skip to main
|
skip to sidebar
5- این جنگ ـ که مقدمات آن سالهاست در حال فراهم شدن بود ـ جنگ نظم منطقهای و امتدادی از رقابت استراتژیک چین و آمریکاست و ایران برای بقای خود ناگزیر است در قالب طرحهایی چون BRI، GDI و بهویژه GSI به یک همداستانی راهبردی با پکن برسد.همچنین ایران برای رسیدن به یک توازن جدید با کشورهای حاشیه خلیج فارس و کم کردن وزن امنیتی ایالات متحده پس از ضربات جدی به زیربناهای نظامی آمریکا و سنتکام در منطقه راهی ندارد جز آنکه از ظرفیت پکن و مسکو و طرحهای آنها برای این منطقه نظیر ابتکار “امنیت جمعی روسیه برای منطقه خلیج فارس” که از حمایت پکن نیز برخوردار است، استفاده کند.به عبارتی اگرچه تهران دارای طرحهای مخصوص به خود جهت بازتنظیم روابط قدرت در منطقه است، اما باید بکوشد طرحهای راهبردی چین و روسیه برای منطقه خاورمیانه و خلیج فارس را در جهت منافع خود در نظر بگیرد، قبل از آنکه ایالات متحده و سایر کشورهای عربی چنین کنند.6- ایران باید برای فردای پس از جنگ علاوه بر وساطت پکن میان ایران و کشورهای حاشیه خلیج فارس، از ظرفیت هنگ کنگ بعنوان جایگزینی امارات جهت انجام تسویههای مالی استفاده کند.مشارکت چین در ایجاد کنسرسیوم هستهای بسیار مهم است و مینیراکتورهای چینی میتوانند در تأمین انرژی پروژههای ذیل BRI ایفای نقش کنند، که میله سوخت آنها توسط کنسرسیوم مذکور تهیه شده است.7- در مورد روسیه، علاوه بر حوزه هستهای و مشارکت در بازتنظیم امنیتی منطقه، مسکو میتواند به طور خاص در لبنان ایفای نقش کرده و به عنوان نیروی حامی صلح در جنوب لبنان همان نقشی را ایفاء کند که در جنوب سوریه سالها بر عهده داشت.8- ایران باید در ازای کاهش تدریجی ذخایر هستهای، حمایت کامل امنیتی چین و روسیه در چارچوب پیمان شانگهای (در حوزه مبارزه با تروریسم و اقدامات تجزیهطلبانه) و فراتر از آن را دریافت کند. حمایتهای سیستماتیک و تمامعیار (و نه مقطعی و محدود) اطلاعاتی، فناوری و تسلیحاتی باید کف درخواست تهران از این دو کشور باشد.همچنین برداشته شدن تمامی محدودیتها در ارتباطات نظامی و امنیتی تهران و پیونگیانگ توسط پکن و مسکو از خواستهای مهم تهران جهت افزایش سطح بازدارندگی تهران خواهد بود.9- به طور خاص ناظر به رژیم جدید تنگه هرمز، تهران نیازمند حمایت پکن و مسکو به عنوان دو دارنده حق وتو است. ایران باید معاملات دوجانبهای را با کشورها جهت استفاده آنها از تنگه ترتیب دهد و بدون شک کشورهای زیادی تلاش خواهند کرد که در قالب پیشنویس قطعنامههای مختلف تهران را از این حق خود محروم نمایند که با توجه به وتوی مشترک پیشنویس بحرین توسط روسیه و چین، این امکان وجود دارد که ایران بتواند از ظرفیت پکن و مسکو جهت حمایت حقوقی از این معاملات دوجانبه بهره ببرد.در نهایت اینکه تهران برای نتیجهگیری کامل از مذاکرات اسلامآباد، چه در حوزه صیانت از حقوق هستهای خود و چه در امور اقتصادی و نظامی، نیازمند مشارکت راهبردی پکن و مسکو است. مسکو بارها از طریق مقامات ارشد خود -از جمله شخص پوتین، لاوروف و پسکوف- تمایل خود را برای میانجیگری میان تهران و واشنگتن نشان داده و اخیراً لاوروف در سخنانی از تمایل مشترک مسکو و پکن در این مهم خبر داد. بدون شک انفعال تهران در قبال این دو پایتخت و گذاشتن همه تخممرغها در سبد واشنگتن و اسلامآباد میتواند ریسک قابل توجهی را متوجه هر دستاوردی کند که در میدان و دیپلماسی عاید ایران شده است.مطالب فوق به این معنا نیست که پکن و مسکو به راحتی وارد معادلات تهران خواهند شد، اما تجربه خط شکنی بیسابقه این دو پایتخت در حمایت از ایران در موضوع اسنپبک و وتوی قطعنامه اخیر بحرین نشان داده که نگاه این دو به معادلات منطقه از نگاه اقتصادی صرف فاصله گرفته و رویکرد امنیتی آنها (که قطعاً جهتگیری امنیتی تهران در منطقه خاورمیانه در جهت منافع کلان آنهاست) وزن به مراتب بیشتری نسبت به گذشته یافته است. مهدی خراتیان۲۸ فروردین ۱۴۰۵