۱۴۰۵ فروردین ۷, جمعه

 

🔴 در ستایش امید
✍️ مجتبی نجفی
در جنگ ایران و عراق، کنار جسد سرباز جوانی، گل روییده بود.
در زلزله بم، امدادگران فرانسوی شاهد تولد کودکی در میان آن همه آوار شدند. در زلزله آذربایجان، پرنده ای در میان آن همه آوار خوشخوان وعده رهایی می‌داد. در اول فروردین، سیاه ترین عید تاریخ ایران، که حجم جانهای از دست رفته از دی تا اسفند نفس را می‌برید، رنگین کمان زیبایی آسمان تهران را زیبا کرد.
وقتی کودک نجات یافته را دیدم، از فرط خوشحالی، غم این حجم از ویرانی را فراموش کردم. شاید با نجات هر کودکی، یاد "آرنت" میافتم که گفت هر تولدی آبستن شگفتی است، آبستن معجزه است و اینجا هم نجات هر کودکی آبستن رهایی آینده ایران است. ترامپ مدام از مرگ ایران می‌گوید اما ایران فقط مختص به محدوده جغرافیایی نیست،حتی اگر آن سرزمین، زبانم لال، خاکستر شود،باز ايده ایران را می‌گیریم، پرورش می‌دهیم و دوباره می‌سازیم.
برای رییس جمهور آمریکا که عامدانه نام ایران را با مرگ و نابودی پیوند می‌زند نوشتم نظام‌های سیاسی آمده و رفته اند. جمهوری اسلامی هم سرنوشتی جز این رفتن‌ها دیر یا زود نخواهد داشت اما "ایران" هرگز نمی‌میرد.
آدمی است دیگر. در دل تاریکی هم دنبال نور است. در حالی که هر روز به بدترین سناریوها برای آینده ایران فکر می‌کنم، مضطرب و اندوهگین می‌شوم، نجات هر جانی، به ویژه نجات هر کودکی، این مظلوم ترین قربانیان، بهانه ای است برای امیدواری. ایران دوباره برخواهد خاست.
*کانال نویسنده