۱۴۰۵ فروردین ۱۷, دوشنبه

 

استراتژی ایران : منابع محدود، تآثیر گذاری حد اکثر

رژیم ایران که در تنگنا قرار گرفته است، با پیروی از منطق « بازدهی حد اکثری»، جنگی ژئواکونومیک علیه دشمنان مجهز تر از خود را در پی گرفته است. این استراتژی شامل وارد کردن حد اکثر آسیب اقتصادی با منابع محدود است. برای تهران، هدف از چنین رویکردی چیزی جز بقای آن به عنوان یک کشور مستقل نیست.

     

جمهوری اسلامی که از زمان به وجود آمدن خود در حاشیه ی اقتصاد سیاسی بین المللی محصور مانده است، با وجود این، مبارزه فعلی خود بر علیه اسرائیل و ایالات متحده، را در حوزه ژئو اکونومی، و به عبارت دیگر در محل تلاقی جغرافیای سیاسی و اقتصادی، دنبال می کند. این انتخاب با توجه به دو عامل قابل توجه است. اول این که دو کشور مزبور از قطب های جغرافیای اقتصادی جهان به شمار می روند (۱)، و با همبستگی عمیق نسبت به یکدیگر، از ۲۸ فوریه ۲۰۲۶، جنگ موجودیتی را علیه ایران آغاز کرده اند. دوم این که، موقعیت ایران و در حاشیه قرار گرفتن این کشور در پروسه جهانی شدن، با بسیج علیه آین کشور توسط یک ابزار ژئواکونومیک اساسی ـ تحریم ها – توضیح داده می شود.

ایران با تحلیل جغرافیای اقتصادی محیط پیرامون بلافصل خود، روند معکوسی را در پیش گرفته است : جنگی را که علیه او در خاکش در جریان است - و بقای آن به عنوان یک کشور مستقل در گروی آن است (۲) – به قلب اقتصاد بین المللی، و در حوزه نظام سیاسی و بافت اجتماعی – اقتصادی ایالات متحده کشانده است.

تبدیل کردن یک ضرورت به فضیلت

این یک واقعیت است که توازن قدرت اقتصادی و فناوری، که ظرفیت تآمین مالی و هزینه ی جنگ را تعیین می کند، برای ایران نا مطلوب است. از نقطه نظر مقیاس و ارتباط متقابل مجتمع های نظامی، صنعتی، اکو سیستم های نوآوری و بازار های سرمایه ی دو کشور ایالات متحده و اسرائیل، ایران به عنوان یک بخش حاشیه ای به نظر می رسد. حتی بدون در نظر گرفتن ایالات متحده (۳)، اسرائیل به تنهایی از نظر اقتصادی و فناوری یک دشمن برتر برای جمهوری اسلامی محسوب می شود. در سال ۲۰۲۴، تولید نا خالص داخلی اسرائیل تقریبآ ۱۴ در صد بیشتر از ایران بود، در حالی که جمعیت ایران نه برابر اسرائیل است.

این وضعیت تا حدودی نتیجه به هم پیوستگی موفقیت آمیز اسرائیل با سه قطب اصلی اقتصاد سیاسی ایالات متحده – سیاسی، مالی و فناوری – یعنی واشنگتن، نیویورک و سیلیکون وَلی است. در واشنگتن است که حمایت نظامی و مالی از اسرائیل، تعیین می شود. این کشور با ۳۰۰ میلیارد دلار ( معادل ۲۶۰ میلیارد یورو ) به ارزش امروز (۴)، از زمان تآسیس خود در سال ۱۹۴۸، و ۲۱،۷ میلیارد دلار ( ۱۹ میلیارد یورو) بین اکتبر ۲۰۲۳ تا اکتبر ۲۰۲۵، بزرگ ترین دریافت کننده کمک های ایالات متحده محسوب می شود. در نیویورک، اسرائیل سومین کشور خارجی با بیشترین نمایندگی در شاخص سهام نَزدًک (Nasdaq ) به شمار می رود. در همین حال، سیلیکون وَلی، محل استقرار شرکت های فناوری، سرمایه گذاری های قابل توجهی در اسرائیل انجام داده است. در سال ۲۰۲۵، تنها شرکت های اسرائیلی وایز Wiz و سیبِر اَرک Cybe Ark ، متخصص امنیت سایبری، به قیمت ۵۷ میلیارد دلار ( ۵۰ میلیارد یورو) خریداری شده اند (۵).

برعکس، ایران به دلیل پی گیری ایدئولوژی ستایش گرانه ی خود کفایی از یک سو، و تحریم های اعمال شده بر آن از سوی دیگر، از مسیر جریان های تجاری، مالی و فناوری بین المللی کاملآ به دور مانده است. این وضعیت، پتانسیل ایران برای رشد، نوآوری و در نتیجه دفاع را کاهش داده است. این عوامل، کشور را به سمت توسعه برنامه های تسلیحاتی متکی بر قابلیت های تحقیق و توسعه داخلی، و زنجیره های تآمین امکانات پیچیده و نا کار آمد سوق داده است. درعین حال، همین برنامه ها خود از یک وضعیت اقتصادی نا مناسب، ناشی از مدیریت ضعیف اقتصادی صدمه دیده اند، و پیامد های ناگوار آن در نتیجه شوک های کلان اقتصادی ناشی از تحریم ها تشدید شده اند. در نتیجه، تولید نا خالص داخلی (PIB ) ایران، بین سال های ۲۰۱۲ تا ۲۰۲۴ بیش از یک سوم کاهش یافته است.

ایران با تبدیل ضرورت به یک فضیلت، تصمیم گرفت یک « جنگ کم بضاعت » را در پی گیرد. یکی از نمادهای این استراتژی، پهپاد شاهد ۱۳۶ است که توسط صنایع دفاعی کشور تولید شده و هزینه ساخت هر یک از آنها بین ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار ( معادل ۱۷ تا ۴۳ هزار یورو) تخمین زده می شود. رهگیری این پهپاد چندین میلیون دلار هزینه خواهد داشت. استفاده از پهپاد های دریایی یا احتمالآ مین های شناور، به منظور مسدود کردن تنگه هرمز، جایی که ۲۰ در صد از تجارت جهانی نفت و ۱۹ در صد گاز طبیعی مایع شده از آن می گذرد، از منطق بهره وری حد اکثری از منابع محدود پیروی می کند.

محوریت تنگه هرمز

کشاندن جنگ به پادشاهی های خلیج فارس، که تولید ناخالص مجموع آنها پنج برابر ایران است، همین استراتژی را به سطوح جدید و بالاتری سوق می دهد.

گسترش درگیری ها به خاک کشورهای حوزه خلیج فارس سه گونه خسارات را بر آنها تحمیل می کند : خسارات مادی که مستقیمآ با از دست دادن در آمدهای ناشی از صادرات کالا، خدمات و یا هزینه های محتمل در آینده – برای مثال سرمایه گذاری های خارجی تحقق نیافته، یا افزایش حق بیمه ها – که به از اعتبار افتادن این کشورها به عنوان محیط های امن و مناسب برای تجارت، ارتباط دارد.

در حالی که خسارات و زیان ها تا به حال به دهها میلیارد دلار رسیده است، بانگ گلدمن ساکس تخمین زده است که طولانی شدن جنگ به مدت دو ماه، می تواند در کشور های کویت و قطر، که برای صادرات خود بیشتر به تنگه هرمز وابسته هستند، کاهش ۱۴ درصدی تولید نا خالص داخلی را در پی داشته باشد. علاوه بر این، تلاش ها برای تنوع بخشیدن به اقتصاد های این منطقه ی محدود، می تواند مورد تهدید قرار گیرد و رفاه و آسایش شش پادشاهی آن را در دوران پس از نفت با خطر مواجه کند.

با این حال، دارایی های صندوق های ارزی ملی، و صندوق های بازنشستگی عمومی کشورهای حوزه خلیج فارس، که در مجموع بالغ بر بیش از ۶۰۰۰ میلیون دلار ( پنج هزار و دویست میلیون یورو) است، می باید به آنها اجازه دهد تا بحران و بی ثباتی فعلی را پشت سر بگذارند. علاوه بر این ادغام و پیوستگی عمیق پادشاهی های خلیج فارس در پروسه جهانی شدن و مرکزیت تنگه هرمز برای صادرات آنها و بازار انرژی جهانی، کارت اصلی جنگ ژئو اکونومیک ایران را تشکیل می دهد.

فراتر از بخش هایی چون لجستیک، گردشگری، حمل و نقل هوایی و دریایی، تآثیری است که این اختلالات بر بازار بین المللی انرژی گذاشته است. آژانس بین المللی انرژی آن را بزرگ ترین شوکی توصیف کرده است که تاریخ تا به حال در این حوزه تجربه کرده، و این بحران را در مرکز ثقل جهانی شدن قرار داده است. وقوع پیامد های متعددی محتمل است. اولین آنها کاهش قدرت خرید مصرف کنندگان به ویژه در ایالات متحده، به دلیل افزایش تورم ناشی از افزایش قیمت سوخت و سایر مشتقات هیدروکربنی ( کود های شیمیایی، پلاستیک، و سایر مواد شیمیایی ) است. سناریوی دوم، گسترش بحران به بخش تولید، به ویژه از طریق مختل کردن زنجیره های تآمین بخش صنعتی، از جمله در بخش های پیشرفته، برای محصولات با فناوری فوق العاده مانند نیمه هادی ها است. سناریوی سوم، سرایت بحران به بخش مالی را شامل می شود، که با چشم انداز افزایش نرخ بهره توسط بانک های مرکزی با هدف مقابله با تورم، باعث کاهش اعتبار می شود، هزینه استقراض دولت را افزایش می دهد، و بر نرخ سهام تاثیر می گذارد.

قماری پر هزینه و خطرناک

ایران امیدوار است از طریق جنگ ژئواکونومیک،، مجموعه ای از نیروها را برای مهار دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا فعال کند. مصرف کنندگان - رآی دهندگان- در این سال انتخابات میان دوره ای ایالات متحده، بازار های مالی، بازیگران اصلی بخش های صنعتی، به ویژه در بخش هوش مصنوعی -که زیاد به انرژی وابسته است- و متحدان اروپایی و تا حد کمتری آسیایی ، در این نا رضایتی متحد هم خواهند بود. فراتر از این، ایران قصد دارد ایالات متحده را برای همیشه از پیگیری تصمیم بر تغییر رژیم باز دارد، بین واشنگتن و تل آویو اختلاف ایجاد کند، و بر مذاکراتی که بر مبنای احترام به حاکمیت ملی، پذیرش جایگاه ایران در منطقه و لغو تحریم های اقتصادی باشد، تآکید و پافشاری کند.

اما این استراتژی بدون هزینه نیست. این امر بر روابط ایران با همسایگان خود در خلیج فارس به طور دائمی آسیب می رساند. همچنین می تواند سایر کشورها را به ائتلافی علیه جمهوری اسلامی، به منظور پایان دادن به گروگان گیری اقتصاد بین المللی توسط این کشور، متقاعد کند. همچنین این رویکرد، احتمالآ فشار بیشتری بر کشور های در حال توسعه، که به دشواری از شوک های اقتصادی ناشی از همه گیری ( کووید) و عواقب جنگ در اوکراین، خلاصی می یابند، وارد می کند، و ایران را حتی در جنوب جهانی منزوی خواهد کرد*. اما برای تهران که در یک جنگ موجودیتی در تنگنا قرار گرفته است، بدون شک چنین عوارضی نسبی و غیر قابل اجتناب به نظر می رسد.

* واکنش کشورهای جنوب جهانی به جنگ کنونی بحثی باز است و نظرات کاملا متضادی ارائه می‌شوند. عده‌ای معتقدند که ایران رودرو با جنون رییس جمهوری امریکایی و فاشیسم اسرائیلی، تبدیل به نماد مبارزه ضدامپریالیستی شده است. لوموند دیپلماتیک فارسی

پی نوشته ها :

۱ – مفهوم گره ژئو اکونومیک، مناطقی را توصیف می کند که زیر ساخت های استراتژیک را برای انباشت و نمایش قدرت ، در حوزه هایی مانند انرژی، امور مالی، صنعت، فناوری و نقل و انتقال در خود متمرکز کرده اند

۲ – همان طور که ولی نصر پژوهشگر ایرانی – آمریکایی علوم سیاسی در مصاحبه ای با بلومبرگ، که در تاریخ ۱۳ ماه مارس ۲۰۲۶منتشر شد، اشاره می کند، جنگ فعلی نه تنها برای رژیم ، بلکه برای ایران نیز حیاتی است. دونالد ترامپ اظهار داشت که نقشه ی ایران می تواند تغییر کند، و حمایت از عناصر جدایی طلب در میان اقلیت های قومی، همواره توسط اسرائیل به عنوان وسیله ای برای بی ثبات سازی ( ایران) در نظر گرفته شده است. همچنین نگاه کنید به : « Why Iran Isn’t Breaking : Vali Nasr on the uprising that Isn’t Coming” The Mishal Husain show. Podcast de Bloomberg. قابل رؤیت در یوتوب.

۳ – تولید نا خالص داخلی (PIB )ایالات متحده بیش از ۶۰ برابر تولید نا خالص داخلی ایران است، که کمتر از تولید ناخالص داخلی ایالت مینه سوتا شمرده می شود.

۴ - توضیح هیئت تحریریه : به عبارت دیگر، با در نظر گرفتن تورم

۵ – توضیح هیئت تحریریه : شرکت Wiz در ماه مارس ۲۰۲۵ توسط شرکت کوگل به قیمت ۳۲ میلیارد دلار ( نزدیک به ۲۸ میلیارد یورو) خریداری شد، و شرکت سایبر اَرک Cyber Arkدر ماه ژوئیه ۲۰۲۵، توسط شرکت پالو آلتو Palo Alto در نیویورک به قیمت ۲۵ میلیارد دلار ( ۲۱ میلیارد یورو ) خریداری شد.