از مستفرنگی و بی خبری از داشته های خویش اَندَمه را نوستالژی گفتیم تا از غافله غرب پرستان جا نمانیم.
بهترین یاران و نزدیکان همه
نزد او دارم همیشه اَندَمه.
رودکی.
اَندَمه - یاد آوردن بُوَدغم گذشته را
چون شوق. رودکی گفت
:
بهترین یاران و نزدیکان همه نزدشان
دارم شریک اندمه.
رودکی . (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 495 و احوال و اشعار رودکی ج 3 ص 1092).
///////////////////////////////////
اندمه . [ اَ دَ م َ / م ِ ] (اِ) یاد آوردن بود غم گذشته را چون شوق . (لغت فرس اسدی چ اقبال ص 495). بیاد آوردن غمهای گذشته . (از برهان قاطع) (از سروری ) (از رشیدی ) (از فرهنگ اوبهی ) (از انجمن آرا) (از صحاح الفرس ) (از آنندراج ). یادآوری غمهای گذشته . (ناظم الاطباء). به اصطلاح امروزی درد دل گفتن . (از یادداشت مؤلف ) :
بهترین یاران و نزدیکان همه
نزداو دارم همیشه اندمه .
رودکی . (از لغت فرس اسدی چ اقبال ص 495 و احوال و اشعار رودکی ج 3 ص 1092).
||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
واژهنامه آزاد
- معنای اصلی: به یاد آوردن غمهای گذشته، حسرت خوردن [۱، ۷].
- مترادفها: اندوهه، شرح درد، یادآوری خاطرات تلخ.
- کاربرد: در متون قدیم، بهویژه در داستانها و شرححالهای غمانگیز، به کار میرود و بیشتر به معنای نوستالژیِ غمگینانه است [۷].
- ریشه: با توجه به لغتنامه دهخدا، ممکن است به «اندامه» نیز اشاره داشته باشد که همین مفهوم یادآوری را دارد [۶].
