۱۴۰۵ فروردین ۷, جمعه





روایتی نادر از داخل ایران :«بسیاری در ایران این جنگ را علیه میهن خود می‌دانند»


با ممنوعیت رسانه‌های خارجی، یک سفر چهار روزه روایتی نادر از زندگی روزمره، جنگ و حال و هوای عمومی در داخل ایران ارائه می‌دهد.

این مقاله در روزنامه هآرتص ۲۴ مارس( ۴ فروردین) منتشر شده است

مصاحبه با Liza Rozovsky خبرنگار مستقل



چند روز پیش، روسلان سلیمانوف، روزنامه‌نگار روس، برای مدت کوتاهی توسط سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در شهر تبریز در شمال غربی ایران بازداشت و ظرف چند دقیقه آزاد شد . البته پس از آنکه نیروهای امنیتی پس از بررسی پاسپورت، تلفن او را کنترل و عکس‌هایی را که مشکل‌ساز می‌دانستند، حذف کردند.

سلیمانوف که روزنامه‌نگار مستقل و محقق خاورمیانه است، برای یک سفر چهار روزه در شرایط تشدید تهاجم اسرائیل و آمریکا وارد ایران شد. او می‌گوید که مراقب بوده جلب توجه نکند: از عکاسی از ساختمان‌های دولتی یا دود برخاسته از محل‌های حمله خودداری می‌کرد و خود را به گرفتن تصاویر بیلبوردهای عمومی با تصاویر رهبران مذهبی و همیشه در جمع مردم محلی محدود می‌کرد.

سلیمانوف در پستی در فیسبوک برخوردش با نیروهای امنیتی را چنین شرح داد : «گویا عکس گرفتن از تصاویر مجتبی خامنه‌ای، پدر «شهید» او و دیگر شهدا که در همه جا به نمایش گذاشته شده‌اند، ممنوع است. نیروهای امنیتی مودبانه اما بسیار قاطع درخواست کردند که گالری عکس تلفن من را بررسی کنند. آنها هر چیزی را که دوست نداشتند حذف و سطل زباله تلفنم را خالی کردند. آنها ما را به داخل یکی از اتوبوس‌ها هدایت کردند و مدارک ما را بررسی کردند». لحن برخورد تنها پس از آن تغییر کرد که من به زبان آذربایجانی با نگهبانان صحبت کردم و گذرنامه روسی خود را نشان دادم : «آنها احتمالاً کمتر از یک شهروند روسی انتظار دارند که جاسوس باشد.»

سلیمانوف، ۳۱ ساله، در سیبری و در خانواده‌ای با اصالت آذربایجانی متولد شد. او تا اوایل سال ۲۰۲۲ به عنوان خبرنگار در قاهره برای خبرگزاری دولتی روسیه( TASS) کار می‌کرد، تا اینکه پس از حمله روسیه به اوکراین استعفا داد. TASS به طور گسترده به عنوان یکی از ستون‌های دستگاه تبلیغاتی دولت روسیه دیده می‌شود. او از آن زمان به طور مستقل کار کرده است، از جمله به عنوان محقق وابسته به موسسه NEST، یک اندیشکده مستقر در لندن و واشنگتن با تمرکز بر استراتژی اوراسیا.او مدتی در آذربایجان زندگی کرده و زبان آذری را آموخته است و در آنجا اقوامی دارد، اما پس از اینکه مقامات ویزای او را تمدید نکردند، مجبور به ترک آنجا شد. علاوه بر روسی و آذربایجانی، او به عربی و فارسی نیز صحبت می‌کند.

سلیمانوف حدود دو سال پیش از ایران بازدید کرده بود و پس از شروع جنگ قصد بازگشت داشت. اولین تلاش او - عبور از ترکیه - با ممانعت مقامات ترکیه از ورودش ناکام ماند. او در نهایت از طریق آذربایجان وارد ایران شد. در گفتگو با هاآرتص گفت که در مرز به او گفته شد که اجازه بازگشت به آذربایجان را نخواهد داشت. در نتیجه، بعداً از طریق ترکیه از ایران خارج شد.

روزی که وارد کشور شد، یکی از دوستانش به او گفت که روزنامه‌نگاران در تهران دستگیر شده‌اند، اما این موضوع او را از این سفر منصرف نکرد. او گفت که از مقامات ایرانی پنهان نکرده است که در مورد کشور تحقیق و گزارش تهیه می‌کند، اما به آنها گفته است که این بار به عنوان یک توریست وارد می‌شود تا حدی برای ملاقات یا صحبت با افراد محلی دستش باز باشد، کسانی که ارتباطشان به دلیل قطعی تقریباً کامل اینترنت با خارج گسسته شده است.

روایت سلیمانوف نگاهی اجمالی به داخل ایران در زمانی ارائه می‌دهد که دسترسی روزنامه‌نگاران خارجی به این کشور بسیار محدود است. با شروع جنگ، مقامات ایرانی تقریباً دسترسی به اینترنت را قطع کرده و ارتباطات با دنیای خارج را به شدت محدود کرده‌اند. به گفته سلیمانوف، ایرانیان می‌توانند با خارج از کشور تماس بگیرند اما نمی‌توانند تماسی را دریافت کنند و حتی این تماس‌ها نیز نیاز به خرید کارت‌های مخصوص دارند.در داخل کشور، دسترسی به اینترنت محدود به وب‌سایت‌های تحت کنترل دولت است. حتی رسانه‌های خبری اصلاح‌طلب - که تحت سیستم رسانه‌ای به شدت مدیریت شده ایران مجاز هستند - از داخل قابل دسترسی نیستند.در این شرایط، اکثر رسانه‌های مستقل هیچ خبرنگاری در محل ندارند. مشاهدات سلیمانوف، به غیر از حضور کوتاه یک خبرنگار سی‌ان‌ان، به عنوان یکی از معدود روایت‌های دست اول از داخل ایران در طول تشدید تنش‌های فعلی، برجسته است. او طی چهار روز، در شمال غربی ایران سفر کرد . از شهر بندری آستارا در دریای خزر آغاز و همچنین از اردبیل، تبریز و بازرگان در نزدیکی مرز ترکیه بازدید کرد. او از رفتن به تهران اجتناب کرد، هم به این دلیل که به او هشدار داده شده بود که خطرناک خواهد بود و هم به این دلیل که راننده‌ای که مایل به انجام این سفر باشد، نیافت.او گفت که شرایط جنگی به طور ناموزون در ایران زندگی می‌شود. در شهرهایی مانند اردبیل، دور از مناطق حملات مداوم، زندگی روزمره تنها با نشانه‌های ظریفی از اختلال ادامه دارد. با این حال، در تبریز، عوارض جنگ غیرقابل انکار است.

او گفت: «شما دود در حال برخاستن را می‌بینید، دائماً پژواک انفجارهایی مانند رعد و برق را می‌شنوید. شما هواپیماهای اسرائیلی و آمریکایی را می‌بینید که همیشه در بالای سرتان در حال چرخش هستند». او افزود که مردم محلی این هواپیما را شناسایی کرده‌اند و خاطرنشان کرد که ایران هواپیماهای مشابهی ندارد. در حالی که مرکز تبریز تا حد زیادی دست‌نخورده به نظر می‌رسید، سلیمانوف گفت که کارخانه‌ها و ساختمان‌های مسکونی ویران‌شده‌ای را در حومه شهر دیده است. ترس همچنین موجب تغییر رفتار غیرنظامیان شده است. او گفت: «مردم از رفتن به بیمارستان‌ها می‌ترسند. یکی از دوستانم دندان درد داشت و از رفتن به درمانگاه خودداری کرد زیرا می‌ترسید که به بهانه حضور سپاه پاسداران مورد هدف قرار گیرد». در طول تعطیلات نوروز، که معمولاً با سفر و گردهمایی‌های بزرگ خانوادگی همراه است، بازارها فقط تا حدی فعالیت داشتند و جو آرام بود. با این حال، بسیاری از ایرانیان سعی می کردند تا حدودی حس عادی بودن را حفظ کنند.

سلیمانوف گفت که هیچ پناهگاه و آژیری وجود ندارد. «وقتی حمله‌ای رخ می‌داد، همه تا جایی که می‌توانستند خود را نجات می‌دادند». با وجود بمباران‌های مداوم، او شاهد جریان قابل توجهی از پناهندگان در مرز ترکیه و ایران نبود. بسیاری از ساکنان از تهران که با بماران و قطعی برق مواجه شده اند، فرار کرده‌ و اکثر آنها در داخل کشور، اغلب به مناطق روستایی، نقل مکان کرده‌اند.
عدم تمایل عمومی برای سرنگونی رژیم

او گفت که مکالماتش با مردم منعکس کننده یک واقعیت پیچیده و اغلب متناقض است. در شهرهای بزرگ، او با تجمعات بزرگ طرفداران دولت روبرو شد که هر شب از تلویزیون ایران پخش می‌شوند. او گفت: « من افرادی را می‌شناسم که صادقانه به این تظاهرات می‌روند و نمی‌توان آنها را با کسانی که در تظاهرات طرفدار دولت در روسیه برای دریافت پول شرکت می‌کنند، مقایسه کرد». در عین حال، او با بسیاری از ایرانیان مخالف رژیم ملاقات کرد، از جمله برخی که در اوایل امسال در اعتراضات شرکت کردند و به سختی جان سالم بدر بردند. اما کسانی که او با آنها صحبت کرد، ابراز ناامیدی عمیق می‌کردند. آنها می‌گفتند که اعتراضات ژانویه به شکلی وحشتناک و خونین پایان یافت و هیچ‌کس به کمک آنها نیامد. آنها به ترامپ ایمان داشتند. آنها به ولیعهد رضا پهلوی ایمان داشتند. اما هیچ‌کس نیامد. حمایت فقط در توییتر بود. برخی افراد ممکن است در ابتدا حملات امیکا و اسراییل را ضربه‌ای به رژیم می‌دانستند، اما این برداشت به سرعت تغییر کرد. «شاید در ساعات و روزهای اول کسی به این موضوع اعتقاد داشت و واقعاً افرادی بودند که این موضوع برایشان امیدبخش بود. اما پس از حملات نه تنها علیه اهداف نظامی و دولتی، بلکه علیه اهداف غیرنظامی - من خودم خانه‌های ویران شده را دیدم - پس از شروع کشتار غیرنظامیان بی‌گناه، پس از اینکه ترامپ گفت نقشه ایران ممکن است تغییر کند، و پس از انتشار گزارش‌هایی مبنی بر حمایت آمریکا و اسرائیل از جدایی‌طلبی کردها، این دیگر به عنوان یک مبارزه صرف علیه آیت‌الله‌ها یا رژیم تلقی نمی‌شد. بسیاری آن را به عنوان جنگی علیه کل ایران دیدند. دولت ایران این روایت را تقویت کرده و این درگیری را به عنوان یک تهدید وجودی برای کشور مطرح کرده است. به گفته سلیمانوف، حتی برخی از منتقدان رژیم نیز به همین دیدگاه رسیده‌اند.

سلیمانوف ادامه می‌دهد: ایرانی‌ها علی‌رغم تعلقات سیاسی، همه یک سوال را می‌پرسند: بعد چه می‌شود؟ جایگزین‌ها چه کسانی هستند؟ منظور ترامپ از «سه گزینه خوب» برای رهبری ایران کیست؟ برای چه کسی باید به خیابان‌ها برویم؟ آنها کسی را در میدان نمی‌بینند که بتوانند از او پیروی کنند. حتی چهره‌هایی که زمانی به عنوان جایگزین‌های بالقوه دیده می‌شدند، مانند رضا پهلوی، پس از فراخوان اعتراضاتی که به شدت سرکوب شدند، اعتبار خود را در میان ایرانیان از دست داده‌اند.

سلیمانوف با اشاره به رضا پهلوی می‌گوید: «این مرد در واشنگتن نشسته و از ایرانیان می‌خواهد که بدون هیچ ریسکی به خیابان‌ها بیایند. البته رژیم از این موضوع به روش خود سوءاستفاده می‌کند ، اما بسیاری از کسانی که دیروز به او اعتقاد داشتند، اکنون ناامید شده‌اند - هم به دلیل تبلیغات و هم به دلیل عملی بودن رهنمودهایش . «ما در ژانویه برای او بیرون رفتیم، آنها به ما شلیک کردند و هزاران یا ده‌ها هزار نفر را کشتند ، و از آن زمان چه چیزی تغییر کرده است؟ آیا او در ایران نفوذی پیدا کرده است؟ آیا سپاه پاسداران با او بیعت کرده است؟ آیا چیزی تغییر کرده است؟ » سلیمانوف گفت اینها سوالاتی هستند که نشان دهنده طرز فکر بسیاری از ایرانیان است. به همین دلیل است که حتی افرادی که در ژانویه به خیابان‌ها آمدند، اکنون هیچ دلیلی برای ریسک دوباره زندگی‌شان نمی‌بینند.

سلیمانوف در پاسخ به این سوال که آیا حذف رهبری امیدی را در بین مردم ایجاد کرده است، گفت که رژیم نشانه کمی از تضعیف نشان داده است. او گفت: «شاید انتظار داشتند که رژیم متزلزل شود. اما این اتفاق نیفتاد. خیابان‌ها پر از پرسنل سپاه پاسداران و افراد مسلح است. همه جا پر از تصاویر مجتبی و علی خامنه‌ای است - من دیدم که آنها در حال حاضر تصاویر [علی] لاریجانی را آویزان کرده‌اند. سیستم همچنان به کار خود ادامه می‌دهد. افرادی که هر شب برای تظاهرات بیرون می‌روند، اقلیتی فعال هستند، اما همچنان پایگاه حمایتی برای رژیم محسوب می‌شوند. و وقتی درخواست‌هایی برای اهدای خون برای مجروحان وجود دارد، حتی مخالفان رژیم هم برای آن می‌روند . آنرا برای ایران انجام می‌دهند»

سلیمانوف در پاسخ به این سوال که پس از پایان جنگ چه تحولاتی را در ایران انتظار دارد، گفت که معتقد است سپاه پاسداران کنترل خود را تشدید خواهد کرد، سرکوب را افزایش خواهد داد. او گفت اگر جنگ ۱۲ روزه در ماه ژوئن برای مدت کوتاهی امیدهایی را برای انتقال «نرم» قدرت به نیروهای اصلاح‌طلب ایجاد کرد، این احتمال اکنون از بین رفته است. سلیمانوف در مورد اینکه آیا اعتراضات ممکن است پس از جنگ، مانند ژانویه، از سر گرفته شود، گفت که این امر قطعاً ممکن است. او خاطرنشان کرد که ترس از سرکوب و اعدام، در گذشته مانع از آمدن ایرانیان به خیابان‌ها نشده است. او گفت: «وقتی مردم به شرایط ویرانی ، فقدان آینده، و ویرانی اقتصادی بازگردند، اعتراضاتی رخ خواهد داد.» اما من فکر می‌کنم پاسخ رژیم تقریباً همان چیزی خواهد بود که در ژانویه رخ داد.