گزارشی از تهران
مردم جلوتر از حکومت
به راه حل ها رسیده اند!
در ماهی که گذشت، در جریان خاکسپاری رهبر و حتی قبل از آن در موکبهای عزاداری محرم در محلهای مختلف تهران و کرج شرایطی فراهم شد که بتوانم با خیلی از افراد از قشرهای مختلف مردم تماس بگیرم و نظراتشان را جمع کنم که بنوبه خود بسیار خوب از کار در آمد.
پرسش ها بیشتر راهبردی و ساده بود تا پرسش شونده بتواند از سطح تحلیل نظری فراتر رود و به امکان سنجی عملی در سخت ترین شرایط جنگ و تحریم بپردازد. در واقع این همان جایی است که منطق در اقتصاد و اجتماع به معنای واقعی خود را نشان میدهد. یعنی تجربه مردم.
مردم از نظر خودآگاهی سیاسی به درجه بالائی رسیدهاند. برای نمونه معتقدند در شرایط جنگی که دشمن ما را بمباران میکند و هر روز کشته میگیرد دولت دیگر نمیتواند ناظر بی طرف بماند. باید فرماندهی اقتصاد جنگی درست کند. این دیگر برای خیلیها روشن و شفاف شده که دولت موظف است کنترل کامل بر ارز، انرژی وکالاهای اساسی را در دست بگیرد.
منطق مردم اینست که از هر کس که در شرایط جنگی تولید کند باید حمایت شود و هر کس که دلالی و احتکار کند مجازات شود. تولید خصوصی و تعاونی باید بطور موقت در خدمت دفاع از کشور قرار بگیرد نه در خدمت سود. تعاونیها باید مانع از انحصار شود تا از خطر سرمایه داری جنگ زده جلوگیری شود و اجازه سود بری از شرایط جنگی داده نشود. دولت باید تعاونیهای مصرف و تولید را بعنوان بازوی توزیع عادلانه فعال کند و کالاهای اساسی را از طریق تعاونیها بین مردم توزیع کند تا دست دلالان کوتاه شود.
بخش خصوصی میتواند فعالیت داشته باشد اما فقط در چارچوب قیمتهای مصوب و با نظارت تعاونیها. تعاونیها باید از وابستگی به دولت خارج شوند و به نهادهای مردمی واقعی تبدیل شوند.
دیوان سالاری فاسد که شبانه روز در صدا و سیما ظاهر میشود و راه حل نشان میدهد باید با ایجاد شوراهای نظارتی مردمی جایگزین شود. شوراها باید واقعا مستقل باشند نه وابسته به افراد وابسته به دولت و قدرت. تنها اینگونه است که می توان فساد را کنترل کرد.
این جمله تاریخی را بارها از دهان مردم شنیدم که "کسی که به مردم نزدیک تر است فسادش کمتر است."
یکی از پرسشها از مردم این بود که آیا این مدل در کشورما که الیگارش ها بر دولت تسلط دارند قابل پیاده شدن است ؟
اغلب با خوش بینی پاسخ مثبت دادند. براستی هم در این روزها که موکب ها در محله های مختلف در سراسر ایران تشکیل شده و مردم توانایی سازماندهی را دادند جای خوش بینی هست. مردم در بحران های طبیعی بارها کارایی خود را ثابت کرده اند.
خیلی از افراد از من سوال میکردند که چرا نظرات «رهبر شهید را پیرامون اقتصاد مقاومتی و عدالت اجتماعی فورموله و تبین نمیشود؟»
من پس از شنیدن این پیشنهاد گفته های آقای خامنه ای را در سه سطح دسته بندی کردم.
۱- نظریه اقتصاد مقاومتی یا چشم انداز کلان. آنطور که او بیان داشته اقتصاد مقاومتی نه به عنوان یک برنامه موقت بلکه بعنوان یک سبک زندگی و روش مدیریت بحران تعریف کرده و این که تولید داخلی و خود کفایی یعنی قطع وابستگی به نفت و خارج. سپس مردمی سازی اقتصاد و واگذاری کار بمردم و تعاونیها و بلاخره مبارزه با فساد و رانت.
۲- نظریه عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد با بعد اخلاقی و سیاسی. او بارها در گفتارشان روی عدالت بعنوان هدف غایی نظام تاکید کرده و فساد را افت اصلی پیشرفت کشور میدانسته است.
اما ایشان همیشه سعی کرده نگوید که فساد نتیجه عدم نظارت بر سه قوه کشور است. راه مبارزه با فساد نظارت مردمی است .
من در صحبت های شبانه با مردم حاضر در خیابان انتقادهای خودم را پیرامون تغییر ماهیت اصل ۴۴ قانوناساسی بیان کردم. خیلیها گوش کردند ولی برداشت من اینست که درک مسئله برای آنها بسیار دشوار است و نمیدانند چه شد که کار به این فساد و طبقاتی شدن جامعه کشیده شد.
به راه حل ها رسیده اند!
در ماهی که گذشت، در جریان خاکسپاری رهبر و حتی قبل از آن در موکبهای عزاداری محرم در محلهای مختلف تهران و کرج شرایطی فراهم شد که بتوانم با خیلی از افراد از قشرهای مختلف مردم تماس بگیرم و نظراتشان را جمع کنم که بنوبه خود بسیار خوب از کار در آمد.
پرسش ها بیشتر راهبردی و ساده بود تا پرسش شونده بتواند از سطح تحلیل نظری فراتر رود و به امکان سنجی عملی در سخت ترین شرایط جنگ و تحریم بپردازد. در واقع این همان جایی است که منطق در اقتصاد و اجتماع به معنای واقعی خود را نشان میدهد. یعنی تجربه مردم.
مردم از نظر خودآگاهی سیاسی به درجه بالائی رسیدهاند. برای نمونه معتقدند در شرایط جنگی که دشمن ما را بمباران میکند و هر روز کشته میگیرد دولت دیگر نمیتواند ناظر بی طرف بماند. باید فرماندهی اقتصاد جنگی درست کند. این دیگر برای خیلیها روشن و شفاف شده که دولت موظف است کنترل کامل بر ارز، انرژی وکالاهای اساسی را در دست بگیرد.
منطق مردم اینست که از هر کس که در شرایط جنگی تولید کند باید حمایت شود و هر کس که دلالی و احتکار کند مجازات شود. تولید خصوصی و تعاونی باید بطور موقت در خدمت دفاع از کشور قرار بگیرد نه در خدمت سود. تعاونیها باید مانع از انحصار شود تا از خطر سرمایه داری جنگ زده جلوگیری شود و اجازه سود بری از شرایط جنگی داده نشود. دولت باید تعاونیهای مصرف و تولید را بعنوان بازوی توزیع عادلانه فعال کند و کالاهای اساسی را از طریق تعاونیها بین مردم توزیع کند تا دست دلالان کوتاه شود.
بخش خصوصی میتواند فعالیت داشته باشد اما فقط در چارچوب قیمتهای مصوب و با نظارت تعاونیها. تعاونیها باید از وابستگی به دولت خارج شوند و به نهادهای مردمی واقعی تبدیل شوند.
دیوان سالاری فاسد که شبانه روز در صدا و سیما ظاهر میشود و راه حل نشان میدهد باید با ایجاد شوراهای نظارتی مردمی جایگزین شود. شوراها باید واقعا مستقل باشند نه وابسته به افراد وابسته به دولت و قدرت. تنها اینگونه است که می توان فساد را کنترل کرد.
این جمله تاریخی را بارها از دهان مردم شنیدم که "کسی که به مردم نزدیک تر است فسادش کمتر است."
یکی از پرسشها از مردم این بود که آیا این مدل در کشورما که الیگارش ها بر دولت تسلط دارند قابل پیاده شدن است ؟
اغلب با خوش بینی پاسخ مثبت دادند. براستی هم در این روزها که موکب ها در محله های مختلف در سراسر ایران تشکیل شده و مردم توانایی سازماندهی را دادند جای خوش بینی هست. مردم در بحران های طبیعی بارها کارایی خود را ثابت کرده اند.
خیلی از افراد از من سوال میکردند که چرا نظرات «رهبر شهید را پیرامون اقتصاد مقاومتی و عدالت اجتماعی فورموله و تبین نمیشود؟»
من پس از شنیدن این پیشنهاد گفته های آقای خامنه ای را در سه سطح دسته بندی کردم.
۱- نظریه اقتصاد مقاومتی یا چشم انداز کلان. آنطور که او بیان داشته اقتصاد مقاومتی نه به عنوان یک برنامه موقت بلکه بعنوان یک سبک زندگی و روش مدیریت بحران تعریف کرده و این که تولید داخلی و خود کفایی یعنی قطع وابستگی به نفت و خارج. سپس مردمی سازی اقتصاد و واگذاری کار بمردم و تعاونیها و بلاخره مبارزه با فساد و رانت.
۲- نظریه عدالت اجتماعی و مبارزه با فساد با بعد اخلاقی و سیاسی. او بارها در گفتارشان روی عدالت بعنوان هدف غایی نظام تاکید کرده و فساد را افت اصلی پیشرفت کشور میدانسته است.
اما ایشان همیشه سعی کرده نگوید که فساد نتیجه عدم نظارت بر سه قوه کشور است. راه مبارزه با فساد نظارت مردمی است .
من در صحبت های شبانه با مردم حاضر در خیابان انتقادهای خودم را پیرامون تغییر ماهیت اصل ۴۴ قانوناساسی بیان کردم. خیلیها گوش کردند ولی برداشت من اینست که درک مسئله برای آنها بسیار دشوار است و نمیدانند چه شد که کار به این فساد و طبقاتی شدن جامعه کشیده شد.
