با کمرنگ شدن امید به تغییر رژیم در ایران، نتانیاهو با یک آزمون سیاسی روبهرو میشود

- لوسی ویلیامسون
- خبرنگار خاورمیانه
- گزارش از بیتالمقدس
- زمان مطالعه: ۷ دقیقه
رهبران سیاسی و نظامی اسرائیل تلاشی تازه و هماهنگ را آغاز کردهاند تا دستاوردهای جنگ با ایران را بهعنوان عاملی که خاورمیانه را دگرگون کرده است نشان دهند؛ حتی بدون تغییر رژیم در ایران که نخستوزیر اسرائیل بر آن تمرکز داشته است.
بنیامین نتانیاهو دهههاست خود را برای رویارویی با ایران آماده کرده؛ کارنامه طولانی سیاسی او بر تعهدش برای دفاع از اسرائیل در برابر دشمن ایرانیاش استوار است.
با بهدست آوردن فرصت برای جنگ مستقیم با حکومت ایران، آن هم در کنار قدرتمندترین ارتش جهان، لحن او درباره این جنگ بسیار مبالغهپآمیز شده است؛ تا جایی که آن را «نبردی سرنوشتساز برای موجودیت ما» توصیف کرده است.
رئیس ستاد ارتش اسرائیل هم آن را «عملیاتی برای تضمین موجودیت و آینده ما در سرزمین نیاکانمان برای نسلهای آینده» خوانده است.
یکی از مشاوران پیشین امنیت ملی بنیامین نتانیاهو هم آن را «فرصتی طلایی برای تغییر مسیر کل خاورمیانه» توصیف کرده است.
نری زیلبر، روزنامهنگاری مستقر در تلآویو و مشاور سیاستگذاری در اندیشکده آمریکایی-اسرائیلی «انجمن سیاست اسرائیل» گفت: «این نقطهٔ اوج چیزی است که [نتانیاهو] تلاش کرده آن را با عنوان جنگ رستگاری بازمعرفی کند؛ جنگی که از نگاه او از ۷ اکتبر ۲۰۲۳ آغاز شد و این اگر نه آخرین جنگ دستکم جنگ بزرگ او با ایران است.»
او افزود: «بنیامین نتانیاهو همچنان دارد یک پیروزی بزرگ را بهعنوان دستاورد میفروشد»، و اشاره کرد که اسرائیل مدتها پس از آنکه دولت ترامپ این موضوع را کنار گذاشته بود، همچنان درباره امکان تغییر رژیم صحبت میکرد.
تغییر رژیم ایران میتواند بسیاری از دشمنان منطقهای اسرائیل مانند حزبالله در لبنان یا حماس در غزه را از منابع مالی، آموزش و سلاحهای ایرانی محروم کند و به طور بالقوه امنیت اسرائیل را دگرگون سازد.
اما پس از آن که در یک حمله هوایی آیتالله خامنهای، رهبر جمهوری اسلامی ایران کشته شد، آقای نتانیاهو بارها از مردم خواست از این لحظه برای قیام استفاده کنند،اما او اکنون به این اشاره کرد که ممکن است جنگ در حالی پایان یابد که رژیم همچنان در قدرت باقی بماند.
او در نخستین نشست خبری خود از زمان آغاز جنگ به اسرائیلیها گفت که کارزار بمباران از هم اکنون توازن قدرت در خاورمیانه را به سود اسرائیل تغییر داده است.
او گفت: «ما حالا میتوانیم با اطمینان بگوییم این دیگر همان ایران نیست، این دیگر همان خاورمیانه نیست و این دیگر همان اسرائیل نیست.»

برخی در اسرائیل این سخنان را نشانهای خواهند دانست از این که از اسرائیل خواسته میشود جنگ را به پایان برساند. آن هم در حالی که نشانههایی وجود دارد که افزایش شدید قیمت نفت، دولت آمریکا را تحت فشار گذاشته است تا به این جنگ پایان دهد.
حمایت گسترده در اسرائیل از این جنگ تا حدی بر این تصور استوار بود که این جنگ به کارزارهای تکراری علیه ایران و نیروهای نیابتی آن در سراسر منطقه پایان خواهد داد.
پس از آخرین جنگ علیه ایران در ژوئن ۲۰۲۵، نخستوزیر اسرائیل از یک «پیروزی تاریخی» سخن گفته بود که «برای نسلها باقی خواهد ماند» و گفته بود این جنگ «دو تهدید موجودیتی» را از میان برده است: سلاح هستهای ایران که تهران تلاش برای ساخت آن را رد میکند و موشکهای بالستیک این کشور.
او گفت اسرائیل تنها هشت ماه بعد دوباره وارد جنگ شد، چون ایران بهسرعت در حال بازسازی برنامه موشکی خود بود و قصد داشت آن را مثل برنامه هستهایاش زیرزمینی کند.

سوالی که حالا آقای نتانیاهو با آن روبهروست این است: اگر در ایران تغییر رژیم رخ ندهد، چه زمانی تا دور بعدی درگیری فاصله خواهد بود؟
مقامهای نظامی میگویند آسیب واردشده این بار به برنامههای تسلیحاتی ایران بسیار عمیقتر از گذشته است؛ زیرا در کنار ذخایر و پرتابگرهای موشکی، مراکز تولید و رهبران آن هم هدف قرار گرفتهاند.
سرهنگ دوم نداف شوشانی، سخنگوی ارتش اسرائیل، گفت: «بخشی از آسیبها دائمی است و بخشی نیمه دائمی.» او هدف نظامی را از بین بردن تهدیدها «برای مدتی طولانی» توصیف کرد.
سرلشکر یعقوب عمیدرور، مشاور پیشین امنیت ملی اسرائیل و پژوهشگر در اندیشکده «موسسه بیتالمقدس برای راهبرد و امنیت»، میگوید که حتی بدون آنکه ایرانیها به خیابان بیایند، اسرائیل میتواند با تضعیف حکومت تا حدی که دیگر نتواند تهدیدی ایجاد کند، به اهداف اصلی خود برسد.
او گفت: «اگر میتوانستیم تغییر رژیم ایجاد کنیم، این کار خاورمیانه را تغییر میداد. اما ما محدودیتهای خودمان را میدانیم. ما ابرقدرت نیستیم و باید در تصمیمهابمان متواضع باشیم.»

خبرنگار امور دفاعی «یدیعوت آحرونوت»، از پرتیراژترین روزنامههای اسرائیل، گفته است که مقامهای نظامی بدون ذکر نام، از نشانههای اولیه فشار در دستگاه امنیتی ایران خبر میدهند، از جمله «تنشهای داخلی در سپاه پاسداران و موارد پراکنده ترک خدمت».
آقای نتانیاهو مطرح کرده است که اسرائیل، پس از آنکه شرایط لازم برای تغییر رژیم را ایجاد کرده، میتواند عقب بنشیند و منتظر بماند تا فشارهای داخلی ایران مسیر خود را طی کند.
اما باقی گذاشتن رژیم در قدرت برای بنیامین نتانیاهو خطر سیاسی دارد.
نری زیلبر، تحلیلگر، میگوید خطر برای بنیامین نتانیاهو این است که سخنان اصلی او درباره «پیروزی کامل» بر شبکه متحدان ایران در سراسر منطقه تنها بیانیههایی پرطمطراق و توخالی جلوه کند.
او گفت: «حماس هنوز تقریبا نیمی از غزه را کنترل میکند. حزبالله حالا بسیار بیشتر از آنچه بسیاری در اینجا پس از آتشبس ۲۰۲۴ تصور میکردند مقاومت نشان میدهد، و پس از جنگ ژوئن پارسال با ایران، اسرائیل و آمریکا دوباره درگیر جنگی بزرگتر با ایران شدهاند.»
او گفت: «خطر برای نتانیاهو دقیقاً همینجاست؛ اینکه وعدههای گذشتهاش دوباره به سراغش بیاید و حتی کارزار فعلی، با وجود آنکه در چنین مقیاسی و در کنار قدرتمندترین ارتش جهان دنبال میشود، در نهایت نتواند نتایجی را که او به افکار عمومی اسرائیل وعده داده، محقق کند.»

درگیریهای حل نشده اسرائیل با حماس و حزبالله در مرزهای خود یادآور روشنی از محدودیتهای قدرت نظامی است؛ حتی پس از تغییر چشمگیر در راهبرد دفاعی اسرائیل در پی حملات حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳.
آقای عمیدرور گفت: «ما میخواهیم از این پس در موقعیتی باشیم که تهدیدی در مرزهای ما شکل نگیرد.»
او افزود: «باید جنگهای پیشدستانه را بهعنوان ابزاری در نظر بگیریم که هر زمان در آن سوی مرز تهدیدی پابگیرد، از آن استفاده کنیم.»
اما آغاز جنگها در اینجا در طول تاریخ بسیار آسانتر از پایان دادن به آنها بوده است.
اسرائیل حالا در جبهه دوم هم علیه حزبالله در لبنان میجنگد. این جنگ پس از آن درگرفت که این گروه مورد حمایت ایران در واکنش به کشته شدن علی خامنهای به حملات ایران علیه اسرائیل پیوست.
پس از دههها، جنگهای مکرر با حزبالله و یک کارزار شدید در سال ۲۰۲۴ که این گروه را تضعیف کرد، بسیاری در اسرائیل این لحظه را فرصتی میبینند تا به تهدید در مرز شمالی خود برای همیشه پایان دهند.
نیروهای اسرائیل در حال پیشروی به جنوب لبنان هستند؛ عملیاتی که میگویند تا اینجا ماهیتی دفاعی داشته است. اما رئیس ستاد ارتش، سپهبد ایال زامیر، گفته است هدف او خلع سلاح حزبالله است و آنچه اکنون بیش از هر چیز لازم است «پایداری و صبر» است.
او گفت: «این کار زمان قابل توجهی خواهد برد» و درگیری فعلی را «جنگ نسل ما؛ جنگی حیاتی، جنگی سرنوشتساز که آینده و امنیت ما را برای سالهای طولانی تعیین خواهد کرد» توصیف کرد.
مقامهای ارشد نظامی به طور خصوصی میگویند تهاجم زمینی در بخش گستردهای از خاک لبنان از جمله طرحهایی است که در حال بررسی است.

یکی از پرسشهای اساسی این است که آیا اسرائیل حتی اگر واشنگتن به کارزار در ایران پایان دهد، همچنان در این جبهه به جنگ ادامه خواهد داد یا نه. و این که آیا برتری نظامی، چه در غزه و چه در لبنان، بدون شرکای سیاسی قابل اعتماد و توافقهای سیاسی میتواند به صلح منجر شود؟
با وجود خستگی شدید از جنگ پس از بیش از دو سال درگیریهای مداوم، افکار عمومی در اسرائیل همچنان به طور گسترده از این جنگ منطقهای حمایت کرده است. همچنین انتظار میرود بنیامین نتانیاهو از این لحظه برای بازسازی میراث سیاسیاش، پس از ناکامیهای امنیتی که به حملات ۷ اکتبر انجامید استفاده کند و انتخابات را که قرار است اواخر امسال برگزار شود جلو بیندازد.
آنچه آقای نتانیاهو پس از آن حملات «جنگ رستگاری» نامید، از هماکنون خاورمیانه را دگرگون کرده و اسرائیل را وارد درگیری مستقیم با دشمنش در تهران کرده است.
بنیامین نتانیاهو تمام دوران سیاسی خود را بر مقابله با «تهدید ایران» بنا کرده است. اکنون، پس از این جنگ، خواه آن تهدید باقی بماند یا نه، با فصل سیاسی تازهای روبهرو است.




