آرش ایران
برنارد-هنری لوی فرانسوی مدافع آشکار و صریح اسرائیل که خود را صهیونیست میداند و بارها تأکید کرده که صهیونیسم بخشی از هویت یهودی و انسانی اوست. لوی از حامیان سرسخت سیاستهای امنیتی و نظامی اسرائیل بوده و از عملیات نظامی این کشور حمایت کرده است. برنارد-هنری لوی یکی از چهرههای شناختهشدهای است که بارها از تجزیه ایران حمایت کرده و ایدههایی مانند استقلال یا خودمختاری مناطق کردستان، بلوچستان، آذربایجان و خوزستان را مطرح کرده یا از آنها استقبال کرده است. او در نوشتهها و مصاحبههایش ایران را «دشمن اصلی تمدن غرب» و «تهدید وجودی برای اسرائیل و جهان» توصیف کرده و بارها خواستار سرنگونی جمهوری اسلامی شده است.
به یاد بیاورید باراک اوباما در سوریه، که به بشار اسد گفت: «مراقب باش، خط قرمز وجود دارد؛ اگر از آن عبور کنی، خواهی دید چه میشود.» خط قرمز: گازهای شیمیایی. بشار اسد از خط قرمز عبور کرد و در نهایت هیچ اتفاقی نیفتاد. او فرانسه را رها کرد، باراک اوباما، و فرانسوا اولاند را رها کرد، که هواپیماهایشان آماده پرواز بودند. ۲۹ اوت ۲۰۱۳ بود. اما این تقریباً در همان مقیاس است. اگر ایالات متحده واقعاً مداخله نکند، در همان مقیاس خواهد بود، امپراتوری آنجا، مسئولیت تاریخیای که ایالات متحده آمریکا بر عهده میگیرد و من آن را حیرتانگیز میدانم و تلخی ایرانیان در این مورد، در لحظهای که ما صحبت میکنیم، عظیم است.
برنار هانری لوی: انفعال آمریکا و غرب در برابر سرکوب در ایران «ننگآور» است
برنار هانری لوی، نویسنده و روشنفکر فرانسوی، در یادداشتی در هفتهنامۀ لوپوئن، با اشاره به ابعاد گستردۀ سرکوب اعتراضها در ایران و برآوردهایی که از کشته شدن هزاران نفر حکایت دارند، بیعملی و طفرهرفتن دولتهای غربی را در قبال جنایات صورت گرفته «ننگآور» خوانده و هشدار داده است که نادیده گرفتن این کشتار، ثبت یک خطای اخلاقی و تاریخی در برابر یکی از بزرگترین تراژدیهای معاصر جهان خواهد بود.
منتشر شده در: 20/01/2026 - 12:31: روزآمد شده در 20/01/2026 - 12:58
۴ دقیقه مدت خواندن
توسط:ناصر اعتمادی
برنار هانری لوی، نویسنده و روشنفکر فرانسوی، در یادداشتی در هفتهنامۀ لوپوئن از «طفرهرفتن و بیعملی دولتهای غربی» در برابر سرکوب گسترده اعتراضها در ایران به شدت انتقاد کرده و آن را «غیرقابل دفاع» خوانده است.
لِوی در این یادداشت مینویسد که با وجود قطع گسترده اینترنت و محدود شدن جریان اطلاعات در ایران، «واقعیت کشتار» در حال آشکار شدن است. بهگفته او، مقامهای جمهوری اسلامی از کشته شدن «چند هزار نفر» سخن میگویند، در حالی که روزنامه ساندی تایمز، به نقل از شبکهای از پزشکان ایرانی، شمار جانباختگان را حدود شانزده هزار و پانصد نفر برآورد کرده و سازمان «حقوق بشر ایران»، مستقر در نروژ، رقم بیست هزار کشته را «محتمل» دانسته است. برنار هانری لوی میافزاید : برخی ناظران، از تلفات بالاتری نیز سخن میگویند.
بهنوشته این روشنفکر فرانسوی، در صورت تأیید این آمارها، سرکوب اخیر در ایران از نظر شمار قربانیان، «بیسابقهترین کشتار دولتی در منطقه در قرن حاضر» خواهد بود. او این رخدادها را «قتلعامی سازمانیافته» توصیف میکند و مدعی است که حکومت ایران عملاً به مردم خود «اعلام جنگ» کرده است.
لِوی در ادامه، با اشاره به تصاویر منتشرشده از ایران، از بهکارگیری سلاحهای سنگین، استقرار تکتیراندازان و استفاده از نیروهای شبهنظامی خارجی، از جمله از عراق، سخن میگوید. او همچنین به گزارشهایی اشاره میکند که بر اساس آنها، خانوادهها برای تحویل پیکر کشتهشدگان، مجبور به پرداخت مبالغی موسوم به «بهای گلوله» شدهاند.
بهباور نویسنده، آنچه امروز در ایران جریان دارد، در کنار حملات روسیه به اوکراین، یکی از «دو تراژدی بزرگ جهان معاصر» است و هیچ بحران ژئوپولیتیک دیگری، از جمله تنشهای اخیر در مناطق قطبی، نباید توجه جامعه جهانی را از این موضوع منحرف کند.
برنار هانری لوی در بخش دیگری از یادداشت خود، مسئولیت ویژهای متوجه ایالات متحد آمریکا میداند. او مینویسد : کشوری که موضوعاتی چون گرینلند را مسئلهای مرتبط با امنیت ملی خود معرفی میکند، نمیتواند در برابر حکومتی که نزدیک به پنجاه سال آمریکا و متحدانش را به چالش کشیده و شبکهای از گروههای مسلح منطقهای را پشتیبانی میکند، بیتفاوت بماند.
لِوی در بخش دیگری از یادداشت خود، پس از انتقاد از «تناقض و ریاکاری سیاست غرب» مینویسد غیرقابل تصور است که دولت آمریکا از یکسو متحدی مانند دانمارک را به چالش بکشد، نخستوزیر غیرنظامی گرینلند را تحقیر کند، از رویارویی با اروپا سخن بگوید و حتی خطر فروپاشی پیمان آتلانتیک شمالی را به جان بخرد، و در عین حال، تعلیق «هشتصد اعدام» از سوی علی خامنهای را با احترام یاد کند؛ رقمی که بهگفته او همچون «عددی جادویی» صرفاً برای تطهیر سایر جنایتهای حکومت ایران به کار میرود.
برنار هانری لوی در ادامه، پرسشی بنیادین و اخلاقی مطرح میکند: چگونه میتوان مردمی را به ادامه قیام، تصرف مراکز قدرت و ثبت نام و چهره عاملان سرکوب فراخواند، با این وعده که «کمک در راه است»، اما در نهایت عقب نشست و - به تعبیر او - همانند تراژدیهای یونان باستان، معترضان را به انتقام رژیمی درمانده سپرد؟
او این عقبنشینیها را «ننگآور» توصیف میکند و بهشدت از آنچه «درسهای چندشآور» برخی محافل غربی به مردم داغدار ایران مینامد انتقاد میکند؛ هشدارهایی درباره «خطر مداخله خارجی» و «توطئه امپریالیستی»، یا این استدلال که ملتها باید «بهتنهایی» خود را آزاد کنند و بار رنج را نیز بهتنهایی به دوش بکشند. لِوی همچنین طعنهها و تردیدهایی را که نسبت به چهرههای مخالف جمهوری اسلامی، از جمله رضا پهلوی، مطرح میشود، بخشی از همین منطق میداند.
بهنوشته این نویسنده فرانسوی، این «خردِ جعلی»، «واقعگراییِ ادعایی» و «غرور اخلاقی» چیزی جز شکلی دیگر - و بهگفته او، پستترین شکل - از رها کردن مردم ایران در برابر مرگ نیست.
لِوی در ادامه، اتحادیه اروپا را نیز به بیعملی متهم کرده و خواستار اقدامهای مشخص از جانب اروپا شده است؛ از جمله با قرار دادن سپاه پاسداران در فهرست سازمانهای تروریستی، توقیف داراییهای مقامهای جمهوری اسلامی، اخراج دیپلماتهای ایرانی و بستن سفارتخانههای جمهوری اسلامی در پایتختهای کشورهای اروپایی. او همچنین پیشنهاد میکند که اروپا علیه کشورهایی که بهگفته او بهطور مستقیم یا غیرمستقیم از حکومت ایران حمایت میکنند، از جمله چین، تحریمهایی در نظر بگیرد.برنار هانری لوی در پایان، با اشاره به حمایت پیشین ایرانیان از جنبش «من شارلی هستم» در فرانسه و نقش زنان ایرانی در اعتراضهای اخیر، از آنچه «کمتحرکی افکار عمومی در پایتختهای اروپایی» میخواند انتقاد کرده و این رویکرد را «شکلی دیگر از رها کردن قربانیان» توصیف میکند.
