۱۴۰۲ دی ۱۷, یکشنبه

 دیو کلوچ.  [نُ].   (ص. فا). آنکه دیو کلوچ (؟کلید)ش کرده.  مصروع. جن زده، پری زده  جن گرفته (نزد عوام).  حمله‌ای، دیوانه، دیودیده، دیوزده، صرعی، غشی.

در انگلیسی: epileptic


کلوچ شدن . [ ک ُ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) کلید شدن . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا). و رجوع به کلوچ (معنی آخر) شود.