قریع الفرس . [ ق َ عُل ْ ف َ رَ ] (اِخ ) شاعری است فارسی زبان که سوزنی در مطلع قصیده ٔ خود از او یاد کرده و گوید : من آن کسم که چو کردم به هجو گفتن رای هزار منجیک از پیش من کم آرد پای خجسته خواجه نجیبی خطیری و طیان قریع و عمعق وحکاک فرید یافه درای . در مورد بیت دوم که نام هشت تن از شاعران پیش از خود را آورده است سعید نفیسی گوید: مراد از قریع در این شعر شاعری است از همین دوره که اشعاری از او در فرهنگها باقی مانده است ، و نام درست او قریعالفرس بوده و چون در همین دوره شاعر دیگری بوده که در فرهنگها اشعاری از او به نام فریدالدهر باقی مانده در فرهنگها به واسطه ٔ شباهت کلمه ٔ قریعو فرید نامی به صورت قریع الدهر ساخته اند. (تعلیقات نفیسی بر لباب الالباب چ 1335 هَ . ش .).
«قریعالدهر» شاعر معاصر عسجدی (شاعر قرن پنجم)، لقبی طنزآمیز یا هجوآمیز است که عسجدی در اشعار خود برای اشاره به شاعری دیگر استفاده کرده است. بر اساس گنجور، عسجدی در قطعهای کوتاه (شماره ۸۷ از اشعار باقیمانده)، این شخص را به دلیل کیفیت آثارش مورد هجو قرار داده است. نکات کلیدی: هجو: عسجدی از این عبارت برای تمسخر یا انتقاد از شاعر همعصر خود استفاده کرده است.منبع: این ابیات در گنجور و در دسته «اشعار باقیمانده عسجدی» قابل دسترسی است.قالب: شعر هجو در قالب یکی از قوالب سنتی (احتمالاً غزل/قطعه) و در وزن هزج مسدس محذوف سروده شده است. AI Overview «فریدالدهر» یا «فرید عصر» لقبی است که به فریدالدین سجزی (سیستانی)، ادیب، شاعر و فاضل مشهور سده هفتم هجری داده شده است. او به دلیل لطافت طبع و شیوایی سخن، توسط امین احمد رازی و عوفی ستایش شده و به عنوان نمونه عالی هنر و فضیلت در زمان خود شناخته میشد Wikipedia. نکات کلیدی: هویت: فریدالدین سجزی/سیستانی. لقب: فرید عصر، وحید دهر. ویژگی: شاعر، ادیب و فاضل. توصیف: شاه بر بساط فضیلت و ماه بر آسمان هنر. آثار: رباعیات. توجه: عبارت "فرید دهر" در اشعار دیگران (مانند شعر سحاب اصفهانی در گنجور و ادبستان شعر پارسی) به عنوان صفت برای ممدوح نیز به کار رفته است، اما به عنوان لقب شاعر، اشاره به فریدالدین سجزی است.
فریدالدین سجزی، فریدالدین سیستانی ادیب و فاضل زمان خویش بوده است. امین احمد رازی، لطافت طبع و شیوای سخن و شعر فریدالدین را بسیار ستوده است و از او به عنوان فرید عصر و وحید دهر یاد میکند. عوفی نیز عظمت وی را چنین بیان میکند. فریدالدین سجزی شاعری است که بربساط فضیلت، شاه بود و بر آسمان هنر، ماه. رباعیات زیر از این شاعر است. راه دل من، آن بت دلخواه زند وز دوست عجب نبود، اگر راه زند چاهی است که چاه زنخش میگوید زلفش همه دل بر سر آن چاه زند منبع حیدرعلی دهمرده، وحید کیخا مقدم، عبدل علی اویسی (۱۳۸۰)، کتاب شاعران سیستان، ناشرروابط عمومی دانشگاه زابل ردهها: اهالی سیستان شاعران فارسیزبان اهل ایران شاعران مرد اهل ایران شاعران سیستانی این صفحه آخرینبار در ۱۰ ژوئن ۲۰۲۴ ساعت ۰۸:۳۲ ویرایش شده است. این صفحه با استفاده از پارسوئید رندر شده است.
