ایران، ونزوئلای دیگر؟ از بن‌بست جمهوری اسلامی تا افق «پیمان کوروش»

نیکلا باورز، از برجسته‌ترین مفسران سیاسی فرانسه، در تحلیلی در روزنامۀ «فیگارو» جمهوری اسلامی را نظامی می‌داند که نه توان اصلاح دارد و نه امکان دوام. به باور او، خیزش سراسری مردم ایران نشانه عبور جامعه از ترس و دروغی است که چهار دهه این نظام را سرپا نگه داشته است. باوره می‌نویسد فروپاشی جمهوری اسلامی، اگر با راهبردی بلندمدت و حمایت از بدیلی سیاسی معتبر همراه شود، می‌تواند فراتر از مرزهای ایران، به نقطه عطفی برای صلح و بازتعریف نظم خاورمیانه بدل شود؛ افقی که او آن را به‌طور نمادین «پیمان کوروش» می‌نامد.

نیکلا باوره حقوقدان، نویسنده و تحلیلگر فرانسوی
نیکلا باوره حقوقدان، نویسنده و تحلیلگر فرانسوی Franceinfo
تبلیغ بازرگانی

نیکلا باورز، تاریخ‌نگار، حقوقدان و از برجسته‌ترین مفسران سیاسی فرانسه، در تحلیلی در روزنامۀ فیگارو، وضعیت کنونی جمهوری اسلامی را با ونزوئلای دوران چاویسم مقایسه می‌کند : دو نظامی که به‌گفتۀ او «کشورهایی به‌شدت ثروتمند را به ورطۀ فقر، سرکوب و فروپاشی کشانده‌اند».

به نوشتۀ باورز، از ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵ «بادِ شورش» سراسر ایران را فرا گرفته است : خیزشی که تقریباً همۀ استان‌ها را دربر گرفته و از شهرهای بزرگ تا مناطق روستایی کشور گسترش یافته است. اعتراض‌هایی که ابتدا با مطالبات معیشتی آغاز شد، به‌سرعت «چرخشی سیاسی» یافت. او می‌نویسد:«شعارها دیگر تنها نان و گرانی را هدف نمی‌گیرند، بلکه مستقیماً خواستار رفتن رهبر و سقوط جمهوری اسلامی‌اند.»

باورز  تأکید می‌کند که حکومت ایران طبق الگوی همیشگی به خشونت متوسل شده، اما این‌بار با احتیاطی آشکار. به‌گفتۀ باوره، این احتیاط بی‌ارتباط با تهدید صریح دونالد ترامپ نیست. او یادآوری می‌کند که ترامپ هشدار داده بود:

«اگر رژیم ایران معترضان را مانند گذشته قتل‌عام کند، ایالات متحد آمریکا واکنشی بسیار سخت نشان خواهد داد.» هشداری که پس از عملیات آمریکا در ونزوئلا و بازداشت نیکلاس مادورو، معنایی کاملاً عینی یافته است.

اقتصاد فروپاشیده، مشروعیت ازدست‌رفته

به باور نیکلا باورز، ریشۀ خیزش کنونی را باید در «فروپاشی اقتصادی و شکست نظامی» جمهوری اسلامی جستجو کرد. او می‌نویسد:«اقتصاد ایران زیر بار سوءمدیریت، فساد ساختاری، تحریم‌ها و چنگ‌اندازی سپاه پاسداران بر منابع نفتی، عملاً فروپاشیده است».

تورم به سطوح بی‌سابقه رسیده، ارزش پول ملی سقوط کرده و کمبود آب، برق، گاز و دارو زندگی روزمره را فلج کرده است. به‌گفتۀ باوره، پاسخ حکومت به این بحران «به توزیع کوپن‌های غذایی ناچیز محدود شده است؛ اقدامی که نه بحران را حل می‌کند و نه خشم عمومی را فرو می‌نشاند.» همزمان، شکست‌های نظامی سال ۲۰۲۵ جایگاه منطقه‌ای جمهوری اسلامی را به‌شدت تضعیف کرده است. نویسندۀ فیگارو تأکید می‌کند :«ضربات اسرائیل و آمریکا نه‌تنها بخشی از توان دفاعی و موشکی ایران را نابود کرده، بلکه عمق نفوذ دستگاه‌های اطلاعاتی اسرائیل در ساختار امنیتی جمهوری اسلامی را عیان ساخته‌اند.»

شباهت‌های ایران و ونزوئلا

در بخش محوری تحلیل، باورز جمهوری اسلامی را «آینۀ تمام‌نمای ونزوئلای چاویستی» می‌خواند. به نوشتۀ او: «همان‌گونه که ونزوئلا قربانی توهمات ایدئولوژیک انقلاب بولیواری شد، رژیم ایران نیز مردمی تحصیل‌کرده و خواهان مدرنیته را فدای جاه‌طلبی‌های امپراتورمآبانه و پروژه هسته‌ای خود کرده است.» او می‌افزاید که بیش از هفتاد درصد ایرانیان زیر خط فقر زندگی می‌کنند، بیکاری گسترده است و فساد همه‌گیر شده است. «سپاه پاسداران، همان نقشی را بازی می‌کند که شبه‌نظامیان در ونزوئلا ایفا می‌کردند: نه دفاع از کشور، بلکه سرکوب جامعه.»

 

به‌گفتۀ باورز، اعتراض‌های کنونی امتداد خیزش‌هایی است که در سال‌های ۱۳۷۸، ۱۳۸۸، ۱۳۹۸ و ۱۴۰۱ با خشونت توسط رژیم اسلامی سرکوب شدند. اما او تأکید می‌کند:«برای نخستین بار از سال ۱۳۵۷، جمهوری اسلامی هم‌زمان از درون و بیرون تحت فشار قرار گرفته است». از یک سو خیابان‌های معترض، و از سوی دیگر اسرائیل و ایالات متحد آمریکا، در شرایطی که توان دفاعی ایران به‌شدت تحلیل رفته است. افزون بر این، شکاف‌هایی در درون حاکمیت پدید آمده است. به نوشتۀ باوره، برخی محافل به «کنارگذاشتن رهبر و اصلاحات حداقلی برای حفظ نظام» می‌اندیشند؛ سناریویی که باوره آن را یادآور الگوی ونزوئلا می‌داند.

افق پس از جمهوری اسلامی

نیکلا باورز در پایان تحلیل خود تأکید می‌کند که جمهوری اسلامی به بن‌بست نهایی رسیده است: «این نظام نه توان اصلاح دارد و نه امکان دوام.» به نوشتۀ او، اکثریت ایرانیان از ترس و دروغی که طی چهار دهه بنیان جمهوری اسلامی را ساخته، عبور کرده‌اند و دیگر حاضر نیستند بهای پروژه‌ای ایدئولوژیک را با فقر، سرکوب و انزوای بین‌المللی بپردازند.

از نگاه این مفسر فرانسوی، فروپاشی جمهوری اسلامی صرفاً یک تحول داخلی نخواهد بود، بلکه می‌تواند به نقطه عطفی برای کل خاورمیانه بدل شود. باوره می‌نویسد همان‌گونه که «پیمان‌های ابراهیم» مسیر تازه‌ای از عادی‌سازی، همکاری و ثبات منطقه‌ای را گشودند، ایرانِ پس از جمهوری اسلامی نیز می‌تواند با تکیه بر میراث تاریخی و تمدنی خود، وارد نظمی جدید شود : نظمی که او از آن با تعبیر نمادین «پیمان کوروش» یاد می‌کند. به باور باوره، چنین افقی به معنای بازگشت ایران به جایگاه یک قدرت غیرایدئولوژیک، صلح‌محور و سازگار با نظم منطقه‌ای است، از جمله در نسبت با اسرائیل.

با این حال، نیکلا باورز هشدار می‌دهد که این گذار نه با «ضربات مقطعی» و اقدامات شتاب‌زده، بلکه تنها با یک راهبرد بلندمدت امکان‌پذیر است: فشاری هماهنگ و پایدار از سوی آمریکا، اروپا و متحدان منطقه‌ای، همراه با حمایت فعال از شکل‌گیری یک بدیل سیاسی معتبر که بتواند بازسازی ایران و آشتی ملی را ممکن سازد.

همرسانی :