كعبه‌ی مخفی

ای آبشار، نوحه گر از بهر چيستی                               چين بر جبين فكنده ز اندوه كيستی؟

چين، جبين و اندوه: مراعات نظير يا تناسب

چين  بر جبين فكنده: كنايه از اخم کردن و عصبانی شدن

آبشار مورد خطاب واقع شده: تشخیص

معنی: ای آبشار، تو بر مصيبت چه كسی اين گونه نوحه سرايی می‌كنی از ماتم چه كسی، غمگين و اندوهگين هستی؟

دردت چه درد بود كه چون من تمام شب                    سر را به سنگ می‌زدی و می‌گريستی

خودش به آبشار تشبيه کرده است.

آبشار سر خود را به سنگ می‌زند: تشخیص

سر را به سنگ می‌زدی و می‌گریستی: كنايه از بيان شدّت رنج و درد، تشخيص

معنی: چه دردی داشتی كه تو هم مثل من  تمام شب را گريه می‌كردی؟

***

از قضا آيينه‌ی چينی شكست                                    خوب شد اسباب خود بينی شكست

خودبينی: ايهام دارد: 1- آيينه: افراد خود را در آن می‌بينند، 2- خود خواهی

معنی: گويند روزی بر اثر وزش باد آيينه‌ی خانه زيب النّسا شكست. فوراً گفت: از قضا آيينه‌ی چينی شكست. پدرش، اورنگ زيب، با شنيدن اين مصراع جواب داد خوب شد اسباب خودبينی شكست كه چنين حاضر جوابی‌ها را «بديهه گويی» می‌گويند.

***

عشق چون آيد برد هوش دل فرزانه را                        دزد دانا می‌كشد اوّل چراغ خانه را

عشق: معادل دزد

هوش دل: معادل چراغ

می‌كشد: مجازاً خاموش كردن

اين بيت اسلوب معادله دارد.

معنی: وقتی كسی عاشق می‌شود خوب و بدش را نمی‌شناسد هم چنان که دزد با تجربه ابتدا چراغ‌ها را خاموش می‌كند تا ديده نشود عشق نیز وقتی در دل كسی فرود آيد عقل و هوش را ازبین می‌برد.

آنچه ما كرديم با خود هيچ نابينا نكرد                         در ميان خانه گم كرديم صاحبخانه را

صاحب خانه مجازاً: خدا

تلمیح دارد به «القلب بيت المؤمن» قلب  خانه ی مؤمن است.

معنی: كاری كه ما با خودمان كرديم هيچ آدم نادانی نكرد چون ما در داخل خانه از ديدن صاحبخانه (خداوند) عاجز شديم. هيچ نابينايی راه را گم نمی‌كند ولی ما اين كار را كرديم و چشمانمان را به روی حقيقت بستيم.

***

برو طواف دلی كن كه كعبه‌ی مخفی است                  كه آن خليل بنا كرد و اين خدا خود ساخت

بيت تخلّص

تلمیح به داستان حضرت ابراهيم دارد.

تشبيه دل به كعبه

طواف، كعبه: مراعات نظير

مخفی: ايهام دارد:1- پنهان، 2- تخلّص شاعر

مرجع ضمیر آن: كعبه

مرجع ضمیر این: دل

خليل: حضرت ابراهيم

واج آرایی صامت / ک /

معنی: برو به جای طواف كعبه، دلی را شاد كن زيرا از كعبه‌ی ظاهر برتر است، كعبه ی خاكی را بنده‌ی خدا ساخت و كعبه دل را خدای ابراهيم ساخت.

***

شمعيم و خوانده‌ايم خطّ سرنوشت خويش                    ما را برای سوز و گداز آفريده‌اند

شمعيم: ما شمع هستيم: تشبیه

ما را برای سوز و گداز آفريده اند: چاره‌ای جز تسليم نداريم و  نبايد اعتراض كنيم

معنی: ما مانند شمع هستيم و از سرنوشت خويش آگاهيم و به يقين می‌دانیم كه هدف از خلقت ما سوز و گداز و دنبال خدا بودن است.

***

پروانه نيستم كه به يک شعله جان دهم                                  شمعم كه جان گدازم و دودی نياورم

خود را به پروانه تشبيه كرده (با بار مثبت)

پروانه نيستم: از پروانه بهتر هستم

دودی نياورم: كنايه از صدايم در نمی‌آيد، اعتراض نمی‌كنم

معنی: من پروانه نيستم كه در اوّلين برخورد با شمع بميرم بلكه مانند شمعی هستم كه می‌سوزم امّا دم برنمی‌آورم.

***

بلبل از گل بگذرد چون در چمن بيند مرا                      بت پرستی كی كند گر بَرْهمن بيند مرا

بت پرستی و برهمن: مراعات نظير

بلبل، گل، چمن: مراعات نظير

برهمن: پيشوای روحانی آيين برهمايی

معنی: بلبل با ديدن من عشق گل را از ياد می‌برد، برهمن بت پرست نيز با ديدن من بی‌قرار می‌شود و مذهب خود را از دست می‌دهد.

در سخن مخفی شده‌ام مانند بو در برگ گل                 هر كه خواهد ديدنم گو در سخن بيند مرا

اين بيت اسلوب معادله دارد.

مخفی: ايهام دارد:1- پنهانی، 2- تخلّص شاعر

بو، برگ ، گل: مراعات نظير يا تناسب

معنی: مانند عطر دل‌پذير گل در گلبرگ‌های سخن نهان شده‌ام آن كس كه طالب من است مرا در لابه‌لای سخنانم پيدا كند. مرا از طريق سخنانم می‌توانی بشناسی همانطور كه گل را از بوی آن می‌توان شناخت.


نام:فریبا کیانیان
تاریخ تولد:5 مرداد
جنسیت:زن - مجرد
محل سکونت:ایران - تهران
درباره من:دبیر ادبیات مدرسه فرزانگان دارای مدرک کارشناسی علوم تربیتی (مدیریت و برنامه ریزی)و ادبیات و کارشناسی ارشد زبان و ادبیات فارسی
ایمیل:kfariba2002@gmail.com
تحصیلات:کارشناسی ارشد - زبان و ادبیات فارسی
محل تحصیل:دانشگاه الزهرا(س)
شغل:دبیر ادبیات
محل کار:فرزانگان 2
مهارتها:تدریس دروس ادبیات، علوم اجتماعی
علایق:مطالعه کتب ادبی، فیلم و سریال تاریخی و علمی
کتب مورد علاقه:آثار زرین کوب، مثنوی و شاهنامه و ...
فیلم و سریال:اسپارتاکوس
موسیقی:سنتی و بومی خصوصا با گویش کردی و لری
ورزش مورد علاقه:پیاده روی