اسرائیل بزرگترین میدان گاز طبیعی جهان را در جنوب غربی ایران بمباران کرده است و گزارشها حاکی از هماهنگی این اقدام با ایالات متحده است. اکنون که یک خط قرمز مهم برای تهران عبور شده، حملات تلافیجویانه آغاز شده و زیرساختهای انرژی متحدان آمریکا در منطقه را در هم میکوبد. قطر گزارش داده که تأسیسات اصلی گازش آسیب «جدی» دیده است، پس از آنکه ایران هشدارهای تخلیه برای تأسیسات انرژی در قطر، عربستان سعودی و امارات متحده عربی صادر کرد.
قیمت سوخت هماکنون در حال افزایش شدید است. اگر زیرساختهای انرژی خاورمیانه آسیبهای گستردهای ببینند، علاوه بر مسدودسازی بسیار مهم تنگه هرمز توسط ایران، این جنگ میتواند تقریباً هر گوشهای از تمدن انسانی را به شکلی تحت تأثیر قرار دهد.
مردم غرب معمولاً نسبت به اصابت مهمات نظامی آمریکا به جمعیتهای قارههای دیگر بیتفاوتاند. اما وقتی این موضوع مستقیماً بر حسابهای بانکی شخصیشان تأثیر بگذارد، انتظار داشته باشید که علاقه بسیار بیشتری به سیاست خارجی آمریکا پیدا کنند.
این جنگ برای من کمی عجیب بوده، زیرا من به عنوان یک مخالف امپریالیسم و طرفدار صلح، هنوز کاملاً مطمئن نیستم که نقشم در اظهارنظرهایم چیست.
معمولاً از مردم غرب التماس میکردم که به یک جنایت وحشتناک دیگر از ماشین جنگی آمریکا اهمیت دهند، اما اکنون به نظر میرسد که مردم غرب چه بخواهند چه نخواهند، مجبور به توجه به این یکی خواهند شد.
معمولاً با شدت مینوشتم که مردم نباید از این جنگ حمایت کنند، اما این جنگ همین حالا هم حمایت عمومی بسیار پایینی دارد.
معمولاً تلاش میکردم به همه کمک کنم چشمانشان را باز کنند و جنگطلبان آمریکایی را به عنوان روانپریشانهایی که هستند بشناسند، اما دولت ترامپ-نتانیاهو آشکارا جنگی تهاجمی بدون دلیل را به راه انداخته و مدام سینه میزند و فخر میفروشد که به ایرانیان «هیچ رحم و مدارا» نشان نمیدهد و میگوید هر که را بخواهد میتواند بدون مجازات بکشد.
معمولاً درباره این مینوشتم که رسانههای جمعی چگونه تبلیغات جنگی تولید میکنند تا رضایت برای کشتارهای بیشتر نظامی آمریکا را بسازند، اما رسانههای جمعی مدام داستانهایی منتشر میکنند که دولت آمریکا درباره جنگی که هرگز نباید رخ میداد دروغ میگوید، در حالی که مقامات دولت ترامپ در ملأعام عصبانی میشوند که چرا رسانهها تبلیغات جنگی برایشان تولید نمیکنند.
رئیسجمهور ترامپ در شبکههای اجتماعی غوغا به پا کرده که رسانههای خبری باید به جرم «خیانت» محاکمه شوند، چون داستان شرمآور آتشسوزی یک ناو هواپیمابر آمریکایی را آنطور که او میخواهد گزارش نکردهاند، در حالی که وزیر جنگ پت هگست یک سخنرانی آتشین از تریبون ایراد کرده و شکایت میکند که «یک مطبوعات واقعاً میهنپرست» این جنگ را به شکلی مثبتتر نشان میداد.
میبینید چه میگویم؟ با این وضعیت چه کار باید بکنم؟ این وضعیت مخالفان حاشیهای مثل من را کجا قرار میدهد؟ تنها کاری که میتوانم بکنم این است که گلویم را صاف کنم و با خجالت بگویم: «اِه، آره، من... با سیانان موافقم.»
در مورد اوکراین، رسانههای جمعی خودشان را به آب و آتش زدند تا نقش غرب در تحریک درگیری را پنهان کنند و پوتین را به عنوان یک هیولای شرور هیتلری نشان دهند که ناگهان دیوانه شد و کشوری در مرز روسیه را فقط به خاطر نفرت از آزادی اشغال کرد. در مورد غزه، مطبوعات غربی پوشش روایی بیوقفهای برای جنایات نسلکشی اسرائیل فراهم کردند و هرگاه مخالفت با کشتار بیش از حد داغ میشد، توجه عمومی را به گفتوگوی بیپایان درباره یهودستیزی و احساسات یهودیان میکشاندند.
این اتفاق با ایران رخ نمیدهد. این اولین جنگی است که از آمریکا دیدهام که بخش بزرگی از امپراتوری از همراهی با آن خودداری کرده است. رسانهها همراهی نمیکنند، متحدان آمریکا به ترامپ میگویند برود پی کارش وقتی درخواست کمک نظامی برای تنگه هرمز میکند، و مردم دروغها را نمیخرند.
این زمان ترسناکی برای زنده بودن است — اما نمیتوان گفت در دورهای از سکون هستیم. همه چیز با سرعت بیشتری پیش میرود. ممکن است خیلی بدتر شود. ممکن است خیلی بهتر شود. ممکن است خیلی بدتر شود و سپس خیلی بهتر شود. اما به نظر میرسد شرطبندی ایمن این است که وضعیت همانطور که هست باقی نماند.
