«بلحرب» (بُلحَرب) در لغت و متون کهن فارسی، به ویژه در سبک خراسانی، به معنای راهزن، عیار، یا دزد غارتگر است.
در بیتی که ذکر کردید، شاعر با لحنی طنزآمیز و سرزنشگر (هجو)، مخاطب خود را (که گویا یک قاضی یا معبّر رشوه خوار است) به چالش میکشد. در اینجا تحلیل دقیقتر این واژه و ارتباط آن با «بُلکَفد» آورده شده است:
معنا و ریشهیابی
بُلحرب: ترکیبی است از «بُل» (پیشوندی برای بزرگداشت یا کثرت، مانند بلعجب) و «حرب» (جنگ). در اصطلاح به کسی گفته میشد که پیشهاش جنگ و غارت در راهها بود؛ یعنی همان قطاعالطریق.
بُلکَفد: همانطور که در حاشیه متن اشاره کردهاید، به معنی رشوه است. در اصل به معنای «لقمه بزرگ» یا چیزی است که کف دست را پر میکند (پُرِ کف).
شرح معنای بیت
شاعر میگوید:
«بلحرب یار تو بود از مرو تا نشابور / سوگند خور که در ره بُلَکفد او نخوردی»
ترجمه و مفهوم: آن راهزن و دزدِ سر گردنه (بلحرب) در تمام مسیر مرو تا نیشابور همراه و همسفر تو بود. حالا جرئت داری قسم بخوری که آن دزد در طول راه از تو «بُلکَفد» (رشوه و حقوحساب) نگرفته است؟
نکته ظریف: شاعر میخواهد بگوید تو خودت آنقدر در دزدی و گرفتن مال مردم (رشوه) ماهر و ناپاک هستی که حتی دزدِ راهزن (بلحرب) هم که با تو همسفر بوده، از تو رشوه گرفته یا با تو در اموال حرام شریک شده است. در واقع شاعر، مخاطب را از دزد هم پستتر یا با دزدان همسفره میداند.
خلاصه
بُلحرب: دزد، راهزن، غارتگر.
بُلکَفد: رشوه، لُقمهی بزرگ.
پیام شعر: افشای فساد اخلاقی و مالی مخاطب (خواجه معبّر) و همدستی او با راهزنان.
