۱۴۰۵ مرداد ۱۵, پنجشنبه

خالکوبی زنان لر؛ هنگامی که پوست، دفتر خاطرات یک قوم میشود...

 

خالکوبی زنان لر؛ هنگامی که پوست، دفتر خاطرات یک قوم میشود
خالکوبی در فرهنگ زنان لر، تنها نشانی از زیبایی نبود. این خطوط آبی رنگ، میراث خاموش تمدنی بودند که از ژرفای هزاره‌های دور، از عصر مفرغ لرستان، از روزگار نیایش خورشید، از آیین آب و کوه و بلوط، تا امروز بر تن دختران و زنان این سرزمین سفر کرده‌اند. پیش از آنکه قلم بر کاغذ بنشیند، سوزن بر پوست می‌نشست و روایت زندگی را جاودانه می‌کرد…./
***
در سرزمینی که کوه‌های سترگ زاگرس، شانه در شانه آسمان نهاده‌اند و رودهای خروشان، افسانه‌های هزاران ساله را زمزمه می‌کنند، زنان لر تاریخی را با خود حمل می‌کنند که نه بر کاغذ، بلکه بر پوستشان نوشته شده است. هر خال، واژه‌ای است؛ هر نقش، جمله‌ای است؛ و هر پیکر، کتابی است که بادهای زاگرس، هزاران سال آن را ورق زده‌اند.
خالکوبی در فرهنگ زنان لر، تنها نشانی از زیبایی نبود. این خطوط آبی رنگ، میراث خاموش تمدنی بودند که از ژرفای هزاره‌های دور، از عصر مفرغ لرستان، از روزگار نیایش خورشید، از آیین آب و کوه و بلوط، تا امروز بر تن دختران و زنان این سرزمین سفر کرده‌اند. پیش از آنکه قلم بر کاغذ بنشیند، سوزن بر پوست می‌نشست و روایت زندگی را جاودانه می‌کرد.
وقتی مادربزرگی لر، نقش ستاره‌ای کوچک را بر مچ دست دخترش می‌نشاند، تنها زخمی کوچک بر پوست نمی‌آفرید؛ او دعایی خاموش برای روشنایی سرنوشتش می‌نوشت. هنگامی که نقش خورشید بر پشت دست جوانی می‌شکفت، آرزوی گرمای زندگی و برکت را به جان او می‌بخشید. نقطه‌های ریز بر چانه، گل‌های ظریف بر گونه، خطوط هندسی بر ساعد و نقش چشم بر دست، هر یک زبان بی‌صدای نسلی بودند که جهان را با رمزها و نشانه‌ها می‌شناخت.
در باور زنان لر، بدن تنها کالبد انسان نبود؛ محرابی بود که بر آن، آرزو، ایمان، عشق، رنج، درمان و امید نقش می‌بست. خالکوبی طلسمی برای دور کردن چشم‌زخم بود، مرهمی برای دردهای مزمن، نشانی از بلوغ، یادگاری از عشق، و گاه عهدی میان انسان و نیروهای مقدس طبیعت.
شاید اگر باستان‌شناسان امروز با دقت به این نقش‌ها بنگرند، همان هندسه‌ای را خواهند یافت که بر مفرغ‌های شکوهمند لرستان، بر سفال‌های کهن زاگرس و بر سنگ‌نگاره‌های فراموش‌شده این سرزمین دیده می‌شود. گویی تاریخ، از سنگ به سفال، از سفال به پارچه، و از پارچه به پوست انسان کوچ کرده است تا هیچ توفانی نتواند آن را از میان ببرد.
خالکوبی زنان لر، فریاد خاموش قومی است که هرگز تاریخ خود را فراموش نکرد. این نقش‌ها، زیور نبودند؛ شناسنامه روح یک ملت بودند. هر نقطه، ستاره‌ای از آسمان زاگرس بود؛ هر خط، راهی که ایل از گردنه‌های مه‌آلود می‌پیمود؛ و هر نقش، دعایی که مادری برای آینده فرزندش بر تن خویش حک می‌کرد.
امروز بسیاری از آن دست‌ها زیر چین‌های سالخوردگی آرام گرفته‌اند و بسیاری از آن زنان، قصه‌هایشان را با خود به خاک برده‌اند؛ اما خال‌های آبی‌رنگ هنوز زمزمه می‌کنند که پیش از آنکه تاریخ در کتاب‌ها نوشته شود، بر پوست زنان زاگرس حک شده بود. آنان آخرین نسخه‌های زنده کتابی بودند که نه کاغذ داشت، نه جلد، نه نویسنده؛ کتابی که مرکبش دوده، سوزنش استخوان، و صفحاتش قلب و پوست زنان است.
پس هرگاه دست پیرزنی لر را دیدی که هنوز نقش ستاره یا گل بر آن پیداست، بدان که به دستی نمی‌نگری؛ به موزه‌ای زنده از چند هزار سال فرهنگ، اسطوره، عشق و پایداری چشم دوخته‌ای. آن دست، هنوز صدای زاگرس را در رگ‌های خود حمل می‌کند و هنوز تاریخ را، آرام و خاموش، بر پوست خویش روایت می‌کند
منبع: کانال چالش صنفی معلمان ایران
۱۰ مرداد ۱۴۰۵
See less



 HomeWorld News

Trump helicopter nearly collides with passenger jet – FAA

Marine One had the US president aboard when it reportedly came within 1.3 km of an Envoy Air plane in Washington airspace
Published 6 Aug, 2026 15:25 | Updated 6 Aug, 2026 16:30
Trump helicopter nearly collides with passenger jet – FAA

US aviation authorities have launched an investigation into a possible air safety breach involving Marine One, which was carrying US President Donald Trump, and a passenger jet in Washington, DC airspace, multiple media outlets reported on Wednesday.

Marine One departed the White House for Joint Base Andrews on Tuesday, where Trump was due to board a flight to Los Angeles, according to The Wall Street Journal, which first reported the incident. Air traffic controllers failed to suspend commercial flights at nearby Ronald Reagan Washington National Airport as required under safety protocols, the newspaper reported, citing people familiar with the matter.

The incident resulted in a temporary loss of separation between Marine One and an Envoy Air passenger jet, prompting investigations by the Federal Aviation Administration (FAA) and the National Transportation Safety Board (NTSB). Both aircraft landed safely, according to media reports. The FAA said controllers remained in contact with both aircraft as they moved away from one another and reiterated the White House’s statement that “the President was never in danger.”

Two people familiar with the FAA’s preliminary findings told The New York Times that, at their closest point, Marine One came within 0.8 miles (1.3 km) laterally and 700 feet (213 meters) vertically of the passenger jet.

The incident comes after the deadly January 2025 collision between an American Airlines regional jet and a US Army Black Hawk helicopter, which prompted the FAA to permanently restrict helicopter operations around Reagan National Airport and eliminate mixed helicopter and fixed-wing traffic in the area. Under current procedures, commercial flights must also be suspended whenever Marine One operates in the airport’s airspace.

The January crash occurred as the American Airlines aircraft was on final approach to Reagan National Airport. Both aircraft plunged into the Potomac River after the collision, killing all 64 people aboard the passenger jet and the three crew members on the helicopter.

Many of those on board were athletes, coaches, and family members returning from the US Figure Skating Championships in Wichita, Kansas. Among them were Vadim Naumov and Evgenia Shishkova, the 1994 world champion figure skaters and former Russian Olympians, who moved to the US in 1998 and later worked as coaches.

 

۱۵ مرداد ۱۴۰۵، ۹:۵۶
  •  
  •  
  •   

مهر روایت می‌کند؛

چرا حتی منتقدان هم زیر پرچم شهید عباس بابایی ایستادند؟

چرا حتی منتقدان هم زیر پرچم شهید عباس بابایی ایستادند؟

سالروز شهادت امیر سرلشکر خلبان عباس بابایی، فرصتی برای مرور زندگی فرمانده‌ای است که به روایت رهبر شهید انقلاب، نه‌تنها آسمان جنگ، بلکه دل نیروهایش را نیز فتح کرد.

خبرگزاری مهر، گروه فرهنگ و ادب، زهرا اسکندری: نام عباس بابایی تنها با پرواز، عملیات‌های هوایی و فرماندهی در دفاع مقدس گره نخورده است؛ او در حافظه فرماندهان و همرزمانش، بیش از هر چیز به اخلاق، اخلاص و قدرت نفوذ در دل انسان‌ها شناخته می‌شود. شاید به همین دلیل است که رهبر شهید معظم انقلاب، هنگام روایت خاطرات خود از این فرمانده شهید، پیش از آنکه از مهارت‌های نظامی او سخن بگوید، از توانایی‌اش در ساختن انسان‌ها یاد می‌کند؛ فرمانده‌ای که توانست یکی از پرچالش‌ترین پایگاه‌های نیروی هوایی را متحول کند و دل مخالفان را نیز به دست آورد.

گاهی بزرگی یک فرمانده نه در تعداد عملیات‌هایی که طراحی کرده، بلکه در انسان‌هایی است که تربیت کرده است. روایت رهبر شهید معظم انقلاب از شهید عباس بابایی نیز از همین نقطه آغاز می‌شود؛ از فرمانده‌ای که پیش از مدیریت تجهیزات و هواپیماها، دل نیروهایش را به دست آورده بود.

شهید حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در یکی از دیدارهای خود با خانواده شهید بابایی، خاطره‌ای از سال ۱۳۶۱ نقل می‌کند؛ زمانی که عباس بابایی با درجه سرگردی برای فرماندهی پایگاه هشتم شکاری اصفهان انتخاب شد؛ تصمیمی که به گفته ایشان، بسیاری نسبت به موفقیت آن تردید داشتند.

رهبر شهید انقلاب گفته بودند: «سال ۶۱ شهید بابایی را گذاشتیم فرمانده پایگاه هشتم شکاری اصفهان. درجه‌ این جوان حزب‌اللّهی سرگردی بود، که او را به سرهنگ تمامی ارتقاء دادیم. آن‌وقت آخرین درجه‌ ما سرهنگ تمامی بود. مرحوم بابایی سرش را می‌تراشید و ریش می‌گذاشت. بنا بود او این پایگاه را اداره کند. کار سختی بود. دل همه می‌لرزید؛ دل خود من هم که اصرار داشتم، می‌لرزید، که آیا می‌تواند؟ اما توانست.»

این «توانستن» تنها به مدیریت یک مجموعه نظامی محدود نبود. پایگاه هشتم شکاری اصفهان در آن روزها شرایط پیچیده‌ای را پشت سر می‌گذاشت؛ اختلاف‌های داخلی، نفوذ عناصر ناسازگار و فضای متشنج، اداره آن را برای هر فرمانده‌ای دشوار کرده بود. با این حال، بابایی به جای برخوردهای تند و حذف نیروها، مسیر دیگری را برگزید؛ مسیر گفت‌وگو، رفاقت و اعتمادسازی.

رهبر شهید انقلاب در ادامه خاطره‌ای نقل می‌کنند که شاید بیش از هر روایت دیگری، شخصیت شهید بابایی را توصیف کند. یکی از خلبانانی که در ابتدای انقلاب با نظام همراهی نداشت، به واسطه رفتار و محبت بابایی به یکی از نیروهای وفادار تبدیل شد. ایشان در این باره فرمودند: «وقتی بنی‌صدر فرمانده بود، کار مشکل‌تر بود. افرادی بودند که دل صافی نداشتند و ناسازگاری و اذیت می‌کردند؛ حرف می‌زدند، اما کار نمی‌کردند؛ اما او توانست همان‌ها را هم جذب کند. خودش پیش من آمد و نمونه‌یی از این قضایا را نقل کرد. خلبانی بود که رفت در بمباران مراکز بغداد شرکت کرد، بعد هم شهید شد. او جزو همان خلبان‌هایی بود که از اول با نظام ناسازگاری داشت. شهید عباس بابایی با او گرم گرفت و محبت کرد؛ حتی یک شب او را با خود به مراسم دعای کمیل برده بود؛ با این‌که نسبت به خودش ارشد هم بود. شهید بابایی تازه سرهنگ شده بود، اما او سرهنگ تمامِ چند ساله بود؛ سن و سابقه‌ خدمتش هم بیشتر بود. در میان نظامی‌ها این چیزها خیلی مهم است. یک روز ارشدیت تأثیر دارد؛ اما او قلباً و روحاً تسلیم بابایی شده بود. شهید بابایی می‌گفت دیدم در دعای کمیل شانه‌هایش از گریه می‌لرزد و اشک می‌ریزد. بعد رو کرد به من و گفت: عباس! دعا کن من شهید بشوم! این را بابایی پس از شهادت آن خلبان به من گفت و گریه کرد.»

این روایت، تصویری متفاوت از فرمانده‌ای ارائه می‌دهد که سلاح اصلی‌اش پیش از هر چیز، اخلاق و اخلاص بود.

چرا حتی منتقدان هم زیر پرچم شهید عباس بابایی ایستادند؟

کارستان یک فرمانده؛ از پایگاهی بحران‌زده تا الگویی برای نیروی هوایی

اگر جنگ، میدان آزمون فرماندهان است، سال‌های ابتدایی پس از انقلاب را باید آزمون مدیریت شهید عباس بابایی دانست.

رهبر شهید معظم انقلاب، بارها از تحول ایجاد شده در پایگاه هشتم شکاری اصفهان به عنوان یکی از مهم‌ترین اقدامات این فرمانده یاد کرده‌اند. پایگاهی که پیش از حضور بابایی، با مشکلات متعدد مدیریتی و امنیتی روبه‌رو بود و حتی برخی فرماندهان از اداره آن ابراز ناتوانی می‌کردند.

به روایت رهبر شهید انقلاب، فضای پایگاه در آن سال‌ها تحت تأثیر اختلاف‌های سیاسی، فعالیت جریان‌های ضدانقلاب و نفوذ برخی گروه‌ها قرار داشت؛ شرایطی که امید چندانی برای سامان یافتن آن وجود نداشت.

اما بابایی، بی‌آنکه هیاهویی به پا کند، با همان روحیه همیشگی وارد میدان شد. او نه با تشریفات فرماندهی، بلکه با ساده‌زیستی، حضور در میان نیروها و ارتباط صمیمانه با کارکنان، اعتماد مجموعه را به دست آورد.

رهبر شهید انقلاب درباره این مقطع می‌گویند: «او حقیقتاً پایگاه را متحول کرد.»

این تحول تنها به مسائل انضباطی محدود نماند. بابایی همزمان به ارتقای توان رزمی، آموزش نیروها و توسعه آمادگی عملیاتی نیز توجه ویژه داشت. رهبر شهید انقلاب در یکی از بازدیدهای خود از این پایگاه، از نزدیک فعالیت‌های آموزشی و شبیه‌سازهای پروازی را مشاهده کردند و از علاقه و دغدغه بابایی برای تربیت نیروهای جوان سخن گفته‌اند.

شهید بابایی حتی پیشنهاد آموزش خلبانی به نیروهای سپاه را نیز مطرح کرده بود؛ پیشنهادی که نشان می‌داد نگاه او فراتر از مرزبندی‌های سازمانی است و بیش از هر چیز، تقویت توان دفاعی کشور را دنبال می‌کند.

چنین نگاهی سبب شد تا او در مدت کوتاهی، پایگاه هشتم شکاری را به یکی از آماده‌ترین مراکز عملیاتی نیروی هوایی تبدیل کند؛ مرکزی که در سال‌های دفاع مقدس نقشی تعیین‌کننده در مأموریت‌های هوایی ایفا کرد.

از کوچه‌های قزوین تا کابین جنگنده

چهاردهم آذرماه ۱۳۲۹، در خانواده‌ای مذهبی در قزوین، کودکی متولد شد که سال‌ها بعد نامش با آسمان ایران گره خورد. عباس بابایی دوران کودکی را در همان شهر سپری کرد و تحصیلات ابتدایی خود را در دبستان دهخدا و دوره متوسطه را در دبیرستان نظام به پایان رساند.

او پس از اخذ دیپلم، در آزمون دانشگاه نیز پذیرفته شد و امکان ادامه تحصیل در رشته پزشکی را داشت، اما علاقه دیرینه‌اش به پرواز، مسیر دیگری را پیش رویش قرار داد. سال ۱۳۴۸ وارد دانشکده خلبانی نیروی هوایی شد؛ انتخابی که آغاز فصل تازه‌ای از زندگی او بود.

استعداد، پشتکار و انضباط مثال‌زدنی سبب شد در میان دانشجویان خلبانی بدرخشد و برای گذراندن دوره‌های تکمیلی آموزش پرواز راهی ایالات متحده شود.

اما آنچه عباس بابایی را از بسیاری از هم‌دوره‌ای‌هایش متمایز می‌کرد، تنها مهارت در پرواز نبود؛ بلکه پایبندی کم‌نظیرش به ارزش‌های دینی و اخلاقی بود.

یکی از هم‌دوره‌ای‌های او در پایگاه «ریس» آمریکا روایت می‌کند که رفتارهای معنوی بابایی حتی فرماندهان آمریکایی را نیز شگفت‌زده کرده بود. شبی فرمانده پایگاه او را در حال دویدن در نیمه‌شب دید و علت را پرسید. بابایی پاسخ داد برای دور کردن وسوسه‌های نفسانی، به توصیه آموزه‌های دینی، دویدن را انتخاب کرده است.

همین ماجرا بعدها در نشریه داخلی پایگاه نیز بازتاب یافت؛ روایتی که نشان می‌داد انضباط اخلاقی و معنوی، از همان سال‌های جوانی با شخصیت عباس بابایی عجین شده بود.

پس از بازگشت به ایران، او در میان نخستین خلبانانی قرار گرفت که برای پرواز با جنگنده‌های پیشرفته اف-۱۴ انتخاب شدند. تسلط فنی، دقت بالا و توانایی تحلیل شرایط عملیاتی، خیلی زود او را به یکی از چهره‌های شاخص نیروی هوایی تبدیل کرد.

در سال‌های منتهی به پیروزی انقلاب اسلامی نیز فعالیت‌های فرهنگی و اعتقادی بابایی پررنگ‌تر شد. با شکل‌گیری انجمن‌های اسلامی در ارتش، او به دلیل روحیه انقلابی و جایگاه اخلاقی‌اش، مسئولیت انجمن اسلامی پایگاه هشتم شکاری را بر عهده گرفت؛ مسئولیتی که نشان می‌داد همکارانش، پیش از آنکه او را یک خلبان حرفه‌ای بدانند، به او به چشم یک الگوی اخلاقی نگاه می‌کنند.

با آغاز جنگ تحمیلی، این خلبان جوان وارد مرحله‌ای شد که نامش را برای همیشه در تاریخ نیروی هوایی ماندگار کرد؛ دورانی که مهارت در آسمان، مدیریت در میدان نبرد و اخلاص در رفتار، در وجود او به هم پیوند خورد و از عباس بابایی، یکی از اثرگذارترین فرماندهان دفاع مقدس ساخت.

آسمانِ جنگ؛ فرماندهی که از اتاق عملیات به دل میدان می‌رفت

با آغاز جنگ تحمیلی، نیروی هوایی ارتش جمهوری اسلامی ایران در نخستین روزهای نبرد، یکی از سنگین‌ترین مسئولیت‌ها را بر عهده گرفت. در چنین شرایطی، عباس بابایی تنها یک خلبان زبده نبود؛ او به‌تدریج به یکی از طراحان و مدیران عملیات‌های هوایی تبدیل شد؛ فرمانده‌ای که معتقد بود تصمیم‌های درست، زمانی گرفته می‌شود که فرمانده میدان را از نزدیک دیده باشد.

به همین دلیل، با وجود مسئولیت‌های سنگین ستادی، حضور در کابین جنگنده را کنار نگذاشت. بیش از سه هزار ساعت پرواز با انواع هواپیماهای شکاری و حضور در بیش از ۶۰ مأموریت رزمی، تنها بخشی از کارنامه عملیاتی اوست؛ آماری که نشان می‌دهد بابایی هیچ‌گاه از پشت میز فرماندهی، جنگ را مدیریت نکرد.

همرزمانش بارها روایت کرده‌اند که او پس از پایان هر مأموریت، ساعت‌ها در اتاق عملیات می‌ماند، نقشه‌ها را بررسی می‌کرد، گزارش خلبانان را می‌شنید و برای مأموریت بعدی برنامه‌ریزی می‌کرد. همین روحیه سبب شده بود نیروهای تحت امرش، تصمیم‌های او را نه صرفاً دستور یک فرمانده، بلکه نتیجه تجربه کسی بدانند که خود در همان آسمان پرواز کرده است.

چرا حتی منتقدان هم زیر پرچم شهید عباس بابایی ایستادند؟

وقتی آسمان، راه آزادی خرمشهر شد

در میان عملیات‌های دفاع مقدس، نام شهید عباس بابایی با عملیات بیت‌المقدس و آزادسازی خرمشهر پیوندی ناگسستنی دارد. در روزهایی که نیروهای زمینی برای شکستن خطوط دشمن آماده می‌شدند، نیروی هوایی وظیفه‌ای سنگین بر عهده داشت؛ تأمین امنیت آسمان، انهدام مواضع دشمن و پشتیبانی از پیشروی رزمندگان.

بابایی که در آن مقطع مسئولیت معاونت عملیات نیروی هوایی را بر عهده داشت، از نخستین مراحل طراحی عملیات، ارتباط مستمری با فرماندهان ارتش و سپاه برقرار کرد. جلسات هماهنگی پی‌درپی، بازنگری مداوم در مسیرهای پروازی و انتخاب اهداف حساس دشمن، بخشی از برنامه‌ریزی‌هایی بود که با مدیریت او انجام شد.

در جریان عملیات، جنگنده‌های نیروی هوایی با حمله به پل‌های ارتباطی، توپخانه‌ها و خطوط تدارکاتی ارتش بعث، امکان پیشروی نیروهای ایرانی را فراهم کردند. بسیاری از فرماندهان، هماهنگی کم‌سابقه میان نیروهای زمینی و هوایی را یکی از عوامل اصلی موفقیت عملیات بیت‌المقدس می‌دانند؛ هماهنگی‌ای که بابایی سهم مهمی در شکل‌گیری آن داشت.

چند سال بعد، در عملیات کربلای ۵ نیز او بار دیگر نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا کرد. نبرد سنگین شلمچه، نیازمند طراحی دقیق عملیات‌های هوایی بود و بابایی با به‌کارگیری تاکتیک‌هایی مانند پرواز در ارتفاع پایین، زمان‌بندی دقیق حملات و اجرای عملیات‌های فریب، زمینه وارد آمدن ضربات مؤثر به مواضع دشمن را فراهم کرد.

روایت خلبانان حاضر در این عملیات نشان می‌دهد که او شبانه‌روز در ستاد عملیات حضور داشت و حتی در سخت‌ترین لحظات نیز آرامش خود را حفظ می‌کرد؛ آرامشی که به دیگران نیز منتقل می‌شد.

آخرین پرواز؛ فرمانده‌ای که آسمان را ترک نکرد

سال ۱۳۶۶، جنگ وارد مرحله‌ای تازه شده بود. عراق با تشدید حملات به مسیرهای دریایی و نفتکش‌ها، اقتصاد ایران را هدف گرفته بود. در همین مقطع، شهید بابایی با همکاری جمعی از فرماندهان نیروی هوایی، طرحی برای تأمین پوشش هوایی کشتی‌های تجاری در منطقه خورموسی ارائه کرد؛ طرحی که به عبور امن حدود ۴۰ کشتی بزرگ انجامید و از آن به‌عنوان یکی از موفق‌ترین ابتکارهای عملیاتی نیروی هوایی یاد می‌شود.

در کنار این اقدامات، او همواره بر تربیت نسل تازه‌ای از خلبانان تأکید داشت. باور داشت جنگ روزی پایان می‌یابد، اما کشور همواره به نیروهای متخصص و متعهد نیاز خواهد داشت. به همین دلیل، آموزش خلبانان جوان را بخشی از مأموریت اصلی خود می‌دانست.

با وجود همه مسئولیت‌های فرماندهی، بابایی همچنان شخصاً در مأموریت‌های شناسایی و عملیاتی شرکت می‌کرد؛ تصمیمی که سرانجام به آخرین پرواز زندگی او انجامید.

صبح پانزدهم مرداد ۱۳۶۶، او به همراه سرهنگ علی‌محمد نادری با یک فروند هواپیمای اف–۵ از پایگاه هوایی تبریز برای شناسایی منطقه عملیاتی به پرواز درآمد. مأموریت با موفقیت انجام شد و هواپیما در مسیر بازگشت قرار گرفت، اما در آسمان منطقه سردشت، بر اثر شلیک پدافند، گلوله‌ای به کابین عقب اصابت کرد و عباس بابایی از ناحیه سر به شهادت رسید. سرهنگ نادری موفق شد هواپیما را به زمین بنشاند، اما فرمانده‌ای که سال‌ها آسمان را میدان خدمت خود کرده بود، دیگر بازنگشت.

چرا حتی منتقدان هم زیر پرچم شهید عباس بابایی ایستادند؟

روایت راویان جنگ از آن لحظه، تصویری تلخ اما ماندگار است؛ زمانی که خبر سقوط احتمالی هواپیما به پایگاه مخابره شد و دقایقی بعد اعلام کردند هواپیما فرود آمده، اما یکی از سرنشینان در داخل کابین به شهادت رسیده است. خبر، خیلی زود در نیروی هوایی پیچید؛ فرمانده‌ای که سال‌ها هم‌رزمانش را به مأموریت بدرقه کرده بود، این بار خود به مقصدی رسیده بود که بارها برای دیگران آرزو کرده بود.

پیکر شهید عباس بابایی در زادگاهش، قزوین، و در جوار آستان مقدس امامزاده حسین(ع) آرام گرفت؛ اما نام او در حافظه نیروی هوایی و تاریخ دفاع مقدس ماندگار شد.

امروز، نزدیک به چهار دهه از شهادت عباس بابایی می‌گذرد، اما آنچه نام او را زنده نگه داشته، تنها سابقه حضور در ده‌ها عملیات رزمی یا هزاران ساعت پرواز نیست. میراث واقعی او، الگویی از فرماندهی است که میان اقتدار نظامی و اخلاق انسانی فاصله‌ای نمی‌دید؛ فرمانده‌ای که به تعبیر رهبر معظم انقلاب، توانست نه فقط یک پایگاه، بلکه دل انسان‌ها را متحول کند. شاید راز ماندگاری عباس بابایی نیز همین باشد؛ او پیش از آنکه فرمانده آسمان باشد، فرمانده دل‌ها بود.

منبع:

_کتاب «پرواز سفید»، داوود بختیاری دانشور، انتشارات سوره مهر

چرا حتی منتقدان هم زیر پرچم شهید عباس بابایی ایستادند؟

کد مطلب 6900757

 ایران

گزارش و تحلیل

کارشناس: کنوانسیون وضعیت حقوقی خزریکی از مهم‌ترین اسناد ایجادکنندهٔ ثبات حقوقی و امنیت منطقه است

کارشناس: کنوانسیون وضعیت حقوقی خزریکی از مهم‌ترین اسناد ایجادکنندهٔ ثبات حقوقی و امنیت منطقه است - اسپوتنیک ایران  , 1920, 06.08.2026
اشتراک
مریم جلالوند، پژوهشگر ارشد و کارشناس حقوق بین‌الملل، در مصاحبه با خبرنگار اسپوتنیک دربارهٔ مزایای امنیتی و اقتصادی کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر برای ایران صحبت کرد.
سخنگوی وزارت امور خارجه ایران، آقای دکتر بقایی، اعلام کرد که کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر برای بررسی و تصویب به مجلس شورای اسلامی ارسال شده است. این سند در سال 2018 میلادی از سوی پنج کشور ساحلی یعنی ایران، روسیه، جمهوری آذربایجان، ترکمنستان و قزاقستان امضا شد. همهٔ کشورهای امضاکننده به جز ایران، بلافاصله این کنوانسیون را تصویب کردند. اما چه عواملی باعث شتاب گرفتن روند تصویب در ایران شد؟
دربارهٔ علت شتاب‌گیری فرایند تصویب در ایران، باید گفت که این موضوع را می‌توان از سه منظر حقوق بین‌الملل، ملاحظات ژئوپلیتیکی و منافع اقتصادی بررسی کرد. به نظر بنده، مهم‌ترین عامل، تکمیل رژیم حقوقی دریای خزر است. تا زمانی که ایران کنوانسیون را تصویب نکرده باشد، این سند به‌طور کامل از سوی همهٔ کشورهای ساحلی لازم الاجرا نخواهد شد. تصویب این سند، موجب تثبیت جایگاه حقوقی ایران در چارچوب رژیم حقوقی جدید دریای خزر می‌شود، از بروز ابهامات بعدی جلوگیری می‌کند و امنیت منطقه‌ای را تقویت خواهد نمود.
جنگ به دریای خزر رسیده است - اسپوتنیک ایران  , 1920, 28.07.2026
جنگ به دریای خزر رسیده است
کنوانسیون بر ممنوعیت حضور نیروهای نظامی کشورهای غیرساحلی تأکید دارد و مسئولیت انحصاری تأمین امنیت دریای خزر را بر عهدهٔ کشورهای ساحلی می‌گذارد. با توجه به تحولات فزاینده در منطقه و افزایش رقابت قدرت‌های فرامنطقه‌ای، این مسئله برای ایران از اهمیت ویژه‌ای برخوردار است.
نکتهٔ بعدی، توسعهٔ همکاری‌های اقتصادی و ترانزیتی است. اجرای کامل این کنوانسیون، زمینهٔ گسترش حمل‌ونقل دریایی، تقویت کریدور بین‌المللی شمال‑جنوب و در نتیجه افزایش تجارت میان پنج کشور ساحلی را فراهم می‌آورد. تصویب این کنوانسیون از سوی ایران می‌تواند موانع حقوقی برخی همکاری‌های اقتصادی را کاهش دهد.
موضوع دیگر، جذب سرمایه‌گذاری و افزایش اطمینان حقوقی است. سرمایه‌گذاران داخلی و خارجی معمولاً در محیطی با قواعد حقوقی شفاف‌تر فعالیت می‌کنند. تصویب کنوانسیون، ثبات بیشتری در زمینهٔ فعالیت‌های دریایی، حمل‌ونقل و سرمایه‌گذاری در سواحل دریای خزر ایجاد می‌کند.
در مجموع، می‌توان گفت که شتاب‌دهندهٔ اصلی روند تصویب این کنوانسیون در ایران، لزوم تثبیت جایگاه حقوقی ایران در رژیم حقوقی دریای خزر، حفظ منافع امنیتی ناشی از ممنوعیت حضور قدرت‌های فرامنطقه‌ای، بهره‌گیری از فرصت‌های اقتصادی و ترانزیتی، و هماهنگی و هم‌افزایی با سایر کشورهای ساحلی است.
ایران ار ارسال کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر به مجلس برای تصویب خبر داد - اسپوتنیک ایران  , 1920, 01.08.2026
ایران ار ارسال کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر به مجلس برای تصویب خبر داد
کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر چه مزایایی در عرصهٔ امنیت برای ایران دارد؟
به پرسش شما از دو منظر حقوقی و امنیتی پاسخ داده خواهد شد.
کنوانسیون مذکور در سال 2018، نخستین توافقنامهٔ جامع پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی به شمار می‌رود که به‌طور طبیعی میان کشورهای حاشیهٔ دریای خزر منعقد گردیده است. اگرچه این کنوانسیون عمدتاً دارای ماهیتی حقوقی توصیف شده، اما از حیث امنیتی برای جمهوری اسلامی ایران از اهمیت شایان‌توجهی برخوردار است.
یکی از مهم‌ترین دستاوردهای امنیتی کنوانسیون، تثبیت اصل انحصار مسئولیت تأمین امنیت دریای خزر در اختیار دولت‌های ساحلی است. بر اساس مفاد این سند، صرفاً کشورهای ساحلی حق حضور نظامی در این دریا را دارند و استقرار نیروهای مسلح کشورهای غیرساحلی ممنوع گردیده است. از منظر حقوق بین‌الملل، این اصل زمینه‌ساز ایجاد نوعی رژیم امنیتی منطقه‌ای بسته است که از مداخلهٔ قدرت‌های فرامنطقه‌ای جلوگیری می‌نماید و بدین‌ترتیب، احتمال حضور نظامی قدرت‌هایی نظیر ایالات متحده یا ناتو را در مجاورت مرزهای شمالی کشور از حیث حقوقی محدود می‌سازد.
مورد بعدی، تقویت اصل عدم استفاده از قلمرو علیه سایر دولت‌های ساحلی است. کنوانسیون دولت‌های عضو را متعهد می‌سازد که قلمرو خود را در اختیار هیچ کشوری برای انجام اقدامات نظامی یا امنیتی علیه دیگر دولت‌های ساحلی قرار ندهند. این تعهد، یکی از جلوه‌های اصل حسن همجواری و اصل منع توسل به زور مندرج در منشور ملل متحد محسوب می‌شود و از منظر امنیت ملی برای ایران بسیار حائز اهمیت است، زیرا احتمال تبدیل کشورهای ساحلی به پایگاهی برای عملیات نظامی علیه ایران را به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای کاهش می‌دهد.
موضوع دیگر، کاهش رقابت‌های نظامی و جلوگیری از نظامی‌شدن دریای خزر است. کنوانسیون با تأکید بر همکاری، اعتمادسازی و استفادهٔ صلح‌آمیز از دریای خزر، زمینهٔ شکل‌گیری اقدامات اعتمادساز امنیتی را فراهم می‌آورد. برای ایران، ثبات امنیتی در شمال کشور به معنای کاهش هزینه‌های دفاعی و امکان تمرکز بیشتر بر سایر اولویت‌های امنیت ملی است.
از دیگر دستاوردها، ایجاد چارچوب حقوقی برای همکاری در مقابله با تهدیدات فراملی است. کنوانسیون همکاری دولت‌های ساحلی را در زمینهٔ مقابله با تهدیدات مشترک از جمله تروریسم، قاچاق مواد مخدر، قاچاق اسلحه، جرائم سازمان‌یافته، دزدی دریایی و قاچاق انسان پیش‌بینی کرده است. این همکاری‌ها موجب ارتقاء امنیت جمعی منطقه‌ای شده و ظرفیت ایران را برای مقابله با تهدیدات فرامرزی افزایش می‌دهد.
مالکی، نماینده مجلس: ایران قطعا به حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر پاسخ نظامی خواهد داد - اسپوتنیک ایران  , 1920, 28.07.2026
مالکی، نماینده مجلس: ایران قطعا به حمله اوکراین به یک کشتی ایرانی در دریای خزر پاسخ نظامی خواهد داد
افزایش قابلیت پیش‌بینی در روابط امنیتی، نکتهٔ دیگری است که شایان توجه می‌باشد. پیش از انعقاد این کنوانسیون، وضعیت حقوقی دریای خزر با ابهامات فراوانی همراه بود و همین امر زمینه‌ساز اختلافات امنیتی می‌گردید. کنوانسیون با تعیین اصول کلی دربارهٔ کشتیرانی، عبور و مرور، حاکمیت دولت‌ها، بهره‌برداری از منابع و همکاری‌های امنیتی، سطح قطعیت حقوقی را به‌طور چشمگیری افزایش داده است. در حقوق بین‌الملل، هرچه قواعد شفاف‌تر باشند، احتمال بروز بحران کاهش یافته و سطح امنیت ارتقاء می‌یابد.
کنوانسیون چارچوبی برای بهره‌برداری از منابع نفت و گاز، احداث خطوط لوله و همکاری اقتصادی میان دولت‌های ساحلی ایجاد نموده است. هرچند اختلافات مربوط به تعیین خطوط مبدأ و تحدید برخی مناطق هنوز پابرجاست، اما وجود قواعد مشترک، احتمال بروز تنش امنیتی پیرامون منابع انرژی را به میزان قابل‌توجهی کاهش داده است. برای ایران، این امر می‌تواند از امنیت تأسیسات دریایی و مسیرهای انتقال انرژی حمایت کند.
تقویت دیپلماسی امنیتی ایران نیز از جمله مزایای این کنوانسیون است. این سند زمینهٔ برگزاری مستمر نشست‌های سران و وزرای خارجهٔ کشورهای ساحلی را فراهم نموده است. این سازوکارها به توسعهٔ دیپلماسی پیشگیرانه، حل و فصل مسالمت‌آمیز اختلافات، همکاری‌های نظامی محدود و تبادل اطلاعات امنیتی منجر می‌شوند که همگی از ابزارهای مهم مدیریت بحران در روابط بین‌الملل محسوب می‌شوند.
از منظر حقوق بین‌الملل، مهم‌ترین مزیت امنیتی این کنوانسیون برای جمهوری اسلامی ایران، نهادینه‌شدن اصل انحصار امنیت دریای خزر توسط دولت‌های ساحلی و ممنوعیت حضور نیروهای نظامی کشورهای غیرساحلی است. این اصل، همراه با تعهد به عدم استفاده از قلمرو علیه سایر اعضا، همکاری در مقابله با تهدیدات فراملی، کاهش نظامی‌سازی منطقه و تقویت سازوکارهای اعتمادسازی، به ارتقای امنیت ملی ایران در جبههٔ شمالی کمک شایانی می‌نماید.
اگر در آب‌های دریای خزر حادثه‌ای مشابه حمله به یک کشتی تجاری ایران رخ دهد (مانند آنچه نیروهای مسلح اوکراین هفتهٔ پیش ایجاد کردند)، بر اساس این کنوانسیون چه اقداماتی باید انجام شود؟
در حقوق دریاها، کشتی تجاری تحت صلاحیت دولت صاحب پرچم قرار دارد. اگر کشتی ایرانی باشد، ایران حق دارد در این حادثه تحقیق کند، از اتباع و اموال خود حمایت نماید و مسئولیت بین‌المللی عمل حمله را پیگیری کند. اگر حمله در آب‌های سرزمینی یکی از دولت‌های ساحلی رخ داده باشد، آن دولت مطابق صلاحیت سرزمینی خود موظف به رسیدگی، حفظ نظم و همکاری در تحقیقات است.
مورد بعدی، فعال‌شدن سازوکار همکاری امنیتی میان دولت‌های ساحلی است. کنوانسیون بر همکاری دولت‌های ساحلی در مقابله با تهدیدهای امنیتی، جرائم دریایی و حفظ امنیت کشتیرانی تأکید دارد. این همکاری یکی از جلوه‌های اصل امنیت جمعی منطقه‌ای در رژیم حقوقی دریای خزر است.
مورد بعدی، ممنوعیت ورود نیروهای نظامی کشورهای غیرساحلی است. یکی از مهم‌ترین آثار کنوانسیون این است که حتی اگر حادثه‌ای امنیتی رخ دهد، کشورهای غیرساحلی حق اعزام نیروی نظامی به دریای خزر ندارند. بنابراین رسیدگی به بحران‌ها باید توسط خودِ پنج کشور ساحلی انجام شود. این ویژگی، دریای خزر را از بسیاری از دریاهای آزاد متمایز کرده است، زیرا دریای خزر بسته است و تمام کشورهای اطراف آن مشخص هستند.
سخنگوی وزارت خارجه ایران، حمله اوکراین به یک کشتی در دریای خزر را یادآور «رفتار آنارشیستها در آستانه جنگ جهانی اول» خواند - اسپوتنیک ایران  , 1920, 27.07.2026
سخنگوی وزارت خارجه ایران، حمله اوکراین به یک کشتی در دریای خزر را یادآور «رفتار آنارشیستها در آستانه جنگ جهانی اول» خواند
مورد بعدی، مسئولیت بین‌المللی دولت عامل حمله است. همان‌طور که می‌دانیم اوکراین به یک کشتی تجاری در دریای خزر حمله کرده است. اگر حمله به یک کشتی تجاری قابل انتساب به یک دولت باشد (در اینجا، اگر کشتی تجاری به دولت جمهوری اسلامی ایران قابل انتساب باشد)، صرف‌نظر از کنوانسیون خزر، قواعد عام مسئولیت بین‌المللی دولت‌ها در مورد آن دولت اعمال می‌شود. در این صورت، ایران می‌تواند اعتراض دیپلماتیک ارائه دهد، جبران خسارت مطالبه کند، موضوع را از طریق سازوکار حل اختلاف یا سایر مجاری حقوقی و دیپلماتیک پیگیری نماید و در صورت تحقق شرایط مندرج در حقوق بین‌الملل، به حق دفاع مشروع مندرج در مادهٔ 51 منشور سازمان ملل متحد استناد کند. البته تحقق این حق منوط به احراز شرایط سخت‌گیرانه‌ای مانند وقوع حملهٔ مسلحانه و رعایت اصل ضرورت و تناسب است.
علاوه بر حفاظت از کشتیرانی در برابر تهدیدات خارجی، در متن کنوانسیون به اهمیت اقتصادی دریای خزر نیز اشاره شده است. تصویب این کنوانسیون چه تأثیری بر توسعهٔ تجارت بین کشورهای "گروه پنج‌گانهٔ خزر" خواهد داشت؟
این کنوانسیون از نگاه حقوق بین‌الملل و اقتصاد، یکی از مهم‌ترین اسناد ایجادکنندهٔ ثبات حقوقی و امنیت اقتصادی در منطقه است. هرچند که این کنوانسیون مستقیماً یک موافقت‌نامهٔ تجاری نیست، اما با تعیین چارچوب حقوقی فعالیت‌های دریایی و همکاری بین این پنج کشور ساحلی، زمینهٔ لازم برای توسعهٔ تجارت منطقه‌ای را فراهم می‌کند. مهم‌ترین اثر اقتصادی و تجاری کنوانسیون، ایجاد امنیت حقوقی برای تجارت دریایی است.
این موضوع به توسعهٔ کریدورهای ترانزیتی بین‌المللی، به‌خصوص کریدور شمال‑جنوب، کمک می‌کند. برای ایران این ظرفیت وجود دارد که بنادر شمالی کشور به حلقهٔ اتصال تجارت بین آسیای مرکزی، روسیه، قفقاز و خلیج فارس تبدیل شود. افزایش سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بندری نیز از دیگر نتایج وجود یک چارچوب حقوقی پایدار است که انگیزهٔ دولت و بخش خصوصی را برای سرمایه‌گذاری در بنادر، کشتیرانی و مراکز لجستیکی افزایش می‌دهد. به‌طور خلاصه، تصویب کنوانسیون و تعیین وضعیت حقوقی دریای خزر، با ایجاد ثبات حقوقی، افزایش امنیت کشتیرانی، تقویت زیرساخت‌های ترانزیتی و گسترش همکاری‌های اقتصادی، بستر مناسبی برای توسعهٔ تجاری بین کشورهای پنج‌گانهٔ ساحلی دریای خزر فراهم کرده است.

مزایای امنیتی و اقتصادی تصویب کنوانسیون حقوقی دریای خزر برای ایران

مزایای امنیتی و اقتصادی تصویب کنوانسیون حقوقی دریای خزر برای ایران - اسپوتنیک ایران  , 1920, 06.08.2026
اشتراک

مزایای امنیتی و اقتصادی تصویب کنوانسیون حقوقی دریای خزر برای ایران

مریم جلالوند، پژوهشگر ارشد و کارشناس حقوق بین‌الملل، در مصاحبه با خبرنگار اسپوتنیک دربارهٔ مزایای امنیتی و اقتصادی کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر برای ایران گفت: کنوانسیون وضعیت حقوقی دریای خزر که در سال 2018 به امضای پنج کشور ساحلی رسیده، از سه منظر حقوقی، امنیتی و اقتصادی برای ایران حائز اهمیت است. مهم‌ترین دستاورد امنیتی، انحصار تأمین امنیت این دریا توسط کشورهای ساحلی و ممنوعیت حضور نظامی قدرت‌های فرامنطقه‌ای مانند آمریکا و ناتو است. همچنین در صورت بروز حوادثی نظیر حمله به کشتی‌های تجاری (مشابه حادثه اخیر اوکراین)، کنوانسیون سازوکارهایی مانند صلاحیت دولت صاحب پرچم برای تحقیق، همکاری امنیتی کشورهای ساحلی و مسئولیت بین‌المللی دولت عامل حمله را پیش‌بینی کرده است. ایران در چنین مواردی می‌تواند از حق دفاع مشروع (ماده 51 منشور ملل متحد) استفاده کند، مشروط به رعایت اصول ضرورت و تناسب.

از نظر اقتصادی، این کنوانسیون با ایجاد ثبات حقوقی و امنیت سرمایه‌گذاری، زمینه را برای توسعه کریدورهای ترانزیتی (به ویژه کریدور شمال-جنوب)، افزایش تجارت میان پنج کشور ساحلی و تبدیل بنادر شمالی ایران به حلقه اتصال تجارت بین آسیای مرکزی، روسیه، قفقاز و خلیج فارس فراهم می‌کند. این امر به جذب سرمایه‌گذاری در زیرساخت‌های بندری، کشتیرانی و مراکز لجستیکی منجر شده و بستر مناسبی برای توسعه اقتصادی منطقه ایجاد می‌کند. در مجموع، تصویب این کنوانسیون با تثبیت جایگاه حقوقی ایران، کاهش رقابت‌های نظامی و تقویت همکاری‌های اقتصادی، امنیت ملی و منافع تجاری کشور را در جبهه شمالی تأمین می‌نماید.

ادامه...

Sputnik Iran | Rubika | Bale | Web

انهدام تجهیزات اوکراین در محور کراسنولیمان توسط اپراتورهای پهپاد روسی

اشتراک

انهدام تجهیزات اوکراین در محور کراسنولیمان توسط اپراتورهای پهپاد روسی

اپراتورهای پهپاد نیروهای روسی، یگان‌های نیروهای مسلح اوکراین را در محور کراسنولیمان منهدم کردند. در جریان این عملیات، یک دستگاه خودکششی 155 میلی‌متری «بوهدانا» و یک دستگاه هویتزر 155 میلی‌متری ام777 ساخت آمریکا منهدم شدند.

Sputnik Iran | Rubika | Bale | Web

نوار خبری
0