۱۴۰۴ بهمن ۱۱, شنبه

He refused to attack Iran, that is why these files were released today!

 



 

جورج لاوسن، نظریه‌پرداز انقلاب‌ها: شرایط بین‌المللی به نفع معترضان در ایران نیست

جورج لاوسن در حال صحبت

جورج لاوسن، استاد دانشگاه و نظریه‌پرداز انقلاب‌ها، که معمولا انقلاب‌ها را در فرایندی از تحولات داخلی و بین‌المللی تفسیر می‌کند، می‌گوید «شرایط بین‌المللی» در مقطع کنونی به سود معترضان درایران نیست؛ از این جهت که موازنه‌های منطقه‌ای و رفتار قدرت‌های جهانی، دست حکومت را برای ادامه مسیر امنیتی بازتر می‌کند و هزینه‌های سرکوب را پایین می‌آورد.

جورج لاوسن، نظریه‌پردازی است که انقلاب را صرفا یک رخداد داخلی نمی‌بیند؛ او بر این نکته تاکید می‌کند که تحول‌های انقلابی در خلا اتفاق نمی‌افتند و درهم‌تنیدگی با روابط بین‌الملل، رقابت‌های منطقه‌ای، و محاسبات دولت‌ها شکل می‌گیرند. به گفته او، در وضعیت فعلی، کشورهایی که با جمهوری اسلامی اختلاف دارند هم الزاما به سمت حمایت از یک تغییر پرهزینه و پرریسک نمی‌روند، چون «بی‌ثباتی» را تهدید بزرگ‌تری می‌بینند؛ و از سوی دیگر، هر نوع کنش یا پیام بیرونی که بتواند به حکومت امکان دهد معترضان را به «عامل خارجی» نسبت دهد، در عمل می‌تواند به زیان جنبش تمام شود.

او در گفت‌وگو با فرناز قاضی‌زاده در برنامه «گفت‌وگوی ویژه» بی‌بی‌سی فارسی، در کنار تحلیل شرایط خارجی، بر یک واقعیت داخلی هم مکث می‌کند، جمهوری اسلامی از نظر مشروعیت در موقعیتی فرسوده قرار گرفته و بیش از گذشته به زورتکیه می‌کند؛ اما همین اتکا، به معنای سقوط فوری نیست. آقای لاوسن تصویری می‌دهد که در آن حکومت می‌تواند در کوتاه‌ مدت موج‌ها را بخواباند، اما در میان‌ مدت با بحران مشروعیت و فرسایش ظرفیت حکمرانی روبه‌روست؛ بحرانی که آن را بیش از پیش به «زور اسلحه» وابسته می‌کند.

«نقطه بی‌بازگشت»

به اعتقاد آقای لاوسن، این‌ که آیا ایران از «نقطه بی‌بازگشت» عبور کرده یا نه، بستگی دارد به تعریف این نقطه. او می‌گوید حکومت در مهار موج فعلی اعتراض‌ها موفق بوده، آن هم با ترکیبی از خشونت شدید، قطع ارتباطات و بسیج کامل منابع سرکوب، اما او این مهار را موقتی می‌داند.

برداشت آقای لاوسن از «بی‌بازگشت» الزاما سقوط فوری نیست. او می‌گوید حتی اگر این موج به هدف نرسد، نقطه بی‌بازگشت می‌تواند همین باشد که جامعه دوباره بازمی‌گردد و به باور او احتمالا «خیلی زود» بازمی‌گردد. در نگاه او، جامعه‌ای که چند بار تجربه اعتراض و سرکوب را پشت سر گذاشته، می‌تواند به مرحله‌ای برسد که چرخه اعتراض قطع نشود؛ حتی اگر هر بار با هزینه‌های سنگین متوقف شود.

آقای لاوسن در توضیح خشونت گسترده، به سابقه اعتراض‌های سال‌های اخیر اشاره می‌کند و می‌گوید حکومت از یک سو ابزار قهری لازم را دارد، اما از سوی دیگر از نظر مشروعیت عمومی «واقعا خیلی ضعیف» است. او تاکید می‌کند که در اعتراض‌های اخیر، هم گروه‌هایی نظیر دانشجویان دیده می‌شوند که معمولا پیشرو بوده‌اند و هم بخش‌هایی که کمتر در سال‌های اخیر بسیج شده بودند؛ او از جمله به حضور بازاری‌ها در شهرهای اصلی اشاره می‌کند.

آنچه در تحلیل آقای لاوسن برجسته است «مقیاس» است: تنوع طبقاتی و گستردگی جغرافیایی. به باور او، این مقیاس به حکومت پیام می‌دهد که «عملا کنترل جامعه را از دست داده»، و در نتیجه چیزی که در عمل برایش می‌ماند «زور و اجبار» است. او نتیجه می‌گیرد حکومت، بیش از هر زمان، به منطق امنیتی تکیه کرده است، منطقی که به عقیده او شاید در کوتاه‌ مدت پاسخ دهد، اما ظرفیت حکمرانی را در بلند مدت تحلیل می‌برد.

رد شدن از پست YouTube
اجازه نشان دادن محتوای Google YouTube را می دهید؟

این مطلب شامل محتوایی از Google YouTube است. قبل از بارگیری این محتوا از شما اجازه می گیریم، زیرا ممکن است این سایت ها از کوکی ها و یا سایر انواع فن آوری استفاده کنند. می توانید سیاست Google YouTube را درباره کوکی ها و سیاست مربوط به حفظ حریم خصوصی را پیش از موافقت بخوانید. برای دیدن این محتوا روی "موافقت و ادامه"‌کلیک کنید.

توضیح: بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. محتوای YouTube ممکن است شامل آگهی باشد.

پایان پست YouTube

چهره کانونی و مسئله وحدت

جورج لاوسن، پیشتر، جنبش «زن، زندگی، آزادی» را جنبشی با ویژگی‌های انقلابی توصیف کرده بود و براین باوربود که بی‌رهبر بودن آن چالش‌هایی ایجاد کرد. در موج اخیر، برجسته شدن یک چهره کانونی در اپوزیسیون و فراخوان‌ شاهزاده رضا پهلوی این سوال را پیش می‌کشد که آیا تمرکز حول یک شخصیت می‌تواند، چالش رهبری جنبش را حل کند.

پاسخ او دوپهلوست: از یک سو، داشتن نقطه تمرکز می‌تواند بسیج را ساده‌تر کند و به حرکت انرژی بدهد. از سوی دیگر، آقای لاوسن هشدار می‌دهد که چنین شخصیتی می‌تواند تفرقه‌برانگیز باشد و بخش‌هایی از جامعه نگران بازتولید اقتدارگرایی باشند. او می‌گوید ممکن است وحدتی موقت شکل بگیرد، اما در میان‌ مدت و بلند مدت تردید دارد که این محوریت بتواند پشتوانه‌ای پایدار و فراگیر بسازد.

این‌ که او چهره‌ای در تبعید است و در داخل حضور ندارد، ممکن است همواره برای بخشی از جامعه «تحمیل شدن از بیرون» حساب شود؛ خطری که در جامعه‌ای حساس به استقلال، می‌تواند هزینه‌زا باشد. او همچنین تردید دارد که بدنه فعال و سازمان‌یافته پادشاهی خواهان در داخل، آن‌قدر گسترده باشد که بتواند یک نظم تازه را پایدار کند.

در بخش دیگری از گفت‌وگو، آقای لاوسن به پیام‌ها و موضع‌گیری‌های دونالد ترامپ اشاره می‌کند و می‌گوید فارغ از نیت‌ها، این‌گونه پیام‌ها «در مجموع» می‌تواند برای معترضان مضر باشد: «یا مردم دخالت خارجی نمی‌خواهند، یا توقع عملی ایجاد می‌شود که محقق نمی‌شود. در مقابل، برای حکومت مفید است چون امکان می‌دهد اعتراض‌ها را به توطئه خارجی نسبت دهد و روایت امنیتی را تقویت کند، خصوصا در فضایی که تنش با اسرائیل و فشارهای خارجی پررنگ است».

او درباره رفتار متغیر آقای ترامپ هم می‌گوید بعید است خود او هم تصمیم روشن و ثابتی داشته باشد؛ و این نوسان بین توصیه‌های مختلف و محاسبات متضاد، به‌ویژه در شرایطی که رخدادها با سرعت پیش می‌روند، سیاست خارجی آمریکا را غیرقابل پیش‌بینی‌تر می‌کند.

آقای لاوسن می‌گوید دولت‌های منطقه حتی آن‌هایی که جمهوری اسلامی را رقیب یا دشمن می‌دانند، در نهایت از بی‌ثباتی می‌ترسند. به تعبیر او، «شیطان آشنا» برای بسیاری از بازیگران منطقه‌ای، از «ایران از کنترل خارج شده» کم‌هزینه‌تر است؛ ایرانی که معلوم نیست به کدام سمت می‌رود و چه پیامدهایی برای امنیت منطقه دارد.

او تاکید می‌کند اولویت این دولت‌ها «ثبات» است، حتی اگر ثباتی مسئله‌دار باشد؛ زیرا بی‌ثباتی می‌تواند به درگیری‌های تازه، بی‌نظمی مرزی، موج‌های مهاجرت یا تشدید رقابت‌های امنیتی منجر شود. در چنین فضایی، انتظار یک حمایت خارجی قاطع از تغییر در ایران، دست‌کم در کوتاه‌ مدت، واقع‌بینانه نیست.

جورج لاوسن در استودیوی تلویزیونی برنامه گفت‌وگوی ویژه، مقابل مجری نشسته و در حال گفت‌وگوست

آقای لاوسن از جنگ و تنش‌های منطقه‌ای به‌عنوان عاملی یاد می‌کند که همزمان دو پایه مشروعیت را فرسوده‌تر کرده است: امنیت و رفاه. به گفته او، بخشی از جامعه ممکن بود تصور کند حتی اگر حکومت ناکارآمد یا سرکوبگر است، دست‌کم نوعی «امنیت» ایجاد می‌کند؛ اما تجربه جنگ و آسیب‌پذیری، این تصور را خدشه‌دار کرده است. همزمان، بحران اقتصادی، تورم و ناتوانی در انجام وظایف حداقلی رفاهی هم به بحران مشروعیت دامن زده است.

در همین چارچوب، آقای لاوسن نتیجه می‌گیرد آنچه برای حکومت باقی مانده، «مشروعیت زور» است، نه مشروعیت سیاسی یا کارآمدی.

«دخالت خارجی» چرا به ندرت جواب می‌دهد؟

آقای لاوسن در پاسخ به این پرسش که یک حکومت تا چه اندازه می‌تواند صرفا با زور دوام بیاورد، از تجربه سوریه مثال می‌آورد و می‌گوید رژیم‌های بد می‌توانند طولانی بمانند، اگر همبستگی وابستگان حکومت حفظ شود و دستگاه امنیتی پشت حکومت بایستد. او اضافه می‌کند تغییر معمولا زمانی محتمل‌تر می‌شود که هم شرایط بین‌المللی تغییر کند و هم شکاف جدی در میان حاکمیت، به‌ویژه در دستگاه‌های قهری، شکل بگیرد.

او در عین حال هشدار می‌دهد که مسیر حرکت می‌تواند به سمت رادیکالیزه شدن برود: از شکل‌گیری گروه‌های مسلح محلی و قومی تا تشدید خشونت و چند پاره شدن حاکمیت. آقای لاوسن می‌گوید ناامیدی و استیصال می‌تواند بخشی از جامعه را به سمت گزینه‌هایی سوق دهد که پیش‌تر حاشیه‌ای بود: از دعوت به دخالت خارجی تا گرایش به مبارزه مسلحانه یا پذیرش ایده‌های انحصارگرایانه.

آقای لاوسن می‌گوید درخواست دخالت خارجی معمولا «تقریبا هیچ‌ وقت» جواب مثبتی نمی‌دهد یا بسیار نادر موفق می‌شود، چون مردم غالبا ترجیح می‌دهند دولت خودشان را داشته باشند تا نظمی که از بیرون تحمیل شود.

او اضافه می‌کند در ایران یک عنصر مهم دیگر هم وجود دارد: حساسیت تاریخی نسبت به استقلال و حاکمیت. به باور او، حتی اگر بخش‌هایی از جامعه خسته و ناامید باشند، تبدیل شدن ایران به وضعیتی شبیه وابستگی تحمیلی، چیزی نیست که بتواند حمایت پایدار ایجاد کند.

در پایان، جورج لاوسن می‌گوید حتی اگر این موج سرکوب شود، آخرین جنبش نخواهد بود. به نظر او، بعید است بخش بزرگی از جامعه پشت حکومت بایستد؛ مشروعیت بنیادی از بین رفته و حکومت فقط در کوتاه‌ مدت می‌تواند با قطع ارتباطات و سرکوب گسترده دوام بیاورد. او پیش‌بینی می‌کند شاید نه در چند روز یا چند هفته، اما در «چند ماه» امکان بازگشت اعتراض‌ها وجود دارد.

با این حال، او یک هشدار هم اضافه می‌کند: حتی اگر تغییرانقلابی در کوتاه‌ مدت ممکن شود، الزاما به معنای آینده‌ای بهتر یا دموکراتیک‌تر نیست؛ به‌ویژه در جهانی که به گفته او همزمان شاهد تضعیف دموکراسی‌های لیبرال و فراگیر شدن راست افراطی است. در چنین فضایی، همان‌قدر که امکان یک دگرگونی رادیکال وجود دارد، خطر گذار پرهزینه و حتی خشونت‌بار هم پررنگ‌تر می‌شود.

به بیان دیگر، از نگاه جورج لاوسن، مسئله ایران فقط «بازگشت مردم به خیابان» نیست؛ بلکه این است که آیا در نقطه‌ای، توازن داخلی و خارجی به شکلی تغییر می‌کند که هزینه سرکوب بالا برود، دستگاه امنیتی به بی‌طرفی نزدیک شود، و مسیر تغییر از چرخه خشونت، به سمت گذاری کم‌هزینه‌تر و پایدارتر حرکت کند یا نه.

ابیشه یا اپیشه، جاسوس، بیکاره یا هر سه؟! در کوی تو ابیشه همی گردم ای نگار دزدیده تا مگرت ببینم به بام بر. شهید بلخی.

 

ابیشه . [ اَ ش َ / ش ِ ](ص ) جاسوس . (فرهنگ اسدی ). این کلمه را صاحب برهان انیشه و ایشه نیز ضبط کرده به همین معنی :
در کوی تو ابیشه همی گردم ای نگار
دزدیده تا مگرت ببینم ببام بر.

شهید.


و محتمل است که اپیشه صحیح و سایر صور مصحف آن باشد آن نیز نه بمعنی جاسوس بلکه بمعنی بیکار مرکب از اَ حرف سلب و پیشه بمعنی حرفت و کار؛ چه یگانه شاهد لغت نامه ها همین بیت است و در آن معنی بیکار بذوق سلیم نزدیکتر و جاسوس بسیار بعید می آید. و رجوع به اپیشه شود.

اپیشه . [اَ ش َ / ش ِ ] (ص ) مرکب از ((اَ)) حرف سلب + ((پیشه )) بمعنی شغل و کار و مجموع بمعنی بیکار :
در کوی تو اپیشه همی گردم ای نگار
دزدیده تا مگرت ببینم به بام بر.

شهید.


و در لغت نامه ٔ اسدی آمده است : ابیشه [ با باء موحده ] جاسوس بود وهمین بیت شهید را شاهد می 

آورد. رجوع به ابیشه شود.




 When the Most Powerful Man on Earth Was Told to “Move Aside”… The Reply That Destroyed Ego Forever

What happens when absolute power meets absolute freedom?
Alexander the Great stood before a man who owned nothing — no palace, no army, no wealth — yet possessed something emperors secretly crave: inner independence.
That man was Diogenes.
History remembers this moment not as a meeting of status, but as a collision between illusion and truth.
Alexander, conqueror of nations, offered to grant any wish. Imagine that — the world at your feet.
But Diogenes did not ask for gold.
He did not ask for protection.
He did not ask for fame.
He simply said:
“Move aside. You are blocking my sunlight.”
In one sentence, centuries of human ambition were exposed.
This is the difference between having the world and needing nothing from it.
Power seeks recognition.
Freedom requires none.
Most people spend their entire lives chasing what they believe will complete them — success, approval, possessions — never realizing that the deepest liberation begins the moment you stop depending on what can be taken away.
Diogenes was not impressed because a man who knows himself cannot be intimidated by crowns.
And here lies the uncomfortable question:
👉 If the world stood before you and said, “Ask anything,” would you know what truly matters?
Or have you been trained to desire what society told you was valuable?
This story is not about the past.
It is a mirror.
Because real wealth is not measured by what you control…
…but by what you no longer need.
Source:
Recorded in ancient historical accounts including Plutarch’s Life of Alexander, where the encounter symbolizes the philosophical contrast between worldly power and self-sufficiency.







Tirdad Bonakdar
3h
·
…خانه خونین است اینک…
ماکس‌وبر جامعه‌شناس شهیر آلمانی، مشخصه دولت مدرن را انحصار کاربرد زور مشروع در قلمروی جغرافیایی معین عنوان می‌کند. این مشروعیت هم مقوله‌ای است که زور و قدرت صرف تبعاً ناپایدار را به اقتدار پایدار دولت مدرن مبدل می‌کند. اما ویژگی مهم این مشروعیت هم محدود و مشروط بودن آن به قرارداد اجتماعی و به تبع آن هم الزام به تامین خیر عمومی توسط دولت است. از میان اصحاب قرارداد هم توماس هابز فیلسوف بریتانیایی که ضمن تشبیه دولت به هیولای اسطوره‌ای لویاتان، بیشترین میزان اقتدار را برای آن قائل می‌شود و معتقد است که شهروندان برای بهره‌مندی از نظم و امنیت باید از آزادی‌های خود به نفع دولت صرف‌نظر کنند، در جایی که دولت اقدام به کشتار شهر‌وندان کند، موضوع قرارداد اجتماعی را خاتمه‌یافته تلقی و شهروندان را محق به شوریدن بر علیه دولتی می‌داند که به جای حفظ امنیت و جان آن‌ها، این حقوق طبیعی را از آن‌ها ستانده است.
در جهان معاصر بسیار بوده‌اند مستبدانی که با تکیه بر زور و قدرتی صرف تصور کردند که در این دوران هم می‌توانند بدون تکیه بر الزامات قراردادی دولت مدرن، سلطه زورمندانه و فاقد اقتدار را تداوم بخشند، اما (جز مورد کاملاً استثنایی و ویژه چین) هیچ یک نهایتاً نتوانستند که از پیامدهای آنچه در نقض بنیان‌ اصلی قرارداد اجتماعی مدرن، یعنی حفظ حق طبیعیِ حیات شهروندان مرتکب شده بودند، جان به در برده و بگریزند.

جوناس سالک واکسن فلج اطفال...

 

جوناس سالْک (به انگلیسیJonas Salk) (زاده ۲۸ اکتبر ۱۹۱۴ – درگذشته ۲۳ ژوئن ۱۹۹۵) پزشک آمریکایی کاشف واکسن فلج اطفال بود.

او به‌منظور توسعه یک واکسن بی‌خطر در کمترین زمان ممکن و با هیچ علاقه‌ای به سود شخصی، به تحقیقات خود ادامه داد. وقتی از او پرسیدند که صاحب حق ثبت اختراع آن کیست، سالک گفت:

"هیچ ثبت اختراع وجود ندارد. آیا می‌توانید خورشید را ثبت اختراع کنید؟"[۱]

در سال ۱۹۶۰، او «مؤسسه مطالعات زیست‌شناسی سالک» را در لا هویا واقع در ایالت کالیفرنیا تأسیس کرد که اکنون یک مرکز مهم در زمینه تحقیقات پزشکی و زیست‌شناسی است.

زندگی کودکی

جوناس سالک در نیویورک و از پدر و مادر اشکنازی یهودی به دنیا آمد. پدرش در کار تولید لباس‌های زنانه فعالیت داشت ولی جوناس شیفتهٔ علم و دانش بود.[۲][۳]

زندگی دانشگاهی

جوناس سالک در دانشگاه پیتسبورگ، مکانی که نخستین واکسن فلج اطفال را ساخت.

در دههٔ ۱۹۳۰ به عنوان دانشجوی سال اول رشتهٔ پزشکی وارد دانشگاه نیویورک شد. پس از مدتی به حدی نسبت به تحقیقات پزشکی علاقه‌مند گردید که مدت یک سال دانشکده را ترک و به تحقیق در زمینهٔ شیمی- پروتئین پرداخت.[۴] او به‌عنوان سخنوری چابک منطقی و متفکر با انرژی بیش از حد به تحقیقات خود ادامه می‌داد به‌طوری‌که می‌گفت کرم تحقیق در خون من افتاده‌است. سالک پس از فارغ‌التحصیلی از دانشگاه نیویورک و دریافت مدرک به سمت دانشگاه میشیگان عزیمت نمود تا به‌همراه یکی از استادانش به کار تحقیق ادامه دهد. ابتدا کار را بر ویروس آنفلوانزا آغاز نمود. اما بعد از مدتی با مشاهده بیماری فلج اطفال که هر ساله بر تعداد بیماران مبتلا به این بیماری افزوده می‌شد و این بیماری موجب روانه شدن هزاران انسان به بیمارستان‌ها و نتیجتاً استفاده از ویلچر می‌گردید تصمیم گرفت به تحقیق در زمینه ویروس همه گیر فلج اطفال بپردازد. پس از کشف ویروس فلج اطفال توسط جان اندرز در بافت‌های گرفته شده از کلیه میمون‌ها سالک به دنبال کشف واکسن رفت. او اعتقاد داشت که ساخت واکسنی که در آن از ویروس‌های کشته‌شده استفاده می‌شود امکان‌پذیر است و قدم به قدم نسبت به ساخت واکسن‌های آزمایشگاهی و تست آن‌ها بر روی میمون‌ها اقدام نمود و در ژوئن ۱۹۵۲ متوجه شد واکسنی که تهیه کرده بر روی انسان نیز نتایج مثبتی درپی دارد.[۵][۶][۷] فلج اطفال در لوله آزمایش متوقف شد و با کشف این واکسن تحول عظیمی در جهان به وجود آمد. سالک خود وخانواده‌اش را به عنوان نخستین افرادی که تحت واکسیناسیون قرار می‌گیرند انتخاب کرد و پس از آزمایش گسترده واکسن مذکور واکسن روانه بازار گردید. جوناس بعد از شیوع ویروس ایدز در دههٔ ۱۹۸۰ تصمیم گرفت تا واکسنی را برای آن بیابد اما موفق نشد.[۸][۹]

مرگ

جوناس سالک در ۲۳ ژوئن ۱۹۹۵، در سن ۸۰ سالگی در ایالت کالیفرنیا، آمریکا درگذشت.[۱۰]

در ویکی‌انبار پرونده‌هایی دربارهٔ جوناس سالک موجود است.

منابع

    1. Johnson, George (November 25, 1990)"Once Again, A Man With A Mission"The New York Times. Retrieved August 5, 2011.
    2. Dr. Lee Salk, Child Psychologist And Popular Author, Dies at 65 - New York Times. Retrieved August 15, 2011.
    3. Lee Salk; Child Psychologist, Author - Seattle Times obituary بایگانی‌شده در ۲۰۱۲-۱۰-۰۳ توسط Wayback Machine. Retrieved August 15, 2011.
    4. Sherrow, VictoriaJonas Salk, Revised Edition (2009), p. 12
    5. Eddy, B. ; G. Borman, W. Berkeley & R. Young (1961). "Tumors induced in hamsters by injection of rhesus monkey kidney cell extracts". Proc Soc Exp Biol Med107: 191–197. doi:10.3181/00379727-107-26576PMID 13725644.
    6. Eddy, B.E. "Tumors Produced in Hamsters by SV40." 21 Fed'n Proc 930 (930–935), 1962
    7. Eddy, B.E. et al. "Identification of the Oncogenic Substance in Rhesus Monkey Kidney Cell Cultures as Simian Virus 40." Virology 17 (65–75), 1962
    8. Remune (HIV-1 Immunogen, Salk vaccine) بایگانی‌شده در ۲۱ مارس ۲۰۰۹ توسط Wayback Machine AIDSmeds.com
    9. Axelrod, Alan, and Phillips, CharlesWhat Every American Should Know about American History, Adams Media (2007)
    10. Jonas Edward Salk (American physician and medical ... - Britannica

داده‌های کتابخانه‌ای ویرایش در ویکی‌داده

عمومی

کتابخانه‌های ملی

نهادهای پژوهش هنری

واژه‌نامه‌های زندگی‌نامه‌ای

پایگاه‌های دادهٔ علمی

سایر

رده‌ها

  • این صفحه آخرین‌بار در ۲۴ ژوئن ۲۰۲۵ ساعت ۲۳:۳۶ ویرایش شده است.

 

  • این صفحه با استفاده از پارسوئید رندر شده است.