برگ برنده تهران در هرمز؛ چرا محاصره آمریکا هنوز دست ایران را کوتاه نکرده است
سه شنبه 25 فروردین 1405
Fragile Iran-Israel ceasefire calms oil markets | Israel-Iran conflict News | Al Jazeera
با وجود آنکه آمریکا پس از شکست گفتوگوهای اسلامآباد محاصره کشتیهای مرتبط با بنادر ایران را آغاز کرده، واقعیت میدانی در تنگه هرمز نشان میدهد اهرم اصلی هنوز در دست تهران است. عبور و مرور دریایی در این آبراه همچنان بسیار محدود مانده و حتی آتشبس دو هفتهای نیز نتوانسته رفتوآمد را به وضعیت عادی بازگرداند. بر پایه دادههای کپلر، از زمان اعلام آتشبس به طور متوسط روزانه فقط هفت کشتی از تنگه عبور کردهاند، در حالی که پیش از جنگ این رقم بیش از ۱۳۰ کشتی در روز بود. همزمان رویترز گزارش داده در نخستین روز کامل اجرای محاصره آمریکا، چند کشتی از تنگه گذشتند، اما مقصدشان بنادر ایران نبود و به همین دلیل از شمول محاصره بیرون ماندند.
علت اصلی این وضع، بیش از آنکه یک ممنوعیت رسمی باشد، خودِ جغرافیای هرمز است. این تنگه در باریکترین نقطه فقط ۲۱ مایل عرض دارد و مسیرهای کشتیرانی در هر جهت حدود دو مایل پهنا دارند؛ بنابراین کشتیهای عظیم ناچارند در دالانهایی بسیار محدود و قابل پیشبینی حرکت کنند. همین گذرگاه باریک، که تنها راه دریایی خروج از خلیج فارس است، پیش از جنگ حدود ۲۰ درصد جریان جهانی نفت و نزدیک به ۲۰ درصد تجارت جهانی گاز طبیعی مایع را جابهجا میکرد.
ایران این مزیت طبیعی را با آرایش نظامی خود تکمیل کرده است. به نوشته واشنگتن پست، آبهای کمعمق، کشتیرانی را در مسیرهایی تنگ فشرده میکند و ساحل ناهموار و مرتفع ایران، از بندرعباس تا جزایر نزدیک دهانه تنگه، امکان دیدهبانی، پنهانسازی شناورهای تندرو و استقرار موشکهای ضدکشتی را فراهم میآورد. در کنار آن، مینهای دریایی و پهپادهای ارزانقیمت، بدون نیاز به رویارویی کلاسیک، ریسک عبور را برای هر کشتی بالا میبرند. حتی تغییر مسیر اعلامشده در اطراف جزیره لارک نیز به ایران امکان میدهد عبور کشتیها را زیر نظر بگیرد، آنها را غربال کند و بر گذر از تنگه اثر بگذارد.
در نتیجه، محاصره آمریکا لزوماً به معنی کنترل کامل هرمز نیست. واشنگتن میتواند کشتیهای عازم بنادر ایران را منحرف یا متوقف کند، اما هنوز نتوانسته منطق اصلی بحران را تغییر دهد: شرکتهای کشتیرانی بیش از هر چیز از «خطر» میترسند، نه فقط از مقررات. بیش از ۷۰۰ کشتی تا روز دوشنبه در خلیج فارس گرفتار مانده بودند و شرکتهایی مانند هاپاگ-لوید اعلام کردهاند تا وقتی تضمین امنیتی روشن و تکلیف عوارض احتمالی مشخص نشود، از عبور از تنگه خودداری خواهند کرد. رویترز نیز گزارش داده که بیمه جنگی همچنان بسیار گران است و هر ۴۸ ساعت بازبینی میشود؛ نشانهای از آنکه بازار، خطر را هنوز تمامشده نمیبیند.
برای ایران، هرمز اکنون یکی از آخرین اهرمهای بزرگ فشار است. تهران از یک سو میخواهد نشان دهد که هنوز میتواند بر شریان انرژی جهان اثر بگذارد و از سوی دیگر، اگر بیش از حد عبور و مرور را محدود کند، خودِ آتشبس موجود را نیز به فروپاشی نزدیک میکند. در همین حال، نظام تازه عوارضگیری که ایران برای برخی عبورها مطرح کرده، یک ریسک حقوقی تازه نیز پدید آورده است: کشتیهایی که برای عبور امن به سپاه پول بدهند، ممکن است از نگاه آمریکا یا اتحادیه اروپا ناقض تحریمها تلقی شوند. همین ابهام، اپراتورها را بیش از پیش محتاط کرده است.
اهمیت این بنبست فقط منطقهای نیست. آژانسها و تحلیلگران انرژی هشدار دادهاند که هرمز همچنان گلوگاه اصلی بازار جهانی نفت و گاز است و هر اختلال پایدار در آن، از قیمت انرژی تا حملونقل و تورم جهانی اثر خواهد گذاشت. به همین دلیل، حتی اگر محاصره آمریکا ادامه یابد، بازگشت تردد به سطح پیش از جنگ منوط به یک آتشبس پایدار و این اطمینان است که ایران دیگر کشتیهای در حال عبور را هدف نخواهد گرفت. تا آن زمان، آنچه هرمز را بسته نگه داشته، نه صرفاً تصمیم واشنگتن یا تهران، بلکه ترکیب انفجاریِ جغرافیا، مین، موشک، بیمه و ترس است.
