تسلیحات ارزان و فراوان ایران، ارتش آمریکا را زیر فشاری غیرمنتظره قرار داده است
شنبه 23 اسفند 1404
این نوشته, کوتاه شده ی گزارشی است که در ۱۱ مارچ در Bloomberg منتشر شده است. تمرکز این گزارش بر آمریکاست و نه اسرائیل! لینک به متن اصلی در انتهای متن آمده است.
س. ساسان
با گذشت نزدیک به سه هفته از آغاز درگیری نظامی میان ایالات متحده و ایران، نشانههایی فزاینده از فشار بر توان نظامی آمریکا آشکار شده است؛ فشاری که نه از برتری نظامی و فناوری تهران، بلکه از ترکیب «حجم بالا»، «پراکندگی» و «هزینه بسیار پایین» تسلیحات ایرانی ناشی میشود. تحلیلگران نظامی معتقدند این جنگ، واشنگتن را با نوعی نبرد فرسایشی روبه رو کرده که در عملیاتهای بزرگ پیشین خود کمتر تجربه کرده بود.
در روزهای نخست، حملات آمریکا — همراه با اسرائیل — با همان الگوی آشنای عملیاتهای قبلی آغاز شد: ضربات دقیق، غافلگیرکننده و پرقدرت. اما بهسرعت روشن شد که این بار با دشمنی متفاوت مواجه است. ایران با شلیک موجی از موشکها و پهپادها به پایگاههای نظامی، تأسیسات انرژی و اهداف دریایی در سراسر خاورمیانه، دامنه درگیری را گسترش داد و هزینههای دفاعی آمریکا و متحدانش را بهطور چشمگیری افزایش داد.
یکی از اهداف راهبردی تهران، وارد کردن فشار اقتصادی از طریق بازار انرژی ارزیابی میشود. حمله به زیرساختهای نفتی و تهدید امنیت تنگه هرمز، نگرانی جهانی درباره اختلال در عرضه انرژی را تشدید کرده و قیمت نفت را به بالاترین سطح در چند سال اخیر رسانده است.
زرادخانهای گسترده، پراکنده و پنهان
ایران شبکهای از تسلیحات دارد که طی سالها توسعه داده و در سراسر کشور پخش و مخفی کرده است. برآوردها نشان میدهد پیش از آغاز جنگ، ایران حدود ۲۵۰۰ موشک بالستیک با بردهایی از چند صد کیلومتر تا بیش از ۲۰۰۰ کیلومتر در اختیار داشته است. تاکنون حدود ۷۰۰ فروند از این موشکها شلیک شده و برخی از آنها توانستهاند از سامانههای دفاعی پیشرفته عبور کنند و به اهداف خود برسند.
در کنار موشکها، پهپادهای انتحاری «شاهد-۱۳۶» نقشی تعیینکننده ایفا میکنند. این پهپادها از نظر فنی ساده اما از نظر عملیاتی مؤثرند و در واقع به موشکهای کروز کوچک و کمسرعت شباهت دارند. هزینه هر فروند از آنها حدود ۲۰ تا ۵۰ هزار دلار برآورد میشود و تاکنون بیش از ۲۱۰۰ فروند در حملات به کار رفته است.
سادگی طراحی، مزیت اصلی این سلاحهاست. بدنه آنها عمدتاً از مواد ارزان مانند فایبرگلاس ساخته شده و به موتور، سامانه هدایت پایه و مواد منفجره مجهز است؛ بهگونهای که حتی در کارگاههای غیرنظامی نیز قابلیت مونتاژ دارند. به همین دلیل، برخلاف موشکهای پیچیده، تولید آنها میتواند سریع و تقریباً نامحدود باشد.
معادله نابرابر هزینهها: دفاع گران، حمله ارزان
یکی از بزرگترین چالشهای آمریکا در این جنگ، شکاف عظیم میان هزینه حمله و هزینه دفاع است. پهپادهای ارزان ایرانی با سامانههای دفاعی بسیار گرانقیمت غربی هدف قرار میگیرند. برای مثال، هر موشک پدافندی پیشرفته Patriot PAC-3 حدود ۴ میلیون دلار هزینه دارد، در حالی که پهپاد مهاجم ممکن است تنها دهها هزار دلار ارزش داشته باشد. افزون بر این، برای افزایش احتمال انهدام، معمولاً بیش از یک موشک رهگیر به سمت هر هدف شلیک میشود.
گزارشها نشان میدهد تنها در امارات، طی شش روز نخست جنگ، بیش از ۱۰۰۰ پهپاد در حملات به کار گرفته شده است. در نتیجه، احتمال میرود بیش از ۱۰۰۰ موشک PAC-3 برای مقابله با آنها مصرف شده باشد — رقمی که تقریباً دو برابر تولید سالانه این موشکها محسوب میشود. این وضعیت نشان میدهد که حتی حملات با سلاحهای کمهزینه نیز میتواند ذخایر پیشرفته و گرانقیمت را با سرعتی نگرانکننده تحلیل ببرد.
فشار بیسابقه بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا
مصرف سریع مهمات و تجهیزات دفاعی، فشار سنگینی بر ذخایر تسلیحاتی آمریکا وارد کرده است. در میان اقلامی که بیش از همه تحت فشار قرار گرفتهاند، میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
موشکهای رهگیر پیشرفته و کمیاب
موشکهای کروز تاماهاوک — با تولید کمتر از ۱۰۰ فروند در سال
موشکهای دورایستای پیشرفته برای حملات از فاصله امن
رادارهای بسیار گرانقیمت سامانههای دفاع موشکی
این تسلیحات در دسته «تقاضای بالا، تولید محدود» قرار میگیرند؛ یعنی جایگزینی آنها در کوتاهمدت دشوار است. ادامه جنگ با شدت فعلی میتواند توان نظامی آمریکا در سایر مناطق جهان را نیز تحت تأثیر قرار دهد.
چالش در آسمان: نبود برتری کامل هوایی
برخلاف جنگهایی مانند عراق، آمریکا در این درگیری نتوانسته «برتری کامل گسترده هوایی» به دست آورد.
از جمله عوامل این وضعیت، استفاده ایران از سامانههای پدافندی خاص — از جمله موشکهای سطحبههوای مدل ۳۵۸ — عنوان شده است. این موشکها دارای ویژگیهایی هستند که تهدیدی جدی برای هواگردها ایجاد میکند:
هدایت مادون قرمز و عدم نیاز به رادار
نبود هشدار راداری برای خلبانان پیش از شلیک
توان هدفگیری تا ارتفاع حدود ۷۶۰۰ متر
قابلیت استقرار متحرک و پنهان
این ویژگیها باعث شده هواپیماها و پهپادهای آمریکایی حتی در مناطق تحت کنترل خود نیز با خطر مواجه باشند. گزارشهایی از سرنگونی چندین پهپاد پیشرفته MQ-9 Reaper منتشر شده که نشان میدهد توان پدافندی ایران همچنان فعال است.
هزینههای فزاینده و پیامدهای جهانی
در کنار چالشهای نظامی، هزینههای مالی جنگ برای واشنگتن بهسرعت در حال افزایش است. میلیاردها دلار صرف مهمات و عملیات شده و بحث درباره تأمین منابع مالی بسیار بیشتر در محافل سیاسی آمریکا جریان دارد. با این حال، افزایش تولید تسلیحات پیشرفته فرآیندی زمانبر است و حتی با سرمایهگذاری جدید نیز نتایج آن در کوتاهمدت قابل دستیابی نیست.
ادامه حملات به زیرساختهای انرژی نیز نگرانیهایی جدی در اقتصاد جهانی ایجاد کرده است. هرگونه اختلال گسترده در تنگه هرمز میتواند زنجیره تأمین انرژی جهان را تحت تأثیر قرار دهد و پیامدهای اقتصادی غیرقابل پیشبینی به همراه داشته باشد.
جنگی فرسایشی با آیندهای نامعلوم
در مجموع، بسیاری از تحلیلگران معتقدند این درگیری به جنگی فرسایشی تبدیل شده است؛ جنگی که در آن مزیت اصلی ایران نه در فناوری برتر، بلکه در توان وارد کردن هزینههای سنگین با استفاده از سلاحهای ارزان و فراوان نهفته است. در مقابل، آمریکا با وجود قدرت نظامی برتر، ناچار است منابع گرانقیمت خود را برای مقابله با تهدیدهای کمهزینه مصرف کند.
در چنین شرایطی، واشنگتن با انتخابی دشوار روبهروست: تشدید درگیری و پذیرش هزینههای بیشتر، ورود به مرحلهای پرخطرتر مانند عملیات زمینی، یا تلاش برای دستیابی به راهحلی سیاسی.
آنچه این جنگ بهروشنی نشان داده، تغییر ماهیت نبردهای مدرن است: در عصر تولید انبوه تسلیحات ارزان، حتی قدرتمندترین ارتش جهان نیز میتواند با چالشهایی روبهرو شود که صرفاً با برتری فناوری قابل حل نیست. نتیجه نهایی درگیری همچنان نامشخص است، اما پیامدهای آن — چه در عرصه نظامی و چه در اقتصاد جهانی — احتمالاً برای سالها ادامه خواهد داشت.
