چه مجتبی باشد چه نباشد، چه ترامپ و بیبی حمله کرده باشند، چه هر شخص یا گروه دیگری، و چه بخش بزرگی از اپوزیسیون طرفدار حمله باشند یا نه، در اصل موضوع فرقی نمیکند.
طرف اول آمد مراکز نظامی و حکومتی را هدف قرار داد و خیلیها هم خوشحال شدند و گفتند کارش را خوب انجام میدهد. اما بعد از آن از اصول جنگ و قوانین بینالمللی تخطی کرد و شروع کرد به زدن جاهایی که اساسیترین نیازهای سوختی و اقتصادی مردم با همانها تأمین میشود.
بهانهای که میآورند همان بهانهٔ نخنمایی است که برای همهٔ حملههای نظامی میآورند. بهانهٔ آنها، مخصوصاً اسرائیل، این است که «شک دارد»؛ دقت کنید، یعنی مطمئن نیست و قطعاً نمیداند که ممکن است در آن مناطق حکومت موشک یا سلاح هستهای میسازد.
اصلاً فرض کنید به مردم هیچ خدماتی هم نمیدادند. فکر کردهاید اگر حکومت دست شماها بیفتد، اینها را چطور باید دوباره بسازید؟ آن وقت دیگر مال حکومت قبلی نیست؛ مال حکومت جدید میشود.
بعد میدانید بازسازی یک مرکز زیرساختی، آن هم با چنین تخریب گستردهای و با عواقب پزشکی خطرناک فعلی، ممکن است دههها طول بکشد؟
میدانید خارجیها، فرقی ندارد کدام دولت یا شرکت خارجی، عاشق چشم و ابروی شما نیستند که مجانی این همه وقت و هزینه برای بازسازی بگذارند؟
شما که سالهاست در اروپا و آمریکا زندگی میکنید، یک نفر را نشان بدهید که مجانی، بدون پول و بدون چشمداشت مالی، برایتان کاری طولانیمدت با هزینهٔ سنگین انجام بدهد.
طبیعتاً حکومت جدید مجبور میشود برای ساختن این همه مناطق خرابشده تا خرخره دست به دامان قرض و استقراض خارجی شود، چون زیرساختی ندارد که با آن پول تولید کند. رفتن زیر قرضهای خارجی با بهرههای سنگین هم در نهایت مملکت را تبدیل میکند به چیزی شبیه کشورهای آمریکای لاتین؛ جایی که شرکتهای خارجی، به خاطر ناتوانی کشور در بازپرداخت بدهیها، هر کدام بخشی از اقتصاد کشور را صاحب میشوند و حتی میتوانند مالک زمین هم بشوند.
