ایران به عنوان «قدرت جهانی جدید»
اینها راجع به چی صحبت می کنند ؟ : Robert Pape: Iran 'NEW WORLD POWER', NATO DEAD
در این ویدیو از کانال Breaking Points، رایان گریم و امیلی جاشینسکی با پروفسور رابرت پیپ (Robert Pape)، استاد علوم سیاسی دانشگاه شیکاگو، درباره پیامدهای ژئوپلیتیک جنگ اخیر (در تاریخ فرضی ویدیو، آوریل ۲۰۲۶) و وضعیت خاورمیانه گفتگو میکنند.
نکات اصلی مورد بحث در این ویدیو به شرح زیر است:
۱. ایران به عنوان «قدرت جهانی جدید»
کنترل انرژی: پروفسور پیپ استدلال میکند که ایران اکنون کنترل بخش عظیمی از نفت و گاز جهان را در اختیار دارد (حدود ۲۰٪) که دو برابر مقدار روسیه است
03:31
تغییر مرکز قدرت: او معتقد است برخلاف تصور نتانیاهو که اسرائیل را ابرقدرت آینده منطقه میبیند، این ایران است که به عنوان یک مرکز قدرت جهانی جدید در کنار آمریکا، روسیه و چین ظهور کرده است
02:44
درآمد نظامی: او پیشبینی میکند که این تسلط بر منابع انرژی، سالانه ۷۵ تا ۱۰۰ میلیارد دلار درآمد اضافی برای تقویت نظامی و برنامههای هستهای ایران فراهم میکند
03:52
۲. مرگ ناتو (NATO DEAD)
شکاف در ائتلاف: پیپ معتقد است که ناتو عملاً مرده است؛ زیرا کشورهای اروپایی دیگر حاضر نیستند از دستورات ژنرالهای آمریکایی پیروی کنند
09:22
خروج آمریکا: بحثهایی درباره تصمیم دونالد ترامپ برای ابراز انزجار از ناتو و احتمال خروج نیروهای آمریکایی از این سازمان مطرح میشود
08:01
۳. تله تنش (Escalation Trap)
خطای محاسباتی ترامپ: پیپ میگوید ترامپ ممکن است ادعا کند جنگ تمام شده است، اما او در اشتباه است؛ چرا که واقعیتهای استراتژیک و تنشها فراتر از لفاظیهای اوست
01:55
فروپاشی ائتلافهای سنتی: کشورهایی مانند عراق، قطر و عمان در حال تغییر موضع به سمت ایران هستند و ائتلافهای قدیمی آمریکا در منطقه در حال فروپاشی است
13:44
۴. پیامدهای اقتصادی
شوک نفتی: نویسنده توضیح میدهد که بازارهای مالی هنوز عمق فاجعه را درک نکردهاند و فکر میکنند با توقف بمباران همه چیز به حالت قبل برمیگردد، در حالی که ساختار قدرت تغییر کرده است
20:58
تورم و تولید: به اعداد نگرانکننده شاخصهای تولیدی و تاثیر قیمت نفت بر معیشت مردم اشاره میشود
20:16
جزئیات بیشتری درباره تحلیل پروفسور پیپ در مورد نقش چین و روسیه در این ائتلاف جدید بدانید؟
در ادامه به جزئیات بیشتری درباره تحلیل پروفسور پیپ در مورد نقش چین و روسیه در این نظم جدید جهانی میپردازم:
۱. شکلگیری بلوک چهارگانه قدرت
پروفسور پیپ معتقد است که جهان از یک ساختار سه قطبی (آمریکا، روسیه، چین) به یک ساختار چهار قطبی تبدیل شده که ایران ضلع چهارم آن است. او اشاره میکند که در این میان:
روسیه و چین: قدرت و نفوذشان در حال افزایش است.
آمریکا: قدرت استراتژیکش در حال افول و نزول است.
۲. همکاریهای استراتژیک با ایران
انتقال تکنولوژی و AI: پیپ با اشاره به بازدید خود از کارخانههای پیشرفته در چین، تأکید میکند که چین پتانسیل عظیمی برای اشتراکگذاری تکنولوژیهای پیشرفته از جمله هوش مصنوعی (AI) با ایران دارد. او معتقد است اگر ایران از طرف شرکتهای غربی (مثل آمازون یا جیپی مورگان) تحت فشار قرار گیرد، به راحتی نیازهای تکنولوژیک خود را از طریق چین تأمین خواهد کرد.
امنیت انرژی: از آنجایی که بخش بزرگی از نفت خاورمیانه به آسیا صادر میشود، چین و سایر کشورهای آسیایی اکنون در موضعی هستند که برای امنیت انرژی خود به جای آمریکا، باید با ایران تعامل کنند.
۳. ائتلاف ضد آمریکایی
او از شکلگیری یک ائتلاف بزرگ ضد آمریکایی صحبت میکند که در آن روسیه و چین مهرههای اصلی هستند و قطعاتی از ائتلافهای فروپاشیده آمریکا (مثل ناتو یا متحدان خلیج فارس) را جذب میکنند. به گفته او:
روسیه و چین از خلأ قدرتی که به دلیل سیاستهای اشتباه آمریکا ایجاد شده، برای گسترش نفوذ خود استفاده میکنند.
کشورهایی مانند پاکستان و ترکیه نیز به دلیل تضاد منافع با آمریکا (مثلاً در موضوع کردها برای ترکیه)، در حال چرخش به سمت این قطب جدید قدرت هستند.
پروفسور پیپ هشدار میدهد که این تغییرات، بازگشت به دوران پس از جنگ سرد (دهه ۹۰ میلادی) را غیرممکن کرده و جهان وارد عصر جدیدی از رقابتهای ژئوپلیتیک شده است.
دیدگاه او درباره واکنش احتمالی کشورهای خلیج فارس (مثل عربستان و امارات) به این وضعیت بیشتر بدانید؟
در ادامه، تحلیل پروفسور پیپ درباره واکنش و وضعیت کشورهای عرب حاشیه خلیج فارس در این نظم جدید را بررسی میکنیم:
۱. شکاف و دستهبندی در کشورهای عربی
پیپ معتقد است که کشورهای منطقه دیگر یک بلوک متحد تحت رهبری آمریکا نیستند و به سه گروه تقسیم شدهاند:
گروه همسو با ایران: کشورهایی مانند عراق که به سمت ایران متمایل شدهاند.
گروه بیطرف و پناهجو: کشورهایی مثل قطر و عمان که سعی میکنند خود را از درگیریها دور نگه دارند و لزوماً طرفدار سیاستهای آمریکا نیستند.
گروه وحشتزده (متح متحدان سابق آمریکا): عربستان سعودی، امارات و بحرین که به شدت نگران هستند. ایران با فشار بر این کشورها (مانند حملات به زیرساختها در بحرین) در حال متلاشی کردن ائتلافهای قدیمی آمریکا است.
۲. بنبست استراتژیک عربستان (MBS)
جستجوی حامی جدید: پیپ به توافق امنیتی اخیر عربستان و پاکستان اشاره میکند و میگوید محمد بن سلمان متوجه شده که دیگر نمیتواند به طور کامل روی حمایتهای ترامپ یا آمریکا حساب کند. او در حال ایجاد یک «پلن B» است، هرچند پاکستان هم به دلیل روابطش با ایران، گزینه کاملاً مطمئنی برای جنگ با ایران نیست.
کاهش قدرت مانور مالی: با تسلط ایران بر شریانهای انرژی و تهدید مسیرهای صادراتی، عربستان درآمد نفتی کمتری برای حفظ ثبات رژیم خود در اختیار خواهد داشت.
۳. استراتژی «هوشمندانه» ایران برای فروپاشی ائتلاف
پیپ معتقد است ایران بسیار هوشمندانه عمل میکند؛ آنها به جای جنگ مستقیم با همه، در حال «تکه تکه کردن» ائتلاف هستند. او پیشبینی میکند که ایران احتمالاً هرگز اجازه نخواهد داد قطرهای از نفت عربستان یا امارات از تنگه هرمز عبور کند، مگر اینکه این دولتها سقوط کنند یا کاملاً تغییر رویه دهند.
۴. تنگنای ترامپ: دفاع یا عقبنشینی؟
او میگوید ترامپ بر سر یک دوراهی قرار گرفته است: یا باید نیروهای بیشتری (کماندوها و ناوهای هواپیمابر جدید) برای دفاع از این کشورها بفرستد، یا شاهد سقوط متحدانش باشد. پیپ هشدار میدهد که حتی اگر آمریکا بخواهد در پایگاههای خود (مثل پایگاه بحرین) بماند، ممکن است توسط دولتهای محلی یا تحت فشارهای مردمی اخراج شود و مجبور شود برای ماندن، دست به تغییر حکومت در آن کشورها بزند.
در مورد بخش مربوط به «تله تنش» (Escalation Trap) و اینکه چرا پیپ معتقد است پایان جنگ توسط ترامپ یک ادعای واهی است،
طبق تحلیل پروفسور رابرت پیپ، دلیل اینکه او ادعای دونالد ترامپ مبنی بر «پایان جنگ» را یک اشتباه میداند، پدیدهای به نام «تله تنش» (Escalation Trap) است. جزئیات این تحلیل به شرح زیر است:
۱. تله تنش چیست؟
پروفسور پیپ توضیح میدهد که آمریکا در چرخهای گرفتار شده که در آن هر اقدام نظامی یا سیاسی، به جای حل مشکل، باعث بدتر شدن اوضاع استراتژیک میشود.
موفقیت تاکتیکی، شکست استراتژیک: او معتقد است آمریکا ممکن است در میدان نبرد (تاکتیکی) پیروز شود، اما در نهایت موقعیت کلی خود را در منطقه ضعیفتر میکند. این شکستها باعث میشود آمریکا برای جبران، بیشتر و عمیقتر در «تله» فرو برود.
۲. چرا ادعای ترامپ «اشتباه» است؟
ترامپ و بازارهای مالی تصور میکنند که چون عامل اصلی تنش (اقدامات دولت ترامپ) حذف شده، همه چیز به ۳۳ روز قبل بازمیگردد. اما پیپ میگوید این یک خطای محاسباتی مهلک است زیرا:
تغییر واقعیت روی زمین: واقعیتهای فیزیکی و ژئوپلیتیک (مانند کنترل ایران بر منابع انرژی و تغییر وفاداری کشورهای منطقه) تغییر کردهاند و با یک سخنرانی یا عقبنشینی به حالت اول برنمیگردند.
ایران قدرت را رها نمیکند: پیپ میپرسد: «کدام کشوری تا به حال قدرتی در سطح جهانی را داوطلبانه رها کرده است که ایران دومی باشد؟». حتی اگر ترامپ عقبنشینی کند، ایران از نفوذ جدید خود برای تحت فشار قرار دادن بیشتر آمریکا و متحدانش استفاده خواهد کرد.
۳. ورود به «مرحله چهارم» (Stage Four)
پروفسور پیپ معتقد است جنگ وارد مرحله جدیدی شده که حتی بدون درگیری مستقیم زمینی، ادامه خواهد داشت:
جنگ اقتصادی و فرسایشی: ایران از «اهرم خفقان» (Chokehold) خود بر نفت و گاز استفاده میکند تا اقتصاد جهانی را تحت فشار قرار دهد.
هدف قرار دادن شرکتهای بزرگ: ایران و نیروهای همسو با آن، شرکتهایی مانند آمازون و جیپی مورگان را به عنوان نمادهای امپریالیسم غربی هدف قرار میدهند تا هزینه حضور آمریکا در منطقه را به شدت بالا ببرند.
۴. مقایسه با ویتنام
او این وضعیت را از نظر پیامدها بدتر از جنگ ویتنام میداند. ویتنام هیچگاه پتانسیل تبدیل شدن به یک مرکز قدرت جهانی یا تهدید هستهای را نداشت، اما ایران اکنون هر دوی اینها را دارد و در حال تبدیل شدن به قدرتی است که میتواند به آمریکا «شوک» وارد کند.
در مجموع، پیپ هشدار میدهد که عقبنشینی ترامپ به معنای «تنشزدایی» (De-escalation) نیست، بلکه تنها واگذاری زمین بازی به قدرتی جدید است که از این پس قواعد بازی را در خاورمیانه و بازارهای انرژی تعیین خواهد کرد.
پروفسور پیپ در تحلیل نهایی خود در این ویدیو، به بررسی عمیقتر مفهوم «تله تنش» (Escalation Trap) و دلایل پایداری آن میپردازد. او معتقد است که وضعیت کنونی فراتر از یک درگیری ساده است و ویژگیهای زیر را دارد:
۱. توهم بازگشت به وضعیت عادی
پیپ به شدت از این ایده که با خروج ترامپ یا پایان بمبارانها، همه چیز به "روز ۳۳ قبل از جنگ" برمیگردد، انتقاد میکند. او معتقد است:
تغییرات ساختاری: ایران اکنون به عنوان یک قطب انرژی و قدرت سیاسی تثبیت شده و داوطلبانه این نفوذ را رها نخواهد کرد.
اشتباه بازارها: او میگوید بازارهای مالی و سیاستمداران واشینگتن معمولاً ماهها از واقعیتهای میدانی عقب هستند و هنوز درک نکردهاند که قواعد بازی عوض شده است.
۲. هدف قرار دادن شریانهای حیاتی غرب
او توضیح میدهد که تله تنش تنها جنبه نظامی ندارد، بلکه ابعاد اقتصادی مهلکی پیدا کرده است:
حمله به نمادهای قدرت اقتصادی: ایران و نیروهای متحدش، شرکتهای بزرگی مثل آمازون و مؤسسات مالی مثل جیپی مورگان را به عنوان اهداف استراتژیک در نظر میگیرند تا هزینه حضور آمریکا در منطقه را غیرقابل تحمل کنند.
اهرم فشار بر آسیا: ایران با کنترل جریان انرژی به سمت آسیا، قدرت چانهزنی عظیمی در برابر چین و سایر قدرتهای آسیایی پیدا کرده که این خود باعث انزوای بیشتر آمریکا میشود.
۳. پایان هژمونی آمریکا
پروفسور پیپ نتیجه میگیرد که این «تله» در واقع نقطه پایانی بر دورانی است که آمریکا میتوانست به تنهایی برای جهان تصمیم بگیرد:
ظهور ائتلافهای جدید: کشورهایی که زمانی متحد آمریکا بودند، اکنون در حال ساختن ائتلافهای موازی (بدون حضور آمریکا) برای مدیریت بحران هستند.
هزینههای داخلی: او هشدار میدهد که ادامه این وضعیت با وجود ۴۰ تریلیون دلار بدهی آمریکا، این کشور را به سمت یک فروپاشی داخلی و کاهش شدید استانداردهای زندگی سوق میدهد.
در نهایت، پیپ تأکید میکند که برای درک آینده، نباید به سخنرانیهای سیاسی (مثل سخنرانیهای ترامپ در مار-آ-لاگو) توجه کرد، بلکه باید «نقل و انتقالات نظامی» (Deployments) را زیر نظر داشت؛ چرا که تنها بازگشت واقعی ناوها و نیروها به کالیفرنیا یا ژاپن نشاندهنده تغییر واقعی است، نه شعارهای انتخاباتی.
