مندل (Mandala) در علوم غریبه و ادبیات فارسی، دایره یا خط محافظی است که احضارکنندگان ارواح و جادوگران اطراف خود میکشند تا از گزند موجودات ماورایی در امان بمانند ویکیپدیا. این اصطلاح همچنین به معنای نوعی عود خوشبو از هند، دستار، یا نوعی دهل نیز به کار رفته است.
واژه یاب +3
معانی و کاربردهای مندل:در علوم غریبه (خط عزیمت): دایرهای جادویی (Magic Circle) که جادوگران یا عارفان برای تمرکز نیرو، ایجاد فضای مقدس و محافظت در برابر نیروهای شیطانی، حین احضار روح یا چلهنشینی ترسیم میکنند ویکیپدیا.
در ادبیات: کنایه از حریم، محدوده یا خط قرمز است.
به عنوان عود: نوعی عود باکیفیت و معطر که از هند میآورند.
معانی دیگر: دستار، دستپاک، و نوعی دهل هندی.
واژه یاب +4
این واژه در متون کهن ادبی فارسی مانند اشعار رودکی و نظامی بسیار استفاده شده است.
«عزیمت» (Azimat) به معنای قصد کردن، اراده استوار، تصمیم راسخ، سفر کردن، و حرکت به سوی جایی است [۲، ۳، ۴]. این واژه معمولاً برای نشان دادن شروع یک سفر یا تصمیم قاطع برای انجام کاری استفاده میشود و مترادفهایی چون «آهنگ»، «عزم»، «رحیل» و «کوچ» دارد [۱۰].
معانی و کاربردهای اصلی:حرکت و سفر: رفتن به سوی یک مکان، آغاز سفر [۴، ۱۰].
قصد و تصمیم: اراده محکم برای انجام کاری [۲، ۶].
اصطلاح فقهی: در مقابل «رخصت» قرار میگیرد و به احکام اولیه و اصلی شرعی گفته میشود که برای همه مکلفان در شرایط عادی تشریع شده است [۵، ۱۲].
معانی قدیمی: به معنای سحر، افسون، و ورد نیز در ادبیات کهن به کار رفته است [۴، ۷].
مترادفها: عزم، نیت، آهنگ، قصد، کوچ، رحیل، سفر، عزیمت کردن [۱۰].
متضادها: فسخ عزیمت (انصراف) [۱۲].
معزم (معزمّ) (با تشدید «ز» - مُعَزِّم) به معنای افسونگر، جادوگر یا کسی است که اوراد و دعاهای خاص (عزیمت) را برای رفع سحر یا احضار جن و پری میخواند [۳، ۶]. این واژه ریشه عربی دارد و به عنوان صفت برای ساحران یا دعانویسان استفاده میشود [۶]. این کلمه با «معظم» (بزرگ) اشتباه نشود [۵].
معانی و نکات کلیدی:افسونگر و دعانویس: کسی که افسون میخواند (معزم) [۳].
جادوگر: ساحر [۶].
کاربرد: بیشتر در متون قدیمی به عنوان صفت کننده ساحران استفاده میشود.
املای صحیح: مُعَزِّم (با تشدید) به معنی افسونگر است، در حالی که «مُعزم» ممکن است اشاره به آهنگ کننده و مصمم داشته باشد [۲، ۳].
