Tirdad Bonakdar
3h
·
…خانه خونین است اینک…
ماکسوبر جامعهشناس شهیر آلمانی، مشخصه دولت مدرن را انحصار کاربرد زور مشروع در قلمروی جغرافیایی معین عنوان میکند. این مشروعیت هم مقولهای است که زور و قدرت صرف تبعاً ناپایدار را به اقتدار پایدار دولت مدرن مبدل میکند. اما ویژگی مهم این مشروعیت هم محدود و مشروط بودن آن به قرارداد اجتماعی و به تبع آن هم الزام به تامین خیر عمومی توسط دولت است. از میان اصحاب قرارداد هم توماس هابز فیلسوف بریتانیایی که ضمن تشبیه دولت به هیولای اسطورهای لویاتان، بیشترین میزان اقتدار را برای آن قائل میشود و معتقد است که شهروندان برای بهرهمندی از نظم و امنیت باید از آزادیهای خود به نفع دولت صرفنظر کنند، در جایی که دولت اقدام به کشتار شهروندان کند، موضوع قرارداد اجتماعی را خاتمهیافته تلقی و شهروندان را محق به شوریدن بر علیه دولتی میداند که به جای حفظ امنیت و جان آنها، این حقوق طبیعی را از آنها ستانده است.
در جهان معاصر بسیار بودهاند مستبدانی که با تکیه بر زور و قدرتی صرف تصور کردند که در این دوران هم میتوانند بدون تکیه بر الزامات قراردادی دولت مدرن، سلطه زورمندانه و فاقد اقتدار را تداوم بخشند، اما (جز مورد کاملاً استثنایی و ویژه چین) هیچ یک نهایتاً نتوانستند که از پیامدهای آنچه در نقض بنیان اصلی قرارداد اجتماعی مدرن، یعنی حفظ حق طبیعیِ حیات شهروندان مرتکب شده بودند، جان به در برده و بگریزند.
