آتشبس دو هفتهای؛ رضایت فوری ترامپ، دست قویتر ایران در مذاکرات – گاردین
چهارشنبه 19 فروردین 1405
هواداران حکومت ایران بعد از اعلام آتشبس
جولیان بورگر خبرنگار ارشد بینالمللی در تفسیری در روزنامه گاردین نوشت: اعلام آتشبس دو هفتهای در جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، به دونالد ترامپ این امکان را داد که بازگشایی تنگه هرمز را به عنوان نشانهای از موفقیت خود و آغاز دورهای تازه در خاورمیانه معرفی کند، اما برآیند کلی تحولات نشان میدهد این ایران است که در آستانه گفتوگوهای پیش رو، با موقعیتی قویتر از پیش وارد میدان میشود. در این ارزیابی، تهران هرچند زیر ضربات سنگین جنگ آسیب دیده، اما ساختار حاکمیتش از هم نپاشیده، توان بازدارندگیاش به طور کامل از میان نرفته و مهمتر از همه، اهرمهای اصلی فشار خود را نیز حفظ کرده است.
مهمترین دستاورد فوری ترامپ از این آتشبس، جنبه نمایشی و سیاسی آن بود. او توانست خود را بار دیگر در مرکز صحنه بحران قرار دهد؛ همان کسی که ساعاتی پیش از اعلام توافق، با شدیدترین لحن از نابودی یک «تمدن کامل» سخن میگفت و اندکی بعد خود را در جایگاه سیاستمداری نشان داد که مسیر بحران را به سوی صلح تغییر داده است. بازارها نیز در کوتاهمدت به این چرخش واکنش مثبت نشان دادند: بهای نفت کاهش یافت و نشانههایی از بهبود در بازارهای سهام دیده شد. این واکنش، نشان داد که ترامپ هنوز قدرت اثرگذاری بر بازارهای کوتاهمدت جهانی را دارد.
اما پشت این دستاورد فوری، واقعیت ژئوپولیتیکی دیگری در حال شکلگیری است. ایران در حالی به مذاکراتی که قرار است روز جمعه در پاکستان برگزار شود میرود که، با وجود تلفات سنگین، همچنان پابرجاست. این کشور هنوز ذخیرهای از اورانیوم با غنای بالا در اختیار دارد؛ همان موضوعی که از ابتدا در مرکز منازعه با آمریکا، اسرائیل و متحدانشان قرار داشت. افزون بر این، تهران اکنون مدعی است دستکم بخشی از کنترل تنگه هرمز را در اختیار دارد؛ گذرگاهی حیاتی که با نشان دادن توان بستن آن، جایگاه ایران را در معادله منطقهای به شکل محسوسی تقویت کرده است.
یکی از نکات محوری این تحلیل، ابهام در خودِ مفاد آتشبس است. هنوز روشن نیست توافق دقیقاً چه دامنهای دارد و برداشتهای گوناگونی از آن در گردش است. نخستوزیر پاکستان، شهباز شریف، گفته بود آتشبس همه جبههها، از جمله لبنان، را در بر میگیرد، اما بنیامین نتانیاهو به سرعت این برداشت را رد کرد و تأکید کرد عملیات اسرائیل در مرز شمالی ادامه خواهد یافت. همین تناقض نشان میدهد که توافق اعلامشده هنوز از انسجام و شفافیت لازم برای یک آتشبس پایدار برخوردار نیست.
ابهام دیگر به تنگه هرمز مربوط میشود. ترامپ گفته بود آتشبس مشروط به «بازگشایی کامل، فوری و امن» این آبراه است. تهران نیز با ازسرگیری عبور و مرور از تنگه موافقت کرده، اما با این قید که رفتوآمد کشتیها زیر نظارت و کنترل نیروهای مسلح ایران صورت خواهد گرفت. گزارشهایی از منطقه نیز حاکی از آن است که ایران قصد دارد طرح قبلی خود را برای تقسیم کنترل تنگه با عمان و دریافت عوارض عبور به اجرا بگذارد؛ عوارضی که گفته شده برای هر کشتی دو میلیون دلار تعیین شده است. اگر چنین ترتیبی عملی شود، این امر به معنای دگرگونی جدی در وضع سابق خواهد بود؛ زیرا پیش از جنگ، هرمز به عنوان یک آبراه آزاد شناخته میشد. در صورت تحقق این طرح، ایران نه فقط نقش نگهبان این گذرگاه راهبردی را تثبیت میکند، بلکه به منبع درآمدی تازه نیز دست مییابد.
همین نااطمینانی درباره آینده تنگه هرمز باعث میشود که گرچه صدها کشتی گرفتار در خلیج فارس احتمالاً برای خروج شتاب کنند، اما ورود کشتیهای تازه به این مسیر بسیار محتاطانهتر انجام گیرد. شرکتهای کشتیرانی هم نگران خواهند بود که پرداخت عوارض به ایران، آنان را در معرض نقض تحریمهای آمریکا قرار دهد. از این رو، حتی اگر آتشبس برقرار بماند، پیامدهای اقتصادی و تجاری بحران به سرعت از میان نخواهد رفت.
در بخش دیگری از این تحلیل تأکید میشود که تهدیدهای تند و فزاینده ترامپ در طول هفتههای جنگ، سرانجام نیز به هدف اصلی خود نرسید. او در روزهای آخر جنگ، تهدیدها را تا جایی پیش برد که از نابودی تمدن ایران سخن گفت؛ لحنی که نویسنده آن را تلاشی برای واداشتن تهران به امتیازدهی در آخرین لحظه میداند. اما بر پایه این ارزیابی، این فشار نتیجه معکوس داد. در نهایت، این طرح دهمادهای ایران بود، نه طرح پانزدهمادهای ترامپ، که به عنوان مبنای آغاز مذاکرات در پاکستان پذیرفته شد. ترامپ که تنها یک روز پیش از آن، طرح ایران را یکسره رد کرده بود، بعدتر از آن به عنوان «مبنایی قابل اجرا برای مذاکره» یاد کرد.
اهمیت این نکته در آنجاست که پیشنهاد دهمادهای ایران شامل خواستههایی است که تا پیش از این، از خطوط قرمز واشینگتن به شمار میرفت: لغو همه تحریمها، پرداخت غرامت جنگی و به رسمیت شناختن حق ایران برای غنیسازی اورانیوم. در این میان، حکومت ایران در نسخه فارسی مفاد آتشبس، مسئله حق غنیسازی را گنجانده، اما در ترجمه انگلیسی آن چنین چیزی دیده نمیشود؛ امری که نشان میدهد تهران احتمالاً این بند را هم برای مصرف داخلی و هم برای القای نوعی پیروزی سیاسی برجسته کرده است.
با این حال، بعید به نظر میرسد که ایران در مذاکرات بر سر این موضوع عقبنشینی کند. همانگونه که در همه دورهای گفتوگو با غرب بر حق غنیسازی پافشاری کرده، این بار نیز به احتمال زیاد آن را به خط قرمز خود تبدیل خواهد کرد. در این میان، در اختیار داشتن حدود ۴۴۰ کیلوگرم اورانیوم با غنای بالا، که از نظر تئوریک برای ساخت حدود دوازده کلاهک هستهای کفایت میکند، به یک اهرم چانهزنی مهم برای تهران بدل شده است.
این مسئله از آن جهت اهمیت بیشتری پیدا میکند که، ایران در مذاکراتی که با حمله آمریکا و اسرائیل در ۲۸ فوریه متوقف شد، ظاهراً آمادگی داشت از همین ذخیره چشم بپوشد. اگر این روایت درست باشد، معنایش آن است که آمریکا اکنون در موقعیتی ضعیفتر از پیش از آغاز جنگ قرار گرفته است؛ یعنی دقیقاً برخلاف هدفی که از حمله دنبال میکرد.
از منظر سیاسی و نظامی نیز هیئت ایرانی در حالی راهی اسلامآباد خواهد شد که اکنون میتواند به جهان و نیز به افکار عمومی داخل کشور نشان دهد حکومت، با وجود ضربات شدید و حتی کشته شدن رهبر جمهوری اسلامی، از سنگینترین فشار دشمنانش جان سالم به در برده است. نیروهای ایرانی در زمان اعلام آتشبس همچنان در حال نبرد بودند و برخلاف ادعاهایی که از نابودی کامل توان آنها سخن میگفت، هنوز موشکهایی به سوی اسرائیل و دیگر متحدان آمریکا شلیک میشد. همین استمرار توان تهاجمی، برگ دیگری در دست تهران برای مذاکرات است.
به این ترتیب، گفتوگوهای پیش رو در سایه نوعی وضع تازه آغاز خواهد شد: ایرانی که نه تنها از جنگ به طور کامل درهم نشکسته بیرون آمده، بلکه اکنون به عنوان یکی از متولیان و ذینفعان تنگه هرمز نیز مطرح است. در چنین شرایطی، هیئت آمریکایی شاید در میز مذاکره بر سر خواستههای تهران با تندی برخورد کند یا حتی تهدید به ترک گفتوگوها کند، اما این کار را در حالی انجام خواهد داد که میداند طرف مقابل، توان ثابتشدهای برای وارد آوردن فشار مستقیم به دولت ترامپ از مسیر بازار انرژی و قیمت بنزین دارد.
در مجموع، این تحلیل بر آن است که آتشبس دو هفتهای هرچند برای ترامپ یک پیروزی سریع تبلیغاتی و روانی به همراه آورد، اما در سطح راهبردی، دست ایران را برای ورود به مذاکرات بازتر کرده است. تهران اکنون با اورانیوم غنیشده، نفوذ بیشتر بر تنگه هرمز، توان اثباتشده برای تحمیل هزینه به رقبایش و روایت بقا در برابر یک جنگ سنگین، وارد گفتوگو میشود؛ در حالی که واشینگتن نسبت به دور پیشین مذاکرات، با اهرمهای محدودتر و فشارهای بیشتری روبهرو است.
