۱۴۰۳ دی ۲۹, شنبه
Nasrollah Pourjavady
15h ·
استفاده ابزاری از «اسلام»
زیان آورترین کاری که برخی ازمبارزان فلسطینی و طرفدارانشان در چهل سال گذشته مرتکب شده اند به گمان من این بوده که این مبارزات را دینی و اسلامی خوانده اند. قبلاً این طور نبود. فلسطینی ها که برای بازپس گرفتن سرزمینهای اشغالی خود به حق میجنگیدند، برای منافع قومی و ملی خود میجنگیدند و چون زبانشان عربی بود هم خود ایشان و هم طرفدارانشان از یاسر عرفات و جمال عبدالناصر گرفته تا صدام حسین جنگ خود را جنگ ملت عرب با اسراییل میخواندند. مردم دنیا هم مبارزات فلسطینی ها را اسلامی نمیخواندند. مثلا جنگ سال ۶۷ را که من خوب به خاطر دارم عموما مردم در آمریکا جنگ اعراب با اسرائیل میخواندند. در ایران هم همینطور. اصولاً فلسطینیهایی که مظلوم واقع شده بودند فقط مسلمانان نبودند و لذا شاید به همین دلیل خود فلسطینی ها هم نمیخواستند به این مبارزات رنگ دینی بدهند. به نظر میرسد که اسلامی خواندن این مبارزات رنگی بود که دیگران میخواستند به آنها بدهند، هم گروههای وابسته به اخوانالمسلمین و هم بخصوص انقلابیون ایرانی.
در باره مصریها چیز زیادی نمیدانم ولی در مورد ایرانیان خوب میدانم که چطور همه سعی داشتند که به جای عربی خواندن فعالیتهای علمی و فرهنگی از عنوان « اسلامی » برای انها استفاده کنند. هیچ کس از کار عبدالناصر خوشش نمی آمد که خلیج فارس را با اسم جعلی عربی بخواند. چیزهای دیگر را هم، حتی اگر در اصل عربی بود، اگر میخواستند عربی بخوانند کسی رضایت نمی داد. یک مورد آن کتاب «طب عربی» نوشته ادوارد براون بود که وقتی به فارسی ترجمه کردند با وجود این که مولف توضیح داده بود که منظورش از عربی فقط زبان متونی است که از آنها استفاده کرده با این حال مترجم و ناشر کتاب عنوان را به «طب اسلامی » تغییر دادند در حالی که این عنوان اصلا شایسته کتاب نبود. در ایران با عنوان «فلسفه عربی» هم مخالفت می شد و چون نمیخواستند به هر دلیل از عنوان فلسفه ایرانی یا فلسفه در دوره اسلامی استفاده کنند آن را به فلسفه اسلامی تبدیل کردند. پیش از انقلاب ۵۷ ، و حتی تا سالها بعد دادن صفت و اسم « اسلامی» به علوم و تمدن و فرهنگ و هنر کاملا عادی شده بود. ولی متاسفانه این عنوان به چیزهای غیر تمدنی مثل انقلاب و جنگ هم داده شد. از اینجا بود که انقلابیون ایرانی خیلی راحت توانستند رنگ مبارزات عربی کشور های عربی را اسلامی بخوانند تا خودشان را هم بتوانند در آنها سهیم کنند، غافل از این که این کار هم به زیان مبارزات تمام می شود و هم به زیان اسلام. یکی از زیانها این بود که جنگ فلسطینی ها فقط متعلق به مسلمانان نبود. غیر مسلمانان هم برای بازپس گرفتن سرزمینهای اشغالی ذینفع بودند. در ثانی این جنگ در ماهیت یک جنگ دینی نبوده است. جنگ دینی جنگ با دشمن خداست و بزرگترین دشمن خدا برای هرکس اهریمن درون خود اوست . وانگهی اگر جنگ فلسطینی ها اسلامی بود باید همه مسلمین در آن شرکت میجستند در حالی که بسیاری از مسلمانان اصلا کاری به این مسیله نداشتهاند. جنگ به هر حال حرکتی خشونت آمیز و قهر آمیز است، خشونت جمعی که خطرناکترین نوع خشونت است و خیلی ها حتی موافق نیستند که حرکتهای خشن و قهر آمیز را به اسلام نسبت دهند . هزار و چهار صد سال بزرگان ما سعی کرده اند چهرهای ملایم و صلح آمیز و حتی رئوف و مهربان از اولیاء دینی و دین خود بسازند و حاضر نیستند عده ای به هر دلیل این چهره را به صورتی زشت و خشن و جنایتکارانه و تروریستی در بیاورند. اکثر قریب به اتفاق مسلمانان با نسبت دادن اعمال تروریستی مانند یازده سپتامبر و هفت اکتبر به اسلام مخالفند. احتمالا همین مخالفت بود که باعث شد جورج بوش که عملیات تروریستی یازده سپتامبر را جنگ صلیبی خوانده بود در این مورد تجدید نظر کند. دو سه روز پیش یک سخنرانی کوتاه از ترامپ شنیدم که تروریسم را محکوم میکرد و میگفت اعمال تروریستها نمیتواند خدا پسندانه باشد. من دقت کردم ببینم این تروریستها را به نوعی دینی و اسلامی میخواند یا نه. دیدم نه. من مطمئنم که پرزیدنت ترامپ را «بریف» کرده اند که مبادا اعمال تروریستی را اسلامی بخواند و آنوقت بعضی ها در ایران راحت از « تروریسم مقدس» سخن میگویند و به اعمال تروریستی افتخار میکنند و ابایی ندارند از این که این اعمال را به اسلام نسبت دهند. اگر امروزه اسلام ستیز ی و حتی اته ایسم در جهان بیداد میکند گناه آن به گردن کسانی است که برای اعمال جنایتکارانه و کینه توزانه و جنگ طلبانه و تروریستی خود از اسلام مایه گذاشته اند و لذا برای مقابله با این نوع اسلام ستیزی و دین ستیزی هم باید اجازه نداد کسانی از دین اسلام استفاده ابزاری کنند.
