ابیشه . [ اَ ش َ / ش ِ ](ص ) جاسوس . (فرهنگ اسدی ). این کلمه را صاحب برهان انیشه و ایشه نیز ضبط کرده به همین معنی :
در کوی تو ابیشه همی گردم ای نگار
دزدیده تا مگرت ببینم ببام بر.
و محتمل است که اپیشه صحیح و سایر صور مصحف آن باشد آن نیز نه بمعنی جاسوس بلکه بمعنی بیکار مرکب از اَ حرف سلب و پیشه بمعنی حرفت و کار؛ چه یگانه شاهد لغت نامه ها همین بیت است و در آن معنی بیکار بذوق سلیم نزدیکتر و جاسوس بسیار بعید می آید. و رجوع به اپیشه شود.
اپیشه . [اَ ش َ / ش ِ ] (ص ) مرکب از ((اَ)) حرف سلب + ((پیشه )) بمعنی شغل و کار و مجموع بمعنی بیکار :
در کوی تو اپیشه همی گردم ای نگار
دزدیده تا مگرت ببینم به بام بر.
و در لغت نامه ٔ اسدی آمده است : ابیشه [ با باء موحده ] جاسوس بود وهمین بیت شهید را شاهد می
آورد. رجوع به ابیشه شود.
