۱۴۰۵ مرداد ۱۳, سه‌شنبه

 سرمقاله راه توده 1009

دو گانگی و تزلزل حاکمیت را
نسل پس از انقلاب 57 ندارد!

جمهوری اسلامی در 4 دهه گذشته در میان همه سیاست‌هایش، همواره در یک مورد ثابت قدم بوده و آن هم کشاندن کشور از این ستون به آن ستون و اجازه ندادن به اینکه هیچ مسئله‌‌ای بتواند یک راه حل قطعی و روشن برای خود پیدا کند. اکنون بیش از 4 دهه است که کشور یک روز توام با آرامش به خود ندیده است. حتی در اوج جنگ با عراق که مردم منتظر حمله و بمباران بودند، آرامش در کشور و در میان مردم بیش از دهه‌های بعدی و حتی امروز بود. ظاهرا این یک شیوه کشورداریست که طی 4دهه مانع اصلاحات در کشور شده و آن را گام به گام به سمت تثبیت الیگارش های غربگرا فرو برده است.
از به اصطلاح مبارزه با "تهاجم فرهنگی" که هدف اصلی آن جلوگیری از فضای بازتر سیاسی در شرایط پس از جنگ بود؛ تا جلوگیری از به اصطلاح "حکومت دوگانه" که این شیوه کشورداری همچنان ادامه دارد و در عین حال جامعه را به شهادت چند شورش خونین عصبی و پرخاشگر کرده است. نمی شود مردم یک روز خوش و آرام نداشته باشند و این در روحیه و مناسبات آنها با دیگران بازتاب نیابد، بویژه که دامن زدن به خشونت خود یک وسیله حکومتی در چارچوب سیاست از این ستون به آن ستون بردن کشور و جلوگیری از احساس آرامش در مردم نیز هست.
آنهایی که نانشان در جنجال و بلاتکلیفی مردم و کشور است اجازه یک سیاست واحد را نمیدهند. همین امروز هم ما شاهد همین بلاتکلیفی و جلوگیری از اجرای یک سیاست واحد مقاومت در برابر تهاجم امریکا و اسرائیل به ایران هستیم. البته به اشکال و بهانه های مختلف که خوشبختانه تاکنون به همت رهبری و فرماندهی سپاه، یک شکل قطعی از این اشکال، یعنی تسلیم شدن ایران به امریکا شده است.
در جریان همین کار شکنی به اشکال مختلف است که امروز می بینیم که می خواهند حضور خیابانی مردم (بویژه نسل جوان مذهبی و غیر مذهبی) را با شعار رفرم اقتصادی و مقاومت برای حفظ استقلال کشور را بگیرند.
در تمام دهه های گذشته سعی شد جوانان را غیرسیاسی کنند، که اکنون شاهد شکست این ترفند شده ایم.
طرح بی هویت ساختن زنان و دختران و علم کردن حجاب و غیر حجاب نیز از حمله همین ترفندها بود که شکست خورده است. به میدان کشاندن مداحان نیز ادامه همین ترفند بود. همچنان که به حاشیه راندن روحانیان روشن‌اندیش و بالاخره ترورهای اسرائیل ارشد ترین فرماندهان نظامی و سپاهی کشور.
هیچیک از این ترفند ها نتوانست همبستگی میان مردم و احساس ملی را در مردم خفه کند، حتی تشویق پول سالاری .
اگر مسیر اصلاحات اقتصادی همزمان با تقویت قدرت نظامی کشور از همان دوران محمد خاتمی پیش برده می شد و انقدر در برابر آن کارشکنی نمی شد، بسیاری از مشکلات کنونی کشور بوجود نمی آمد.
سهم روش "از این ستون به آن ستون" آقای خامنه ای در تعلل برای اصلاحات اقتصادی و کنترل سرمایه داری غربگرا و حاکمیت آنها کم نیست. نمی توان به این دلیل که ایشان درجریان حمله و بمباران بیت رهبری جان خود را از دست داد، این واقعیات را نگفت. همچنان که سهم قاطع ایشان در تغییر ماهیت اساسی ترین بندهای اقتصادی قانون اساسی به سود خصوصی سازی و سرمایه داری چپاولگر را نمی توان منکر شد. شاید امروز صلاح نباشد و شرایط آن نیز فراهم نباشد تا بدقت در این باره سخن گفت، اما شک نیست که در آینده شرایط مناسب تر برای گفتن واقعیات فراهم خواهد شد.

تلگرام راه توده:
https://telegram.me/rahetudeh