واژه «عنکبوت» ریشهای عربی دارد که در زبان فارسی نیز به طور گسترده به کار میرود. بر اساس منابع لغتشناسی، ریشهیابی و معادلهای این واژه به شرح زیر است:
ریشهشناسی و لغتنامه
ریشه عربی: این واژه از ریشه «ع-ن-ک-ب» گرفته شده است. در زبان عربی، «عنکبوت» هم برای مفرد و هم برای جنس (جمع) به کار میرود، هرچند که برای مونث دانستن آن (با توجه به آیه قرآنی «اتخذت بیتاً») شهرت بیشتری دارد.
لغتنامه دهخدا:
این واژه را «تننده» یا «کرم معروف که به فارسی آن را تننده گویند» توصیف کرده است.دهخدا نامهای کهن فارسی: در متون قدیمی و فرهنگهای فارسی، معادلهای اصیلی مانند تارتنک، کارتنک، جولاگک و تارتنه برای آن ذکر شده است.
اسامی و مفاهیم مرتبط
در فرهنگهای مختلف، نام این جانور با صفت «بافندگی» و «تار» گره خورده است:
| واژه | ریشه / کاربرد | معنی |
| تارتنک | فارسی اصیل | بافنده تار |
| Arachnid | یونانی (Arachne) | رده بندپایان (برگرفته از افسانه آراخنه) |
| عنکبوت | عربی | جانور تارتن؛ نام |
جالب است بدانید
در زبان عامیانه و گویشهای مختلف ایران، نامهای متفاوتی برای آن وجود دارد؛ مثلاً در گویش بختیاری به آن «اَنکَبود» و در گویش دزفولی «کاربَفَک» میگویند که هر دو تغییر یافته یا معادلهایی از همان مفهوم بافندگی و تنندگی هستند.
