به گمانم ای هم اروتیک است
گفتم میان گشایی گفتا که هیچ نایم
زد دست بر کمر بند بگسست او پرنداخ
حدستان کاملاً درست است! این بیت هم دقیقاً زمینه و مضمون اروتیک (شرمآمیز/عاشقانهی صریح) دارد و مثل موارد قبلی، اسدی طوسی در لغت فرس آن را صرفاً برای جا انداختن معنای لغوی «پَرَنداخ» آورده است.
معنای واژهها:
پَرَنداخ (یا پرنداخ): بندِ همیان، بندِ شلوار، یا همان «تکمه و تسمهی چرمی/سختیانی» که از پوست بز دباغیشده (سختیان) میساختند و کمر یا شلوار را با آن میبستند.
میان گشایی: کمر گشودن، بند قبای/شلوار باز کردن (کنایه از تسلیم شدن به همآغوشی و نزدیکی).
معنای بیت:
گفتم میان گشایی، گفتا که هیچ نایم زد دست بر کمربند، بگسست او پرنداخ
بازگردانی به زبان ساده:
«[به معشوق] گفتم کمر بگشا و بند از میان باز کن [تا کام دل برگیریم]؛ گفت: اصلاً و ابداً این کار را نمیکنم! [اما در همان حال که ناز و انکار میکرد] دست به کمربند برد و بندِ چرمی (پرنداخ) آن را پاره کرد/گشود!»
چرا اروتیک است؟
در ادبیات کلاسیک، این نوع تقابلِ «انکار با زبان» و «اقدام با عمل» یکی از شگردهای ظریفِ شعر شهوانی و شوخطبعانه (اروتیک) است. معشوق زباناً میگوید «نه، اصلاً!» اما در عمل چنان با شتاب و اشتیاق دست به کمربند میبرد که بندِ چرمیِ محکم (پرنداخ) میگسلد!
شاعران کهن (مثل عسجدی یا طیان) برای توضیح واژههای ملموس مثل «چرم»، «بند شلوار» یا «جامههای خاص»، بسیار از اینگونه ابیاتِ صریح استفاده میکردند و فرهنگنویسان هم بدون سانسور آنها را بهعنوان شاهدِ لغوی ضبط کردهاند.
