واژه «کمر» در زبان فارسی بسامد بسیار بالایی دارد و به ناحیهای از بدن بین دندهها و لگن (ناحیهٔ کمری/لومبار)، میانه و وسط (مانند کمر کوه)، یا به عنوان بخشی از اصطلاحات (مثل کمردرد، کمربند) به کار میرود، که نشاندهندهٔ کاربرد گستردهٔ آن هم در ادبیات و هم در گفتار روزمره و آناتومی است.
کاربردهای اصلی:آناتومی: بخشی از تنه انسان که از زیر دندهها تا بالای لگن است.
مکان و وسط: به معنای میانه و مرکز چیزی (مانند «کمر کوه» یا «در کمر سنگ»).
مجاز و اصطلاحات: در عباراتی مثل «کمر بستن» (آماده شدن)، «کمر شکسته» (نحیف)، یا در نامگذاری اشیاء (کمربند) استفاده میشود.
بسامد و اهمیت:«کمر» یک واژهٔ پایه در زبان فارسی است و در متون کلاسیک، اشعار، ضربالمثلها و گفتار امروزی به وفور یافت میشود.
پوشش معنایی گسترده (از بدن، به مکان، تا مفاهیم انتزاعی) به افزایش بسامد آن کمک میکند.
برای بررسی دقیقتر بسامد، نیاز به تحلیل پیکرههای متنی بزرگ (Corpus) زبان فارسی است که این کار معمولاً با ابزارهای پردازش زبان طبیعی (NLP) انجام میشود و نتایج آن در منابع لغتشناسی عمومی یافت نمیشود، اما کاربرد گسترده آن در فرهنگهای فارسی, لغتنامه دهخدا, و دانشنامه آزاد مشهود است.
