۱۴۰۴ اسفند ۱۸, دوشنبه

بنیم گرده بِروبی بریش بیست کنشت / بسد کلیچه سبال تو شوله روب نَرُفت. عماره مروزی.

 

«شوله‌روب» (به‌معنای لَ/لِ) در لغت‌نامه دهخدا به کسی گفته می‌شود که محل خشک کردن سرگین (سوخت) حمامی‌ها را تمیز می‌کند یا روبنده خاکروبه است واژه یاب. این واژه به معنای سپور، رفتگر، جاروکش و خاشه‌روب نیز به کار می‌رود واژه یاب.
جزئیات بیشتر:
  • ریشه: نف مرکب
  • مترادف‌ها: خاکروبه کش، سپور، جاروب‌کش، خاشه‌روب.
  • مفهوم: فردی که وظیفه پاک‌سازی و جاروب کردن (به‌ویژه فضولات یا سوخت) را بر عهده دارد {Link: دیکشنری آنلاین آبادیس - Abadis Dictionary دیکشنری آنلاین آبادیس - Abadis Dictionary}.
این جمله بخشی از یک شعر کهن (منتسب به عماره مروزی) است که توصیفِ رسیدنِ معشوق با خدم و حشم زیاد (به‌ویژه گروهی با صورت‌های تراشیده/سبیل‌دار) است. عبارات شامل کلمات کهن مانند «بسد» (مرجان)، «کلیچه» (نوعی جامه/کلاه) و «شوله» (جارو) است و به معنای آمدن با تجمل و جاروی سبیل برای گردگیری راه است.
معنی واژگان به نقل از لغت‌نامه دهخدا:
  • بِ نیم گرده: به‌اندازه نیمی از قرص نان (کنایه از کم یا اندک).
  • بِریش: ریش‌تراشیده، صورت‌تراشیده (بی‌ریش).
  • بِست (سد): صد (۱۰۰).
  • کُنِشت: معبد، بت‌خانه.
  • بَسَد: مرجان (در اینجا احتمالاً کنایه از سرخی یا زیبایی).
  • کُلیچه: جامه‌ای پشمین یا نوعی کلاه.
  • سُبال: سبیل، موی بالای لب.
  • شوله روب: جاروی سبیل، کسی که سبیل خود را جارو می‌کند (کنایه از خدمتکاران).

مفهوم کلی:
این بیت احتمالاً توصیفِ شوکتِ آمدنِ کسی است که در برابرِ شکوهِ او، حتی چیزهای ناچیز (مثل نیم‌گرده نان) نیز ارزش پیدا می‌کنند یا خدمتکارانی با سبیل‌های خاص راه او را جارو می‌کنند. این عبارات در ادبیات کهن فارسی به عنوان اشعارِ دشوار یا لغز معروف هستند.