جلال خالقی مطلق؛۵۰ سال شاهنامه‌پژوهی و کتاب اروتیکی که در ۵۰ نسخه منتشر شد

جلال خالقی مطلق
    • نویسنده,حسام محجوبی
    • شغل,روزنامه‌نگار
  • زمان مطالعه: ۱۰ دقیقه

جلال خالقی مطلق، ایران‌شناس، مترجم، مصحح و استاد پیشین دانشگاه‌های آلمان که نهم اسفند در ۸۸ سالگی در شهر هامبورگ درگذشت، از بزرگترین شاهنامه‌پژوهان دوران معاصر بود.

او که از خود ده‌ها مقاله و گفتار و چندین عنوان کتاب برجای گذاشته است، با وقف بیش از ۳۰ سال عمر خود برای پژوهش و تصحیح دقیق نسخه‌های خطی شاهنامه، یکی از علمی‌ترین و معتبرترین نسخه‌های تصحیح‌شده شاهنامه را منتشر کرد.

خالقی مطلق شاهنامه را نه تنها پاسدار فرهنگ ایران و زبان فارسی می‌دانست بلکه بر «آرمان معنوی» آن که در همان «نبرد نیکی با بدی» خلاصه می‌کرد، تاکید داشت.

با این حال، آثار او فراتر از شاهنامه‌پژوهی صرف است و شامل حوزه‌‌های مختلف فرهنگ ایران و مشارکت در دانشنامه‌های معتبر ادبی و تاریخی است. مقالات او، به‌ویژه در دانشنامه ایرانیکا و منابع علمی دیگر، به معرفی شاهنامه و برخی جنبه‌های تاریخ ایران به مخاطبان جهانی کمک کرد.

از آشنایی اولیه با شاهنامه تا پژوهش تخصصی

جلال خالقی مطلق ۲۰ شهریور ۱۳۱۶ در تهران متولد شد و تحصیلات ابتدایی را در مدرسه نوشیروان و دوره دبیرستان را در مدرسه مروی در این شهر به پایان برد.

او از همان دوران دبیرستان به ادبیات علاقه پیدا کرد و عضو و رئیس انجمن ادبی و همچنین از نویسندگان روزنامه مدرسه‌اش با نام «پیک مروی» شد و به دلیل همین قریحه ادبی چندین بار به رادیو دعوت شد.

او خودش بعدها درباره چگونگی آشنا و علاقه‌مند شدن به شاهنامه گفته بود که در نوجوانی، پسردایی‌اش با صدای بلند برایش شاهنامه می‌خواند و در همان سن، طرح‌هایی که در کتاب شاهنامه از شخصیت‌هایی مثل رستم می‌دید، برایش جذاب بود.

در سال ۱۳۳۷، خالقی مطلق پس از گرفتن دیپلم به آلمان رفت و ۱۲ سال بعد، در ۱۳۴۹، از دانشگاه کلن در رشته شرق‌شناسی، مردم‌شناسی، و تاریخ قدیم دکتری گرفت. موضوع پایان‌نامه دکترای او «زنان شاهنامه» بود و بعدا این رساله در قالب کتابی با عنوان «زنان در شاهنامه» منتشر شد.

به عقیده این پژوهشگر، با وجود این که شاهنامه یک اثر حماسی است که در آن بیشتر میدان جنگ توصیف می‌شود و حضور مردان پررنگ است اما زنان نیز نقش بزرگی دارند.

نقاشی شاهنامه روی دیوار

منبع تصویر،Getty Images

او حضور زنان در شاهنامه را به سه دسته تقسیم کرده بود:

  • دسته اول: گفته‌های شخصیت‌های شاهنامه درباره زنان؛ مثل نظر افراسیاب درباره دخترش منیژه.
  • دسته دوم: داستان‌های زنانی که «شاعر به دلیل امانتداری از داستان‌هایی که به دستش رسیده بود از آنها استفاده کرد.»
  • دسته سوم: «بیت‌های الحاقی» هستند که نه سروده فردوسی بلکه افزوده کاتبان شاهنامه در طول تاریخ هستند و بیشتر رنگ‌ و بوی «ضدزن» دارند، از جمله بیت «زن و اژدها هر دو در خاک به / جهان پاک از این هر دو ناپاک به» که خالقی مطلق معتقد بود سروده فردوسی نیست.

یک سال بعد، در ۱۳۵۰، تدریس زبان و ادبیات فارسی و فرهنگ ایران را در بخش ایرانشناسی دانشگاه هامبورگ آغاز کرد و از آن پس در کنفرانس‌ها و سمینارهای متعدد بین‌المللی در زمینه ایرانشناسی و ادبیات فارسی حضور یافت.

او همچنین در اوایل دهه هشتاد خورشیدی، عضو هیات امنای موزه آیین زرتشت و ایران باستان دانشگاه هامبورگ شد. این موزه به همت گرت گرپ، استاد وقت زبان‌های پهلوی و اوستا، در دانشگاه‌های آلمان و آمریکا برپای شده بود.

کشف ابعاد گوناگون شاهنامه‌ فردوسی

تحقیقات بیشتر آقای خالقی مطلق درباره شاهنامه فردوسی از زمان تحصیل شروع شد؛ زمانی که درباره حماسه‌ها و اسطوره‌های آلمان و دیگر ملل مطالعه می‌کرد.

با خواندن دقیق و علمی شاهنامه، او دریافت که این اثر «مانند حلقه‌ای که دو فرهنگ پیش از خود و پس از خود را به یکدیگر پیوند داده است و آن پیوستگی و بایستگی فرهنگ ایران که با یورش عرب آسیب بزرگ دید، ولی از هم نگسست، در شاهنامه فردوسی تا حد زیادی مرمت و در عین حال نیروی تازه یافت.»

آقای خالقی مطلق معتقد بود که پس از شاهنامه فردوسی، هیچ شاعر و ادیب برجسته ایرانی ظهور نکرد که «ادعای شناخت فرهنگ و ادب و زبان و تاریخ و هنر ایران داشته باشد و خود را از خواندن این کتاب بی‌نیاز بداند.»

با این حال در میان عامه مردم، جلال خالقی مطلق شاهنامه را «مشهورترین اثر ناشناخته» می‌دانست، زیرا به باورش بسیاری از ایرانیان تنها با لایه‌های داستانی و حماسی آن، مانند روایت‌های رستم و سهراب یا سیاوش، آشنا هستند و از ژرفا و گستره دیگر ابعاد آن بی‌خبر مانده‌اند.

در ادوار مختلف تاریخی، قصه‌های شاهنامه به طور عمده با سنت نقالی در میان ایرانیان جاری بوده است و خالقی مطلق تاکید داشت که چون اغلب مردم سواد خواندن نداشتند و شاهنامه را از طریق نقل شفاهی می‌شناختند، در نتیجه، بسیاری از لایه‌های فرهنگی و اجتماعی و آیینی شاهنامه در سایه روایت‌های حماسی کمتر مورد توجه قرار گرفته است.

تصویری از شاهنامه

منبع تصویر،Getty Images

او به‌ویژه در صحبت با رسانه‌ها می‌گفت که شاهنامه فقط مجموعه‌ای از داستان‌های هیجان‌انگیز نیست، بلکه اثری بنیادین در شکل‌گیری و استحکام زبان فارسی و آغاز ادبیات کلاسیک این زبان است.

به نظر او، فردوسی با شاهنامه به زبان فارسی ریشه و تداوم بخشید و تاثیر او را می‌توان در آثار شاعرانی چون حافظ، سعدی، نظامی و حتی مولوی مشاهده کرد؛ تاثیری که تا حوزه اندیشه‌های عرفانی نیز امتداد یافته است.

جلال خالقی مطلق همچنین بر اهمیت تاریخی شاهنامه اشاره داشت که بخش بزرگی از آگاهی ایرانیان درباره دوره ساسانیان را به دست می‌دهد. او معتقد بود که در کنار ارزش ادبی، شاهنامه منبعی مهم برای شناخت قوانین، آداب، ساختارها و نهادهای اجتماعی آن دوره است.

این پژوهشگر در سال ۱۳۸۷ به بی‌بی‌سی فارسی گفت: «ما آگاهی به بخش بزرگی از تاریخ ساسانیان را مدیون شاهنامه هستیم، که از این دید دارای اهمیت زیادی است. بسیاری از ایرانی‌ها تصور می‌کنند، که چون فردوسی اینها را به شعر درآورده است، ارزش ادبی دارند و نه ارزش تاریخی.»

به باور این پژوهشگر، بخش عمده شاهنامه خارج از حوزه صرفا ادبی قرار می‌گیرد و دربرگیرنده اطلاعات گسترده‌ای درباره آیین‌ها و باورهای مردمان گذشته است: «اقلا دو سوم شاهنامه خارج از حوزه ادبیات است. در این دو سوم بسیار چیزها در مورد سنت‌ها در خانواده، آداب لشگری و کشوری وجود دارد، که برای شیفتگان افسانه جالب نیست.»

شاهنامه و «اسطوره‌شناسی ایرانی»

اما شاید در میان وجوه مختلف شاهنامه، وجه اسطوره‌شناسی آن اهمیت علمی بیشتری داشته باشد. آقای خالقی مطلق معتقد بود که حتی اگر شاهنامه را یک اثر ملی در نظر بگیریم، شاهنامه این هویت ملی را بیشتر از وجه اسطوره‌ای خود به دست می‌آورد.

او در یک سخنرانی در لندن درباره اهمیت شاهنامه فردوسی گفت که ایرانیان در این که این اثر جزو مفاخر ملی آنان است، اتفاق نظر دارند اما نباید اهمیت ملی شاهنامه را در «تبلیغ میهن‌پرستی و شاه‌دوستی و شرح پیروزی‌های ایرانیان» خلاصه کرد بلکه «شاهنامه سرگذشت شکست‌های ایرانیان هم است و اصطلاحی که به طعنه می‌گویند 'شاهنامه آخرش خوش است' از همین نکته برآمده است.»

او اولین دلیل اهمیت شاهنامه را «وجه اسطوره‌شناسی ایرانی» آن می‌دانست: «آنچه اسطوره‌شناسی ایرانی موجود در شاهنامه را از اسطوره‌شناسی ملل دیگر جدا می‌کند، این است که آن شرح ساده و گاه از دید امروزی ما خرافی افسانه‌های آفرینش و ماجراهای خدایان و شاهان و پهلوانان که موضوع اسطوره است، در شاهنامه شدیدا با مسائل فلسفی و اخلاقی توام است و شیوه بیان نیز نه نقلی محض بلکه در بسیاری از جاها به صورت دیالوگ‌های دیالکتیک، یعنی گفت‌وشنودهای استدلالی، درآمده است.»

این شاهنامه‌شناس برجسته دلیل وجود این وجه فلسفی شاهنامه را ورود مباحث فلسفی به ایران عصر فردوسی می‌دانست: «عصری که فردوسی در آن زندگی می‌کرد دیگر عصر زمان هومر نبود، فلسفه و علوم از یک سو و دین جدید از سوی دیگر بنای بسیاری از اعتقادات کهن را در هم ریخته بود و شاعری چون فردوسی اگر می‌خواست دیگران سخن او را جدی تلقی کنند و در شمار اباطیل و یاوه‌سرایی نگیرند، ناچار بود که افسانه‌های خود را در یک بافت فلسفی-اخلاقی عرضه کند.»

نسخه‌ای از شاهنامه

منبع تصویر،Getty Images

آقای خالقی مطلق همچنین به نگاه متفاوت فردوسی به اسطوره‌ها در شاهنامه اشاره کرده بود؛ این که از نظر فردوسی که از دست رفتن جهان خیر با یک بلای آسمانی یا قهر طبیعت یا خشم یکی از خدایان اتفاق نمی‌افتد، «بلکه دلیل تباهی جهان خیر در این است که رهبر این مردمان یک روز به غلط می‌افتد که همه این نعمت‌ها را او خود تنها و بدون پشتیبانی پروردگان و دست‌یاری مردمان پدید آورده و از این جا گرفتار خودپرستی می‌شود و از آن پس فره ایزدی از او جدا می‌گردد.»

این پژوهشگر همچنین به نگاه انتقادی فردوسی به جامعه خود اشاره کرد: «از سوی دیگر، واکنش مردم نیز با این رهبر گمراه‌گشته از سر خرد نیست. بلکه رفتار مردمی است شتابزده و شورش‌طلب. و از این رو، آنان چوب گمراهی رهبر خود را نمی‌خورند، بلکه چوب نادانی خود را.»

چندین دهه تصحیح شاهنامه

شاهنامه فردوسی به تصحیح جلال خالقی مطلق، بعلاوه یاداشت‌های او و یک جلد بیت‌یاب

منبع تصویر،MEHR

توضیح تصویر،شاهنامه فردوسی به تصحیح جلال خالقی مطلق، بعلاوه یاداشت‌های او و یک جلد بیت‌یاب

اما این علاقه فراوان به شاهنامه فردوسی که در دوران تحصیلات دانشگاهی منجر به شناخت علمی از این اثر شده بود، منجر شد تا خالقی مطلق به فکر ارائه تصحیحی جدید از شاهنامه بیفتد، زیرا او درک انتقادی از شاهنامه را نه در رد این یا آن تصحیح از شاهنامه بلکه بر ضرورت همه‌جانبه برای دست یافتن به متنی دقیق و کامل می‌دانست.

سرانجام پس از بیش از ۳۰ سال گردآوری و بررسی کهن‌ترین دست‌نویس‌های شاهنامه و مقابله آنها با پیروی از روش‌های جدید تصحیح متون، متن تصحیح‌شده شاهنامه فردوسی به همت جلال خالقی مطلق در هشت دفتر طی سال‌های ۱۳۶۶ تا ۱۳۸۶ در نیویورک زیر نظر احسان یارشاطر انتشار یافت.

یک سال بعد، این مجموعه از سوی مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی در تهران تجدید چاپ شد و خالقی مطلق به عضویت هیئت علمی کنگره بین‌المللی هزاره شاهنامه فردوسی درآمد. همچنین در همان دوره عضو شورای عالی علمی مرکز دائره‌المعارف بزرگ اسلامی شد.

پیش از تصحیح آقای خالقی مطلق، شاهنامه بارها تصحیح شده بود که معروف‌ترین و کهن‌ترین نسخه آن از سوی حمدالله مستوفی، تاریخ‌نویس و شاعر عهد ایلخانان مغول بود که با عنوان «شاهنامه مستوفی» شناخته می‌شود. همچنین در سده‌های اخیر، یک نسخه تصحیح کامل شاهنامه در سال ۱۸۲۹ در کلکته هند منتشر شد.

همچنین عبدالحسین نوشین، نمایشنامه‌نویس ایرانی که با ادبیات غرب نیز آشنایی داشت، نسخه تصحیح‌شده‌ای از شاهنامه به دست داد که به دلیل انتشارش از سوی انستیتوی خاورشناسی شوروی به «نسخه مسکو» مشهور شد.

اما آقای خالقی مطلق معتقد بود که «در میان تصحیح‌های گوناگون در ایران و بیرون از ایران به دست مصححان خودی و بیگانه، هیچ‌یک پاسخگوی نیاز و خواسته شاهنامه‌پژوهان نبوده است.»

شاهنامه

منبع تصویر،Getty Images

این شاهنامه‌شناس که برای کار خود حدود ۴۵ نسخه خطی شاهنامه را مطالعه کرد، در مقدمه شاهنامه نوشت: «شاهنامه از سده پنجم به این سو، نه تنها بارها اساس کتابت قرار گرفت و در هر بار به دست کاتبان ناامین و کم‌سواد دچار دست‌خوردگی‌های سهوی و عمدی شد، بلکه گروهی نیز عمدا به قصد 'تصحیح و تکمیل' شاهنامه در آن دست بردند.»

آقای خالقی‌مطلق در کار مقابله و تحلیل نسخه‌های خطی تلاش کرد هم از منظر علمی و انتقادی و هم از منظر وفاداری به متن فردوسی اثری قابل اتکا ارائه دهد.

به همین دلیل، او یادداشت‌های مفصل و توضیحات خود درباره واژگان، وجه دستوری، شرح معنی و تفسیر ابیات شاهنامه را نیز منتشر کرد.

در واقع، او نه تنها نسخه‌ای از شاهنامه تصحیح‌شده ارائه داد بلکه در مقالات دانشگاهی و مقاله‌های دانشنامه‌ای درباره ساختار، ماخذ، واژگان کهن، تاریخ ادبیات پیش از اسلام، و ارتباط متقابل شاهنامه با سایر متون تاریخی هم بحث کرد.

ایران‌شناسی و کتاب‌های دیگر

جلال خالقی مطلق علاوه بر پایان‌نامه دکتری و تصحیح شاهنامه همچنین چند کتاب دیگر درباره این اثر منتشر کرد که از آن میان می‌توان به «واج‌شناسی شاهنامه»، «شاهنامه از دستنویس تا متن»، «حماسه، پدیده‌شناسی تطبیقی شعر پهلوانی» و «رستم و سهراب» اشاره کرد.

او در کتاب «از شاهنامه تا خداینامه»، موضوع منابع مستقیم و غیرمستقیم شاهنامه فردوسی، به‌ویژه شاهنامه ابومنصوری و خداینامه، مهم‌ترین اثر تاریخی دوره ساسانی، را بررسی می‌کند.

خالقی مطلق همچنین علاقه خود به ایران‌شناسی را در آثاری که ترجمه کرد نشان داد که شامل برخی کتاب‌های ایرانشناسان خارجی بودند، نظیر «ديو سفيد مازندران» از تئودور نولدکه و «قطعاتی از اسطوره‌های ايرانی» نوشته‌ گريگور ماگيستروس و «ایرانیات» نوشته ناوکراتیس آتنایوس.

او درباره اهمیت آثار پژوهشگران خارجی درباره ایران و زبان‌های ایرانی باستان و سده‌های میانه معتقد بود که پژوهشگران ایرانی در گذشته بیشتر متون عربی و فارسی را مبنا قرار می‌دادند، اما پژوهشگران خارجی برای تحقیق در زمینه ایران به زبان‌های دیگر مثل یونانی، لاتین، ارمنی و سریانی نیز رجوع کرده‌اند و به همین دلیل آثار آنان تازگی‌هایی برای ایرانیان دارد.

تفنن هنگام پژوهش و کتاب اروتیکی در ۵۰ نسخه

جلال خالقی مطلق

منبع تصویر،IRNA

دسترسی به دایره واژگانی شاهنامه فردوسی به عنوان سرمنشا زبان فارسی و همچنین تأثیراتی که خالقی مطلق از نمونه‌های ماندگار ادبیات تغزلی ایران (خسرو و شیرین اثر نظامی و ویس و رامین اثر فخرالدین اسعد گرگانی) پذیرفته سبب شده است که نثر او به یکی از نمونه‌های بسیار سالم نثر فارسی در دوران معاصر بدل شود.

قلم خالقی مطلق هم از عهده دشوار‌ترین مقالات علمی برمی‌آمد و هم می‌توانست به سادگی و شیوایی داستان‌های شیرینی را روایت کند.

«افسانه مرغ عشق» (انتشارات نمودار، بیلفلد، ۱۳۷۷)، رباعیات عاشقانه او (ناشر مؤلف، ۱۳۷۸) و همچنین فیلم‌نامه «زال و رودابه» (فصل‌نامه سنگ ۱۳۷۷)، نمایشنامه «زن کاردان و مرد نادان» (پر، ۱۳۷۷)، داستان‌های «مرگ هدهد» (پر ۱۳۷۷)، «مرد پیر و چنار کهن» (سنگ ۱۳۸۰) و «گنجشک‌های پکن» (سنگ ۱۳۷۷) از نمونه‌های سالم نثر داستانی در ادبیات معاصر ایران به شمار می‌آیند.

این داستان‌ها و نمایشنامه‌ها را خالقی مطلق در سال‌های شاهنامه‌پژوهی‌اش در اوقات فراغت خود و به قصد تفنن نوشته است. از میان این آثار «افسانه مرغ عشق» به دلیل شیوایی زبان و تصویرپردازی‌های جسورانه و نحوه به کارگیری تم «اروتیسم و مرگ» اثری ماندگار در عرصه ادبیات اروتیک ایران است. این کتاب در ۵۰ نسخه انتشار یافت و در اختیار حلقه‌ای از شاگردان و علاقه‌مندان به آثار خالقی مطلق قرار گرفته است.