۱۴۰۴ بهمن ۱۴, سه‌شنبه

 Sohrab Kavehe

3m 
بخش‌هایی از مقاله آقای محمود دلخواسته
چرا در تظاهرات دی ماه 50 کتابخانه به آتش کشیده شد؟!!!
در اعلامیه مدیر کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، در جریان تظاهرات و برخوردهای دی ماه، در کنار کشته شدن هزاران نفر از هموطنان و ویرانی های عظیم اقتصادی، که در تاریخ جنبشهای اجتماعی 150 ساله وطن بی سابقه می باشد، 50 کتابخانه نیز به آتش کشیده شده است. تا آنجا که می دانم آخرین باری که کتابخانه در ایران به آتش کشیده شد، در زمان حمله مغول بود.
هر چه فکر می کنم که چگونه در ذهن عده ای آمد که به کتابخانه ها حمله کنند و صدها هزار کتاب را به آتش بکشند؟!!! تصورش را هم نمی توانم بکنم که چگونه افرادی توانستند آتش در میان کتابها بیاندازند؟
...........
ولی تنبلی مزمن در کتابخوانی یک چیز است و دشمنی با کتاب و اندیشه چیزی دیگر. در این کتاب به آتش کشیدن ها که در واقع جنوساید فرهنگی است، پا از آتش سوزی کتابها بدست نازی های هیتلری نیز فراتر گذاشته شد، چرا که نازی ها تنها کتابهایی را که "کتب ضاله" توصیف می کردند از کتابخانه ها خارج و در خیابانها به آتش می کشیدند و نه اینکه خود کتابخانه را به آتش بکشند!
.........
ولی آتش زدن 50 کتابخانه در شهرهای مختلف نشان از عملی سازماندهی شده و تیمی دارد نه نتیجه نه عملی اتفاقی که معترضان عادی بیتاب شده از آتش استبداد رژیم خیانت ،جنایت و فساد، مرتکب چنین جنایت فرهنگی شده باشند.
بنابراین با ضریب بالای اطمینان می توان گفت که این جنایت فرهنگی، کار آنهایی است که بقول پمپئو رئیس سابق سازمان سیا و تویت های سازمان موساد، اعضای موساد بوده اند که در کنار معترضان عادی که از حقوق قانونی و شهروندی خود استفاده و به اعتراض بیرون آمده بودند قدم می زدند و موساد با افتخار اعلام کرد که با سلاح هایی در اختیار اجیر شدگان خود در ایران گذاشتیم صدها نیروی انتظامی را به قتل رساندیم. ولی هدف فقط این قتل ها نبوده است، بلکه در کنار آن هدف دیگری نیز تعقیب می شده است و آن انجام جنوساید فرهنگی هم بوده است. در واقع، موساد و سیا، فرهنگ ایران را هم هدف گرفته بودند و کوشش در به آتش کشیدن آن داشتند و معدودی از جوانان وطن انباشته از خشم و خالی از فهم، بازی عوامل موساد را خورده، موج زده شده و در این به آتش کشیدنها همکاری کردند.
.....
کاری که عوامل موساد در این دو روز انجام دادند، تکرار همانکاری است که ارتش جنایتکار اسرائیل در غزه انجام داد و و بگونه ای سیستماتیک تمامی کتابخانه ها و دانشگاه ها و مدارس را ویران کردند، تا نسلی که بعد از این جنوساید/نسل کشی/هولاکاست، بدنیا می آید حافظه فرهنگی و تاریخی نداشته باشد و اینگونه برده و رام آنها شود. همین کوشش را در ایران سعی کرده اند در حدی که می توانند با ایرانیانی که برای آنها اشک تمساح می ریزند انجام
داده اند.
....
در عین حال، یک واقعیت دیگر وجود دارد و آن اینکه همانگونه که کارشناسانی همچون پروفسور جان میر شایمر و پروفسور جفری ساکی و لاری جانسون، توضیح دادند، موساد از طریق کوشش در به مصادره کردن اعتراضات به حق مردم، کوششی کلاسیک از "دفتر تغییر رژیم" بوده است و در نهایت جنگ داخلی و تجزیه ایران تا اسرائیل بدون هیچ رقیبی سروری خود بر منطقه را مسلم کند.
توضیح اینکه، روش موساد و سیا این است که تیمهای «آشوبگران/agitator» خود را وارد تظاهرات کرده و از آنها به عنوان «تاثیر گذار/influencer» استفاده کرده و با استفاده از «روانشناسی گروه/group psychology» که فروید در تحقیقات خود نشان داده است که تحریک پذیر تر از عنصر فرد است و می شود از طریق تهییج، روانشناسی جمع را بطرف خشونت برد. در چنین وضعیتی، جوانی که در حالت عادی ممکن نبود دست به خشونت و آتش سوزی بزند، در وضعیت تهییج، خشمهای خفته بر علیه استبداد او را به طرف انجام اعمالی می برد که قبل از انجام آن حتی تصورش را هم نمی کرده است و بعد از آنهم می تواند پشیمان شود.
سوال دیگر این است که این نوع آتش زدنها به مردم و جهان متمدن چه می گوید؟ پیام یکی از دانشجویان بریتانیایی با شگفتی از چنین جنایت فرهنگی مطلع شده بود، بیان بسیاری است:
»That’s so sad actually it now represents any uprising as anti-intellectual as well. Makes people look stupid and stagnant«
ترجمه:
«این واقعاً آنقدر غم‌انگیز است که اکنون هرگونه اعتراضی را نیز به عنوان یک خیزش ضد روشنفکری نشان می‌دهد. مردم را احمق و راکد جلوه می‌دهد.»
محمود دلخواسته