۱۳۹۰ مهر ۱۹, سه‌شنبه

نیکل اورسم



نیکول اورسم (1382 جولای 11 - 5-1320 حدود) که نیکلاس اورسم یا نیکلاس اور سمی نیز نامیده می شود از فیلسوفان مهم قرون وسطی متاخر بود. آثار مهم و پر تأثیری در باره اقتصاد، ریاضیات، فیزیک، نجوم، فلسفه و الهیات نوشت؛ اسقفِ لیزیو ، مترجم شارل پنجم شاه فرانسه و احتمالأ یکی از نوآور ترین متفکران سده چهاردهم میلادی بوده است.
نیکول اورسم بین 1325-1320 در روستای آلمونیا در نورماندی پای بدین جهان گذارد. هیچ چیز در باره خانواده اش نمی دانیم. اینکه در کالج ناوار درس خواند که با کمکهای پادشاه اداره می شد و ویژه تحصیل دانشجویانی بود که از بی نوائی برگ تحصیل در دانشگاه پاریس را نداشتند به این احتمال که برزیگر زاده بوده باشد قوت می بخشد. با ژان بوریدان (ملقب به بنیانگذار مکتب طبیعت گرائی فرانسه)، آلبرت ساکسونیائی و احتمالأ مارسلیوس انگنی (مارسلیوس فُن اِنگن) در پاریس تحصیل " هنر" کرد و همانجا درجه کارشناسی ارشد هنر گرفت. هنوز 1342 نشده در جریان بحران برخاسته از فلسفه طبیعی ویلیام اوکامی به درجه مربی گری رسید. در سال 1348 در دانشگاه پاریس دانشجوی الهیات بود و در سال 1356 درجه دکترایش را گرفت و همان سال استاد بزرگ کالج ناوار شد. در سال 1364 رئیس کلیسای جامع رُون شد. دور و بر 1369 به خواست شارل پنجم که در سال 1371 برایش مقرری تعییین کرد دست بکار برگرداندن آثار ارسطو به فرانسه شد و در سال 1377با پشتیبانی شاهانه اسقف لیسیو شد. مرگش بسال 1382 در همان شهر بود.
کیهان شناسی
اورسم در کتاب آسمان و جهان به بحث ادله گوناگون له و علیه حرکت محوری زمین می پردازد. وی معتقد بود بنا به ملاحظات نجومی چنانچه زمین حرکت می کرد نه افلاک ،تمامی حرکاتی که در آسمان می بینیم و ستاره شناسان به محاسبه شان می پردازند دقیقا به یک شکل به نظر می رسید چنانکه گوئی افلاک دور زمین می گردند. او این استدلال فیزیک را رد می کرد که چنانچه زمین در حرکت می بود هوا از آن عقب می ماند و باعث می شد بادی شدید در جهت شرقی-غربی وزیدن گیرد. از دید او زمین، آب و هوا جملگی حرکتی مشابه می یافتند. درباره آن بخشهای کتاب مقدس که سخن از حرکت خورشید دارد چنین نتیجه می گرفت که "این مطلب منطبق با سخن عوام است و نباید به معنای واقعی کلمه گرفته شود. وی همچنین می گفت اینکه زمین کوچک حول محور خویش بگردد بسی بیشتر به صرفه است تا اینکه جهان عظیم ستارگان گرد آن بچرخند. با این همه چنین نتیجه گیری می کرد هیچ کدام از این استدلالها ها قطعی نیست و "همه، از جمله خود من بر آنیم که افلاک گردان است، نه زمین.
ادراک حسی
اورسم در بحث انتشار صوت و نور پذیرای اصل قرون وسطائی تکثیر گونه ها که نویسندگانی مبحث نور چون ابن هیثم ، رابرت گراس تست، راجر بیکن، جان پچام و ویتلو بود. اورسم بر آن بود که این گونه ها جوهرهائی غیر مادی اما جسیم ( سه بعدی) اند.
ترجمه ها
اورسم نیز مانند بسیاری از همعصرانش بیشتر به لاتین می نوشت اما به اصرار شاه شارل پنجم به فرانسه نیز نوشت و ترجمه های فرانسوی کارهای خود و منتخب هائی از آثار ارسطو را فراهم کرد.
ریاضیات
مهم ترین کمکهایش به ریاضیات در رساله در ترکیب و کیفیت حرکت؟ آمده است. در کیفیت یا شکلی عرضی چون گرما شدت ( میزان دما در هر نقطه) و وسعت (به عنوان طول میله) را متمایز می کرد. این دو اصطلاح اغلب جای خود را به عرض و طول می داد. برای روشن ساختن منظور ایده مجسم ساختن این مفاهیم به صورت شکلهای مسطح به ذهنش رسید و به آنچه امروز مختصات متعامد یا دکارتی نامیده می شود نزدیک شد. شدت کیفیت با طول، یا longitudo ، متناسب با شدتی عمود بر پایه در هر نقطه مفروض بر روی خط پایه که نمایانگر عرض،latitudo. ، است نمایش داده می شود. اورسم پیشنهاد کرد شکل هندسی چنین صورتی را می توان معادل خصوصیات خود کیفیت گرفت. اورسم کیفیت یکنواخت را چیزی تعریف می کرد که با خطی به موازات طول نمایش داده می شود و هر کیفیت دیگری را نافرم است. کیفیت هائی که به شکلی یکنواخت نافرم باشند با خطی مستقیم که گرایش به محور طولی دارد نشان داده می شود، ضمن اینکه بسیار موارد متفاوت از کیفیات نافرم نا یکنواخت را شرح می دهد. اورسم این اصل را به اشکال سه بعدی بسط داد. وی این تحلیل را در مورد بسیاری از کیفیات چون داغی، سپیدی و شیرینی صادق می دانست. آنچه برای پیشرفت های بعدی اهمیت دارد این است که اورسم کاربرد این مفهوم را به تحلیل حرکت محلی بسط دار که در آن عرض یا شدت نمایانگر سرعت و طول نشانه زمان است و مساحت شکل مسافت طی شده را می نمایاند.
او ثابت می کند این روش ترسیم عرض شکل ها در مورد حرکت یک نقطه نیز صادق است، مشروط بر آنکه زمان را طول و سرعت را عرض بگیریم که در آن صورت مقدار حرکت عبارت خواهد بود از مسافت طی شده در زمانی معین. به لطف این ترانهش، قضیه نافرمهای یکنواخت طول،latitudo uniformiter difformis ، بصورت اصل مسافت طی شده در صورت حرکت دارای تغییر یکنواخت در آمد و بدین ترتیب پیشگام کشف گالیله شد.
مهم اینکه اورسم برای نخستین بار (هرچند گُنگ) واگرائی سری های هارمونیک را اثبات کرد، کاری که در سده های بعد امثال برادران برنولی توانستند تکرار کنند. برهان وی که جایگزینی بود برای دیگر آزمونهای "معیار" واگرائی (آزمون نسبت و مانندگانش) به زیبائی نشان داد که برای هر ارزش n/1نزدیک ترین n عضوی است از توالی 2˄n و دوره های n/2 پیش از آن باید بزرگتر از 1/2 باشد. بدین ترتیب با استفاده از آزمون مقایسه و اصل فشردن یا ساندویچ سری ها باید بزرگتر از سری های 1/2+1/2+…+1/2(که به وضوح واگراست) باشد؛ و این بدان معناست که سری های هارمونیک (1/n) باید واگرا باشند. اورسم تنها ریاضی دانی بود که این حقیقت را اثبات کرد و تا چندین سده بعد افتخارش از آن او بود.
اقتصاد
اورسم با رساله در اصل، طبیعت، قانون و تغییرات پول یکی از کهن ترین دست نوشته ها که به مبحثی اقتصادی پرداخته روشن بینی جالبی را وارد مفهوم پول دذ قرون وسطی می کند.