ترتیبی است و با افزوده شدن واژه های جدید در ویرایشهای بعدی تفاوت می کند نباید هیچ گاه به تنهائی به عنوان تنها عنصر شناسائی یک توصیفگر به کار روند.
5.4 کدهای منابع اصلی یک یا چند کد تک حرفی که درکمانکهائی در سمت راست شماره سطر می آید بدین معناست که مفهوم نشان داده شده با آن اصطلاح در یکی از واژنامه های تشکیل دهنده مبنای اصطلاح نامهAAT به کار رفته است. منابع اصلی و کدهای آنها به قرار ذیلند.

A: Avery Index to Architectural Periodicals
B: RIBA Architectural Periodical Index
BHA(Bibliography of the History of Art)
L: Library of Congress Subject Headings (LCSH)
N: Revised No men cloture for Museum Cotaloging
R: (International Repertory of the literature of Art)

این کدها صرفاً نشان میدهد که مفهوم مورد بحث در آنها یافت شده است . هیچ اشاره ای به شکل مفهوم یا وضعیت مرجح یا نامرجح آن نمی شود. به عنوان مثال در پی شماره سطر بازنده سازی = rehabilitation ، نشانه های B,L که درون کمانک قرار گرفته، می آید تا نشان دهد این مفهوم AAT در فهرست سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره ونمایه نشریات ادواری معماری یافت می شود. اما هیچ اشاره ای به این نکته نمی شود که منظور از شکل مورد استفاده اصطلاح باززنده سازی، مسکن است یا مسکن، باززنده سازی. در این ویراست چاپی AAT برای هر ماخذ تنها یک کد می آید.
5.5. یادداشت پیشینه (تاریخچه)
یادداشتهای پیشینه (History notes: HN) نشان دادن هر گونه تغییر و دخل و تصرف صورت گرفته در واژه (نظیر یادداشتهای دامنه) است که از زمان انتشار اولین ویراست AAT 1990 صورت گرفته است. این یادداشتها بخش های دائمی پیشینه هر اصطلاحند. اطلاعاتی که در یادداشتهای تاریخچه واژگان می آیند عبارتند از افزودن توصیفگرهای جدید، حذف توصیفگرهای قدیم و ایجاد تغییراتی در توصیفگرها، واژه های راهنما و واژه های به کار برید.
ثبت و اضافه واژه های مرتبط و یادداشتهای دامنه و ایجاد تغییرات در یادداشتهای دامنه نیز ثبت می شود. یادداشت پیشینه در عین حال کاربران را از موادی که در آن توصیفگرها و کلمات راهنما نقل مکان یافته و نیز در مورد خروج واژه های ویراست پیشین AAT از همارائی یا خرد کردن واژه ها آگاه می کند.
ثبت تحولات تکاملی واژگان AAT به کاربران امکان می دهد به حرج و تعدیل واژه های خود جهت حصول اطمینان در انسجام دائمی در فهرست نویسی و نمایه سازی پردازند.

6.5 توصیفگر های دیگر
توصیفگرهای دیگر (ALT=Alternate Descriptor) این نوع توصیفگر بعضاً برای دیگر اشکال دستور زبانی یک توصیفگر ارائه می شوند؛ اینکار در مواقع نیاز برای مقاصد فهرست نویسی و نمایه سازی صورت می گیرد. به عنوان مثال از آنجا که تفاوتهای شدید تاریخی میان روشهای فهرست نویسی کتابداری و روش های فهرست کردن منابع تجسمی و شیوه های مورد استفاده در موزه ها وجود دارد هر دو شکل مفرد و جمع اسامی قید شده است. کاربر باید تصمیم بگیرد کدام یک برای کاربرد برنامه فعلی مناسب است و برهمان اساس به شکلی منسجم به استفاده از واژه پردازد. این واژه ها همان رابطه سلسله مراتبی توصیفگرها را دارند اما در ویراست چاپی صرفاً به صورت الفبائی ظاهر می شوند. توصیفگرهای دیگر می توانند از انواع ذیل باشند:
1-شکل اسمی یک صفت:

امپرسیونیست (دریافت گرای)

توصیفگر دیگر امپرسیونیسم (دریافت گرائی)

2-حالت صفتی یک اسم:

بودیسم (بودائی گری)

گزینه دیگر بودائی

3-حالت صفتی اسم فعل:
کنده کاری
گزینه دیگر کنده کاری شده
4-شکل مفرد اسم جمع:

موزه ها
5- شکل مفرد انگلیسی بریتانیائی اسم جمع انگلیسی بریتانیائی:
زمین های اردوگاه camping-grounds
زمین – اردوگاه caming-ground
6-شکل ملکی:
رقصندگان dancers
گزینه دیگر dancers’ , dancer’s

5.7 توصیفگرهای انگلیسی بریتانیائی
توصیفگربریتانیائی (UK) که از نوع گزینه دیگر است برای آن واژه هائی قید می شود که برابرهای انگلیسی بریتانیائی آنها (UKA) مشخص شده است. در نسخه چاپی این توصیفگرهای انگلیسی بریتانیائی جایگزین در نمایش الفبائی کامل توصیفگرهای AAT می آیند ، اما بر خلاف خود توصیفگرهای بریتانیائی، در نمایش الفبائی مطلع های مستقل ندارند.
5.9 یادداشت دامنه
یادداشت دامنه (Scope Notes) گزاره ای است که معنا و کاربرد اصطلاح در اصطلاحنامه را روشن می سازد . کارکردهای این یادداشتها به قرار ذیل است:
1- نشان دادن معنا، دامنه یا کاربرد اصطلاح در اصطلاحنامه
2- راهنمائی کاربران در انتخاب مناسب ترین اصطلاح
3- متمایز ساختن واژه ای مفروض از واژگان دیگر
4- هدایت کاربران به سمت مفاهیم مرتبط یا هم پوشان
یادداشتهای دامنه را می بایست در ارتباط با جایگاه واژه در یک سلسله مراتب در نظر گرفت، زیرا زمینه رده ای در عین حال به روشن سازی معنا کمک می کند.
یادداشتهای دامنه ای که به تعریف واژگان AAT می پردازند یادداشتهای تعریف نامیده می شوند. آن یادداشتهای دامنه که به ارائه راهنمائی در مورد کاربرد اصطلاح در اصطلاحنامه می پردازد یادداشت دامنه آموزشی نام دارند. یادداشتهای دامنه می تواند تعریفی، آموزشی ویلا یا هردو باشد.
5.9.1 یادداشت دامنه آموزشی این یادداشتها برای محدود کردن استفاده از اصطلاح، متمایز ساختن اصطلاحهائی که معانی همپوش دارند، یا ارائه توصیه های دیگر در مورد استفاده از اصطلاح پیش بینی شده اند. یادداشتهای دامنه آموزشی معمولاً دارای یکی از عبارتهای زیرند.
بکار برید وقتی که ...
هرکجا که میسر باشد بکار برید...
شامل... منهای ....
فقط در صورتی بکار برید که ...
متمایز می شود از ... با ...
متمایز می شود از ... بدین جهت که
وقتی در یادداشت دامنه به دیگر واژه های AAT اشاره می شود یک یادداشت دامنه متقابل برای هر دو واژه یافت می شود.
مثالها:
dogtrots= دالان باریک سرپوشیده
یادداشت دامنه در مورد دالانهائی به کار برید که شقفی مشترک با بقیه بنا داشته دو قسمت یک کابین در سنت معماری مردمی آمریکائی را به هم متصل می کند. تمایز آن با breezeways یا دالان، در تعلق آن به معماری مردمی و زمینه آن که کابین چوبی و سقف مشترک است.

Breezeways =راهرو
یادداشت دامنه برای دالانهائی به کار برید که دو بخش از یک خانه یا یک خانه و گاراژ را به هم متصل می کند و پس از 1930 رواج یافت. با دالانهای باریک سرپوشیده ای که در معماری مردمی [آمریکائی] و در کلبه های چوبی یافت می شود تفاوت دارد.
5.9.2 یادداشت دامنه های تعریفی رسم نیست که تعاریف سبک لغت نامه ها در اصطلاحنامه درج شود. با این وجود به علت خاص بودن واژه هائی که در AAT گنجانده شده و تمایل ما به روشن ساختن معنای واژه های غیردقیق، یادداشت دامنه های تعریفی، آزادانه برای تکمیل معانی که جایگاه سلسله مراتبی یا قیود توصیفگرها را می رساند به کار گرفته شده است.
مثال:
مقاطع طولی Longitudinal sections
یادداشت دامنه مقاطع گرفته شده در امتداد
محور سازمانی اصلی یک سازه یا شئی
5.9.3 منبع یادداشت دامنه نشانه یا کد نمایانگر منبعی که یادداشت دامنه توصیفی از آن گرفته شده در کمانک، معمولا در پایان یادداشت دامنه می آید.
مثال:
وسائل کمک به بازیابی
یادداشت دامنه اسناد منتشر شده یا نشده که به فهرست کردن یا توصیف مجموعه ای از پیشینه ها در داخل یک مرکز نگهداری پیشینه ها یا آرشیوها پرداخته آنها را برای کاربر فهم پذیر تر یا در دسترس تر می سازند.
استنادهای کامل تمامی کدهای ماخذ را می توان در فهرست منابع پایان این فصل یافت. وقتی یادداشتهای دامنه توسط کارکنان تحریریه AAT تدوین شده است یا ترکیبی است از مطالب چندین ماخذ نام هیچ ماخذی ذکر نمی شود. قالب یادداشتهای دامنه بر اساس آیین های ویرایش AAT تکمیل شده تا انسجام و صحت دستور زبانی آنها تضمین شود. بنابراین وقتی نام ماخذی ذکر می شود ضرورتاً بدان معنا نیست که یادداشت دامنه کلمه به کلمه از آن منبع گرفته شده است. ممکن است بیش از یک استناد در یادداشت دامنه بیاید.
10-5 واژه به کار برید به جای واژه های مشابه و تلفظ های گوناگون، واژه های راهنما یا به کار برید (UF) نامیده شده اند. در نمایش الفبائی نسخه چاپی این گونه واژه ها در مطلع ها آمده به توصیفگرها ارجاع می دهد. تا سرحد امکان سعی شده به کاربریدها مشابه های دقیق توصیفگرها باشد. مشابه های نزدیک[ولی نه دقیق] و مفاهیم اخص تر یک توصیفگر هیچگاه به صورت به کار برید فهرست نمی شود بلکه خود به عنوان توصیفگر در دسترس است و اغلب همراه با یادداشت دامنه ای است که کاربرد آنها را توضیح می دهد.
مثال:
طرحهای مفهومی concept sketches
به کار برید نقش های مفهومی conceptual drawings
مشابه های چندگانه و انواع املاءها به صورت جمعی می آیند و نشانه به کار برید به جای اینکه مقدم برآ نها قرار گیرد، در زیر مطلع توصیفگری که در نمایش الفبائی نسخه چاپی آمده قرار می گیرد.
مثال:
نقش های مفهومی conceptual drawings
به کار برید به جای
concept sketches
conceptual sketches
drawings, conceptual
sketches, conceptual

واژه های راهنما برای توصیفگرهای انگلیسی بریتانیائی نیز داده شده است. واژه به کار برید به جای به عنوان یک مطلع مستقل در نمایش الفبائی نسخه چاپی می آید و از طریق ارجاع نگ. به مطلع کاملی که به ثبت معادل های توصیفگر در AAT و انگلیسی بریتانیائی پرداخته ارجاع می دهد.
برخی املاهای متفاوت یک توصیفگر، مثل اشکال دارای خط فاصله یا اشکال دارای پسوندهای جمع متفاوت در صورت شباهت بسیار به توصیفگر از فهرست الفبائی نسخه چاپی حذف شده اند. به عنوان مثال ارجاع از مراکز سمعی – بصری به مراکز سمعی بصری در نمایش الفبائی منظور نشده است. دسترسی از طریق این املاهای متفاوت در نسخه های بر خط AAT منظور شده است.
12-5 واژه های مرتبط
واژه های مرتبط (RT) برای مشخص کردن واژگانی به کار می رود که به لحاظ معنائی با توصیفگر مفروض ارتباط دارد. نمایشهای سلسله مراتبی نیاز به بسیاری از ارجاعها را که معمولاً در اصطلاحنامه های دقیقاً الفبائی میان واژه های هم خانواده ضرورت پیدا می کند از میان می برد. معمولاً ذکر واژه های مرتبط به رابطه میان توصیفگر یک رده یا توصیفگر رده ای دیگر محدود می شود. کاربران اصطلاحنامه باید به مرور گزاره های دامنه هر رده پردازند تا از توضیحات مربوط به روابط میان رده ها مطلع گردند.
5.12. قیود داخل کمانک قید داخل کمانک که در پی یک توصیفگر می آید برای تمییز واژه های هم املا به کار می رود، یعنی واژه هائی که در عین داشتن املائی مشابه معنای متفاوت دارند، چون فایل انگلیسی به معنای (ابزار) و همین واژه با همین املا به معنای فایل یا گروهی از دبیزه ها. قیود به عنوان جزء جدائی ناپذیر واژه ها تلقی شده و در نمایه سازی و بازیابی، چسبیده به آنهاهستند. چنانچه یکی از واژه های هم املا و متفاوت المعنا واژه به کار برید به جای و دیگری خود توصیفگر باشد، تنها واژه به کار برید به جای قید می گیرد. به عنوان مثال Chart’s (maps) واژی است که به عنوان به کار برید به جای maps به کار می رود و قید می پذیرد درحالیکه charts که خود توصیفگر است قید نمی پذیرد.
5.13 یادداشتهای ترکیب
پائین هر صفحه از نمایش سلسله مراتبی یادداشت کوتاهی می آید که در آن طرق ممکن ترکیب یا در آمیختن توصیفگرهای رده ای خاص با توصیفگرهای دیگر شود نشان داده شده است. به عنوان مثال یادداشت دامنه برای رده آثار تجسمی به قرار زیر است:
[توصیفگرهای این رده ] می تواند درترکیب با توصیفگرهای دیگر به کار رود، مثل: بزرگتر از اندازه طبیعی + پیکره ها؛ نقاشی+رنگ لعابی؛ اوافر باروک+چهره و تمثال)؛ چشم انداز (نمایش) + طرح؛ طبیعت بی جان+ نقاشان(هنرمندان)

6-تعامل با کاربران و نگهداری اصطلاحنامه
به منظور جای دادن به اصطلاحات جدید و پاسخگوئی به پرسش ها درباره واژگان ، کاربران می توانند وارد رویه رسمی مکاتبه با دفتر AAT شوند. این عمل به استفاده کنندگان از اصطلاحنامه به روز آمدسازی ونگهداری بلندمدت اصطلاحنامه امکان می دهد به امر کمک کنند.
6.1 واژه های نامزد درج در اصطلاحنامه
چنانچه توصیفگری در اصطلاحنامه نباشد و واژه موردنظر از نوعی نباشد که بتوان به بیش همارائی آن پرداخت ( یعنی نتواند به دست نمایه ساز و از طریق در آمیختن دو یا چند توصیفگر موجود AAT ساخته شود) لازم است فرم مخصوص واژه های نامزد درج در اصطلاحنامه تکمیل و تسلیم دفتر AAT شود. فرم پر شده مخصوص واژه های نامزد درج به دفتر AAT می رسد، کارکنان به تکمیل آن همت می گمارند. واژه های نامزد درج از نظر وجود جواز ادبی کافی و به دست آوردن تعریفی واضح ارزیابی می شو ند. اضافه بر این مورد سنجش با دیگر اصطلاحات موجود در اصطلاحنامه قرار می گیرند تا معلوم شود آیا آن مفهوم قبلاً در اصطلاحنامه آمده است یا خیر. همچنین کارکنان AAT شکل واژه پیشنهادی و ارتباطات اصطلاحنامه ای آنرا بررسی می کنند. وقتی در مورد واژه تصمیم گیری شد فرم مربوط به واژه نامزد درج برای فرد پیشنهاد دهنده پس فرستاده می شود، همراه با یادداشتی درباره چگونگی استقرار اصطلاح در اصطلاحنامه. توصیفگرهای جدیدی که از این طریق به دست می آید وارد پایگاه داده های AAT شده از طریق پیوستهای اصطلاحنامه که به شکل ادواری منتشر می شود توزیع می گردد. این نظام تعامل با کاربران به استفاده کنندگان از اصطلاحنامه اجازه می دهد توصیفگرهائی را که مقتضی و مناسب می دانند به کار برند، به جای اینکه سعی کنند خود را در محدود واژگانی ایستا محدود سازند. در عین حال این کار تضمینی است براینکه اصطلاحنامه از اصطلاحات جدیدی که در این رشته پدید می آید عقب نماند و به موازات آنها جریان داشته باشد.
6.2 اظهار نظر در مورد توصیفگرهای موجود ممکن است کاربران اصطلاحنامه علاوه بر یافتن کاستی هائی در واژگان به مشکلاتی برخوردند یا پرسش هائی درباره توصیفگرهای فعلی اصطلاحنامه داشته باشند. اینگونه مسائل نیز می توانند همچون واژه های نامزد درج در اصطلاحنامه بااستفاده از ورقه گزارش موسوم به فرم اظهار نظر تسلیم دفتر AAT شود. از این فرم می توان برای پیشنهاد واژه ای مشابه، پرسش در مورد اصطلاحات، در خواست تعریف واژه ها و الخ. استفاده کرد. نمونه فرم پرنشده جهت تکثیر و استفاده در پیوست ب آمده است.
6.3 روز آمدهای اصطلاحنامه تغییرات ناشی از در تسلیم فرم واژه های نامزد درج و فرمهای اظهار نظر در ویراستهای بعدی AAT و هر گونه روز آمد سازی چاپی و الکترونیک اصطلاحنامه تا زمان تهیه وانتشار ویراست جدید، گنجانده خواهد شد. پیوستها و فایلهای روز آمد سازی شامل توصیف گرهای جدید و اطلاعیه های کلیه تغییرات صورت گرفته در شکل و وضعیت جایگاه سلسله مراتبی توصیفگرهای موجود می گردد. در صورت تغییر وضعیت یا شکل یک توصیفگر یک یادداشت تاریخچه ارائه می گردد تا نوع تغییر و تاریخ آنرا قید کند.

7- واژه نامه
توصیفگر دیگر. شکل متفاوتی از توصیفگر است که می تواند استفاده شود؛ معمولاً شکل مفرد واژه یا شکل متفاوتی از اجزاء کلام که به شکل ALT کوتاه نویسی شده است.
رابطه های متداعی نگ. واژه های مرتبط
بایگانی مستند(فایل مرجع (auThority file پیشینه واژه های مورد استفاده در پایگاه داده ههای همراه با ارجاعات ملازم آنها؛ می تواند حاوی یادداشتهائی درباره کاربرد محلی باشد.
اصطلاح پیوسته (bound term) اصطلاحی مرکب نمایانگر مفهومی واحد.
توصیفگر انگلیسی بریتانیائی توصیفگری که در انگلیسی بریتانیائی بکار می رود اما در املاء با توصیفگر انگلیسی آمریکائی اصطلاحنامه تفاوت دارد و به صورت UK کوتاه نویسی شده است.
اصطلاح مرکب اصطلاحی متشکل از دو یا چند واژه
توصیفگر واژه ای که استفاده از آن در اصطلاحنامه توصیه شده است؛ همچنین اصطلاح اصلی، اصطلاح قابل الصاق یا اصطلاح مرجع نامیده شده است.
چهریزه رده ای همگن از اصطلاحات که اعضای آن در خصوصیاتی شریکند که آنها را از اصطلاحات چهریزه ای دیگر متمایز می سازد.
نمایانگر چهریزه: نگ. اصطلاح راهنما
اصطلاح راهنما اصطلاح یا عبارتی که برای ساخت اصطلاحات در رده، در نبود هیچگونه اصطلاح مجاز، از طریق کنار هم گذاردن واژه های هم خانواده، یا استقرار واژه های اخص تر در ذیل آن به کار می رود. این واژه ها با حروف ایتالیک[و در فارسی ایرانیک] چاپ می شود و داخل کمانکهای تیز <د> قرار می گیرد. اصطلاح راهنما در نمایه سازی به کار نمی رود.
رده ترتیب ترسیمه ای اصطلاحات به شکلی نمایانگر رابطه گونه - جنس، یا اعم و اخص میان واژه ها
یادداشت پیشینه گزارش تغییرات، حذف و اضافات اعمال شده در یک توصیفگر یا اصطلاح راهنما که از اجزاء دائمی پیشینه هر واژه است و به صورت HN کوته نویسی می شود
هم نویسه ها (homographs) واژه های دارای املای مشابه و معنای متفاوت
اصطلاح ارجاعی (lead-in term) نگ. به کاربرید به جای
اصطلاح اصلی نگ. توصیفگر
برچسب انشعاب (nodelabli) نگ. اصطلاح راهنما
اصطلاح نامرجح نگ. به کاربرید به جای
اصطلاح قابل الصاق نگ. توصیفگر
پس همارائی ترکیب دو یا چند توصیفگر هنگام بازیابی اطلاعات معمولاً با استفاده از عملگرهای جبربولی چون " و" ، " یا" و " جز"، مثل ( ویکتوریائی و خانه ها) در تنظیم عبارت جستجو.
اصطلاح مرجح: نگ. توصیفگر
قیود داخل کمانک اصطلاح درون کمانک که در پی توصیفگر می آ ید و برای تمییز هم نویسه ها از یکدیگر به کار می رود.
اصطلاحهای مرتبط ارجاعهائی که برای مشخص کردن واژه دارای تداعی های معنائی با یک توصیفگر به کارمی رود؛ این واژه ها نمایه ساز یا جستجو گر را از وجود دیگر اصطلاحات یا مفاهیم که احتمالاً مورد علاقه وی است آگاه می سازد و اختصاراً RT نوشته می شود.
یادداشت دامنه یادداشتی است که پوشش یا کارکرد اختصاصی توصیفگر را به منظور روشن سازی معنای آن داخل اصطلاحنامه توضیح میدهد و اختصاراً SN نوشته می شود.
هم خانواده ها اصطلاحهائی که تابع یک اصطلاح واحد عام و از نظر سلسله مراتبی هم سطح یکدیگرند.
اصطلاح واژه یا املائی متفاوت از یک توصیفگر که در عین حال کلمه ارجاعی و اصطلاح نامرجح نیز نامیده شده و اختصاراً UF نوشته می شود.
به کار برید به جای واژه یا املائی متفاوت از توصیفگر؛ در عین حال اصطلاح ارجاعی و اصطلاح نامرجح نیز نامیده می شود و کوته نوشت آن UF است.

پیوست الف
فرم اصطلاح نامزد درج در اصطلاحنامه
لطفاً این فرم را تکثیر کرده برای ارسال اصطلاحهای نامزد درج در اصطلاحنامه به دفتر AAT در شماره 62، استراتون روود، ویلیامزتاون، 213-4582151,Mo1267 و فکس 3757-458-413 مورد استفاده قرار دهید. پرکردن بخش دوم اختیاری و بخش سوم برای استفاده کارکنان AAT است.
سازمان ارسال کننده:
مشخصات تماس و تماس گیرنده:
تاریخ:
بخش اول بخش دو [اختیاری]
اصطلاح پیشنهادی: تعریف پیشنهادی:
ماخذ واژه: لطفاً مشخصات دست کم یک منبع اصطلاح اعم پیشنهادی:
را که واژه پیشنهادی در آن یافت شده ذکر کنید، اصطلاح(ات) ارجاعی پیشنهادی:
چنانچه در متنی به کار رفته مستندات کامل را اصطلاح(ات) مرتبط پیشنهادی:
از جمله شماره صفحات را قید کرده در صورت ملاحظات: در صورت لزوم در پشت صفحه
امکان عکس هم پیوست کنید. یا صفحاتی که الصاق می کنید ادامه دهید.

بخش سوم: [برای استفاده کارکنان دفتر AAT]
ویراستار (ان) AAT: تاریخ:
شکل پذیرفته شده اصطلاح رده AAT:
اصطلاح اعم AAT اصطلاحنامه تخصصی:
یادداشت دامنه AAT:
- اصطلاح ارجاعی پذیرفته شده به توصیفگر AAT:
- پذیرفته نشد از توصیفگر(های) موجود AAT استفاده شود:
- پس همارائی شده از توصیفگر(های) AAT:
- جواز ادبی مکفی یافت نشد. لطفاً اطلاعات بیشتر ارائه شود.
- اصطلاح خارج از دامنه AAT است دلائل دیگر
- ملاحظات AAT:
تجدید نظر شده در 1993/6

پیوست B
فرم اظهار نظر
لطفاً این فرم را تکثیر کرده برای ارسال اظهار نظرها راجع واژگان فعلی AAT به دفتر موسسه به نشانی شماره 62، استراتون روود، ویلیامزتاون، MA01267,413-4582151، فکس 413-4583757 استفاده کنید. حتماً بخش اول را پرکنید . بخش دوم برای استفاده کارکنان AAT است.
بخش اول:
سازمان ارسال کننده:
نام و مشخصات تماس:
تاریخ:
اصطلاح AAT:
وضعیت در AAT: اصطلاح اصلی اصطلاح ارجائی اصطلاح انگلیسی بریتانیائی
تغییر پیشنهادی:
- افزده یا تغییر یادداشت دامنه
- تغییر شکل اصطلاح
- انتقال به اصطلاح اعمی متفاوت
- افزودن یا تغییر اصطلاح(ات) ارجاعی
- افزودن یا تغییر اصطلاح(ات) مرتبط
- حذف اصطلاح به علت
- ارتباط مسئله به اصطلاح (ات) AAT
- تجدید نظر در ساختار به صورت پیشنهاد شده در پشت فرم یا صفحات الصاقی
- افزودن قید به خاطر
- دیگر
- ملاحظات

بخش دوم( برای استفاده کارکنان AAT)
ویراستار(ان) AAT: تاریخ:
- پذیرفته شد
- شکل جدید اصطلاح:
- اصطلاح اعم جدید:
- یادداشت دامنه اضافه شده یا تغییر یافته:
- واژه (های) مرتبط جدید:
- واژه (های) ارجائی جدید:
- پذیرفته نشد
- دیگر
- ملاحظات AAT
تجدید نظر شده در 1993/6

پیوست ج
قواعد واژه های مرکب AAT:
سازمان بین المللی راهنمای استانده سازی ساخت اصطلاحنامه ها می گوید: " تعیین روشهای تامین انسجام واژه های مرکب یکی از دشوارترین عرصه های نمایه سازی است. به عنوان یک قاعده کلی میتوان اظهار داشت که تا سرحد امکان واژه های باید نمایانگر مفهومی ساده و واحد باشند و لازم است واژه های مرکب به عناصر ساده تر هستیم گردد دیگر در مواقعی که احتمال می رود بر درک کاربر تاثیر گذارد" .
AAT به تعیین قواعد زیر جهت تصمیم گیری در مورد دست نزدن به اصطلاحهای مرکب یا پیوسته و موارد ضرورت تقسیم واژه مرکب به مفاهیم واحد یا خارج کردن از همارائی تدوین کرده است.
واژه های مرکبی که همچنان پیوسته می مانند.
1- وقتی یک یا چند جزء اسم مرکب اصطلاحهای AAT نیستند و افزودن آنها به عنوان اصطلاح درست نیست.
1-1) وقتی یک یا چند جزء اصطلاح مرکب مبهم تر از آنند که مستقل شوند. مثالها:
چرکش نویس های اول first drafts
اسناد رسمی official doucuments
قایقهای عالیclass boats
شهرهای گمشده lost cities
1-2) وقتی اصطلاح مرکب حاوی ادوات ربط است
قفسه های کشو دار chests with drawers
کتابهای ساعات books of hours
برجهای سکوت towers of scilence
نمازخانه های آسایش chapels of ease
1-3) وقتی اسم مرکب حاوی اسمی خاص یا صفت است ( صفتی غیر از اسامی سبک)
مثالها:
صندلی های بروستر Brewster chairs
خانه های اوسونی usonian houses
قایقهای رانگلی Rangeley boats
تفنگهای شاتزن schuetzen rifles
1-4) وقتی یکی از اجزاء اصطلاح مرکب خود اصطلاحی ارجاعی است.
مثالها:
واگنهای مترو subway cars
کشتی های تحقیقاتی research vessels
پول اضطراری emergency currency
فردستگاههای پوشاک clothing stores
2- در مواقعی که امکان بازسازی دقیق عبارت با استفاده از اجزاء به صورت پاره های مستقل موجود نباشد. بیشتر مواقع علت این است که توصیفگر یا اصطلاح اصلی در عبارت مرکب معنای خود را تغییر می دهد.
1-2) وقتی توصیفگر اشاره به شباهت به چیز یا رویدادی نامرتبط به شکلی استعاری دارد.
مثالها:
پنجره های چرفی rose windows
ارغنون استوانه ای barredl organs
پول پیلوارspade money
خانه های خورجین دار saddle bay houses
2-2) وقتی توصیفگر به تعریف فرعی واژه اصلینمی پردازد یا وقتی که قید معنای واژه اصلی را تغییر می دهد.
مثالها:
قایقهای پرنده flying boats
بمب افکن آبی water bomber
بشقابک سفالی clay pigeon
آتش زا Greek fire
3-2) وقتی توصیفگر شکل یا نوعی خاص از واژه اصلی را تعریف می کند.
تخت های سورتمه ای؟ Sleigh beds
سرستونهای سبدی basket capitals
صندلی کنار پنجره window seats
خانه یخی ice houses
4-2) وقتی توصیفگر غایت یا کارکد اصطلاح اصلی را تعریف می کند و این غایت یا کارکرد به اصطلاح اصلی شکلی خاص می دهد.
مثالها:
سجاده prayer rugs
قفسه چینی china cabinets
آخور قفسه ای crib barns
پیمانه measuring cups
5-2) وقتی توصیفگر حاکم بر واژه اصلی است
شهر دارای کلیسای جامع cathedral cities
شهر پایتخت capital cities
پایگاههای ارتش army bases
شهرهای استعماری colonial cities
3- جائی که مشکلی در بازیابی یا نظارت واژگان وجود داشته باشد.
1-3) وقتی خرد کردن واژه ترکیبی موجب سر درگمی در بازیابی می شود(اجزاء زائد و نادرست ایجاد می شود)
علم کتابداری / کتابداری علم Library science / science library
مخبر خارجه Foreign correspondent
2-3) وقتی تمایز دو یا چند اصطلاح ترکیبی در آن عرصه مغشوش می گردد و در صورت زدودن همارائی واژه ها تمایز از میان می رود (AAT تمایزها را با ارائه توضیحات متقابل روشن می کند.)
مثالها:
کلبه های چوبی/خانه های چوبی log cabins/log houses
مکاتب اقتصادی / دانشکده اقتصادbusiness schools/business colleges
بالونهای هواشناسی/بالونهای ژوفایابی meteorological balloons /sounding balloons
عکاسی نظامی / عکاسی جنگ military photography/war photography
4- وقتی واژه مرکب به زبان خارجی است
مثالها:
Lits a la duchesse
Cadavers esquis
Pai-lous
Aes rude
5- وقتی اصطلاح مرکب نشان تجاری دارد
مثالها:
Conte crayon (TM)
Plastic wood (TM)
Zonolite concrete(TM)
6- وقتی اصطلاح مرکب چنان در تداول عام یا در رشته مربوطه شناخته شده است که برای مقاصد عملی مفهومی واحد را می رساند.
مثالها:
Dataprocessingداده پردازی
Art history تاریخ هنر
واژه های مرکبی که جدا می شود
چنانچه هیچ یک از قواعد " اتصال" [فوق الذکر] نافذ نباشد واژه های مرکب جدا می شود می توان به هنگام نمایه سازی آنها را کنار یکدیگر آورد تا واژه هائی توصیفگر ایجاد کنند.
مثالها:
Medieval + architecture = modifiedterm: Medieual architecture
قر.ن وسطائی+ معماری= اصطلاح توصیفی معماری قرون وسطی
Impressionist = painter= modifiedterm: Impressionist painter
دریافت گرای+نقاش= اصطلاح توصیفی: نقاش دریافت گرایی
Baroque= gilding= modified term: Baroque gilding
تذهیب+باروک= اصطلاح توصیفی تذهیب باروک
American=glass= modified term= American glass
آمریکائی+آبگینه= اصطلاح توصیفی: آبگینه آمریکائی
2- وقتی توصیفگر به شرح یکی از شاخصه های واژه اصلی می پردازد.
1-2) وقتی توصیفگر نام ماده است که نشان می دهد واژه اصلی عمدتاً از چه چیز ساخته شده یا تکیه گاه واژه اصلی چیست.
مثالها:
Stone+floors= modified term: stone floors
سنگ+کف= اصطلاح توصیفی : کف سنگی
Bamboo+flutes=modified term : bamboo flute
خیزران +فلوت = اصطلاح توصیفی فلوت نئین (خیزرانی)
Concretc+block= modified term concrete brok
سیمانی +بلوک= اصطلاح توصیفی بلوک سیمانی
2-2) وقتی توصیفگر یک خصیصه یا ویژگی مادی است.
Round+photographs= modified term: round photographs
گرد+عکس= اصطلاح توصیفی: عکس گرد
Computer-assisted+sculpture= modified term: computer-assisted sculpture
رایانه ای + مجسمه سازی = اصطلاح توصیفی : مجسمه سازی رایانه ای
Blue+veluet+ modified term: blue velvet
آبی +مخمل= اصطلاح توصیفی : مخمل آبی
Automatic+rifle= modified term: automatic rifle
خودکار+تفنگ= اصطلاح توصیفی: تفتگ خودکار

3-2) وقتی توصیفگر عملی است که با واژه اصلی یا بر روی آن انجام شده و اینک ویژگی واژه شمرده می شود.
مثالها:
Painted+chairs= modified term: painted chairs
رنگ شده + صندلی = اصطلاح توصیفی : صندلی رنگ شده
Beaded+sheaths+ modifiel term: beaded sheaths
غلاف+ منجوق دوزی شده = اصطلاح توصیفی : غلاف منجوق دوزی شده
Reinforced+tapestry= modified term: reinforced tapestry
دیوارکوب+تقویت شده دیوارکوب تقویت شده
Corrugated+sheet metal= modified term: corrugated sheet metal
ورق فلزی+ موج دار = ورق موجدار
3- وقتی توصیفگر دامنه یا محتوی واژه اصلی را مشخص می کند
مثالها:
Textile+museums=modified term: textile museum
بافته+موزه= اصطلاح توصیفی : موزه بافته
War+photographs= modified term : war photographs
جنگ+عکس= اصطلاح توصیفی : عکس جنگی
Medical+laboratories= modified term : medical labratories
پزشکی+ آزمایشگاه= اصطلاح توصیفی : آزمایشگاه پزشکی
Art+libraries= modified term: art libraries
هنر+ کتابخانه: اصطلاح توصیفی: کتابخانه هنر
1-3) وقتی توصیفگر نام عاملی است که به فرآوری یا تولید واژه اصلی می پردازد .
مثالها:
Potters+marks= modified term: potters marks
سفالگر+نشانه(رقم)= اصطلاح توصیفی: نشانه( رقم) سفالگر
Executioners+swords= modified term: executioners swords
جلاد+شمشیر= اصطلاح توصیفی: شمشیر جلاد
Policemens + reuoluer = modified term: policemen reuoluer
پلیس+هفت تیر= اصطلاح توصیفی: هفت تیر پلیس
Artists+houses= modified term: artists houses
هنرمندان+ خانه = خانه هنرمندان
4- وقتی اصطلاح مرکب بیانگر رابطه کل / جزء یا جزء / کل است
1-4) وقتی واژه اصلی اشاره به ویژگی یا جزئی دارد و توصیفگر نمایانگر کل یا دارنده آن ویژگی یا جزء دارد.
مثالها:
Airport+lounges= modified term: airport lounges
فرودگاه+سالن= اصطلاح توصیفی : سالن فرودگاه
Aircraft engine=modified term: aircraft engines
هواپیما+موتور = اصطلاح توصیفی: موتور هواپیما
School+libraries= modified term school libraries
مدرسه+کتابخانه= اصلاح توصیفی: کتابخانه مدرسه
Hospital+ personnel= modified term : hospital personnel
بیمارستان+پرسنل= اصطلاح توصیفی: پرسنل بیمارستان
2-4) وقتی توصیفگر ویژگی یا بخشی از واژه اصلی است.
Flintlock+reulolvers= modified term: flintlock revoluers
چخماق + ششلول= اصطلاح توصیفی: ششلول چخماق
Pedal+drums= modified term pedal drums
پاثی+طبل= اصطلاح توصیفی : طبل پاثی
Sheath+knives= modified term: sheath knives
غلاف+چاقو= اصطلاح توصیفی: چاقوی غلافدار
3-4) وقتی توصیفگر محل یا زمینه واژه اصلی را نشان می دهد.
Coin+inscriptions= modified term: coin inscriptions
سکه +نوشته= اصطلاح توصیفی: نوشته های سکه
Furniture+marks= modified term: furniture marks
اثاثیه+مارک = اصطلاح توصیفی: مارک اثاثیه
Pottery+mark= modified term: pottery marks
سفالینه+مارک= اصطلاح توصیفی: مارک سفالینه
Book+ illustrations=modified term: book illustrations
کتاب+تصاویر= اصطلاح توصیفی: تصاویر کتاب
"I wanted a perfect ending. Now I've learned, the hard way, that some poems don't rhyme, and some stories don't have a clear beginning, middle, and end. Life is about not knowing, having to change, taking the moment and making the best of it, without knowing what's going to happen next. Delicious ambiguity". Gilda Radner, 1946-1989



پس پس برویم یا نرویم؟ برداشتن و بردن یا نبرداشتن و نبردن؟ مسئله این است. شکسپیر آسوده به خواب که
بردارندگان و برندگان بیدارند! اگر شده تنها برای همین یک کار در زندگی ِذلت بار خویش







سه شنبه 01 بهمن 1387 - ساعت 19:01
شماره خبر: 100896903300
با بحث در باره دوران نخست وزيري
ميرحسين سكوت خود را شكست

جام جم آنلاين: "ميرحسين موسوي" كه اين روزها صحبت از نامزدي او يا سيدمحمد خاتمي از سوي اصلاح طلبان در جريان انتخابات دهمين دوره رياست جمهوري در خردادماه آينده است، دو دهه سكوت خود را شكست تا به عقيده ناظران، فضا را براي فراهم شدن اين حضور تا حدي آماده كند.

او در جريان گفت وگويي با سايت خبري – تحليلي «كلمه» كه امروز سه شنبه انتشار يافت، در باره يك دهه دوران نخست وزيري خود كه مصادف با دوران دفاع مقدس بود، سخن گفته است.
متن كامل اين مصاحبه را كه بيشتر در باره ديدگاههاي اقتصادي او در آن دوران است، پيش رو داريد:
ما در آستانه سي‌امين سال پيروزي انقلاب هستيم و اين فرصتي است که هم ، گروه ها ، جناح ها ، صاحب نظران و انديشمندان به تحليل وبررسي تجربيات سي سال گذشته انقلاب اسلامي بپردازند. روشن است که هر تفکري براي ارائه برداشت خود از تجارب 30 سال گذشته ابتدا بايد برداشتي را که از زمينه فکري و عملي حاکم بر اين دوره داشته است، توضيح دهد، از اين رو به نظر مي رسد که توضيح درباره ي فضاي فكري حاكم بر دوران ابتداي انقلاب نقطه شروع مناسبي براي اين گفتگو باشد.

ميرحسين موسوي: براي پاسخ به اين پرسش معتقدم که بايد كمي به قبل از انقلاب برگرديم. به ياد دارم که از دهه 40 شمسي توجه ويژه به مسايل اقتصادي در ايران آغاز شد. از آن زمان به بعد هر اندازه که ما به انقلاب نزديک تر‌ مي‌شويم، نگاه گروه ها نيز به مسئله اقتصاد جدي تر مي‌شود. يکي از نگرش ها در آن دوران نگرش مارکسيستي بود، مارکسيست‌ها در فضايي شناور بودند که مسايل اقتصادي براي آن ها بسيار مهم بود.
از سوي ديگر در شرايطي که همه راه‌حل‌هاي سياسي براي تغيير رژيم شاهنشاهي بسته شده است، با 15 خرداد سال 42، نقطه عطفي در مسير مواجهه سياسي با رژيم ستمشاهي پديد مي آيد و توانمندي هاي حرکت هاي اسلامي به طور ناگهاني ظهور مي يابد. از اين پس ما شاهد اوج‌گيري بحث‌هاي اقتصادي در ميان گروههاي اسلامي هستيم.
البته انديشه هاي مارکسيستي‌ نيز انگيزه ي ديگري براي فعال شدن گروه هاي اسلامي در پرداختن به پرسش هاي اقتصادي معاصر خود محسوب مي‌شوند، گروه هاي اسلامي به عنوان يکي از جريان هاي در حال رشد در اين دوران متوجه شدند که مسائل اقتصادي ي مطرح شده، از جمله مسئله هاي مهمي است که هرگز نمي‌‎توانند به راحتي از كنار آن عبور کنند، بلكه آن ها ناگزير از مواجهه مستقيم با اين پرسش ها و نظريه‌پردازي درباره ي آن هستند. از اين رو آن ها تلاش هاي نظري وسيعي را براي پاسخ به اين پرسش ها آغاز کردند. در اين زمينه مجموعه بررسي هاي نظري شهيد بهشتي، شهيد مطهري، شهيد صدر و آيت‌آلله طالقاني فوق‌العاده است البته صاحبنظران ديگري هم با قوت و ضعف به بررسي مسئله هاي اقتصادي پرداختند. کتاب‌هاي زيادي در اين زمينه وجود دارد.
در واقع ما در زمينه فکري خاصي قرار داشتيم که همه جريان هاي مبارز يک کتاب اقتصادي نيز داشتند اما خطايي که در اين دوران رخ مي دهد کپي کردن انديشه‌هاي مارکسيستي از سوي برخي از گروه هاي اسلامي است. مجاهدين خلق در اين رابطه كتابي داشتند كه به شدت مارکسيستي بود. به همين دليل به ويژه در دهه ي 50 شمسي کتاب هاي ديگري براي مقابله با اين نوع انديشه منتشر شد که نويسندگان آن ها سعي داشتند راه حل هاي اسلامي نابي درباره مسايل اقتصادي ارائه دهند. البته برخي خود را درگير پرسش هاي مطرح شده از سوي اقتصاد مارکسيستي نمي کردند، اما برخي ديگر همچون شهيد بهشتي، شهيد مطهري و شهيد صدر پاسخ‌هايي منطقي براي اين پرسش ها ارائه مي کردند.
در اين دوران گروه هاي اسلامي و ماركسيستي کاملاً از نظر ايدئولوژيک دو نيروي مقابل هم محسوب مي شوند البته بايد توجه کنيم به رغم آن که نظام هاي عقيدتي وسياسي مختلف همچون نظام هاي فاشيستي، ليبرال، مارکسيستي و... به کلي با يکديگر متفاوتند، اما از برخي شاخص‌ها و قواعد تقريبا مشابه نيز در اقتصاد استفاده مي‌کنند، در اين صورت نمي توان به علت مشترک بودن برخي از اين قواعد همه آن ها را از منظر ايدئولوژيک نزديک به هم دانست. بنابراين، اگر ما با برخي از واژگان مشترک همچون عدالت اجتماعي در دو ايدوئولوژي متفاوت مواجه بوديم، هرگز به معناي اين نيست اين دو ايدئولوژي از منطق يکساني برخودارند.
نكته مهمي که در نوع تحليل ها و قضاوت ها ي امروز درباره اين دوران اثرگذار است، تأثير پذيري قضاوت ها از گرايشات و انگيزه هاي سياسي تحليل گران است. به گونه اي که بسياري از تحليل گران، شرايط حاکم بر روز هاي آغازين انقلاب اسلامي و جنگ را ناديده مي گيرند و در اين صورت تحليل آن ها از انتزاعي بودن و نوعي بي ربطي با واقعيت هاي تاريخي و زمينه هاي عملي و فکري موجود در مقطع مورد بررسي رنج مي برد. بنابراين يکي از مهمترين ويژگي هاي جامعه شناختي اولين روزهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي انبوه مطالبات مردم در تغيير روندهاي ظالمانه و ناعادلانه موجود نظام گذشته است.
اگر به ياد داشته باشيد از آخرين کارهايي که مردم پيش از پيروزي انقلاب انجام دادند، شکستن شيشه‌هاي بانک ها بود. آن ها به شدت به وابستگي اقتصاد كشور به غرب معترض بودند. پس از پيروزي نيز به شدت نسبت به عنصر وابستگي اقتصادي بدبين بودند. در اصول قانون اساسي نيز بر مسئله عدم وابستگي اقتصادي تاكيد شده است. اين موضوع از جمله مهمترين مطالبات مردم بود. حافظه جمعي مردم عصر امتياز دادن ها را به ويژه در دوره قاجار از ياد نبرده بود.
بنابراين نظامي که پس از پيروزي انقلاب اسلامي روي کار مي آيد، طبيعي است که نسبت به مطالبات مردم واکنش نشان دهد. به ويژه اگر در نظر داشته باشيم که به وضوح در طول دوران مبارزات انقلاب درباره اين مطالبات شعار داده شده بود بنابراين ناديده گرفتن آن ها خود منجر به شکل گرفتن بحران مشروعيت مي شد.
با توجه به بي عدالتي ها و ظلم هايي که قبل از انقلاب در رابطه با زمين در سطح کشور وجود داشت در همان روزهاي آغازين پيروزي انقلاب اسلامي مسئله زمين مشکلاتي اساسي براي انقلابيون ايجاد كرد تا آن جا که موضوع جنبه اي امنيتي پيدا کرد؛ شايد روز دوم يا سوم پس پيروزي انقلاب اسلامي، چريک‌هاي به اصطلاح فدايي خلق در ترکمن صحرا شروع به توزيع زمين‌ها کردند. طبيعي بود که اگر نظام راه‌حلي براي مواجهه با مطالبات جديد مردم نداشت حتي شکست انقلاب هم پيش بيني مي شد.
در همان روز هاي آغازين انقلاب اسلامي مسئله مصادره‌ها توسط شوراي انقلاب و قوه قضائيه شروع مي‌ شود که تا کنون به درستي تجزيه و تحليل نشده است. البته اگرچه مسئله مصادره ها به دولت به معناي قوه مجريه نسبت داده مي‌شود اما واقعيت اين است که دولت زمان جنگ هيچ دخالتي در آن ندارد. اما مصادره‌ها در جو خاصي اتفاق مي‌افتد که در پيش توضيح دادم.
اهداف بخش عمده‌اي از اقدامات روزهاي آغازين انقلاب اسلامي که در قالب قوانين زمين، تشکيل جهاد سازندگي و... صورت گرفت معطوف به عدالت اجتماعي، رسيدگي به قشرهاي مستضعف و نوع ويژه‌اي از اقتصاد بود، كه در قانون اساسي تبلور پيدا کرد. اين ايده ها همچنين بخشي از مهمترين مواضع انتشار يافته حزب جمهوري اسلامي است.
نکته جالب ديگري که اشاره به آن در اين زمينه مي تواند در فهم واقعيت ما را ياري کند، اين است که به دليل موضع‌گيري‌هاي انتقادي جدي متفكريني همچون شهيد بهشتي و شهيد مطهري در برابر مارکسيست ها، همچنين اهتمام و احترام جدي ايشان به حقوق مالکيت، اين بزرگواران در زمان حيات خود متهم به راستگرايي شدند؛ چنانکه بيشترين شعارها عليه شهيد بهشتي در زمان حياتشان اين است که ايشان تمايلات سرمايه‌داري دارد.

ميرحسين موسوي: در همان دهه اول انقلاب در گروه هاي اسلامي گروه هاي کوچکي ديده مي‌شد که نگاه اين متفکران را نمي‌پسنديد و اعتقاد داشتند نبايد به ريشه‌ها و مباني انديشه اقتصاد اسلامي بپردازيم.( در واقع آن ها اجتهاد و نظريه پردازي بزرگاني همچون شهيد بهشتي و شهيد مطهري را در مواجهه با مسائل جديد را برنمي تابيدند) اگر دقت کنيد به ياد مي آوريم که حتي محدوديت هايي براي انتشار عقايد اقتصادي شهيد بهشتي و شهيد مطهري در آن زمان وجود داشت. بعدها با سياست‌هايي که اعمال ‌شد اين گروه ها قدرت پيدا مي‌کنند و نقد كردن آثار نظريه پردازان نوگراي اقتصاد اسلامي را آغاز مي کنند، اما از آن جا که اين نقدها از موضع علمي انجام نمي گيرد و متون اصلي به طور دقيق بررسي نمي‌شوند، انتقادات تنها درتهمت‌زدن و انگ چپ زدن و انگ کمونيستي زدن خلاصه مي شود. اين گروه ها با تهمت هاي خود، انقلاب ما را، انقلاب چپ تصوير مي کنند، اين در حالي است که در عالم واقع، انقلاب ما بنيادهاي اسلامي، ديني و معنوي داشت.
به باور من ما اقتصادي با هويت ويژه خود به نام اقتصاد اسلامي داريم. هر اندازه که از اين واقعيت طفره برويم، اما نمي‌توانيم آن را نفي کنيم. معتقدم موضوعات مطرح شده در اقتصاد اسلامي همچون انفال ، ربا ، وقف ، زکات، خمس، وصيت، احتکار فوق‌العاده مهم است. اما نبايد ديد افرادي را که درباره ي اقتصاد اسلامي شروع نظريه پردازي کرده اند محدود كنيم. آن ها سعي کردند از تمام تجربيات بشري استفاده کنند و با مسايلي که يک دولت مدرن با آن روبرو مي‌شود، روبرو شوند و راه‌حل‌هايي براي آن داشته باشند.
در آن دوره امام خميني(ره) بحث کوخ‌نشينان در برابر کاخ‌نشينان و جنگ فقر و غنا را مطرح کردند، اين ها نشان مي‌دهد که هر کسي اسلام را خوب درك مي كند سمت‌گيري‌هاي انقلابي و منتقدانه اي در برابر تبعيض و تضاد فاحش طبقاتي دارد، اما معناي اين سمت گيري اين نيست که او تمايلات سوسياليستي دارد، نظر شما در اين باره چيست؟
ميرحسين موسوي: احساس من بر اين است که نكات برجسته اي در اقتصاد اسلامي وجود دارد که تاکنون روشن بيان نشده است. در اقتصاد اسلامي اخلاق و رفتار ويژه اي در تبادل و تعامل با مسائل اقتصادي جامعه‌ وجود دارد كه جامعه را به سمت عدالت و قسط مي برد، در حالي که مالکيت نيز در اين جامعه محترم شمرده مي‌شود، انگيزه‌هاي شخصي در آن وجود دارد، پول در آن وجود دارد، اما هر کدام از اين مفاهيم کارکرد خود را دارند.
بايد به نکته اي اشاره کنم که معتقدم توجه به آن، علاوه بر درک گذشته مي تواند تا حدودي در تحليل وضع موجود و درک ريشه هاي مشکلاتي که با آن مواجه هستيم نيز به ما کمک کند.
قبل از انقلاب ما به سمت جامعه‌اي مي رفتيم که همه‌چيز در آن خريد و فروش مي‌شد و به اصطلاح امروزي‌ها جامعه اي با خصلت و منش سوداگرانه بود. در اين نوع جوامع همه‌چيز کالايي است و با پول سنجيده مي‌شود. ارزش هاي فرهنگي به سمت ارزش هاي اقتصادي ريزش پيدا مي‌کند و امکان خريد و فروش هر چيزي وجود دارد. کاملاً روشن است که اقتصاد اسلامي اين چنين نيست. جامعه‌اي که بعد از انقلاب ساخته شد، جامعه اي بود كه در آن ارزش هاي فرهنگي بر ارزش هاي اقتصادي غالب بود.
در دهه اول انقلاب، اين گذشت و ايثار مردم بود كه كارها را پيش مي‌برد و ريزش ارزش هاي اقتصادي به سمت ارزش هاي معنوي و فرهنگي نقش بزرگي در اداره امور اقتصادي کشور داشت. به همين دليل من معتقدم سهم مردم در آن دوران بسيار بالاتراز سهم دولت بود، به باور من نديدن اين سهم ما را به راه‌حل هاي مي كشاند که خيلي از آن نتايج خوبي نگرفته ايم.
به ياد دارم دارم درآن دوران سفري به خراسان داشتم . در آن سفر به قائنات هم رفتيم؛ جايي كه زعفران زيادي دارد. آن روز در ملاقاتي که با مردم داشتم متوجه شدم بيشتر جوانان روستا به جبهه رفته اند. مشخص بود بيشتر خانواده هاي روستا هم دامدار و کشاورز هستند.
چند روز بعد از اين که به تهران برگشتم، هنگامي که وارد ساختمان اداره شدم، ديدم که بوي زعفران همه ساختمان را فرا گرفته است. بعد رفتم و ديدم داخل يكي از اتاق ها پر زعفران است؛ زعفران ‌هايي که مردم براي ارسال به جبهه‌ها فرستاده بودند. حتماً مي‌دانيد محصول زعفران به سختي بدست مي‌آيد و چين اول آن هم براي روستائيان بسيار مهم است بنابراين شما با يک روستايي روبرو بوديد كه در آن شرايط جنگي از دولت کمترين درخواست را داشت، ضمن آن که از آن اندک محصولي هم که داشت بهترين آن را براي جبهه ها مي‌فرستاد. از آن مهم تر يا خودش به جنگ مي‌رفت يا فرزندانش را به جبهه مي‌فرستاد و خانواده‌اش هم درگير اين قضيه بود. سهم اين روحيه که هم در اقشار شهري و هم در اقشار روستايي وجود داشت، هيچ گاه در اداره مسايل اقتصادي کشور ارزيابي نشد. آن زمان ما هم محاصره اقتصادي بوديم و هم دشمن تأسيسات اقتصادي و زيربنايي را بمباران مي كرد، وضعيت خوبي نبود اما کشور پايداري مي‌کرد، بخش عمده ي اين پايداري به دليل سهمي است که قشرهاي مستضعف در اقتصاد جنگي داشتند.
اما مي توانيم تصور شرايطي عکس اين وضعيت را داشته باشيم. اگر اين قشرها چه شهري، چه روستايي و چه عشايري خواسته‌هاي فزاينده اقتصادي داشتند و سهم‌خواهي مي‌ كردند و اين صبر را نداشتند، طبيعتاً دولت آن زمان، نمي توانست سياست‌هاي خود را عملي کند. به نظر من سهم تحمل و صبوري مردم در دستاوردها و پيروزي هاي دهه ي اول انقلاب و پايداري كشور در جنگ فوق‌العاده بالاست، اما متأسفانه اين نقش به خوبي توصيف نشده است.
اجازه مي خواهيم فضاي بحث را عوض کنيم و به مسائل و موضوعاتي كه به دوره ي مسوليت شما نزديك تر است بپردازيم. دولت جنگ ناگفته هاي بسيار زيادي دارد. چنانکه توضيح داديد همواره اين امکان وجود دارد که به دلايلي سياسي، واقعيت هاي تاريخي به درستي بيان نشده و يا از بيان آن ها خودداري شده باشد.اين در شرايطي است که دست يابي به يک روايت درست از اين دوران براي ما اهميت زيادي دارد؛ چرا که ما تجربه هاي ملي بي نظير و بسيار پيچيده اي در اين دوران داريم که مسلماً تحليل درست آن ها مي تواند در درک تحولات امروز نيز ما را ياري کند.
ميرحسين موسوي :براي پاسخ به اين پرسش شما نيز بايد بازگشتي به دوران قبل از انقلاب داشته باشيم، قبل از انقلاب خصوصاً از سال 50 به بعد اتفاقاتي وسيع و غيرعادي در اقتصاد ايران روي داد که مهم ترين آن تحول قيمت نفت بود. افزايش قيمت نفت منجر به بازبيني برنامه پنجم شد. گفته مي‌شود و البته من هم در گزارش هايي که بررسي کرده ام به اين نتيجه رسيده ام که موفق‌ترين برنامه رژيم سابق برنامه چهارم بود، البته برنامه پنجم هم تا اندازه‌اي بسته شده بود، اما نکته ي مهم اين جاست که اين برنامه با تجديدنظري که پس از افزايش قيمت نفت ايجاد مي‌شود، عملاً منتفي شد. در اين باره اخطارها و تذکرهايي توسط کارشناسان به مسئولان داده مي شد كه بسيار عبرت‌آموز است. در کنفرانسي که آن ها براي بازبيني برنامه پنجم در رامسر برگزار کردند، متغيير افزايش قيمت‌ها را بررسي مي‌کنند. شنيده ام که يکي - دو کارشناس برنامه و بودجه با شجاعت در اين کنفرانس اعتراض مي‌کنند و با صراحت اعلام مي كنند که اين برنامه ممکن است منجر به فروپاشي رژيم شود، اما با تلخي با آن ها برخورد مي‌شود و به آن ها توجهي نمي کنند.
اين رويه برنامه ريزي خود عامل آشفتگي مي شود، نکته مهم اين جاست که جاه طلبي هاي رژيم در اين دوران تنها در حيطه اقتصادي نيست، بلکه در حيطه‌هاي ديگر هم جاه طلبي هايي وجود دارد که هزينه هاي سنگين اقتصادي بر کشور بار مي کند. جاه طلبي هاي شاه همچون نقشي که او سعي مي‌کند از نظر امنيتي در خليج فارس عهده دار شود و يا وظيفه اي که او در ارتباط با صلح اعراب و اسرائيل براي خود تعريف مي کند، همکاري هاي شاه با سران اسرائيل همه و همه دربردارنده هزينه هاي سنگينيي براي اوست. او حتي براي خود رسالت کمک به کشورهاي ديگر را تعريف مي‌کند که بدهي هاي زيادي را براي كشور به بار مي آورد، بدهي هايي که هيچ گاه گفته نشد چگونه پس از انقلاب پرداخت شد. بايد بگويم که بيشتر اين بدهي ها ناگزير در زمان جنگ پرداخت شد. حتي به دولت فرانسه در قبال سوختي که قرار بود در آينده براي نيروگاه هاي اتمي تحويل گرفته شود وام کلاني داده شد؛ البته در زمان نخست‌وزيري شيراک ما گفت و گويي براي باز پس گرفتن اين وام داشتيم که به نتيجه هم رسيد و آن وام را پس گرفتيم.
علاوه بر تمامي مشکلات پيش گفته سرازير شدن روستاييان به حاشيه‌هاي شهرها و ايجاد حاشيه‌نشيني و مشکلات اجتماعي- اقتصادي اي از اين دست ما را در شرايط خاصي قرار مي داد.
در بستر اين مشکلات، حرکت ايدئولوژيکي که به طور وسيع زمينه‌ساز انقلاب است، روي اقشار مختلف مردم اثر مي‌گذارد و شورش‌هايي را ايجاد مي‌کند. به دنبال آن شاهد تظاهرات ميليوني و پيوستن مردم به انقلاب اسلامي هستيم.
بايد متذکر شوم؛ اگر چه برداشت من اين است که وضعيت دوران پاياني عمر رژيم از نظر اقتصادي وضعيت نامطلوبي بوده است، اما بحران به اندازه اي نبوده که باعث سقوط رژيم شود، اگر عنصر ايدئولوژي، اعتقاد و رهبري امام خميني و حرکت‌هاي اسلامي را کنار بگذاريم، ما شبيه اين وضعيت اقتصادي ايران را در کشورهاي ديگري نيز مشاهده مي کنم که به رغم وجود مشکلات مشابه، اما با انقلاب مواجه نشدند. گاهي مشاهده مي کنم در تجزيه و تحليل هايي كه از سقوط رژيم سابق نقل مي كنند، عنصر اقتصاد را به اندازه اي برجسته مي کنند که گويا بحران هاي اقتصادي تنها عنصر سرنگون‌کننده رژيم شاه بود البته بازهم تأکيد مي کنم اين تحليل هرگز به اين معنا نيست که بحران اقتصادي در زمان شاه جدي نبوده يا تأثير اين بحران ها در پيروزي انقلاب اسلامي ناديده گرفته شود.
دولت زمان جنگ چه زمان شهيد رجايي و چه بعد از دولت شهيد رجايي با آشفتگي شديدي در اقتصاد كشور روبروست. در آن زمان برنامه و بودجه مختل است و اقتصاد کشور کاملاً در حال تب و تاب قرار دارد، علاوه بر آن ترورهاي وسيع منافقين شروع شده است. البته به دليل آن که ترورهاي منافقين وسيع بود، حركت هاي گروه هاي مسلح ديگر زير سايه قرار گرفت. ما بحران‌هاي مربوط به کردستان و ترکمن صحرا را داشتيم گروه چريک‌هاي فدايي خلق مربوط به اشرف دهقان در حال بمب‌گذاري حتي در بندرعباس بودند.
بنده وقتي وارد دولت شدم خيلي با اقتصاد آشنايي نداشتم، اما معتقد بودم که نيروي کارشناسي خوبي در کشور وجود دارد، که بسيار به ضرورت استفاده از آن در مديريت و اداره ي امور عمومي جامعه اعتقاد داشتم. اولين اقدام را در اقتصاد کشور سامان دادن برنامه و بودجه دانستم. برنامه و بودجه به دليل مشکلاتي که داشت يک سال قبل از آن موقتا تعطيل بود. به ياد دارم سال 59 بودجه سال 60 در نخست‌وزيري بسته شد. براي همين زماني که دولت جديد شهيد باهنر تشکيل مي‌شود، اولين کاري که مورد توجه قرار مي گيرد احياي برنامه و بودجه است، اما متاسفانه در آن ايام آقاي باهنر به شهادت مي رسند. هنگامي که مسئوليت دولت را عهده دار شدم، توسعه و راه‌اندازي برنامه و بودجه اهميت زيادي براي من داشت و تاكيد زيادي بر احياي برنامه و بودجه در دولت داشيتم. احساس مي‌کردم بدون زنده شدن اين سازمان ما نمي توانيم کاري از پيش ببريم، اما متاسفانه براي اين كار با مشكلات زيادي مواجه شدم. تحولات عميقي که در دو - سه سال پيش از آن رخ داده بود، واقعيت هاي اقتصادي و شاخص‌ها اطلاعاتي و آماري را زير و رو کرده بود. از سوي ديگر بسياري از اسناد و مدارك اقتصادي نيز مخدوش بود. به همين دليل با انگيزه نگارش برنامه اول، يک حرکت ملي شکل گرفت. نقطه آغاز آن توليد اطلاعات توسط همکاران در استان ها بود. برنامه اي براي توليد اطلاعات ارائه شد و براساس آن در حدي که امکان داشت اطلاعات اقتصادي در سطح شهرها و روستاهاي کوچک و بزرگ جمع آوري شد و سپس اطلاعات در دولت تلفيق شد. از مجموعه اين اطلاعات براي اولين بار سندي تهيه شد كه بر پايه آن برنامه اول طرح‌ريزي شد.
در تدوين اين برنامه کارشناسان برجسته اي نقش داشتند که از آن جمله بايد از مرحوم عالي نسب ياد کرد. واقعيت اين است که سهم ايشان در اداره اقتصاد کشور در دوران جنگ قابل قياس با افراد ديگرنيست.
برنامه اول در مجلس تصويب نشد. بايد اذعان کنم دليل تصويب نشدن آن برخي از محاسبات غير واقعي آن بود. برخي کارشناسان در برنامه اول، بار جنگ و هزينه هاي آن را روي اقتصاد کشور کم گرفته بودند و در مقابل درآمدهاي نفتي و امکانات کشور را زيادي برآورد کرده بودند. اما با وجود اين نقصان ها فرآيند تدوين برنامه در نظم دادن انديشه برنامه‌ريزي در کشور فوق‌العاده سهم داشت؛ به گونه اي که مي توان گفت برنامه‌هاي بعدي نيز از آن چهارچوب متأثر بود.
هنگامي که من مسوليت دولت را عهده دار شدم ، تقريبا بين 8 تا 9 ميليارد دلار تعهدات اسنادي داشتيم و هنگامي که دولت را نيز تحويل دادم، نزديک به همين مقدار تعهدات اسنادي داشتيم، با اين تفاوت که به رغم آن که قيمت نفت در ابتداي انقلاب به دليل وقوع انقلاب بالا رفت،اما هم به دليل جنگ و هم به دليل يک محاصره اقتصادي اعلام نشده، فروش نفت كشور به شدت پايين آمده بود . بطور مثال ژاپن قرار داد خريد 600 هزار بشکه نفت از ايران را به زير 200 هزار بشکه تقليل داده بود. کشورهاي اروپاي غربي نيز خريد نفت از ايران را کاهش دادند، به اين ترتيب ما در همان لحظات آغاز کار دولت با بحراني ارزي روبرو شديم. هيچ گاه اين مسائل تا کنون عنوان نشده است.
مديريت بحران کاهش فروش نفت يکي از مهمترين مسووليت هاي دولت بود. در آغاز حسن نيتي وجود داشت مبني بر اين كه برخي از کشورها از ما حمايت مي‌کنند. تصور مي کرديم که ما مي‌توانيم از آن ها کمک مالي بگيريم. به ياد دارم که مرحوم نوربخش را به الجزاير و ليبي فرستاديم تا بلکه از آن ها وامي بگيريم، چون واقعاً دستمان خالي بود حتي براي کالاهاي اساسي بودجه نداشتيم. زماني كه مرحوم نوربخش آماده رفتن بودند به ايشان گفتم که اگر آن ها به طور مستقيم کمک نكردند، در بانک هاي كشور ما سپرده‌گذاري کنند. اما ايشان رفت و دست خالي برگشت و کاملاً براي ما مسجل شد که با فضاي بي رحمانه اي از نظر واقعيت‌هاي اقتصادي روبه رو هستيم.
معاملات BTC (معاملات تهاتري) که ما بعداً با برخي از کشورها بر قرار کرديم، تدبيري براي مديريت بحران کاهش فروش نفت در محاصره اول اقتصادي بود. براي نمونه با ترکيه يک حساب مشترک باز کرديم و در قبال وارداتي که از آن كشور داشتيم به آن ها نفت مي داديم. اين الگو را براي کشورهاي بلوک شرق هم پياده کرديم، اين ابتکار كمي باعث افزايش صادرات نفتي شد، البته هيچ گاه اين مسائل باز گو نشده است.
در اواخر جنگ فشار بسيار زيادي به دولت وارد مي شد، بمباران پالايشگاهها و تلمبه‌ خانه هاي نفتي، كاهش قيمت نفت و مسايلي که بعداً پديد آمد باعث شد که مديريت اقتصادي کشور وضعيت بسيار پيچيده تر و پر مسئله تري پيدا کند. به ياد دارم، گاه در هفته دو بار جلسه شوراي اقتصاد برگزار مي شد. مرحوم عالي‌نسب نماينده نخست وزير در شورا بود و نظارت و راهبري او در تنظيم سياست‌هاي پولي فوق‌العاده مؤثر بود. تمام دستگاه به نوعي روي مسئله اقتصاد حساس شده بودند.
از تدبيرهاي ديگري که براي حل بخشي از مشكلات اقتصادي مردم، انديشيده شد، طراحي ستاد بسيج اقتصادي بود. اين ستاد با هماهنگي و مشارکت همه ي دستگاه ها نقش عظيمي در مديريت برخي از مسئله هاي اقتصادي دوران جنگ بازي کرد.
واقعيت اين است دستاورد هاي آن دوران در اداره ي امور عمومي و غلبه بحران هاي اقتصادي کشور، حاصل مجموعه‌ خرد جمعي است در اين دوران همه کار مي‌کردند و من نيز در اين ميان نكاتي را از دوستان، اقتصاد دانان و صاحب‌نظران آموختم، بيشترين تکيه من بر عقل و خرد جمعي بود. به همين دليل خاطره خوش مردم از دستاوردهاي آن دوران نيز به سياستي بر مي گردد که بر اساس آن در کل دولت تصميمات جمعي گرفته مي شد. بديهي است که نقصان هاي آن دوران مربوط به افرادي مثل من است.
يکي از برجستگي هاي نحوه تصميم سازي و سياست گذاري در آن دوران اين است که به رغم اضطرار ‌هاي ناشي از جنگ و ترور که مي‌توانست توجيهي براي تصميم‌گيري‌هاي شتاب‌زده و سياست ‌زده باشد، اما تصميم‌گيري هاي کشور درسطح کل نظام تمكين خارق‌العاده‌اي نسبت به نظام کارشناسي داشت.
ميرحسين موسوي: اين موضوع نيز يکي از ناگفته هاي مهم اين دوران است. من ياد گرفتم که نظام کارشناسي را نه به عنوان مانع، بلکه به عنوان مسير طبيعي تصميم‌گيري ها تلقي کنم، يکي از ايده هايي که ابتداي انقلاب وجود داشت و گاه کمي نيزاوج گرفت اين بود كه براي تصميمات انقلابي هر اندازه که ساز و کارها و موانع کمتر باشد بهتر است. بخشي از اين موانع شوراها و گروه هاي کارشناسي دستگاه ها تلقي مي‌شد. اما من معتقد بودم که نمي توانستيم کارکرد مشارکت کارشناسان و نمايند گان بخش هاي مختلف دولت، که شورا هاي عالي زمينه آن را فراهم مي کرد حذف کرد. به هر حال هر يک از اين افراد بخشي از منافع کشور و گروه ها را نمايندگي مي‌کردند. تصميمي که در مجموعه دولت گرفته مي شد در واقع تصميم بهينه براي رعايت منافع همه ي گروه ها بود. در هيچ شرايطي، هيچ کس، نمي‌تواند جاي اين حرکت‌هاي جمعي را بگيرد.
براي نمونه گرايش وزارت صنايع با گرايش وزارت بازرگاني متفاوت بود. بديهي است که اين دستگاه ها در يک خط قرار نمي‌گيرند. به باور من دعواي نمايندگان اين دستگاه ها و در کنار هم بودن آن ها به نفع کشور است.
ما آموختيم که بهره گرفتن از اين مشارکت و کارکرد شوراهاي عالي در فرآيند تصميم سازي و تصميم گيري اهميت بسيار بالايي دارد؛ به عنوان يکي از تجارب دهه ي اول انقلاب، بايد عرض كنم که اگر اين رويکرد ناديده گرفته شود، حتماً دچار خسارت مي‌شويم. هر كس با هر توانايي ذهني و نبوغي بي‌نياز از اين سازوکار تصميم سازي نيست. اين طبيعي است که هر فردي در هر جايي مسئوليتي مي گيرد، جهت‌گيري داشته باشد، اما اگر جهت‌گيري وي اثرگذار نباشد، نبايد از اهميت کار کارشناسي غافل شد. به باور من بايد تا آنجا كه امكان دارد به اين موضوع اهميت داد. به همين دليل ما بعضاً ايراداتي هم به برخي برنامه‌هايي که خارج از دولت صورت مي‌گرفت داشتيم. به طور مثال يک کميته حمايت از جنگ داشتيم به نام شوراي عالي پشتيباني جنگ که چند سال آخر جنگ براي اين که بتواند تصميماتي ميان بر بگيرد تشکيل شد. سران سه قوه نيز عضو آن بودند و حضرت امام (ره) نيز اختياراتي به اين شورا داده بودند. برخي اوقات در اين شورا تصميماتي درباره اختيارات دولت مي‌گرفتند. من اعتقاد داشتيم اگر اين تصميمات از مسير خود دولت بگذرد معقول‌تر است براي مثال در سال 67 ، فکر مي‌کنم در آن شورا نزديک به 40 ميليارد تومان که آن زمان بودجه زيادي بود، براي پشتيباني از جنگ تصويب شد. ما مي‌گفتيم اگر اين پول در خود دولتي كه متمايل به پشتيباني از جنگ است تصويب شود بهتر است، چون روي آن کار کارشناسي بيشتري انجام مي شد. البته بنا به ضرورت‌هاي جنگ اين کار صورت نگرفت. اما برداشت من اين بود که هر اندازه که اين نوع تصميمات در معرض ديد کارشناسي گذاشته ‌شود و از ديدگاه هاي تمام دستگاه ها با گرايش‌هاي مختلف در بررسي آن ها استفاده ‌شود، نتايج بهتري گرفته مي شود.
نکته قابل توجه ديگر که در ظاهر خلاف قواعد اداره امورعمومي دردوران جنگ است، شفافيت و صداقت عملکرد دولت در اين دوران است. براي نمونه با اين که در آن دوران هزاران توجيه قابل قبول مي‌توانست وجود داشته باشد که دولت تخصيص هاي بودجه ارزي را پنهان‌کارانه انجام دهد، نه تنها دولت خود ده ها سازوکار کنترلي درون دولت گذاشته بود، بلکه حتي در کنار بودجه ريالي، بودجه ارزي را نيز براي تصويب به مجلس ارائه مي كرد.
ميرحسين موسوي: به طور کلي در دولت اين احساس و رويکرد جدي وجود داشت كه بايد با مردم صادق بود. چون دولت مردم را قابل اطمينان مي ديد، به اين معنا که اگر اطلاعات شفاف به دست مردم مي‌رسيد به دولت کمک مي‌کردند. به همين دليل اين که چيزي از مردم پنهان نماند، تبديل به يک اصل و خصلت اخلاقي دولت شده بود. من در اين باره خاطره ي شيريني دارم که نشان دهنده ي نوع رابطه دولت - ملت درباره موضوعي است که از يک سو به مسئله ها و نياز هاي ارزي کشور و از سوي ديگر به نيازهاي معيشتي مردم بر مي گشت.
اواخر جنگ پس از آتش‌بس، بازديدي از پالايشگاه آبادان داشتم. مي دانيد که اين پالايشگاه در ديد مستقيم تير دشمن بود و در زمان جنگ با خاک يکسان شده و واقعاً خاکستر بود. مدير خيلي خوبي داشتيم که البته هنوز هم هست اما در حال حاضر بيکار است . ايشان سهم عظيمي در برخي از مهمترين پروژه هاي صنعتي کشور از جمله پالايشگاه آبادان و ذوب آهن داشتند. زماني که به آبادان رفتم ايشان به من گفت: من در اين جا صد روزه پالايش نفت را آغاز مي کنم. ازآن جايي که پالايشگاه با خاک يکسان شده بود، بازسازي آن طي 100 روز بعيد به نطرمي رسيد. گفتم چگونه؟ ، گفت: شما فقط كمي كمک ارزي كنيد. گفتم اين مسئله را در مقابل خبرنگاران اعلام کنم گفت: بله اعلام کنيد.
در آن دوران آقاي ميرزاده معاون اجرايي بود من به ايشان گفتم بررسي کنيد که چه اندازه ارز براي بازسازي پالايشگاه نياز است . ايشان اعلام کرد: 70 ميليون دلار ارز لازم است. من اين موضوع را پشت تريبون در مقابل خبرنگاران اعلام كردم، بگذريم که ايشان 98 روزه پالايشگاه آبادان را با ظرفيت حدود 200 هزار بشکه نفت احيا کرد، اما نكته اي بسيار پر اهميت تر وجود دارد. من از آبادان مستقيم به تبريزرفتم. در مسجد جامع تبريز جمعيت زيادي حضور داشتند. در آن جا ماجرايي كه در آبادان اتفاق افتاده بود را با مردم در ميان گذاشتم و اعلام كردم ما در مقابل اين که 100 روزه پالايشگاه آبادان احيا شود، 70 ميليون دلار تقبل کرديم به همين دليل نمي توانيم يک کوپن برنج را در كشور توزيع كنيم . من هنوز فرياد الله اکبري که مردم در حمايت از اين موضوع سردادند هيچ جاي ديگري نشنيدم. اين در حالي است که در زمان جنگ آذوقه فراوان نبود و کوپن برنج براي مردم خيلي مهم بود، اما آن ها مي‌دانستند که اين بودجه صرف چه نوع کاري مي‌شود. اين شفافيت و اعتماد باعث پشتيباني بيشتر مردم از سياست‌هاي کل نظام و دولت مي‌شد. دولت زمان جنگ هيچ چيز پنهاني نداشت، تمام مسائل به مردم گفته مي شد و مردم نيز اعتمادي متقابل به دولت داشتند. بديهي است که در اين نوع رابطه دولت- ملت،اعتماد مردم، خود بزرگترين سرمايه براي دولت بود. اين منطق اقتضا مي کرد که دولت درباره ي مسايل ارزي رويه اي کاملاً شفاف را دنبال کند. البته ازهمان روزهاي آغاز بکار دولت ما با بحران ارزي مواجه شديم. در سال هاي 64-63 قدري افزايش درآمد داشتيم، اما بعدا دوباره درآمدها كاهش يافت. کنترل اين بحران را مي توان حداقل مديون 2 خصلت اخلاقي دولت در فرآيند سياست گذاري عمومي دانست؛ نخست شفافيت اطلاعاتي و اعتماد متقابل دولت - ملت ، و دوم اعتقاد به عبور تصميمات دولت از سازو کار کارشناسي و تعامل قوي ميان بخشي کارشناسان دستگاه هاي مختلف در قالب کميسيون ها و شوراهاي عالي تصميم گير دولت .
در چه سازوکاري شما به اين ايده رسيديد که درباره نوع تصميم سازي هاي ارزي اين گونه با مجلس تعامل شفاف داشته باشيد؟
مير حسين موسوي: اواخر سال 60 بود که به ذهنم رسيد تا يک جدول توزيع ارز ايجاد كنيم، اين تصميم در واقع مقدمه تشکيل کميته تخصيص ارز بود که منجر به ضابطه‌مند شدن و كنترل فراز و نشيب‌هاي ايجاد شده در درآمد ارزي دولت شد البته از سوي دستگاهاي مختلف چه داخل دولت و چه خارج دولت فشارها و اعتراضات زيادي در خصوص اين جداول به دولت وارد مي شد، اما ما درباره نوع تصميم گيرهاي بدون منطق در اين باره احساس خطر مي‌کرديم. واقعاً اگر در سامان دادن منطق مديريتي توزيع ارز در کشور کمبود مي‌داشتيم و از اهميت اين موضوع غلفت مي کرديم، خسارت‌هاي زيادي به كشور وارد مي شد، اين مسئله به اندازه اي پراهميت بود که به نظر مي آمد غلفت از آن به بهاي شکست جنگ تمام شود. برخي از مصارف ارزي اهميت راهبردي ويژه اي براي کشور داشت. براي نمونه اصلاً امکان نداشت از تأمين بنزين هواپيما يا برخي از کالاهاي اساسي مردم همچون گندم صرف نظر کرد. برخي از نهادهاي کشاورزي فوق‌العاده حساس بودند و هر يک از اين موارد مخارج و هزينه‌هايي را مي‌طلبيدند که در کنار هزينه‌هاي جنگ، مديريت تأمين و تخصيص منابع ارزي را با پيچيدگي هاي راهبردي دو چنداني مواجه مي کرد. بين سه ميليارد تا سه ميليارد و دويست ميليون دلار هزينه‌هاي جنگي بود و تأمين اين بودجه هر اندازه که ثبات بيشتري پيدا مي‌کرد عاقلانه تر بود. در اين شرايط معتقد بوديم که اگر مجلس در جريان اين مسائل قرار بگيرد و تصميمات دولت از مسير مصوبات مجلس عبور کند، به جاي آن که کار دولت سخت‌ترشود، آسان ترنيز خواهد شد، چرا که در آن دوران اساساً ما فاصله اي ميان اهداف دولت و مجلس نمي‌ديديم، البته طبيعي است که عبور تصميمات دولت از مجلس محدوديت هايي را نيز در تصميم گيري براي دولت ايجاد مي کرد و گاه خود زمينه طرح اعتراضاتي را براي دولت ايجاد مي کرد، اما دولت کاملاً به اين نتيجه رسيده بود که مشارکت هر چه بيشتر مجلس در فرآيند تصميم سازي و تصميم گيري در مجموع اداره کشور را که سهل‌تر و منطقي‌تر مي كند.
مي دانيم که در بررسي شاخص‌هاي اقتصاد کلان دولت در زمان جنگ، يکي از شاخص هاي قابل توجه سرمايه‌گذاري بخش خصوصي است، اين شاخص ها نشان مي دهد که در سال هاي 62 و 63، سرمايه‌گذاري بخش خصوصي در ايران به رکوردي مي‌رسد که در مقياس دهه‌هاي گذشته بي‌سابقه است و حتي مي‌توان گفت تا 5/1 دهه بعد نيز کشور باز هم به اين رکورد نمي‌رسد. در حالي که برخي از پارامترهاي اقتصادي و سياسي، از جمله شرايط پس از انقلاب، جنگ، تحريم و... علي‌القاعده اقتضا مي کند که بخش خصوصي وارد عرصه سرمايه‌گذاري نشود. به هر حال شرايط کشور شرايط ويژه اي است همان طور که شما اشاره فرموديد خواسته يا ناخواسته مصادره‌ها و تعرض به حقوق مالکيت‌ها هم درآن زمان وجود دارد. به نظر جنابعالي تا چه اندازه مي توان اوج‌گيري سرمايه‌گذاري بخش خصوصي در اين دوران را مي توان ناشي از پيوند عميق دولت و جامعه تلقي کرد.
ميرحسين موسوي: من احساس مي‌کنم که علامت‌هايي که از سوي مجموعه دولت به بخش خصوصي داده مي‌شد حمايت قوي و بازگشت به توليد داخلي بود. اين موضوع براي ما مثل مرگ و زندگي بود. اين کار به شکل‌ها و در قالب سياست هاي مختلف انجام مي‌گرفت. يکي از آن ها نوع سياست گذاري هاي انجام گرفته در پروژه‌هاي خود دولت بود. دولت خيلي سريع به اين نتيجه رسيد که با مسايل و مشکلاتي که در جنگ داريم، نمي توان به صورت يكسان به همه نيازها پرداخت. اهميت واژه تخصيص را در واقع آن زمان دريافتم.
در آن دوران ما بخش ويژه اي تشكيل داديم و در قالب آن مجموعه اي از طرح‌ها را به عنوان طرح هاي انقلاب برگزيديم و جدا کرديم. آقاي هاشمي‌طبا هم که قبلاً وزير صنايع بودند، مسووليت اين بخش را عهده دار شدند. اساس كار ما دراين بخش براين شد كه به هيچ‌وجه مسايل جنگ نبايد روي اين طرح‌ها اثر بگذارد و ما در هر شرايطي بايد اين طرح‌ها را پيش ببريم. طرح فولاد مبارکه يکي از اين طرح ها بود که در دوران جنگ آغاز شد و تا پايان جنگ نيز بيش از 80 تا 90 درصد آن به اتمام رسيد. راه‌آهن بافق - بندعباس، پروژه هاي گسترده ي بهداشت عمومي که آقاي دکتر مرندي اجرا كردند و واقعاً از افتخارات نظام و مورد تاييد جهاني است، بخشي از اين طرح ها بودند.
به باور من در آن ايام اين رويه سياست گذاري دولت ، نوعي علامت دادن به بخش خصوصي براي توسعه بود. اين تصميم نشان مي‌داد که دولت قصد دارد سياست‌هاي باثباتي را داشته باشد. البته موفقيت يا عدم موفقيت دولت در اين زمينه مسئله ديگري است.
سياست ديگر دولت رسيدگي دائم به مشکلات واحدها از طريق بازرسي ‌و بهره گيري از نظريات کارشناسان براي تسهيل زمينه فعاليت آن ها بود. در يکي از گزارش ها تعداد صنوف توليد ي 650 هزار واحد اعلام شد که تقريباً حدود 2 ميليون نفر شاغل داشتند. چنان که توضيح داده شد، بودجه ارزي کشور در آن دوران کم بود، با اين حال صد ميليون دلار براي تأمين نيازهاي ارزي اين واحدها تخصيص داده شد. تأمين ماشين‌هاي تراش CNC مورد نياز اين واحدها که هنوز هم از جمله بهترين ماشين هاي تراش‌ موجود در کشور است، يکي از زمينه هاي تخصيص اين بودجه ارزي بود، در آن دوران دولت به طور مکرر سياست هايي از اين دست را براي رشد بخش خصوصي توسط کارشناسان تدوين و به اجرا مي گذاشت. بخشي از اين سياست ها در روابط و پيوند هاي بخش توليد با جنگ ديده مي شد. شايد تا کنون اين بخش از مسائل دفاع مقدس روايت نشده باشد، اما به ويژه در دو - سه سال پاياني جنگ که کمبود ارز به تعبيري کارد را به استخوان رسانده بود، اغلب صنايع در سراسر كشور به نوعي مشغول تأمين نياز هاي صنايع دفاعي بودند. براي نمونه پوسته نوعي از خمپاره در كارخانه ها و كارگاه هاي مختلفي توليد مي‌شد و به اين ترتيب سازوکار و روابط گسترده اي ميان بخش هاي مختلف توليدي کشور پديده آمده بود که تقريباً اکثر آن ها بخش خصوصي بودند.
ما اعلام كرديم از بخش توليد حمايت مي‌کنيم، اما منافع عده‌اي با سياست دولت در حمايت از بخش هاي توليدي سازگار نبود. در اين دوران دولت نوع تجارتي را که در چهارچوب خدمت به اهداف اقتصاد ملي بود نيز مورد حمايت قرار داد، اما در پيش گرفتن اين سياست تجاري اعتراض برخي را برانگيخت، برخي نيز در بخش بازرگاني زياد از حد طلب گشايش مي‌کردند که پاسخگويي به آن ها در شرايط جنگي اصلاً امکان‌پذيرنبود. جالب اين است كه برخي با اشاره به اين نوع سياست هاي دولت، اين گونه تبليغ مي کردند که کارها دولتي شده است، اين در حالي است که من بارها گفته ام و خوب است در اين مصاحبه هم تاكيد كنم، در تجربه برخي از کشورهايي که مهد سرمايه داري محسوب مي شوند، همچون انگلستان ديده مي شود هنگامي که در شرايط جنگي قرار گرفته اند، کارگاه‌هاي كوچك حتي کارگاه هاي دو نفره را از هنگام تحويل مواد اوليه تا دريافت محصول زير نظر دولت اداره مي کردند، بنابراين با بررسي تجربه هاي ديگر کشور هاي جهان در اداره ي امور عمومي در شرايط جنگي به راحتي مي توانيم به اين نتيجه دست يابيم که شايد يکي از ملايم‌ترين سياست‌ها در ايران تجربه شده است، اما روشن است که حتي ملايم ترين سياست ها در اين زمينه مي توانست منافع عده‌اي را که مي خواستند تمامي منابع در اختيار شان باشد، تحت تاثير قرار دهد و آن ها را ناراضي کند.
از شما نقل مي شود که در همان دوره اين ايده در ذهن شما و دولت شکل گرفت که در زمينه واگذاري برخي از بنگاه هاي مصادره شده به بخش خصوصي اقداماتي آغاز شود. اين موضوع مربوط به کدام دوره از حيات دولت مي شد؟ اين اقدامات چقدر تحقق پيدا کرد و چه واکنش هايي را در پي داشت؟
ميرحسين موسوي: اين بحث به طور جدي در سال 1365 يا 1366 پيگيري شد. يادم هست با وزير وقت صنايع به سمت اراک مي رفتيم که در آنجا اين موضوع مطرح شد. به دنبال اين موضوع مرحوم عالي نسب شروع به تهيه طرحي در اين زمينه کرد، خانه کارگر هم به طور همزمان در سياست گذاري در اين زمينه مشارکت کرد، اما به دليل آشفتگي هاي آخر جنگ و گرفتاري دستگاه ها و عدم توانايي سازمان برنامه و بودجه در اين زمينه ، تهيه طرح خيلي سريع پيش نرفت. باور من اين بود که اگر اجراي واگذاري به صورت اصولي و با در نظر گرفتن تمام اصول قانون اساسي انجام مي شد، مي توانست به طور کامل در خدمت اشتغال باشد و دسترسي مردم به ابزار کار را راحت تر کند، اما اجراي اين سياست نيازمند يک مديريت منسجم بود. در دنيا کشورهايي در اين زمينه موفق بودند که واگذاري ها را با قوت و قدرت بالا انجام دادند، متاسفانه ما به اين مرحله نرسيده بوديم. به هر حال زمان و پايان کار دولت به ما اجازه نداد و اين اقدام در شکل هاي ديگر در دولت هاي بعدي دنبال شد.
رکورد ديگري که در دوران جنگ در اقتصاد ايران ثبت شده است، نرخ تورم سال 1364 است که هنوز هم پائين ترين نرخ تورم در تاريخ انقلاب اسلامي است. چه ذهنيت و حساسيت هايي شما را به سمت اجراي سياست هايي برد که عليرغم شرايط خطير جنگي توانستيد چنين کارنامه درخشاني را رقم بزنيد؟
ميرحسين موسوي: بايد بگويم که بدون هيچ اغراقي تا حد بسيار زيادي دستيابي به اين موفقيت حاصل نوع رفتار اقتصادي و سياسي مردم بود و جامعه سهم بسيار بالايي در اين زمينه داشت.
در يکي از سفرها به خرم آباد، هنگامي که با هلي کوپتر برمي گشتيم، سياه چادرهايي را در مسير ديديم، در جمع يکي از ايلات خون گرم آنجا هلي کوپتر فرود آمد، اهالي دور ما جمع شدند، مشکلاتشان را مي گفتند. جمع زيادي هم نبودند. در مجموع با افراد داخل هلي کوپتر 40- 50 نفر مي شديم. در آنجا من گفتم که شما چه درخواستي داريد تا ما فورا براي شما انجام دهيم. چهره پيرمردي که جوابم را داد هيچگاه فراموش نمي کنم. او گفت:«مگر مي شود ما از شما درخواستي داشته باشيم. زمان جنگ است. ما بايد به شما کمک کنيم.»
من باور دارم که هرگز ، سهم مردم که امروز در ادبيات تخصصي علوم اجتماعي از آن به عنوان «سرمايه اجتماعي» ياد مي شود، محاسبه نشده است در حا لي که در دوره ي جنگ بدون اغراق سهم فوق العاده مردم در همه موفقيت هايي که در شاخص هاي اقتصادي به دست آمد، ديده مي شود و داراي اهميت بسيار بالايي است.
دولت هم البته متوجه کمبود ها و نقاط حساس و بحراني بود. اقداماتي از زمان شهيد رجايي در خصوص برخي کالاها شروع شد. سهميه بندي برنج در آن دوره آغاز شد. پس از آن با تشکيل ستاد بسيج و اختيارات وسيعي که اين شورا پيدا کرد، تلاش شد تا در بالاترين سطح به مديريت تأمين نيازهاي مردم در طول دوران مواجهه با کمبودها ي وسيع رسيدگي شود. تفکيک ها توسط دولت شروع شد. معيشت و خدمات مورد نياز مردم، از بقيه حواشي جدا شد و کاملا مشخص بود با توانايي ها و منابع محدودي که داشتيم بايد توجه ويژه اي به اين نيازها بشود. تأمين کالاهاي مورد نياز مردم، بر اساس گزارشات آماري دقيق و با حساسيت ويژه اي ي مي شد تا در حد توان فوراً در اختيار مردم گذاشته شود. اگر کمبودي بود فورا توسط ستاد بسيج که شبيه يک سيستم هوشمند عمل مي کرد دريافت و راه حل مناسب انديشيده مي شد.
براي درک اهميت و پيچيدگي هاي اين سيستم هوشمند مي توان به ساز و کار برنامه ريزي براي تأمين شير خشک، به عنوان يکي از مهمترين نيازهاي کشور اشاره کرد. زماني مي توانستيم با اختصاص 80 ميليون دلار مشکل شير خشک را در کشور برطرف کنيم چون شير خشک در آن زمان براي مادرها اهميت ويژه داشت، اما به جايي رسيديم که اين 80 ميليون دلار را نيز نداشتيم. تامين شير تازه به جاي آن يکي از راه حل ها بود اما بايد بررسي مي شد که قيمت آن چگونه باشد؟ چگونه به خانواده ها برسد؟ و... عده اي مسؤليت داشتند در اين زمينه برنامه هايي طراحي و راه حل هايي ارائه دهند.
مهمترين محور در نوع سياست گذاري هاي انجام گرفته در دولت کنترل بودجه بود. امروز بودجه دوران جنگ قابل بررسي است؛ در آن دوران سعي مي شد تا بودجه در ضرورت و حداقل خودش باشد. ما کسري بودجه هم داشتيم، اما کسري بودجه شفاف بود. اجازه مي داديم که تلخي اين کسري به وضوح ديده شود، موضوع نقد شود و راه حل هايي پيدا شود، اما اين فشارها باعث نمي شد که مشکلات مردم را ناديده بگيريم.
خاطره اي را از حضرت امام (ره) نقل کنم که خيلي جالب است. زماني در تدوين يکي از بودجه هاي دوران جنگ، دوستان مجلس براي اين که درآمد دولت را افزايش دهند قيمت سيگار را بالا بردند. انحصار سيگار دست دولت بود، قاچاق هم کم بود. ما زماني خدمت امام (ره) رسيديم و گزارش هاي آن دوران و کارهاي انجام گرفته را ارائه کرديم .
امام فرمودند: شنيدم مي خواهيد سيگار را گران کنيد. گفتم: من دوست ندارم چيزي که براي مردم هست را گران کنم. فرمودند: اما من شنيدم مي خواهيد گران کنيد. نمي خواستيم شکايت از دوستان مجلس کنم و اين کار را هم نکردم، تنها گفتم که دوستان مجلس به اين دليل که درآمدهاي دولت زياد شود، مقداري قيمت را بالا بردند.
ما در شرايط بحراني جنگ قرار داشتيم و در اين شرايط حمايت ها رابطه عاطفي و پيوستگي متقابل دولت - ملت از اهميت بسيار بالايي برخوردار بود امام در پاسخ فرمودند که شما برويد بگوئيد تعيين قيمت (در اين شرايط ) مربوط به رهبري است و من مخالف هستم.
بعد از اين که از دفتر امام خارج شدم به دوستان مجلس تلفن زدم، نمي دانم کداميک از دوستان بودند اما به ايشان گفتم که من موضوع را با امام مطرح نکردم؛ خودشان مي دانستند که چنين بحثي در مجلس وجود دارد. چند نفر از دوستان مجلس وقت ملاقات گرفتند و سريع خدمت امام (ره) رفتند تا مسئله را برطرف کنند. حضرت امام (ره) در نهايت راضي نشدند و فرمودند: سيگارهايي که گران قيمت است و مرفهين مي کشند(سيگارهاي لوکس) را گران کنيد و سيگارهاي ارزان قيمت(اشنو) را گران نکنيد. اين جهت گيري در همه جا وجود داشت. يکي ديگر از مواردي که نقش آن در آن دوران خيلي ديده نشده و واقعا زحماتي که دوستان کشيدند ناگفته ماند، سياست گذاري و اقدامات انجام گرفته در سازمان حمايت از توليد کننده و مصرف کننده بود که متاسفانه اين نهاد در نهايت تضعيف شد. در آن دوران اين سازمان مدير دلسوزي داشت و سازمان به معناي واقعي بسيج شده بود. هم کالاهاي وارداتي و هم کالاهاي توليدي را زير نظر داشت. دولت هم به طور مستمر از آن ها گزارش و راه حل مي خواست. الان که بحث يارانه ها طرح شده است بد نيست اشاره اي به يارانه هاي ثبت شده آن دوران داشته باشم. در آن دوران در بالاترين سطح يارانه ها به رقم 14-15 ميليارد تومان رسيد و بعد هم کم کم با سازو کار خاصي حذف شد.
با کمک اين سازمان ما توانستيم بسياري از بحران ها را مديريت کنيم. براي نمونه دولت مجبور بود مقداري مواد اوليه براي تأمين نياز مرغ داري ها وارد کند. در مقابل آن، معلوم بود که واحد هاي توليدي تا چه اندازه و با چه سازمان دهي اي بايد گوشت به سيستم توزيع تحويل دهند. بنابراين بي آن که سيستم توليد دولتي باشد، اما مسير توليد سياست گذاري شده و کاملا تعريف شده بود.
در بخشي از موادي که به کارخانه ها يا سازمان هاي توليدي داده مي شد نسبت به محصولات توليدي مقداري سود تعريف مي شد. از ما به التفاوت اين سودها هزينه ي يارانه ها تامين مي شد که در مواردي به کمک کالاهاي اساسي مي آمد.
در آن دوران فشارهاي شديدي براي تضعيف ارزش پول ملي به دولت وارد مي شود و البته دولت نيز در مقابل خيلي مقاومت کرد؟ درباره تجارب خود در اين باره توضيح دهيد؟
ميرحسين موسوي: اين يکي از دشوارترين کارهاي دولت بود. بسيار علاقه مندم که سياست ها و مسئله هاي ارزي کشور از فاصله اي حتي طولاني تر از سي سال قبل ارزيابي و مقايسه شود.
در دوران جنگ اولا باور قطعي داشتم که قدرت ريال و قدرت پولي ما حتي نسبت به قيمت هايي که اعلام مي شد، خيلي بالا بود. دوم اين که حتي اگر ارز به صورت کالا عرضه و تقاضا مي شد بايد همچون يک کالاي استراتژيک؛ همچون فشنگ يا گندم مورد بررسي قرار مي گرفت و نمي توانستيم به راحتي از آن صرف نظر کنيم. مسئله اين جاست، هنگامي که شما با کمبود گندم مواجه مي شويد، ممکن است تمام ثروت يک کشور را بدهيد تا براي بقا کمي گندم بگيريد. در واقع ارز براي ما ابزاري بود که مي توانست دفاع را امکان پذير کند و در مقابل دشمن جلوي شکست ما را بگيرد. اگر از ارزي که داشتيم خوب استفاده نمي کرديم، به اين معنا بود که توليدات کشاورزي نداشتيم و در واقع به قحطي و گرسنگي مي رسيديم. در همان سال هاي اول، متوجه شدم که يکي از نقاط حساس ما مسئله ارز است. دليل بمباران پايانه هاي نفتي و تلاش هاي کشورهاي غربي براي کاهش ميزان توليد و صادرات نفت ايران هم، کاستن از ميزان درآمد ارزي کشور و فراهم کردن زمينه تسليم کشور بود. براي همين در هر تصميمي که براي ارز گرفته مي شد، حساس بوديم. بعد از اين که ارز تقسيم بندي شد، بيش از نود و چند درصد ارز يک قيمت داشت، اين در حالي است که بعدا گفته شد نرخ ارز دولت در زمان جنگ، 14- 15 نرخي بوده است اما کسي به اين حقيقت توجه نکرد که شايد حدود 95-96 درصد ارز تک نرخي بود و تنها دو - سه درصد آن به دليل برخي سياست گذاري ها با قيمت هاي متفاوتي توزيع مي شد، مثلا ارز مورد نياز بخش درمان يا ارز صادراتي قيمتي جداگانه داشت.
يادم هست که هنوز مرحوم «نوربخش» رئيس بانک مرکزي بود، بحث بسيار تندي درگرفت که قيمت ارز را تعديل کنيم. در آن زمان احساس نگراني کردم. خواستم تا موضوع در شوراي اقتصاد بحث شود. رئيس محترم مجلس هم در جلسه شوراي اقتصاد آمدند و با بقيه دوستان بحث مفصلي در اين باره انجام شد. جمع بندي من در آن جلسه اين بود که بايد اين موضوع مورد مطالعات تطبيقي قرار گيرد؛ يعني بررسي شود کشورهايي که قبلا در قيمت ارز تعديل ايجاد کردند آيا در اين زمينه موفق بودند؟ قرار شد که آقاي نوربخش رئيس بانک مرکزي اين کار را انجام دهند. من هم پيشنهاد دادم تا آقاي عالي نسب هم همکاري کنند. قرار شد اين دو نفر مطالعات جداگانه اي در اين خصوص انجام دهند. مطالعات حدود دو ماه طول کشيد و باز هم جلسه اي با همان افراد تشکيل شد. ابتدا آقاي نوربخش گزارش داد که بيش از 50 کشور را مطالعه کرده بود. ايشان گفتند که اين سياست در اغلب کشورها منجر به شکست شده است. مرحوم عالي نسب هم گفت: در صورت تضعيف ارزش پول ملي ، 300 ميليارد تومان کسري بودجه مي آوريم. 300 ميليارد تومان در آن زمان يعني نزديک کل بودجه کشور. کل بودجه کشور در آن زمان 400 ميليارد تومان بيشتر نبود. در آن جلسه اين تصميم منتفي شد. تا پايان جنگ و تا زماني که موضوع واردات بدون انتقال ارز مطرح شد، دولت همين موضع را دنبال کرد. به نظر من موضوع واردات بدون انتقال ارز هم به سياست هاي دولت لطمه زد که از دست ما هم کاري ساخته نبود .
هنوز هم قضاوتم بر آن است که در آن دوران کوچکترين تغييري در قيمت ارز منجر به اختلالات بسيار جدي در صحنه ملي مي شد. کاش به آن تجربيات توجه مي شد. تک نرخي کردن ارز در ژاپن بعد از جنگ در دهه 60 صورت گرفت يعني زماني که 14- 15 سال از جنگ آن ها مي گذشت که براي آن کشور خيلي مفيد بود و مي توانستند مديريت منابع ارزي خود را داشته باشند .
در آن زمان برخي اعتقادشان بر اين بود که اگر ارز آزاد شود به نقطه تعادل مي رسد و فراواني ايجاد مي کند. من اصلا به اين موضوع اعتقاد نداشتم. 6- 7 ميليارد دلار ارز نمي توانست اين نقش را داشته باشد. در حالي که نياز مصرفي در جامعه اي که جنگ هم نباشد بي انتهاست. در آن زمان نياز ما از خمپاره، گلوله هاي توپ و اسلحه گرفته تا گندم و دارو بسيار شديد بود. واردات دارو در آن سال ها بين 300 تا 400 ميليون دلار بود که توان پرداخت وجود نداشت، البته اين مشکل باعث شد تا صنايع دارويي شکوفا شود و به اصطلاح به خودکفايي نسبتا خوبي در اين زمينه برسيم. به هر حال اين نوع نياز ها به اندازه اي ضروري بودند که نمي توانستيم از آن ها صرف نظر کنيم و قيمت ارز را دستخوش اين نوسانات کردن نمي توانست مفيد باشد. دولت ارز را براي اين نوع مصارف به گونه اي تنظيم کرد تا حساب هاي ملي اين ها به صورت يارانه اي که در بودجه درج مي شود باشد تا به خود بودجه فشار نيايد.
به نظر مي رسد وقتي ترکيب دولت را در زمان شما مورد بررسي قرار مي دهيم در قياس با دوره هاي بعدي به لحاظ جهت گيري هاي سياسي، نوع نگاه به مسائل مختلف از جمله مسائل حوزه اقتصاد تفرق آراي بيشتري در آن ديده مي شود. با توجه به مسووليت سنگين دولت در فرآيند سياست گذاري عمومي ، به نظر مي رسد تصميم سازي و تصميم گيري به ويژه در شوراي هاي عالي بدون تضارب آرا و افکار مختلف نمي تواند رويه موفقي براي سياست گذاري باشد، از اين منظر در واقع دولت بايد محلي براي مشاهده نوع نگاه هاي متفاوت به مسائل اقتصادي و سياسي هم باشد. در دوره هاي بعدي اين وضعيت تغيير پيدا کرد. تلقي شما به عنوان رئيس دولت در آن زمان از اين وضعيت چه بود؟ آيا کشور از ناحيه دولتي که محل تضارب اين آرا گوناگون بود مي توانست سود ببرد؟ و آيا دولت هايي که يکدست تر هستند و نگاه هاي داخل آن يکسان تر است موفق تر نبودند؟
مير حسين موسوي: من اولي را بيشتر مي پسندم . به اين شرط که به نقطه اي نرسد که منجر به حرکت هاي سياسي براي مختل کردن کارهاي دولت شود.
در دولت آن زمان اين ديدگاه حاکم بود که هر فردي کارشناسانه و علمي کار کند ، سازوکار هاي مديريتي قوي اي را بکارگيرد و از نيروهاي برجسته و خوب استفاده کند، ديدگاه ها و محصول تلاش هاي او ناديده گرفته نمي شود. به همين دليل اختلاف عقايد زيادي در دولت بود و گاهي هم دعوا مي شد. مثلا درباره بانکداري اسلامي برخي دوستان به نظرشان غير شرعي مي آمد و وارد اين موضوعات نمي شدند، اما وجود چنين انديشه هايي در شوراي اقتصاد باعث بحث هاي مفصل مي شد تا به نتيجه برسيم. اختلاف آرا مي توانست باعث تحول شود. هم اکنون نگاه ها عوض شده است. اما من هيچ گاه احساس نکردم اين بحث ها مزاحمت هايي براي کار ايجاد مي کند به شرط آن که قواعد بازي رعايت مي شد، به اين معنا که اگر شوراي اقتصاد نهادهاي رسمي و دولت تصميمي مي گرفت، در نهايت اين تصميم ها بايد از مسير مجاري رسمي عبور مي کردند تا اگر نقصي در آن ها وجود داشت، اين نقص برطرف مي شد.
به نظرم اين اختلافات باعث رشد و شکوفايي بود. هيچ مشکلي پيدا نمي کرديم. نگاه متفاوت بخش هاي مختلف بازتابي از قواعد و واقعيت هاي اجتماعي ما بودند. اين نگاه ها که از خارج که نيامده بودند. ما در آن زمان به معناي کامل در داخل کشور استقلال داشتيم و هيچ گاه تحت تاثير مسائل بيرون از مرز قرار نگرفتيم. در آن دوران روحيه اي به وجود آمد که به اصطلاح در کلام حضرت امام (ره) خلاصه مي شد. قريب به مضمون کلام اين بود: کسي که نمي تواند اينجا کار کند جاي ديگر کار کند.
معناي اين حرف آن بود که دوستي ها، آشنايي ها، رفاقت ها جاي خود را داشت اما افرادي که نمي توانستند باهم کار کنند مي رفتند و در جاي ديگر مشغول مي شدند و مشکلي هم ايجاد نمي شد. در دولت هم، همين شرايط حاکم بود.
افراد مختلف با گرايش هاي سياسي مختلفي حضور داشتند که با رفاقت به خوبي با هم کار مي کردند. در جلسه هاي کاري دولت و شوراي اقتصاد نظر خودشان را مطرح مي کردند و در نهايت اکثريت هر چه تصميم مي گرفت اجرا مي شد، مشکلي هم پيدا نمي کرديم.
هر فردي در هيات دولت و يا در مجامع رسمي نماينده بخشي از منافع کشور است. تصميم گيري درباره ي موضوعاتي که در جلسات دولت در معرض داوري گذاشته مي شد، بسيار دشوار بود؛ از جمله اين موارد موضوع بودجه بود. بودجه مشکل ترين کار دولت بود. براي اين که بودجه شفاف باشد، نزديک دو ماه، ارقام و اعداد بودجه دست به دست در دولت مي گشت. هر يک از نمايندگان بخش هاي مختلف سعي مي کرند تا اهميت سهم بخش خود را با استدلال هايي که ارائه مي کردند، توجيه کنند، گرايش هاي گوناگون در موضوع بودجه بازتاب خود را نشان مي دادند، اما در کنار تمامي اين دشواري ها، در نهايت تن دادن به اين فرآيند که اجازه دهيم تا حرکت قانوني، انجام گيرد و همه نظرات مطرح شود، مسئله بسيار مهمي بود.
موفقيت دولت در مديريت بحران هاي سال 1365 از جهات مختلف نقطه ي عطفي در کارنامه ي آن محسوب مي شود. در اين سال نخستين شوک معکوس نفتي اتفاق افتاد، موشک باران شهرها شروع شد، استراتژي عراق انهدام تاسيسات اقتصادي ايران شد. در آن دوران به يک باره چالش تورم و بيکاري و کمبودها با هم پيدا شد. چگونه آن دوره با موفقيت در مديريت بحران هاي متعدد سپري شد؟

ميرحسين موسوي: آن دوره دوران سخت و ويژه اي بود. مسائل سياسي پشت پرده اي هم وجود داشت. به طور مثال بيم محاصره کامل مطرح بود که در سطح سران سه قوه هم مورد بررسي قرار گرفت. دولت متعهد شد برنامه اي براي بدترين شرايط ارائه کند. اين تصميم منجر به آن شد که برنامه اي تحت عنوان شرايط نوين اقتصادي تدوين شود. سه سناريوي مختلف در اين برنامه مطرح شد؛ وضعيت قرمز، وضعيت زرد و وضعيت آبي. سناريوي وضعيت قرمز که بدترين وضعيت کشور را تصوير مي کرد، درباره ي شرايطي در نظر گرفته مي شد که تنگه هرمز بسته شود، گلوگاه هاي مهم مواسلاتي ما بمباران شود، نفت هم نتوانيم صادر کنيم و حتي جلفا هم بسته شود و شوروي هم راه خودش را بر ما ببندد؛ در اين صورت چه اقداماتي بايد صورت مي گرفت. مثلا پلي داشتيم در حاجي آباد نزديک بندرعباس که اگر بمباران مي شد، نقل و انتقال کالا در اين محور قطع مي شد يا پل قطوري که رابطه ما را با ترکيه قطع مي کرد که البته بارها هم بمباران شد؛ اين بدترين شرايط مفروض بود که بر اساس آن طرح هايي خيلي سري تهيه مي شد. در اين طرح ها مسائلي حياتي که از آن نمي توان گذشت و حداقل ممکن براي اداره کشور محسوب مي شد، ارزيابي شدند و راه حل هايي براي آن ها تدارک ديده مي شد. کارشناسان دولت در تدوين اين برنامه حتي آن اندازه ريز شدند که موضوع پل هاي استراتژيک را نيز ديده بودند؛ براي نمونه خورهاي حاشيه درياي عمان بررسي شد که از آن جا ها چه ميزان کالا مي توان وارد و صادر کرد. نتايج ديگر اين بررسي آن بود که حداقل به صدور 200 هزار بشکه نفت نياز داشتيم، برنامه اي تهيه شد که اگر بخواهيم حداقل اين سطح صادرات را حفظ کنيم، حتي از طريق قاچاق هم شده بايد اين حجم صادرات انجام گيرد، تا حداقل نيازهايمان تأمين و مشکلات بحراني برطرف شود. براي تک تک مسائل طرح داده مي شد. افرادي که اين طرح ها را تهيه مي کردند، 15 نفر از وزرا بودند که در ساختماني جلسه مي گذاشتند، موضوع را بررسي مي كردند، اسناد و مدارک جلسه هم همانجا مي ماند چراکه اطلاعات حياتي کشور نبايد به بيرون درز پيدا مي کرد.
در انتها معناي اين طرح که تنها 9 نسخه از آن تکثير شد و يکي هم براي حضرت امام (ره) فرستاده شد، اين بود که در بدترين شرايط کشور مي تواند 200 هزار بشکه نفت صادر کند، ضمن اينکه مقاومت در جنگ نيز ادامه پيدا کند. اين يک برنامه بود. سناريوي دوم کمي بازتر بود و سناريو وضعيت آبي هم وضعيت عادي کشور بود. طرح هاي مربوط به هر يک از اين سه وضعيت تهيه شد.البته ما هيچ گاه به وضعيت قرمز نرسيديم، اما همين طرح ديد ما را به محدوديت ها باز کرد که بايد مواظب چه بخش هايي باشيم.
هنگامي که بحران هاي ارزي پديد آمد و به شدت قيمت نفت کاهش يافت، همزمان بمباران خارک و حتي جزيره سيري هم افزايش پيدا کرد، به علاوه تلمبه خانه هايي که نفت را به پالايشگاه ها مي رساندند، همه در معرض بمباران قرار گرفتند. اين وضعيت باعث شد که به منابع ارزي اهميت ويژه اي داده شود. هفته اي يکبار گزارشي خيلي سري در مورد جدول پرداخت هاي خارجي داده مي شد تا معلوم شود که هفته هاي بعد چه شرايطي خواهيم داشت. تمام متغيرها به شدت کنترل مي شد. الحمدالله به دليل اينکه نقاط حساسي که براي مردم و براي پايداري مهم بود در برنامه ها ديده شد و به آن پرداخته شد، با روحيه اي که مردم داشتند اين بحران پشت سر گذاشته شد.
مديران هم در آن دوران به مانند مردم همراهي بسيار داشتند. يادم هست مسئولي در آن زمان در پالايشگاه اصفهان بود. پالايشگاه اصفهان چندين بار بمباران شد و چون مکان بسيار حساسي بود اگر از بين مي رفت مشکل پيدا مي کرديم. زماني تلفن کردند و گفتند آنجا بمباران شده است. از شهدا و زخمي ها پرس و جو کردم که گزارش دادند. آن وقت رئيس قسمت را خواستم تا با او صحبت کنم، گفتند رفته سر برجکي که خراب شده، گروه تشکيل داده تا کار بازسازي آنجا را شروع کند. يکي از راهبردهايي که آن موقع بارها در دولت به صورت علني اعلام شد؛ اين بود که ما منتظر اتمام جنگ براي بازسازي نمي شويم. حتي اگر پالايشگاه يا مکان هاي حساس بمباران مي شد، حتي اگر ده بار هم اين اتفاق مي افتاد، با اين خوش خيالي که ابتدا بايد جنگ تمام شود، بعد بازساري شروع شود، منتظر نمي مانديم. مديران به اين مسئله اعتقاد داشتند.
نمونه ديگري هم چون جنبه عاطفي دارد براي شما نقل مي كنم. در كارخانه آلومينيوم سازي اراک ديگ هايي با مواد مذاب وجود دارد، اين ديگ ها بسيار حساسند. آنجا بمباران شد و تعدادي شهيد و زخمي داشتيم . تماس گرفتم تا شرايط را ارزيابي کنم. متوجه شدم ضمن اين که عده اي دلهره بيرون کشيدن جنازه ها و زخمي ها را دارند، عده اي ديگر هم دلهره حفظ و نگهداري ديگ هاي مخازن مذاب را دارند، اين را ديگر نمي توان مديريت يک جمع بر يک کشور ناميد. مي خواهم بگويم، کل کشور خودش را مديريت مي کرد تا بتواند با مشکلات روبرو شود. در سطح خانواده هم اين سازو کار حاکم بود. شب هايي که تهران بمباران مي شد در بسياري از موارد به صورت ناشناس به سطح شهر مي رفتم و در رفتارمردم مي ديدم که چگونه خود آن ها خودشان را مديريت مي کردند؛به گونه اي که شايد حکومت به طور متمرکز از عهده اين اقدامات برنمي آمد.
مباحث دو دهه بعد از جنگ و افق هاي پيش رو باقي ماند و زمان هم به اتمام رسيده است؟ اگر صحبت پاياني داريد بفرماييد؟
ميرحسين موسوي: مهم نيست. ديگران هم مي توانند درباره اين دوران ها صحبت کنند. بازهم مي گويم که اين سخنان تنها براي گفتن تجربيات دهه انقلاب عنوان شد که حاصل تلاش ملت و مديران خوب کشور بود. من اين مسائل را گفتم تا شايد بهره اي از آن ها گرفته شود و گرنه به آن دوره نقدهاي زيادي هم وارد مي شود که ما همه آن ها را قبول داريم، اما نبايد زحمت ها و تلاش ها ناديده گرفته شود. بايد متوجه شويم که همه امکانات و سرمايه ما، پول و ريال و ارز نيست بلکه سرمايه هاي ديگري هم هست که به کمک آن ها در آن دوران توانستيم با کمبودها روبرو شويم. ما بايد هواي اين سرمايه ها را داشته باشيم. اين سرمايه ها خارج از دست دولت است اما دولت ها مي توانند در جذب آن ها موثر باشند.

آیا شیطان وجود دارد




استاد دانشگاه با این سوال ها شاگردانش را به يك چالش ذهنی کشاند.

آیا خدا هر چیزی که وجود دارد را خلق کرد؟

شاگردی با قاطعیت پاسخ داد:"بله او خلق کرد"

استاد پرسید: "آیا خدا همه چیز را خلق کرد؟"

شاگرد پاسخ داد: "بله, آقا"

استاد گفت: "اگر خدا همه چیز را خلق کرد, پس او شیطان را نیز خلق کرد. چون شیطان نیز وجود دارد و مطابق قانون که کردار ما نمایانگر صفات ماست , خدا نیز شیطان است"

شاگرد آرام نشست و پاسخی نداد. استاد با رضایت از خودش خیال کرد بار دیگر توانست ثابت کند که عقیده به مذهب افسانه و خرافه ای بیش نیست.

شاگرد دیگری دستش را بلند کرد و گفت: "استاد میتوانم از شما سوالی بپرسم؟"

استاد پاسخ داد: "البته"

شاگرد ایستاد و پرسید: "استاد, سرما وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "این چه سوالی است البته که وجود دارد. آیا تا کنون حسش نکرده ای؟ "

شاگردان به سوال مرد جوان خندیدند.

مرد جوان گفت: "در واقع آقا, سرما وجود ندارد. مطابق قانون فیزیک چیزی که ما از آن به سرما یاد می کنیم در حقیقت نبودن گرماست. هر موجود یا شی را میتوان مطالعه و آزمایش کرد وقتیکه انرژی داشته باشد یا آنرا انتقال دهد. و گرما چیزی است که باعث میشود بدن یا هر شی انرژی را انتقال دهد یا آنرا دارا باشد. صفر مطلق (460- F) نبود کامل گرماست. تمام مواد در این درجه بدون حیات و بازده میشوند. سرما وجود ندارد. این کلمه را بشر برای اینکه از نبودن گرما توصیفی داشته باشد خلق کرد." شاگرد ادامه داد: "استاد تاریکی وجود دارد؟"

استاد پاسخ داد: "البته که وجود دارد"

شاگرد گفت: "دوباره اشتباه کردید آقا! تاریکي هم وجود ندارد. تاریکی در حقیقت نبودن نور است. نور چیزی است که میتوان آنرا مطالعه و آزمایش کرد. اما تاریکی را نمیتوان. در واقع با استفاده از قانون نیوتن میتوان نور را به رنگهای مختلف شکست و طول موج هر رنگ را جداگانه مطالعه کرد. اما شما نمی توانید تاریکی را اندازه بگیرید. یک پرتو بسیار کوچک نور دنیایی از تاریکی را می شکند و آنرا روشن می سازد. شما چطور می توانید تعیین کنید که یک فضای به خصوص چه میزان تاریکی دارد؟ تنها کاری که می کنید این است که میزان وجود نور را در آن فضا اندازه بگیرید. درست است؟ تاریکی واژه ای است که بشر برای توصیف زمانی که نور وجود ندارد بکار ببرد."

در آخر مرد جوان از استاد پرسید: "آقا، شیطان وجود دارد؟"

زیاد مطمئن نبود. استاد پاسخ داد: "البته همانطور که قبلا هم گفتم. ما او را هر روز می بینیم.... او هر روز در مثال هایی از رفتارهای غیر انسانی بشر به همنوع خود دیده میشود. او در جنایتها و خشونت های بی شماری که در سراسر دنیا اتفاق می افتد وجود دارد. اینها نمایانگر هیچ چیزی به جز شیطان نیست."

و آن شاگرد پاسخ داد: شیطان وجود ندارد آقا. یا حداقل در نوع خود وجود ندارد. شیطان را به سادگی میتوان نبود خدا دانست. درست مثل تاریکی و سرما. کلمه ای که بشر خلق کرد تا توصیفی از نبود خدا داشته باشد. خدا شیطان را خلق نکرد. شیطان نتیجه آن چیزی است که وقتی بشر عشق به خدا را در قلب خودش حاضر نبیند. مثل سرما که وقتی اثری از گرما نیست خود به خود می آید و تاریکي که در نبود نور می آید.

نام مرد جوان يا آن شاگرد تيز هوش كسي نبود جز ، آلبرت انیشتن !

دوشنبه ۱۹ ژانویهٔ ۲۰۰۹

برخیزیم

چکیده سخنرانی حافظ بن محمد: مدیر کل بانک البرکه

داده های جمعیت شناسی
کل جمعیت یهودیان جهان چهارده میلیون نفر
پراکندگی: هفت میلیون در آمریکا، پنج میلیون در آسیا، دو میلیون در اروپا و یکصد هزار نفر در آفریقا
کل جمعیت مسلمانانِ جهان: یک و نیم میلیارد نفر
پراکندگی: یک میلیارد نفر در آسیا و خاورمیانه، چهار صد میلیون نفر در آفریقا، چهل و چهار میلیون نفر در اروپا و شش میلیون نفر در آمریکا
یکی از هر پنج نفر مردمِ جهان مسلمان است
در برابر هر هندو دو نفر مسلمان اند
در برابر هر بودائی دو نفر مسلمان اند
در برابر هر یهودی یکصد و هفت نفر مسلمان اند
با این حال آن چهارده میلیون یهودی قوی تر از یک و نیم میلیارد مسلمانند
چرا؟

برخی دلائل به قرر زیراند

تأثیر گذاران بر تاریخ جهان معاصر:
آلبرت اینشتین یهودی
زیگموند فروید یهودی
کارل مارکس یهودی
پول ساموئلسُن یهودی
میلتون فریدمن یهودی
بزرگانِ پزشکی
سوزنِ مایه کوبی ( همان که در گذشته تلقیح می گفتند و فعلا" محلِ اختلافِ است: تلقیح عربیون و واکسیناسیونِ غربییون، البته تلفظِ آن نیزبسته به محلِ تحصیلِ این بزرگان فرق می کند! ( ده بیا!): بنجامین روبن یهودی
مایه (واکسنِ بیماری فلجِ کودکان، که گاه همان اطفال باشد یا نباشد! وقتی خانه در آتش باشد فرقی هم می کند؟) : یهودی
داروی سرطان خون: گرترود الیون یهودی
هپاتیت ب : باروخ بلومبرگ یهودی
داروی سیفلیس : پاول اِلریش یهودی
بیماری عصب-عضلانی : اِلی مچنیکوف یهودی
هورمون درمانی : اندرو شَلی یهودی
شناخت درمانی : آرون بِک یهودی
قرص پیشگیری از بارداری : گرگوری پینکوس یهودی
فهمِ درست تر ِ چشمِ بشر : جی والد یهودی
جنین شناسی استَنلی کوهن یهودی
دیالیز کلیه : ویلم کلافکامه یهودی
برندگانِ جایزه نوبل
طی یکصد و پنج سال گذشته چهارده میلییون یهودی یکصد و هشتاد جایزه نوبل را ربوده اند و سهم یک و نیم میلیارد مسلمان سه جایزه بوده است. ( یک پاسخِ مقدر: جایزه را به بچه می دهند!)
اختراع هائی که سیرِ تاریخ را تغییر داد
تراشه ریز پردازنده : استنلی مزور یهودی
رآکتورِ زنجیره واکنشهای هسته ای : لئو زیلند یهودی
کابل فیبرِ نوری : پیتر شولتس یهودی
چراغ راهنما : چارلز آدلر یهودی
فولاد ضد زنگ : بنو اشتراوس یهودی
سینمایِ ناطق : ایزادر کیسی یهودی
میکروفنِ تلفن : امیل برلینر یهودی
نوارِ دستگاه ضبط و پخشِ ویدئوئی : چارلز گینسبرگ یهودی
کسب و کارهای مهم بین المللی
پولو{ شرکت بزرگ طراح و تولید کننده پوشاک} : رالف لاورن یهودی
کوکا کولا : {آسا گریگز کندل} یهودی
پوشاکِ جینِ لی وایز : لوی اشتراوس یهودی
شرکت سوباک : هاوارد شولتز یهودی
گوگل : سرگئی برین یهودی
رایانه های دِل : مایکل دِل یهودی
اوراکل : لری الیسون یهودی
دی نی ان وای=DKNY : دونا کاران یهودی
باسکین اند رابینس : ایرو رابینس یهودی
دانکن دانتس : بیل روزنبرگ یهودی
روشنفکران و سیاست ورزانِ مهم و تأثیر گذار
هنری کیسینجر وزیر خارجه آمریکا یهودی
ریچارد لوین رئیس دانشگاه ییل یهودی
آلن گرین اسپن رئیس خزانه داری آمریکا یهودی
جوزف لیبرمن یهودی
مادلن آلبرایت وزیر خارجه آمریکا یهودی
ماکسیم لیتوینف وزیر خارجه روسیه شوروی یهودی
دیوید مارشال وزیر ارشد سنگاپور یهودی
آیساک آیساک فرماندار کل استرالیا یهودی
بنجامین دیسرائیلی دولتمرد بریتانیائی یهودی
یِوگِنی پریماکف وزیر خارجه روسیه یهودی
باری گلد واتر سیاست ورز آمریکائی یهودی
یورگ سامپایو رئیس جمهور پرتغال یهودی
هرب گِری معاون نخست وزیر کانادا یهودی
پیر مندس فرانس نخست وزیر فرانسه ( ایضا" رئیس جمهورِ متنفذِ فعلی، جنابِ مستطابِ سارکوزی خان!) یهودی
مایکل هاورد وزیرِ داخله (کشور) بریتانیا یهودی
برونو کرایسکی صدر اعظم اطریش ( اوت ریش!! یا همان نمسهِ مأ لوفِ دوره ی باشکوهِ قاجاران!) یهودی
رابرت رابین وزیر خزانه داری آمریکا یهودی
تأثیر گذارانِ رسانه ها در سطح جهان
ولف بلیتزر، سی ان ان یهودی
باربارا والترز ای بی سی یهودی
یوجین می یر واشنگتن پست یهودی
هنری گرونوالد مجله تایم یهودی
کاترین گراهام واشنگتن پست یهودی
جوزف لیلاند نیویورک تایمز یهودی
ماکس فرانکل نیویورک تایمز یهودی

بشر دوستانی در حد و اندازه های جهانی
جورج سوروس یهودی
والتر آ نِنبِرگ یهودی


راز قدرت آنان و ضعف مسلمانان در چیست؟
یک دلیل این است. قدرت تولیدِ علم را از دست داده ایم. { صد البتن! نه قدرتِ ..دِ مثل را}. {یکی از لوده های این روزگار در مراسم ازدواجی در تالارِ فرمانیه ای که گویا قریب به هفتاد در صد عروسی هائی که در آنجا جشن گرفته شده به طلاق انجامیده!، در قالب لطیفهِ محفلِ مردانه خطاب به آمریکائیان اظهار لحیه می فرمود: "جنگ و ناو هواپیما بر چرا؟ اگر راست می گوئید ملوانِه!هایتان را نزد ما بفرستید تا برایتان ملوان زیاد کنیم!" ... گَه دانه دانه!؟ }.
در سر تا سر جهان اسلام ( پنجاه و هفت کشور) تنها پانصد دانشگاه وجود دارد.
فقط در آمریکا پنج هزار و هفتصد و پنجاه دانشگاه هست
تنها در هند هشت هزارو چهار صد و هفت دانشگاه وجود دارد
حتی یک دانشگاه در سرتاسر جهانِ اسلام در میانِ پانصد دانشگاهِ برترِ جهان نیست
با سوادانِ جهانِ مسیحی 90%
در جهانِ اسلام 40%
در پانزده کشوری که اکثریت جعیت رامسیحیان تشکیل می دهند 100%
کشوری که در آن مسلمانان اکثریت داشته و 100% جمعیت با سواد باشند هیچ
98% مردم کشورهای مسیحی تحصیلات ابتدائی را به پایان برده اند
در کشورهای مسلمان این نسبت تنها 50% است
در کشورهای مسیحی 40% مردم دانشگاه رفته اند
این نسبت در کشورهای مسلمان در حد ناچیز 2% است
در کشورهائی که مسلمانان اکثریت دارند به ازاء هر یک میلیون نفر تنها دویست و سی دانشمند وجود دارد
در ایالات متحده آمریکا این نسبت پنج هزار در میلیون است
در جهان مسیحیت یکهزار تکنسین در هر میلیون وجود دارد
در سراسر جهان عرب این نسبت تنها پنجاه در میلیون است
جهان اسلام دو دهم در صد تولید ناخالص داخلی خود را صرف پژوهش و توسعه، R&D می کند در حالی که این نسبت در عالم مسیحیت پنج در صد است
نتیجه
عالم اسلام فاقد ظرفیت تولید دانش است.
راه دیگر سنجشِ سطح دانش بر رسی وسائل اشاعه آن است
در پاکستان به ازاء هر هزار نفر 23 روزنامه منتشر می شود
این نسبت در سنگاپور 460 برای هر هزار نفر است
در انگلستان 2000 عنوان کتاب به ازاء هر یک میلیون نفر از جمعیت منتشر می شود
در مصر این نسبت فقط17 در میلیون است
نتیجه
جهان اسلام به نشر دانش نمی پردازد
کاربندی دانش
صدور محصولات فن آوری پیشرفته،High Tec.، در پاکستان تنها نه دهم در صد صادرات است
در عربستان سعودی دو دهم در صد
مجموع کویت، مراکش و الجزایر سه دهم در صد
سنگاپور به تنهائی 68%
نتیجه
جهان اسلام دانش را به کار نمی گیرد
از این آمار و ارقام چه نتیجه ای می توان گرفت؟ نیازی نیست بگوئیم ارقام خود گویاست ولی ما گوش شنوا نداریم
توصیه
لطفا" به آموزش خود و فرزندانتان پردازید. همواره مشوق و مروج تعلیم و تربیت باشید؛ کوچکترین انحراف فرزندان خود از یادگیری را نادیده نگیرید ( و لطفا"، به خاطر خدا، از روابط و امکانات شخصی خود برای پیشرفت تحصیلی فرزندانتان استفاده نکنید، اجازه دهید و وادارشان کنید خودشان قبول شوند؛ به یاد داشته باشید اگر امروز نتوانند هیچگاه نخواهند توانست).
ما مسلمانان بزرگترین و قوی ترین امت جهانیم و تنها نیازمان این که خود را بشناسیم . پیروزی ما تنها در سایه دانش، خلاقیت و سواد آموزی متصور است و بس.
برخیزید!
بخش اعظم مقدمه اصطلاحنامه هنر و معماری بنیاد گتی که به عنوان راهنما و راهگشای کار با اصطلاحنامه مقدماتی میراث فرهنگی ترجمه شد تا بر فایدت و کارآئی آن بیافزاید بدین صورت در اختیار علاقمندان قرار می گیرد.

مهرداد وحدتی دانشمند
سی ام بهمن یکهزار و سیصد و هشتادوهفت



پيشگفتار

انسان غالباً مي‌شنود فن‌آوري جديد استفاده از پايگاه‌هاي داده‌ها را كار آمدتر و طبيعي‌تر از هر زمان ديگر در گذشته خواهد ساخت، اين اظهارات خوشبختانه پيام ديگري هم دارد: سرمايه‌گذاري‌هاي بلند مدت موسسات در طرح‌هاي خودكارسازي در هنرهاي تجسمي نيازمند آنند كه در برابر فراز و نشيب‌هاي سيستم‌هاي دائم التحول رايانه‌اي تاب بقا داشته باشند. براي اينكه اطلاعات علوم انساني براي مخاطبان مورد نظر مفيد باشد و براي اينكه فرمت‌هاي ادغام و تسهيم اطلاعات كاملاً تحقق گردد لازم است آينده را در درون خود اطلاعات ساخت. فهرست‌نويسي اشياء، تكثير آنها و متون تاريخ هنر نيازمند صرف وقت، پول و تخصص در ابعادي خارق‌العاده است.
واژه‌نامه‌هاي ساخمتند زبان توصيفي براي انسجام و اعتبار دبيزش اهميتي حياتي دارند. در حاليكه بسياري موسسات از طريق ايجاد واژه‌نامه‌هاي استانده داخلي براي فهرست ‌نويسي انسجام لازم را تأمين كرده‌اند ابداع مکرّر واژه‌نامه‌ منسجم براي هر طرح به معناي تلاش زائد پرهزینه و پاره‌پاره شدن زبان‌هاي فهرست‌نويسي است كه موجب تكه پاره شدن محتوي فكري شده مانع طرحهاي پژوهشي فراگير مي‌گردد.
رويكرد جايگزين ايجاد واژه‌نامه اي است كه بتواند وسيعاً به كار گرفته شود و انواعي از موسسات در بكارگيري آن شريك باشند، چنين كار بزرگ و جان طلبانه‌اي مسئوليت ايجاد اجماع را به همراه دارد.
انتشار ويراست اول اصطلاحنامه هنر و معماري (Art and Architecture Thesaurus) در سال 1990 نشانه اولين امكان دسترسي عمومي به اندوخته‌هاي ارزشمند براي متصديان دبيزش مطالب در زمينه‌ هنرهاي تجسمي است. برنامه اطلاعات تاريخ هنر موسسه گتي (The Getty Art Histoy Information Program) مفتخر است كه به تكميل استانده‌هاي واژه‌نامه‌ها كمك كرده‌ است. مشاركت ما اين امكان را نصيبمان مي‌كند كه به موسساتي كمك كنيم كه به گردآوري اطلاعات تاريخ هنر مي‌پردازند: اينكه ببنيم تلاش‌هاي ما به بسياري طرحهاي متنوع كمك مي‌كند؛ وبه تشويق تلاش‌ها در جهت سازگارسازي اطلاعات در ميان منابع متعدد داده‌ها پردازيم.
صرف عظمت مطالب این اصطلاحنامه بهترين گواه تعهد و از خود گذشتگي خانم توني پترسون و گروه همكار ايشان است. آنچه كمتر مشهود است ولي اهميت بنيادي دارد علاقه مداوم آنان ظرف حدود پانزده سالي كه از شروع طرح تدوين اصطلاحنامه هنر و معماري مي‌گذرد در انطباق دادن خویش با افكار جديد و منعطف‌تر در مورد چگونگي ساخت واژه‌نامه‌هاست.
اصطلاحنامه هنر و معماري كه بدوأ به صورت مجموعه‌اي از سر عنوان‌هاي موضوعي مورد استفاده در كتابخانه‌هاي هنر در نظر گرفته شده بود مبدل به ساختار رده‌‌اي چهريزه‌هايي شده كه مي‌تواند پذيرايي سطوح متنوعي از جزئيات فهرست‌‌نويسي باشد و به شكلي صريح از تنوع پذيري واژگان كه نتيجه ناگزير ترجيحات موسسات، محققان حرفه‌اي يا محتواهاي ملي و فرهنگي است پشتیبانی كند.
آنچه براي اهميت اصطلاحنامه هنر و معماري جنبه حياتي دارد شيوه تكميل آن است كه از طريق همكاري مورخان هنر، معماران، كتابداران، موزه‌داران منابع ديداري (بصري)، آرشيوسيت‌ها، كاركنان موزه‌ها، متخصصان حفاظت و خبرگان تدوين اصطلاحنامه‌ها صورت گرفته است؛ اين پايبندي به درآميختن علائق و ديدگاههاي گوناگون به معناي بازبيني‌هاي مكرر اصطلاحات و ساختار آنها، نتيجه بحث‌هاي داغ طولاني و مذاكرات مفصل بوده است.
اين ويراست نمايانگر مرحله دوم توزيع اصطلاحنامه هنر و معماري است: در اينجا تمامی سي و سه رده همزمان همراه با يك ديسك نرم توسط انتشارات دانشگاه آكسفورد چاپ و منتشر مي‌گردد. علاوه بر افزون ده رده جديد به بيست و سه رده ويراست اول، ويراست دوم اصطلاحنامه هنر و معماري را قريب به دو برابر كرده است و درحال حاضر 90000 اصطلاح دارد . همانطور كه قبلاً‌ هم گفته‌ايم آينده اين اصطلاحنامه به شكلي روز افزون تكيه بر جامعه استفاده كننده از آن دارد. علاقمندي كاربران به عهده دار شدن نقش منتقد، تسهیم تجارب استفاده خود از اصطلاحنامه هنر ومعماري با ديگران و پيشنهاد واژگان جديد براي زنده و مرتبط نگاه‌ داشتن اين اصطلاحنامه با موضوع خود اهميتي حياتي دارد.
مايكل استر
مدير
برنامه اطلاع رساني تاريخ هنر گيتي

مقدمه
نگاهی به گذشته و چگونگي تكميل طرحي از شروع آن در حدود پانزده سال گذشته موجب زنده شدن مقاديري احساسات مي‌گردد. سپاسگزار حمايت‌هاي اداري و مالي هستم كه اصطلاحنامه هنر و معماري را جامعه واقعيت پوشاند.
بسياري دوستي‌ها و همكاري‌هاي مغتنم از اينكار نشأت گرفت كه موجب غناي كار و هموار كردن راه به هنگام بروز مشكلات شد، با اين حال عميق‌ترين تشكرات من تقديم كاركنان اصطلاحنامه به ویژه ويراستاران و دستياران آنها مي‌گردد كه زير نظر داگمار يوان زمس كار كردند كه دقت علمي و حرفه اي را با ضرورت رعايت موعدهاي انتشار متوازن ساخت، شروع يك طرح يك چيز و برخورداري از بركت وجود ابزارها و كاركناني كه عملاً آنرا به ثمر نبشانند چيزي كاملاً متفاوت است.
اين اصطلاحنامه هنر و معماري كه براي اولين بار مجموعه كامل رده‌اي پيش‌بيني شده را به صورتي كه سالها پيش طراحي شد ارائه مي‌كند بي‌ترديد افسوس كليه كاركنان گروه ويراستاران را به همراه دارد كه مي‌دانند براي درآوردن كار درموعود مقرر چه مقدار از مطالب را جا گذارده‌اند. از طرف ديگر مولفان اصطلاحنامه‌ها از اين جهت احساس آرامش مي‌كنند كه در هر حال حاصل كار آنان هيچگاه كامل نيست؛ اين واژه‌نامه در پيوست‌ها و ويراستهاي آتي به روز خواهد شد زيرا كاركنان مجموعه فعلي واژه‌ها را در اختيار دارند و حسب نياز‌هاي كاربران بدان مي‌افزايند.
در طرح اوليه اصطلاحنامه حدود هجده يا نوزده رده در نظر گرفته شده بود بدون هر گونه ترتيب خاص. ويراست حاضر هفت چهريزه بسيار سازمان يافته متشكل از سي وسه رده و ارائه مي‌كند كه هر يك حاوي مقوله‌اي مشخص از اطلاعات است كه طبق طرحي از پيش تعيين شده مرتب گرديده است. پشتيبان هر اصطلاح، به عنوان بخشي از پايگاه اطلاعات تحريريه، پيشينه اصطلاح است، حاوي پژوهش‌هايي كه براي آن اصطلاح صورت گرفته است. علاوه بر اين، اين پيشينه حاوي، اطلاعاتي است راجع به اصطلاح كه در نمايش الفبايي اصطلاحات نظير يادداشت دامنه، واژه‌هاي و واژه‌هاي مرتبط آمده است، كاربران ويراست اول متوجه خواهند شد كه برخي واژه‌هاي مرتبط و نيز يادداشتهاي تاريخچه اصطلاحهاي تغيير يافته رده‌هاي قديم كه به هر صورت تغيير يافته، و در اين ويراست آمده است. به منظور افزایش فايده اصطلاحنامه هنر و معماري براي كاربران خارجي برخي اشكال انگليسي بریتانیائی واژه‌ها، موسوم به توصيفگرهاي بريتانيايي(UK) نيز با همراه با اصطلاحهای ارجائی جداگانه آورده شده است. ويراستها و پيوستهايي كه در آينده درمي‌آيد به افزودن يادداشت دامنه، اصطلاحهاي وابسته و توصيفگرهاي انگليسي كه در ويراست فعلي وجود ندارد خواهد پرداخت.
از آنجا كه اصطلاحنامه هنر و معماري براي تأمين نيازهاي استفاده ی الكترونيك از اطلاعات تدوين شده نسخه‌اي الكترونيك براي جستجوي رايانه‌اي در اصطلاحنامه، به موزات نسخه چاپي در اختيار کاربران مي‌گذارد.
اين نسخه الكترونيك به نام Art and Architecture The saurus: Authority Reference tool ™ Version 2.0 نيز توسط انتشارات دانشگاه آكسفورد براي آن كاربران منتشر شده كه مايلند اصطلاحنامه را روي رايانه‌هاي شخصي خود نصب كنند. (AAT:ART) برنامه‌اي كامل و مقيم (TSR). است که جستجوی رایانه ای را تسهیل کرده به حركت در ميان رده‌ها و عناصر گوناگون نمايش الفبايي مي‌پردازد.
اين برنامه امكان تقطيع (برداشتن اصطلاحات از اصطلاحنامه و وارد كردن مستقيم آنها در يك ركورد پايگاه داده‌ها يا دبيزه پردازشگر اطلاعات را مي‌دهد. AAT: ART مي‌تواند با رايانه‌هاي شخصي با Dos3.1 يا بالاتر اجرا روی چندين شبكه نصب شود. اين برنامه همراه با نرم‌افزارهاي پايگاههاي گوناگون داده‌ها و محصولات واژه پرداز كار مي‌كند.
اصطلاحنامه هنر و معماري به ديگر اشكال ماشين خوان نيز نيز ارائه مي‌گردد. نسخه‌هاي ماشين‌خوان AAT را مي‌توان وارد برنامه‌هاي كاربردي موجود يا در دست تكميل وارد كرد، طوريكه اصطلاحنامه بيشتر به صورت بخشي از يك نظام يكپارچه به كار رود تا ابزاري مستقل براي ورود و جستجوي اطلاعات.
داده‌هاي اصطلاحات AAT با فرمت فايلهاي مستند USMARC را مي‌توان مستقيماً در دفتر اصطلاحنامه هنر و معماري خريدادري كرد. در اين ركوردها (پيشينه‌هاي) هر يك از اجزاي داده‌هاي اصطلاح بر چسب‌هايي به صورت تك گرفته است (مثلاً 150) و نيز كدهاي فيلدهاي فرعي (مثل، ŦX ). فيلد 072 ( كد فيلد موضوع) حاوي علائم رده ‌بندي براي هر توصيفگر AAT است که برای نمايش واژه‌نامه به صورت سلسه مراتبي ضرورت دارد.
نسخه USMARC همه بزرگنيز به صورت يك فايلASCLL با نام فيلد به جاي تگ‌ها و كدهاي MARC است.
ركوردهاي مستندUSMARC AAT به صورت فايلي مستند در شبكه اطلاع رساني كتابخانه‌هاي پژوهشي (RLIN) كه توسط گروه‌ كتابخانه‌هاي پژوهشي (RLG) در سال 1990 تأسيس شد مورد استفاده قرار گرفته است. در اين استفاده، نمايش پيشينه اصطلاح‌هاي AAT و نمايش سلسله مراتبي ارائه شده است، در سال 1993AAT ینرز، در شبكه اطلاع رساني ميراث كانادا (CHIN) نيز در معرض استفاده قرار گرفت.
از همكاري خود با شركت انتشارات دانشگاه آكسفورد احساس مباهات مي‌كنيم و قدردان تفاهم و دلگرمی‌هاي ادوارد وبليو.باري، رئيس، كلاود كا نيوز؟ مدير ويراستاران در اداري مرجع دانشگاهي هستيم. اينان اجازه آزادي عمل كامل در تحقق انتشار اين كتاب را به ما داده و در سر تا سر مسير از تصميم‌هاي ما پشتيباني كرده‌اند.
سرانجام بايد تشكرات شخصي خود را از مايكل استر، مدير برنامه اطلاع رساني تاريخ هنر گيتي و مدير برنامه، النورفينك، ابراز دارم كه مسئوليت اجراي پروژه‌ در مراحل متعدد و گوناگون آنرا بر عهده داشتند.
براي كسب اطلاعات فني راجع به AAT: ART با شماره 6390-451 (310) برنامه اطلاع رسانی تاریخ هنر گتی تماس بگیرید. جهت کسب اطلاعات راجع به استفاده از اصطلاحات AAT يا سفارش دادن اطلاعات راجع به ويرايش‌هاي MARC با مدير خدمات مشتريان در دفترAAT به شماره(413) 458-2151 تماس بگيريد.


توني پترسون
مدير پروژه

نكته‌اي‌ درباره ويراست دوم
اين ويراست حاوي مجموعه كامل رده‌هاي پيش‌بيني شده براي AAT از كليه ويراستهاي چاپي و الكترونيك پيشين بهتر است: ده رده جديد به مجموعه بيست و سه رده‌اي كه در سال 1990 منتشر شده اضافه شده است. در جريان تكميل رده‌هاي جديد تغيراتي در بيست وسه رده اوليه داده شد. اصطلاحهائي اضافه، يا جابه جا و در مواردي محدود حذف شد. با اين حال كاربران اصطلاحنامه هنر و معماري بايد مطمئن باشند ويراست فعلي اينك به ارائه واژگاني ثابت مي‌پردازد ضمن آنكه ساختاري دارد كه امکان پذيرش كامل تمامي اضافات آتي را دارد.
محدودي از رده‌ها نظير مواد، فرآيند‌ها و فنون تحت تجديد سازمان عمده قرار گرفت. رده ویژگی های طراحي جاي خود را به رده ويژگي‌ها و خواص داده در حال حاضر حاوي اصطلاحات خواص است كه عبارتند از آن خصوصياتي كه نشان مي دهد چگونه اشياء و مواد تحت شرايط خاص واكنش نشان مي‌دهند. رده مردم و سازمانها به دو رده ی مجزا تقسيم شده است.
رده جديد اثاثيه حاوي رده قديمي مبلمان به علاوه چهار بخش عمده جديد براي روكش‌ها و آويزها، دستگاههاي روشنايي، قابها و آيينه‌هاست. رده اوليه انواع تصاوير و اشياء تقسيم شده و انواع اشياء مبدل به يك رده مستقل شده و واژه‌هاي انواع تصاوير با رده سابق طرحها و عكس‌ها ادغام شده تا رده جديدي به نام آثار بصري تشكيل شود. اين رده جديد شامل اصطلاحهايي براي نقاشي پيكر تراشي، چاپ و رسانه‌هاي ديگر است، رده سابق انواع اسناد (دبيزه‌ها) كه اينك اشكال اطلاعات نام گرفته گسترش يافته تا شامل واژگاني بيشتر در ارتباط با طرحهاي گرافيكي و نيز كتابها و نسخه‌ها شود.
اينك چهريزه اشياء با بخش جديدي كه از دو رده جديد تشكيل شده: نظامها و گروه بندي‌هاي اشياء و رده‌ اجزاء شروع مي‌شود، به علاوه رده اشياء كه قبلاً منتشر شده است. رده گروه بندي هاي اشياء حاوي واژگان سيستم‌هايي است كه قبلاً در رده سكونتگاههاي، سيستم‌ها و چشم‌اندازها قرار داشته است. رده جديد اجزاء حاوي رده‌هاي اوليه اجزاء كارهاي ساخته و سخت‌افزارها و اتصالات و نيز بخش تقسيمات ساختمان از رده اوليه تقسيمات ساختمان و اجزاء محل‌ها گرفته شده است.
در نتيجه تجديد ساختارهاي فوق رده‌هاي معماري از نو مرتب شده است. رده‌هاي جديد فعلي عبارتند از: سكونتگاهها و چشم اندازها، ناحيه‌ها و مجتمع‌هاي ساخته، كارهاي ساخته منفرد، فضاهاي باز و عناصر محوطه‌ها. براي اطلاع از خلاصه اين تغييرات نگاه كنيد به نموداري كه در پي اين يادداشت آمده است.
ضمناً کل دامنه اصطلاحنامه هنر و معماري چه در رده‌هاي پيشين، چه در رده‌هاي جديد در نتیجه اجرای كار پروژه‌‌اي دو ساله، از 1990تا 1992 ، تحت هماهنگي كولين هسليب كه موجب افزوده شدن واژه‌هاي رسته حفاظت شد، توسعه يافته وغني شده است. طي اين مدت چندين رده قديمي در چهريزه‌هاي ويژگي‌هاي فيزيكي، فعاليت‌ها و مواد تحت تغيير ساختار عمده و اضافه شدن بسياري اصطلاحات جديد ناشي از اين طرح قرار گرفت.
شمار توصيفگرها تقريباً دو برابر شده و به 496، 24 افزايش يافته است. 756/2 واژه راهنما و 003/63 اصطلاح به صورت گزينه‌ ديگر يا اصطلاح ارجاعی براي جمع كل 499/87 اصطلاح به زبان انگليسي آمريكايي وجود دارد. اين ويراست همچنين حاوي 462/3 اصطلاح مرتبط 812/1 توصيفگر، اصطلاح جايگزين و اصطلاح رأس است.
تنها بخشي از كار افزودن معادلها به زبان‌ انگليسي بريتانيايي انجام شده است. معادلهاي اضافه شده به اين ويراست حاصل مجموعه تلاش‌هاي هميارانه با همكاران در كتابخانه معماري موسسه سلطنتي معماران بريتانيا، کمیسیون سلطنتی آثار تاریخی انگلستان و موزه ویکتوریا و آلبرت است. در انتشارهای بعدیAAT این تلاش‌ها ادامه و افزايش خواهد يافت.
علائم طبقه‌بندي، رشته الفبايي مختص هر اصطلاح كه استقرار خودكار آنرا در رده مشخص مي كند ديگر در نمايش الفبايي اصطلاحات در ويراست چاپي نيامده است. اين رشته الفبايي در كليه قالب‌هاي الكترونيك آمده و همچنان نفيس خود را در كمك به برنامه‌نويسي نمايشهاي رايانه‌اي رده‌ها انجام مي دهد.
فصلي كه در ويراست 1990 تحت عنوان «راهنماي استفاده» آمده مبدل شده است به «اصول و قواعد ويرايش AAT». دستینه كامل راهنماي استفاده از AAT در محيط‌هاي گوناگون فهرست‌نويسي و طبقه‌بندي تحت عنوان « راهنماي نمايه سازي و فهرست نويسي با اصطلاحنامه هنر و معماري » در اين ويراست آمده است. نسخه‌هاي بیشتر از اين دستينه را مي‌توان از انتشارات دانشگاه آكسفورد خريداري كرد.

طرح اصطلاحنامه هنر و معماري 1993-1980

توجه از صفحهXV لغايت XXIX مطالب به معرفي مدير طرح
گروه ويراستاران
گروه اداري و فني
برنامه اطلاع‌رساني تاريخ هنر گتي
اسامي خيرين
همكاران رده‌هاي سي وسه گانه
اسامي افرادي كه به كمك در زمينه‌هاي ذيل پرداخته‌اند
راهنماي فهرست نويسي كتاب
راهنماي فهرست نويسي منابع بصري
راهنماي فهرست نويسي مواد آرشيوها
راهنماي فهرست نويسي اشياء موزه‌اي
نظر به اینکه این صفحات عمدتاً حاوی اسامی است و ترجمه آنها موضوع را پیچیده تر می سازد عین صفحات اسکن شده در اختیار علاقمندان قرار می گیرد.



اصطلاحنامه هنر و معماري
بخش اول

مقدمه
تاريخچه اصطلاحنامه هنر و معماري
اصطلاحنامه هنر و معماري كه بيشتر با آغازه آن، AAT شناخته مي‌شود و در سال 1990 دهمين سالگرد خود را با انتشار بيست و سه رده آغازين از مجموعه‌اي چهل رده‌اي، توسط انتشارات دانشگاه آكسفورد جشن گرفت.
اولين دهه پس از انتشار اين اصطلاحنامه شاهد پيشرفت‌هاي بسيار در علم اطلاع رسانی به طور اعم و استفاده و مديريت اطلاعات هنري به طور احض بوده است. ظهور رايانه‌هاي كوچك مشوق افزايش پايگاههاي داده‌هاي بر خط و نظارت محكم تر بر مجموعه‌ها اعم از كتاب، منابع بصري چون اسلايد‌ها يا اشياء شد. همچنين ذخيره و بازيابي مقادير عظيم اطلاعات با سرعت فراوان و هزينه اندک مسير شد.
در عين حال پيدايش پايگاه‌هاي داده‌هاي مرتبط براي رايانه‌هاي كوچك به دانشمندان امكان داد انواعي از اطلاعات را درون يك دستگاه به هم مرتبط سازند. اين تحولات تأثيري مهم بر خود كارسازي مجموعه‌هاي مواد در عرصه هنر و معماري گذارد. برخلاف، عرصه تدوين اصطلاحنامه‌ها و استفاده از آنها در بازيابي اطلاعات مدتي بود كه به خوبي مستقر شده بود و مهم‌ترين توسعه و تكميل آن در دوره پس از جنگ جهاني دوم صورت گرفته بود.
اصطلاحنامه هنر و معماري عزم را جزم كرد تا فاصله ميان اين دو عرصه را از ميان بردارد. عليرغم هشدارهاي داده شده در اين مورد كه اطلاعات ذخيره شده در بسياري پايگاههاي داده هاي مرتبط با هنر بدون وجود واژه‌هاي استانده كه راهنماي دسترسي به آنها باشد مي‌تواند غير قابل دسترسي گردد، هميشه بر توليد كنندگان پايگاههاي داده‌ها معلوم نشده بود كه در واقع استفاده از واژه‌هاي استانده در اينكار اهميت حياتي و غير قابل جايگزيني دارد.
مريلين اشميت از برنامه اطلاع‌رساني تاريخ هنر بنياد جي.پل. گتي، در مقاله اي راجع به نياز استفاده بهينه از اطلاعات در علوم انساني هشدار داد تكميل پايگاههاي داده‌ها در علوم انساني با نوعي" گريز ناپذيري بي‌امان" جلو رفته است. از طرف ديگر همو اعلام مي‌دارد دانشمنداني كه در عرصه علوم انساني كار مي‌كنند پيچيده ترين نياز‌هاي اطلاعاتي را دارند. كليه اطلاعات گذشته، صرفنظر از درجه قدمت مهم اند؛ بيان كلامي غني و فارغ از قيد و بند، يعني بي‌ انسجام است؛ و كنترل واژگان با كار علمي بيگانه دانسته‌‌ مي‌شود. چرا كه فرآيند‌هاي فكري را مختل مي‌كند و حتي ممكن است موجب تحليل بردن فعاليت‌هاي مردم گرايانه گردد.
پژوهشگران و دانشمندان در توصيف كار خود اين مشكلات را به وضوح بيان كرده‌اند:
- دردو رنج رديابي اطلاعات در صورت نابسندگي نمايه‌ها
- دشواري سازماندهي اطلاعت ديداري و مكتوب
- خطر از دست رفتن اطلاعات به علت نامشخص بودن نام آن اطلاعات در نظامهاي نمايه‌سازي متفاوت
- غير ممكن بودن يافتن اطلاعات در آرشيو هاي نمايه سازی نشده
سر آغاز‌هاي طرح
اغلب درماندگی یاریگر تغيير مي‌شود. دورا كروچ مورخ معماري و استاد پلي تكنيك رنسلر در ترواي نيويورك به خاطر مشكلات مداوم گردآوري اسلايد‌هاي مورد نياز تدريس خود به شكلي فراينده احساس استيصال مي‌كرد.
كروچ كه درعين حال سردبير خبرنامه انجمن مورخان معماري (Society of Architectural Historians Newsletter) بود خواستار جلسه‌اي با مشاركت پنج شش آرشيويست، كتابدار، موزه‌داران طرح‌ها و باسمه‌ها و نمايه‌سازان به منظور راه‌اندازي سيستم يكپارچه دسترسي به اسلايد‌ها (UAS) شد.
در اين اولين جلسه، گروه برنامه‌اي را آغاز كرد تا حمايت‌هايي متنوع براي اين طرح به دست آورد. همچنين نياز به واژگان هنر و معماري تصديق شد." بر نياز به واژگاني كنترل شده را كه " معرفي مداوم اطلاعات از طريق تعيين‌ راه‌هاي مرجح اشاره به مفاهيم، كنار هم گذاردن مشابه‌ها و ضبط روابط ديگر نظير اصطلاحهاي اعم و احض را پردازد مورد تأكيد قرار داد.
چنين واژگاني موجب تسهيل كار نمايه‌سازان و فهرست‌نويسان شده جامع‌ترين شكل ممكن بازيابي اطلاعات درباره موضوعي معين را از طريق پيوند‌ دادن واژه‌هاي داراي معاني مرتبط امكان پذيري ساخت.
در ماه مي 1979 گروهي بزرگتر در مقر كميته حفاظت پيشينه‌هاي معماري شهر نيويورك به عنوان دومين جلسه گروه برنامه‌ريزي UAS تشكيل شد. در ميان شركت كنندگان يكي هم مولهولت از مديران كتابخانه‌ها در پلي‌تكنيك رنسلر و توني پترسون و مايكل راينهاردت ازRILA (International Repertory of The Literature of Art) بودند. بحث حول نياز به وسايل استفاده از جديدترين فناوري در پروژه‌هاي فهرست‌نويسي رايانه‌اي و نمايه‌سازي بود. هر يك از شركت‌كنندگان به مشكل نبود واژگان كنترل شده در طرح‌هاي خود اشاره كرد و بار ديگر نياز به تدوين اصطلاحنامه هنر ومعماري مطرح شد.
هنري ميلون دبير مركز مطالعات پيشرفته هنرهاي تجسمي (CASUA) در گالري ملي هنر، كه امكان حضور نداشت نظرات خود در مورد تدوين اصطلاحنامه‌اي آرماني را ارسال كرد. دلمشغولی وي خلاصه مسائلي بود كه كميته به آنها پرداخت، وي نوشته بود:
اصطلاحنامه رايانه ای نيازمند آن است كه به شكلي سلسله مراتبي نوشته شود طوريكه روي خود جمع شود و مجموعه‌اي از واژگان مرتبط را تشكيل دهد. اين مشکل كليدي طبقه‌بندي‌هاي موضوعي است. طراحي چنين اصطلاحنامه‌اي مستلزم همكاري واقعي مورخان معماري است.
ميلون در اين گفته به شناساندن آن عناصر كليدي پرداخت كه مبدل به اصول راهنماي توسعه اصطلاحنامه هنر و معماري گرديد. اين ايده كه اصطلاحنامه بايد ساختار سلسله مراتبي داشته و متكي بر همكاري علماي رشته باشد مبدل به دوتا از اصول اولیه عمل در تدوین اصطلاحنامه هنر و معماري گرديد. درك و آينده‌نگري ميلون در مورد نقش محوري همكارانش او را نامزد بلا منازع رياست گروه مشورتی معماري در اصطلاحنامه هنر و معماري كرد كه در سال 1983 به منظور بازبيني و هدايت پژوهش و تدوين اصطلاحنامه هنر و معماري تشكيل شد.

بنيانگذاري اصطلاحنامه هنر و معماري
از قضا UAS هيچگاه جامه‌ي عمل به خود نپوشيد. این گروه پس از جلسه دوم متلاشي شد، اما با طراحي پروژه‌ اصطلاحنامه هنر و معماري عزم و انرژي آن در اختيار اين طرح قرار گرفت. گروهي سه نفره متشكل از پت مولهولت، توني پترسون و دورا گراچ شروع به كار در جهت آماده سازي پيشنهاد‌هاي بزرگ و برنامه ريزي اصطلاحنامه كرد. پترسون ويراستار اجرايي RILA بود .
RILA از سال 1973 سرگرم انتشار نمايه متون تاريخ هنر با استفاده از فهرست‌‌ برگه‌هاي موضوعي به شكل دستي بود. گر چه اينكار با رعايت فنون استانده كتابخانه‌اي و استفاده از سرعنوان‌هاي مصوب (و به كارگيري‌ ارجاعهايي چون «نگاه كنيد به» و «نيز نگاه كنيد به») انجام مي‌شد، وقتي فرد نمي‌توانست روابط مفهومي را در فايلي كه به شكل الفبايي مرتب شده بود ببيند نمي‌شد انتظار داشت ارتباط‌هاي مداوم ميان اصطلاحات برقرار شود.
در يك همايش نمايه سازي كه توسط فدراسيون ملي خدمات چكيده نويسي و نمايه سازي (NFAIS) برگزار شد پترسون به تازگي از روش كتابخانه‌اي ساخت فهرست‌هاي مستند الفباي به روش علم اطلاع رساني ساخت اصطلاحنامه‌هاي سلسله مراتبي روي آورده بود. مولهولت دستيار مدير كتابخانه‌هاي موسسه پلي‌تكنيك رنسلر تحت تأثير امتيازات اصطلاحنامه سرعنوان‌هاي پزشكي (MeSH) قرار گرفت كه به شكل سلسله مراتبي مرتب شده بود و پيشنهاد كرد به عنوان الگو مورد استفاده قرار گيرد. مولهولت در عين حال تجربه كار با سيستم‌هاي خود كار را در اختيار گروه گذارد.
اولين كمك آنها كه در سال 1980 از شوراي منابع كتابخانه‌ها دريافت شد، گروه را قادر ساخت به پژوهش و احراز نیاز به اصطلاحنامه هنر و معماری بپردازد. پژوهشگران به مکاتبه، مذاکره و دیدار با مقامات در ارتباط با نمايه‌سازي موضوعي و ساخت اصطلاحنامه پرداختند. نسخه‌هايي از ده دوازده فهرست موضوعي و اصطلاحنامه هنر و معماري مورد استفاده در آن سازمان و نيز چندين فهرست كوچك مورد استفاده در تك موسسات تهيه و مورد تحليل قرار گرفت.
گزارش حاصل كار آنان با عنوان نمايه‌سازي و چكيده نويسي در هنر: ارزيابي و تحليل بعداً در همان سال تكميل شد و از طريق خدمات اسناد ERIC در معرض استفاده قرار گرفت. نتيجه گيري گزارش اين بود كه گر چه فهرست‌هاي موضوعي مذكور هر يك براي برآوردن نياز‌هاي پروژه‌ خود طراحي شده هيچ يك به خودي خود براي ارائه اصطلاحنامه جامع مورد نياز براي كل آن رشته كامل نيست.
در سپتامبر 1980 سازمان يك كمك يك‌ساله جهت برنامه ريزي از بنياد ملي علوم انساني (NEH)دريافت كرد. دراين مقطع كراچ، مولهولت و پيترسون رسماً مديران مشترك پروژه‌ اصطلاحنامه هنر و معماري شدند. موسساتي كه در آنها كار مي‌كردند بعضي از ساعات كاري روز آنها را آزاد مي‌گذارند اينك پيترسون مديريت كتابخانه كالج بنينگتون را پذيرفته بود رنسلر مبدل به موسسه مديريت كننده اين كمك يكساله شد و موافقت كرد در كتابخانه فوسام به اين پروژه كه در مرحله نوباوكي بود جايي بدهد.
بدين ترتيب بود كه پروژه AAT عازم ايجاد واژه‌ نامه‌اي منسجم ، جامع و كنترل شده گرديد كه بتواند ايجاد كنندگان پايگاه‌هاي داده‌ها را به كار آيد ولي در عين حال بازبان كاري دانشمدان و پژوهشگراني كه استفاده كنندگان محتمل آن پايگاه‌هاي مي‌شدند تعارض نداشته باشد. اصطلاحنامه به صورت مجموعه‌اي از اصطلاحات در نظر گرفته شد كه شامل واژگان تاریخچه و شکل گیری هنرهای تجسمی بوده یعنی به عنوان مفصلی میان اشیاء و بدلها و بازنمائی و کتابشناسی های راجع به آنها عمل کند. دامنه شمول تاریخی و جغرافیایی آن کامل خواهد بود هر چند ا صطلاحات مربوط به بن مایه های شمایل نگارانه را در برنخواهد گرفت. اصطلاحنامه دارای ساختار سلسله مراتبی بوده نهایت تلاش در جهت سازماندهی آن به شکلی قابل استفاده رایانه ای صورت خواهد گرفت. دانشمندان این رشته در کلیه مراحل به بازبینی کار خواهد پرداخت. این چند خصیصه اولین اصول تعیین روش کار اصطلاحنامه را تشکیل دادند.
ارتباط با سرعنوان‌هاي كتابخانه كنگره
كار اوليه گردآوري واژگان اصطلاحنامه از واژه‌نامه‌هاي موجود، فهرست‌هاي موضوعي و اصطلاحنامه‌ها تاکید گر يكي از ديگر از اصول بنيادين AAT شد كه همانا عبارت است از استفاده از واژگاني كه از قبل در رشته مربوط به كار گرفته‌ مي‌شده است. تدوين كنندگان اصطلاحنامه اميدوار بودند از این طريق اهميت آن را افزوده سازمانهاي فهرست‌نويس و نمايه ساز را قادر سازند به سهولت به جذب اصطلاحنامه ی جديد پردازند. با اين ديدگاه قرار شد اولويت به فهرست سرعنوان‌هاي موضوعي كتابخانه( LCSH) كنگره داده مي‌شود كه هشتاد سالي از عمر آن مي‌گذشت.
سر عنوانهاي موضوعي كتابخانه كنگره كه در اكثر كتابخانه‌هاي ايالات متحده بكار مي‌رود از قبل مبنای بسياري از فهرست هاي موضوعي تدوين شده توسط مراكز نمايه‌سازي در حيطه‌هاي هنر و معماري قرار گرفته بود. برنامه كار بر استخراج كليه واژگان ذيربط از سرعنوانهای موضوعی کتابخانه گنگره و ورود آنها به يك فايل رايانه‌اي متمركز بود. هدف در آميختن كليه فهرست‌هاي گردآوري شده بود طوريكه مجموعه اصطلاحات گردآوري شده پايه اصطلاحنامه جديد باشد.
اما در جريان پيشرفت كار روز به روز تفاوت‌هاي بيشتري ميان LCSH و AAT در دست توسعه و تكميل نمايان مي‌شد. پيترسون در سال 1983 درمقاله ای به تحليل تفاوت‌هاي اساسي در نحوه انتخاب اصطلاحات و ساخت آنها پرداخت كه در آن مسائلي چون ترتيب مغلوب واژه‌ها در سرعنوانهای کتابخانه کنگره در برابر ترتيب طبيعي آنها (مثل خانه‌ها، دور. يكتوريا و خانه‌هاي دوره ويكتوريا) و ديگر مسائل و حاد‌تري كه ناقض موازين ساخت اصطلاحات در اصطلاحنامه ها بود مطرح گرديد.
هنگامي كه اصطلاحنامه آماده انتشار شد تفاوت‌هاي عمده‌اي در صورت و فلسفه‌ي LCSH و AAT دیده می شد. تلاش برای گنجاندن سر عنوان‌هاي کتابخانه کنگره در AAT به چندين دليل بغرنج شده بود:
AAT ترتيب رده‌اي مبتنی بر ساختاري محكم و داراي انسجام داخلي است. اين امر به فهرست‌نويسی اجازه مي‌دهد واژگان را که برحسب مفهوم به شکل گرافیکی مرتب شده همراه با اصطلاحاتی که در معنای خاص خود اعم تر و اخص ترند در اختیار داشته باشد، سرعنوانهای کنگره (LCSH) تنها به صورت آرای الفبائی در اختیار قرار دارند. سازماندهی شده اند همراه با واژه های اعم و اخص به شکل نموداری ببیند در حالیکه سرعنوانهای کتابخانه گنگره صرفاً با آرایش و ترتیب الفبائی در اختیار قرار دارند.
کلیه اصطلاحهای AAT از منابع موجود انتخاب شده تا درون آرایه های سلسله مراتبی خود کلی مفهومی را در اختیار گذارد. اصطلاحهای کلی چون خانه ها و اصطلاحهای محدود تر مرتبط به آنها چون خانه های خارج شهر و بنگالو هر دو در AAT وجود دارد.
در اکثر موارد در سرعنوانهای LCSH کلی ترند زیرا بیشتر برای توصیف موضوع کل کتابها به کار می روند تا موضوعی خاص در تصویر یا موضوع مقاله ای در نشریات ادواری. ازطرف دیگر سرعنوانهای کتابخانه کنگره تنها در صورت احساس نیاز ساخته می شود.از اینرو بسیاری اصطلاحات موجود در AAT در LCSH نیست.
LCSHبه جای بیان تک مفهومها بیشتر حالت پیش همارائی شده دارند؛ بعنی مفاهیمی پیچیده اند که در هنگام تولید سرعنوان درهم جمع شده اند و به صورت همان ترکیب خاص باقی می مانند. به عنوان مثال درهای جوبی از سرعنوانهای رده بندی کنگره است، همینطور است نقاشی رنسانس، در AAT به خاطرساختار چهریزه ای آن چوب در رده مواد می آید، در رده اجزاء کارهای ساخته ، رنسانس در رده سبکها و دوره ها و نقاشی در رده رشته ها. نمایه سازان مختارند که واژگان را به شکل مجزا به کاربرند یا آنها را به صورت ترکیباتی در آورند که هنگام نمایه سازی به منظور جور شدن با فقره ای که توصیف می کنند پیش همارا سازند.
علی رغم این تفاوتها AAT سعی داشت به سرعنوانهای LCSH اولویت دهد، این همه به علت برتری بلند مدت سرعنوانهای LCSH به عنوان واژه نامه نمایه سازی . بدین لحاظ همواره اصطلاحات LCSH همیشه ترجیح داده می شد مشروط بر اینکه شکل آنها نیازهای سخت گیرانه ساخت اصطلاحنامه ها تعیین شده در موازین ملی و بین الملی را برآورده شازد. با این همه در صورت نیاز سرعنوانهای LCSH تغییر داده می شد. هریک از مفاهیم LCSH صرفنظر از اینکه به شکل اصطلاح شده یا دست نخورده در AAT به کار می رفت دارای یادداشت بود امید این بود که این کار کتابخانه هائی را که به استفاده از AAT می پردازند قادر سازد پیشینه های کتابشناختی قبلی خود را که حاوی سرعنوانهای کتابخانه کنگره بود کمک کند را پیدا کند و به پیشینه های کتابشناختی همان موضوعها مرتبط سازند. گام مهم د یگر آماده کردن داده های AAT برای استفاده در قالب مارک، قالب ارتباطی مورد استفاده در بیشتر نظامهای کتابخانه ای و کتابشناختی مبتنی بر سرعنوانهای موضوعی بود.
ساختار AAT اولیه
اولین وقفه پروژه در سال 1981 پیش آمد، وقتی از NEH درخواست شد به تائید کمکی عمده به ساخت کل اصطلاحنامه هنر و معماری در دوره ای سه ساله پردازند. متاسفانه این درخواست مقارن شد با محدودیت های جدید بودجه NEH و صرفاً یکساله داده شد، با این شرط که AAT کار خود را به معماری محدود کند که در آن چندین فهرست موضوعی وجود داشت که می شد اصطلاحنامه را مبتنی بر آنها ساخت.
در پاییز 1981 فرهنگ نویسی با تجربه ساخت اصطلاحنامه های رده ای، یک برنامه نویس رایانه نیمه وقت، یک منشی و تعدادی دستیار دانشجو شروع به کار کردند. برنامه کاری عبارت بود از تعریف کلیه مقوله ها یا رده های احتمالی که برای پوشش دادن به رشته معماری و حیطه های وابسته ضروری بود و نیز نوشتن یک برنامه رایانه ای که قادر به تولید برگه واحد برای تک اصطلاحهای وارد شده ه در هر یک از فهرست های رایانه ای باشد که ژورنال انجمن مورخان معماری، نمایه نشریات معماری او ری ، بخش عکس آرشیوهای دولتی کانادا، RILA و نمایه نشریه های معماری موسسه سلطنتی معماران انگلیس سخاوتمندانه در اختیار AAT گذارده بودند. از آنجا که در آن زمان هیچ فایل رایانه ای LCSH در اختیار نبود مجبور بودند سرعنوانهای ذیربط را با زحمت فراوان در مجلدات چاپی LCSH بیابند و فایلی رایانه ای تشکیل دهند.
این اولین گردآوری واژه هائی که می توانستند نامزدهای بالقوه درج در AAT باشند به توده ای بزرگ از قریب به سی هزار برگه اصطلاح منتهی شده لازم بود این واژگان از نظر روشن شدن هم پوشانی و افتادگی و نیز سبک سرعنوانها و افزودن ارجاعها مورد بررسی قرار گیرد.
برای آنکه فن آوری برگه های اصطلاحات با کارآمدی بیشتری صورت گیرد درژانویه 1982 سه مشاور به مدت یک هفته به تروی آورده شدند تا به کار با کارکنان و سه مدیر پاره وقت و بسیار گرفتار پردازند.
از جمله این همکاران مهمان یکی آنچلاگیوال، مدیر کتابخانه دانشکده تحصیلات تکمیلی طراحی، در دانشگاه هاروارد بود که بعدها کتابدار اوری در دانشگاه کلمبیا شد؛ جی کونینگ ، کاندیدای دکتری در رشته تاریخ معماری در ام آی تی و سوزان بلندی، کتابداری از منطقه تروی.
این یک هفته برا ی شرکت کنندگان دلهره آور و در عین حال مسرت بخش بود. پترسون در مورد این تجربه می گوید:
ماهفت تن کار را در اطاقی عظیم در مدرسه سه معماری در رنسلر آغاز کردیم در حالیکه ردیفهای میزهای مطالعه بزرگ، خالی و زمخت در اختیارمان قرار داشت. در مقابل ما توده هائی از برگه های تک واژه ها تا ارتفاع کمر قرار گرفته بود؛ روی هر نیز نشانه یکی از مقوله ها یا رده های هجده یا نوزده گانه که در آن زمان شناخته شده بود قرار داشت، مثل اجزاء معماری، سکونتگاهها و شهرها، منظره و باغبانی، طراحی و عمل،ساختمان، آموزش و پرورش ، مردم و صنایع . هر یک از ما از این اوراق را برداشته با گشتن گرد میزها برگه های اصطلاحهای ذیربط را با صحبت و تبادل نظر فراوان میان خودمان روی میزها قرار می دادیم.
تا آنجا که به خاطر دارم اینکار حدود دو روز و نصفی طول کشید. بقیه هفه را صرف الفبائی کردن توده های اصطلاحات جمع آوری شده و دوختن برگه های اصطلاحات همسان یا مشابه در معنا که از فهرست های جداگانه و متمایز نمایه ای به دست آمده بود کردیم.
اقدام بعدی عبارت بود از مرتب کرده هر توده ازورقه های اصطلاحات به صورت رده ای، فرآیندی که رج بندی (Shingling) نام دارد. دوباره نیاز به کمک بود و جی حپونینگ به عنوان مشاور نیمه وقت بازگشت ،همواره با بتانی مندنهال، ریئس خدمات فنی در مرکز گتی برای تاریخ هنر و علوم انسانی که به او مرخصی داده شده تا شش ماه را در AAT سپری کند، از فوریه تا ژوئن 1982.
تا می آن سال پیشرفت زیادی صورت گرفته بود.اولین مجموعه رده ها کامل شده بود واعضای هئیت مشورتی تعیین شده و سه بار در طول آن سال تشکیل جلسه داده بودند. نقش این هئیت اظهار نظر درباره برنامه کار ، بازبینی ساختار رده ها و کمک به تعریف دامنه پروژه بود. اعضاء عبارت بودند از کریستیناهولمز، که در آن وقت در کتابخانه اوری دانشگاه کلمبیا کار می کرد واینک کتابدار آکادمی آمریکا در رم است ، هلن گیلمان از کتابخانه عکس و اسلاید دانشگاه بیل، کریستین اوتو، مورخ هنر در دانشگاه کورنل، فورد پیتراس از بخ باسمه و عکس کتابخانه کنگره و مایلک دانیهارث از RILA گروه کاری ژانویه تصور کرده بود کار جور کردن وادغام موجد کلیه اصطلاحات شناخته شد برای فهرست نویسی ونمایه سازی مطالب معمارانه خواهد شد. اما اولین تلاش در جهت ایجاد رده ها نمایانگر وجود غیرمنتظره شکافهای بزرگ در سراسر واژگان شد در واقع دهها برگه واژه های تولیدی عملاً فهرست کابلی از اصطلاحات در اختیار نگذارد.
توضیح وضعیت دو وجهی بود؛ وقتی واژگانی که برای فهرستی الفبائی ایجاد شده بر اساس مفاهیم بازآرائی شود، واژه های جا افتاده به سرعت نمایان خواهد شد. به گفته مولهولت " وقتی قطعات دوچرخه را برجسب اندازه شان می چینیم دریافت کمبودها دشوار است اما وقتی همان قطعات را به شکل یک دوچرخه بچینیم آنچه وجود ندارد به سرعت معلوم می شود. " علت دوم خلاء ها این است که بیشتر فهرست های موضوعی برگرفته از نظامهای فهرست نویسی و رده بندی نیاز به نمایه سازی یا فهرست نویسی دبیزه های موجود یا اشیائی که قبلاً مشاهده شده بود داشتند. بنابراین فهرست سرعنوانها نمی تواند جامع تر از دبیزه ها یا اشیایی که تا آن لحظه توصیف شده بود.
با یک آزمایش ساده واژه هائی که برای جامعه علمی ضرورت تام داشت به یکی از بخشهای فرعی یکی از رده ها افزوده شد. در نتیجه آن بخش از نظر اندازه قریب به دو برابر شده. این یک دو راهی عمده سرراه AAT بود زیرا اینک روشن شد نمی توان برای ارائه مجموعه ای متجانس به ترتیب سلسله مراتبی برمجموعه لیست های اولیه تکیه کرد. رسالت علمی AAT مستلزم اتخاذ تصیم در مورد جستجوی واژه های از قلم افتاده در کتابهای مرجع و دستینه های علمی بود، کاری شاق و پرهزینه.
یکسال کار شدید و پر مشقت از 1981 تا 1982 بیشتر اصول بنیادی تدوین AAT را روشن کرد، اصولی که بعداً توضیح داده و دسته بندی شد.
- تدوین AAT براساس اصول استانده اصطلاحنامه نویسی ، نظیر آنچه تحت عنوان راهنمای ایجاد اصطلاحنامه های تک زبانه توسط موسسه ملی استاندارد آمریکا بیان شده است صورت خواهد گرفت.
- اصطلاحنامه ساختاری سلسله مراتبی خواهد داشت و در ساختار درختی ونمایش های الفبائی خود از الگوی اصطلاحنامه سرعنوانهای پزشکی (MESH) استفاده خواهد کرد.
- اصطلاحنامه مبتنی بر واژگان رایج خواهد بود که منابع ادبی استانده استفاده از آنها را جایز شمرده اند و جامعه علمی آنها را معتبر شناخته است؛ در صورت امکان فهرست های موجود که امکان گسترش یا جرح و تعدیل دارند به کار گرفته خواهند شد.
- اصطلاحنامه مسئول تداوم خود و شناخت نیازهای آن تداوم در عمق و دامنه واژگان خواهد بود.
- داده هائی که اصطلاحنامه از آنها تشکیل می شود به شکل ماشین خوان در دسترس قرار می گیرد و سیستم های خودکار گوناگون قادر به استفاده از آن خواهند بود.
- سعی خواهد شد تعهدات مالی لازم، نه تنها برای تشکیل واژگان اولیه، بلکه نگهداشت آن در بلند مدت تامین گردد.
- به گروههای استفاده کننده اطمینان داده خواهد شد که اصطلاحنامه به شکل دلبخواهی تغییر نخواهد کرد. گرچه تغییر گریز ناپذیر است لازم است منطبق بر برنامه ریزی بوده با موافقت جامعه استفاده کنندگان ترویج شود. کارکنان AAT علاوه بر وضع این اصول قبل از 1982تاریخ تسلیم گزارش نهائی پروژه به NEH ،تکمیل تعدادی از اقدامات مهم به شرح ذیل را گزارش کردند:
- نوزده رده به شکل پیش نویس تشکیل شده و بیش از نیمی از آنها مورد ویرایش عمیق و حک و اصلاح قرار گرفته بود.
- هر دو فهرست سلسله مراتبی و الفبائی رایانه ای شده بود.
- مطالب لازم جهت فرآیندهای بازبینی از خارج نگاشته شده بود.
- مسائل روش شناختی شکل و تقسیمات فرعی موضوعی ، از جمله قواعد استفاده حل شده بود.
- معرفی اصلاحنامه از طریق نمایش در برابر انجمن های حرفه ای ادامه داشت.
- تائید تهیه اصطلاحنامه پیشنهادی چند برابر شده است.
- مشاوران به طور منظم به افزایش ارائه تجارب تخصصی خود در مذاکرات کارکنان ادامه داده بودند.
- گزارشی مهم درباره پروژه در فهرست انتشارات قرار گرفته بود.

AAT تحت حمایت بنیاد جی.پول گتی
با پایان گرفتن کمک یکساله( به علاوه تمدید سه ماهه) اهدائی موقوفه ملی علوم انسانی در ژانویه 1983 ، تغییری عمیق در ساختار و شیوه کار پروژه AAT صورت گرفت. مدیران پروژه پیشنهاد بنیاد جی.پول گتی را در مورد تبدیل شدن به یکی از واحدهای عملیاتی بنیاد را پذیرفتند که دریافته بود هماهنگ سازی واژگان برای تکمیل مطالعاتش در زمینه خودکارسازی عرصه تاریخ هنر اهمیتی حیاتی دارد. کمی بعد، دورا کروچ که مسئولیتی عمده در نظارت بر رده های معماری داشت از سمت خود استعفا کرد تا به آموزش و پژوهش شخصی بپردازد.
این طرح نوپا با کارکنانی در حد ویراستار و یک منشی از رانسلر به محلی در دانشگاه بنینگتون منتقل شد. اینک خانم تونی پیترسون وقت خود را به تساوی بین کتابخانه کالج بنینگتون و طرح AAT تقسیم می کرد، جائیکه مهم ترین مسئولیت وی مدیریت کارکنان و تدوین اصطلاحنامه بود. پت مولهولت همچنان 20درصد از وقت خود را با مجوز رنسلر صرف کار روی پروژه می کرد و مسئول بودجه و سیستم رایانه ای بود. این دو مدیر نقشی فعال در کار بازبینی درون سازمانی فعالیت در جریان و سیاستگذاری داشتند.
با تغییر تامین کننده اعتبار از دولت فدرال و پذیرش مسئولیت های طرح به عنوان یکی از واحدهای عملیاتی بنیاد جی.پاول گیتی تراست، در آغاز سال 1983 زمان صورت برداری فرا رسید. در هفته اول ژانویه نشستی جهت بحث در جایگاه طرح برگزارشد. غیر از کارکنان AAT کسانی چون پاتریشیاجی بارنت، از کتابخانه جی واتسون در موزه هنر متروپولیتن ، آنجلاگیوال، کتابدار کتابخانه اوری در دانشگاه کلمبیا، کارول ماندل که در آن زمان در اتحادیه کتابخانه های پژوهشی کار می کرد و اینک مدیر خدمات فنی و شبکه کتابخانه دانشگاه کلمبیاست، بتانی مندنهال، مایکل راینهارت والین اسونونیوس ازمدرسه تحصیلات تکمیلی علوم کتابداری و اطلاع رسانی در دانشگاه کالیفرنیا، لس آنجلس. رده هائی که تا آن زمان ساخته شده بود، همراه روشهای عملیاتی جاری بررسی شد. نتایج ذیل که بیشتر آنها قبلاً در زمینه هائی دیگر مطرح شده بود به دست آمد.
- مدل بخش معماری نیاز به گسترش با افزودن قواعد و روشهای اضافی برای اصطلاحات هنرهای تزئینی و زیبا دارد.
- AAT نیازمند تعریف حیطه هائی است که برای آن در حکم اصل است، حیطه هائی که باید سعی در جامعیت آنها کرد و نیز تعریف حیطه های "حاشیه ای" که نیازی به این درجه از جامعیت ندارد.
- حتی در مورد حیطه های اصلی نیز تلاش در جهت کمال و جامعیت نیز حدودی دارد. لازم است ساز و کاری برای حفظ اصطلاحنامه در بلند مدت و افزودن اصطلاحات جدید اندیشیده شود.
- نیاز به افزودن یادداشت دامنه( که اساساً تعاریف ساده شده است) برای متمایز کردن واژههای متشابه و شرح دامنه هر اصطلاح مطرح شد.
- قرار شد مولفان AAT برای هر اصطلاحا یک پیشینه مستند تهیه کرده کلیه اطلاعات راجع به واژه، از جمله منابعی که در انتخاب آن به کار رفته را در آن درج کنند.
- اهمیت آنچه در آن زمان فهرست های تقسیمات فرعی دیده می شد، به ویژه در حیطه های سبکها و دوره ها، نامجای ها، تاریخ ها، انواع اسناد و تقسیمات فرعی موضوعی تائید شد.

مسائل و مشکلات تدوین اصطلاحنامه
تا 1983 چارچوب مفهومی رده هایAAT – یا " ساختارهای درختی " ، ساختارهای نمایانگر روابط جنس – گونه – به خوبی تعریف شده بود. ذکر کلیه ترکیبات ممکن سبک یا دوره با نام شئی، یا ماده و نام شیئی ( نظیر کلبه های ویکتوریائی یا کف های مرمری) باعث می شد ابعاد اصطلاحنامه تا حدی بی لگام بسط یابد.بعداً الین سونونیوس در دومین همایش بین المللی پردازش خودکار داده ها و دبیزه های تاریخ هنر درپیزا ، به سال 1984 به شرح این معنا پرداخت.
بااینحال تصمیم به توسعه رده های جداگانه برای سبک ها و دوره ها، مواد و اشیاء به جای پیش همارائی اصطلاحات، مسئله پیش همارائی و پس همارائی را حل نمی کرد. در حالیکه کارکنان AAT در تقلای نگارش قواعدی بودند که به روشنی شرح دهد در چه مواردی اصطلاحات چند کلمه ای متصل شمرده می شود ودر کجا می توان به زدودن همارائی پرداخت. رجوع به بخش بزرگی از منابع راجع به موضوع ضرورت یافت، در حالیکه به نظر می رسید بخش اعظم آن بیشتر گیج کننده است تا روشنگر. سرانجام در سال 1985 تعدادی از کارشناسان اصطلاحا نامه برای حل معضل در اجلاسی دو روزه گرد هم آمدند.جمیز آندرسون از دانشگاه راتگرز، اورت برنر از موسسه نفت آمریکا، اف.دبلیو.لنکستر از دانشگاه پنسیلوانیا، الین سونونیوس و جان لوگان از برنامه اطلاع رسانی تاریخ هنر موسسی گتی. با وجود پیشرفت در مورد چندین قاعده روشن در مورد روشهای مورد استفاده تحریر AAT، اغلب از درخواست های قضاوت مورد به مورد برای تعیین اینکه چگونه و چه وقت یک اصطلاح چند کلمه ای نشانه مفهومی واحد و متصل است و در کجا باید به زدودن همارائی آن پرداخت واجزاء اصطلاح را در رده های جداگانه نشاند مداوماً استفاده می شد.
مسئله مشکل ساز دیگر مربوط می شد به واژگان مفاهیم معنائی (اسم های معنا) چون هماهنگی (ایقاع)، رنسانس(نوزائی) و مدور ( مستدیر)، اصطلاحاتی که ضرورتاً به شکل اسم که استفاده از آنها در مطلع های اصطلاحنامه توصیه شده نیست. طبقه بندی اسم های معنا به مراتب دشوارتر است. نه تنها، ایجاد رابطه جنس – گونه – دشوار است ، بلکه در بسیاری موارد این رده به نسبت رده های اشیاء که شخص منظماً در آنها سطح از ویژگی و حتی بیشتر از آن می یابد بسیار کم عمق خواهد بود. همچنین این معضل وجود دارد که غالباً هیچ سرعنوان " واقعی" که بتوان به عنوان اصطلاحی گسترده تر یا پهلوی هم قرار دهنده به کار گرفت در اختیار نیست که بتوان گروهی از واژگان مشابه یا " هم خانواده" را ذ یل آن آراست. در اینجاAATاز سرمشق برخی اصطلاحنامه های دیگر در تعیین " برچسب های راس" یا " واژه های راهنما" استفاده می کند، واژه هائی که درون قلاب قرار گرفته و مفهومی وسیع تر را بیان می کند ولی مناسب استفاده در نمایه سازی نیستند، مثل (صندلی براساس شکل)، مرتب سازی اصطلاحات در رده های متفاوت طبقه بندی آنها را نیز محدود می کند. ساخت شبکه ای از واژه های مرتبط – ویژگی ای که هر کجا مجال بود به تک واژه ها افزوده شد – اقدامی است ضروری برای معرفی دانش در یک رشته. به یک معنا براساس مسیرهائی که واژه های مرتبط در اختیار می گذارند رده های جایگزین ساخته می شود.به عنوان مثال در رده های معماری کلیه تک سازه های معمارانه در روابط جنس- گونه ای خویش قرار گرفته اند: کلیسا بخشی است از بناهای دینی، همینطور است مسجد. از طریق ارجاعات به واژه های مرتبط می توان اجزاء را به کل متصل کرد، مثلاً نیمکت چوبی پشت دار به کلیسا ، محراب به مسجد .

بررسی عالمانه AAT
در همان سال 1982 ، براساس هدف اعلام شده AAT در کسب تائیدیه کار خود از دانشمندان هر رشته، شماری از رده های مجموعه معماری جهت بررسی حدود سی نفر که عمدتاً مورخ معماری، کتابدار معماری یا موزه دار اسلاید بودند ارسال شد. نتایج بررسی های آنها ناچیز بود. معلوم بود گواریدن حجمی چنین بزرگ از مطالب به تنهائی و بدون راهنمائی کارکنان AAT کاری است دشوار . آنچه به همین اندازه غامض بود این حقیقت بود که آن بررسی کنندگانی که به اظهار نظر در مورد محتوی و / یا ترتیب اصطلاحات پرداختند غالباً آرائی متناقض داشتند. روش بررسی مورد باز اندیشی قرار گرفت و تصمیم گرفته شد از آن پس گروههای کوچکی از دانشمندان برای دوره های کار متمرکز همراه خود کارکنان AAT گرد هم آیند. معمولاً این گروههای کاری به بررسی آن بخش های اصطلاحنامه می پرداختند که به خوبی تعریف شده بود.به جای اینکه همزمان به قضاوت در مورد چندین رده پردازند و طی جلسات اختلاف نظرهای خود را حل می کردند.
تابستان 1983 فرصت اولین اجلاس بررسی عالمانه یک رده یAAT به روش جدید بود. در این موقع AAT حدوداً سیزده هزار اصطلاح داشت که یک پنجم آنها در رده سبک ها و دوره ها .که موضوع اولین بررسی بود. نکاتی که در این اجلاس مطرح شد توسط کلیه گروههای بررسی بعدی، صرفنظر از ماهیت رده مورد بحث، مطرح شده است. ازجمله این مسئله که کاربران AAT چه کسانی هستند و نیازهای آنها چگونه بر انتخاب واژه ها و مرتب سازی آنها در رده ها تاثیر می گذارد و در گردآوری واژه ها به چه منابعی مراجعه شده است. همچنین بررسی کنندگان می خواهند بدانندAAT تغییرات در شکل واژه در طول تاریخ را چگونه لحاظ می کند واینکه آیا واژه های غیرانگلیسی نیز در اصطلاحنامه می آید. بررسی کنندگان بارها در تحلیل ساختار یک رده گیر افتاده و غالباً نقش عمده ای در اصلاح – یا تغییر کامل آرایش آن – ایفا کرده اند.
در مرحله پایانی ساخت هر رده گروههای بررسی دانشمندان تشکیل می شد. سی و هفت اجلاس از این دست که از نصف روز تا دو و نیم روز طول می کشید در طول تدوین AAT تشکیل شد. منسجم ترین و ماندگارترین تیم بررسی گروه مشورتی معماری بود، به ریاست هنری میلون و پنج دانشمند و معمار دیگر به نمایندگی از طیف گسترده این رشته. این گروه در فاصله 1983 تا 1989 هفت بار تشکیل جلسه داد تا توسعه و تکمیل رده های معماری را بررسی کند و استانده های لازم برای گروههای بررسی بعدی را براساس مسئولیتی که در گردآوری و شکل دهی به واژگان حیطه کاری خود برعهده داشت تعیین کند.
با پیروی از سرمشق این گروه تشکیل هئیت های مشورتی درحیطه های هنرهای تزئینی و زیبا برنامه ریزی شد. گروه مشورتی هنرهای زیبا اول بار در می 1988 تشکیل جلسه داد. دو روز بحث های داغ به تحلیل رابطه میان رشته های گوناگون نقاشی و پیکرتراشی سنتی با رشته های امروزی طراحی و رسانه های غیرسنتی و در پی آن تغییر نام این بخش که تا آن زمان هنرهای زیبا نامیده شده بود به شکلهای هنری که اینک به رسانش بصری و کلامی تغییر نام یافته منجر شد. ممکن است تاثیر این گروه از دانشمندان تغییری شگرف در تجسم زبان این رشته را باعث شده اشکال جدیدی از توصیف برای فهرست نویسی و نمایه سازی را در اختیار گذارد.
کار با جامعه علمی و گروه رو به رشد کاربران AAT بر این اعتقاد تاکید گذارده است که گرچه جامعیت و استاندگی واژگان غایتی مهم است، اصطلاحنامه موفق نه می تواند تغییر ناپذیر باشد نه معتقد به انضباط بی چون و چرا. اصطلاحنامه هاباید قادر به تعامل با زبان زنده و متحول شونده ای که خاستگاهشان بوده باشند و بتوانند هم زبان دانشمندان هر رشته و هم زبان مردم پسند موجود در منابع ادبی بنیادی را جذب کنند. AAT در پی حفظ توازن ظریف میان استانده سازی مجموعه واژگان هر حیطه یا رشته و واکنش به اشکال متغیر کاربرد و ظرافتهای زبان است. باید دانست جامعیت مطلق، با توجه به کمبود مجال و منابع و ماهیت متغیر خود زبان به واقع ممکن نیست.باید اصطلاحنامه را ابزاری زنده دید، مجموعه ای زبانی که در پاسخگوئی به نیازهای کاربران خود تغییر می کند یا بدان افزوده می شود.

تحولات دیگر
تنها با رسیدن حمایت بنیاد گتی در سال 1983 بود که منابع لازم برای اجرای برخی پیشنهادات مهم مشاوران خبره و پرشمار AAT فراهم آمد. از این مرحله به بعد قاعده جواز ادبی استفاده از واژه مورد تاکید قرار گرفت. به جای پذیریش واژه ها و حتی با اعمال برخی اصلاحات به صورتی که از منابع گوناگون نمایه سازی دریافت می شد، هر واژه در چندین منبع شامل تک نگاشتهای عالمانه، واژه نامه های تخصصی و فهرست ها پژوهش می شد. پیشینه کلیه منابعی که به آنها رجوع شده بود نگهداری می شد و تعاریف اصطلاح به شکلی که در منابع یافت شده بود یادداشت می گردید. اهتمام بر این بود که شکلی از واژه انتخاب شود که در عین بر اشتمال چگونگی بیان رایج مفهوم توسط جامعه علمی در عین حال نمایانگر اصول تدوین اصطلاحنامه باشد. اشکال متفاوت واژه به عنوان واژه های راهنما درج می شد. با این وجود به علت کمبود نیرو و وقت سه سال طول کشید تا افزودن یادداشت دامنه به اصطلاحنامه آغاز شود.
در اواسط1983 با افزودن دو ویراستار کارکنانAAT بیشتر شدند و کار روی هنرهای تزئینی و زیبا، بدان صورت که در آن زمان نامیده می شدند آغاز شد. مدیران مشترک طرح همراه مارگریت د اپریل اسمیت، ویراستار هنرهای تزئینی، برنامه ارائه AAT به موزه داران و جمع داران موزه ها را آغاز کردند. ظرف یک دوره دو ساله AAT در موزه و نیترهور، موزه هنر متروپولیتن، موزه هنرهای زیبای بوستن، موزه استرانگ، موزه هنر کلیولند، موزه ویکتوریا و آلبرت، موسسه هنر شیکاگو، موزه کوپرهیویت، موسسه اسمیتسونیان و همایش های گوناگون موزه ای معرفی شد.
قبل از انتقال طرح AAT به بنینگتون آخرین کمک دریافت شد. این کمک از بنیاد ملی هنر آمد و هم برابر آنرا نیز بنیاد جی. پاول گتی در اختیار گذارد تا AAT در محیطی کنترل شده آزمایش شود. این کمک که مدتی مورد استفاده قرار نگرفت سرانجام مبنای اجرای طرحی در کتابخانه اسلایدهای معماری رنسلر و فهرست نویسی مجدد پنجاه هزار اسلاید و یکجا کردن پیشینه های آنها در فهرست بر خط قابل دسترسی عموم در رنسلر بود که در آنAAT به عنوان واژگان دسترسی موضوعی به کار گرفته شد.
در سال 1985 AAT تحت مدیریت مایکل ایستر در برنامه اطلاع رسانی هنر گتی (AHIP) وارد مرحله تازه ای شد. به محصولی قابل توزیع منتهی نشده بود با کمک (AHIP) مجموعه اهدافی واقع بینانه تر تعیین شد. اولاً دامنه اصطلاح نامه را کاهش دادند تا برهنر و معماری مغرب زمین متمرکز گردد. کار روی بخش های هنرهای تزئینی و زیبا تا تکمیل بخش معماری و بخشهای پشتیبان آن به تعلیق در آمد. تشکیلات سازمانی کارکنان AAT به سازی شد تا جریان کار را به نحوی دقیق تر نشان دهد. پست جدید مدیریت تولید با کارکرد نظارتی بر کلیه کارهای ویرایشی ایجاد شد. تکمیل یک برنامه رایانه ای جدید برخی نقائص کار برگه های اصطلاحات AAT را نمایان ساخت. یک کار برگه جدید طراحی شد تا نشان دهد نحوه پژوهیدن واژه چگونه بوده و فضائی جهت درج نام منابع مورد مراجعه و تعاریف یافت شده در آنها در نظر گرفته شد.
با استفاده از اصل AAT مبنی بر نشان دادن حرکت اصطلاحات از منابع اصلی به محل در نظر گرفته شده در ساختار اصطلاحنامه، AAT بیشتر نقش هماهنگ کننده به خود گرفت. این عمل این امکان را به AAT دارد که به صورت زبانی تبدیل پذیر در آید و کاربران را قادر سازد برای بیان مفهومی خاص واژه هائی گوناگون در اختیار داشته باشند.
در ژانویه 1986 پترسون سمت خود د رکالج بنینگتون را ترک کرد تا عهده دار مدیریت تمام وقت طرح AAT شود. پث مولهالت به سمت تمام وقت خود در رنسلر بازگشت هر چند ارتباط تنگاتنگ وی با AAT باقی ماند. در تابستان 1986 کارکنان AAT که اینک دوازده تن بودند به دفاتری راحت در ویلیامز تاون ماساچوست ، در جوار سازمان خواهر، RILA منتقل شدند. اینان تا میانه دهه 1990 در آنجا ماندند تا بعداً به تاسیسات جدید در دست ساخت گتی در برنت وود کالیفرنیا منتقل گردند.



جمع آوری حامیان
از اولین روزهای طرح، پشتیبانی مالی تنها یک نوع از کمکهائی بود که مدیران مشترک پروژه درصدد کسب آن بودند. آماده شدن برای پیشنهادات کمک NEH موجب کسب حمایت انجمن مورخان معماری، انجمن هنر کالج و جامعه کتابخانه های هنر آمریکای شمالی (ARLIS/NA) شده بود.
در کنفرانس سالیانه 1982 ARLIS یک کمیته مشورتی AAT تشکیل شد با این هدف که به عنوان رابطه AAT وARLISعمل کند. سال پیش از آن نیروی ضربتی کمیته برنامه هنر و معماری (AAPC) از گروه کتابخانه های پژوهشی (RLG) رسماً به تائید AAT پرداخته بود. در سال 1982 در پاسخ به این پیشنهاد که AAT به عنوان فهرست مستند سرعنوانهای موضوعی جایگزین RLIN (شبکه اطلاع رسانی کتابخانه های پژوهشی RLG ) عمل کند، AAPC کمیته ا ی فرعی درباره به کارگیری AAT تشکیل داد که د ر جهت راه اندازی موفقیت آمیز AAT روی RLIN در تابستان 1990 حرکت کرد. در سال 1982 AATمورد تائید انجمن معماران آمریکا AIA) ، شورای منابع کتابخانه ای (CLR) و انجمن کتابداران دانشکده های معماری (AASL) قرار گرفت.
پت مولهولت در اجلاس فدراسیون بین المللی انجمن های کتابخانه ای (IFLA) در تابستان 1981 آتش علاقه به AAT را شعله ور ساخت. وی پیشنهاد کرد گروه کتابخانه های هنر ایغلا عهده دار پروژه حل معضل تبدیل AAT به اصطلاحنامه ای چند زبانه گردد که مدتها یکی از اهداف مدیران مشترک AAT بود. همان سال کتابخانه معماری بریتانیای موسسه سلطنتی معماران انگلیس که در صدد رایانه ای کردن و ادغام فهرست های مجموعه خود بود پیشنهاد کرد واژگان بریتانیائی را به AAT بیافزاید.
موزه ویکتوریا و آلبرت درکمک به این مهم ابراز علاقه کرد. واضح بود همان نیاز به وجود واژگانی جامع، کنترل شده کاملاً سنجیده که بدواً سبب شکل گیری AAT در آمریکا شد در جامعه بین المللی نیز حس می شود. علاقه بین المللی به AAT محرک طلب اصطلاحنامه ای چند زبانه شد. دانشمندانی که با استفاده از پایگاههای خودکار داده ها به پژوهش مشغولند مایلند از طریق زبانهای خود مطالب را دست کم به زبانهای عمده اروپائی بیابند. این آرزوی پژوهشگران به پژوهش هائی در جهت تدوین یک اصطلاحنامه هنر و معماری توسط کمیته ای از مورخان بین المللی هنر موسوم به تزاروس آرتیس یونیورسالیس (TAU) اصطلاحنامه جهانی هنر شد. در سال 1984 این کمیته به تصدی سازمان مادر – کمیته بین المللی تاریخ هنر (CIHA) شروع به مطالعه مسئله کرد و در سال 1989 برنامه ای اشتراکی برای ترجمه (AAT) به زبانهای فرانسه، آلمانی، ایتالیائی، اسپانیائی و انگلیسی بریتانیائی را پیشنهاد کرد. همکاری و مشارکت چندین سازمان علاقمند در چند کشورشکل گرفت، در حالیکه زبان انگلیسی آمریکائی به عنوان زبان پایه و دفاتر AAT نقش مرکز هماهنگ کننده را ایفا می کند.
در زمستان 89-1988 آزمایشی صورت گرفت تا بخش کوچکی از یکی از رده های معماری به چهارزبان رسمی دیگر (CIHA) ترجمه شود. کار ترجمه در مونرال، رم ، مادرید و ماربورگ، با کار بر روی یک کار برگه ویژه دو زبانه که (AAT) در اختیار گذارده بود با موفقیت داده هائی فراهم کرد که رده های دو زبانه را در اختیار (AAT) گذارد. گزارش شرکت کنندگان به طرح مشکلاتی که با آن روبرو شده بودند پرداخت: بعضاً هیچ معادلی برای اصطلاح انگلیسی وجود نداشت و گاه در زبان های اروپائی چندین واژه متفاوت برای یک واژه انگلیسی وجود داشت. علاوه بر این مشکل آرایش واژه ها در یک رده وجود داشت، زیرا اغلب پژوهشگران متوجه می شدند مفهوم پردازی ساختار سلسله مراتبی در زبان غیرانگلیسی متفاوت است. کلیه اعضای گروه مترجمان معتقد بودند گنجاندن تصویر واژه هائی که قرار بود ترجمه شود در کار، می توانست کمکی بی حد و حصر برای موفقیت این پروژه باشد. علیرغم این مشکلات ذاتی این تجربه گامی مثبت در راه افزایش ارتباط میان جوامع مورخان هنر در سطح بین المللی شد.
در سال 92-1991 (AAT) شروع به ارائه فرصت اقامت کرد تا کارکنانی را که از دیگر کشورها از ایالات متحده دیدن می کنند با (AAT) آشنا کند و تجارب (AAT) در کاربردهای چند زبانی را گسترش دهد. کارکنان اداره کل ثبت آثار و گنجینه های هنری فرانسه، کمیسیون سلطنتی آثار تاریخی انگلیس، موسسه سلطنتی معماران انگلیس و موزه ویکتوریا آلبرت به همکاری با کارکنان (AAT) در ساخت اصطلاحات نوعی برگرفته از واژگان معماری زبانهای خود و اصطلاحات مربوط به پوشاک پرداخته اند.
این اقامت ها موجب غنای (AAT) با واژه های معادل فرانسوی برای بخشهای اجزاء رده های کارهای ساخته شده و کارهای ساخته منفرد شده است. به هر رواما آنچه این ویراست (AAT) را دارای اهمیتی ویژه می سازد کاری است که با کارکنان کمیسیون سلطنتی بناهای تاریخی انگلستان، کتابخانه معماری موسسه سلطنتی معماران انگلیس و بخش لباس و پوشاک موزه ویکتوریا و آلبرت صورت گرفت که طی سالهای 1992 و 1993 به مناسبت های جدا گانه با یکدیگر دیدار کردند تا اشکال انگلیسی بریتانیائی را از اشکال انگلیسی آمریکائی اصطلاحات (AAT) متمایز سازند. نتیجه اینکار درج مقداری توصیفگر و کلمات راس بریتانیائی موجود در این ویراست است، و دربه روز سازی های بعدی واژگان (AAT) ادامه خواهد یافت. افزودن شکل انگلیسی بریتانیائی واژه ها این امکان را فراهم می آورد که (AAT) به شکلی گسترده تر در جهان انگلیسی زبان خارج از ایالات متحده به کار رود.
(AAT) به همکاری با سازمانهای بین المللی و موسسات ملی در مورد مسائل مربوط به اصطلاحات ادامه می دهد و این همکاری را روی تک پروژه هائی متمرکز می سازد که به توصیف مجموعه های خود به زبانهائی غیر از انگلیسی آمریکائی می پردازند. برای پشتیبانی از کار این اقامت کنندگان در سالهای آتی جلساتی سالیانه با شرکای چند زبانه به عنوان شیوه ای برای هماهنگ سازی روش ها و سیاست برنامه ریزی شده است.
تنها برخورداری حمایت ها و فعالیتهای گروههای کاری نبوده که بر جهت گیری (AAT) تاثیر گذارده است. اولین نقد این پروژه توسط ترور فاوست در سخنرانی مهم وی در همایش بین المللی راجع به اطلاع رسانی تاریخ هنر در آکسفورد 1982 صورت گرفت. از جمله توصیه های وی این بود که (AAT) می بایست در روش های کاربرد بسیار تجویزگر باشد؛ یادداشت دامنه فراوان باشد و اینکه با درج قیدهائی واضح سطح بالائی از اخص بودن واژه ها موجود باشد. وی براهمیت کار (AAT) در تلاش به منظور پذیرش تولیدکنندگان پیشینه های کتابشناسی عمده تاکید کرد. ضرورت رعایت یکایک توصیه های وی به اثبات رسیده است. به ویژه تلاش به منظور کسب پذیرش تولیدکنندگان عمده پیشینه های کتابشناسی نیاز به چندین سال کار مقدماتی را پیش آورد.
گرچه ارائه کنندگان خدمات نمایه سازی چون نمایه ادواری های معماری اوری* و RILA که اینک به BHA (کتابشناسی تاریخ هنر (Bibliography of the History of Art) تغییر نام داده در پذیرش (AAT) چندان مشکلی نداشته اند ( و در واقع از اواخر سال 1984 سرگرم استفاده از پیش نویس این اصطلاحنامه بوده اند)

• Avery Index to Architectural Periodicals.

جامعه کتابخانه هنر که بیشترین نارضائی را از فهرست سرعنوانهای موضوعی موجود، سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره [آمریکا] LCSH ابراز می داشت و بیش از همه از نیاز به اصطلاحنامه هنر و معماری دم می زد کمترین آمادگی پذیرش (AAT) راداشت. کثیری از پیشینه های کتابشناسی آن جامعه که سرعنوانهای موضوعی کنگره دارند از پیش در شبکه های کتابشناسی ملی آمریکا وجود داشته اند.نه تنها در آوردن منابع ذیل یک فهرست مستند موضوعی جدید بسیار دشوار است بلکه هزینه های آموزش فهرست نویسان و اجبار به تولید سرعنوانهای مشخص تر، بهر توصیف محتوی کتابها چشم گیر خواهد بود.
به منظور کمک به فهرست نویسان کتابخانه ها درحل بخشی از این مشکل، (AAT) به پی گیری کلیه مفاهم ذیربط فهرست سرعنوانهای موضوعی کتابخانه کنگره در هر کجای اصطلاحنامه که ظاهر شوند می پردازد.
فهرست نویسانی که مایلند پیشینه های کتابشناسی قدیم حاوی سرعنوانهای موضوعی کنگره را با پیشینه های جدید حاوی اصطلاحات (AAT) مرتبط سازند فرصت اینکار را پیدا می کنند. پیش از بهار 1989 تدوین کنندگان (AAT) نوارهای MARC (فهرست های ماشین خوان) (AAT) را برای استفاده شبکه های کتابخانه های ملی یا در فهرست های برخط کتابخانه های محلی تهیه کرده بودند.
در جریان برنامه ریزی برای ورود به قالب (فرمت) ماشین خوان معلوم شد قالب مستند یواس مارک نیاز به اصلاح داشته لازم است ناحیه (فیلد) های تازه ای اضافه شود تا بتواند اصطلاحنامه دارای ساختار سلسله مراتبی را پذیرفته و نمایش دهد. مدیر (AAT) با پشتیبانی کمیته برنامه هنر و معماری RLG تعدادی اصلاحات و ناحیه (فیلد) های جدید را از طریق اداره توسعه شبکه واستانداردهای کتابخانه کنگره [آمریکا] و سپس از طریق کمیته ملی که اجازه اعمال تغییرات در قالب ( فرمت) مارک را می دهد، کمیته MARBI (اطلاعات کتابشناسی ماشین خوان) پیشنهاد و هدایت کرده به سرانجام رساند. علاوه بر تغییرات مورد نیاز در قالب های مستند مارک ، ناحیه موضوعی مارک( 650) برای رمز کردن اصطلاحات برگرفته از رده های دیگر ناکافی بود. اینک به کارگیری یک ناحیه موضوعی جدید (654) اجازه می دهد فهرست نویسانی که از اصطلاحنامه های چهریزه ای شبیه (AAT) استفاده می کنند یکایک اصطلاحهائی را که با ترکیب به صورت سرعنوانی پیچیده تر در آمده اند به شکلی منحصر بفرد شناسائی کند.ناحیه (فیلد) جدید تشخیص می دهد اصطلاحها از کدام چهریزه ها آمده اند، همینطور تشخیص می دهد. اصطلاح " کانونی" آن اصطلاحی که مهم ترین مضمون عبارت فهرست نویسی را تشکیل می دهد از کجا آمده است.

ساختار چهریزه ای AAT
رسیدن AAT به ساختار چهریزه ای جاری به کندی محقق شد؛ آنهم تنها با درجاتی از تحریص و تشویق از سوی متخصصان رده بندی چون جین ایچی سان ، کارشناس انگلیسی اصطلاحنامه و در پی وی، در گردهمائی کتابداران و کارشناسان رده بندی سال 1984 که به همت کتابخانه معماری انگلستان در موسسه سلطنتی معماران انگلیس (RIBA) برپا شد. نظریه پردازان انگلیسی رده بندی که به پیروی از ایده رانگاناتان در سالهای دهه 1930 پرداخته اند در حرکت به سوی تقسیم دانش به رده های چهریزه ای نقش پیشتازی و راهنمائی داشته اند. چهریزه ها به صورت واحدهائی همگنی از اطلاعات دیده می شوند ک به شکلی متقابل اخص از یکدگیر بوده، در داشتن خصوصیاتی که تفاوتهای آنها را از یکدیگر نشان میدهد مشترکند. در هر حال در اجلاس 1984 RIBA رده بندی چهریزه ای در آن حد از پیچیدگی که در AAT پیدا کرده مطرح نشد. در سطحی به مراتب ساده تر و با کمک شرکت کنندگان آشنا با نظام رده بلندی بلیس رده ها تجدید آرایش یافت تا کار با انتزاعی ترین مفاهیم آغاز گردد و به واژه هائی برای سبک ها و دوره های هنر، عوامل ، فعالیت ها، مواد وسرانجام انواع اشیاء برسد.
یکسال بعد، جان لوگان ،مدیر برنامه ها در AHIP تشیخص داد این طرح رده بندی عملاً راه را برای استقرار رده های AAT در رده های گوناگون بر اساس معانی نحوی واژه های خود هموار می سازد. این موفقیت بزرگ تهذیب های بعدی اصطلاحهای AAT و قرار دادن اصطلاحات در ترتیبات سلسله مراتبی را میسر ساخته است. توسعه طرح رده بندی چهریزه ای AAT به تهذیب خود ادامه داده است، از سال 1989 رمز یا کدی منحصربفرد برای هر اصطلاح موسوم به نشانه رده بندی، محل آن اصطلاح در چهریزه و رده را مشخص کرده تا هم ترکیب بندی خودکار رده را امکان پذیر ساخته باشد هم پویش از اصطلاحات اعم به اخص به منظور تغییر دامنه جستجو را میسر سازد. علامت رده بندی حاصل جلساتی است که بلاهس واینبرگ از دانشگاه سنت جان، و کارشناس اصطلاحنامه دیوید بتی برگزار کردند و به طرح رده بندی و نشانه گذاری منتهی شده تا به راستی باز تابنده ساختار چهریزه ای AATباشد. این تحول منطبق بود بر پیشنهاد یک گزارش فنی توسط دیوید بیرمن درباره مسائلی بود که به موازات شروع به استفاده از AAT به عنوان زبان نمایه سازی در نظامهای محلی چهره نمود.

کمکهای کارشناسان اصطلاحنامه و دانشمندان اطلاع رسانی
AAT در سرتاسر توسعه و تکمیل خود از توصیه هائی که به کارکنان شده، نه تنها از رشته های تحت پوشش AAT، بلکه کارشناسان اصطلاحنامه و دانشمندان اطلاع رسانی که به تعریف روشهای آن و توسعه سیستم آن کمک کرده اند بهره گرفته است: اولین رابطه ادامه دار از این دست در تابستان 1983 آغاز شد، هنگامی که الن سونونیوس به همکاری با کارکنان AAT درباره نظریه های اصطلاحنامه سازی و مشکلات عملی توسعه AAT پرداخت. وی کمک کرد تا یک سند "سرنمون" تدوین شود که اصول مورد استفاده در AAT را تعیین کرده و نمونه نمایش هائی برای مخاطبانی ترتیب داد که تا آن زمان مطالب زیادی راجع به AAT شنیده ولی به چشم ندیده بودند. وی همچنین به کار روی تهیه پیش نویس اولین دستبنه ویراستاری AAT پرداخت و از آن پس بسیاری از رده های تکمیل شده را از نظر تداوم و انسجام معیارهای اصطلاحنامه ای مورد بازبینی قرار داده است.
سونگکیائو لیو که دانشجوی دکترای سونو نیوس در دانشگاه کالیفرنیا شعبه لس آنجلس بود در سال 1985 به استخدام AHIP در آمد و اولین سیستم اصطلاحنامه سازی AAT را تکمیل کرد که جانشین سیستم تکمیل شده توسط ریک هولت از شرکت آن لاین کامپیوتر سیتمز شد. تلاش وی به برنامه ای پیچیده و درعین حال سهل العمل منتهی شد که ساخت رده های خودکار سلسله مراتب از روی پیشینه های اصطلاحات را تسهیل کرد و در عین حال به ساخت رده ها و ویرایش و تجدید نظر واژگان پیشنهادی کاربران خارج از AAT می پرداخت. از جمله ارتقاهائی که صورت گرفت افزودن یک عامل چند زبانه بود که در تجربه سال 1988 TAU برای تولید رده های دو زبانه به کار گرفته شده بود و عامل تسهیل دسترسی از طریق شماره گیری تلفنی که به فعال ترین کاربران AAT تسری داده شد.
مسئله کمک رسانی AAT به جامعه کاربران را اول بار بتانی مندنهال در 1991 مطرح کرد. وی بر ضرورت نشان دادن چگونگی استفاده از واژگان AAT در محیط های متفاوت به منظور موفقیت در جلب کاربران تاکید کرد. سال بعد ترور فاوست، همانطور که قبلا اشاره شد، بر اهمیت کسب پشتیبانی از AAT در میان کاربران بالقوه AAT تاکید کرد. بیشتر واژه نامه های کنترل شده در درون سازمان ها و در محیطی محدود توسط موسسات یا سازمانهائی منفرد تولید شده اند که بازتاب محتوی مجموعه ای محلی اند که فهرست نویسی یا نمایه سازی می شوند. در حالیکه AAT استانده ای خارجی رها از قید هر گونه کاربری انفرادی است. هدف این است که AAT آنقدر انعطاف داشته باشد که نیازهای گوناگون را برآورد، خواه در نمایه سازی متنی درباره یک اثرهنری یا معماری، مستند سازی بصری یا آرشیوی اثر یا خود اثر اصلی. قصد AAT ایجاد واژگانی مشترک است که بتواند محرک و مقوم ارتباط میان انواعی متفاوت ازمنابع هنری و آرشیوی و افزایش دسترسی به آنها باشد. برای تحقق این اهداف بلند پروازاند جلب کاربران از همان مراحل آغازین توسعه پروژه ضرورت داشت.
در سپتامبر 1983، مندنهال و کارکنان مرکز تاریخ هنر موسسه گتی و کتابخانه علوم انسانی، همراه دیوید پتن و مایلک راینهارت از RILA و نانسی انگلاندر و مرلین اشمیت از بنیاد گتی با مدیران مشترک AAT و دو متخصص نمایه سازی ، جمیز اندرسن از دانشگاه راتگرز و الین سونونیوس ملاقات کردند تا در مورد مسائل استفاده از AAT بحث کنند. این گروه به این نتیجه رسید که در واقع امکان ایجاد یک نظام نمایه سازی با قواعد نحوی وجود دارد هر چند همه پایگاههای داده ها و سازمانهای فهرست نویسی به پذیرش و استفاده صرف از آن قانع نمی شوند بلکه معمولاً مایلند نظامهای خودشان را که مبتنی بر نیازهای داخلی است ایجاد کنند. همه اینها نیاز به راهنمائی AAT دارند.
در نوامبر 1983 و می 1984 گروههائی از کاربران بالقوه گرد هم آمدند تا دستورالعمهائی در مورد استفاده از AAT تدوین کرده، ساز و کارهائی برای ارتباط با کاربران پروژه ایجاد کنند و روشهائی برای کمک AAT به پروژه های منفرد در استفاده از اصطلاحنامه تدوین کنند.
سال 1984 در عین حال شاهد تعدادی جلسات کمیته های فرعی RLG/AAPC در مورد استفاده از AAT بود که خود را موظف به تولید یک پروتکل استفاده کرده بود که بتواند به کاربران کمک کند ترکیبات پیچیده ای از واژگان بسازند. کار این کمیته به پیشنهاد موفقیت آمیز ایجاد ناحیه موضوعی شماره 654 در قالب MARC در سال 1988 منتهی شد. علاوه بر این، کمیته تلاشی جانانه روی مجموعه فراگیر از قواعد استفاده که بتواند کلیه کاربران را به کار آید به انجام رساند. این کمیته به تکمیل ایده " عبارت" AAT پرداخت: ساخت واژگان دقیقاً تعریف شده AAT که همراه یکدیگر تشکیل مفهومی محدود متشکل از اصطلاحهای اصلی برگرفته از سبک، ماده یا دیگر اصطلاحات مقتضی، یک توصیفگر جدید را به وجود می آورد (مثل، برجهای گرد سنگی) مذاکرات بیشتر به مفهوم " رشته عبارت" منتهی شد که عبارت از بر ساختی حاصل از دو یا چند عبارت جدا شده توسط نوعی نقطه گذاری بود ( مثل کلیساهای باروک- سوئیس – مرمت). این مجموعه قواعد ساده مبنای کارهای بعدی روی دستورالعلمهای استفاده از AAT شد.

استفاده از AAT
در پایان 1984 تصمیم گرفته شد گروه کوچکی از کاربران AAT شروع به استفاده از این اصطلاحات در پایگاههای داده های خود کنند. اولین هماهنگ کننده های استفاده ازخدمات کاربران AAT به گروه کارکنان پیوسته بودند و فرم مربوط به واژه های نامزد و فرم اظهارنظر تکمیل شده بود. این فرم ها برای استفاده به کتابخانه اوری، موسسه اسمیتسونیان و گروه مشورتی نقشه های معماری (ADAG) ارائه شد. اولین پیش نویس هفت رده (سبکها و دوره ها، نقشه ها، انواع دبیزه ها و چهارده معماری) در میان حدوداً دوازده سازمان که متقاضی دریافت آنها شده بودند توزیع شد.
پیش از 1990 ، سالی که اولین ویراست AAT منتشر شد، گروه استفاده کنندگان آزمایشی به بیش از دویست سازمان افزایش یافته بود. این فرایند به نفع طرفین و از دو سو جانبه سودمند بود. واژگان کنترل شده دراختیار سازمانهای نمایه ساز در عرصه های هنر و معماری که در شرف تاسیس پایگاههای داده های برخط بودند قرار گرفت و کارکنان AAT گزارشهائی درباره کفایت و فایده واژه هائی که ساخته می شد دریافت می کردند.
در بهار 1988 ، به منظور کسب اطلاعات در مورد نوع موسسات ، رایانه های مورد استفاده آنها و چگونگی استفاده شان از AAT، بیش از پنجاه موسسه با اعزام نماینده مورد ارزیابی شخصی قرار گرفت. این مصاحبه های رسمی که توسط تونی پیترسون، مدیر پروژه، کثی وایتهد هماهنگ کننده خدمات کاربران و جوزف بوش ، مدیر پروژه AAT در AHIP انجام گرفت به نتایج ذیل منتهی شد:
• بیشتر استفاده کنندگان AAT در آن زمان مسئول رسیدگی به اطلاعات معماری و آرشیوی بودند، ( از آنجا که این بخش های AAT پیش از همه ساخته شده بود این نتیجه به هیچ وجه تعجب آور نبود.)
• بسیاری از استفاده کنندگان AAT به مدیریت مجموعه های آرشیوی و بصری می پرختند.
• نظامهای دستی نمایه سازی دسترسی موضوعی محدود به مجموعه های آرشیوی، اسلاید و عکس را امکان پذیر می ساختند؛ بنابراین مدیران پذیرای اصطلاحنامه های جدید به عنوان افزایش دسترسی به نظامهای فهرست نویسی خود که به تازگی خودکار شده بودند. ( کارکنان AAT به همکاری با سازمان آرشیویست های آمریکا و انجمن منابع بصری به منظور تامین نیازهای ویژه این رشته ها در عرصه واژگان موضوعی، تشکیل کارگاههای آموزشی و نمایشی و ملاقات با گروههائی از اعضای این انجمن ها به منظور توسعه بخش هائی معین از اصطلاحنامه پرداختند.
• کاربران AAT به استفاده از انواع متنوعی از نظامهای رایانه ای می پردازند، اما اکثر آنها از رایانه های کوچک استفاده می کردند. ( این یافته به کارکنان پروژه کمک کرد به برنامه ریزی آن نوع توزیع های ماشین خوان AAT پردازند که بیشترین استفاده را داشته باشد.
• کاربران AAT نیاز به نرم افزار و آموزش جهت نصب اصطلاحنامه در رایانه های خود داشتند.

در سال 1992، کمیته مشورتی AAT به ریاست کارول جکمن – شولر در همکاری با ARLIS یک ارزیابی جدید و به مراتب گسترده تر از کاربران انجام داد. هدفی دوگانه تعقیب می شد: تامین اطلاعات درباره سازمانهائی که در آن زمان سرگرم استفاده از AAT بودند به صورتی که بتواند توسط ARLIS به صورت راهنمای کاربران توزیع شود و قرار دادن اطلاعات در اختیار کارکنان AAT در این مورد که در پی اولین انتشار اصطلاحنامه در سال 1990 چگونگی استفاده از آن برچه منوال بوده است. یکی از یافته ها این بود که از زمان برگزاری ارزیابی سال 1988هنوز معدودی از فهرست های دستی برجای مانده اند. در واقع مدیریت اطلاعات هنر در انواع و اشکال بسیار متنوع خود وارد عصر الکترونیک شده بود. یکبار دیگر نیاز به آموزش و پشتیبانی کاربران مورد تاکید قرار گرفت؛ همینطور ضرورت آمادگی استفاده از AAT سازمان دهی در منابع بصری و مشاغل آرشیوی. موزه هائی که باتانی بیشتر وارد مرحله خودکارسازی شده اند شروع به احساس نیاز به واژگانی کنترل شده چون AAT کرده اند.
در همان سال AHIP سفارش دو پژوهش عمده جهت برنامه ریزی برای مرحله نگهداری AAT در پی انتشار ویراست دوم در ژانویه 1994 را داد. پژوهشهائی که کریستین بورگمن و استیفن تونی انجام دادند تائید کرد AAT در توصیف یا دستیابی طیف گسترده ای از مواد مجموعه ها به کار می رود از مجموعه های چند صدتائی گرفته تا مجموعه های بالای یک میلیون. افزون بر این انتظار می رود کاربران استفاده از AAT را به بسیاری برنامه های جدید گسترش دهند، به صورت چاپی یا الکترونیک. با شناسائی مهم ترین نیازهای جامعه استفاده کننده این پژوهشها به AAT کمک خواهد کرد کارآمدترین خدمات کاربران را برنامه ریزی کند.
وقتی برای اولین بار کار توزیع رده ها به شکل پیش نویس آغاز شد، روشی رسمی وضع شده بود تا استفاده کنندگان آزمایشی ترغیب گردند از طریق پیشنهاد اصطلاعات جدید و اظهار نظر روی اصطلاحات موجود به تکمیل AAT کمک کنند. تسلیم واژه های جدید نامزد درج در اصطلاحنامه و پردازش آنها بخشی ارزشمند از فرآیند تحریریه شده است. هر یک از اصطلاحاتی که از این طریق پیشنهاد شده به یک ویراستار سپرده می شود و با همان شدت بقیه اصطلاحات نامزد درج در اصطلاحنامه مورد پژوهش قرار می گیرد. پس از پژوهش واژه را به مجمع ویراستاران می برند تا در مورد افزودن آن به اصطلاحنامه تصمیم گیری شود. وقتی در مورد مفاهیم جدید مشکلی بروز می کند ویراستاران AAT به رای زنی با سازمانهای پیشنهاد دهنده اصطلاحات و بحث در مورد تعیین ضرورت آن واژه خاص و چگونگی استفاده از آن می پردازند. کارکنان بخش خدمات کاربران AAT به عنوان رابط سازمانهای پیشنهاد دهنده عمل کرده، به دریافت و عودت واژه های نامزد درج در اصطلاحنامه پرداخته، به انتقال سیاستهای کلی ویرایشی AAT به پیشنهاد دهندگان که می تواند کاربران رادر نمایه سازی و فهرست نویسی به کار آید می پردازند.
در حال حاضر استفاده کنندگان از AAT عبارتند از مجموعه های عکس، اسلاید و نقشه، آرشیو ها، موزه ها، کتابخانه ها، مراکز خدمات فهرست نویسی، شرکت های معماری و طراحی و پروژه های فرهنگ ها و دائره المعارف های هنر و معماری. اکثریت قریب به اتفاق کاربران مجموعه های خود را خودکار کرده یا در شرف انجام آنند. در نتیجه هر دو ارزیابی فوق الذکر و نیز ارتباط شخصی با شماری از کاربران بالفعل و بالقوه AAT، درک روشنی از نیاز به ارائه راهنمائی و آموزش در استفاده از واژگان موضوعی کنترل شده پیدا شده است. بنابراین دستورالعملهائی لازم است، از قواعد کلی انتخاب اصطلاحات گرفته تا استفاده از واژه های AAT در نظامهای پیچیده نمایه سازی. مجموعه ای از کارگاههای آموزشی که در سال 1987 آغاز شد توسعه داده شده تا شامل کلیه گروههای پشتیبان گردد که در استفاده از اصطلاحنامه نیاز به راهنمائی دارند. موضع اصلی کارکنان پروژه نسبت به استفاده کنندگان از AAT پذیرا بودن و انعطاف است – پذیرا بودن نسبت به انواعی از نظامهای اطلاع رسانی و نیازهای خاص آنها و انعطاف در مورد ایجاد تغییرات لازم در AAT توسط جامعه کاربران و در نتیجه تحولات جدید در رشته علوم اطلا