پاتریشیا مارینز
خلیج فارس یکی از کمعمقترین دریاهای جهان است؛ میانگین عمق آن فقط ۳۵ تا ۵۰ متر و حداکثر حدود ۱۲۰ متر در نزدیکی تنگه هرمز است. این شرایط کمعمق، با شوری و دمای بالا، محیطی پر سر و صدا، پیچیده و چالشبرانگیز برای سونار ایجاد میکند و پلتفرمهای کوچک، سریع و بسیار مانورپذیر را برتری میدهد. خلیج عمان عمیقتر است، اما در امتداد ساحل ایران همچنان نسبتاً کمعمق باقی میماند (میانگین حدود ۲۰۰ متر) و ایران در این آبها و دریای عرب از ۵ تا ۶ زیردریایی بزرگتر (کلاس کیلو و فاتح) استفاده میکند.
یک گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکایی (CSG) نمیتواند بدون ریسک بسیار بالا داخل این خلیجها فعالیت کند. حتی اگر در فاصله ۱۵۰۰ کیلومتری ساحل در دریای عرب مستقر شود، کشتیهای آمریکایی همچنان در برد موشکها، زیردریاییها و پهپادهای ایرانی قرار دارند. برای اعمال قدرت، باید از نقطه تنگ و کمعمق هرمز عبور کنند؛ دقیقاً جایی که ایران داراییهای نامتقارن خود را متمرکز کرده است. بدون نزدیک شدن به این فاصله، هواپیماهای ناو هواپیمابر برد کافی برای ضربه به شهرهای بزرگ ایران، از جمله تهران، ندارند.
ایران حداقل ۱۵۰۰ شناور تندرو حملهکننده دارد که بسیاری از آنها کمتر از ۱۰ تن وزن دارند و سرعت ۵۰ تا ۱۱۰ گره میرسانند. حدود ۲۵۰ تا ۳۰۰ مورد از آنها با موشکهای ضدکشتی مدرن (نصر، کوثر، قادر، ظفر) مسلح هستند. این شناورها برای تاکتیک کلاسیک «حمله گروهی» (swarm) طراحی شدهاند: حمله سریع و فرار، اشباع دفاعی و مأموریتهای انتحاری. نیروی دریایی آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم با چنین استراتژیای روبهرو نشده است.
کاتامارانهای ایران مجهز به ۱۶ سیلوی عمودی پرتاب برای سامانههای پدافند هوایی با برد بیش از ۱۰۰ کیلومتر هستند. برخی قایقهای کلاس ذوالفقار نیز به طور اختصاصی برای پدافند هوایی استفاده میشوند.
ایران یکی از بزرگترین و متنوعترین ناوگانهای زیردریایی خاورمیانه را دارد - حدود ۲۸ تا ۳۰ فروند. حدود ۲۰ فروند از آنها زیردریاییهای کوچک کلاس قدیر هستند: بسیار ساکت در آبهای کمعمق، قادر به مینگذاری، پرتاب اژدر و موشک ضدکشتی زیرآبی. مانند قایقهای تندرو، اگر پایگاههای اصلیشان نابود شود، میتوانند از هر اسکله کوچکی سوختگیری کنند.
این بیش از ۲۰ زیردریایی کوچک، آبهای کمعمق را به منطقهای مرگبار برای کمین تبدیل میکنند. زیردریاییهای بزرگ آمریکایی (کلاس اوهایو یا ویرجینیا) در مانور مشکل خواهند داشت و ممکن است توسط دهها زیردریایی کوچک پنهان شکار شوند. در آبهای عمیقتر خلیج عمان، نیروهای آمریکایی همچنان با ۵ تا ۶ زیردریایی بزرگتر کلاس فاتح و کیلو روبهرو خواهند بود.
ایران به شدت روی سامانههای زیرآبی بدون سرنشین سرمایهگذاری کرده است؛ از نذیر-۱ و نذیر-۵ تا مدل XLUUV (زیردریایی بدون سرنشین بسیار بزرگ) که مقامات ایرانی ادعا میکنند با اورکا نیروی دریایی آمریکا قابل مقایسه است.
علاوه بر این، ایران روی UUVهای شبیه اژدر سرمایهگذاری سنگین کرده است. این تسلیحات ترکیبی میتوانند مدت طولانی در محل بمانند، از راه دور هدایت شوند و برای حمله به اهداف ثابت یا کندحرکت طراحی شدهاند. برد و دوام آنها بسیار بیشتر از اژدرهای معمولی است و در آبهای محدود بسیار خطرناک هستند.
ایران شناورهای انفجاری بدون سرنشین و تاکتیکهای گروهی را نشان داده است که اغلب همراه با قایقهای سرنشیندار عمل میکنند. چندین مدل را به حوثیها هم ارسال کرده است. دهها نوع مختلف وجود دارد؛ برخی مجهز به هوش مصنوعی، با سرعت بیش از ۱۲۰ کیلومتر در ساعت و برد چند صد کیلومتر.
ایران حدود ۲۰ مدل پهپاد مختلف مستقر کرده است که برجستهترین آنها شاهد-۱۳۶B با برد ارتقایافته تا ۴۰۰۰ کیلومتر است. سامانههای کلیدی دیگر شامل شاهد-۱۴۹ «غزه»، ابابیل و سری مهاجر هستند که برای شناسایی، نظارت و هماهنگی حملات ضدکشتی حیاتیاند. همچنین کرار به عنوان پلتفرمی چندمنظوره قادر به حمل موشک هوا به هوا برای درگیری هوایی است. ایران با استفاده از این سامانههای ارزان و با دوام بالا، میتواند دفاع دشمن را با هزینه کم اشباع کند.
بیشتر پایگاههای پیشرو آمریکا بسیار نزدیک به ایران قرار دارند. پایگاه هوایی العدید (قطر) کمتر از ۳۰۰ کیلومتر با ساحل ایران فاصله دارد (پایگاهی که حدود ۱۰ میلیارد دلار هزینه داشته). مقر ناوگان پنجم آمریکا (بحرین) فقط کمی بیش از ۲۰۰ کیلومتر با خاک ایران فاصله دارد. این پایگاهها در یک درگیری تمامعیار موقعیت بسیار آسیبپذیری دارند، زیرا ایران انبار بزرگی از موشکهای قدیمی با برد ۳۰۰ کیلومتر دارد که میتواند سامانههای پاتریوت را اشباع کند. پایگاههای امارات، کویت و شرق عربستان هم همگی در فاصله کمتر از ۷۰۰ کیلومتر قرار دارند و کاملاً در برد موشکهای کوتاهبرد ایرانی و هزاران پهپاد هستند. در صورت درگیری، فعالیت از این پایگاهها تقریباً غیرممکن خواهد شد و ظرفیت لجستیکی به شدت کاهش مییابد.
اگر از فاصله امن (مثلاً ۱۰۰۰ کیلومتری ساحل در دریای عرب) عمل کنند، هواپیماهای ناو (اف/ای-۱۸ سوپر هورنت، اف-۳۵سی) برد رزمی کافی برای رسیدن به عمق ایران، به ویژه تهران، ندارند. سوختگیری هوایی نیازمند تانکرهایی در فضای هوایی مورد مناقشه است که ریسک بالایی دارد. حتی موشکهای تاماهاک (برد استاندارد ۱۶۰۰-۱۷۰۰ کیلومتر، قابل افزایش تا ۲۵۰۰ کیلومتر در برخی نسخهها) برای ضربه به تهران از آن فاصله مشکل خواهند داشت و کشتیها را مجبور به نزدیکتر شدن به ساحل و خطر بیشتر میکند.
هیچ سناریوی واقعی برای «حمله محدود و عقبنشینی سریع» وجود ندارد. پایه صنعتی-نظامی ایران، که دههها تحت تحریم سخت شده، برای جنگ طولانی ساخته شده است. نیروهایش دقیقاً برای این محیط طراحی شدهاند: آبهای کمعمق، خطوط ارتباطی داخلی کوتاه و تعداد عظیم تسلیحات ارزان و پراکنده.
تهران تقریباً ۱۰۰۰ کیلومتر از ساحل فاصله دارد و فراتر از برد آسان هواپیماهای ناو بدون نفوذ عمیق به فضای هوایی دشمن است. تنها راه برای ضربه سنگین به پایتخت، از پایگاههایی در آذربایجان است (مانند کاری که اسرائیل ظاهراً دو بار انجام داده).
ایران چندین موشک ضدکشتی دوربرد توسعه داده و مستقر کرده که قادر به ضربه زدن فراتر از خلیج فارس و به دریای عرب هستند.
سه سامانه اصلی عبارتند از:
ایران چندین موشک بالستیک دوربرد را برای نقش ضدکشتی تطبیق و آزمایش کرده است؛ مانند عماد (۱۷۰۰ کیلومتر)، قدر (۲۰۰۰ کیلومتر)، فتاح-۲ (وسیله گلایدر هایپرسونیک با برد ادعایی تا ۲۰۰۰ کیلومتر) و نسخههای سجیل (۲۵۰۰ کیلومتر). برخی از آنها در رزمایش پیامبر اعظم ۱۵ (ژانویه ۲۰۲۱) بیش از ۱۸۰۰ کیلومتر به اقیانوس هند علیه اهداف شبیهسازیشده دریایی شلیک شدند، در حالی که یک گروه ضربت ناو هواپیمابر آمریکایی در منطقه حضور داشت.
