۱۳۹۰ آذر ۲۳, چهارشنبه

آلتاییان، ایران و چین

آلْتاییان، در مفهوم وسیع به اقوام و قبایل ترکی بهز بان ساکن سرزمین آلتای شوروی، چین و مغولستان اطلاق می‎شود و به 2 بخش آلتاییان شمالی و جنوبی تقسیم می‎گردد.
وجه تسمیه: نام آلتای با گذشت سده‎های دراز هنوز در پرده‎ای از ابهام باقی‎مانده و چنانکه باید به درستی روشن نشده است. بعضی محققان معتقدند که این نام از واژه مغولی «آلتا» یا «آلتان» پدید آمده که به معنای طلا است. قدیم‎ترین نام ترکی که سرزمین آلتای جنوبی بدان نامیده شد، آلتین ـ ییش یا آلتون ـ ییش به معنای کوههای زرین است که در سنگ نبشته مشهور اورخون آمده است. مالوف «آلتون ـ ییش» را با درنظر گرفتن لهجه محلی، به «جلگه‎های زرین» یا «دشتهای زرین» ترجمه کرده است. مردم عامی چنین می‎پنداشتند که نام «آلتای» به معنای «آلتی‎ای» (6 ماه) است. این نام به صورت اسم عام به معنای «کوههای بلند» نیز آمده است (بارتولد، III/317). بعضی محققان عنوان آلتای کیژی و به صورتی دیگر «آلتای ـ کیشی» را، که به معنای مرد آلتایی است، در مورد آلتاییان به کار برده‎اند (همو، V/490). این نام بیشتر به تلنگیتها ، که همسایگان غربی آلتاییان هستند اطلاق شده است. تلنگیتها در بخش شرقی کوههای آلتای سُکنا داشتند. این گروه جدا از تلنگیتهای جنوبی‎اند که در مسیر سفلای روی چوی ، تا متقای آن با کاتون سُکنی گزیده بودند. تلنگیتهای جنوبی را نچوی کیژی» (مرد چوی) می‎نامیدند (گومیلف، «ترکان باستان» ، 259). در شمال سرزمین تلنگیتهای، قومی به نام تاتارهای سیاه می‎زیستند که انان را «ییش کیژی» خوانده شده‎اند (همانجا). کیژی همان «کیشی» است که در لهجه‎های ترکی معاصر، معمول و به معنای مرد است. گمان می‎رود این نام شامل همه مردم سرزمین آلتای نبوده است. کاسترن برای قوم مورد بحث و زبان آنان نام «آلتایی» را برگزید. نام التین ـ ییش یا التون ـ ییش که محققان نام آلتایی را مأخوذ از آن دانسته‎اند در زبان چینی به صورت تسزین ـ شان تلفظ می‎شد. رشته کوههای سرزمین کوهستانی آلتای را در مآخذ جغرافیایی «اِکتاک» نیز نامیده‎اند. این نام در سده 6م از سوی جهانگردان یونانی به سرزمین مذکور داده شد. بارتولد (III/317) معتقد بود که نام مذکور ممکن است از نام ترکی «آک ـ تاک) (آق ـ داغ) به معنای کوه سفید پدید آمده باشد، ولی شاوان بر این عقیده بود که سرزمین مزبور را نه در آلتایی، بلکه باید در کوههای تپان ـ شان جست و جو کرد. اگر نام آلتای از واژه‎ای به معنای طلا گرفته شده باشد، می‎توان واژه مغولی «آلتان» یا «آلتا» را پایه و اساس آن دانست. گمان می‎رود این نام متعلق به روزگار سلطه قالموقها باشد. قالموق یا قالمیق نامی است که ترکان به یکی از اقوام مغول داده‎اند. در اصطلاح ترکیِ آسیایِ مرکزی این قوم را «قالمیق» و در لهجه ترکیِ پیرامون رود ولگا اقتباس شده باشد. قالموقها به زبان محلی مغولی، خود را اوبرات می‎نامیدند آلتاییان نیز پس از انقلاب اکتبر در روسیه و تأسیس منطقه قومی خویش از 1922م نام مغولی اویرات را بر خود و سرزمین خویش نهادند، حال آنکه نام مذکور به قالموقها تعلق داشت (همو، V/191). نام اویرات تا 1948م باقی بود (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ 3، 1/462)، اما از این سال به بعد این منطقه «اوبلاستِ (ولایتِ) خودمختارِ آلتای وهستانی جمهوری شوروی فدراتیو روسیه» نامیده شد (همانجا).
سرزمین: آلتای یا سرزمینی آلتاییان منطقه‎ای است کوهستانی که بخشهایی از آن در اتحاد شوروی، مغولستان و جمهوری خلق چین واقع شده است (نکـ آلتای)، آلتای در ناحیه شمال غرب به دشتهای سیبری غربی محدود می‎گردد (ْ81 طول شرقی)، و از جنوب شرقی با صحرای گوبی (ْ106 طول شرقی) هم مرز است. طول آلتای بالغ بر 000‘2 کمـ است و شامل کوههای بلندی است که رودهای بزرگی چون اُب ، «ایرتیش» و «ینی سئی» از آنها سرچشمه می‎گیرند. بالاترین نقطه در آلتای شوروی قله بلوخا است كه 506‘4 متر از سطح دریا ارتفاع دارد. سرزمین آلتای دارای 3 بخش است که عبارتند از آلتای شوروی در محدوده ولایتِ خودمختارِ آلتای جمهوری شوروی فدراتیو روسیه، شرق قزاقستان و سیبری غربی واقع شده است و با آلتای مغولستان و کوهستانهایی که حوضه رود «قو» را تشکیل می‎دهند هم مرز است (همان، 1/458، 459). آلتای مغولستان یا «اِکتاک» شامل رشته کوههایی به طول 500‘1 کمـ است که از جنوب شرقی آغاز و به صحرای گویی منتهی می‎گردد. بلندترین قله این کوهها تابون ـ بوگدو به ارتفاع 653‘4 متر است. میانگین بلندی این رشته کوهها حدود 000‘3 تا 600‘3 متر است. نواحی شمالی ارتفاعات تساگان ـ گولا همواره پوشیده از برف و دارای یخچالهای عظیم است. آلتای مغولستان منطقه‎ای است زلزله خیز. رودهای آلتای مغولستان با حوضه رود ایرتیش اورونگو و کوبدو از کوههای آلتای مغولستان سرچشمه می‎گیرند. آلتای گوبی در جنوب شرقی آلتای جمهوری خلق مغولستان واقع و از سلسله کوههای موازی تشکیل شده است. مرتفع‎ترین نقطه آن قله ایخه ـ بوگدو و به ارتفاع 000‘4 متر است که شبکه نهرها و جویبارهای کوهستانی آن به دریاچه‎های کوچک این سرزمین می‎ریزند (همان، چ 2، 2/141).
تاریخ: آلتاییان را در زبان ترکی باستان آلتای ـ کیژی (آلتای ـ کیشی) می‎نامیدند. روسها این قوم را «کالموکهای کوهستان» خوانده‎اند. عنوان اخیر به احتمال زیاد مربوط به دوران فرمانروایی قالموقها بر این سرزمین است. عنوان دیگر این قوم زایسان است. مردم این سرزمین به 9 گروه زایسان بخش شده بودند (بارتولد، V 490). مردم نواحی کوهستانی آلتای در مسیر علیای رود «اُب» سکنا داشتند. ترکان آلتاییِ مسیر علیای رود ینی سئی دارای دولت خاص خود نبودند و لذا بخشی از تابعان دولت قالموق محسوب می‎شدند. اینان در سده 11ق/17م بخشی از مشرق ترکستان را به تصرف درآوردند. پیش از آن خانهای این گروه هنوز منگول نامیده می‎شدند و صیغه ترکی نگرفته بودند، ولی از این پس ضمن آمیختن با ترکان خود را «مغول» نامیدند (همو، V/191). بسیاری از پژوهندگان درباره آغاز ظهور ترکان و سرزمین اولیه آنان به اظهارنظر قطعی نپرداخته‎اند. گمان بعضی بر این است که بخش بزرگی از قبایل ترک نخست در سرزمین آلتای سکونت داشتند. نام قبیله اوروچیش که ازنام رودخانه ومحلی در آلتای اقتباس گردیده، سبب بروز چنین گمانی شده است. در سده اوّل ق/7م هنگامی که ترکان باستان یا تورکیوتها به آلتای روی آوردند، با مقاومت آلتایان بومی مواجه شدند. چنین به نظر می‎رسد که تورکیوتها طی سده‎های 1-3ق/7-9م در دو جبهه با دشمنان خود پیکار کردند (گومیلف، «ترکان باستان»، 261). درحدود 64-68ق/684-687م ترکان حملانی را علیه دولت چین که با ترکان غربی و قرقیزها متحد شده بود آغاز کردند. ایلترس ‎خان‎ترک نخست نقشه دشمنان خود را برهم زد، ولی در جریان پیکار همسرش درگذشت؛ از این‎رو برادر خود مو ـ چژو را به فرماندهی سپاه منصوب کرد و فرمان داد تا مواضعی را نزدیک کوه آلتون ـ ییش (آلتای جنوبی) به تصرف درآورد (بارتولد، V/322). در 93ق/712م ترکان از طریق آلتون ـ ییش خود را به کرانه رود ایرتیش رسانیدند و نیروی تورگشها را درهم شکستند (همو، V/324). وجود دشتهای وسیع و جنگلهای انبوهِ آلتای بزرگ برای ترکان که به دامپروری اشتغال داشتند مناسب می‎نمود. ولی طبیعت سرد سیبری مایه تلفات سنگینی بود. از این‎رو دامپرورانِ ترک را می‎توان به دو گروه کوچنده پیکارجو و تخته قاپو شده بخش کرد. تلنگیها در بخش شرقی کوههای آلتای سکونت داشتند و در شمال سرزمین تلنگیتها، تاتارهای سیاه می‎زیستند. در شرق، تواها و در جنوب آن قزاقها زندگی می‎کردند. همسایگان غربی تلنگیتها از اقوام آلتایی بودند. اینان همان آلتای ـ کیشیهای مشهورند. سرزمین تلنگیتها با کوههای بلند و صعب‎العبور محاصره شده بود و این امر سبب گردیده بود که تلنگیتها زبان و خصوصیات قومی و ازجمله زبان خویش را حفظ کنند. لهجه تلنگیتیِ زبان آلتایی سرشار از عناصر مغولی و تا اندازه قابل ملاحظه‎ای با دیگر لهجه‎های آلتایی متفاوت است. تلنگیتهای شمالی خود را تولوس می‎نامیدند. این گروه از آلتاییان در نواحی چولیشمان ، باش حوض و اولگان سکونت دارند. نواحی یاد شده با 2 رود به نامهای کوبادرو و چیبیت سو از بخش تلنگیتهای ساکن بخش جنوبی آلتای جدا است. تلنگیتهای جنوبی در مسیر سفلای رود «چوی» تا ملتقای آن با «کاتون» ساکنند (گومیلف، «ترکان باستان»، 259). هر دو نامِ تلنگیت و تولوس قدیمی هستند. چينيان تام تگیيتها را به صورت دو ـ لان ـ گه تلفظ می‎کنند. اینان طی سده 7م اراضی گسترده‎ای را در اختیار داشتند و سرزمین آنان در شرق ناحیه اورخون قرار داشت. در سنگ نبشته اورخون از مردی به نام تولیس یاد شده است. بعضی محققان بر این عقیده‎اند که تلنگیتها از تولوسها جدا بودند و تنها در اواسط سده 12ق/18م به یکدیگر پیوستند. رادلوف نام دریاچه تلتس را با قوم تولوس مربوط می‎داند (بارتولد، IX/673). تلنگیتها که از مدتها پیش تاع اویراتها بودند، برای رهایی از چنگ منچورها از مغولستان به التای گریختند. سبب فرار تلنگیتها آن بود که امپراتور «سیان ـ لون» فرمان نابودی اویراتها را صادر کرده بود. تلنگیتها رفته رفته با تولوسها که از سده 7م در آن سرزمین سکونت گزیده بودند، درآمیختند (گومیلف، «شاخه آلتایی تورک ـ توگیو 105-106). تاردوشها نیز از اقوامی بودند که به آلتای آمدند و زیر عنوان «تودوش» به تلنگیتها پیوستند. در روزگاران کهن قپچاقها نیز در آلتای سکنی داشتند. محل سکونت آنان دشتی بود که چینیان «چژه ـ لیان» می‎نامیدند (همو، «ترکان باستان»، 268). بنا بر نوشته گومیلف واژه چژه ـ لیان بی‎گمان تلفظ جیلان (ییلان) به معنای مار است و نام مارکوه یا شهر مار (در زبان روسی زمینوگورود) از آن منشأ گرفته است (همانجا). گروم گرژیمایلو اینان را شاخه‎ای از قبیله بوما می‎داند. قپچاقها در 630م به گروههای کوچک بخش شدند و دسته‎هایی از آنان در آلاشان جای گرفتند. دیگر گروههای قپچاق با کانگلامها درآمیختند و قوم مشهور کومان را تشکیل دادند که به پولو نیز مشهورند (همانجا). در اوایل سده 2ق/8م قارلوقها در آلتای سکنی گرفتند. محل سکونت اصلی آنان حد فاصل میان آلتای و مسیر علیای رود ایرتیش بود. از دیدگاه قومی، مردم آلتای به ساکنان دو بخش شمالی و جنوبی منقسم می‎شوند. اهالی آلتا شمالی طی مراودات طولانی، از 3 قوم سامودی یا «سامویی»، کت و اورگروترک متشکل شدند. بعضی مآخذ قدیم ضمن بحث از اهالی آلتای شمالی گاه از مردمی به نام «تاتارهای سیاه»، توباها (ساکنان کرانه غربی رود بیی و سواحل شمال غرب دریاچه تلستک ) چلکانها ، لبدینها (لبد در زبان روسی به معنای قو است. گویا قوم مزبور را از آن جهت به لبد نسبت داده‎اند که در اطراف رود و دریاچه قو سکونت دارند) و کوماندینها (ساکنان مسیر علیای رود بیی) یاد کرده‎اند. اهالی جنوب آلتای شامل قالموقهای سفید، آلتاییان کوهستان وبییها هستند که به عنوان آلتاییان اصیل (آلتای ـ کیشی) تلقی می‎شوند. تلنگیتها، تولوسها و تلئوتها که در نواحی کوهستانی آلتای سکنی دارند از امتزاج اقوام ترک و سایانو ـ آلتای پدید امده‎اند. بعضی محققان، تاریخ این امتزاج را سده‎های 6 تا 8م دانسته‎اند. بعدها اقوام مغول نیز به این گروه پیوستند (دایرةالمعارف بزرگ شوروی، چ 3، 1/463) در نخستین هزاره میلادی آلتاییان با مردم تبت بودند. در این زمان فرمانروای قبایل ینی سئی در جست و جوی متحدانی برای پیکار با ترکان بود و رابطه تبت با خاقانات قرقیز موجب پدید آمدن اتحاد نظامی میان دو دولت و ایجاد موانع بر سر راه اویغوران و ترکان گردید. در 225ق/840م قرقیزان بر اویغوران پیروزی یافتند و از آن پس راه نفوذ به آسیای مرکزی را در پیش گرفتند (کوبارف، 10). در سده‎های 3-4ق/9-10م آلتاییان تابع خاقانات قرقیز شدند و قرقیزان حاکمیت خود را به اراضی کنونی تووا و آلتایی کوهستانی بسط دادند. وجود فولکلورهای آلتایی و برخی مشخصات قومی مؤید امتزاج آلتاییان با قرقیزانِ حاشیه ینی سئی طی سده‎های 9-10م است (ساگالایف، 32). از هزاره 2م اراضی آلتای به تصرف دولتهای کوچ‎نشین مختلف آسیای مرکزی درآمد. طی سده‎های 4-6ق/10-12م آلتای تحت سلطه کیدانها قرار گرفت. در سده 6ق/12م کیدانها اراضی وسیعی از ینی سئی تاتلس را در اختیار داشتند (همو، 35). در سده‎های 7-8ق/13-14م آلتاییان تابعیت مغولان را گردن نهادند و در این روزگار گروهی از اقوام آلتایی (تلنگیتها و تلسها) به اراضی خانگای و سایانو ـ آلتای مهاجرت کردند و به علل معین تاریخی در حاشیه کشور مغولستان جای گرفتن. به همین جهت است که مآخذ به ندرت از قبایل آلتایی یاد شده است. آن زمان مغولان در سیاست آسیای مرکزی نقش عمده ایفا می‎کردند. چان ـ چون، زاهد چینی، در 618ق/1221م از راهی یاد کرده که به فرمان اوگده از کوهستانهای التای برای عبور سپاهیان مغول کشیدهش ده بو. چنین به نظر می‎رسد که اوگده به هنگام حیات پدرش فرمانروای این سرزمین بوده است (بارتولد، V/145). تاریخ قبایل آلتایی طی سده‎های 9-12ق/15-18م با رویدادهای غرب مغولستان پیوند داشت. مارکوپولو آلتای را کوهستانی نامیده که گورستان خانهای مغول بود. وی می‎نویسد: «خانهای نژاد چنگیز همگی در کوهی به نام آلتای مدفونند و این رؤسای بزرگ در هر نقطه ولو با فاصله 100 روزه راه هم بمیرند، برای دفن به این کوه آورده می‎شوند» (ص 74). قبایل غرب مغولستان در اوایل سده 11ق/17م دولت نیرومند و متمرکزی زیر عنوان خانات دزونگار پدید آوردند. زمین داران اویرات نیز در اواخر سده 10ق/16م و اوایل سده 11ق/17م به سیبری غربی راه یافتند. آنان در آغاز سده 12ق/18م با زمین داران محلی به‎ویژه تلئوتها از در سازش درآمدند. دولت مقتدر دزونگار رفته رفته قبایل آلتایی را تابع کرد و در 1115ق/1703م تلئوتهای آلتای کوهستانی و قرقیزهای ساکن مسیر علیای رودینی ـ سئی به فرمان «تسوان ـ رابدان» ، فرمانروای دزونگار، به نزدیکی محدوده فرمانروایی وی انتقال یافتند. در نیمه قرن 12ق/18م دولت دزونگار منقرض شد و گروههایی از قبایل تلئوت، تووا و اویرات به منظور رهایی از خطر نابودی به مناطق مرکزی و غرب آلتای کوچ کردند و ضمن گذشت زمان با بومیان آن سرزمین ازجمله تلنگیتهای چوی و تلسهای چویشمان درآمیختند. با سقوط دولت دزونگار نفوذ مغولان در تاریخ قوم آلتایی به افول گرایید. از سده 12ق/18م دولت روسیه نفوذ خود را در مسیری گسترش بخشید و مأموران نظامی، اداری و کلیسایی بدان سرزمین گسیل داشت. آلتای نیز رفته رفته در محدوده فرمانروایی دولت روسیه قرار گرفت.
جمعیت: در دورانحکومت شوروی گروه کثیری از روسها، اوکرائینیها، بِلوروسها و دیگران به آلتای کوچانده شدند. اکنون اکثر ساکنان آلتای شوروی روس هستند. روسها بالغ بر 85 ٪ جمعیت آلتایی شوروی را تشکیل می‎دهند. شماره مردمی که به زبانها و لهجه‎های اقوام ساکن آلتای گفت و گو می‎کنند تا 1959م درحدود 000‘45 نفر بود. تراکم جمعیت در اُبلاست (ولایت) خودمختار آلتایی به طور متوسط 3/10 نفر در هر کمـ 2 است. در مناطق جنگلی و دشتها مردم بیشتری زندگی می‎کنند. در این مناطق تراکم جمعیت حداکثر به 25 تا 30 نفر در هر کمـ 2 می‎رسد. 6 ٪ جمعیت آلتای در مناطق کوهستانی سکونت دارند. این مناطق حدود یک سوم مجموع اراضی آلتای را تشکیل می‎دهند. تا 1916م شماره اهالی نواحی کوهستانی حدود 4 ٪ مجموع اهالی روستانشین بود، ولی در 1969م تناسب جمعیت نواحی کوهستانی به نواحی غیرکوهستانی تا حدود 45 ٪ افزایش یافت. تا 1917م در سراسر منطقه آلتای تنها 3 شهر وجود داشت که عبارت بودند از بارنائول بیسیک و اسلاوگورود ، ولی پس از آن شهرهای دیگری چون کامنسک ، بر کنار رود اُب، روبتسووسک نووآلتائیسک ، (آلتای جدید)، گورنوآلتائیسک (آلتای کوهستانی)، آلیْسک و زمینوگورسک احداث گردید (دائرةالمعارف بزرگ شوروی، چ 3، 1/461، 462).
زبان و خط: زبانهای مردم آلتای شامل زبانهای آلتایی، خاساکی، تووایی و زبانهای مردم کاراگاس و توفا است که در استان کراسنویارسک سكونت دارندز زبان آلتاييان به 2 گروه مختلف از زبانهای ترکی تعلق دارند. گروه نخست، گروه شمال غربی و مرکب از زبانهای ترکی تعلق دارد. گروه نخست، گروه شمال غربی و مرکب از لهجه‎های آلتایی، تلئوتی و تلنگیتی است. گروه دوم مربوط به زبانهای ترکی شمال شرقی است که خود شامل 2 بخش است: 1. بخش لهجه‎های کوماندینی، چلکانی، توبایی، لهجه قزل ـ کورک و زبانهای توواها، توفاها و کاراگاسهای توبا؛ 2. بخش لهجه‎های کودا، کاچین ـ کوی بال و ساگای ـ بلتیر . زبانهای آلتایی با زبانهای ترکی آسیای مرکزی و مغولی مرتبط است (همان، چ 2). بعضی محققان نفوذ زبان مغولان در زبانهای مجاری ـ ترکی بار دیگر از سوی دانشمندان مطرح شده است. گروهی از پژوهندگان پرسشهایی را پیرامون این نکته مطرح کرده‎اند و به بررسیهایی پرداخته‎اند تا بدانند خانواده زبانهای اورال ـ آلتایی به شاخه زبانهای ترکی ـ مغولی نزدیک‎تر است یا شاخه زبانهای تونگوزی ـ منوچری. گروهی دیگر از آلتایی شناسان دلیلی برای وحدت این گروههای زبانی مشاهده نمی‎کنند. بعضی نیز میان زبانهای کره‎ای و ژاپنی با زبان آلتایی گونه‎ای خویشاوندی قایلند. واسیلووسکی زبانهای یاکوتی، تووایی، خاکاسی، آلتایی و شری را در خانواده زبان ترکی، زبان مردم بوریات را در خانواده زبان مغولی و زبانهای اونکی ، نانایی ، خانتی ، مانسی را در خانواده زبانهای تونگوزی ـ منچوری و زبان قوم ننتس و زبان سلکوپی را در خانواده زبان سامودی جای داده و همه زبانهای یاد شده را به 3 گروه ترکی ـ مغولی، تونگوزی ـ منچوری و سامودی (ساموئیدی ـ سامویی) بخش کرده است. ولادیمیرتسوف زبان مغولی را خویشاوند زبان ترکی و تونگوزی می‎داند و بر این عقیده است که 3 زبان نامبرده دستخوش تحولات متفاوتی شده‎اند که معمولاً در زبان واحد روی می‎دهد. وی بر آن است که زبانهای مغولی، ترکی و تونگوزی دارای منشأ و سلفی واحد بوده‎اند که به صورتی مشروط می‎توان آن را یگانه سلف زبان آلتایی نامید. اما کوتوویج این نکته را مورد تردید قرار داده است. به هر تقدیر هنوز نظر واحدی پیرامون این خویشاوندی وجود ندارد و اثبات آن منوط به پژوهشهای آتی است.
خط آلتایی نخستین‎بار در اواسط سده 13ق/19م از سوی روحانیون و مبلّغان آن سرزمین متداول شد، ولی از زبان ادبی اقوام آلتایی اثری مشهود نبود. در 1923م برای نخستین بار، الفبای جدیدی بر پایه الفبای روسی است، با اینهمه کلیه اقوام ساکن سرزمین آلتای در تاریخ یاد شده تغییر خط ندادند. به عنوان نمونه خط و کتابت یاکوتی در 1939م، تووایی در 1941م، خاکاسی در 1939م، بوریاتی در 1937م پدید آمد که در همه آنها حروف الفبایی روسی مشترک است.
دین: برای درک ویژگیهای روانی قوم آلتایی توجه به معتقدات دینی آنان از سده‎های کهن امری ضروری است. متأسفانه از نوشته‎ها نمی‎توان به نکات قابل ملاحظه‎ای دست یافت. بنابر نوشته بعضی محققان طی شده اولق/7م در آتای نظام مذهبی وجود داشت. روح گرایی و همزادگرایی با زندگی مردم سیبری ازجمله اقوام آلتایی مرتبط بود. پرستش ارواح گذشتگان که به سبغه توتم گرایی داشت از سوی کوچ‎نشینان ترک و مغول در آلتای شایع گردید. کوچ‎نشینان مزبور از صحراهای جنوب به سرزمین آلتای شایع گردید. کوچ‎نشینان مزبور از صحراهای جنوب به سرزمین آلتای راه یافتند. آیین بزرگان عمدتاً پرستش ارواح گذشتگان بود که با آیین مردم متفاوت می‎نمود (گومیلف، «ترکان باستان»80). در میان آلتاییان پرستش «ارباب طبیعت» نیز رواج داشت. پس از کشف سنگ نبشته اورخون متعلق به سده 2ق/8م معلوم شد که مردم آلتای زمین و آب (یر ـ سو) را می‎پرستیدند و آن را در برابر روح آسمان قرار می‎دادند. گمان می‎رود این آیین توسط مهاجران ارکیت و سویون به میان مردم آلتایی راه یافته باشد. آلتاییان امروز «یر ـ سو» را روح کوهستان می‎نامند. در گذشته، قوم مذکور روح اصنام را اولگن می‎نامیدند یکی از خدایان مورد پرستش ترکان به نام اومای یا روح نیکوکار، که روح حامی کودکان و شیرخوارگان بود، مورد ستایش آلتاییان قرار داشت (بارتولد، IX/675). پرستش اومای هنوز هم در میان ترکان شمنی ساکن آلتای رایج است (همو، V/27). آینا از ارواح خبیثه مردم آلتایی محسوب می‎شد (همو، IX/674). مغولها در سده 7/13م از وجود آینا آگاهی داشتند (همو، V/27). اختلاط میان مهاجران و اهالی بومی ساکن کوهستانهای آلتای سبب پدید آمدن آیین التقاطی در میان مردم آلتایی شد (گومیلف «ترکان باستان»، 82). بی‎گمان آیین ترکان و اویغوران، مردم تبت و ساکنان آسیای مرکزی در معتقدات دینی مردم آلتایی مؤثر افتاد. در سده 5ق/11م آیین و فرهنگ کهن ایران از نواحی شمال خاوری این سرزمین به آسیای مرکزی و تبت راه یافت (ساگالایف، 29). اطلاعات به دست آمده از مطالعات انسان شناسی مؤید آن است که پیش از هزاره نخست ق م عناصری از قبایل ایرانی با قوم تبت ممزوج شدند. گسترش معتقدات اقوام ایرانی زبان در نواحی آسیای مرکزی و جنوب سیبری پایه و اساس مشترکی پیرامون باورهای دینی مردم این نواحی پدید آورد. البته در این مورد نمی‎توان امکان ارتباط میان اقوام سایانو ـ آلتای و گروه مردم تبت را از نظر دور داشت (همو، 30). مشابهت میان آیین شمنی سایونا ـ آلتای و تبت مربوط به پیش از نفوذ آیین بودا در جنوب سیبری است. بعضی محققان طی سالهای اخیر نظریاتی پیرامون وجود فرهنگهای واسطه در روابط کهن میان اقوام ایرانی زبان است. در نخستین هزاره م آلتاییان با اصنام مورد پرستش پیروان آیین شمنی در تبت آشنا شدند. پرستش آفتاب به هنگام برآمدن نه تنها از عادات مذهبی ترکان شمنی، بلکه از عادات مذهبی مغولان نیز بود. ابن‎اثیر از مغولانی یاد کرده که به هنگام طلوع آفتاب آن را سجده و نیایش می‎کرده‎اند (12/360). نیایش به سوی مشرق در میان آلتاییان نیز رواج داشت (بارتولد، IV/393). آلتاییان به هناگم ذبح اسب سر حیوان را به سوی مشرق می‎گرفتند. پیش از نفوذ آیین مانی در سرزمین اویغوران، آیین بودا به میان اقوام ترک و آلتایی راه یافت. تاریخ نفوذ آیین مانی در این سرزمین را 146ق/763م دانسته‎اند. در خاقانات اویغور آیین مانی به دین رسمی بدل گشت. در سده‎های 7-8ق/13-14م اقوام آلتایی به صورت بخشی از تابعان اولوس جوچی درآمدند. دولت مغول پیرامون معتقدات اقوام تابع شکیبایی ابراز می‎داشت و حتی زمینه را برای گسترش آیین بودا در مغولستان فراهم می‎آورد. بوداییان در طی سده 7ق/13م در دربار مغولان با نمایندگان دیگر ادیان ازجمله اسلام، مسیحیتِ نسطوری و کاتولیک و آیین شمنی به رقابت پرداختند (ساگالایف، 35). آیین نسطوری طی سده 3ق/9م به درون قرقیزهای ساکن حوالی رود ینی سئی راه یافت (همو، 36). از این‎رو وجود نمونه‎هایی از معتقدات نسطوریان، پیرامون خلقت عالم در افسانه‎ها و روایات حماسی آلتاییان را نمی‎توان تصادفی دانست (همانجا). بعضی محققان ظهور روایات حماسی آلتاییان را با خدای آسمان یوچ (اوچ) ـ کوریوستان (سه کور بوستان) و نفوذ مغولان مربوط دانسته‎اند. کوربوستان به عنوان خدای آسمان در میان توواها و بوریاتها با نام «هورموس، خان‎تیورماس‎تنگری» و در میان مغولان با نام «خان، تیورماس، هورموسدا» مشهور شود که از نام «اهورامزدا = هرمزد» (خداوند دانای» ایرانیان باستان منشأ گرفته است (همو، 48). در متون مانوی که از تورفان به دست آمده نام مذکور به صورت هُرمُسد ذکر شده است. در روایت بودایی مردم اویغور نیز نام اهورامزدا به همین صورت آمده است. در میان اقوام ترک و مغول سرنوشت «هورموسدا یا هورموستا» با انتشار آیین بودا مرتبط بود. در رویدادنامه‎های مغولی «آلتان ـ توبچی» متعلق به سده 11ق/17م آمده است که ظهور چنگیزخان تولد مجدد «هورموستا ـ تنگری» بود. در اساطیر شمنی بوریاتها، مغولها و توواها، هورموستا دارای طبیعتی دوگانه است. هورموستا از یک سو خدای آسمان و از سوی دیگر نفس آسمان خوانده می‎شد، ولی هورموستا تحت تأثیر آیین بودا رنگ تازه‎ای به خود گرفت. بنابر روایات لامایی، هورموستا در تبت دبنگ پو نامیده می‎شد. طبق روایات مذکور هورموستا بر تنگریها (ارواح آسمان) و سراسر جهان فرمان می‎راند (همو، 50). در آیین شمنی مغولان، هورموستا در رأس 33 «روح تنگری سپید» قرار داشت و پیشوای 55 تنگری غربی بود. در اشاطیر قبایل آلتایی هورموستا دارای خصایل و صفات ویژه‎ای بود که از هورموستای تنگری و دیگر اقوام ترک و مغول آسیای مرکزی متمایز می‎نمود، ولی در ضمن میان آنها مشابهتهای زیادی نیز وجود داشت. نزد مردم آلتای، یوچ ـ کوربوستان جانشین «اولگن» خدای کهنِ ترکان بود. شمنیان بوریات نیز اولگن را می‎شناختند (همانجا) در میان بعضی گروههای قوم التایی «پوچ ـ کوربوستان» به نام هورموستا ـ تنگری شهرت داشت. از تبدیل هورماستا ـ تنگری به فرمانروای 33 موجود آسمانی کوربوستان در اساطیر آلتایی چنین می‎نماید که واژه «کوربوستان» را آلتاییان از مغولان و چه بسا از اویراتها به عاریت گرفته باشند (همو، 51). یوچ ـ کوربوستان را بعضی محققان نشانه‎ای از تثلیث مسیحیت دانسته‎اند (همو، 52). گاه در اساطیر آلتایی به عنوان نیوچ ـ کوربوستان» نام کودای (خدای) نیز افزوده شده است. بعضی بر این عقیده‎اند که نام کودای از زبان پارسی اخذ شده و مربوط به سده‎های 4-6ق/10-15م است (همو، 54). در یکی از اسطوره‎های آلتایی، قهرمان داستان، یوچ ـ کوربوستان را مخاطب قرار داده او را «یوچ ـ کوربوستان کودایم» (خدایم) نامیده است. بارتولد نفوذ نامهای «کودای» (خدای) و شیطان را در میان مردم آلتایی نموداری از نفوذ مستقیم فرهنگ اسلامی بر مردم آلتایی دانسته است (V/490). یوچ ـ کوربوستان که فرمانروایان آسمان بودند، در برابر ارلیک (یرلیک) یا زمینی قرار داشتند که بر جهان زیرزمینی فرمان می‎راند. نام دیگر ارلیک، ایبیستان بود (ساگالایف، 55). آیین سنتی مردم آلتایی از سده 12ق/18م دستخوش دگرگونیهایی شد و عوامل خارجی در آن مؤثر افتاد. دو آیین مسیحیت و اسلام به سرزمین آلتای راه یافتند. آیین مسیح به وسیله مبلغان مسیحیت ارتدکس روسیه در آلتای مورد تبلیغ قرار گرفت. در سالهای 1204-1214ق/1790 تا 1799م فرامین رسمی، مقام مذهبی ارتدکس در آلتای صورتی رسمی یافت. از 1246ق/1830م تبلیغ آیین مسیحی ارتدکس به سبب حمایت دولت امپراتوری روسیه شدت گرفت، ولی وضع جغرافیایی آلتای و شرایط قومی مردم آن سرزمین برای پذیرش اسلام مناسب‎تر می‎نمود. هنوز در اوایل سده 13ق/19م تاتارها، تلنگیتها و بخشی از قیرقیزهای ساکن آلتای بت پرست بودند. طی 70 سال تنها 300 تن از مردم آن سرزمین غسل تعمید یافتند و آیین مسیح را پذیرا شدند. در اواسط سده 13ق/19م شمار مسیحیان آلتایی فزونی یافت و در 1303ق/1886 جمعاً به 062‘14 نفر رسید. در جنوب آلتای، قالوقها حاضر به پذیرش مبلغان مسیحی نشدند. دربیتسکی مبلغ مسیحی که به جنوب آلتای سفر کرده بود. در 1271ق/1855م پیرامون قالموقها چنین نوشت: «کالوکهای این ناحیه به اندازه‎ای وحشی هستند که از هرگونه برخورد با ما امتناع می‎ورزند» (همو، 79). درحدود سده 13ق/19م دین اسلام به سرزمین آلتای راه یافت. در نیمه دوم سده 13ق/19م شمار مسلمین در آلتای رو به فزونی نهاد. بخشی از کسانی که اسلام آوردند قزاقهای تخته قاپو شده ساکن آلتای و بخشی دیگر بومیان آلتای بودند. در 1286ق/1869م شمار مسلمانان ناحیه بییسک آلتای در حدود 483 نفر بود. مبلّغان مسیحی روسی مقیم آلتای که می‎کوشیدند از نفوذ اسلام در آلتای جلوگیری کنند در 1298ق/1881م بخش خاصی به منظور مباره با اسلام پدید آودند. هدف آنان ممانعت از گسترش اسلام در میان قرقیزان استان بییسک و بخشهایی از استان سمی پالاتینسک بود. ولی اسلام از این پس در سرزمن آلتای رو به توسعه نهاد و گروه قابل ملاحظه‎ای از اهالی آلتای جنوبی به اسلام گرویدند. در 1916م در آلتای جنوبی شمار مسلمانان از 000‘8 نفر تجاوز کرد. باید یادآور شد که طبق آمار، جمعیت سراسر آلتای در 1959م حدود 000‘45 نفر بود، (دایرةالمعارف بزرگ شووی، چ 3، 461).
هنر: در هنر مردم آلتای، مجسمه‎های سنگی مقام خاصی را دارا هستند. این مجسمه‎ها با عنوان «زن سنگی» شهرت یافته‎اند. هنرشناسان عنوان مذکور را متعلق به سده 12ق/18م دانسته‎اند. گویا پیش از آن تاریخ مجسمه‎های التایی با عناوین «مرد سنگی ـ انسان سنگی» و «دختر سنگی» شناخته شده بودند (کوبارف، 89). مجسمه‎های سنگی آلتایی دارای چشمان تنگ بادامی هستند که تا اندازه‎ای تیره و نژاد ساکنان آن سرزمین را معلوم و مشخص می‎نماید. مجسمه‎های مردان اغلب با ریش و سبیلهای بلند ارائه شده‎اند. گاه در گوش مجسمه‎ها تصاویری از گوشواره دیده می‎شود. کلاه مدور و ردای ویژه آلتاییان را نیز در این تصاویر می‎توان مشاهده کرد. گاه نمونه‎هایی از خفتان در پوشاک مجسمه‎های آلتایی مشهود افتاده است. نخستین هیأت اعزامی روسی که به مجسمه‎های آلتایی در کوهستانهای آن سرزمین دست یافتند، تحت سرپرستی شلگین قرار داشت. وی در 158ق/1745م از سوی دولت امپراتوری روسیه در رأس هیأتی بدان صوب اعزام شده بود. مطالعه آثار هنری مردم آلتای از دیدگاه نژادشناسی همچنان ادامه یافت. از 1968 تا 1982م هیأتی زیر نظر و.د. کورباف طی مطالعات خویش به موفقیتهایی دست یافتند و به تقریب نیمی از مجسمه‎های سنگی آلتایی را کشف کردند (ص 10). بخشی از مجسمه‎های آلتایی از گور مردگان به دست امده است. تعدادی مجسمه مشهور به «زن آلتایی» نیز در سده 19م توسط رادلوف کشف شد که اغلب صورتی خشن داشتند. در التای نمونه‎هایی از هنر سکایی و ایرانی نیز مشاهده شده است که گمان می‎رود از طریق آسیای مرکزی بدان سرزمین راه یافته باشند.

مآخذ: ابن‎اثیر، عزالدین، الکامل، بیروت، دارصادر، 1982م؛ ج 12؛ پولو، مارکو، سفرنامه، ترجمه منصور سجادی و انجلاری جوانی رومانو، تهران، گویش، 1363ش؛ دایرةالمعارف بزرگ شوروی (روسی، ج 2 و 3)؛ نیز:

Bartold, V.V., Sochineniia, Moskva, Nauka, Vol. III, 1965, vols. IV, V, 1968, vol. IX, 1977; Gumilev, L.N., »Altaiskaia vetva Turok-Tugiu«, SA, Moskva, Nauka, 1959; id, Dreunie Turki, Moskva, Nauka, 1967; Kubarev, V.D., Dreunetiurkskie izueianiia Altaia, Novosibirsk, Nauka, 1984; Sagalaev, A. M., Mifologiia I verouaniia altaitsev, Tsentralno-Aziatskie uliianaiia, Novosibirsk, nauka, 1984.
عنایت‎الله رضا

ویلهلم گروب؛ ایران و چین؛ دیروز، امروز، فردا

Wilhelm Grube (Chinese: 葛祿博; pinyin: Gé Lùbó) (17 August 1855 – 2 July 1908) was a German sinologist and ethnographer. He is particularly known for his work on Tungusic languages and the Jurchen language.
Contents [hide]
1 Biography
2 Scholarship
3 Works
4 References
[edit]Biography

Grube was born in Saint Petersburg, Russia in 1855. He studied Chinese, Manchu, Mongolian and Tibetan under Franz Anton Schiefner at the University of Saint Petersburg from 1874 to 1878.[1][2]
In 1878, Grube moved to Germany to study at the University of Leipzig under Georg von der Gabelentz, and he submitted his doctoral dissertation in 1880. The following year he taught a course on Tibetan grammar at the University of Leipzig, but he was unable to obtain a regular teaching position,[2] and so in 1883 he took up a position as an assistant at the Ethnological Museum of Berlin. He also had a junior teaching position at the University of Berlin, and in 1892 he was awarded the title of extraordinary professor.[3]
In 1897 he went to China with his wife, and they stayed there until 1899, acquiring a large collection which he deposited in the Ethnological Museum of Berlin when he returned.[3]
[edit]Scholarship

Grube is principally remembered for his pioneering studies of three little-known languages, two spoken in the Amur region of the Russian Far East, and one extinct language spoken by the Jurchen people of Manchuria.
At the behest of the Saint Petersburg Academy of Sciences, Grube worked on the linguistic materials brought back from the Amur region by Carl Maximowicz and Leopold von Schrenck during the 1850s. Based on these materials, in 1892 Grube published a vocabulary of the Gilyak language (a language isolate, also known as Nivkh), and in 1900 he published a vocabulary of the Gold language (a Tungusic language, also known as Nanai).
By the nineteenth century, the Jurchen language that had been spoken by the ancestors of the Manchu people during the Jin Dynasty (1115–1234) was almost completely unknown, and the few surviving inscriptions in the Jurchen script were undecipherable. However, in the early 1890s the Royal Library at Berlin acquired a manuscript copy of the Vocabulary of the Bureau of Translators (Chinese: 華夷譯語; pinyin: Huá-Yí Yìyǔ) from Friedrich Hirth which included a chapter on the Jurchen language that was missing from other known copies of this book.[3] The Jurchen chapter of this book comprised a vocabulary list with each word written in the Jurchen script and also transcribed phonetically using Chinese characters (this contrasts with the vocabularies produced by the Bureau of Interpreters, which only included the phonetic transcription in Chinese characters). In 1896 Grube published a translation and study of the Jurchen vocabulary list that changed the status of Jurchen from a completely undeciphered language to a language that could be read and understood with the help of Grube's book. The year after its publication, S. W. Bushell used Grube's translation of the Jurchen vocabulary to study the Jurchen inscription on a stele from Kaifeng,[4] and it has remained the principal source for the study of the Jurchen language ever since.[1]
In addition to his linguistic studies, Grube also published extensively on Chinese philosophy, religion and mythology. He was also interested in Chinese literature, and posthumously published a German translation of the Chinese mythological novel, Fengshen Yanyi ('The Investiture of the Gods'), as well as German translations of a set of Chinese shadow play scripts.
[edit]Works

1881. Die Sprachgeschichtliche Stellung des Chinesischen. T. O. Weigel.
1892. Linguistische Ergebnisse 1: Giljakisches Wörterverzeichniss nebst Grammatischen Bemerkungen (vocabulary and grammar of Gilyak). Part 1 of Leopold von Schrenck (ed.), Die Völker des Amur-Landes.
1896. Taoistischer Schöpfungsmythus. Reimer.
1896. Die Sprache und Schrift der Jučen (the language and writing of the Jurchen). Leipzig: Otto Harrassowitz.
1898. "Pekinger Totenbräuche"; Journal of the Peking Oriental Society Vol. IV: 79–141.
1900. Linguistische Ergebnisse 2: Goldisch-deutsches Wörterverzeichnis (vocabulary of the Gold language). Part 2 of Leopold von Schrenck (ed.), Die Völker des Amur-Landes.
1901. Zur Pekinger Volkskunde. Volume 7 of Veröffentlichungen aus dem Königlichen Museum für Völkerkunde. Berlin: W. Spemann.
1902. Geschichte der Chinesischen Litteratur; Volume 8 of Litteraturen des Ostens in Einzeldarstellungen. Leipzig: C. F. Amelangs.
1908–1909. Die Religion der Alten Chinesen. In Religionsgeschichtliches Lesebuch. Tübingen: J. C. B. Mohr.
1909. Die chinesische Philosophie.
1910. Religion und Kultus der Chinesen. Leipzig: R. Haupt.
1912. With Herbert Mueller. Fêng-shên-yên-i: Die Metamorphosen der Goetter (translation of the Chinese mythological novel Fengshen Yanyi). Leiden: Brill.
1915. With Emil Krebs. Chinesische Schattenspiele (collection of Chinese shadow play scripts). Leipzig: Otto Harrassowitz.
[edit]References

^ a b Poppe, Nicholas (1965). Introduction to Altaic Linguistics. Wiesbaden: Otto Harrassowitz. p. 96.
^ a b Huber, Toni; Niermann, Tina (2007). "Tibetan Studies at the Berlin University: An Institutional History" (PDF). Festschrift für Dieter Schuh zum 65. Geburtstag. p. 102.
^ a b c Chavannes, Édouard (1908). "Nécrologie : Le professeur Wilhelm Grube". T'oung Pao (Second Series) 9 (4): 593–595.
^ Bushell, Stephen W. (1897). "Inscriptions in the Juchen and Allied Scripts". Actes du Onzième Congrès International des Orientalistes (Paris): 12.

گریرسُن، سر جورج آبراهام

George Grierson
Britannica Concise Encyclopedia:
Sir George Abraham Grierson


(born Jan. 7, 1851, County Dublin, Ire. — died March 9, 1941, Camberley, Surrey, Eng. Anglo-Irish civil servant and linguist. While holding a succession of British government posts in Bengal (1873 – 98), Grierson carried out pioneering research on South Asian, particularly Indo-Aryan, languages. In 1898 he began work on the 19-volume Linguistic Survey of India and spent the next 30 years publishing data on hundreds of languages and dialects. His work was of enormous value; nevertheless, his hypothetical linguistic constructs such as "Rajasthani," "Bihari," and "Lahnda" misled most nonspecialists.


Read more: http://www.answers.com/topic/grierson-sir-george-abraham#ixzz1gYnGM0kP

۱۳۹۰ آذر ۱۸, جمعه

همه چی دوست... دائی جان وامبری

آرمین (یا آرمینیوس) ومبری با نام هرمان بَمبِرگِر یا بَمبِرگِر آرمین (۱۹ مارس ۱۸۳۲ - ۱۵ سپتامبر ۱۹۱۳) خاور شناس و سیاح زاده مجارستان بود. برخی فامیل اصلی او را وَمبرگِر هم گفته‌اند.
دوران جوانی و مدرسه
وَمبِری در خانواده یهودی فقیری در پادشاهی مجار به دنیا آمد. او تا سن دوازده سالگی به مدرسه روستائی در زادگاه اش می‌رفت، و استعداد قابل توجهی در یادگیری زبان از خود نشان داد.
او که به دلیل یک نارسائی مادر زادی مجبور به استفاده از عصای زیر بغل بود، سرانجام به دلیل شرایط سخت مالی وادار به ترک مدرسه گردید. او پس از آن که آموزش پسر صاحب مسافرخانه دِه را به عهده گرفت، با کمک دوستان اش توانست به آنترجیمنازیوم سواتی یور وارد شود.
در سن ۱۶ سالگی، او به خوبی با زبان‌های مجاری، لاتین، فرانسه، و آلمانی آشنا شده بود. او همچنین به سرعت انگلیسی، زبان‌های اسکاندیناویایی، روسی، صربی و دیگر زبان‌های اسلاو را فرا می‌گرفت.
در سال ۱۸۴۶ او به پِرِس بورگ (براتیسلاوای امروزی) رفت، او سه سال در آن جا ماند. بعدها در وین و بوداپست به تحصیلات خود ادامه داد.
نخستین سفرها
ومبری به طور اخص مجذوب ادبیات و فرهنگ امپراتوری عثمانی شده بود. ومبری در سن بیست سالگی، آن قدر زبان ترکی عثمانی یاد گرفته بود، که او را قادر ساخت به عنوان دستیار بارون ژوزف اووتووس، به قسطنطنیه رفته، و خود را به عنوان آموزگار خصوصی زبان‌های اروپائی جا بیاندازد.
پس از صرف یک سال در قسطنطنیه، در سال ۱۸۵۸ یک دیکشنری ترکی - آلمانی، را در کنار دیگر آثار زبان شناسی منتشر نمود. او همچنین بیست زبان و گویش دیگر که در سرزمین‌های امپراتوری عثمانی صحبت می‌شدند را فرا گرفت.
در بازگشت به بوداپست، به سال ۱۸۶۱، هزار فلورن از آکادمی علوم مجارستان پاداش گرفت، و در پاییز همان سال، در چهره یک درویش سنی، و تحت نام رشید افندی، روانه قسطنطنیه شد.
او از طریق ترابوزان در کنار دریای سیاه، به تهران رفت. در طول راه با گروهی از زائران که از سفر حج باز می‌گشتند، چندین ماه را در شهرهای مرکزی ایران (تبریز، زنجان و قزوین) گذراند.
سپس از طریق اصفهان به شیراز رفت، و در ژوئن سال ۱۸۶۳ به شهر خیوه در آسیای میانه رسید. او که تا این زمان توانسته بود، شخصیت جعلی خود را با نام رشید افندی حفظ نماید، در ملاقات با خان خیوه هم ظاهر خود را نگه داشت.
سپس به همراه گروه هم سفران اش از طریق بخارا به سمرقند رسید. آن جا سوء ظن حاکم را بر انگیخت اما توانست حاکم را قانع نماید و در آخر ملاقات با حاکم را با کوله باری پر از هدایا ترک گفت.
او از طریق هرات، به تهران و از آن جا با گذر از ارز روم و ترابوزان در مارس ۱۸۶۴ دوباره به قسطنطنیه باز گشت.
این نخستین سفر از این دست، توسط یک فرد از اروپای غربی بود.
سپس به لندن رفت که در آن جا به دلیل سفرهای متهورانه و دانش گسترده اش در زمینه زبان شناسی، از او همچون یک ستاره استقبال شد.
همان سال سفرنامه خود تحت عنوان سفرهایی در آسیای مرکزی را منتشر کرد، و در بازگشت از لندن، در سال ۱۸۶۵ به عنوان استاد زبان‌های شرقی در دانشگاه بوداپست منصوب شد و تا زمان باز نشستگی در سال ۱۹۰۵ در آن شغل ماند.
او در بوداپست که آن زمان تحت فرمان امپراتوری اتریش مجار قرار داشت فوت کرد.
ومبری چهار بار تغییر مذهب داد، هم جاسوس دو جانبه بود و هم دلال دو جانبه. او به سلطان عثمانی بسیار نزدیک بود. در سال‌های ۱۹۰۰ - ۱۹۰۱ به تئودور هرتزل وعده داد تا قرار ملاقاتی میان او و سلطان عبدالاحمد دوم، سلطان عثمانی، ترتیب خواهد داد، اما هدف اصلی اش، گرفتن پول از هرتزل بود، و این قرار را ترتیب نداد.
ومبری را به عنوان مبلغ سرسخت سیاست انگلیس در شرق و علیه روسیه می‌شناسند. در سال ۲۰۰۵ آرشیو ملی در شهر ساری انگلستان، دسترسی عموم به پرونده‌ای را آزاد ساخت، که طبق آن ومبری توسط وزارت امور خارجه بریتانیا به عنوان جاسوس استخدام شده بود، تا علیه تلاش‌های روسیه در افزایش نفوذ خود در آسیای میانه و به خطر انداختن مواضع بریتانیا در شبه قاره هند مبارزه نماید.
وامبری و پان‌ترکیسم
اندیشه پان ترکیسم یعنی یکی کردن همه سرزمینهایی که ساکنان آن به یکی از زبانهایی که ریشه آنها به زبانهای آلتایی می‌رسد نخستین بار از سوی آرمینیوس وامبری در دهه ۱۸۶۰ ساخته و مطرح گشت. وامبری رایزن سلطان عثمانی شده بود ولی در نهان برای لرد پالمرستون و دفتر امور خارجه بریتانیا کار می‌کرد. ساختن و مطرح کردن این اندیشه از سوی وامبری و بریتانیا در اصل به منظور ایجاد یک کمربند از آلتائی زبانها در جنوب روسیه بود تا مانعی شود برای گسترش و رخنه روس‌ها به مستعمرات انگلیس درهندوستان.
بعدها یهودیان و صهیونیستهای دیگری کار وامبری را ادامه دادند از آن جمله نویسنده یهودی فرانسوی بنام لئون کاهون که در کتاب خود Introduction al'Histoire de l'Asie, Turcs, et Mongols, de به شکلدهی و تبلیغ پان ترکیسم پرداخت. پس از او به نویسنده یهودی انگلیسی برمیخوریم بنام آرتور ل. دیوید که در کتاب خود کوشید تا به ترکزبان‌ها یک حس برتری نژادی و نژادپرستانه بدهد
منابع
برپایه داده‌هایی در: Pan-Turkism From Irredentism to Cooperation نوشته جیکوب ام. لانداؤ (JACOB M. LANDAU)
ویکی پدیا

خادمان لهستانی ایران؛ ایران شناسان لهستانی؛ لهستانیان ایران دوست

1- آلبركازیمیریسكی در سال 1808 متولد شده سرانجام پس از هفتاد و نه سال عمر در سال 1887 بدرود حیات گفته است. وی اسلام شناس و ایران شناس لهستانی و مترجم قرآن حكیم به فرانسوی تحصیلات خود را در ورشو و دانشگاه برلین در زبان و ادبیات عربی به پایان رسانیده و از 1839 تا 1840 به خاور نزدیك سفر كرده و در دین مقدس اسلام و قرآن كریم به مطالعه پرداخته و با علمای اسلامی معاصرش آشنا شده و از محضر آنان بهره مند شده است. كازیمیرسكی مدتی هم به سمت مترجم سفارت فرانسه به تهران به جانشینی خوچكو منصوب گردیده و در اینجا هم به مطالعه زبان و ادبیات فارسی پرداخته است. آثار مهم: از كارهای مهم او ترجمه قرآن به زبان فرانسه با مقدمه ای از شرح حال حضرت محمد (ص) می باشد. البته تالیفات ارزشمندی دیگری نیز به رشته تحریر درآورده است. این مترجم دانشمند در ترجمه ی قرآن امانت علمی و بلاغت عربی را تا حد امكان رعایت كرده و ترجمه ی او بر ترجمه های فرانسوی دیگر قرآن برتری دارد دیگر از آثار مهم او: فرهنگ عربی- فرانسه در 2 جلد می باشد. كه با وجود فرهنگهای متعددی كه بعداً‌ نگاشته شده بی نظیر می باشد. این فرهنگ حاوی مصادر لغات عربی اشتقاق فصیح و عامیانه ،‌مقررات لهجه های جزایری و مغربی است كه در تألیف آن از فرهنگ فرایتاگ هم كمك گرفته است دیگر از آثارش ترجمه گلستان سعدی به زبان لهستانی،‌1876 منتخبی از دیوان منوچهری، 1876 مكالمه ی فرانسه -فارسی به انضمام دستور مختصر زبان فارسی، 1883 منوچهر شاعر ایرانی قرن یازدهم میلادی، 1887 ترجمه داستان انیس جلیس ازهزارو یك شب

2- تادئوس كوالسكی . وی در 21 ژوئن 1889 در كراكوی متولد شد،سرانجام وی پس از پنجاه و نه سال عمر در پنجم ماه مه 1948، بدرود حیات گفته است. وی از خاورشناسان بزرگ لهستانی بوده كه در ادبیات تركی قدیم و جدید و ادبیات فارسی تخصص داشته است تحصیلات عالیه را در دانشگاههای كراكوی، وین، ستراسبورگ و كیل به پایان رسانده و در سال 1911 به اخذ درجه دكترا در ادبیات از دانشگاه كراكوی نائل گردیده است. كوالسكی كه بیشتر ترك شناس و عرب شناس محسوب می شد به برخی مضامین كلی اسلامی در حماسه های ایرانی توجه داشت وظاهراً از سرچشمه های این آثار در ایران بیش از اسلام غافل بود. وی معروفترین نماینده مكتب فقه اللغه سه زبانه اسلامی بود. كه از 1919 تا زمان مرگ در 1948-با وقفه ای در دوران جنگ فعالیتهای آموزشی خود را با عنوان دانشیار فقه اللغه زبانهای شرقی اسلامی در دانشگاه كراكوی، بعد از مدتی پروفسور فوق العاده می شود. كوالسكی در كراكو درسهایی در زمینه زبان فارسی و ادبیات قدیم ایران می دادند از فعالیتهای دیگر كوالسكی عضویت در انجمنهای علوم و ادبیات لهستان،عضو پیوسته ی همان موسسه (1932) و مدیر كل آن در سال 1939 گردیده همچنین رئیس انجمن خاورشناسان لهستان، عضو محلی علمی عربی دمشق است. آثار: نوشته های كوالسكی به دویست فقره بالغ می گردد و مطالعات و بررسیهای او درباره عرب و ترك و ایران از سه فقره تجاوز می كند. چاپ دیوان قیس بن حاتم، متن و ترجمه ی آلمانی (لاپیزیگ 1914)،‌اسلام و مسیحیت (1929) ، تركی عثمانی در مقدونیه (1926)،لهجه های تركی(1931)، تركها و زبان تركی در شمال شرقی بلغارستان(1933)،‌مطالعات درباره ی زبان تركی عثمانی قدمیم(1932-34)،ترجمه غزلهای حافظ به زبان لهستانی(1957)، علوم شرقی در لهستان،تأثیر زبان شرقی در زبان لهستانی مطالعات فارسی كوالسكی : مقاله تحقیقی درباره ی حكیم عمر خیام نیشابوری(1936)، مطالعات درباره ی شاهنامه فردوسی در دو جلد (1925-53) تبصره-بررسیهای خاورشناس مزبور درباره ی عرب و ترك و ایران از صد فقره تجاوز میكند . دیگر از آثار او ترجمه دیوان كعب بن زهیر می باشد كه پس ازمرگش فریتز كرنكو (1872-1935) خاورشناس آلمانی آن را با مقدمه ای انتشار داد.

3- تادؤس لویسكی خاورشناس لهستانی می باشد. لویسكی تحصیلات عالیه خود را در موسسه فقه اللغات شرقی در دانشگاه (جاجیلونیا) در كراكوی، به اتمام رسانده است. وی ریاست مطالعات تركی همین دانشگاه را عهده دار می باشد. آثار: آثار با ارزشی از این استاد عالیقدر به یادگار مانده است. امثال و گفتارهای ملی قراقوروم(1947)،رویاهایی از قوروم(مجله خاورشناسی 1939 -49) ، افسانه هاو عادات قوروم (1950)،كتاب المشرفی تركیا الحدیثه(1950)، بیان الادب التركمانی(1952)،دو فیلسوف آسیای وسطی:فارابی و بیرونی (مجله ی خاورشناسی ،1952)،التعریف بتركیا فی القوروم (مجله ی خاورشناسی ، 1955) ،در راه مطالعه علم الاجناس نزد قفقازیها (مجله ی مزبور 1956)زندگینامه كوالسكی تادئوس(سالنامه خاورشناسی، 1951-52)


4- فرانسی سك ماخالسكی از ایران شناسان و هند شناسان و اسلام شناسان نامدار لهستانی بوده، كه در شهر برادوك از توابع ایالات متحده امریكا پا به عرصه وجود نهاده است. تحصیلات عالیه خود را در دانشگاه ژان كازیمیر در شهر لووو به پایان رسانده است. وی در زبانهای فارسی ،عربی،تركی،فرانسه،انگلیسی......تسلط داشته و به همین زبانهای كتاب و مقاله نوشته،مشارالیه با عنوان رئیس مطالعات فارسی در مدرسه زبانهای شرقی لهستان ،استاد دانشگاه (ژاكلون) در شهر كراكوی به فعالیت اشتغال داشته است. این دانشمند برای مطالعه در رشته خود به ایران ، شوروی، لبنان،دانمارك.....سفر كرده و كنفرانسهای علمی جالبی ایراد كرده است. وی عضو پیشین انجمن لهستانی مطالعات ایرانی در تهران، بود. او كه نخستین محقق لهستانی بود كه فارسی محاوره ای را در ایران آموخته بود، كار خود را یكسره پژوهشهای ایرانی قرار داد. از بركت كوششهای او، جریان مداوم رهایی مطالعات ایرانی از وابستگی آغاز شد. وجهه نظر ایرانشناسانه صرف ماخالسكی و سنت زبان شناسی هند و ایرانی كه در دانشگاه كراكو رونق داشت، هر دو در پیدایش بخش مطالعات ایرانی دانشگاه كراكو به صورت امروزی، كه هم شامل زبانشناسان است و هم شامل محققان ادبیات، دخالت داشته اند. پروفسور ماخالسكی كتابهای متعددی به رشته تحریر درآورده است. همچنین ماخالسكی به حماسه فردوسی پرداخت و گذشته از ترجمه قسمتهایی از آن رساله كوتاهی در این باره نوشت.


5- آرمی نیوس وامبری در 19 مارس 1832 در یكی از دهكده های كرانه رود دانوب متولد شده است. سرانجام پس از 82 سال عمر در 15 سپتامبر 1913 در بوداپست بدرود حیات گفته است. یكی از با پشتكارترین جهانگردان و كاشفان لهستانی بوده، كه این كاشف در میان صحراهای خطرناك در نقاط صعب العبور آسیای مركزی گذشته و در دیگر كشورهای آسیایی به صورت یك درویش ناشناخته به سیاحت پرداخته تا كسی او را نشناسد و مبادا جانش به خطر بیفتد. تحصیلات: وامبری در 12 سالگی در مدرسه كوچكی دهكده تحصیل می كرد و از آغاز جوانی برای فراگیری زبانهای مختلف در دانشگاه بوداپست از جمله مجاری، لاتینی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی استعداد فوق العاده ابراز كرد. سفر اسالامبول: وامبری در بیست سالگی به اسلامبول سفر كرد و در آنجا به تدریس زبانهای اروپایی پرداخت. ضمناً نزدیك به بیست لهجه و زبان شرقی آشنایی پیدا كرد از جمله آن ایغوری، ازبكی، جغتایی، و غیر اینها. با مساعدت یكی از دوستان تركش به تابعیت دولت عثمانی درآمد و به سمت دبیر فوآد پاشا منصوب شد. شش سال در اسلامبول ماند و در این مدت یك فرهنگ تركی به آلمانی و چند كتاب دیگر درباره زبان شناسی منتشر ساخت. از نظر علاقه وافری كه به ادبیات شرقی داشت لذا داستانهای عامیانه آسیایی را جمع كرد و انتشار داد و در كشور عثمانی به قدری محبوبیت پیدا كرد كه به او رشید افندی نام نهادند. جهانگردی وامبری: وامبری علاقه دیگری هم داشت و آن جهانگردی در آسیای مركزی بود. از این رو در 27 سالگی سفر خود را آغاز كرد، و به مكه، تهران و اسلامبول سفرهایی انجام داد. مشارالیه در سال 1865 به عنوان پروفسور زبانهای شرقی در دانشگاه بوداپست به تدریس پرداخت، وی در 1876 به سمت عضو انجمن علوم مجارستان انتخاب شد. از آنجایی كه این جهانگرد مشهور به زبانهای فارسی ،‌عربی،‌هندی،‌پارسی قدیم تاتاری،‌تركستانی و تركی عثمانی تسلط داشت لذا با علمای مشرق زمین تماس دایمی برقرار كرد و به منظور تكمیل معلوماتش در فواصل معین به اسلامبول سفر می كرد، و در سالهای بد مشاور سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی گردید. وامبری در نتیجه فضائل علمی و ادبی سیاحتهای پرماجرایش در انگلستان مورد توجه شاهزاده ویلز و ادوارد پادشاه انگلستان مورد توجه شاهزاده ویلز و ادوارد پادشاه انگلستان واقع شد و نشان ویكتوریا به او تقدیم گردید.فضلای انگلیسی هم با خواندن كتابها و استماع سخنرانیهایش و نیز مكاتبه با وی مادام العمر قدرشناس او بودند. آثار: نوشته های او بسیار است.و مهمترین آنها عبارتند از: 1. مسافرتها در آسیای مركزی 443 صفحه 1864 2. درویش دروغین 1865 تبصره -این كتاب به سیزده زبان ترجمه شده و آقای فتحعلی خواجه نوریان آن را از روی ترجمه فرانسویش به فارسی برگردانده و در سال 1343 به هزینه ی بنگاه ترجمه و نشر كتاب در تهران انتشار یافته است. این كتاب دارای تصاویر جالبی می باشد ترجمه ی آلمانی آن هم از نظر چاپ مرغوب و عكسهای آن جالب در خور توجه می باشد. 3. سیاحتهای من و حوادث در ایران،‌364 صفحه ،‌1867 4. تاریخ بخارا از قدیمترین ادوار تا عصر حاضر، 2 جلد ، 1873 5. مسافرت در آسیای وسطی از تهران به سوی بیابانهای تركستان از سواحل بحر خزر به سوی خیوه و بخارا و سمرقند ، 352 صفحه ،‌1865 6. فرهنگ اشتقاقی زبانهای تركی و تاتاری ،‌228 صفحه ،‌1878 7. فرهنگ جیبی آلمای به تركی، 1858 8. اسلام در قرن نوزدهم ؛‌یك مطالعه تاریخی از نظر فرهنگ و تمدن ،‌322 صفحه ،‌1875 9. طرحهایی از آسیای وسطی،‌444صفحه ،‌1868 10. آداب و رسوم در ممالك مشرق زمین ،‌1876 11. زندگینامه وامبری آرمی نیوس و حوادث آن،‌لندن 1914 12. سیاحتهای من و خاطرات در ایران ،‌1867 13. زبانهای تركمنها،‌مندرج در اساس فقه الغه ایرانی،‌ج33-387- 444،‌ 1879 14. مسافرتهای درویش دروغین در آسیای وسطی ،‌پاریس،‌1863، 402 صفحه

6- الكساندر خوچكووا از خاورشناسان معروف لهستانی در قرن نوزدهم و مسافر مشرق زمین بوده كه به مطالعات ایرانی در كشور لهستان رونق بسزا داده است. وی در سال 1824 در فرانسه اقامت گزیده است. در همان اوان به عنوان خاورشناس شهرت یافته است. چند سال هم به سمت مترجم سفارت فرانسه در تهران خدمت كرده، و در مراجعت به پاریس به سمت استاد كولژدوفرانس منصوب شده و تا پایان عمرش در همین سمت باقی بوده است. ایشان نخستین كسی است كه درباره ادبیات عامیانه و اقتصادیات كشور ایران به تحقیق و مطالعه پرداخته و آثار متعددی در این رابطه به یادگار گذارده است.كه مهمترین آنها عبارتند از: 1. نمونه ای ازاشعار عامیانه فارسی، (پاریس1842) ترحمه به فارسی به وسیله ژرژ ساندو ترجمه به آلمانی به وسیله ولف 2. تربیت كرم ابریشم در ایران، (پاریس1844) 3. تآتر در ایران، (مجله مستقل، پاریس 1844) 4. یادداشتهایی كه هنگام بر تخت نشستن محمد شاه قاجار در همان محل تنظیم شده است(لاترییون دوپویل، 1848) 5.گیلان ومردابهای بحرخزر،(پاریس 1850) 6. مسافرتی ازتهران تاسواحل بحر خزر به همراه سرهانری راولین سونف (نوول آنالده ویاژ1850) 7. خراسان و پهلوان ملی آن،(پاریس1852) 8. صنعت نوغان در ایران ، مجله ی شرق، مجله نوغان(ماگازن پیتورسك، پاریس 1854) 9. جنگ شهادت ،(پاریس 1855) 10. شهرهرات و پیدایش آن،(مجله ی شرق 1856) 11. عشقهای یكی از پریان،داستان بزرگی كه از فارسی ترجمه شده لومونیتور اونیورسل، پارس 1856) 12. دستور زبان فارسی ،چاپ اول،پاریس 1852.

7- یان رایش من در تاریخ 19 فوریه 1910 در ورشو به دنیا آمده است. وی اسلام شناس و ترك شناس لهستانی تحصیلات عالیه خود را در موسسه شرق شناسی ورشو و دانشكده ادبیات دانشگاه ورشو با درجه لیسانس در ادبیات به پایان رسانیده (1935) و در همین سال به اخذ دیپلم موسسه شرق شناسی نائل گردیده است. وی در سال 1948درجه دكترا در موضوع مطالعات خاورشناسی دریافت داشته است. مشاغل: دكتر اریش من در سال 1945 دانشیار مطالعات شرقی در دانشگاه ورشو گردیده و بعدها در 1955به درجه استادی دانشگاه مزبور رسید. ضمناً ریاست شركت لهستانی مطالعات شرقی و سردبیری مجله لهستانی و ریاست شورای موسسه خاوری دانشگاه ورشو را عهده دار بود. دانشمند مزبور در سال 1969 به عضویت كمیته بررسیهای شرقی فرهنگستان علوم لهستان درآمده است. آثار: آثار ارزشمندی نیز در زمینه زبانهای شرقی و تاریخ به رشته تحریر درآورده است. 1. آموزش و شناخت زبانهای شرقی در لهستان از قرن هجدهم به بعد (1950) 2. محمد(ص) و جهان اسلام، 1958 3. زندگی لهستانی ها دراستانبول در قرن هجدهم، 1959 4. مشرق زمین در تمدن لهستانی قرن علم و دانش ، 1964 5. از برج بابل تا زبان شناسی مقایسه ای ،‌1969 6. مسافران لهستانی به خاورنزدیك در قرن نوزدهم،‌1970 7.تاریخ تركیه، 1971 8. آثار الاسلامیه فی بولونیا(به زبان عربی 1958) تبصره -هفت كتاب آقای رایش من به زبان لهستانی است.

8- شارل رویچسكی در چهارم نوامبر 1736 در (رویس نی) واقع در هنگری قدیم، كه امروز اسلواكی نام دارد به دنیا آمده،سرانجام پس از پنجاه و هفت سال عمر در 1793 در لندن بدرود حیات گفته است. وی از ایران شناسان مشهور لهستانی در قرن هجدهم بوده وی تحصیلات خود را در فرهنگستان علوم شرقی وین در رشته زبانهای فارسی، عربی و تركی به پایان رسانیده، و پس از آن به عنوان وابسته سفارت اتریش در اسلامبول مامور شده، ضمناً فارسی را هم در آنجا تكمیل كرده به طوری كه اشعار حافظ را به خوبی ترجمه كرده است. رویچسكی به عنوان سفیر ورشو در دربار انگلستان مامور شده ودر آنجا با ایران شناسان مشهور ویلیام جونز آشنا شده و از معلومات او بهره مند گردیده و باعث تسلط او به زبان تركی شده است. زبان دانی: البته به زبانهای دیگری همچون فارسی، عربی، فرانسه، انگلیسی، آلمانی، روسی و پرتغالی مسلط بوده است. آثار: ایران شناس مزبور آثار متعددی در زمینه ادبیات ایران انتشار داده و اروپاییان را با عارف نامور ایرانی خواجه شمس الدین حافظ شیرازی آشنا كرد. دیگر از آثار او «نمونه ای از اشعار آسیایی » چاپ وین 1771 بود كه با انتشار آ» مردم اروپا را با اشعار شرقی آشنا ساخت دو دیگر از آثار او «دستور زبان تركی» است كه ترك شناسان در تعلیم زبان تركی از آن استفاده می كنند. و دیگر مكاتباتی به زبان تركی بین رویچسكی می باشد كه پروفسور رایش من خاورشناس لهستانی آن را در مجله ی «آكتا اوریانتالیا» در ورشو به چاپ رسانده است. تبصره-این مجله به زبانهای فرانسه،‌انگلیسی و آلمانی انتشار می یابد. دانشمندان لهستانی همواره از ایارن شناس عالیقدرشان خشنودند به خصوص كه در فراهم آوردن مجموعه نفیسی كه چارتوریسكی از باسمه های شرقی سهم بزرگی داراست ،‌كه در حال حاضر برای بررسی دانشمندان ذینفع در موزه ورشو نگهداری می شود

9- آنا نیاز زاجازكوفسكی در 12 نوامبر 1903 در ویلنو از توابع لهستان پا به عرصه وجود نهاده است. وی از ایران شناسان و ترك شناسان لهستانی و متخصص در زبانهای اورالی،آلتایی، تركی و مغولی بوده تحصیلات وی در دانشكده فلسفه و مطالعات شرقی بوده و زبان شناسی خاورنزدیك و میانه را در دانشگاه كراكوی فرا گرفته و به اخذ درجه دكترا از دانشگاه مزبور نائل گردیده است. ایران شناس مزبور در سال 1932 به سمت پروفسور در دانشگاه ورشو و استاد فقه اسلامی و مدیر بخش خاور نزدیك و میانه در دانشگاه تركیه بوده است. مشارالیه در فرهنگستان مطالعات شرقی و انجمن زبان شناسی تركیه و گروه تحقیقات ملی یونسكو عضویت داشته و فعالیت می كرده، و همچنین عضو فرهنگستان علوم لهستان و رئیس كمیته ی مطالعات شرقی و مدیر مركز مطالعات شرقی همین فرهنگستان و عضو افتخاری انجمن زبان شناسان در تركیه و عضو انجمن های دیگر بین المللی و رئیس گروه تحقیقات ملی یونسكو در هلستان و سردبیر سالنامه خاورشناسی ورشو میباشد. وی همچنین دارنده نشان سپاس درجه دوم و مدال فردوسی و مدال ابن سینا و مدال خواجه نصیرالدین طوسی از دولت ایران و جایزه دولتی لهستان در 1955 می باشد.آثار او بالغ بر 280 جلدو 1925 تا 1964در رابطه با ایران و ادبیات ملت ترك به طبع رسیده است. آثار : 1. مطالعات آینده برای ایران و همسایگانش 2. مسأله ی دریافت ادبیات ایرانی در ادبیات ملت ترك 3. ترجمه ی تركی آناتولی كلیله و دمنه از روی ترجمه فارسی ابوالمعالی نصر الله منشی غزنوی كراكوی،‌1934 4. ترجمه بسیار قدیمی تركی حكایات گزیده فارسی مرزبان نامه ، (مجله ی بین المللی فرهنگستان علوم و ادبیات لهستان،‌كراكوی 1947، شماره 7-10) 5. ترجمه بسیار قدیمی تركی خسرو شیرین نظامی(ورشو،‌1958،‌ج اول-3) 6. منظومه ایرانی خسرو و شیرین ، ترجمه ی تركی عثمانی شیخی ،‌ورشو 1963 7. ترجمه تركی شاهنامه از مصر دوره ممالیك،ورشو 1964 8. ترجمه ادبیات ایرانی یا مطالعات درباره ی شعرای بزرگ و دانشمندان ایرانی و غیره 9. غزلیات خواجه شمس الدین حافظ شیرازی به زبان لهستانی 10. ترجمه شصت غزل منتخب حافظ شیرازی به زبان لهستانی با مقدمه تفسیری و غیره ،‌ورشو،‌1957 11. مقاله سعدی در دایرة المعارف معاصر لهستانی،‌ورشو، 1958 12.رباعیات ابن سینا،‌ترجمه به زبان لهستانی با متن فارسی،‌ورشو ، 1952 13. آثار ابن سینا در لهستان در ارتباط با كنگره تهران،‌ورشو، 1954-1956 14. آدام مسكیه ویچ و شرق :تأثیر ادبیات فارسی در وی ،‌كنفرانس ایراد شده در دانشگاه آنقوره به تاریخ 25 نوامبر 1955 به مناسبت صدمین سال مرگ شاعر بزرگ لهستانی 15. مقالات متعدد درباره ی ادبیات فارسی و شاعران و نویسندگان خاورنزدیك در دایرة‌ المعارف بزرگ لهستانی درج شده و زیر چاپ می باشد.

10- بوگدان اسكلادانك 21 اوت سال 1931، در ورشو به دنیا آمد. وی متخصص در نظام‌های مذهبی و فلسفی شرق، جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران و افغانستان بوده است. در سال 1951 وارد دانشگاه ورشو شد و به مطالعه زبان‌شناسی شرقی (زبان‌های فارسی، عربی و تركی) در انستیتوی شرق‌شناسی آن دانشگاه پرداخت و سپس با ارائه رساله‌ای با عنوان ملی شدن نفت ایران در پرتو كمیسیون ویژه نفت مجلس، فوق لیسانس گرفت. همچنین با دریافت بورس از انستیتوی یاد شده،. در دانشگاه لنینگراد و دانشگاه تهران به تحقیق پیرامون مشكلات زمین‌های فئودالی و نهضت‌های استقلال‌طلبانه، در ارتباط با موقعیت اقتصادی ایران پرداخت. در 1965 ضمن ارائه رساله‌ای با عنوان شكل قدرت‌های فئودالی در ایران از آغاز تا دوره تهاجم سلاجقه موفق به دریافت درجه دكتری از دانشگاه ورشو گردید. سال 1976 به‌عنوان معاون شعبه انجمن شرق‌شناسی لهستان در شهر ورشو انتخاب گردید. در سال 1969 از سوی كنگره این انجمن به عضویت در هیئت رئیسه انجمن و در 1971 به سمت خزانه‌دار آن برگزیده شد. در 1980 دانشیار و در 1985 مدیر انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو گردید. اسكلادانك بنیانگذار مدرسه ایران‌شناسی ورشو و استاد راهنمای رشته تاریخ ایران در انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو و عهده‌دار كلاس درس اسلام‌شناسی برای دانشجویان گروه آموزشی شرق میانه بوده است. آثار : - رئوس مطالب قانون اسلامی، اثر فیضی ( نقد و بررسی) - ایران 1951- 1953، نفت، ملی‌گرایی، امپریالیسم ( نقد و بررسی) - ایران كنونی، كتاب راهنما (نقد و بررسی) - تاریخ جهانگشای جوینی، ترجمه بویل ( نقد و بررسی) - ایران در 1951- 1953 ( نقد و بررسی) - مزدك ( نقد و بررسی) - ناصرخسرو و اسماعیلیه ( نقد و بررسی) - قیام خوارج ،‌ حمزه خارجی در سیستان - سلطان‌نشین دهلی، اثر اشرفیان ( نقد و بررسی) - اسناد تاریخی،دو جنگ مقدس در شرق نزدیك - اسناد تاریخی، سرزمین‌های اسلامی - اسناد تاریخی، كتابچه راهنمای نشانه‌ها - مسئله تاریخ و ادبیات كشورهای ماوراء شرق ( نقد و بررسی) - مقدمه‌ای بر فقه‌اللغه ایرانی ( نقد و بررسی) - كشاورزی و مناسبات ارضی در ایران طی سده‌های 12- 14 ( نقد و بررسی) - ایران در روزگار ساسانیان ( نقد و بررسی) - پیرامون یادداشت‌های روزانه سرهنگ كاساكوفسكی در تهران ( نقد و بررسی) - كنفرانس زبان‌شناسی ایرانی در لنینگراد - امثال و حكم فارسی ( نقد و بررسی) - شكل مالكیت فئودالی در سرزمین‌های اسلامی - به مناسبت شصتمین سالروز تولد آنانیاس زایونكوفسكی - ساختار مالكیت زمین در ایران - سالگرد یك محقق - كردستان و مسئله اكراد ( نقد و بررسی) - تاریخ مردم تاجیك ( نقد و بررسی) - مناقشه‌های ایران ( ویرایش) - درباره فلسفه و دین اسلام - روایت مجعول اسماعیلی - معتقدات قرقیزها - آیا خلیفه هارون‌الرشید به حمزه خارجی سیستانی نامه نوشته بود؟ - مسائل لهجه‌شناسی ایرانی در تاجیكستان - دستور زبان فارسی - تاریخ مسعودی - آبادی‌های گرجستان در عصر صدر اسلام ( تا سده یازدهم میلادی) - مجموعه نسخه‌های خطی شرقی در فرهنگستان علوم جمهوری شوروی ازبكستان ( نقد و بررسی) - ساختار سیادت ایرانیان - تاجیكستان در ادبیات خارجی سال‌های 1961- 1965( نقد و بررسی) - فهرست دستنویس آونز از نسخه‌های خطی فارسی - مناسبات ارضی در شرق ارمنستان طی سده‌های 16 و 17( نقد و بررسی) - ابن سینا - سیاست خارجی و روابط درون سلسله‌ای در عصر صفاریان - طرح كلی ساختار حكومتی ایران - ابن سینا تجدید حیات ایرانی


11- وایتسیخ اسكالموفسكی سال 1933 در شهر پوزنان لهستان به دنیا آمد. وی تحصیلاتش را از 1951 تا 1956 در دانشگاه یاگیلویی (واقع در شهر كراكوف لهستان) در رشته زبان‌شناسی شرقی و از 1956 تا 1958 در دانشگاه هومبولت برلین در رشته زبان‌شناسی ایرانی زیر نظر استادانی چون یونكر و علوی گذراند. سپس از 1959 تا 1960 به تحقیق پیرامون رساله دكتری خود با عنوان تحقیقات آماری - كمی زبانی در زمینه چگونگی تكامل زبان فارسی پرداخت و به اخذ درجه دكتری از دانشگاه هومبولت برلین نائل آمد. در 1962 از دانشگاه یاگیلویی درجه دكتری دریافت كرد. از ژانویه تا ژوئن 1968 با استفاده از بورس تحصیلی دولت ایران مطالعات فوق دكتری خود را در دانشگاه تهران به پایان رساند. از 1960 تا 1968 به‌عنوان استادیار در بخش زبان‌شناسی عمومی دانشگاه یاگیلویی به تدریس پرداخت. در 1968 و 1969 مدرس زبان فارسی و لهستانی و عضو تحقیقاتی انستیتوی زبان‌شناسی دانشگاه لوون بلژیك بود. در 1969 و 1970 به‌عنوان استاد میهمان در انستیتوی مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد آمریكا به خدمت اشتغال داشته است. از 1977 به بعد استادی بخش مطالعات شرقی و اسلاوی دانشگاه لوون بلژیك و تدریس زبان‌های قدیم و جدید ایرانی، ادبیات لهستان و زبان‌شناسی نظری را عهده‌دار بوده است. آثار ارزنده ای نیز در زمینه تحقیقاتش به رشته تحریر درآورده است. آثار : - وضعیت كنونی تحقیق درباره زبان پارتی - نمونه آماری ارتباط زبانی و برخی از پارامترهای زبان فارسی نو - مقاله‌ای درباره آمار وام واژه‌های عربی در فارسی نو - ترجمه‌های لهستانی آثار حافظ در پرتو قانون [زبان‌شناسی] زیپف - ماندل برت - تحقیقات آماری زبانی در زمینه چگونگی تكامل زبان فارسی - درباره برخی ویژگی‌های بارز آماری درباره گسترش زبان فارسی - رساله پهلوی یادگار بزرگمهر - یادداشتی درباره توزیع ریشه‌های فعلی عربی - یادداشتی درباره وام واژه‌های فارسی و عربی در زبان پشتو - وضعیت تحقیق درباره زبان‌های ایرانی میانه - ساختار گروه اسمی در زبان فارسی - اسم در زبان پارتی - ساختار ارگتیو ( فاعل فعل لازم) در زبان پشتو - ساختار فعل متعدی در زبان‌های پامیری و دردی - دو داستان به لهجه افریدی از مجموعه آندرئاس - ترجمه‌های اكدی و عیلامی صورت‌های غیرصرفی فارسی باستان - ضرب‌المثل‌های افریدی به‌یادگار مانده از آندرئاس - اصطلاحات خویشاوندی در لهجه افریدی بر پایه یادداشت‌های آندرئاس - یادداشت‌هایی درباره غزلیات سعدی و حافظ - داستانی افریدی در میان یادداشت‌های آندرئاس - معنی غزل فارسی - ساخت ارگتیو (فاعل فعل لازم) در زبان‌های ایرانی - زبان‌های دردی و ایرانی نو - سوژه " ناكفری " در شعر حافظ ( انتقاد از نهادهای محترم در شعر حافظ)، OLPف ج 12، 1981 - سوژه‌های ایرانی باستانی در غزلیات حافظ،‌ Ac.Ir ، ج 24، 1984 - یادداشت‌هایی درباره واژه " دولت" در دیوان حافظ، Fo، ج 22، 1981 و 1984 - حافظ و شكسپیر : مواجهه


12- ماریا اسكادانكووا از اهالی لهستان در رشته زبان‌شناسی زبان‌های تركی، فارسی و عربی در انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو تحصیل كرد. پس از دریافت درجه فوق لیسانس به استخدام انستیتوی شرق‌شناسی درآمد و در 1964 دوره دكتری خود را در همانجا گذراند. با استفاده از بورس تحقیقاتی به ایران آمد و به مدت یكسال در دانشگاه تهران به تحقیق پرداخت. در 1981 دانشیار انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو گردید. خانم اسكادانكووا متخصص ادب و فرهنگ ایران می‌باشد و با كمك همسرش پروفسور بوگدان اسكادانك مدرسه ایران‌شناسی ورشو را تأسیس كرده است. آثار وی در زمینه فرهنگ ایران‌زمین و نظام‌های فلسفی و دینی شرق است. در 1987 به نگارش كتابی درباره تاریخ اعتقادات دینی ایرانی پرداخت. آثار : - زرتشت و مغانشرق و غرب، Ac.Ir ، ج 25، 1985.


13- ویكتور آپتوویتزر متولد سال 1871، در شهر تارنوپل گالیسیا (لهستان) به دنیا آمد. وی در دانشگاه و مدرسه دینی یهودیان وین تحصیل كرد. از 1909 تا 1938 در مدرسه دینی یهودیان وین به تدریس فلسفه دینی و تفسیر تورات مشغول بود. از 1919 تا 1938 در دانشكده تربیت معلم یهودیان وین تلمود را تدریس می‌كرد. از 1938 در بیت‌المقدس اقامت گزید. تألیفاتی در زمینه رابطه متون ارمنی و سوری دارد. سرانجام در سال 1942 چشم از جهان فروبست. آثار : - نهرهای بهشتی در قرآن - نظریه‌های آفرینش یهودی- اسلامی

14- یوزف بیلاوسكی استاد تاریخ اسلام و ادبیات عرب در دانشگاه ورشو. او به زبان عربی تسلط داشته و به زبان فارسی نیز آشنایی مختصری دارد.ایشان پیش از سال 1968 و هنگامی كه رشته ایران شناسی جزو بخش ترك شناسی بود، دروس دستور زبان و متون فارسی را تدریس می كرد. وی مترجم قرآن كریم به زبان لهستانی است.

15- آندره پیسوویچ متولد سال 1940 و دارای درجه فوق دكتری در رشته ایران شناسی و زبان فارسی و دكتری زبان ارمنی می باشند. وی همچنین معاون بخش شرق شناسی دانشگاه یاگیلونسكی كراكف و رئیس دانشكده ایران شناسی است. دكتر پیسوویچ به مدت 28 سال است كه دروس زبان شناسی و دستور زبان فارسی و مطالعات ایران پژوهی را تدریس می كنند. كتاب آموزش فارسی كه ایشان به زبان لهستانی برای نوآموزان فارسی آموز نوشته اند، اخیراً اصلاح و ویرایش شده و با صورت جدیدی آراسته و به طبع رسیده است. این كتاب در سال اول تحصیلی تدریس می شود. پیسوویچ همچنین از بورس تحصیلی زبان ارمنی در هلند در سال تحصیلی 93-1992 استفاده كرده اند و همچنان به تدریس و آموزش و مدیریت در بخش شرق شناسی و ایران شناسی دانشگاه یاگیلونسكی كراكف ادامه می دهند.

16- دكتر باربارا منكارسكا دارای درجه دكتری در رشته ایران شناسی بوده و در سال 1355 به مدت یك سال از بورس رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه مشهد برخوردار بوده است. ایشان متولد سال 1942 است و 25 سال سابقه تدریس دارند و دروس دستور زبان فارسی، تاریخ ادبیات، تاریخ زبان اوستایی و فارسی باستان را تدریس می كنند. خانم منكارسكا رساله دكتری خود را درباره زبان فارسی كلاسیك انتخاب كرده است.

17- دكتر آنا كراسناولسكا ایران شناس متولد سال 1949بوده، وی دارای دكترای ایران شناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی و حدود 23 سال سابقه تدریس در دروس ادبیات فارسی، تاریخ ادبیات، فرهنگ ایران و مردم شناسی ایران دارد. خانم كراسناولسكا به اتفاق خانم دكتر منكارسكا دو سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت یك سال بورسیه رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه مشهد بوده اند. رساله دكتری خانم كراسناولسكا درباره ساختار اساطیری شاهنامه نوشته شده است. این را نیز باید درباره خانم كراسنا ولسكا افزود كه ایشان در سال 1371 به مدت یك ماه در ایران بسربرده و در دانشگاه تهران به مطالعه و بررسی متون فارسی مشغول بوده اند.

18- خانم ماچیوشاك دارای فوق لیسانس ایران شناسی بوده در سال 1991 فارغ التحصیل گردیده اند. در پی موافقت وزارت فرهنگ و آموزش عالی كشورمان، ایشان بورس 9 ماهه زبان و ادبیات فارسی در سال تحصیلی 73-1372 را بدست آوردند. وی در رشته زبان شناسی نیز مطالعاتی صورت داده و دارای 4 سال سابقه تدریس در بخش ایران شناسی دانشگاههای لهستان می باشد. از آن جا كه زمینه تدریس خانم ماچیوشاك بیشتر دستور زبان فارسی است. تالیف مهم او هم درباره مشخصات لغات زبان فارسی با در نظر گرفتن واژه های میهنی است. این اثر كه رساله فوق لیسانس خانم ماچیوشاك است. در سال 1991، از سوی انستیتوی شرق شناسی كراكف شرق شناسی كراكف در 199 صفحه انتشار یافت.

19- یولا شراکوفسکا - وی فوق لیسانس ایران شناسی خود را در سال 1977 و دكتری خود را در سال 1985 با موضوع ‹‹ محمد داود و تاریخ معاصر افغانستان›› نوشته است. شراكوفسكا كه 18 سال سابقه تدریس داشته و متاهل و دارای دو فرزند است، در سال 1976 به مدت یك سال در كشور افغانستان اقامت گزید و در آن سال به مدت دو هفته نیز به ایران سفر كرد. ایشان دروس تاریخ افغانستان، تاریخ معاصر ایران، جغرافیای ایران و افغانستان و دستور زبان فارسی را در دانشكده های ایران شناسی لهستان آموزش می دهند.


20- كاوره پوررهنما ، مدرس گروه مطالعات ایرانی در دانشگاه ورشو است. وی از سال 1976 با این دانشگاه همكاری می نماید. تحصیلات: كارشناسی ارشد، تئاتر،‌دانشگاه صوفیا، 1963-1959 2. كارشناسی ارشد دانشكده فیلم،‌دانشگاه لدز 1971-1966 استاد پوررهنما ایران شناس دارای مدرك فوق لیسانس كارگردانی سینما هستند، در دوران جوانی از ایران خارج و در كشورهای بلغارستان و لهستان ساكن شده اند و حدود 27 سال است كه در لهستان ساكن اند. همسر ایشان خانم ایزابلا پوروهنما لهستانی و از فارغ التحصیلان دانشكده ایران شناسی و از اساتید این دانشكده هستند. آقای پوررهنما 20 سال سابقه تدریس در دروس رشته ایران شناسی را دارند، و تدریس مكالمه فارسی و آموزش زبان مطبوعاتی و اداری بر عهده ایشان است. وی سه جلد كتاب آموزش زبان فارسی تالیف كرده كه جلد دوم آن درباره زبان مطبوعاتی با همكاری خانم مونیكا حفیلچینسكا تهیه شده است. جلد سوم كتاب درباره موضوعات فلسفی و اخلاقی بوده و جلد چهارم كه با همكاری آقای آرتور اوژخ تهیه شده در خصوص زبان فنی و اداری است. آقای پوررهنما درباره فردوسی كتابی در سال 1990 نشر داده است. حوزه های مطالعاتی: 1. زبان فارسی 2. تدریس زبان فارسی 3. فرهنگ، زبان و مردم شناسی ایران 4. ادبیات فارسی رهنما به زبان های فارسی،‌بلغاری و لهستانی تسلط دارد و دوره های آموزشی را به زبان فارسی برگزار می كند. آثار: الف كتاب: 1. میترا ، 1988 2. فرهنگ ایران، 1978 3. زبان و ادبیات فارسی، 1997 ب. مقاله 1. روابط فرهنگی ایران و لهستان از دیدگاه ایرانی ها، مجله (Orez Perski indeuropejski) ، ش XVI-XIX- 2000، صص 85-80 2. مرگ مهاجرین، در حال تدوین نشانی www.orient.uw.edu.p1/en/iranistyka/faculty.htm1

21- آرتوراوژخ در 1989 موفق به دریافت مدرك فوق لیسانس ایران شناسی شده و در سال 1994 رساله دكتری خود را درباره گشتاسب نامه به پایان آورده است. آقای اوژخ 6 سال سابقه تدریس در دانشكده ایران شناسی ورشو دارد و دروس مكالمه فارسی و شعر فارسی را تدریس می كند. وی در تدریس كتابهای آزفا(آموزش زبان فارسی) كه از سوی وزارت فرهنگ و آموزش عالی كشورمان تهیه شده، تبحر فوق العاده ای كسب كرده است.


22- رضا رویان ایرانی الاصل بوده و دارای مدرك فوق لیسانس بیولوژی است. همسر ایشان لهستانی الاصل و از فارغ التحصیلان دانشكده ایران شناسی ورشو است. آقای رویان حدود 11 سال است كه در لهستان ساكن و حدود 7 سال است كه در دانشكده ایران شناسی ورشو هفته ای 4 ساعت مكالمه فارسی تدریس می كند. او همچنین موفق به دریافت دكتری در رشته میكروبیولوژی شده است.

23- زوفیا جوزفوویچ ژاباك - ایشان در زمان جنگ جهانی دوم مدتی در ایران اقامت داشته اند. از این رو، به مكالمه فارسی كاملا مسلط هستند و كتاب نظم ونثر معاصر فارسی را كه جزو كتابهای درسی دانشكده ایران شناسی است، تالیف كرده اند. خانم جوزفوویچ هم اكنون در بخش اداری پارلمان لهستان اشتغال دارند و تا چند سال قبل در دانشكده ایران شناسی تدریس می كردند.

24- خانم مونیكا حفیلچینسكا در سال 1978 در رشته ایران شناسی فارغ التحصیل شده و مدت 12 سال است كه تدریس مكالمه فارسی و متون كلاسیك ادبی ایران اشتغال دارند. خانم مونیكا چند سالی را نیز در افغانستان بسر برده و در تهیه كتاب آموزش زبان مطبوعاتی با آقای پوررهنما و در كار تهیه كتاب آموزشی دستور زبان فارسی با پروفسور اسكوادانك همكاری داشته است. اكنون در سالهای اول و دوم رشته ایران شناسی ‹‹ كتاب زبان فارسی و دستور›› خانم مونیكا آموزش داده می شود.

25- دكتر یادویگا پستروشینسكا دارای مدرك دكتری در رشته ایران شناسی بوده و از متخصصان زبان فارسی افغانی به شمار می رود. پستروشینسكا در زبان پشتو، زبان شناسی و فرهنگ افغانستان نیز تخصص دارد. او كه متولد سال 1947، است و 25 سال سابقه تدریس دارد، سه سال در افغانستان اقامت داشته و در غیاب آقای دكتر پیسوویچ، ریاست بخش ایران شناسی دانشگاه یاگیلونسكی را بر عهده دارد. مقالات بسیار از این ایران شناس نامور در خبرنامه افغانستان به چاپ رسیده است. تاكنون به طور مداوم انتشار آن در لهستان ادامه دارد و به همت و سردبیری دكتر یادویگا پستروشینسكا، دكتر آنا كراسناولسكا و كینگا ماچیوشاك منتشر می شود.

26- آنا جوانا بیلنسكا- نادری ، رئیس گروه مطالعات ایران دانشگاه ورشو است تحصیلات: 1. كارشناسی ارشد ، گروه مطالعات ایرانی، مؤسسه مطالعات شرقی ، دانشگاه ورشو، 1993-1988 2. دكتری تخصصی، گروه مطالعات ایرانی، مؤسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو،‌2000، 1995 حوزه های مطالعاتی 1. ادبیات و فرهنگ ایران 2. تاریخ و تئوری موسیقی كلاسیك فارسی 3. زبان فارسی دروس مورد تدریس 1. زبان فارسی 2. ادبیات فارسی نادری به زبان های فارسی، انگلیسی ، روسی و فرانسوی تسلط دارد آثار الف) كتاب 1. موسیقی فارسی در دوره رنسانس،‌2000 ب) مقاله 1. موسیقی كلاسیك فارسی،‌2002 2. مسائل ترمینولوژی موسیقی فارسی، 2002 3. المهدی ابراهیم ، دایره المعارف موسیقی، 2000 4. محمد بن مسعود بن مسلح شیرازی، دایره المعارف موسیقی، 2000 5. المسكی، دایره المعارف موسیقی ،‌2000 6. المونادیم ابوالحمد یحیی بن علی ،‌دایره المعارف موسیقی، 2000 7. «عبدالقادر مراغی و تحلیل جایگاه وی در موسیقی» ، در دست تدوین نشانی http://www.orient.uw.edu.p1/en/iranistyka/faculty.htm1 E-mail:a.bylinska@chello.p1

27- سیلویا سوردیكوسكا - تحصیلات كارشناسی ارشد مطالعات ایرانی،‌گروه مطالعات ایرانی ،موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو،1988-1994 همكار گروه مطالعات ایران، دانشگاه ورشو، 2000-1999 دانشجوی دكتری تخصصی مطالعات ایران، مؤسسه مطالعات شرقی ،‌دانشگاه ورشو حوزه های مطالعاتی 1. تاریخ مدرن ایران 2. ادبیات و فرهنگ فارسی 3. مفاهیم خاص در سنت ایرانی نظیر شهادت ، جهاد 4. زبان فارسی دروس مورد تدریس زبان فارسی آثار 1. «نقش شهادت و قربانی در الگوی فرهنگ ایرانی: تحلیل ایده ی شهادت مبتنی بر اثار مذهبی و معاصر»، در دست تدوین 2. «ابعاد معنوی جهاد و دكترین (امام)خمینی» مجله(Acta Asistica Varsoviensia)، ش 13، ورشو 2000، صص 85-75 3. ایران-سرزمین مقدس: تأملی بر نمادگرایی در سخنرانی های «امام» خمینی، مجله(Hemispheres)، ش16، ورشو 2001، صص 51-39 4. ایرانیان: یادگیری دیدگاه های حماسی، مجله (Hemispheres)،‌ش18، ورشور 2003 تسلط به زبان ها فارسی، انگلیسی،‌روسی و فرانسوی نشانی http://www.orient.uw.edu.pl/iranistyka/faculty.html E.mail:sylwia-surdykowska@02.pl

28- جولانتا سایراكوسكا-دیندو،‌استاد گروه مطالعات ایران،‌مؤسسه مطالعات شرقی دانشگاه ورشو است. وی پیش از این با دانشگاه های زیر همكاری نموده است: 1.دانشگاه كابل،‌افغانستان ، 1978-1976 2. مؤسسه كشورهای آسیایی و آفریقایی ،‌دانشگاه مسكو،‌روسیه، 1982 3. مركز مطالعات افغانستان،‌سوئیس،‌1994 4. دانشگاه تهران،‌ایران، 1997 5.Inalco، فرانسه، 1998 6. رئیس موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو، 2002 7. معاون مؤسسه مطالعات شرقی،‌دانشگاه ورشو،‌2002-1999 تحصیلات 1. كارشناسی ارشد،‌گروه مطالعات ایران، موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو، 1977 2. دكتری تخصصی، موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو، 1985 3. مطالعات فوق دكتری(آماده ارائه تز)، 1999 تاكنون 4. دانشكده زبان های جدید ،‌دانشگاه ورشو حوزه های مطالعاتی تاریخ و فرهنگ ایران و افغانستان دروس مورد تدریس 1. جغرافیای تاریخی و سیاسی ایران و افغانستان 2. سمینار مطالعات ایران دیندو،‌به زبان های فارسی،‌انگلیسی،‌روسی و فرانسوی تسلط دارد آثار الف)كتاب 1. مسائل سیاسی افغانستان ، 1998 2. جمهوری افغانستان، 2002 ب)مقاله 1. دموكراسی پارلمانی افغانستان در تصور سیاسی محمد داوود و نتایج عملی آن، 1987 2. گذار افغانستان به دموكراسی ، 1989 3.دولت در نظام سیاسی و اقتصادی افغانستان و كودتای آوریل 1978،1990 4. غرابت پادشاهی در افغانستان، 1990 5. افغانستان، دایره المعارف تاریخ،‌2002 6. آذربایجان دایره المعارف تاریخ، 2002 7. ارائه مقاله در نخستین همایش ملی ایرانشناسی ، تهران، 2002 8. ارائه مقاله نخستین همایش بین المللی برخورد تمدن ها،‌آنكارا، 2002 نشانی http://www.orient.uw.edu.pl.en.iranistyka.faculty.html E.mail:JSD@orient.uw.edu.pl

29- ماریژان موله دانشمند جوان ایران شناس كه اصلاً‌ لهستانی و موطنش فرانسه بود در پاریس به سنی كه از چهل نمی گذشت در گذشت. پدرش لهستانی بود. خود وی در زمان جنگ دوم به فرانسه آمد و تحصیلات خود را در رشته ی تحقیقات ایرانی به اتمام رسانید. پس از آن سه سال از عمر را در ایران گذراند و در دانشگاه تهران تحصیل و در مؤسسه ی ایران شناسی انستیتو ایارن و فرانسه تتبع و تحقیق كرد. پس از بازگشت به فرانسه درجه ی دكتری خود را گذرانید. تخصص وی در رشته ی ادبیات پهلوی و دین زرتشتی بود. رسالات و مقالات محققانه ی شایسته ای از او در مجلات شرق شناسی انتشار یافت در مدت توقف در ایارن به تحقیق در تصوّف پرداخت و با صوفیه مخصوصاً‌طریقه ی ذهبیه نشست و خاست داشت و به تحقیق و تتبع در تاریخ تصوّف و به ویژه عقاید صوفیه ی كبرویه و نقشبندیه پرداخت. وی موفق شد كه مجموعه ی انسان كامل از آثار عزیز نسفی(تهران،‌1341) و چند رساله از آثار نقشبندیان را در مجله ی فرهنگ ایران زمین به چاپ برساند. در گذشت وی برای ایران شناسی گران تمام شدو دانشمندی پركار و تیز هوش و نكته یاب از دست رفت . همچنین مقالات متعددو كتابی مفید و مهم به زبان فرانسه راجع به اصول آیین مزدیسنی تألیف و چاپ كرده است. 1. راهنمای كتاب،‌سال 5،‌شماره ی 7(مهر 1341)،‌ص 662

30- بوریس آپفل جوانترین ایرانشناس معاصر لهستانی ، صاحب تحقیقات درباره آثار ابوعلی سینا و مترجم منتخباتی از نوشته های او.

31- كنراد لیبیتسكی، استاد دانشگاه ورشو مترجم رباعیات خیام

32- آندری گاورنسكی ، آندری دارای مطالعات و تحقیقات درباره تاریخ ایران مؤلف «مطالعاتی در اشعار خیام»

33- آندرآس آكولوتوس- آندرآس در 16 مارس 1654 در برنشتات (آلمان، لهستان امروزی)به دنیا آمد. 1704 در گذشت. زبان عبری را خوب می دانست و علاوه بر آن به زبانهای كلدانی، عربی، فارسی، حبشی، ارمنی، مغربی، تركی و قطبی نیز آشنا بود. در 1680 بر حسب اتفاق به نسخه ای از تورات به زبان ارمنی دست یافت و براساس آن مصنفات النبی زبان عبادیة را به ارمنی منتشر كرد. درخلال جنگهای لهستان و تركها به نسخه ای از قرآ» دست یافت كه به دو زبان فارسی و تركی ترجمه شده بود. وی این نسخه رابه لاتینی ترجمه كرد. و چون موفق به انتشار كامل آن نشد فقط نمونههایی از آن را همراه با متن كامل عربی وترجمه ی فارسی وتركی و لاتینی با عنون نصوص من القرآن منتشر ساخت.آكولوتوس عضو آكادمی علوم برلین بود. در 1683 در برسلاو به مقام كشیشی رسید. وی با دانشمندان مشهوری چون لایپ نیتس، لانگرو و اشپانهایم مكاتبه داشت. 14نوامبر در برسلاو درگذشت.

34- هانس اشمیا 21 ژانویه 1934 در بیلسكو-بیالا(لهستان)به دنیا آمد. نزد ویلهلم براندن اشتاین به تحصیل زبان شناسی تطبیقی پرداخت و نزد هانس گرستینگر و اندره ایوانكا فقة‌ للغة‌ قدیم را در دانشگاه گراتس فرا گرفت امتحان معلمی در زبان های لاتین و یونانی را به موفقیت پشت سر گذاشت. در 1962 به اخذ درجه ی دكتری نایل آمد از 1961 تا 1966 در دبیرستانی در شهر گراتس به تدریس پرداخت 1967 در گراتس و 1968 در اینسبروك درجه ی استادی زبانهای هندو اروپایی را دریافت كرد. از اول ژانویه 1967 دستیار پروفسور ولفگانگ مید گردید. از 1975 به عنوان استاد زبانهای هند و اروپایی،بویژه هندو ایرانی،‌مشغول به كار بوده است آثار: «درباره ی واژه ی دوره» «تقسیم بندی زبانهای ژرمنی بر اساس مثال از قالبهای صرفی آنها»(نقد) «مقالاتی كوتاه درباره ی فقة اللغة‌قدیم»(نقد) «فوت ویلهلم براندن اشتاین» یادنامه ی براندن اشتاین(گردآوری ،با همكاری) اسطوره ی ژرمنهای آلپ «زبان ادبی هند و ژرمنی»(نقد) «واژه نامه ی تطبیقی و ریشه شناختی افعال قومی ژرمنی»(نقد) «مقالاتی درباره ی نام شناسی و جغرافیای زبانی»(با همكاری) «ویژگیهای اساسی نحو تطبیقی زبان های هند و ژرمنی »(گردآوری،باهمكاری) «ایرانی ها در نزد لوكیانوس» «پژوهشهایی درباره ی تاریخ و زبان سرمتها»(نقد) «یونانیان و ایرانیان 1. داریوش 2 . افسانه ی اصل و نسب سرمتها» «داریوش ،كسركسس (خشیارشا)،آرتاكسركسس(اردشیر)نام سه تن از پادشاهان ایرانی به زبان یونانی» «زبانهای ایرانی و یونانی در آیین میترا» «نام شناسی تخت جمشید»(نقد) «ورود آناهیتا» «آیا وجود آریاییها در خاور نزدیك یك اسطوره است؟»(نقد) «آیاazi اوستایی به معنای حرص همان aji هندی باستان به معنای نبرد است؟» (sprachwissenschaft,Universitat Klagenfurt,1)«درباره ی واژه ی هند و ژرمنی معادل دختر» «درباره ی بازسازی واژه ی هندو ژرمنی معادل دختر«واژه سازی و ریشه یابی» «قاعده ی لاخمان درباره ی زبان لاتین-یك تجدید نظر»(نقد) «ایران در اوایل حكومت هخامنشیار»(نقد) «آواشناسی تاریخی زبان لاتین در چارچوب زبانهای هندو اروپایی»(نقد) «بحث صرف و آواشناسی زبان لاتین»(نقد) «شلوارهای ایرانی» «كتابنامه ی آثار علمی یولیوس پوكرنی» «كتیبه ی داریوش در سوئز.تلاش برای خواندن قطعه ای فراموش شده» «آخرین زبان هند و ژرمنی»(نقد) درباره اش: «یادداشتی درباره ی زندگینامه ی خود نوشت»

35- یوسف یوسفوویچ پالیوكایتیس در 14 اكتبر 1886 در ورشو متولد شد.در 1913 از انستیتوی زبان های شرقی دانشگاه لازارف فارغ التحصیل گردید.در 1945 با ارائه رساله ای با عنوان راه های ارتباطی افغانستان و اهمیت اقتصادی آن ها، نامزد (دكتر) علوم اقتصادی شد. 1967 موفق به اخذ درجه ی دكتری گردید. 1911 و 1912 در تركیه به تحقیق پرداخت. 1913 و 1914 كارمند بانك استقراضی ایران در پترزبورگ بود و از 1914 تا 1918 در ایران به سر برد. از 1919 تا 1923 كارمند وزارت امور خارجه شوروی،از 1924تا 1938 كارمند وزارت بازرگانی خارجی شوروی،از 1936 تا 1954 استاد انستیتوی شرق شناسی مسكو،از 1954 استاد دانشكده دولتی روابط بین الملل وزارت امور خارجه شوروی و از 1958 رئیس انستیتوی شرق شناسی مسكو بود 1969 به مقام پروفسوری نایل گردید. آثار: اقتصاد ایران تعرفه های جدید گمركی در سین كیانگ (اویغورستان) راه های پیشرفت اقتصادی سین كیانگ مراحل توسعه ی اقتصادی افغانستان اهمیت كالا و بسته بندی آن برای صادرات شوروی به شرق بازتاب بحران اقتصادی جهان بر اقتصاد سین كیانگ صنایع دستی در استان كولجان(باهمكاری) دامپروری در سین كیانگ(باهمكاری) نظام گمركی سین كیانگ چایكاری در ایران برنامه ای پیرامون جغرافیای طبیعی ایران ایران پیشرفت اقتصادی ایران چكیده ی رساله ی علمی پیشرفت اقتصادی ایران(پایان نامه دكتری )


36- مارتین پلسنر در 1900 در بروسلاو (لهستان )به دنیا آمد و سرانجام در 27 نوامبر 1973 درگذشت. وی از1927 تا 1929 به عنوان دستیار روسكا در انستیتوی تحقیقات تاریخی و علوم طبیعی برلین كار كرد. 1933 استادیار مطالعات سامی در دانشگاه فرانكفورت گردید ودر همان سالبرای تدریس در دبیرستان ریلی در شهر حیفا،‌آلمان را به قصد فلسطین ترك كرد . 1945 در مدرسه ی معاعله در بیت المقدس،‌1949 در كتابخانه ی ملی یهود و سپس در كتابخانه ی مدرسه ی مطالعات شرقی دانشگاه عبری كار كرد . 1952مدرس خارجی و 1955 استاد مدرسه ی مطالعات شرقی دانشگاه عبری بود . تحقیقاتی در زمینه ی میراث تاریخی اسلام و تأثیرش بر یهودیت سده های میانه انجام داده و مدتی در هامبورگ در تصحیح كتاب جامعی درباره ی سحر و جادو- كه به غلط به مسلمه بن احمد مجریطی نسبت داده شده بود در حالی كه نگارش آن نزدیك به پنجاه سال دیرتر انجام گرفته -با هلموت ریتر همكاری داشته آثار: فهرست همگانی آثار پروفسور فیشر مطالب تازه درباره ی سرنوشت لوح زمردین اهمیت كشاورزی نبطیه .تلاشی برای بازنگری در كتاب ابن وحشیه(الفلاحة النّبطیه) كتاب بریسون فیثاغورسیان عهد جدید درباره ی اقتصاد و تأثیر آن بر علوم اسلامی(ویرایش ،ترجمه) كیمیاگری اعراب(مسلمانان)در آثار لاتینی مغرب زمین مقاله هایی درباره ی تاریخ منابع اسلامی1. پژوهش هایی در دستنوشته های عربی موجود در استانبول،‌قونیه و دمشق تاریخ علوم در اسلام به عنوان وظیفه ای بر دوش اسلام شناسی جدید درباره ی ترجمه ی عربی كتاب صناعت شعر ارسطو هرمس تریسمگیستوس و علوم عربی(اسلامی) ابن صاعد الاندلسی منجمن و تاریخنگار وكتاب تاریخ علوم او فهرست برداری از نسخ خطی عربی درباره ی طب وعلوم عمره ی سرنوشت ساز حضرت محمد(ص) در ذیعقده ی سال هشتم هجری و آیه ی اول از سوره ی هفدهم مقاله هایی درباره ی تاریخ منابع 2. برخی نگاشته های ابن سینا و فارابی درباره ی روانشناسی و اخلاق ترجمه های اشتاین اشنایدر از زبان عربی به زبان های اروپایی اغاثوذیمون(بت یونانی-مصری) الماس عنبر الانبیق عتمه (صلاة العتمه یانماز مغرب) بلینوس بطلمیوس بیطار بادزهر سنت شرقی نوشته های ارسطو و فارابی در آثار اسپانیایی-عربی هدف فرزانه (ترجمه با همكاری) جابرین حیان جدول فیروزه جابرین حیان و زمان نگارش آثار عربی جابر گبر و جابرین حیان: عبارت معتبری از جابر متعلق به سده ی شانزدهم از اسلام شناسی تا تاریخ علوم كتاب فارابی درباره ی پزشكی ، منبعی ناشناخته كه به تازگی كشف شده است حجر حرم هرمس مقاله هایی درباره ی تاریخ منابع اسلامی4. ساموئل میكلوس اشترن،‌اخوان الصفا و دایرة‌المعارف اسلام مقدمه ی فارابی بر مطالعه ی علم پزشكی شرح یك آزمایش علمی سده ی میانه به زبان عبری كهربا قرقوب(شهری درخوزستان نزدیك شرق) كوثا(شهری قدیمی در عراق) لمك(پدرجوبال مخترع موسقی به روایت تورات) مال معن بن اوس المزنی الماردینی ملك ناموس نیسان ربی رمضان سهرورد تموز تشرین


37- آلكساندر لوویچ پوپوف وی در 31 اوت سال 1888 در ورشو به‌ دنیا آمد. 1913 تحصیلاتش را در رشته فیزیك و ریاضی به‌پایان رسانید. 1917 از دانشكده‌های تاریخ و فلسفه دانشگاه پترزبورگ فارغ‌التحصیل شد. 1935نامزد (دكتر) علوم تاریخ گردید. 1921 و 1922 مدیر بازرگانی دولتی آذربایجان، از 1923 تا 1930 تا 1935 رئیس هیئت كمیته اجرائیه مركزی اتحاد شوروی در امر انتشار اسناد دوران امپریالیسم و از 1935 تا 1943 كارمند علمی انستیتوی تاریخ آكادمی علوم اتحاد شوروی بود. سرانجام در سال 1943 درگذشت. آثار : - مناسبات بین‌الملل در عصر امپریالیسم - پیرامون تاریخ آغاز مناسبات میان دولت‌های روسیه و سیام - برگی از تاریخ سیاست روسیه در ایران - رقابت دولت‌ها در آسیای صغیر پیرامون خطوط آهن - رقابت انگلیس و روس بر سر راه‌های ایران - سیاست بریتانیا در هند و مناسبات روسیه و هندوستان در سال‌های 1897 - 1905 - نخستین گام‌های امپریالیسم روس در خاور دور - روسیه تزاری و ایران در دوران جنگ روس و ژاپن (مقدمه و تدارك امر چاپ) - رقابت انگلیس و روسیه در ایران طی سال‌های 1890- 1906.


38- كورزینسكی خاورشناس قرن دوازدهم هجری كه اهل لهستان و از كشیش های آنجا به شمار رفته و در موقع محاصرۀ اصفهان از طرف افاغنه در آن حدود بوده اوضاع آن زمان را به چشم خود دیده ویادداشت هائی جمع و تألیف نموده و نگارشات خود را ضمن دو جلد در 1142 ، هفت سال بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوی و قتل او بدست اشرف افغان در دورۀ لوئی پانزدهم پادشاه فرانسه به طبع رسانیده و كتاب او به نام «تاریخ آخرین انقلاب های ایران» موسوم است Histoire de la dernieres Rovolutions en perse(1724)



منبع : سایت بنیاد ایرانشناسی
1- آلبركازیمیریسكی در سال 1808 متولد شده سرانجام پس از هفتاد و نه سال عمر در سال 1887 بدرود حیات گفته است. وی اسلام شناس و ایران شناس لهستانی و مترجم قرآن حكیم به فرانسوی تحصیلات خود را در ورشو و دانشگاه برلین در زبان و ادبیات عربی به پایان رسانیده و از 1839 تا 1840 به خاور نزدیك سفر كرده و در دین مقدس اسلام و قرآن كریم به مطالعه پرداخته و با علمای اسلامی معاصرش آشنا شده و از محضر آنان بهره مند شده است. كازیمیرسكی مدتی هم به سمت مترجم سفارت فرانسه به تهران به جانشینی خوچكو منصوب گردیده و در اینجا هم به مطالعه زبان و ادبیات فارسی پرداخته است. آثار مهم: از كارهای مهم او ترجمه قرآن به زبان فرانسه با مقدمه ای از شرح حال حضرت محمد (ص) می باشد. البته تالیفات ارزشمندی دیگری نیز به رشته تحریر درآورده است. این مترجم دانشمند در ترجمه ی قرآن امانت علمی و بلاغت عربی را تا حد امكان رعایت كرده و ترجمه ی او بر ترجمه های فرانسوی دیگر قرآن برتری دارد دیگر از آثار مهم او: فرهنگ عربی- فرانسه در 2 جلد می باشد. كه با وجود فرهنگهای متعددی كه بعداً‌ نگاشته شده بی نظیر می باشد. این فرهنگ حاوی مصادر لغات عربی اشتقاق فصیح و عامیانه ،‌مقررات لهجه های جزایری و مغربی است كه در تألیف آن از فرهنگ فرایتاگ هم كمك گرفته است دیگر از آثارش ترجمه گلستان سعدی به زبان لهستانی،‌1876 منتخبی از دیوان منوچهری، 1876 مكالمه ی فرانسه -فارسی به انضمام دستور مختصر زبان فارسی، 1883 منوچهر شاعر ایرانی قرن یازدهم میلادی، 1887 ترجمه داستان انیس جلیس ازهزارو یك شب

2- تادئوس كوالسكی . وی در 21 ژوئن 1889 در كراكوی متولد شد،سرانجام وی پس از پنجاه و نه سال عمر در پنجم ماه مه 1948، بدرود حیات گفته است. وی از خاورشناسان بزرگ لهستانی بوده كه در ادبیات تركی قدیم و جدید و ادبیات فارسی تخصص داشته است تحصیلات عالیه را در دانشگاههای كراكوی، وین، ستراسبورگ و كیل به پایان رسانده و در سال 1911 به اخذ درجه دكترا در ادبیات از دانشگاه كراكوی نائل گردیده است. كوالسكی كه بیشتر ترك شناس و عرب شناس محسوب می شد به برخی مضامین كلی اسلامی در حماسه های ایرانی توجه داشت وظاهراً از سرچشمه های این آثار در ایران بیش از اسلام غافل بود. وی معروفترین نماینده مكتب فقه اللغه سه زبانه اسلامی بود. كه از 1919 تا زمان مرگ در 1948-با وقفه ای در دوران جنگ فعالیتهای آموزشی خود را با عنوان دانشیار فقه اللغه زبانهای شرقی اسلامی در دانشگاه كراكوی، بعد از مدتی پروفسور فوق العاده می شود. كوالسكی در كراكو درسهایی در زمینه زبان فارسی و ادبیات قدیم ایران می دادند از فعالیتهای دیگر كوالسكی عضویت در انجمنهای علوم و ادبیات لهستان،عضو پیوسته ی همان موسسه (1932) و مدیر كل آن در سال 1939 گردیده همچنین رئیس انجمن خاورشناسان لهستان، عضو محلی علمی عربی دمشق است. آثار: نوشته های كوالسكی به دویست فقره بالغ می گردد و مطالعات و بررسیهای او درباره عرب و ترك و ایران از سه فقره تجاوز می كند. چاپ دیوان قیس بن حاتم، متن و ترجمه ی آلمانی (لاپیزیگ 1914)،‌اسلام و مسیحیت (1929) ، تركی عثمانی در مقدونیه (1926)،لهجه های تركی(1931)، تركها و زبان تركی در شمال شرقی بلغارستان(1933)،‌مطالعات درباره ی زبان تركی عثمانی قدمیم(1932-34)،ترجمه غزلهای حافظ به زبان لهستانی(1957)، علوم شرقی در لهستان،تأثیر زبان شرقی در زبان لهستانی مطالعات فارسی كوالسكی : مقاله تحقیقی درباره ی حكیم عمر خیام نیشابوری(1936)، مطالعات درباره ی شاهنامه فردوسی در دو جلد (1925-53) تبصره-بررسیهای خاورشناس مزبور درباره ی عرب و ترك و ایران از صد فقره تجاوز میكند . دیگر از آثار او ترجمه دیوان كعب بن زهیر می باشد كه پس ازمرگش فریتز كرنكو (1872-1935) خاورشناس آلمانی آن را با مقدمه ای انتشار داد.

3- تادؤس لویسكی خاورشناس لهستانی می باشد. لویسكی تحصیلات عالیه خود را در موسسه فقه اللغات شرقی در دانشگاه (جاجیلونیا) در كراكوی، به اتمام رسانده است. وی ریاست مطالعات تركی همین دانشگاه را عهده دار می باشد. آثار: آثار با ارزشی از این استاد عالیقدر به یادگار مانده است. امثال و گفتارهای ملی قراقوروم(1947)،رویاهایی از قوروم(مجله خاورشناسی 1939 -49) ، افسانه هاو عادات قوروم (1950)،كتاب المشرفی تركیا الحدیثه(1950)، بیان الادب التركمانی(1952)،دو فیلسوف آسیای وسطی:فارابی و بیرونی (مجله ی خاورشناسی ،1952)،التعریف بتركیا فی القوروم (مجله ی خاورشناسی ، 1955) ،در راه مطالعه علم الاجناس نزد قفقازیها (مجله ی مزبور 1956)زندگینامه كوالسكی تادئوس(سالنامه خاورشناسی، 1951-52)


4- فرانسی سك ماخالسكی از ایران شناسان و هند شناسان و اسلام شناسان نامدار لهستانی بوده، كه در شهر برادوك از توابع ایالات متحده امریكا پا به عرصه وجود نهاده است. تحصیلات عالیه خود را در دانشگاه ژان كازیمیر در شهر لووو به پایان رسانده است. وی در زبانهای فارسی ،عربی،تركی،فرانسه،انگلیسی......تسلط داشته و به همین زبانهای كتاب و مقاله نوشته،مشارالیه با عنوان رئیس مطالعات فارسی در مدرسه زبانهای شرقی لهستان ،استاد دانشگاه (ژاكلون) در شهر كراكوی به فعالیت اشتغال داشته است. این دانشمند برای مطالعه در رشته خود به ایران ، شوروی، لبنان،دانمارك.....سفر كرده و كنفرانسهای علمی جالبی ایراد كرده است. وی عضو پیشین انجمن لهستانی مطالعات ایرانی در تهران، بود. او كه نخستین محقق لهستانی بود كه فارسی محاوره ای را در ایران آموخته بود، كار خود را یكسره پژوهشهای ایرانی قرار داد. از بركت كوششهای او، جریان مداوم رهایی مطالعات ایرانی از وابستگی آغاز شد. وجهه نظر ایرانشناسانه صرف ماخالسكی و سنت زبان شناسی هند و ایرانی كه در دانشگاه كراكو رونق داشت، هر دو در پیدایش بخش مطالعات ایرانی دانشگاه كراكو به صورت امروزی، كه هم شامل زبانشناسان است و هم شامل محققان ادبیات، دخالت داشته اند. پروفسور ماخالسكی كتابهای متعددی به رشته تحریر درآورده است. همچنین ماخالسكی به حماسه فردوسی پرداخت و گذشته از ترجمه قسمتهایی از آن رساله كوتاهی در این باره نوشت.


5- آرمی نیوس وامبری در 19 مارس 1832 در یكی از دهكده های كرانه رود دانوب متولد شده است. سرانجام پس از 82 سال عمر در 15 سپتامبر 1913 در بوداپست بدرود حیات گفته است. یكی از با پشتكارترین جهانگردان و كاشفان لهستانی بوده، كه این كاشف در میان صحراهای خطرناك در نقاط صعب العبور آسیای مركزی گذشته و در دیگر كشورهای آسیایی به صورت یك درویش ناشناخته به سیاحت پرداخته تا كسی او را نشناسد و مبادا جانش به خطر بیفتد. تحصیلات: وامبری در 12 سالگی در مدرسه كوچكی دهكده تحصیل می كرد و از آغاز جوانی برای فراگیری زبانهای مختلف در دانشگاه بوداپست از جمله مجاری، لاتینی، فرانسه، انگلیسی و آلمانی استعداد فوق العاده ابراز كرد. سفر اسالامبول: وامبری در بیست سالگی به اسلامبول سفر كرد و در آنجا به تدریس زبانهای اروپایی پرداخت. ضمناً نزدیك به بیست لهجه و زبان شرقی آشنایی پیدا كرد از جمله آن ایغوری، ازبكی، جغتایی، و غیر اینها. با مساعدت یكی از دوستان تركش به تابعیت دولت عثمانی درآمد و به سمت دبیر فوآد پاشا منصوب شد. شش سال در اسلامبول ماند و در این مدت یك فرهنگ تركی به آلمانی و چند كتاب دیگر درباره زبان شناسی منتشر ساخت. از نظر علاقه وافری كه به ادبیات شرقی داشت لذا داستانهای عامیانه آسیایی را جمع كرد و انتشار داد و در كشور عثمانی به قدری محبوبیت پیدا كرد كه به او رشید افندی نام نهادند. جهانگردی وامبری: وامبری علاقه دیگری هم داشت و آن جهانگردی در آسیای مركزی بود. از این رو در 27 سالگی سفر خود را آغاز كرد، و به مكه، تهران و اسلامبول سفرهایی انجام داد. مشارالیه در سال 1865 به عنوان پروفسور زبانهای شرقی در دانشگاه بوداپست به تدریس پرداخت، وی در 1876 به سمت عضو انجمن علوم مجارستان انتخاب شد. از آنجایی كه این جهانگرد مشهور به زبانهای فارسی ،‌عربی،‌هندی،‌پارسی قدیم تاتاری،‌تركستانی و تركی عثمانی تسلط داشت لذا با علمای مشرق زمین تماس دایمی برقرار كرد و به منظور تكمیل معلوماتش در فواصل معین به اسلامبول سفر می كرد، و در سالهای بد مشاور سلطان عبدالحمید پادشاه عثمانی گردید. وامبری در نتیجه فضائل علمی و ادبی سیاحتهای پرماجرایش در انگلستان مورد توجه شاهزاده ویلز و ادوارد پادشاه انگلستان مورد توجه شاهزاده ویلز و ادوارد پادشاه انگلستان واقع شد و نشان ویكتوریا به او تقدیم گردید.فضلای انگلیسی هم با خواندن كتابها و استماع سخنرانیهایش و نیز مكاتبه با وی مادام العمر قدرشناس او بودند. آثار: نوشته های او بسیار است.و مهمترین آنها عبارتند از: 1. مسافرتها در آسیای مركزی 443 صفحه 1864 2. درویش دروغین 1865 تبصره -این كتاب به سیزده زبان ترجمه شده و آقای فتحعلی خواجه نوریان آن را از روی ترجمه فرانسویش به فارسی برگردانده و در سال 1343 به هزینه ی بنگاه ترجمه و نشر كتاب در تهران انتشار یافته است. این كتاب دارای تصاویر جالبی می باشد ترجمه ی آلمانی آن هم از نظر چاپ مرغوب و عكسهای آن جالب در خور توجه می باشد. 3. سیاحتهای من و حوادث در ایران،‌364 صفحه ،‌1867 4. تاریخ بخارا از قدیمترین ادوار تا عصر حاضر، 2 جلد ، 1873 5. مسافرت در آسیای وسطی از تهران به سوی بیابانهای تركستان از سواحل بحر خزر به سوی خیوه و بخارا و سمرقند ، 352 صفحه ،‌1865 6. فرهنگ اشتقاقی زبانهای تركی و تاتاری ،‌228 صفحه ،‌1878 7. فرهنگ جیبی آلمای به تركی، 1858 8. اسلام در قرن نوزدهم ؛‌یك مطالعه تاریخی از نظر فرهنگ و تمدن ،‌322 صفحه ،‌1875 9. طرحهایی از آسیای وسطی،‌444صفحه ،‌1868 10. آداب و رسوم در ممالك مشرق زمین ،‌1876 11. زندگینامه وامبری آرمی نیوس و حوادث آن،‌لندن 1914 12. سیاحتهای من و خاطرات در ایران ،‌1867 13. زبانهای تركمنها،‌مندرج در اساس فقه الغه ایرانی،‌ج33-387- 444،‌ 1879 14. مسافرتهای درویش دروغین در آسیای وسطی ،‌پاریس،‌1863، 402 صفحه

6- الكساندر خوچكووا از خاورشناسان معروف لهستانی در قرن نوزدهم و مسافر مشرق زمین بوده كه به مطالعات ایرانی در كشور لهستان رونق بسزا داده است. وی در سال 1824 در فرانسه اقامت گزیده است. در همان اوان به عنوان خاورشناس شهرت یافته است. چند سال هم به سمت مترجم سفارت فرانسه در تهران خدمت كرده، و در مراجعت به پاریس به سمت استاد كولژدوفرانس منصوب شده و تا پایان عمرش در همین سمت باقی بوده است. ایشان نخستین كسی است كه درباره ادبیات عامیانه و اقتصادیات كشور ایران به تحقیق و مطالعه پرداخته و آثار متعددی در این رابطه به یادگار گذارده است.كه مهمترین آنها عبارتند از: 1. نمونه ای ازاشعار عامیانه فارسی، (پاریس1842) ترحمه به فارسی به وسیله ژرژ ساندو ترجمه به آلمانی به وسیله ولف 2. تربیت كرم ابریشم در ایران، (پاریس1844) 3. تآتر در ایران، (مجله مستقل، پاریس 1844) 4. یادداشتهایی كه هنگام بر تخت نشستن محمد شاه قاجار در همان محل تنظیم شده است(لاترییون دوپویل، 1848) 5.گیلان ومردابهای بحرخزر،(پاریس 1850) 6. مسافرتی ازتهران تاسواحل بحر خزر به همراه سرهانری راولین سونف (نوول آنالده ویاژ1850) 7. خراسان و پهلوان ملی آن،(پاریس1852) 8. صنعت نوغان در ایران ، مجله ی شرق، مجله نوغان(ماگازن پیتورسك، پاریس 1854) 9. جنگ شهادت ،(پاریس 1855) 10. شهرهرات و پیدایش آن،(مجله ی شرق 1856) 11. عشقهای یكی از پریان،داستان بزرگی كه از فارسی ترجمه شده لومونیتور اونیورسل، پارس 1856) 12. دستور زبان فارسی ،چاپ اول،پاریس 1852.

7- یان رایش من در تاریخ 19 فوریه 1910 در ورشو به دنیا آمده است. وی اسلام شناس و ترك شناس لهستانی تحصیلات عالیه خود را در موسسه شرق شناسی ورشو و دانشكده ادبیات دانشگاه ورشو با درجه لیسانس در ادبیات به پایان رسانیده (1935) و در همین سال به اخذ دیپلم موسسه شرق شناسی نائل گردیده است. وی در سال 1948درجه دكترا در موضوع مطالعات خاورشناسی دریافت داشته است. مشاغل: دكتر اریش من در سال 1945 دانشیار مطالعات شرقی در دانشگاه ورشو گردیده و بعدها در 1955به درجه استادی دانشگاه مزبور رسید. ضمناً ریاست شركت لهستانی مطالعات شرقی و سردبیری مجله لهستانی و ریاست شورای موسسه خاوری دانشگاه ورشو را عهده دار بود. دانشمند مزبور در سال 1969 به عضویت كمیته بررسیهای شرقی فرهنگستان علوم لهستان درآمده است. آثار: آثار ارزشمندی نیز در زمینه زبانهای شرقی و تاریخ به رشته تحریر درآورده است. 1. آموزش و شناخت زبانهای شرقی در لهستان از قرن هجدهم به بعد (1950) 2. محمد(ص) و جهان اسلام، 1958 3. زندگی لهستانی ها دراستانبول در قرن هجدهم، 1959 4. مشرق زمین در تمدن لهستانی قرن علم و دانش ، 1964 5. از برج بابل تا زبان شناسی مقایسه ای ،‌1969 6. مسافران لهستانی به خاورنزدیك در قرن نوزدهم،‌1970 7.تاریخ تركیه، 1971 8. آثار الاسلامیه فی بولونیا(به زبان عربی 1958) تبصره -هفت كتاب آقای رایش من به زبان لهستانی است.

8- شارل رویچسكی در چهارم نوامبر 1736 در (رویس نی) واقع در هنگری قدیم، كه امروز اسلواكی نام دارد به دنیا آمده،سرانجام پس از پنجاه و هفت سال عمر در 1793 در لندن بدرود حیات گفته است. وی از ایران شناسان مشهور لهستانی در قرن هجدهم بوده وی تحصیلات خود را در فرهنگستان علوم شرقی وین در رشته زبانهای فارسی، عربی و تركی به پایان رسانیده، و پس از آن به عنوان وابسته سفارت اتریش در اسلامبول مامور شده، ضمناً فارسی را هم در آنجا تكمیل كرده به طوری كه اشعار حافظ را به خوبی ترجمه كرده است. رویچسكی به عنوان سفیر ورشو در دربار انگلستان مامور شده ودر آنجا با ایران شناسان مشهور ویلیام جونز آشنا شده و از معلومات او بهره مند گردیده و باعث تسلط او به زبان تركی شده است. زبان دانی: البته به زبانهای دیگری همچون فارسی، عربی، فرانسه، انگلیسی، آلمانی، روسی و پرتغالی مسلط بوده است. آثار: ایران شناس مزبور آثار متعددی در زمینه ادبیات ایران انتشار داده و اروپاییان را با عارف نامور ایرانی خواجه شمس الدین حافظ شیرازی آشنا كرد. دیگر از آثار او «نمونه ای از اشعار آسیایی » چاپ وین 1771 بود كه با انتشار آ» مردم اروپا را با اشعار شرقی آشنا ساخت دو دیگر از آثار او «دستور زبان تركی» است كه ترك شناسان در تعلیم زبان تركی از آن استفاده می كنند. و دیگر مكاتباتی به زبان تركی بین رویچسكی می باشد كه پروفسور رایش من خاورشناس لهستانی آن را در مجله ی «آكتا اوریانتالیا» در ورشو به چاپ رسانده است. تبصره-این مجله به زبانهای فرانسه،‌انگلیسی و آلمانی انتشار می یابد. دانشمندان لهستانی همواره از ایارن شناس عالیقدرشان خشنودند به خصوص كه در فراهم آوردن مجموعه نفیسی كه چارتوریسكی از باسمه های شرقی سهم بزرگی داراست ،‌كه در حال حاضر برای بررسی دانشمندان ذینفع در موزه ورشو نگهداری می شود

9- آنا نیاز زاجازكوفسكی در 12 نوامبر 1903 در ویلنو از توابع لهستان پا به عرصه وجود نهاده است. وی از ایران شناسان و ترك شناسان لهستانی و متخصص در زبانهای اورالی،آلتایی، تركی و مغولی بوده تحصیلات وی در دانشكده فلسفه و مطالعات شرقی بوده و زبان شناسی خاورنزدیك و میانه را در دانشگاه كراكوی فرا گرفته و به اخذ درجه دكترا از دانشگاه مزبور نائل گردیده است. ایران شناس مزبور در سال 1932 به سمت پروفسور در دانشگاه ورشو و استاد فقه اسلامی و مدیر بخش خاور نزدیك و میانه در دانشگاه تركیه بوده است. مشارالیه در فرهنگستان مطالعات شرقی و انجمن زبان شناسی تركیه و گروه تحقیقات ملی یونسكو عضویت داشته و فعالیت می كرده، و همچنین عضو فرهنگستان علوم لهستان و رئیس كمیته ی مطالعات شرقی و مدیر مركز مطالعات شرقی همین فرهنگستان و عضو افتخاری انجمن زبان شناسان در تركیه و عضو انجمن های دیگر بین المللی و رئیس گروه تحقیقات ملی یونسكو در هلستان و سردبیر سالنامه خاورشناسی ورشو میباشد. وی همچنین دارنده نشان سپاس درجه دوم و مدال فردوسی و مدال ابن سینا و مدال خواجه نصیرالدین طوسی از دولت ایران و جایزه دولتی لهستان در 1955 می باشد.آثار او بالغ بر 280 جلدو 1925 تا 1964در رابطه با ایران و ادبیات ملت ترك به طبع رسیده است. آثار : 1. مطالعات آینده برای ایران و همسایگانش 2. مسأله ی دریافت ادبیات ایرانی در ادبیات ملت ترك 3. ترجمه ی تركی آناتولی كلیله و دمنه از روی ترجمه فارسی ابوالمعالی نصر الله منشی غزنوی كراكوی،‌1934 4. ترجمه بسیار قدیمی تركی حكایات گزیده فارسی مرزبان نامه ، (مجله ی بین المللی فرهنگستان علوم و ادبیات لهستان،‌كراكوی 1947، شماره 7-10) 5. ترجمه بسیار قدیمی تركی خسرو شیرین نظامی(ورشو،‌1958،‌ج اول-3) 6. منظومه ایرانی خسرو و شیرین ، ترجمه ی تركی عثمانی شیخی ،‌ورشو 1963 7. ترجمه تركی شاهنامه از مصر دوره ممالیك،ورشو 1964 8. ترجمه ادبیات ایرانی یا مطالعات درباره ی شعرای بزرگ و دانشمندان ایرانی و غیره 9. غزلیات خواجه شمس الدین حافظ شیرازی به زبان لهستانی 10. ترجمه شصت غزل منتخب حافظ شیرازی به زبان لهستانی با مقدمه تفسیری و غیره ،‌ورشو،‌1957 11. مقاله سعدی در دایرة المعارف معاصر لهستانی،‌ورشو، 1958 12.رباعیات ابن سینا،‌ترجمه به زبان لهستانی با متن فارسی،‌ورشو ، 1952 13. آثار ابن سینا در لهستان در ارتباط با كنگره تهران،‌ورشو، 1954-1956 14. آدام مسكیه ویچ و شرق :تأثیر ادبیات فارسی در وی ،‌كنفرانس ایراد شده در دانشگاه آنقوره به تاریخ 25 نوامبر 1955 به مناسبت صدمین سال مرگ شاعر بزرگ لهستانی 15. مقالات متعدد درباره ی ادبیات فارسی و شاعران و نویسندگان خاورنزدیك در دایرة‌ المعارف بزرگ لهستانی درج شده و زیر چاپ می باشد.

10- بوگدان اسكلادانك 21 اوت سال 1931، در ورشو به دنیا آمد. وی متخصص در نظام‌های مذهبی و فلسفی شرق، جنبش‌های سیاسی و اجتماعی ایران و افغانستان بوده است. در سال 1951 وارد دانشگاه ورشو شد و به مطالعه زبان‌شناسی شرقی (زبان‌های فارسی، عربی و تركی) در انستیتوی شرق‌شناسی آن دانشگاه پرداخت و سپس با ارائه رساله‌ای با عنوان ملی شدن نفت ایران در پرتو كمیسیون ویژه نفت مجلس، فوق لیسانس گرفت. همچنین با دریافت بورس از انستیتوی یاد شده،. در دانشگاه لنینگراد و دانشگاه تهران به تحقیق پیرامون مشكلات زمین‌های فئودالی و نهضت‌های استقلال‌طلبانه، در ارتباط با موقعیت اقتصادی ایران پرداخت. در 1965 ضمن ارائه رساله‌ای با عنوان شكل قدرت‌های فئودالی در ایران از آغاز تا دوره تهاجم سلاجقه موفق به دریافت درجه دكتری از دانشگاه ورشو گردید. سال 1976 به‌عنوان معاون شعبه انجمن شرق‌شناسی لهستان در شهر ورشو انتخاب گردید. در سال 1969 از سوی كنگره این انجمن به عضویت در هیئت رئیسه انجمن و در 1971 به سمت خزانه‌دار آن برگزیده شد. در 1980 دانشیار و در 1985 مدیر انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو گردید. اسكلادانك بنیانگذار مدرسه ایران‌شناسی ورشو و استاد راهنمای رشته تاریخ ایران در انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو و عهده‌دار كلاس درس اسلام‌شناسی برای دانشجویان گروه آموزشی شرق میانه بوده است. آثار : - رئوس مطالب قانون اسلامی، اثر فیضی ( نقد و بررسی) - ایران 1951- 1953، نفت، ملی‌گرایی، امپریالیسم ( نقد و بررسی) - ایران كنونی، كتاب راهنما (نقد و بررسی) - تاریخ جهانگشای جوینی، ترجمه بویل ( نقد و بررسی) - ایران در 1951- 1953 ( نقد و بررسی) - مزدك ( نقد و بررسی) - ناصرخسرو و اسماعیلیه ( نقد و بررسی) - قیام خوارج ،‌ حمزه خارجی در سیستان - سلطان‌نشین دهلی، اثر اشرفیان ( نقد و بررسی) - اسناد تاریخی،دو جنگ مقدس در شرق نزدیك - اسناد تاریخی، سرزمین‌های اسلامی - اسناد تاریخی، كتابچه راهنمای نشانه‌ها - مسئله تاریخ و ادبیات كشورهای ماوراء شرق ( نقد و بررسی) - مقدمه‌ای بر فقه‌اللغه ایرانی ( نقد و بررسی) - كشاورزی و مناسبات ارضی در ایران طی سده‌های 12- 14 ( نقد و بررسی) - ایران در روزگار ساسانیان ( نقد و بررسی) - پیرامون یادداشت‌های روزانه سرهنگ كاساكوفسكی در تهران ( نقد و بررسی) - كنفرانس زبان‌شناسی ایرانی در لنینگراد - امثال و حكم فارسی ( نقد و بررسی) - شكل مالكیت فئودالی در سرزمین‌های اسلامی - به مناسبت شصتمین سالروز تولد آنانیاس زایونكوفسكی - ساختار مالكیت زمین در ایران - سالگرد یك محقق - كردستان و مسئله اكراد ( نقد و بررسی) - تاریخ مردم تاجیك ( نقد و بررسی) - مناقشه‌های ایران ( ویرایش) - درباره فلسفه و دین اسلام - روایت مجعول اسماعیلی - معتقدات قرقیزها - آیا خلیفه هارون‌الرشید به حمزه خارجی سیستانی نامه نوشته بود؟ - مسائل لهجه‌شناسی ایرانی در تاجیكستان - دستور زبان فارسی - تاریخ مسعودی - آبادی‌های گرجستان در عصر صدر اسلام ( تا سده یازدهم میلادی) - مجموعه نسخه‌های خطی شرقی در فرهنگستان علوم جمهوری شوروی ازبكستان ( نقد و بررسی) - ساختار سیادت ایرانیان - تاجیكستان در ادبیات خارجی سال‌های 1961- 1965( نقد و بررسی) - فهرست دستنویس آونز از نسخه‌های خطی فارسی - مناسبات ارضی در شرق ارمنستان طی سده‌های 16 و 17( نقد و بررسی) - ابن سینا - سیاست خارجی و روابط درون سلسله‌ای در عصر صفاریان - طرح كلی ساختار حكومتی ایران - ابن سینا تجدید حیات ایرانی


11- وایتسیخ اسكالموفسكی سال 1933 در شهر پوزنان لهستان به دنیا آمد. وی تحصیلاتش را از 1951 تا 1956 در دانشگاه یاگیلویی (واقع در شهر كراكوف لهستان) در رشته زبان‌شناسی شرقی و از 1956 تا 1958 در دانشگاه هومبولت برلین در رشته زبان‌شناسی ایرانی زیر نظر استادانی چون یونكر و علوی گذراند. سپس از 1959 تا 1960 به تحقیق پیرامون رساله دكتری خود با عنوان تحقیقات آماری - كمی زبانی در زمینه چگونگی تكامل زبان فارسی پرداخت و به اخذ درجه دكتری از دانشگاه هومبولت برلین نائل آمد. در 1962 از دانشگاه یاگیلویی درجه دكتری دریافت كرد. از ژانویه تا ژوئن 1968 با استفاده از بورس تحصیلی دولت ایران مطالعات فوق دكتری خود را در دانشگاه تهران به پایان رساند. از 1960 تا 1968 به‌عنوان استادیار در بخش زبان‌شناسی عمومی دانشگاه یاگیلویی به تدریس پرداخت. در 1968 و 1969 مدرس زبان فارسی و لهستانی و عضو تحقیقاتی انستیتوی زبان‌شناسی دانشگاه لوون بلژیك بود. در 1969 و 1970 به‌عنوان استاد میهمان در انستیتوی مطالعات خاورمیانه دانشگاه هاروارد آمریكا به خدمت اشتغال داشته است. از 1977 به بعد استادی بخش مطالعات شرقی و اسلاوی دانشگاه لوون بلژیك و تدریس زبان‌های قدیم و جدید ایرانی، ادبیات لهستان و زبان‌شناسی نظری را عهده‌دار بوده است. آثار ارزنده ای نیز در زمینه تحقیقاتش به رشته تحریر درآورده است. آثار : - وضعیت كنونی تحقیق درباره زبان پارتی - نمونه آماری ارتباط زبانی و برخی از پارامترهای زبان فارسی نو - مقاله‌ای درباره آمار وام واژه‌های عربی در فارسی نو - ترجمه‌های لهستانی آثار حافظ در پرتو قانون [زبان‌شناسی] زیپف - ماندل برت - تحقیقات آماری زبانی در زمینه چگونگی تكامل زبان فارسی - درباره برخی ویژگی‌های بارز آماری درباره گسترش زبان فارسی - رساله پهلوی یادگار بزرگمهر - یادداشتی درباره توزیع ریشه‌های فعلی عربی - یادداشتی درباره وام واژه‌های فارسی و عربی در زبان پشتو - وضعیت تحقیق درباره زبان‌های ایرانی میانه - ساختار گروه اسمی در زبان فارسی - اسم در زبان پارتی - ساختار ارگتیو ( فاعل فعل لازم) در زبان پشتو - ساختار فعل متعدی در زبان‌های پامیری و دردی - دو داستان به لهجه افریدی از مجموعه آندرئاس - ترجمه‌های اكدی و عیلامی صورت‌های غیرصرفی فارسی باستان - ضرب‌المثل‌های افریدی به‌یادگار مانده از آندرئاس - اصطلاحات خویشاوندی در لهجه افریدی بر پایه یادداشت‌های آندرئاس - یادداشت‌هایی درباره غزلیات سعدی و حافظ - داستانی افریدی در میان یادداشت‌های آندرئاس - معنی غزل فارسی - ساخت ارگتیو (فاعل فعل لازم) در زبان‌های ایرانی - زبان‌های دردی و ایرانی نو - سوژه " ناكفری " در شعر حافظ ( انتقاد از نهادهای محترم در شعر حافظ)، OLPف ج 12، 1981 - سوژه‌های ایرانی باستانی در غزلیات حافظ،‌ Ac.Ir ، ج 24، 1984 - یادداشت‌هایی درباره واژه " دولت" در دیوان حافظ، Fo، ج 22، 1981 و 1984 - حافظ و شكسپیر : مواجهه


12- ماریا اسكادانكووا از اهالی لهستان در رشته زبان‌شناسی زبان‌های تركی، فارسی و عربی در انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو تحصیل كرد. پس از دریافت درجه فوق لیسانس به استخدام انستیتوی شرق‌شناسی درآمد و در 1964 دوره دكتری خود را در همانجا گذراند. با استفاده از بورس تحقیقاتی به ایران آمد و به مدت یكسال در دانشگاه تهران به تحقیق پرداخت. در 1981 دانشیار انستیتوی شرق‌شناسی دانشگاه ورشو گردید. خانم اسكادانكووا متخصص ادب و فرهنگ ایران می‌باشد و با كمك همسرش پروفسور بوگدان اسكادانك مدرسه ایران‌شناسی ورشو را تأسیس كرده است. آثار وی در زمینه فرهنگ ایران‌زمین و نظام‌های فلسفی و دینی شرق است. در 1987 به نگارش كتابی درباره تاریخ اعتقادات دینی ایرانی پرداخت. آثار : - زرتشت و مغانشرق و غرب، Ac.Ir ، ج 25، 1985.


13- ویكتور آپتوویتزر متولد سال 1871، در شهر تارنوپل گالیسیا (لهستان) به دنیا آمد. وی در دانشگاه و مدرسه دینی یهودیان وین تحصیل كرد. از 1909 تا 1938 در مدرسه دینی یهودیان وین به تدریس فلسفه دینی و تفسیر تورات مشغول بود. از 1919 تا 1938 در دانشكده تربیت معلم یهودیان وین تلمود را تدریس می‌كرد. از 1938 در بیت‌المقدس اقامت گزید. تألیفاتی در زمینه رابطه متون ارمنی و سوری دارد. سرانجام در سال 1942 چشم از جهان فروبست. آثار : - نهرهای بهشتی در قرآن - نظریه‌های آفرینش یهودی- اسلامی

14- یوزف بیلاوسكی استاد تاریخ اسلام و ادبیات عرب در دانشگاه ورشو. او به زبان عربی تسلط داشته و به زبان فارسی نیز آشنایی مختصری دارد.ایشان پیش از سال 1968 و هنگامی كه رشته ایران شناسی جزو بخش ترك شناسی بود، دروس دستور زبان و متون فارسی را تدریس می كرد. وی مترجم قرآن كریم به زبان لهستانی است.

15- آندره پیسوویچ متولد سال 1940 و دارای درجه فوق دكتری در رشته ایران شناسی و زبان فارسی و دكتری زبان ارمنی می باشند. وی همچنین معاون بخش شرق شناسی دانشگاه یاگیلونسكی كراكف و رئیس دانشكده ایران شناسی است. دكتر پیسوویچ به مدت 28 سال است كه دروس زبان شناسی و دستور زبان فارسی و مطالعات ایران پژوهی را تدریس می كنند. كتاب آموزش فارسی كه ایشان به زبان لهستانی برای نوآموزان فارسی آموز نوشته اند، اخیراً اصلاح و ویرایش شده و با صورت جدیدی آراسته و به طبع رسیده است. این كتاب در سال اول تحصیلی تدریس می شود. پیسوویچ همچنین از بورس تحصیلی زبان ارمنی در هلند در سال تحصیلی 93-1992 استفاده كرده اند و همچنان به تدریس و آموزش و مدیریت در بخش شرق شناسی و ایران شناسی دانشگاه یاگیلونسكی كراكف ادامه می دهند.

16- دكتر باربارا منكارسكا دارای درجه دكتری در رشته ایران شناسی بوده و در سال 1355 به مدت یك سال از بورس رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه مشهد برخوردار بوده است. ایشان متولد سال 1942 است و 25 سال سابقه تدریس دارند و دروس دستور زبان فارسی، تاریخ ادبیات، تاریخ زبان اوستایی و فارسی باستان را تدریس می كنند. خانم منكارسكا رساله دكتری خود را درباره زبان فارسی كلاسیك انتخاب كرده است.

17- دكتر آنا كراسناولسكا ایران شناس متولد سال 1949بوده، وی دارای دكترای ایران شناسی در رشته زبان و ادبیات فارسی و حدود 23 سال سابقه تدریس در دروس ادبیات فارسی، تاریخ ادبیات، فرهنگ ایران و مردم شناسی ایران دارد. خانم كراسناولسكا به اتفاق خانم دكتر منكارسكا دو سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به مدت یك سال بورسیه رشته زبان و ادبیات فارسی در دانشگاه مشهد بوده اند. رساله دكتری خانم كراسناولسكا درباره ساختار اساطیری شاهنامه نوشته شده است. این را نیز باید درباره خانم كراسنا ولسكا افزود كه ایشان در سال 1371 به مدت یك ماه در ایران بسربرده و در دانشگاه تهران به مطالعه و بررسی متون فارسی مشغول بوده اند.

18- خانم ماچیوشاك دارای فوق لیسانس ایران شناسی بوده در سال 1991 فارغ التحصیل گردیده اند. در پی موافقت وزارت فرهنگ و آموزش عالی كشورمان، ایشان بورس 9 ماهه زبان و ادبیات فارسی در سال تحصیلی 73-1372 را بدست آوردند. وی در رشته زبان شناسی نیز مطالعاتی صورت داده و دارای 4 سال سابقه تدریس در بخش ایران شناسی دانشگاههای لهستان می باشد. از آن جا كه زمینه تدریس خانم ماچیوشاك بیشتر دستور زبان فارسی است. تالیف مهم او هم درباره مشخصات لغات زبان فارسی با در نظر گرفتن واژه های میهنی است. این اثر كه رساله فوق لیسانس خانم ماچیوشاك است. در سال 1991، از سوی انستیتوی شرق شناسی كراكف شرق شناسی كراكف در 199 صفحه انتشار یافت.

19- یولا شراکوفسکا - وی فوق لیسانس ایران شناسی خود را در سال 1977 و دكتری خود را در سال 1985 با موضوع ‹‹ محمد داود و تاریخ معاصر افغانستان›› نوشته است. شراكوفسكا كه 18 سال سابقه تدریس داشته و متاهل و دارای دو فرزند است، در سال 1976 به مدت یك سال در كشور افغانستان اقامت گزید و در آن سال به مدت دو هفته نیز به ایران سفر كرد. ایشان دروس تاریخ افغانستان، تاریخ معاصر ایران، جغرافیای ایران و افغانستان و دستور زبان فارسی را در دانشكده های ایران شناسی لهستان آموزش می دهند.


20- كاوره پوررهنما ، مدرس گروه مطالعات ایرانی در دانشگاه ورشو است. وی از سال 1976 با این دانشگاه همكاری می نماید. تحصیلات: كارشناسی ارشد، تئاتر،‌دانشگاه صوفیا، 1963-1959 2. كارشناسی ارشد دانشكده فیلم،‌دانشگاه لدز 1971-1966 استاد پوررهنما ایران شناس دارای مدرك فوق لیسانس كارگردانی سینما هستند، در دوران جوانی از ایران خارج و در كشورهای بلغارستان و لهستان ساكن شده اند و حدود 27 سال است كه در لهستان ساكن اند. همسر ایشان خانم ایزابلا پوروهنما لهستانی و از فارغ التحصیلان دانشكده ایران شناسی و از اساتید این دانشكده هستند. آقای پوررهنما 20 سال سابقه تدریس در دروس رشته ایران شناسی را دارند، و تدریس مكالمه فارسی و آموزش زبان مطبوعاتی و اداری بر عهده ایشان است. وی سه جلد كتاب آموزش زبان فارسی تالیف كرده كه جلد دوم آن درباره زبان مطبوعاتی با همكاری خانم مونیكا حفیلچینسكا تهیه شده است. جلد سوم كتاب درباره موضوعات فلسفی و اخلاقی بوده و جلد چهارم كه با همكاری آقای آرتور اوژخ تهیه شده در خصوص زبان فنی و اداری است. آقای پوررهنما درباره فردوسی كتابی در سال 1990 نشر داده است. حوزه های مطالعاتی: 1. زبان فارسی 2. تدریس زبان فارسی 3. فرهنگ، زبان و مردم شناسی ایران 4. ادبیات فارسی رهنما به زبان های فارسی،‌بلغاری و لهستانی تسلط دارد و دوره های آموزشی را به زبان فارسی برگزار می كند. آثار: الف كتاب: 1. میترا ، 1988 2. فرهنگ ایران، 1978 3. زبان و ادبیات فارسی، 1997 ب. مقاله 1. روابط فرهنگی ایران و لهستان از دیدگاه ایرانی ها، مجله (Orez Perski indeuropejski) ، ش XVI-XIX- 2000، صص 85-80 2. مرگ مهاجرین، در حال تدوین نشانی www.orient.uw.edu.p1/en/iranistyka/faculty.htm1

21- آرتوراوژخ در 1989 موفق به دریافت مدرك فوق لیسانس ایران شناسی شده و در سال 1994 رساله دكتری خود را درباره گشتاسب نامه به پایان آورده است. آقای اوژخ 6 سال سابقه تدریس در دانشكده ایران شناسی ورشو دارد و دروس مكالمه فارسی و شعر فارسی را تدریس می كند. وی در تدریس كتابهای آزفا(آموزش زبان فارسی) كه از سوی وزارت فرهنگ و آموزش عالی كشورمان تهیه شده، تبحر فوق العاده ای كسب كرده است.


22- رضا رویان ایرانی الاصل بوده و دارای مدرك فوق لیسانس بیولوژی است. همسر ایشان لهستانی الاصل و از فارغ التحصیلان دانشكده ایران شناسی ورشو است. آقای رویان حدود 11 سال است كه در لهستان ساكن و حدود 7 سال است كه در دانشكده ایران شناسی ورشو هفته ای 4 ساعت مكالمه فارسی تدریس می كند. او همچنین موفق به دریافت دكتری در رشته میكروبیولوژی شده است.

23- زوفیا جوزفوویچ ژاباك - ایشان در زمان جنگ جهانی دوم مدتی در ایران اقامت داشته اند. از این رو، به مكالمه فارسی كاملا مسلط هستند و كتاب نظم ونثر معاصر فارسی را كه جزو كتابهای درسی دانشكده ایران شناسی است، تالیف كرده اند. خانم جوزفوویچ هم اكنون در بخش اداری پارلمان لهستان اشتغال دارند و تا چند سال قبل در دانشكده ایران شناسی تدریس می كردند.

24- خانم مونیكا حفیلچینسكا در سال 1978 در رشته ایران شناسی فارغ التحصیل شده و مدت 12 سال است كه تدریس مكالمه فارسی و متون كلاسیك ادبی ایران اشتغال دارند. خانم مونیكا چند سالی را نیز در افغانستان بسر برده و در تهیه كتاب آموزش زبان مطبوعاتی با آقای پوررهنما و در كار تهیه كتاب آموزشی دستور زبان فارسی با پروفسور اسكوادانك همكاری داشته است. اكنون در سالهای اول و دوم رشته ایران شناسی ‹‹ كتاب زبان فارسی و دستور›› خانم مونیكا آموزش داده می شود.

25- دكتر یادویگا پستروشینسكا دارای مدرك دكتری در رشته ایران شناسی بوده و از متخصصان زبان فارسی افغانی به شمار می رود. پستروشینسكا در زبان پشتو، زبان شناسی و فرهنگ افغانستان نیز تخصص دارد. او كه متولد سال 1947، است و 25 سال سابقه تدریس دارد، سه سال در افغانستان اقامت داشته و در غیاب آقای دكتر پیسوویچ، ریاست بخش ایران شناسی دانشگاه یاگیلونسكی را بر عهده دارد. مقالات بسیار از این ایران شناس نامور در خبرنامه افغانستان به چاپ رسیده است. تاكنون به طور مداوم انتشار آن در لهستان ادامه دارد و به همت و سردبیری دكتر یادویگا پستروشینسكا، دكتر آنا كراسناولسكا و كینگا ماچیوشاك منتشر می شود.

26- آنا جوانا بیلنسكا- نادری ، رئیس گروه مطالعات ایران دانشگاه ورشو است تحصیلات: 1. كارشناسی ارشد ، گروه مطالعات ایرانی، مؤسسه مطالعات شرقی ، دانشگاه ورشو، 1993-1988 2. دكتری تخصصی، گروه مطالعات ایرانی، مؤسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو،‌2000، 1995 حوزه های مطالعاتی 1. ادبیات و فرهنگ ایران 2. تاریخ و تئوری موسیقی كلاسیك فارسی 3. زبان فارسی دروس مورد تدریس 1. زبان فارسی 2. ادبیات فارسی نادری به زبان های فارسی، انگلیسی ، روسی و فرانسوی تسلط دارد آثار الف) كتاب 1. موسیقی فارسی در دوره رنسانس،‌2000 ب) مقاله 1. موسیقی كلاسیك فارسی،‌2002 2. مسائل ترمینولوژی موسیقی فارسی، 2002 3. المهدی ابراهیم ، دایره المعارف موسیقی، 2000 4. محمد بن مسعود بن مسلح شیرازی، دایره المعارف موسیقی، 2000 5. المسكی، دایره المعارف موسیقی ،‌2000 6. المونادیم ابوالحمد یحیی بن علی ،‌دایره المعارف موسیقی، 2000 7. «عبدالقادر مراغی و تحلیل جایگاه وی در موسیقی» ، در دست تدوین نشانی http://www.orient.uw.edu.p1/en/iranistyka/faculty.htm1 E-mail:a.bylinska@chello.p1

27- سیلویا سوردیكوسكا - تحصیلات كارشناسی ارشد مطالعات ایرانی،‌گروه مطالعات ایرانی ،موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو،1988-1994 همكار گروه مطالعات ایران، دانشگاه ورشو، 2000-1999 دانشجوی دكتری تخصصی مطالعات ایران، مؤسسه مطالعات شرقی ،‌دانشگاه ورشو حوزه های مطالعاتی 1. تاریخ مدرن ایران 2. ادبیات و فرهنگ فارسی 3. مفاهیم خاص در سنت ایرانی نظیر شهادت ، جهاد 4. زبان فارسی دروس مورد تدریس زبان فارسی آثار 1. «نقش شهادت و قربانی در الگوی فرهنگ ایرانی: تحلیل ایده ی شهادت مبتنی بر اثار مذهبی و معاصر»، در دست تدوین 2. «ابعاد معنوی جهاد و دكترین (امام)خمینی» مجله(Acta Asistica Varsoviensia)، ش 13، ورشو 2000، صص 85-75 3. ایران-سرزمین مقدس: تأملی بر نمادگرایی در سخنرانی های «امام» خمینی، مجله(Hemispheres)، ش16، ورشو 2001، صص 51-39 4. ایرانیان: یادگیری دیدگاه های حماسی، مجله (Hemispheres)،‌ش18، ورشور 2003 تسلط به زبان ها فارسی، انگلیسی،‌روسی و فرانسوی نشانی http://www.orient.uw.edu.pl/iranistyka/faculty.html E.mail:sylwia-surdykowska@02.pl

28- جولانتا سایراكوسكا-دیندو،‌استاد گروه مطالعات ایران،‌مؤسسه مطالعات شرقی دانشگاه ورشو است. وی پیش از این با دانشگاه های زیر همكاری نموده است: 1.دانشگاه كابل،‌افغانستان ، 1978-1976 2. مؤسسه كشورهای آسیایی و آفریقایی ،‌دانشگاه مسكو،‌روسیه، 1982 3. مركز مطالعات افغانستان،‌سوئیس،‌1994 4. دانشگاه تهران،‌ایران، 1997 5.Inalco، فرانسه، 1998 6. رئیس موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو، 2002 7. معاون مؤسسه مطالعات شرقی،‌دانشگاه ورشو،‌2002-1999 تحصیلات 1. كارشناسی ارشد،‌گروه مطالعات ایران، موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو، 1977 2. دكتری تخصصی، موسسه مطالعات شرقی، دانشگاه ورشو، 1985 3. مطالعات فوق دكتری(آماده ارائه تز)، 1999 تاكنون 4. دانشكده زبان های جدید ،‌دانشگاه ورشو حوزه های مطالعاتی تاریخ و فرهنگ ایران و افغانستان دروس مورد تدریس 1. جغرافیای تاریخی و سیاسی ایران و افغانستان 2. سمینار مطالعات ایران دیندو،‌به زبان های فارسی،‌انگلیسی،‌روسی و فرانسوی تسلط دارد آثار الف)كتاب 1. مسائل سیاسی افغانستان ، 1998 2. جمهوری افغانستان، 2002 ب)مقاله 1. دموكراسی پارلمانی افغانستان در تصور سیاسی محمد داوود و نتایج عملی آن، 1987 2. گذار افغانستان به دموكراسی ، 1989 3.دولت در نظام سیاسی و اقتصادی افغانستان و كودتای آوریل 1978،1990 4. غرابت پادشاهی در افغانستان، 1990 5. افغانستان، دایره المعارف تاریخ،‌2002 6. آذربایجان دایره المعارف تاریخ، 2002 7. ارائه مقاله در نخستین همایش ملی ایرانشناسی ، تهران، 2002 8. ارائه مقاله نخستین همایش بین المللی برخورد تمدن ها،‌آنكارا، 2002 نشانی http://www.orient.uw.edu.pl.en.iranistyka.faculty.html E.mail:JSD@orient.uw.edu.pl

29- ماریژان موله دانشمند جوان ایران شناس كه اصلاً‌ لهستانی و موطنش فرانسه بود در پاریس به سنی كه از چهل نمی گذشت در گذشت. پدرش لهستانی بود. خود وی در زمان جنگ دوم به فرانسه آمد و تحصیلات خود را در رشته ی تحقیقات ایرانی به اتمام رسانید. پس از آن سه سال از عمر را در ایران گذراند و در دانشگاه تهران تحصیل و در مؤسسه ی ایران شناسی انستیتو ایارن و فرانسه تتبع و تحقیق كرد. پس از بازگشت به فرانسه درجه ی دكتری خود را گذرانید. تخصص وی در رشته ی ادبیات پهلوی و دین زرتشتی بود. رسالات و مقالات محققانه ی شایسته ای از او در مجلات شرق شناسی انتشار یافت در مدت توقف در ایارن به تحقیق در تصوّف پرداخت و با صوفیه مخصوصاً‌طریقه ی ذهبیه نشست و خاست داشت و به تحقیق و تتبع در تاریخ تصوّف و به ویژه عقاید صوفیه ی كبرویه و نقشبندیه پرداخت. وی موفق شد كه مجموعه ی انسان كامل از آثار عزیز نسفی(تهران،‌1341) و چند رساله از آثار نقشبندیان را در مجله ی فرهنگ ایران زمین به چاپ برساند. در گذشت وی برای ایران شناسی گران تمام شدو دانشمندی پركار و تیز هوش و نكته یاب از دست رفت . همچنین مقالات متعددو كتابی مفید و مهم به زبان فرانسه راجع به اصول آیین مزدیسنی تألیف و چاپ كرده است. 1. راهنمای كتاب،‌سال 5،‌شماره ی 7(مهر 1341)،‌ص 662

30- بوریس آپفل جوانترین ایرانشناس معاصر لهستانی ، صاحب تحقیقات درباره آثار ابوعلی سینا و مترجم منتخباتی از نوشته های او.

31- كنراد لیبیتسكی، استاد دانشگاه ورشو مترجم رباعیات خیام

32- آندری گاورنسكی ، آندری دارای مطالعات و تحقیقات درباره تاریخ ایران مؤلف «مطالعاتی در اشعار خیام»

33- آندرآس آكولوتوس- آندرآس در 16 مارس 1654 در برنشتات (آلمان، لهستان امروزی)به دنیا آمد. 1704 در گذشت. زبان عبری را خوب می دانست و علاوه بر آن به زبانهای كلدانی، عربی، فارسی، حبشی، ارمنی، مغربی، تركی و قطبی نیز آشنا بود. در 1680 بر حسب اتفاق به نسخه ای از تورات به زبان ارمنی دست یافت و براساس آن مصنفات النبی زبان عبادیة را به ارمنی منتشر كرد. درخلال جنگهای لهستان و تركها به نسخه ای از قرآ» دست یافت كه به دو زبان فارسی و تركی ترجمه شده بود. وی این نسخه رابه لاتینی ترجمه كرد. و چون موفق به انتشار كامل آن نشد فقط نمونههایی از آن را همراه با متن كامل عربی وترجمه ی فارسی وتركی و لاتینی با عنون نصوص من القرآن منتشر ساخت.آكولوتوس عضو آكادمی علوم برلین بود. در 1683 در برسلاو به مقام كشیشی رسید. وی با دانشمندان مشهوری چون لایپ نیتس، لانگرو و اشپانهایم مكاتبه داشت. 14نوامبر در برسلاو درگذشت.

34- هانس اشمیا 21 ژانویه 1934 در بیلسكو-بیالا(لهستان)به دنیا آمد. نزد ویلهلم براندن اشتاین به تحصیل زبان شناسی تطبیقی پرداخت و نزد هانس گرستینگر و اندره ایوانكا فقة‌ للغة‌ قدیم را در دانشگاه گراتس فرا گرفت امتحان معلمی در زبان های لاتین و یونانی را به موفقیت پشت سر گذاشت. در 1962 به اخذ درجه ی دكتری نایل آمد از 1961 تا 1966 در دبیرستانی در شهر گراتس به تدریس پرداخت 1967 در گراتس و 1968 در اینسبروك درجه ی استادی زبانهای هندو اروپایی را دریافت كرد. از اول ژانویه 1967 دستیار پروفسور ولفگانگ مید گردید. از 1975 به عنوان استاد زبانهای هند و اروپایی،بویژه هندو ایرانی،‌مشغول به كار بوده است آثار: «درباره ی واژه ی دوره» «تقسیم بندی زبانهای ژرمنی بر اساس مثال از قالبهای صرفی آنها»(نقد) «مقالاتی كوتاه درباره ی فقة اللغة‌قدیم»(نقد) «فوت ویلهلم براندن اشتاین» یادنامه ی براندن اشتاین(گردآوری ،با همكاری) اسطوره ی ژرمنهای آلپ «زبان ادبی هند و ژرمنی»(نقد) «واژه نامه ی تطبیقی و ریشه شناختی افعال قومی ژرمنی»(نقد) «مقالاتی درباره ی نام شناسی و جغرافیای زبانی»(با همكاری) «ویژگیهای اساسی نحو تطبیقی زبان های هند و ژرمنی »(گردآوری،باهمكاری) «ایرانی ها در نزد لوكیانوس» «پژوهشهایی درباره ی تاریخ و زبان سرمتها»(نقد) «یونانیان و ایرانیان 1. داریوش 2 . افسانه ی اصل و نسب سرمتها» «داریوش ،كسركسس (خشیارشا)،آرتاكسركسس(اردشیر)نام سه تن از پادشاهان ایرانی به زبان یونانی» «زبانهای ایرانی و یونانی در آیین میترا» «نام شناسی تخت جمشید»(نقد) «ورود آناهیتا» «آیا وجود آریاییها در خاور نزدیك یك اسطوره است؟»(نقد) «آیاazi اوستایی به معنای حرص همان aji هندی باستان به معنای نبرد است؟» (sprachwissenschaft,Universitat Klagenfurt,1)«درباره ی واژه ی هند و ژرمنی معادل دختر» «درباره ی بازسازی واژه ی هندو ژرمنی معادل دختر«واژه سازی و ریشه یابی» «قاعده ی لاخمان درباره ی زبان لاتین-یك تجدید نظر»(نقد) «ایران در اوایل حكومت هخامنشیار»(نقد) «آواشناسی تاریخی زبان لاتین در چارچوب زبانهای هندو اروپایی»(نقد) «بحث صرف و آواشناسی زبان لاتین»(نقد) «شلوارهای ایرانی» «كتابنامه ی آثار علمی یولیوس پوكرنی» «كتیبه ی داریوش در سوئز.تلاش برای خواندن قطعه ای فراموش شده» «آخرین زبان هند و ژرمنی»(نقد) درباره اش: «یادداشتی درباره ی زندگینامه ی خود نوشت»

35- یوسف یوسفوویچ پالیوكایتیس در 14 اكتبر 1886 در ورشو متولد شد.در 1913 از انستیتوی زبان های شرقی دانشگاه لازارف فارغ التحصیل گردید.در 1945 با ارائه رساله ای با عنوان راه های ارتباطی افغانستان و اهمیت اقتصادی آن ها، نامزد (دكتر) علوم اقتصادی شد. 1967 موفق به اخذ درجه ی دكتری گردید. 1911 و 1912 در تركیه به تحقیق پرداخت. 1913 و 1914 كارمند بانك استقراضی ایران در پترزبورگ بود و از 1914 تا 1918 در ایران به سر برد. از 1919 تا 1923 كارمند وزارت امور خارجه شوروی،از 1924تا 1938 كارمند وزارت بازرگانی خارجی شوروی،از 1936 تا 1954 استاد انستیتوی شرق شناسی مسكو،از 1954 استاد دانشكده دولتی روابط بین الملل وزارت امور خارجه شوروی و از 1958 رئیس انستیتوی شرق شناسی مسكو بود 1969 به مقام پروفسوری نایل گردید. آثار: اقتصاد ایران تعرفه های جدید گمركی در سین كیانگ (اویغورستان) راه های پیشرفت اقتصادی سین كیانگ مراحل توسعه ی اقتصادی افغانستان اهمیت كالا و بسته بندی آن برای صادرات شوروی به شرق بازتاب بحران اقتصادی جهان بر اقتصاد سین كیانگ صنایع دستی در استان كولجان(باهمكاری) دامپروری در سین كیانگ(باهمكاری) نظام گمركی سین كیانگ چایكاری در ایران برنامه ای پیرامون جغرافیای طبیعی ایران ایران پیشرفت اقتصادی ایران چكیده ی رساله ی علمی پیشرفت اقتصادی ایران(پایان نامه دكتری )


36- مارتین پلسنر در 1900 در بروسلاو (لهستان )به دنیا آمد و سرانجام در 27 نوامبر 1973 درگذشت. وی از1927 تا 1929 به عنوان دستیار روسكا در انستیتوی تحقیقات تاریخی و علوم طبیعی برلین كار كرد. 1933 استادیار مطالعات سامی در دانشگاه فرانكفورت گردید ودر همان سالبرای تدریس در دبیرستان ریلی در شهر حیفا،‌آلمان را به قصد فلسطین ترك كرد . 1945 در مدرسه ی معاعله در بیت المقدس،‌1949 در كتابخانه ی ملی یهود و سپس در كتابخانه ی مدرسه ی مطالعات شرقی دانشگاه عبری كار كرد . 1952مدرس خارجی و 1955 استاد مدرسه ی مطالعات شرقی دانشگاه عبری بود . تحقیقاتی در زمینه ی میراث تاریخی اسلام و تأثیرش بر یهودیت سده های میانه انجام داده و مدتی در هامبورگ در تصحیح كتاب جامعی درباره ی سحر و جادو- كه به غلط به مسلمه بن احمد مجریطی نسبت داده شده بود در حالی كه نگارش آن نزدیك به پنجاه سال دیرتر انجام گرفته -با هلموت ریتر همكاری داشته آثار: فهرست همگانی آثار پروفسور فیشر مطالب تازه درباره ی سرنوشت لوح زمردین اهمیت كشاورزی نبطیه .تلاشی برای بازنگری در كتاب ابن وحشیه(الفلاحة النّبطیه) كتاب بریسون فیثاغورسیان عهد جدید درباره ی اقتصاد و تأثیر آن بر علوم اسلامی(ویرایش ،ترجمه) كیمیاگری اعراب(مسلمانان)در آثار لاتینی مغرب زمین مقاله هایی درباره ی تاریخ منابع اسلامی1. پژوهش هایی در دستنوشته های عربی موجود در استانبول،‌قونیه و دمشق تاریخ علوم در اسلام به عنوان وظیفه ای بر دوش اسلام شناسی جدید درباره ی ترجمه ی عربی كتاب صناعت شعر ارسطو هرمس تریسمگیستوس و علوم عربی(اسلامی) ابن صاعد الاندلسی منجمن و تاریخنگار وكتاب تاریخ علوم او فهرست برداری از نسخ خطی عربی درباره ی طب وعلوم عمره ی سرنوشت ساز حضرت محمد(ص) در ذیعقده ی سال هشتم هجری و آیه ی اول از سوره ی هفدهم مقاله هایی درباره ی تاریخ منابع 2. برخی نگاشته های ابن سینا و فارابی درباره ی روانشناسی و اخلاق ترجمه های اشتاین اشنایدر از زبان عربی به زبان های اروپایی اغاثوذیمون(بت یونانی-مصری) الماس عنبر الانبیق عتمه (صلاة العتمه یانماز مغرب) بلینوس بطلمیوس بیطار بادزهر سنت شرقی نوشته های ارسطو و فارابی در آثار اسپانیایی-عربی هدف فرزانه (ترجمه با همكاری) جابرین حیان جدول فیروزه جابرین حیان و زمان نگارش آثار عربی جابر گبر و جابرین حیان: عبارت معتبری از جابر متعلق به سده ی شانزدهم از اسلام شناسی تا تاریخ علوم كتاب فارابی درباره ی پزشكی ، منبعی ناشناخته كه به تازگی كشف شده است حجر حرم هرمس مقاله هایی درباره ی تاریخ منابع اسلامی4. ساموئل میكلوس اشترن،‌اخوان الصفا و دایرة‌المعارف اسلام مقدمه ی فارابی بر مطالعه ی علم پزشكی شرح یك آزمایش علمی سده ی میانه به زبان عبری كهربا قرقوب(شهری درخوزستان نزدیك شرق) كوثا(شهری قدیمی در عراق) لمك(پدرجوبال مخترع موسقی به روایت تورات) مال معن بن اوس المزنی الماردینی ملك ناموس نیسان ربی رمضان سهرورد تموز تشرین


37- آلكساندر لوویچ پوپوف وی در 31 اوت سال 1888 در ورشو به‌ دنیا آمد. 1913 تحصیلاتش را در رشته فیزیك و ریاضی به‌پایان رسانید. 1917 از دانشكده‌های تاریخ و فلسفه دانشگاه پترزبورگ فارغ‌التحصیل شد. 1935نامزد (دكتر) علوم تاریخ گردید. 1921 و 1922 مدیر بازرگانی دولتی آذربایجان، از 1923 تا 1930 تا 1935 رئیس هیئت كمیته اجرائیه مركزی اتحاد شوروی در امر انتشار اسناد دوران امپریالیسم و از 1935 تا 1943 كارمند علمی انستیتوی تاریخ آكادمی علوم اتحاد شوروی بود. سرانجام در سال 1943 درگذشت. آثار : - مناسبات بین‌الملل در عصر امپریالیسم - پیرامون تاریخ آغاز مناسبات میان دولت‌های روسیه و سیام - برگی از تاریخ سیاست روسیه در ایران - رقابت دولت‌ها در آسیای صغیر پیرامون خطوط آهن - رقابت انگلیس و روس بر سر راه‌های ایران - سیاست بریتانیا در هند و مناسبات روسیه و هندوستان در سال‌های 1897 - 1905 - نخستین گام‌های امپریالیسم روس در خاور دور - روسیه تزاری و ایران در دوران جنگ روس و ژاپن (مقدمه و تدارك امر چاپ) - رقابت انگلیس و روسیه در ایران طی سال‌های 1890- 1906.


38- كورزینسكی خاورشناس قرن دوازدهم هجری كه اهل لهستان و از كشیش های آنجا به شمار رفته و در موقع محاصرۀ اصفهان از طرف افاغنه در آن حدود بوده اوضاع آن زمان را به چشم خود دیده ویادداشت هائی جمع و تألیف نموده و نگارشات خود را ضمن دو جلد در 1142 ، هفت سال بعد از سقوط شاه سلطان حسین صفوی و قتل او بدست اشرف افغان در دورۀ لوئی پانزدهم پادشاه فرانسه به طبع رسانیده و كتاب او به نام «تاریخ آخرین انقلاب های ایران» موسوم است Histoire de la dernieres Rovolutions en perse(1724)



منبع : سایت بنیاد ایرانشناسی