۱۴۰۴ اسفند ۲۱, پنجشنبه

از مستفرنگی و بی خبری از داشته های خویش اَندَمه را نوستالژی گفتیم تا از غافله غرب پرستان جا نمانیم. بهترین یاران و نزدیکان همه نزد او دارم همیشه اَنَدمه. رودکی

 از مستفرنگی و بی خبری از داشته های خویش اَندَمه را نوستالژی گفتیم تا از غافله غرب پرستان جا نمانیم. 

 بهترین یاران و نزدیکان همه

نزد او دارم همیشه اَندَمه.  

رودکی.

اَندَمه - یاد آوردن بُوَدغم گذشته را چون شوق. رودکی گفت :

  بهترین یاران و نزدیکان همه         نزدشان دارم شریک اندمه.

رودکی . (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 495 و احوال و اشعار رودکی ج 3 ص 1092).

///////////////////////////////////

اندمه . [ اَ دَ م َ / م ِ ] (اِ) یاد آوردن بود غم گذشته را چون شوق . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 495). بیاد آوردن غمهای گذشته . (از برهان قاطع) (از سروری ) (از رشیدی ) (از فرهنگ اوبهی ) (از انجمن آرا) (از صحاح الفرس ) (از آنندراج ). یادآوری غمهای گذشته . (ناظم الاطباء). به اصطلاح امروزی درد دل گفتن . (از یادداشت مؤلف ) :
بهترین یاران و نزدیکان همه
نزداو دارم همیشه اندمه .
رودکی . (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 495 و احوال و اشعار رودکی ج 3 ص 1092).

||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||

نوستالژی

واژه‌نامه آزاد

برانگیختگی حسرت آلود خاطرات گذشته. (Nostalgia)؛ انگیزش دریغ آلود خاطرات؛ به طور خلاصه، احساس درونی تلخ و شیرین به اشیا، اشخاص و موقعیت های گذشته. معنی دیگر نوستالژی دلتنگی شدید برای زادگاه است. واژه نامۀ انگلیسی آکسفورد نوستالژی را شکلی از دلتنگی تعریف کرده است که ناشی از دوری طولانی مدت از زادگاه است. (به ضم نون و سکون سین و لام) (اِ.) دلتنگی به سبب دوری از وطن، یا دلتنگی حاصل از یادآوری گذشته های تلخ یا شیرین. (از انگلیسی:nostalgia)، حسرت گذشته، احساس خوش گذشتگی دریغ آلود، حس شادگذشتگی حسرت بار؛ حسی است که با یادآوری خاطرات به انسان دست می دهد. دلتنگی طولانی مدت برای زادگاه و دوران 
گذشته که با یادآوری خاطرات تلخ و شیرین همراه است.
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
اندمه (اَ دَ مَ) به معنای یادآوری غم‌ها و غصه‌های گذشته، شرح و بیان سرگذشت‌های ناگوار، و یا با خود درد و دل کردن است [۱، ۲]. این واژه به فارسی کهن اشاره دارد و در لغت‌نامه‌ها به عنوان اندوهه، بیان حوادث تلخ و یادآوری دوستان گذشته ذکر شده است [۳، ۶].
معانی و نکات کلیدی اندمه:
  • معنای اصلی: به یاد آوردن غم‌های گذشته، حسرت خوردن [۱، ۷].
  • مترادف‌ها: اندوهه، شرح درد، یادآوری خاطرات تلخ.
  • کاربرد: در متون قدیم، به‌ویژه در داستان‌ها و شرح‌حال‌های غم‌انگیز، به کار می‌رود و بیشتر به معنای نوستالژیِ غمگینانه است [۷].
  • ریشه: با توجه به لغت‌نامه دهخدا، ممکن است به «اندامه» نیز اشاره داشته باشد که همین مفهوم یادآوری را دارد [۶].
در فرهنگ معین و عمید به صراحت این واژه به عنوان یادآوری غم‌های گذشته شناخته شده است [۱، ۳].