۱۴۰۴ دی ۱۰, چهارشنبه

جنایت و مکافات

BBC News, فارسی
مشاهده محتوا
صفحه ها
صفحه اولجنگ اسرائیل-ایرانپخش زندهویدیوتلویزیونايرانافغانستانجهانهنرورزشاقتصاددانشفراتر از خبر
آگهی

جان سیمپسون: بیش از ۴۰ جنگ را گزارش کرده‌ام، اما هرگز سالی مانند ۲۰۲۵ ندیده‌ام
تصویری گرافیکی از سربازان
جان سیمپسون: بیش از ۴۰ جنگ را گزارش کرده‌ام، اما هرگز سالی مانند ۲۰۲۵ ندیده‌ام
اطلاعات مقاله

نویسنده,جان سیمپسون
شغل,سردبیر امور جهانی، بی‌بی‌سی
۳ ساعت پیش
هشدار: این مقاله حاوی توصیف‌هایی از مرگ است که ممکن است برای برخی خوانندگان آزاردهنده باشد.

در طول دوران حرفه‌ایم که از دهه ۱۹۶۰ آغاز شده، درباره بیش از ۴۰ جنگ در نقاط مختلف جهان گزارش داده‌ام. اوج جنگ سرد را دیده‌ام و سپس شاهد فروپاشی ناگهانی آن بوده‌ام. اما هیچ سالی به اندازه ۲۰۲۵، تا این حد نگران‌کننده نبوده است؛ نه فقط به این دلیل که چندین درگیری بزرگ به صورت هم‌زمان در جریان است، بلکه چون به تدریج روشن می‌شود که یکی از آن‌ها پیامدهای ژئوپلیتیکی‌ دارد که در تاریخ معاصر بی‌سابقه است.

ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، هشدار داده است که جنگ جاری در کشورش ممکن است به جنگی جهانی تبدیل شود. پس از نزدیک به شصت سال گزارش و پوشش درگیری‌ها، این احساس ناخوشایند را دارم که حق با او است.

دولت‌های عضو ناتو برای یافتن هرگونه نشانه‌ای مبنی بر اینکه روسیه در حال قطع کابل‌های زیردریایی است، در آماده‌باش کامل قرار دارند؛ کابل‌هایی که بخش بزرگی از ارتباطات الکترونیکی حیاتی جوامع غربی از طریق آن منتقل می‌شود.

پهپادهای روسیه متهم‌اند که در حال آزمودن توان پدافندی کشورهای ناتو هستند. هکرهای روس نیز در حال توسعه روش‌هایی برای از کار انداختن وزارتخانه‌ها، خدمات اضطراری و شرکت‌های بزرگ هستند.

آگهی

مقام‌های غربی اطمینان دارند که سرویس‌های اطلاعاتی روسیه تعدادی از مخالفانی را که به غرب پناه برده‌اند، ترور کرده‌اند یا در پی ترور آن‌ها بوده‌اند. تحقیقات درباره تلاش برای قتل سرگئی اسکریپال، مامور پیشین اطلاعات روسیه، در سال ۲۰۱۸ در شهر سالزبری بریتانیا که به مرگ یک زن ساکن آن شهر به نام داون استرجس منجر شد به این نتیجه رسید که این حمله در بالاترین سطوح قدرت در روسیه تایید شده است؛ یعنی با اطلاع مستقیم ولادیمیر پوتین.

رئیس‌جمهور اوکراینمنبع تصویر،AFP via Getty Images
توضیح تصویر،رئیس‌جمهور اوکراین هشدار داده است که درگیری کنونی در این کشور ممکن است به جنگی جهانی تبدیل شود
سال ۲۰۲۵ با سه جنگ کاملا متفاوت تعریف می‌شود.

جنگ اوکراین یکی از این جنگ‌هاست که بنا بر اعلام سازمان ملل متحد، حدود ۱۴ هزار غیرنظامی جان خود را در آن از دست داده‌اند.

Skip پربیننده‌ترین‌ها and continue reading
پربیننده‌ترین‌ها
نسرین ستوده
نسرین ستوده: ما زخم‌خورده یک ماجرا هستیم؛ چرا باید روبه‌روی هم بایستیم؟
تاتیانا اشلوسبرگ، نوه جان اف کندی
تاتيانا شلوسبرگ، نوه جان اف کندی، در سن ۳۵ سالگی درگذشت
تصویر گرافیکی از سربازان
جان سیمپسون: بیش از ۴۰ جنگ را گزارش کرده‌ام، اما هرگز سالی مانند ۲۰۲۵ ندیده‌ام
معترضی که وسط خیابان نشسته بود 
درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
End of پربیننده‌ترین‌ها
جنگ غزه که در آن بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، پس از کشته شدن حدود ۱۲۰۰ نفر در حمله حماس به اسرائیل در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ و گروگان‌گیری ۲۵۱ نفر، وعده «انتقامی سهمگین» داد. از آن زمان تاکنون، بنا بر آمار وزارت بهداشت تحت کنترل حماس در غزه که سازمان ملل آن را قابل اتکا می‌داند بیش از ۷۰ هزار فلسطینی در نتیجه عملیات نظامی اسرائیل کشته شده‌اند، که بیش از ۳۰ هزار نفر از آن‌ها زن و کودک بوده‌اند.

در همین حال سودان شاهد جنگ داخلی بی‌رحمانه‌ای میان دو جناح نظامی بوده است. طی دو سال گذشته، بیش از ۱۵۰ هزار نفر در این کشور جان باخته‌اند و حدود ۱۲ میلیون نفر ناچار به ترک خانه‌های خود شده‌اند.

اگر این تنها جنگ سال ۲۰۲۵ بود، شاید جهان بیرون تلاش بیشتری برای متوقف کردن آن می‌کرد، اما این طور نبود.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در حالی که هواپیمایش پس از مذاکرات مربوط به آتش‌بس در غزه، عازم اسرائیل بود، گفت «من در حل‌وفصل جنگ‌ها خوبم». با وجود آن که شمار کشته‌ها در غزه کاهش یافته، اما با وجود آتش‌بس، این جنگ به هیچ وجه حس پایان یافتن یا حل شدن ندارد.

با توجه به رنج عظیمی که خاورمیانه متحمل شده، شاید عجیب به نظر برسد اگر بگوییم جنگ اوکراین در سطحی کاملا متفاوت قرار دارد. اما واقعیت همین است.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکامنبع تصویر،AFP via Getty Images
توضیح تصویر،دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، گفت «من در حل‌وفصل جنگ‌ها خوبم»
به جز جنگ سرد، اغلب درگیری‌هایی که در طول سال‌ها پوشش داده‌ام، مقیاسی محدود داشته‌اند؛ بی‌تردید خشونت‌بار و خطرناک بوده‌اند، اما نه آن‌قدر که صلح کل جهان را تهدید کنند. برخی جنگ‌ها، مانند ویتنام، جنگ اول خلیج فارس یا جنگ کوزوو، گاه به گونه‌ای پیش می‌رفتند که امکان سرریز شدن به بحرانی بسیار بزرگ‌تر وجود داشت، اما هرگز چنین اتفاقی نیفتاد.

قدرت‌های بزرگ بیش از حد بیم آن را داشتند که یک جنگ منطقه‌ای و متعارف به یک رویارویی هسته‌ای بدل شود.

روایت مشهوری وجود دارد که می‌گوید مایک جکسون، ژنرال بریتانیایی، در سال ۱۹۹۹، زمانی که فرمانده ارشد ناتو به او دستور داد نیروهای بریتانیا و فرانسه فرودگاه پریشتینا در کوزوو را پس از رسیدن نیروهای روسی تصرف کنند، از طریق بی‌سیم فریاد زد: «من به خاطر شما جنگ جهانی سوم را شروع نمی‌کنم.»

اما به نظر می‌رسد در سال ۲۰۲۶، روسیه با توجه به بی‌میلی آشکار دونالد ترامپ نسبت به اروپا، هم آماده و هم مایل است برای گسترش سلطه خود فشار بیشتری وارد کند.

چندی پیش ولادیمیر پوتین گفت روسیه قصد جنگ با اروپا را ندارد، اما اگر اروپایی‌ها بخواهند، «همین الان» آماده است.

او کمی بعد در برنامه‌ای تلویزیونی گفت: «اگر با احترام با ما رفتار شود و اگر به منافع ما احترام بگذارید، همان‌طور که ما همیشه تلاش کرده‌ایم به منافع شما احترام بگذاریم، هیچ عملیاتی در کار نخواهد بود.»

ولادیمیر پوتینمنبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،ولادیمیر پوتین گفت روسیه قصد جنگ با اروپا را ندارد، اما اگر اروپایی‌ها بخواهند، همین الان هم آماده است
با این حال، واقعیت این است که روسیه، به عنوان یک قدرت بزرگ جهانی، به یک کشور مستقل اروپایی حمله کرده و نتیجه آن، تلفات گسترده غیرنظامی و نظامی بوده است. اوکراین روسیه را متهم می‌کند که دست‌کم ۲۰ هزار کودک را ربوده است. دیوان کیفری بین‌المللی به دلیل نقش ولادیمیر پوتین در این پرونده، حکم بازداشت او را صادر کرده است؛ حکمی که روسیه همواره آن را رد کرده است.

روسیه می‌گوید این حمله برای دفاع در برابر گسترش ناتو صورت گرفته، اما آقای پوتین انگیزه دیگری را نیز آشکار کرده است: تمایل به بازگرداندن حوزه نفوذ منطقه‌ای روسیه.

نارضایتی آمریکا
او با رضایت خاطر آگاه است که سال ۲۰۲۵ شاهد وقوع امری بوده که اکثر کشورهای غربی آن را غیر قابل تصور می‌پنداشتند: این احتمال که یک رئیس‌جمهور در آمریکا به نظم راهبردی که از زمان جنگ جهانی دوم برقرار بوده است، پشت کند.

واشنگتن نه‌تنها دیگر مطمئن نیست که می‌خواهد از اروپا دفاع کند، بلکه از مسیری که به گمانش اروپا در آن حرکت می‌کند نیز ناخشنود است. گزارش جدید راهبرد امنیت ملی دولت ترامپ مدعی است اروپا اکنون با «چشم‌انداز آشکار نابودی تمدنی» روبه‌روست.

کرملین از این گزارش استقبال کرد و گفت این ارزیابی با دیدگاه روسیه هم‌خوانی دارد. بدیهی است که چنین است.

در داخل روسیه، به گفته گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر، ولادیمیر پوتین تقریبا تمام مخالفت‌های داخلی با خود و با جنگ اوکراین را سرکوب کرده است. با این حال، او با چالش‌هایی نیز روبه‌روست: خطر بازگشت تورم، کاهش درآمدهای نفتی و افزایش مالیات بر ارزش افزوده برای تامین هزینه‌های جنگ.

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراینمنبع تصویر،Getty Images
توضیح تصویر،دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، و ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، در دیداری در کاخ سفید در فوریه ۲۰۲۵، درگیر یک مشاجره شدند
اقتصادهای کشورهای عضو اتحادیه اروپا در مجموع ده برابر بزرگ‌تر از اقتصاد روسیه هستند و اگر بریتانیا را هم اضافه کنیم، این فاصله حتی بیشتر می‌شود. مجموع جمعیت اروپا با حدود ۴۵۰ میلیون نفر، بیش از سه برابر جمعیت ۱۴۵ میلیونی روسیه است.

با این حال، به نظر می‌رسد اروپای غربی نگران از دست دادن رفاه و آسایش خود بوده است و تا همین اواخر، تا زمانی که می‌شد آمریکا را به حمایت و محافظت متقاعد کرد، تمایلی به پرداخت هزینه‌های دفاعی خود نداشت.

خود آمریکا نیز این روزها متفاوت است: نفوذش کمتر شده، درون‌گرا‌تر شده و هرچه بیشتر از آمریکایی که من در تمام عمر حرفه‌ایم از آن گزارش داده‌ام، فاصله گرفته است. اکنون، بسیار شبیه دهه‌های ۱۹۲۰ و ۱۹۳۰ میلادی، می‌خواهد تمرکز خود را بر منافع ملی‌اش بگذارد.

حتی اگر دونالد ترامپ در انتخابات میان‌دوره‌ای سال آینده بخش قابل توجهی از قدرت سیاسی خود را از دست بدهد، ممکن است مسیر را آن‌قدر به سمت انزواگرایی برده باشد که حتی یک رئیس‌جمهور طرفدارتر ناتو در سال ۲۰۲۸ نیز به سختی بتواند به کمک اروپا بیاید.

ولادیمیر پوتین بی‌تردید متوجه این موضوع شده است.

خطر تشدید تنش
سال ۲۰۲۶ به راستی سالی تعیین‌کننده به نظر می‌رسد. ولودیمیر زلنسکی ممکن است احساس کند ناچار است به توافق صلحی تن دهد که بر اساس آن بخش‌های بزرگی از قلمرو اوکراین را از دست می‌دهد. پرسش حیاتی این است:

آیا تضمین‌هایی کافی و قابل اتکا وجود خواهد داشت که مانع شود پوتین چند سال بعد برای مطالبات بیشتر بازگردد؟

برای اوکراین و حامیان اروپایی‌اش،‌که از همین حالا نیز احساس می‌کنند در جنگ با روسیه هستند، این مسئله‌ای سرنوشت‌ساز است. اروپا باید سهم بسیار بزرگ‌تری در سرپا نگه داشتن اوکراین بر عهده بگیرد. اما اگر آمریکا، همان‌گونه که گاه تهدید می‌کند، از اوکراین روی برگرداند، بار سنگینی بر دوش اروپا خواهد افتاد.

ویرانه‌‌های ساختمانی در کی‌یفمنبع تصویر،Global Images Ukraine via Getty Images
توضیح تصویر،اگر آمریکا به اوکراین پشت کند، بار سنگینی بر دوش اروپا خواهد افتاد
اما آیا این جنگ می‌تواند به رویارویی هسته‌ای کشیده شود؟

می‌دانیم که ولادیمیر پوتین اهل قمار است. یک رهبر محتاط‌تر از حمله به اوکراین در فوریه ۲۰۲۲ خودداری می‌کرد. زیردستان رئیس‌جمهور روسیه تهدیدهای هولناکی درباره محو کردن بریتانیا و دیگر کشورهای اروپایی با سلاح‌های جدید روسیه مطرح می‌کنند، اما خود او معمولا با خویشتن‌دارتری سخن می‌گوید.

تا زمانی که آمریکا همچنان عضو فعال ناتو باقی بماند، خطر پاسخ هسته‌ای ویرانگر این کشور هنوز بیش از حد بزرگ است. دست‌کم فعلا.

نقش جهانی چین
اما چین چه؟ شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، اخیرا تهدیدهای صریح چندانی علیه جزیره خودگردان تایوان مطرح نکرده است. با این حال دو سال پیش ویلیام برنز، رئیس وقت سازمان سیا، گفت که شی جین‌پینگ به ارتش آزادی‌بخش خلق دستور داده تا سال ۲۰۲۷ برای حمله به تایوان آماده شود. اگر چین برای تصرف تایوان اقدام قاطعی نکند، آقای شی ممکن است این وضعیت را نشانه‌ای از ضعف تلقی کند و چنین برداشتی برای او قابل قبول نیست.

شاید تصور شود چین امروز آن‌قدر قدرتمند و ثروتمند است که نیازی به نگرانی درباره افکار عمومی داخلی ندارد. اما چنین نیست.

از زمان خیزش سال ۱۹۸۹ علیه دنگ شیائوپینگ، که به کشتار میدان تیان‌آن‌من انجامید، رهبران چین با وسواسی شدید واکنش‌های داخلی را زیر نظر گرفته‌اند.

من خود شاهد چگونگی پیش رفتن رویدادهای تیان‌آن‌من بودم. در آن زمان گزارشگر بودم و حتی مدتی در همان میدان زندگی می‌کردم.

شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین (وسط)منبع تصویر،AFP via Getty Images, Sputnik, Pool
توضیح تصویر،شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین (در مرکز تصویر)، اخیرا تهدیدهای چندان صریحی علیه تایوان مطرح نکرده است
داستان چهارم ژوئن ۱۹۸۹ به آن سادگی نبود که آن زمان تصور می‌کردیم: سربازان مسلح در برابر دانشجویان بی‌دفاع. این تصویر درست بود، اما تمام واقعیت نبود. نبرد دیگری نیز در پکن و بسیاری شهرهای دیگر جریان داشت. هزاران نفر از مردم عادی طبقه کارگر به خیابان‌ها آمدند و مصمم بودند از حمله به دانشجویان به عنوان فرصتی برای سرنگونی کامل حاکمیت حزب کمونیست چین استفاده کنند.

دو روز بعد، هنگام رانندگی در خیابان‌ها، دست‌کم پنج کلانتری و سه مقر پلیس امنیت محلی را دیدم که به آتش کشیده و ویران شده بودند.

در یکی از مناطق حومه‌ای، جمعیتی خشمگین یک مامور پلیس را زنده سوزانده بودند و جسد زغال‌شده‌اش را به دیوار تکیه داده بودند. کلاه یونیفرمش را با حالتی تمسخرآمیز روی سرش گذاشته و سیگاری را میان لب‌های سیاه‌شده‌اش قرار داده بودند.

آشکار بود که ارتش فقط یک تجمع دانشجویی طولانی‌مدت را سرکوب نمی‌کرد، بلکه در حال خاموش کردن یک خیزش مردمی گسترده بود.

رهبری سیاسی چین که هنوز قادر به فراموش کردن وقایع ۳۶ سال پیش نیست، دائما در جست‌وجوی نشانه‌های مخالفت است؛ چه از سوی گروه‌های سازمان‌یافته‌ای مانند فالون گونگ یا کلیسای مستقل مسیحی و جنبش دموکراسی‌خواه در هنگ‌کنگ، و چه صرفا افرادی که علیه فساد محلی تظاهرات می‌کنند. با تمام این موارد با شدت تمام برخورد می‌شود.

از سال ۱۹۸۹ تاکنون زمان زیادی را صرف گزارش از چین کرده‌ام و شاهد صعود این کشور به جایگاه سلطه اقتصادی و سیاسی بوده‌ام. حتی زمانی با یک سیاستمدار بلندپایه آشنا شدم که رقیب شی جین‌پینگ به شمار می‌رفت. نام او بو شیلای بود؛ فردی شیفته فرهنگ انگلیسی که به طرزی شگفت‌آور درباره سیاست چین صریح و بی‌پرده صحبت می‌کرد.

او یک بار به من گفت: «تو هرگز نمی‌فهمی دولتی که می‌داند انتخاب نشده، چقدر احساس ناامنی می‌کند.»

سرنوشت بو شیلای اما این بود که در سال ۲۰۱۳، پس از محکوم شدن به رشوه‌خواری، اختلاس و سوءاستفاده از قدرت، به حبس ابد محکوم شد.

جان سیمپسون
توضیح تصویر،جان سیمپسون طی سالیان متمادی گزارش‌های متعددی از چین تهیه کرده است. تصویر او در میدان تیان‌آن‌من، سال ۲۰۱۶
در مجموع، سال ۲۰۲۶ به احتمال زیاد سالی سرنوشت‌ساز خواهد بود. قدرت چین افزایش خواهد یافت و راهبردش برای تصاحب تایوان بزرگ‌ترین جاه‌طلبی شی جین‌پینگ روشن‌تر خواهد شد. ممکن است جنگ اوکراین پایان یابد، اما با شرایطی که به سود ولادیمیر پوتین است.

او شاید آزاد باشد هر زمان که آماده شد، برای تصرف بخش‌های بیشتری از اوکراین بازگردد. و دونالد ترامپ، حتی اگر در انتخابات میان‌دوره‌ای نوامبر بخشی از قدرت سیاسی‌اش را از دست بدهد، همچنان آمریکا را از اروپا دورتر خواهد کرد.

از نگاه اروپا، به سختی می‌توان چشم‌اندازی تیره‌تر از این تصور کرد.

اگر تصور می‌کردید جنگ جهانی سوم به شکل رویارویی مستقیم با سلاح‌های هسته‌ای رخ خواهد داد، دوباره بیندیشید. احتمال بسیار بیشتر این است که با مجموعه‌ای از مانورهای دیپلماتیک و نظامی روبه‌رو باشیم که به تقویت خودکامگی می‌انجامد و حتی می‌تواند اتحاد غرب را تا مرز فروپاشی پیش ببرد.

و این روند، همین حالا نیز آغاز شده است.

عکس بالای صفحه: AFP / Getty Images

موضوعات مرتبط
ولادیمیر پوتین
روسیه
چین
دونالد ترامپ
اوکراین
جنگ اوکراین
مطالب مرتبط
عکسی از ولادیمیر پوتین در حال سخنرانی 
پوتین چگونه میلیاردرهای روسیه را در جریان جنگ به حاشیه رانده است؟
۸ دی ۱۴۰۴ - ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵
مردی در ۱۰ دسامبر ۲۰۲۵ روی لبه یک ساختمان ویران‌شده در محله السفتاوی، غرب شهر جبالیا در شمال نوار غزه نشسته است.
آتش‌بس اسرائیل و حماس: چه چیزی مانع پیشرفت مرحله دوم توافق غزه شده است؟
۳ دی ۱۴۰۴ - ۲۴ دسامبر ۲۰۲۵
دونالد ترامپ
چرا استراتژی امنیتی ترامپ متحدان آمریکا را نگران کرده است؟
۲۵ آذر ۱۴۰۴ - ۱۶ دسامبر ۲۰۲۵
مهمترین خبرها
زنده,اعتراضات به گرانی در ایران؛ دادستان کل کشور:‌ اعتراضات قابل درک است، اما نباید ابزار ناامنی شود
نسرین ستوده: ما زخم‌خورده یک ماجرا هستیم؛ چرا باید روبه‌روی هم بایستیم؟
۴۹ دقیقه پیش
جان سیمپسون: بیش از ۴۰ جنگ را گزارش کرده‌ام، اما هرگز سالی مانند ۲۰۲۵ ندیده‌ام
۳ ساعت پیش
گزارش و تحلیل
The picture shows a dark night sky filled with countless tiny stars, with no buildings or people visible. Across the middle runs a broad, diagonal band of the Milky Way, glowing in shades of pink, purple and white, mottled with darker dust lanes. At the bottom, silhouetted tree tops frame the scene, while a small, bright cloud of light near the centre bottom hints at a nearby galaxy or nebula.
آیا انرژی تاریک در حال تغییر است؟ پژوهشی تازه که سرنوشت کیهان را زیر سوال می‌برد
۹ دی ۱۴۰۴ - ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵
آنی ارنو
آنی ارنو، برنده نوبل ادبیات: می‌نویسم تا انتقام مردمم را بگیرم
۹ دی ۱۴۰۴ - ۳۰ دسامبر ۲۰۲۵
دختری با خوشحالی قرصی را در دست گرفته نزدیک دهانش و یک لیوان آب در دست دیگر
آیا منیزیم به خواب بهتر کمک می‌کند؟
۸ دی ۱۴۰۴ - ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵
ترانه علیدوستی
«زخم مشترک»؛ چرا استقبال از مستند ترانه کم‌سابقه شد؟
۸ دی ۱۴۰۴ - ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵
سوزانا لیو روی مبل زرد رنگی نشسته به دوربین نگاه می‌کند
ربودن شوهرش به بزرگ‌ترین معمای مالزی بدل شد، سپس، نوبت به اعترافی تکان‌دهنده رسید
۸ دی ۱۴۰۴ - ۲۹ دسامبر ۲۰۲۵
نمایندگان دادستانی تهران، مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی، مدیریت بحران استان تهران و آتش‌نشانی از جمله مسئولانی بودند که در بازدید و بازرسی در بازار تهران حضور یافتند
«تونل زیر بازار تهران»؛ رئیس شورای شهر: این تونل رصد نمی‌شد
۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵
در سال ۲۰۲۵ یانیک سینر قهرمان اوپن استرالیا و ویمبلدون شد و کارلوس آلکاراس قهرمان اوپن فرانسه و آمریکا 
ماموریت غیرممکن ۲۰۲۶، چه کسانی می‌توانند «سینکاراس» را تهدید کنند؟
۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵
بریژیت باردو
بریژیت باردو؛ ستاره‌ای که سینمای فرانسه را دگرگون کرد
۷ دی ۱۴۰۴ - ۲۸ دسامبر ۲۰۲۵
مطالب پرخواننده
۱
نسرین ستوده: ما زخم‌خورده یک ماجرا هستیم؛ چرا باید روبه‌روی هم بایستیم؟
۲
تاتيانا شلوسبرگ، نوه جان اف کندی، در سن ۳۵ سالگی درگذشت
۳
جان سیمپسون: بیش از ۴۰ جنگ را گزارش کرده‌ام، اما هرگز سالی مانند ۲۰۲۵ ندیده‌ام
۴
درباره تصویر معترضی که مقابل یگان ویژه وسط خیابان نشسته‌ بود، چه می‌دانیم؟
۵
سومالی‌لند کجاست و چرا تنها اسرائیل آن را به عنوان کشور مستقل به رسمیت شناخته است؟
۶
ساعاتی پس از هشدار عربستان، امارات متحده عربی اعلام کرد که باقیمانده نیروهایش را از یمن خارج می‌کند
۷
هشدار پزشکیان به ترامپ درباره احتمال حمله به ایران؛ روسیه خواستار خویشتنداری شد
۸
میلیاردر و بی‌صدا؛ راز وفاداری الیگارش‌های روس به پوتین چیست؟
۹
آنتونی هاپکینز در پنجاهمین سال ترک اعتیاد به الکل: لطفا زندگی را انتخاب کنید
۱۰
چالش‌های «پرپیچ‌وخم» در مسیر توافق صلح روسیه و اوکراین همچنان باقی است
BBC News, فارسی
چرا می‌توانید به بی‌بی‌سی اطمینان کنید؟
شرایط استفاده
درباره بی بی سی
سیاست حفظ حریم خصوصی
کوکی ها
تماس با بی بی سی
اخبار به زبان‌های دیگر
Do not share or sell my info
© 2025 بی بی سی. بی بی سی مسئول محتوای سایت های دیگر نیست. سیاست ما درباره لینک دادن به سایت های دیگر.

۱۴۰۴ دی ۹, سه‌شنبه

مرگ نوه کندی

BREAKING: Tatiana Schlossberg, fierce critic of her cousin RFK Jr.’s health policies, succumbs to cancer at 35.

As Tatiana Schlossberg spent the last weeks of her life fighting blood cancer, she spent much of her dwindling energy also fighting against the dangerous ideology being pushed by her own cousin.

In her final months, the 35-year-old journalist, environmentalist, and daughter of Caroline Kennedy did what few dared — she publicly condemned Robert F. Kennedy Jr.’s anti-vaccine extremism and his role in dismantling the very medical system keeping her alive.

In a devastating essay written while battling aggressive leukemia, Schlossberg laid bare the human cost of RFK Jr.’s war on science. As she endured chemotherapy, stem cell transplants, and life-threatening complications, she watched in horror as her cousin — newly empowered as Health and Human Services Secretary — slashed funding for medical research, attacked vaccine science, and destabilized the institutions she depended on to survive.

“This is the system keeping me alive,” she wrote. “And he is tearing it down.”

Schlossberg didn’t speak in abstractions. She named names. She called out RFK Jr.’s obsession with conspiracy theories, his attacks on vaccine science, and his reckless crusade against the very public-health infrastructure that saved her life. While she fought leukemia, her cousin was questioning the safety of the same medical advances that gave her a fighting chance.

She didn’t mince words: RFK Jr. was “an embarrassment” to her and to the Kennedy family — a devastating indictment from someone who understood the cost of his policies not in theory, but in blood, bone marrow, and hospital rooms.

Her story laid bare the cruelty of political extremism masquerading as “skepticism.” While RFK Jr. dismantled research funding and undermined trust in science, Schlossberg clung to treatments made possible only through decades of publicly funded research — the very investments he sought to gut.

In the end, her voice became a moral reckoning. As she faced death, she used her remaining strength not to shield her family name, but to tell the truth: that anti-science ideology kills, that misinformation has consequences, and that her cousin’s crusade endangered countless lives — including her own.

Tatiana Schlossberg did not live to see the future she hoped for. But in her final words, she left behind something more powerful than political spin: a witness, a warning, and a legacy of courage that stands in stark contrast to the reckless agenda she bravely condemned.

Let us hope that RFK Jr.’s dangerous, conspiracy-laden agenda is quickly condemned and reversed by actually competent scientists and that he is quickly removed from the position he is so supremely unqualified for. 

Only then will Tatiana Schlossberg be able to truly rest in peace.

Please like and share in her memory!

نظر ایشان

عنوان اول پیک نت ۱۰ دیماه

حکومت آینده انفجار عمومی
و قتل و غارت را حدس بزند!

اینها محصول انقلاب ۵۷ نیستند، بلکه فرزندان خیانت به آرمان های آن انقلاب و حاکمیت روحانیون مرتجع و مافیاهای غارت مملکت اند. وقتی می گویند شمار اوباش ایران به ۲۰۰ هزار تن می رسد و شمار معتادان ایران به ۵ میلیون رسیده، باور کردنش هول انگیز است. تظاهرات روز دوشنبه کسبه و بازاری ها و متعاقب آن تظاهرات دانشجوئی روز سه شنبه در دانشگاهها، تنها پدیده های یک شورش نیستند، بلکه همین اوباش و معتادان نیز پیاده نظام یک شورش اند. ساده لوحی است اگر تصور شود که شبکه های اسرائیل در میان آنها نفوذ نداشته باشند. هیچیک از پدیده ها و بحران های جاری در کشور، جدا از هم قابل درمان و ترمیم نیستند و به همین دلیل است که اعتقاد داریم باید یک خانه تکانی اساسی در کشور صورت گیرد و اگر تا دیروز این خانه تکالی لازم بود، امروز لازم تر است. حاکمیت روحانیون در بوجود آمدن تمام پدیده های ناشی از بحران کنونی سهم بسزائی داشته اند و به همین دلیل است که معتقدیم در گام نخست باید نماز جمعه ها تعطیل شود و روحانیت از حکومت مرخص شده و به حوزه های مذهبی بازگردانده شوند. در نیروهای نظامی و انتظامی باید، با هدف فساد زدائی یک تصفیه قاطع انجام شده و آن بخش پاکدستی که اکثریت است، وارد میدان اجرائی کشور شود. مجلس باید تعطیل شود، چنان که در گذشته (از جمله در دوران مصدق) شد و اداره مملکت به نهادی مانند شورای عالی امنیت ملی سپرده شود. گام فوری بعدی تصفیه در قوه فاسد قضائی است و سپس تشکیل یک دولت کارآمد و متخصص بدون گزینش های مذهبی. 
اگر در راس نظام گفته شود که نیروهای نظامی و انتظامی کشور از زندگی خود راضی اند، یا به خود دروغ گفته و یا به مردم دروغ می گویند. صدها سرهنگ و سرگرد نیروی انتظامی و حتی ارتش، شب ها روی اسنپ کار می کنند تا خرج زندگی و بویژه کرایه خانه شان را در آورند. این وضع قطعا در سپاه هم به نوعی وجود دارد. بویژه در نسل پس از جنگ با عراق.
بنابراین، طرح ضرورت تشکیل یک حکومت مقتدر برای خاتمه دادن به غارت و دزدی حکومتی و گرفتن گریبان غارتگران و رهبران مافیاهای اقتصادی، یک رویا نیست، بلکه یک ضرورت برای دفاع از تمامیت ارضی کشور و جلوگیری از یک شورش سراسری کور، جنگ داخلی و قتل و غارت در شهرهاست. به عکس های بالا باید با دقت بیشتری نگاه کرد و آینده ایران پس از انفجار خشم و نارضائی مردم را حدس زد.

به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد: 
https://telegram.me/pyknet

راه نجات؟

نامه عراقچی به همتایان و یادآوری مسئولیت مشترک جهانی برای محکوم‌کردن رفتارهای خلاف قانون آمریکا علیه ایران

▫️سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در نامه‌ای خطاب به وزرای امور خارجه کشورها، تهدیدهای اخیر رئیس‌جمهور آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را نقض فاحش حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد توصیف کرد و خواستار محکومیت صریح و قاطع این اظهارات تحریک‌آمیز از سوی همگان شد.

▫️وزیر امور خارجه ایران در این نامه با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ 29 دسامبر 2025، تصریح کرد تهدید به استفاده از زور علیه ایران، نقض آشکار  منشور ملل متحد است که هرگونه تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی و حاکمیت ملی دولت‌ها را منع کرده است.

▫️عراقچی همچنین با اشاره به اعتراف رسمی رئیس‌جمهور آمریکا به نقش مستقیم این کشور در حملات ژوئن 2025 علیه شهروندان ایرانی، زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، خاطرنشان کرد که چنین اقداماتی مصداق بارز نقض فاحش حقوق بین‌الملل بوده و مستلزم مسئولیت کیفری فردی مقامات ذی‌ربط آمریکایی است.

▫️وی در بخش دیگری از این نامه، تهدید یک کشور عضو سازمان ملل متحد از سوی رئیس‌جمهور آمریکا در حمایت از رژیم اسرائیل را نشانه‌ای از استاندارد دوگانه و تضعیف جدی رژیم منع اشاعه دانست و تأکید کرد که حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از رژیم اسرائیل به‌عنوان تنها دارنده سلاح هسته‌ای در غرب آسیا، امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را به‌طور جدی به خطر انداخته است.

▫️عراقچی در پایان ضمن تأکید بر حق ذاتی و غیرقابل انکار جمهوری اسلامی ایران برای دفاع مشروع مطابق با ماده 51 منشور ملل متحد، تصریح کرد جمهوری اسلامی ایران در پاسخ قاطع و پشیمان‌کننده به هرگونه تعرضی تردید نخواهد کرد.

📱 ما را در سایت و تلگرام اسپوتنیک دنبال کنید

🔸 Sputnik Iran | Telegram 🔸

تزویر نفوذیان

نامه عراقچی به همتایان و یادآوری مسئولیت مشترک جهانی برای محکوم‌کردن رفتارهای خلاف قانون آمریکا علیه ایران

▫️سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در نامه‌ای خطاب به وزرای امور خارجه کشورها، تهدیدهای اخیر رئیس‌جمهور آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را نقض فاحش حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد توصیف کرد و خواستار محکومیت صریح و قاطع این اظهارات تحریک‌آمیز از سوی همگان شد.

▫️وزیر امور خارجه ایران در این نامه با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ 29 دسامبر 2025، تصریح کرد تهدید به استفاده از زور علیه ایران، نقض آشکار  منشور ملل متحد است که هرگونه تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی و حاکمیت ملی دولت‌ها را منع کرده است.

▫️عراقچی همچنین با اشاره به اعتراف رسمی رئیس‌جمهور آمریکا به نقش مستقیم این کشور در حملات ژوئن 2025 علیه شهروندان ایرانی، زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، خاطرنشان کرد که چنین اقداماتی مصداق بارز نقض فاحش حقوق بین‌الملل بوده و مستلزم مسئولیت کیفری فردی مقامات ذی‌ربط آمریکایی است.

▫️وی در بخش دیگری از این نامه، تهدید یک کشور عضو سازمان ملل متحد از سوی رئیس‌جمهور آمریکا در حمایت از رژیم اسرائیل را نشانه‌ای از استاندارد دوگانه و تضعیف جدی رژیم منع اشاعه دانست و تأکید کرد که حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از رژیم اسرائیل به‌عنوان تنها دارنده سلاح هسته‌ای در غرب آسیا، امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را به‌طور جدی به خطر انداخته است.

▫️عراقچی در پایان ضمن تأکید بر حق ذاتی و غیرقابل انکار جمهوری اسلامی ایران برای دفاع مشروع مطابق با ماده 51 منشور ملل متحد، تصریح کرد جمهوری اسلامی ایران در پاسخ قاطع و پشیمان‌کننده به هرگونه تعرضی تردید نخواهد کرد.

📱 ما را در سایت و تلگرام اسپوتنیک دنبال کنید

🔸 Sputnik Iran | Telegram 🔸

زور

نامه عراقچی به همتایان و یادآوری مسئولیت مشترک جهانی برای محکوم‌کردن رفتارهای خلاف قانون آمریکا علیه ایران

▫️سید عباس عراقچی وزیر امور خارجه ایران در نامه‌ای خطاب به وزرای امور خارجه کشورها، تهدیدهای اخیر رئیس‌جمهور آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران را نقض فاحش حقوق بین‌الملل و منشور ملل متحد توصیف کرد و خواستار محکومیت صریح و قاطع این اظهارات تحریک‌آمیز از سوی همگان شد.

▫️وزیر امور خارجه ایران در این نامه با اشاره به اظهارات رئیس‌جمهور آمریکا در تاریخ 29 دسامبر 2025، تصریح کرد تهدید به استفاده از زور علیه ایران، نقض آشکار  منشور ملل متحد است که هرگونه تهدید یا توسل به زور علیه تمامیت ارضی و حاکمیت ملی دولت‌ها را منع کرده است.

▫️عراقچی همچنین با اشاره به اعتراف رسمی رئیس‌جمهور آمریکا به نقش مستقیم این کشور در حملات ژوئن 2025 علیه شهروندان ایرانی، زیرساخت‌های حیاتی و تأسیسات هسته‌ای صلح‌آمیز ایران، خاطرنشان کرد که چنین اقداماتی مصداق بارز نقض فاحش حقوق بین‌الملل بوده و مستلزم مسئولیت کیفری فردی مقامات ذی‌ربط آمریکایی است.

▫️وی در بخش دیگری از این نامه، تهدید یک کشور عضو سازمان ملل متحد از سوی رئیس‌جمهور آمریکا در حمایت از رژیم اسرائیل را نشانه‌ای از استاندارد دوگانه و تضعیف جدی رژیم منع اشاعه دانست و تأکید کرد که حمایت بی‌قید و شرط آمریکا از رژیم اسرائیل به‌عنوان تنها دارنده سلاح هسته‌ای در غرب آسیا، امنیت منطقه‌ای و بین‌المللی را به‌طور جدی به خطر انداخته است.

▫️عراقچی در پایان ضمن تأکید بر حق ذاتی و غیرقابل انکار جمهوری اسلامی ایران برای دفاع مشروع مطابق با ماده 51 منشور ملل متحد، تصریح کرد جمهوری اسلامی ایران در پاسخ قاطع و پشیمان‌کننده به هرگونه تعرضی تردید نخواهد کرد.

📱 ما را در سایت و تلگرام اسپوتنیک دنبال کنید

🔸 Sputnik Iran | Telegram 🔸

۱۴۰۴ دی ۸, دوشنبه

نوشدارو بعد از مرگ سهراب

عنوان اول پیک نت 9 دیماه

ایران نیازمند تحولی است
که هر چه زودتر لازم‌تر!

روز گذشته شمار زیادی از کسبه و بازاری های تهران علیه گرانی دلار، سقوط ارزش ریال، نابسامانی بازار دست به تظاهرات زدند و بلافاصله در چند شهر دیگر نیز تظاهرات مشابهی برپا شد. این تظاهرات نمی توانست سازمان یافته نباشد، همچنان که پیوند تظاهرات دیگر شهرهای ایران به تظاهرات تهران نمی توانست سازمان یافته نباشد. 
بحث بر سر سازمان یافتگی تظاهرات و سازمان دهندگان نیست، بحث بر سر زمینه های اعتراضات گسترده تر اقتصادی در کل جامعه است.  شاید تظاهرات روز گذشته، امروز (سه شنبه) هم با پیوستن اقشار دیگر به آن ادامه یابد و یا شاید هم اوضاع کنترل شده و ادامه نیابد، اما عدم ادامه تظاهرات به معنای پایان آن و یا سر زیز نکردن خشم و نارضائی مردم از گوشه ای دیگر و به بهانه ای دیگر نیست. به همین دلیل است که بار دیگر و برای چندین و چندمین بار تاکید می کنیم که باید یک خانه تکانی اساسی در کل حاکمیت و استقرار سیستمی مقتدر دست زد.  می توان اخبار رویدادهائی نظیر تظاهرات بازاری ها را با آب و تاب بازتاب داد. کاری که تقریبا تمام رسانه های می کنند، اما اهمیت ارائه راه حل و جسارت بیان آن فراتر از بیان و انتشار اخبار است.
ما از روزی که ترکیب شورای عالی امنیت ملی تغییر کرد و وظائف نوینی برای آن در نظر گرفته شد، با صراحت نوشتیم که باید اختیارات یک حاکمیت مقتدر را به این شورا داد و ترکیب آن را نیز برای همخوانی با وظائف نوین و شرایط کنونی کشور تغییر داد. در غیر اینصورت بار دیگر متوسل شدن به شیوه های سرکوب خیابانی گذشته راه به جائی نمی برد، بویژه در شرایط کنونی امریکا و اسرائیل پشت دروازه های هوائی کشور منتظر یک شورش عمومی اند و کشورهای اروپائی نیز از آن حمایت خواهند کرد. امروز دلار است، فردا مسکن، پس فردا نان و کار و بدنبال آن دهها خواست به حق دیگر. ایران نیازمند تصمیمی قاطع برای یک زایمان سخت است و الا جامعه آبستن رویدادهائی چند قلوست! نه دولت، نه قوه قضائیه و نه مجلس کنونی حریف اوضاع نیستند و اساسا گروه خونی آنها با گروه خونی تحولات بنیادین همخوانی ندارد. تجربه تمام حوادث و خیزش های 20 ساله اخیر نشان داده که رهبر کنونی جمهوری اسلامی شخصیت میدان چنین تحولی نیست. نه در شخصیت اوست و نه سن و سال رهبری چنین تحولی را دارد، اما می تواند هموار کننده چنین تحولی و سپردن هدایت این تحول بدست نهادی مانند شورای امنیت ملی بشود. هر چه سریع تر، لازم تر. انحلال مجلس و شورای نگهبان و مجمع مصلحت، تعطیل کردن نماز جمعه ها و از خدمت مرخص کردن روحانیون حکومتی، تصفیه و جدا سازی فعالیت های اقتصادی از نهادهای نظامی، پیش کشیدن نظامیان میهن دوست و پاکدست ارتش و سپاه در شورای امنیت ملی، تشکیل دادگاه ویژه از روی سر قوه قضائیه فاسد کنونی و رسیدگی به دزدی ها و غارت های اقتصادی با سئوال "از کجا آورده ای"، گرفتن گریبان آنها که ارز صادراتی را باز نگردانده اند، برپائی یک زندان ویژه برای این افراد، دولت و کابینه ای همسو با این تحولات و تابع دستورالعمل های ابلاغی شورای عالی امنیت ملی. تعطیل کردن بسیاری از مطبوعات و سپردن بر گماری مسئولین جدید برای روزنامه های مصادره شده ای مانند کیهان (که خود عامل تشنج و بلواست) و اطلاعات به شورای امنیت ملی و....
چنین اقدام و راه حلی، چنان بدیع نیست که در تاریخ معاصر ایران و جهان تکرار نشده باشد. چنان که تعلل و این دست و آن دست کردن و برباد دادن حکومت و کشور بدیع و کم سابقه نیست.
شاید گفته شود که این یک طرح رویائی است و  زنگوله را چه کسی می خواهد گردن گربه ای که آماده چنگ زدن و گاز گرفتن است ببندد؟ به کسانی که در تحقق چنین اقداماتی تردید دارند باید گفت نگاه کنید به همین نوع تصمیمات و یا تعلل ها و نتایج آن در دیگر کشورها، از جمله در خود ایران.

به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد: 
https://telegram.me/pyknet

دریغ بیضایی

دریغ بیضایی!

                              محمود دولت‌آبادی: یکایک غریب‌مرگ می‌شویم                      

چه غریبانه یکان یکان از دست می‌رویم.

چه غریبانه یکایک غریب‌مرگ می‌شویم.

هنوز رطوبت خاک و کفن ناصر تقوایی خشک نشده که خبر از دست رفتن بهرام بیضایی چشمان مرا مرطوب می‌کند. چه تک‌ستاره‌های درخشانی که دور و دورتر ایستاده ماندند تا در گوشه‌هایی از این عالم دق بیارند، درد و رنج زیستن را تاب بیاورند و سرانجام سر بر بالین عدم در خاک فرو بنشینند با دلی ناخرسند که می‌شد چنین نباشد. از آن که هنرمندی چون بهرام بیضایی با کار و خلاقیت خود زندگی می‌کرد چنان جوشان که دیده بودم. پس بدیهی‌ست وقتی کار و آفرینش چنان انسانی به تعلیق درآید، هنرمند نیمه‌جان برجای می‌ماند که حالا چه‌ کنم؟ در چنین وضع و حالتی بود که بهرام، دل‌خسته و دل‌زده گویی که به قهر کشور را ترک گفت و تن داد به تبعیدی ناخواسته. بدیهی است بیضایی از چنان دانش و تجربه‌ای برخوردار بود که بتواند در هر کشور و هر دانشکده‌ای هنر تدریس کند، اما بهرام فقط اهل نظر نبود بلکه بیش و بیشتر اهل انجام نمایش بود با خلاقیت‌های لحظه‌لحظه در مسیر تکوین یک نمایش که به تدریج از صحنه هم واداشته شد فاصله بگیرد و رو کند سوی سینما که چون از او پرسیده شد چرا نمایش‌ نمی‌نویسی اقلاً؟ او پاسخ داد وقتی امکان اجرا فراهم نیست چرا باید نوشت و نیازی نبود اشاره کند به نمایش‌های بسیاری که نوشته و در کشوی میزش داشت.

باری ... اگر اهل روزانه‌نویسی می‌بودم بسیار نوشتنی‌ها می‌شد داشته باشم از دوره‌ای که در «گروه هنر ملی» کار می‌کردیم - اگرچه چندین بار در کار او نوشته‌ام - اما اهل نگاه به کمیت‌ها نبودم و برای همین یک روز که او نمایشنامه «دیوان بلخ» را در میان جمع بازیگران و حضور عباس جوانمرد، سرپرست و کارگردان گروه خواند، به بیضایی نزدیک نشستم و گفتم آقای بیضایی شما سعدی زمانه‌ ما هستید و گمان می‌برم که اشتباه نکرده باشم در حدود نیم قرن پیش ازاین .

مهار حیوانی

Yaghobi:
👈چرا طبقه متوسط ایران دیگر انقلابی نیست؟
🟥عبدالرضا داوری

یکی از خطاهای رایج در تحلیل وضعیت ایران این است که تصور می‌شود جامعه «سرکوب شده» و اگر فشار امنیتی برداشته شود، فوراً به خیابان بازمی‌گردد. این تحلیل، یک واقعیت مهم را نادیده می‌گیرد:
جامعه ایران، به‌ویژه طبقه متوسط، بیش از آنکه سرکوب شده باشد، مهار شده است؛ آن هم نه با باتوم، بلکه با تورم، دارایی، ثبت‌نام و انتظار.
جمهوری اسلامی طی دو دهه گذشته، به جای سرکوب سخت به سمت نوعی مهندسی اجتماعی نرم حرکت کرده است. در این الگو، مسئله حذف مخالف نیست؛ مسئله بی‌اثر کردن اوست و خطرناک‌ترین طبقه برای هر نظام سیاسی، نه فقرا هستند و نه ثروتمندان؛ بلکه طبقه متوسط است. طبقه‌ای که اگر فعال شود، می‌تواند نظم سیاسی را به چالش بکشد.
راه‌حل جمهوری اسلامی چه بود؟
درگیر کردن این طبقه به اقتصاد تورمی و رانت‌محور.
تورم در ایران فقط یک ناکارآمدی اقتصادی نیست بلکه به‌تدریج به یک ابزار حکمرانی تبدیل شده است. تورم، جامعه را دارایی‌محور می‌کند. فرد دیگر به اصلاح ساختار فکر نمی‌کند؛ به حفظ خانه، ماشین، مغازه، زمین و پس‌انداز نیم‌بندش فکر می‌کند. سیاست، از عرصه مطالبه عمومی، به تهدیدی برای دارایی شخصی تبدیل می‌شود.
در چنین وضعی، یک طبقه متوسط خاص شکل گرفته است:
نه طبقه متوسط مدرنِ مولد، بلکه طبقه متوسط دلال.
طبقه‌ای که رشدش نه از مسیر مهارت، تولید و بهره‌وری، بلکه از مسیر تورم، واسطه‌گری، انرژی ارزان و سوداگری گذشته است. راننده‌ اسنپی که با بنزین یارانه‌ای درآمد دارد، گلخانه‌داری که با گاز و برق ارزان کار می‌کند، مالک چند واحد مسکونی در اقتصاد تورمی، مغازه‌دارانی که بهره‌وری برایشان مسئله نیست.
این طبقه، از بی‌ثباتی سود می‌برد و از اصلاح واقعی می‌ترسد.
چرا؟ چون اصلاح یعنی حذف رانت، حذف انرژی ارزان، پایان دلالی، و بازگشت به نظم تولیدی. و این یعنی سقوط اجتماعی بسیاری از «برندگان وضع موجود».
و البته در کنار تورم، ابزار مهم‌تری هم به کار گرفته شد: ثبت‌نام.
ثبت‌نام خودرو، سکه، مسکن مهر، مسکن ملی، وام و پروژه‌های شبه‌دولتی، فقط سیاست اقتصادی نیست؛ سیاست انضباط اجتماعی است. شهروند دیگر صاحب حق نیست؛ متقاضی است. یک متقاضی سؤال نمی‌پرسد، اعتراض نمی‌کند، منتظر می‌ماند. جامعه‌ای که در صف است، به‌سختی به خیابان می‌آید.
قرعه‌کشی خودرو، اوج این منطق است. دسترسی به کالا نه نتیجه کار و قانون، بلکه نتیجه شانس می‌شود. خشم اجتماعی به «بدشانسی» تقلیل می‌یابد. هر برنده، یک سکوت بالقوه است؛ هر بازنده، امیدوار به دور بعد.
اما یک لایه پنهان‌تر و تعیین‌کننده‌تر هم وجود دارد که کمتر به آن توجه می‌شود:
ترس طبقه متوسط از فردای سقوط جمهوری اسلامی.
بخش قابل‌توجهی از طبقه متوسط ایران، امروز منابع مالی خود را در قالب آورده مسکن ملی، مسکن مهر، پیش‌پرداخت خودرو، ثبت‌نام سکه و سپرده‌های مشابه، عملاً به سازمان‌ها و شرکت‌های دولتی و شبه‌دولتی سپرده است. این منابع نه نقد هستند، نه در اختیار فرد؛ بلکه به آینده‌ای گره خورده‌اند که تنها در صورت تداوم نظم موجود، قابل تحقق است.
برای این طبقه، سقوط ناگهانی نظام سیاسی فقط یک تغییر قدرت نیست؛ تهدیدی است علیه دارایی‌هایی که سال‌ها برایشان صبر کرده، ثبت‌نام کرده و پول بلوکه کرده است. از همین رو، نگرانی از «بی‌سرنوشت شدن» این منابع در فردای فروپاشی، به یکی از عوامل بازدارنده جدی کنش سیاسی تبدیل شده است.
این متغیر را باید در تحلیل ناکامی پروژه‌های براندازانه نیز دید. از جمله، یکی از دلایل شکست طرح اسرائیل برای براندازی نظام جمهوری اسلامی در جریان جنگ دوازده‌روزه را می‌توان دقیقاً در همین نقطه جست‌وجو کرد:
طبقه متوسط ایران، برخلاف تصور طراحان بیرونی، نه آماده پیوستن به فروپاشی، بلکه نگران هزینه‌های اقتصادی و داراییِ فروپاشی بود. جامعه‌ای که آینده مالی‌اش را در صف مسکن، خودرو و سکه گرو گذاشته، به‌سادگی وارد قمار بی‌سرانجام خیابان نمی‌شود.
از سوی دیگر، این سازوکارها منابع طبقه متوسط را هم به حاکمیت گره می‌زنند. پولِ آورده مسکن، پیش‌پرداخت خودرو و سپرده‌های سکه، عملاً بلوکه می‌شوند. طبقه متوسط ممکن است ناراضی باشد، اما سرمایه‌اش در گرو تداوم نظم موجود است. و جامعه‌ای که دارایی‌اش گروگان است، رفتار انقلابی ندارد.
در لحظاتی که احتمال کنش سیاسی بالا می‌رود، دلار بالا می‌زند. این هم تصادفی نیست. دلار، ذهن طبقه متوسط دلال را از خیابان به بازار منتقل می‌کند. اعتراض به فرصت اقتصادی بدل می‌شود. خیابان خالی می‌ماند، نه با پلیس، بلکه با تابلوی صرافی.
نتیجه چیست؟
جامعه‌ای که نه انقلابی است، نه اصلاح‌طلب فعال؛ بلکه معلق، محتاط و مشغول است. جامعه‌ای که از وضع موجود ناراضی است، اما از تغییر سریع هم وحشت دارد.

به همین دلیل است که حتی تصور یک اصلاح عمیق اقتصادی و سیاسی، برای بخش بزرگی از جامعه ترسناک‌تر از تداوم وضع بد فعلی است.
شاید جمهوری اسلامی مردم را طرفدار خود نکرده باشد؛
اما آن‌ها را به تغییر بدبین و از اصلاح واقعی، وحشت‌زده کرده است.
و این، شاید عمیق‌ترین شکل مهار اجتماعی در ایران امروز باشد.

۱۴۰۴ دی ۷, یکشنبه

نیشکر خوزستان

تاریخچه نیشکر در ایران:
استان خوزستان از دیرباز مهد کشت نیشکر ایران بوده و کشت نیشکر در خوزستان 700 تا 800 سال پیش از میلاد رواج داشته و کلمه خوزستان به معنی شکرستان می‌باشد. 

ریشه لغوی شکر به واژه ساکارا مربوط می شود که در زبان سانسکریت به گیاه نیشکر اطلاق شده است. طبق شواهد تاریخی، ایرانیان از نخستین اقوامی بودند که شکر را می شناختند .همچنین سوابقی از کاربرد واژه شکر در زبان پهلوی و نوشتار های دوره ساسانیان وجود دارد.  شکر غالبا از دو گیاه نیشکر (CANE) و چغندر قند (Sugar beet) به دست می آید، اما سابقه کشت نیشکر بسیار طولانی بوده و به چند هزار سال پیش از میلاد در جزایر جنوب شرق آسیا بر می گردد.

از جمله دلایلی که باعث استقرار این گیاه در منطقه شده، وجود خاک‌های حاصلخیز، آب فراوان، درجه حرارت مناسب و نور کافی می‌باشد. آغاز فعالیت برای کشت نیشکر در خوزستان در سال 1316(1937) الی 1318(1939) بوده اما شروع جنگ جهانی و کارشکنی شرکت نفتی سابق ایران و انگلیس باعث عدم رسیدگی به این فعالیت شد. با همکاری FAO در سال 1330(1951) برنامه کشت نیشکر در خوزستان پایه گذاری شد و تا امروز ادامه داشته بطوری که در حال حاضر برنامه توسعه نیشکر یکی از بزرگترین طرحهای ملی ایران است. سطح زیر کشت این محصول در سال 1365(1986) به مقدار 28000 هکتار با متوسط عملکرد 83 تن ساقه در هکتار بوده است.اوج اهميت نيشكر در خوزستان را باید به دوران پیش از اسلام در دوره ساسانيان جست. اما پس از دوران ساسانیان در قرون اوليه هجری نی عسكری يكي از بهترين و پر عيارترين انواع نيشكرهای استان خوزستان بوده است و شوشتر، شوش، جندی شاپور و اهواز به مراكز استحصال شكر و تصفيه آن تبديل شده بودند.

آبادانی مزارع نيشكر اهواز تا قرن پنجم و ششم هجري نيز باقی بود، اما كم كم اين رونق رو به زوال نهاد و به توليد محلی بسنده شد. طبق بررسی های علمی، از نظر فيزيولوژی نيشكر بدون تصفیه می تواند تا 180 تن نی در هكتار توليد كند اما باید گفت که خوزستان تنها منطقه در جهان است كه تا 220 تن نی در هكتار نيز توليد كرده است.

برخي از مورخين نظیر پرفسور گریشمن از رواج كشت نيشكر در ايران از زمان اشكانيان یاد می کنند. اما برخی مورخین نیز کشت نیشکر را پس از لشکرکشی های داریوش یکم به هندوستان و در اوایل قرن پنجم پیش از میلاد یا پس از حمله اسکندر به هند و بـازگشت وی به ایـران می دانند.

✍️ خوزتوریسم

رسانه تخصصی گردشگری و فرهنگی خوزستان

فساد فراگیر

فساد در کشورمان، آرام، تدریجی و پیوسته گسترش یافته است، به‌گونه‌ای که حساسیت‌ها را پیش از آنکه به واکنش جمعی برسد، فرسوده است.

به گزارش خبرآنلاین روزنامه جمهوری اسلامی نوشت: آنچه امروز با آن روبه‌رو هستیم، حاصل انباشت فرسایش اعتماد عمومی، تضعیف کارآمدی نهادی و کاهش امید اجتماعی است. روندی که نادیده‌ گرفتن آن، نظام را پیش از مواجهه با بحران‌های عیان، از درون تهی می‌کند.

سال‌ها تکرار گفتمان مبارزه با فساد، بدون اصلاح سازوکارها، نه‌تنها به نتیجه نرسیده، بلکه به عادی‌شدن و در مواردی توجیه‌پذیر شدن فساد انجامیده است.

دوران پس از جنگ هشت ساله، زمانی که کشور بیش از هر چیز به کار، سازندگی و بازسازی نیاز داشت، هر از گاه بحث‌هایی درباره مبارزه با فساد و مفاهیمی چون ثروت‌های بادآورده مطرح می‌شد که نه‌تنها دستاورد مشخصی نداشت، بلکه در عمل به کندشدن روند تصمیم‌گیری و کاهش سرعت سازندگی می‌انجامید.

در خاطرات آیت‌الله هاشمی رفسنجانی آمده است که آقای ابراهیم رئیسی، رئیس وقت سازمان بازرسی کل کشور، صراحتاً از بی‌ثمر و بلکه مضر بودن طرح مسئله ثروت‌های بادآورده سخن گفته و تأکید کرده است که تا آن زمان، حتی یک مورد مستند و قابل اتکا در این زمینه در دستگاه تحت مدیریت او شناسایی نشده بود.

از سال 1384، با تغییر ریل سیاست‌ و روی کار آمدن دولت مدعی مبارزه با فساد، نه‌تنها مسئله فساد مهار نشد، بلکه زمینه شکل‌گیری گسترده‌ترین اشکال فساد سازمان‌یافته در تاریخ معاصر کشور فراهم آمد. ساختاری بنا نهاده شد که آثار آن تا امروز ادامه دارد و همچون شجره‌ای خبیثه، هر سال شاخه‌های تازه‌تری از تبعیض و نابرابری تولید کرده است.

اکنون فساد از سطح موارد پراکنده و قابل‌انکار عبور کرده و به پدیده‌ای نزدیک به ساختاری بدل شده است، با این تفاوت مهم که در برابر آن، نوعی سکون و بی‌تصمیمی مشاهده می‌شود، گویی حساسیت‌ها جابه‌جا شده‌اند.

تحریم‌ها در عمل به بستری برای عادی‌شدن فساد تبدیل شده، تا آنجا که به‌تدریج این تصور شکل گرفته است که میان «بقا» و «پذیرش فساد» نوعی نسبت ناگفته برقرار است.

امروز شبکه‌هایی که از تحریم‌ها منتفع می‌شوند، در تولید و بازتولید فساد به رکوردهای بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند و هم‌زمان به مانعی جدی در برابر هرگونه اقدام مؤثر برای رفع تحریم تبدیل شده‌اند.

تحریم‌های ظالمانه، در منطق طراحان خود، صرفاً ابزار فشار خارجی نیستند. کارکرد اصلی آن‌ها تهی‌کردن تدریجی نظام از درون است؛ موریانه‌ای خاموش که ستون‌ها را می‌جود.

با این همه، ما این وضعیت را نعمت نامیدیم، بی‌آنکه به‌درستی بپرسیم این نعمت چرا بیش از همه بر سفره مردم سنگینی می‌کند و چگونه به تشدید تبعیض و نابرابری دامن می‌زند. امروز اقتصاد کشور به‌هم‌ریخته و معیشت مردم، هدف مستقیم این چرخه معیوب قرار گرفته است. تبعیض و نابرابری به اوج خود رسیده و به یک تهدید وجودی برای نظام بدل شده‌اند.

دولت عملاً توان چندانی برای اصلاح ندارد و نهادهای نظارتی یا جرأت نزدیک‌شدن به غول‌های فساد را ندارند یا در پیچ‌وخم‌های بوروکراسی زمین‌گیر می‌شوند. نتیجه، وضعیتی است که می‌توان آن را «حاصل جمع صفر» نامید.

هر طرفی که فسادی را نشان می‌دهد، بلافاصله با پاسخ «تو هم قبلاً فلان بودی» مواجه می‌شود. در بستری که فساد و ناکارآمدی شبکه‌ای شده است، شاید گشایش نهادی دشوار به نظر برسد، اما هر شبکه فاسد، همان‌قدر که آسیب‌زا است، ظرفیت آشکارشدن و اصلاح را نیز در دل خود دارد. اگر اراده بزرگ شکل گیرد، می‌توان از این نقطه ضعف نهادی، به نقطه قوتی برای بازسازی اعتماد، کارآمدی و عدالت دست یافت.

هرچه زمینه فساد گسترده‌تر باشد، نفوذپذیری نیز افزایش می‌یابد. فساد نه تنها بستر نفوذ در ساختارهای سخت‌افزاری قدرت را فراهم می‌کند، بلکه ذهن‌ها و نرم‌افزار تصمیم‌سازی را نیز متاثر می‌سازد.

تعجب نخواهیم کرد اگر روزی روشن شود که برخی نفوذی‌ها، عمداً مسیر را برای مفسدان تسهیل کرده‌اند. شاید ریشه چرخه فساد در کشور، پدیده حامی‌پروری باشد. از سال 1384، این پدیده گسترش یافت و گروه‌های در قدرت تلاش کردند وفاداران خود را وارد بوروکراسی کنند. هزینه این وفاداری‌ها نه از جیب افراد، بلکه از بیت‌المال پرداخت می‌شود و نتیجه آن چیزی جز فرسایش بوروکراسی، شایسته‌گزینی معیوب و اداره ناکارآمد کشور نبوده است.

ناتوانی دولت در مهار فساد، در واقع انعکاسی از ناتوانی آن در اعمال اراده بر نظام بوروکراسی و مواجهه با دولتک‌های قدرتمند موازی است. نمونه روشن آن، شرکت‌هایی است که میلیاردها دلار ارز صادراتی را بازنمی‌گردانند یا دستگاه‌هایی که برای تصمیمات دولت تره خرد نمی‌کنند. در چنین وضعیتی، طبیعی است که حکمرانی در سطح کلان نیز در برابر فساد دچار ضعف شود.

ده سال پیش، دنگ شیائو پینگ، رئیس‌جمهور وقت چین، خطر فساد برای مشروعیت نظام کمونیستی را تشخیص داد و با جدیت با آن برخورد کرد. حدود یک میلیون نفر از جمله افرادی در سطح وزیر به دادگاه فراخوانده شدند و گویا یک وزیر هم به اعدام محکوم شد. همین اواخر، وزیر خارجه پس از چند ماه انتصاب، وقتی اتهام او مسجل شد، فورا برکنار و از صحنه حذف گردید.
در چین، سیستم با هیچ کس در حوزه فساد، امنیت و صلاحیت حرفه‌ای تعارف ندارد. آیا چنین اراده و جدیتی در کشور ما وجود دارد؟ اگر اراده‌ای برای اصلاح وجود دارد، نخستین گام روشن است. اقتصاد کشور باید از سیطره نهادهای غیرمرتبط رها شود و قواعد شفاف، یکسان و پاسخ‌گو بر آن حاکم گردد. تحریم نباید بیش از این بهانه‌ای برای تداوم فساد سازمان‌یافته باشد. هیچ نظامی با فساد پایدار نمی‌ماند و زمان درحال از دست رفتن است. انتخاب سخت میان اصلاح پُرهزینه امروز و فروریختن از درون فرداست. پیش از آنکه دیر شود، باید با شجاعت تصمیم گرفت.

بیضایی

.
 به نظر می‌رسد اختلاف ساعت نیم‌روزه‌ی ایران با غرب آمریکا سبب شده در تاریخ مرگ بهرام بیضایی اختلاف پیش بیاید. بیضایی در ایران در ۶ دی و در آمریکا ۵ دی مُرده است. دیروز گفتم فوت شده و دیگران گفتند درگذشته، از دنیا رفته یا اصطلاحاتی مثل اینها، اما من چرا می‌گویم مُرده است و آن را درست می‌دانم؟ چون در طبیعت مرگ و مُردن داریم و فوت و درگذشت و از این دنیا رفتن و امثال آنها مفاهیم تعارف‌آمیزِ تماما دینی هستند که مردمان برای قبول نکردن مرگ عزیزانشان، و با وعده‌ی ادامه‌ی زندگی در یک دنیای دیگر که بعضی‌ها می‌گویند مختصات و تعداد طبقات آن را هم می‌دانند، در همه‌ی ادیان و حتا آیین‌ها، و سفر به دیار باقی و تناسخ و رستاخیز و... دست کم چون بیضایی همچه عقایدی نداشت و به زبان هم آورد که مذهب او فرهنگ است، اگر چه فرهنگ می‌تواند دینی باشد، اما او آنطور نبود، به دلایلی که اشاره خواهم کرد.
بیضایی نه اسطوره بود و نه مقدس، و این را او به ما یاد داد، ما را آموخت که هیچ چیزی را مقدس ندانیم، نه کسی را و نه کتابی را و نه فکر و نظری را. قداست، انتقاد از سوژه را ممنوع بلکه جرم و گناه می‌داند و ناقد یا مخالف اگر سرش را به باد ندهد و زبانش گره نخورد، حتماً زندگی فرهنگی و اجتماعی دشواری خواهد داشت، همچنان که او داشت. حالا کسانی که، به گفته‌ی بیضایی حتا از همکاران و نزدیکان، که مسبب بیکار شدنش و لاجرم ترک خانه برای یک سال تدریس در آمریکا شدند، حالا مجلس‌گردانِ عزاداری شده‌اند، و بیضایی به ما یاد داد که جهالت و جهل‌دوستی و خرافات و خرافات‌پرستی و رفیق‌بازی از نوع رفیق را بی‌عیب دانستن و جلوی انتقاد از او را گرفتن، در یک کلام، که این را به‌صراحت در سالن کانون پرورش فکری، احتمالا سال۱۳۷۰، گفتند، از افکار و رفتار و منش شخصی و اجتماعی و فرهنگی و سیاسی و اصولاً همه‌حانبه‌ی «قبیله‌ای» نفرت دارند، و زندگی قبیله‌ای می‌تواند در ویترینی بسیار مفخم و معظم و نفیس و گران هم دیده شود، که بسیار می‌بینیم. بنابراین من که از نوجوانی چه در حضور و مخصوصاً چه از طریق آثار از ایشان بسیار آموختم، حالا وظیفه‌ی خود دانستم این چند کلمه را بنویسم. حالا ما ایشان را از دست دادیم، و هیچ چاره‌ای نداریم غیر از این که این واقعیت تغییرناپذیر را بپذیریم، و این واقعیت برای من از روزی احتمالاً یک سال قبل شروع شد که خبر بیماری ایشان و شیمی‌درمانی رسید، درواقع هرروز من به ایشان فکر کردم، و فکر مرگ ایشان راحتم نگذاشت، و حالا این وضعیتی که برای دوسدارانشان که بسیاریم، مثل آوار شدن تاق روی سرمان است، برای من گسترده شده در یک سال، به همین خاطر من ایشان را در اوراق کتاب‌های پرشمارشان، و آنها که بسیارند و بعداً چاپ خواهند شد، و فریم‌ فیلم‌هاشان، و یادآوری کلاس‌های درسشان و مصاحبه‌ها و عکس‌های پرشماری که در نشریات قدیم دیدم و مَجازستان‌های جدید می‌بینم برای من زنده‌اند، زنده به دانش و فرهنگ و سلیقه و آداب و منش انسانی‌ای که به من می‌آموزند. وقتی در سرم جست‌وجو می‌کنم می‌بینم حافظه‌ی من بیش از آن که از حافظ و بیهقی و کوروساوا و برسون و آنتونیونی و تنسی ویلیامز و استراوینسکی و مالر و تخت جمشید و ایوان مدائن و بی‌شمار اشخاص و آثار فرهنگی هنری انباشته شده باشد، از بهرام بیضایی و آنچه از ذهن و خیال و اندیشه‌ی او منتشر شده، از یادها و خاطره‌ها و دیدارها پُر است، و این وضعیت کارم را برای نگاهی انتقادی به ایشان که منش فرهنگی همیشگی او بود و الزام چنین بودنش را به دیگران یادآور می‌شد و درواقع درسش را می‌داد، می‌آموخت، برای من دشوار می‌شود، اما اگر شاگرد خوبی بوده باشم باید از پس این درس به‌خوبی بربیایم، و دشوارتر است که از خود ایشان شروع کنم، آن هم یک یا دو روز بعد از مرگشان.

فکر می‌کنم همه‌ی آنچه در بالا کفتم از احساس درماندگی‌ام به خاطر فقدان ایشان است، از هراسی که به جانم افتاده بزرگترین و تاثیرگذارترین هنرمند و اندیشمند و فرهنگساز را از دست دادیم و هرچه جست‌وجو... در نمایش فیلم «آی بی‌کلاه، والی» (سارا عابدی) درباره‌ی جعفر والی، که آقای علی نصیریان هر خاطره‌ای تعریف کرد، افراد در خاطره مُرده بودند، و ایشان چند بار پیدا بود از فضای سالن خارج شده‌اند و گفتند: همه مُردند، همه مُردند، فقط من موندم!» و درک احساس ایشان از تنهایی و در نوبت دیدن خودشان، کار آسانی نبود.

#بهرام_بیضایی
#بهرام_بیضائی

(عکس از عزیز ساعتی، در حیاط سازمان گسترش صنایع سینمایی کشور،۱۳۵۵. توپ کناری، که ساختگی است، در فیلم «بیابان تاتارها» استفاده شد.)

هفت کچلان

*حکایت همچنان باقی است*
ایرج پزشکزاد، طنزنویس برجسته و خالق اثر ماندگار دایی‌جان ناپلئون، حدود هفتاد سال پیش ـ بخوان سه‌ربع قرن پیش ـ حکایت کوتاه اما تلخ و پرمعنایی نقل می‌کندکه محتوای آن همچنان دامن گیر نظام سیاسی، نظام اجتماعی و نظام آموزشی ایرانیان است:
من در کلاس سوم دبستان شاگردی بسیار درس‌خوان، مرتب و تمیز بودم.
یک روز مدیر مدرسه، من و سه چهار دانش‌آموز دیگر که مثل من شیک و مرتب بودیم را صدا کرد، پرونده‌هایمان را زیر بغل‌مان گذاشت و ما را از مدرسه اخراج کرد!
شب، گریان ماجرا را برای پدرم تعریف کردم. فردای آن روز پدرم دستم را گرفت و به مدرسه برد و با عصبانیت از مدیر علت اخراج مرا پرسید.
مدیر پاسخ داد:
«بچه‌های این مدرسه همه به بیماری کچلی مبتلا هستند. از مرکز دستور داده‌اند برای اینکه بچه‌های سالم مبتلا نشوند، هر بچه‌ای که کچل است را اخراج کنیم!»
پدرم گفت:
«اما پسر من که کچل نیست!»
مدیر گفت:
«بله، خودم هم می‌دانم. اما اگر قرار بود کچل‌ها را اخراج کنیم، باید درِ مدرسه را می‌بستیم!»
و این‌گونه بود که چهار پنج بچه‌ای را که کچل نبودند اخراج کردیم تا مدرسه تعطیل نشود!
این داستان طنزآمیز و در عین حال عمیقاً تلخ، فراتر از یک خاطره شخصی است؛ الگویی تحلیلی برای فهم وضعیت‌های بحرانی در ساختارهای مدیریتی و سیاسی.
اینجا با وضعیتی روبه‌رو هستیم که در آن «اقلیت سالم» قربانی «اکثریت فاسد» می‌شود. اخراج «غیرکچل‌ها» نمادی است از آنچه در علم سیاست و مدیریت از آن با عنوان «وارونگی ساختاری» یاد می‌شود.
در مدیریت استاندارد، منطق بر حذف عنصر فاسد برای نجات کل سیستم است. اما زمانی که فساد یا ناکارآمدی از حد آستانه عبور می‌کند و فراگیر می‌شود، مدیران ضعیف برای حفظ ظاهر سازمان ـ برای باز نگه داشتن درِ مدرسه ـ به جای حل مسئله، صورت‌مسئله را پاک می‌کنند.
در این وضعیت، سیستم به‌جای اصلاح خود، به «پاکسازی معکوس» دست می‌زند؛ یعنی هر آنچه با بدنه فاسد ناهمگون است ـ شفافیت، صداقت، تخصص ـ حذف می‌شود تا تنش و رسوایی به حداقل برسد.
در شرایط فساد سیستمی (Systemic Corruption)، هزینه اخراج فاسدان معادل فروپاشی کل ساختار است. مدیر به یک بن‌بست اخلاقی می‌رسد:
اگر فاسدها بروند، کسی برای اداره سیستم باقی نمی‌ماند؛
پس «سالم‌ها» باید بروند تا تضاد دیده نشود.
دقیقاً در همین نقطه است که فساد به هنجار و سلامت به ناهنجاری تبدیل می‌شود.
در عرصه سیاست، استراتژی‌هایی چون «خالص‌سازی» یا «یکدست‌سازی» ـ که پزشکزاد با ظرافت به آن طعنه می‌زند ـ به فرار مغزها، خروج سرمایه و تهی‌شدن نهادها می‌انجامد. وقتی معیار ماندن نه کارآمدی بلکه همرنگی با وضع موجود باشد، نیروهای سالم یا حذف می‌شوند یا ناچار به ترک میدان.
در نهایت، جامعه‌ای که برای تعطیل نشدن، فرزندان سالم خود را اخراج می‌کند، شاید درِ مدرسه‌اش باز بماند؛ اما دیگر «آموزشی» در آن رخ نمی‌دهد. فقط کچلی تکثیر می‌شود!
حکایت پزشکزاد هشدار می‌دهد که فساد الزاماً با «دزدی» آغاز نمی‌شود؛ بلکه از جایی شروع می‌شود که مصلحت حفظ صندلی، بر حقیقت اصلاح پیشی می‌گیرد. وقتی برای سر پا نگه داشتن یک ساختار بیمار، افراد سالم را قربانی می‌کنیم، آن ساختار را از درون تهی کرده‌ایم.
مدرسه باز است؛ اما همه کچل‌اند.
حکایت کوتاه و طنزآمیز ایرج پزشکزاد را می‌توان فراتر از یک خاطره شخصی یا شوخی تلخ دانست. این روایت، در واقع مدلی فشرده برای فهم بحران‌های ساختاری در نظام‌های مدیریتی و سیاسی است؛ وضعیتی که در آن عقلانیت نهادی، اخلاق اداری و کارکرد سازمانی دچار وارونگی می‌شوند.
۱. از «کارکرد آشکار» تا «کارکرد نهفته یا پنهان» (رابرت مرتن)
به تعبیر مرتن، هر نهاد اجتماعی دارای کارکرد آشکار و کارکرد نهفته ( پنهان) است.
در روایت پزشکزاد، کارکرد آشکار تصمیم مدیر مدرسه، «جلوگیری از سرایت بیماری» و «تعطیل نشدن مدرسه» است. اما کارکرد نهفته ـ و در واقع تعیین‌کننده ـ تصمیم او، نرمال‌سازی بیماری و حذف اقلیت سالم است.
اینجا با نمونه‌ای کلاسیک از ناهمخوانی کارکردی (Dysfunction) مواجه‌ایم:
تصمیمی که ظاهراً برای حفظ سیستم اتخاذ شده، در سطح نهفته، سیستم را از معنا و کارکرد اصلی خود تهی می‌کند. مدرسه می‌ماند، اما آموزش از میان می‌رود.
۲. عقلانیت ابزاری و قفس آهنین (ماکس وبر)
این وضعیت را ذیل مفهوم عقلانیت ابزاری توضیح می‌دهد؛ جایی که هدف، نه حقیقت یا ارزش، بلکه صرفاً تداوم صوری ساختار است.
مدیر مدرسه دقیقاً درون همان «قفس آهنین» وبر عمل می‌کند:
هدف: باز ماندن مدرسه
ابزار: اخراج غیرکچل‌ها
نتیجه: بقای نهادیِ تهی از معنا
در اینجا، اخلاق و عقلانیت ارزشی کاملاً حذف شده‌اند. تصمیم مدیر «غیرمنطقی» نیست؛ بلکه بیش از حد عقلانی است ـ عقلانی به معنای بوروکراتیک، سرد و فاقد ارزش.
وبر هشدار می‌داد که بوروکراسی، اگر از کنترل ارزشی خارج شود، به ماشینی بدل می‌شود که انسان و معنا را قربانی کارآمدی ظاهری می‌کند. مدرسه پزشکزاد، نمونه‌ای مینیاتوری از همین منطق است.
۳. قدرت انضباطی و حذف ناهمگون‌ها (میشل فوکو)
از منظر فوکو، مدرسه یکی از نهادهای اصلی قدرت انضباطی است؛ نهادی که وظیفه‌اش «نرمال‌سازی» بدن‌ها و رفتارهاست.
در این روایت، «کچلی» به هنجار غالب تبدیل شده و «سلامت» به انحراف.
آنچه رخ می‌دهد، نه درمان بیماری، بلکه مدیریت انحراف از هنجار غالب است. فوکو نشان می‌دهد که قدرت، همیشه از طریق سرکوب مستقیم عمل نمی‌کند؛ بلکه با تعریف «نرمال» و «غیرنرمال» کار می‌کند.
در اینجا:
کچل‌ها = بدن‌های نرمال
غیرکچل‌ها = بدن‌های مسئله‌دار
قدرت انضباطی، به‌جای اصلاح اکثریت بیمار، اقلیت سالم را حذف می‌کند تا نظم ظاهری حفظ شود. این همان چیزی است که فوکو آن را تولید هنجار از دل انحراف می‌نامد.
۴. فساد سیستمی و پاکسازی معکوس
در علوم سیاسی و نظریه سازمان، این وضعیت با مفهوم فساد سیستمی (Systemic Corruption) توضیح داده می‌شود؛ حالتی که در آن فساد آن‌قدر فراگیر شده که حذف فاسدان به فروپاشی کل ساختار می‌انجامد.
در این نقطه، سیستم وارد پاکسازی معکوس می‌شود:
نه فاسدان، بلکه سالم‌ها حذف می‌شوند؛
نه ناکارآمدی، بلکه شایستگی تهدید تلقی می‌شود.
مدیر مدرسه پزشکزاد به یک بن‌بست اخلاقی کلاسیک می‌رسد:
اگر کچل‌ها بروند، مدرسه تعطیل می‌شود؛
پس غیرکچل‌ها باید بروند تا مدرسه بماند.
۵. نتیجه‌گیری: مدرسه‌ای که باز است، اما آموزش نمی‌دهد
حکایت پزشکزاد نشان می‌دهد که فساد الزاماً با سرقت یا رانت آغاز نمی‌شود؛
بلکه از لحظه‌ای شروع می‌شود که بقای ساختار بر اصلاح آن اولویت می‌یابد.
جامعه‌ای که برای تعطیل نشدن، افراد سالم خود را حذف می‌کند، ممکن است از بیرون «باثبات» به نظر برسد، اما درون آن تهی شده است.
مدرسه باز است،
نظم برقرار است،
اما همه کچل‌اند.
و این همان هشداری است که وبر، مرتن و فوکو ـ هر یک از منظری متفاوت ـ درباره آن سخن گفته‌اند:
وقتی نهادها برای حفظ خود، معنا، اخلاق و انسان را قربانی می‌کنند، آنچه می‌ماند، پوسته‌ای منظم از یک نظم بیمار است.
رضا فاضل

 به دوسه بار خواندش می ارزد

نظر ایشان

پوتین در مصاحبه‌ای با بی‌بی‌سی در سال 2000 گفت:
«روسیه حتی عضویت در ناتو را منتفی نمی‌داند، مشروط بر آن‌که منافع روسیه در نظر گرفته شود.»
در سخنرانی در مقابل بوندستاگ آلمان در سال 2001، او اروپا و روسیه را یک فضای مشترک توصیف کرد:
«اروپا و روسیه باید به‌طور مشترک درباره امنیت قاره تصمیم بگیرند و منافع مشترک را در اولویت قرار دهند، بدیهی است در چارچوب همکاری جهانی.»
.....
از سال 2001 به بعد، پوتین در سخنرانی‌های متعدد از آنچه از دید روسیه نقض اعتماد و امنیت بود سخن گفت و خواستار همکاری و شراکت شد؛ امری که از نظر او بارها و بارها تخریب شده است:
«گسترش ناتو اعتماد متقابل را کاهش می‌دهد.» (مونیخ 2007)
«الگوی تک‌قطبی به امنیت بیشتر منجر نمی‌شود، بلکه نتیجه‌ای معکوس دارد.» (مونیخ 2007))
.....
او در کنفرانس‌های سالانه  گروه 20 میان سال‌های 2010 تا 2015 بارها گفت:
«نگرانی‌های ما نادیده گرفته می‌شود. مدام به ما گفته می‌شود که این نگرانی‌ها بی‌اساس هستند. اما در واقع، هیچ‌کس واقعاً به ما گوش نمی‌دهد.»
درباره اوکراین، او بارها تصریح کرد:
«اوکراین خط قرمز ماست. ناتو با زیرساخت‌های خود مستقیماً تا مرزهای ما پیش آمده است. این چیزی نیست که بتوان آن را شراکت نامید. این یک تحریک آشکار است.» (منبع: رویترز)
.....
در سخنرانی‌های سال‌های 2021 تا 2022 درباره تضمین‌های امنیتی برای روسیه، او گفت:
«ما چیز غیرعادی‌ای مطالبه نمی‌کنیم. ما امنیت برای روسیه می‌خواهیم. چرا غرب منافع امنیتی مشروع ما را نادیده می‌گیرد؟» (منبع: رویترز)
در سال‌های 2023 تا 2024، پوتین با ‌صراحت بر تفکیک میان عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا و عضویت در ناتو تأکید کرد:
«در مورد عضویت اوکراین در اتحادیه اروپا، ما هرگز مخالفتی نداشته‌ایم. اما ناتو و گسترش آن به سمت مرزهای ما، موضوعی کاملاً متفاوت است.» (مصاحبه با رویترز)

جمع‌بندی

همانگونه که خواندید در بیش از ۲۵ سال گذشته، یک خط فکری منسجم در سخنرانی‌های پوتین دیده می‌شود: 
اروپا به‌عنوان شریک؛
همکاری اروپا و روسیه؛ 
تفکیک اتحادیه اروپا از ناتو؛
امنیت برای همه؛
رد گسترش نظامی در مرزهای روسیه؛
و انتقاد مداوم از نادیده‌گرفتن متکبرانه منافع امنیتی روسیه از سوی غرب.

اکنون همان چیزی رخ داده است که پوتین سال‌ها نسبت به آن هشدار داده بود. به بهای جان و زندگی مردم اوکراین، ایالات متحده در زمان ریاست‌جمهوری جو بایدن و همچنین آلمان، ارتش فاشیستی آزوف را مسلح کردند، کودتای سال ۲۰۱۴ در اوکراین را تأمین مالی و هدایت نمودند و منافع ژئوپلیتیکی خود را دنبال کردند. آلمان، کمیسیون اتحادیه اروپا و بریتانیا این سیاست را با نوعی سیاست خودمحورانه و تبلیغاتی در خدمت صنایع نظامی ادامه می‌دهند.
در این بازی، اوکراینی‌ها چیزی جز گوشت دم توپ نیستند و  مالیات‌ دهندگان اروپایی بهای سودهای صنایع نظامی را می‌پردازند – هم از نظر مالی و هم از طریق کاهش سطح زندگی‌شان.
تبلیغات روس‌ستیزانه همچنان بطور مداوم ادامه دارند: یکبار گفته می‌شود 360 هزار سرباز روسی در بلاروس مستقر شده‌اند (به نقل از رودریش کیزه وتر سیاستمدار ضد روس آلمانی)؛ بار دیگر ادعا می‌شود پهپادهای روسی بر فراز آلمان پرواز می‌کنند – ادعاهایی که از سوی سیاستمداران جنگ طلب از هر جناحی مطرح می‌شود و...
شهروندان اروپایی، به‌ویژه شهروندان آلمانی، حق دارند بپرسند: چرا روسیه باید به آلمان یا اروپا حمله کند؟ با چه دلیلی و برای رسیدن به چه هدفی؟ روسیه تنها کشوری در جهان است که می‌تواند به ‌تنهایی و بطور کامل خودکفا باشد. یک چنین کشوری چرا و با چه انگیزه ای بایستی به آلمان و یا اروپا تهاجم نظامی کند؟ 
این روسیه است که در طول تاریخ بارها از سوی قدرت‌های امپریالیستی اروپایی مورد حمله قرار گرفته است و نه برعکس.
مردم حق دارند که بپرسند که چرا باید میلیاردها یورو صرف ساخت تانک و تسلیحات نظامی شود، آن هم علیه کشوری که نزدیک به 10 هزار کلاهک هسته‌ای دارد و می‌تواند ظرف چند ثانیه همه‌چیز را نابود کند؟
بر اساس چه شواهد و دلایلی سیاستمداران ناآگاه، بیگانه با تاریخ و متکبر در اروپا و بویژه در آلمان، بریتانیا و فرانسه سیاست روسیه ستیزانه اشان را پیش می‌برند؟ 
در این میان معدود سیاستمداران غیر فاسد و آگاهی وجود دارند که به‌خوبی می‌دانند که نه تسلیحات بیشتر، بلکه دیپلماسی، همکاری و شراکت است که با خود امنیت به همراه می‌آورد.
......
سخنرانی پوتین در مقابل بوندستاگ آلمان در سال 2001:
https://youtu.be/F0_0WqUuh9E?si=QgbaRKvuWqjlcysA

سخنرانی پوتین در کنفرانس امنیتی مونیخ در سال 2007:
https://youtu.be/AfByW2T7WBk?si=vKL1mz61mv5mETCq

به كانال تلگرام پيك نت بپيونديد: 
https://telegram.me/pyknet

اقبال

دکتر محمد مسعود نوروزی دربارهٔ کتاب تجدید بنای اندیشه دینی اقبال لاهوری نوشته‌است: «متن حاضر، چکیدهٔ اندیشهٔ مردی می‌باشد که هم فیلسوف است هم عارف، هم حقوقدان است، هم آشنا به مبانی فیزیک و تئوری‌های روانشناسی است؛ و در همان حال، هم مرد عمل می‌باشد هم مرده سجاده و تقوی؛ و در عین حال رند و سجاده سوز و شیخ گریز است و هم همهٔ اینها نیست! و اینها نه یک مبالغه یا تعارف، که واقعیات مستند است، زیرا صاحب این متن به گواه نوشته‌ها و زندگی اش بر تمام این موضوعات تسلط نسبی دارد؛ لذا باید گفت که این متن، متنی فلسفی، عرفانی، روانشناختی، دینی ، سنتی، مدرن و … است و هم این همه نیست! پس به راستی این متن چیست؟ و برای فهمش باید چه ابزاری داشت؟ آیا باید با فلسفهٔ غرب آشنا بود؟ آیا باید آثار ویلدون کار، لوئیس راجر و اسپنگلر را خواند؟ آیا باید با عرفان سنایی، عطار، مولانای بلخی، فخرالدین عراقی، عبدالقادر بیدل، ابن مسکویه، ابن عربی، سید جمال، سر سید احمد هندی، شاه ولی‌الله و ضیاء گوک آلب ترک آشنا بود؟ آیا باید فلسفهٔ فارابی، ابن سینا، غزالی، سهروردی، ابن رشید، صدرا و ابن خلدون را دانست؟ آیا باید با تئوری‌های روانشناسانهٔ فروید و یونگ و … آشنا بود؟ آیا باید تئوری‌های زیست‌شناسی پیرامون آغاز حیات و نحوهٔ خلقت را دانست؟ آیا باید با مبانی فیزیک مدرن، نسبیت انیشتین و کوانتوم پلانک و نظرات هایزنبرگ، شرودینگر، دیراک و بور و … آشنا بود؟ چنان‌که علامه اقبال بود؟ اما علامهٔ ما همهٔ اینها بود ولی این نبود! زیرا هستند کسانی که این‌ها را می‌دانند اما اقبال نمی‌شوند! متنشان، متن پالاینده و بازسازی‌کننده و بر انگیزاننده نیست. پس رمز کار در کجاست؟»

زر و زور و تزویر


«تونل زیر بازار تهران»؛ رئیس شورای شهر: این تونل رصد نمی‌شد
نمایندگان دادستانی تهران، مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی، مدیریت بحران استان تهران و آتش‌نشانی از جمله مسئولانی بودند در بازدید از بازرسی تهران حضور یافتندمنبع تصویر،ISNA
توضیح تصویر،نمایندگان دادستانی تهران، مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی، مدیریت بحران استان تهران و آتش‌نشانی از جمله مسئولانی بودند در بازدید از بازرسی تهران حضور یافتند
۲۵ دقیقه پیش
مهدی چمران، رئیس شورای شهر تهران در واکنش به گزارش‌ها درباره «کشف تونل پنج هزار متری زیر بازار تهران» گفت «از آن اطلاع دقیقی ندارد.» او گفت «این تونل چون شناخته نمی‌شد، رصد نشده بود.»

آقای چمران پس از جلسه امروز شورای شهر به خبرنگاران گفت: «باید ببینیم ماجرای این تونل دقیقا چه بوده.»

«سال‌ها قبل طرحی را برای اصلاح بازار آوردند که تونل‌های زیرزمینی ایجاد کنند و اجناس را به سراها برسانند. اما این طرح عملیاتی نیست و الان هم قابل اجرا نیست.»

خبر کشف یک تونل «پنج هزار متری» زیر بازار تهران اول دی با بازرسی هیئتی از مسئولان قضائی و شهری رسانه‌ای شد.

در حال حاضر دادستانی تهران بخش‌هایی از بازار تهران را پلمب کرده است و اجازه ورود به این بخش‌ها داده نمی‌شود.

آگهی

مهدی چمران درباره رصد شورای شهر و شهرداری بر تونل‌های تهران گفت «تونل‌های زیرزمینی در کل شهر تهران و به‌ویژه در نقاط قدیمی بوده و پیدا می‌شد» و اضافه کرد «البته ما تونل نداریم بیشتر همان قنات‌ داریم که برای هدایت آب استفاده می‌شد و آنها تحت بازرسی و بررسی دائمی هستند.»

سازمان مدیریت بحران شهر تهران گفته است که «حفاری‌ها، ایجاد تونل و ساخت مغازه و انبارهای جدید بدون توجه به اصول ایمنی ادامه داشته است.» به گفته شهرداری منطقه ۱۲تهران، «اولین بار در تعطیلات فروردین‌ماه امسال این‌ ساخت‌وسازها شناسایی» شدند.

حبیب کاشانی دیگر عضو شورای شهر تهران هم در جلسه امروز این شورا گفت: «در اخبار متوجه شدم تونلی در بازار به طول چند کیلومتر حفر شده است و اگر این موضوع در منطقه ۱۲ که جزو بافت‌های فرسوده شهر تهران محسوب می‌شود، رخ داده باشد، حتماً باید درباره آن توضیحات روشنی ارائه شود چرا که این اتفاق، رخدادی خارق‌العاده است و می‌تواند آسیب‌های جدی به دنبال داشته باشد.»

Skip پربیننده‌ترین‌ها and continue reading
پربیننده‌ترین‌ها
برژیت باردو
بریژیت باردو، بازیگر سرشناس فرانسوی، درگذشت
بهرام بیضایی
بهرام بیضایی؛ «ما به تهران نمی‌رسیم، ما همگی می‌میریم»
بریژیت باردو
بریژیت باردو؛ ستاره‌ای که سینمای فرانسه را دگرگون کرد
عکس سیاه و سفید زن و مرد و بابانوئل در میان آنها
از جدایی تلخ تا دیدار دوباره؛ روایت عشقی که چهار دهه دوام آورد
End of پربیننده‌ترین‌ها
او گفت: «اگر در تهران حتی یک فرغون خاک جابه‌جا شود، عوامل شهرداری با آن برخورد می‌کنند. حال این سوال مطرح است که چگونه حفاری به این شکل و در این ابعاد در تهران اتفاق افتاده است.»

خبرگزاری ایسنا به نقل از یکی از بازاریان که نام کاملش را در گزارش ذکر نکرد نوشت: «این حفاری‌ها عمدتا در ساعات شب و پس از تعطیلی بازار انجام می‌شد. به این صورت که از ساعت شش عصر مغازه‌ها بسته می‌شد و عملیات حفاری آغاز می‌شد و خاک حاصل نیز به‌ صورت مکرر و در قالب‌های مختلف، قانونی نما یا غیرقانونی، از محل خارج می‌شد و درباره جزئیات این فرآیند امکان اظهارنظر دقیق وجود ندارد.»

زیر بازار تهران چه می‌گذرد؟
گزارش شده تونل‌های عمدتا در محدوده سه سرای قدیمی بازار «آزادی»، «نادری» و «زیبا» ساخته شده‌اند که اکنون با دستور دادستانی پلمب است
توضیح تصویر،گزارش شده تونل‌های عمدتا در محدوده سه سرای قدیمی بازار «آزادی»، «نادری» و «زیبا» ساخته شده‌اند که اکنون با دستور دادستانی پلمب است
با بالاگرفتن نگرانی‌ها از حفاری‌های غیرمجاز زیر بازار تهران، گزارشی از حضور و بازرسی مسئولان شهری و قضائی تهران از این بافت فرسوده پایتخت منتشر شد.

نمایندگان دادستانی تهران، مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی، مدیریت بحران استان تهران و آتش‌نشانی از جمله مسئولانی بودند که برای بازدید راهی بازار بزرگ شدند.

معاون دادستان تهران هم پس از بازرسی مقام‌های ارشد شهری و قضائی اول دی گفت: «در بازدید امروز از بازار بزرگ تهران برخی ساخت‌و‌سازهای غیرمجاز در این مجموعه مشاهده شده که باید فورا متوقف شوند.»

ولی‌الله مهبودی تاکید کرد که «دستور پلمب قسمت‌های غیرمجاز به دلیل رعایت مسائل ایمنی و حفظ جان شهروندان صادر شده است و اجازه ورود به این بخش‌ها داده نمی‌شود.»

بنابر گزارش‌ها بیشترین میزان حفاری غیرمجاز در سه سرای قدیمی «آزادی»، «نادری» و «زیبا» بازار انجام شده بود.

این خبر موجب نگرانی کسبه شده و موجی از واکنش‌ها و گمانه‌زنی‌ها در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شده است. به‌رغم اظهارات مقامات شهرداری و قوه قضائیه، ابعاد و چگونگی این حفاری‌ها هنوز در هاله‌ای از ابهام است.

مقام‌ها می‌گویند «حفر تونل، زاغه‌کنی، پی‌خواری و خالی‌کردن پی و شالوده ساختمان‌ها و ایجاد انبار» از جمله اقداماتی غیرمجازی است که در بازار تهران انجام شده است.

محمد آیینی شهردار منطقه ۱۲، در جریان بازرسی از بازار تهران گفته بود که «دستگاه‌های نظارتی و امنیتی موضوع را شناسایی کرده‌اند.»

او گفت که اولین بار «مصادف با تعطیلات فروردین‌ماه امسال این شناسایی انجام شد» و از آن زمان نمایندگان دادستانی ناحیه ۳۷ و ناحیه ۱۲ تهران چندبار از محل بازدید کردند.

او همچنین گفت: «در حال حاضر امکان بیان جزئیات حقوقی وجود ندارد اما افرادی مشخص شده‌اند که اسامی آن‌ها مطرح است و این موضوع در دستگاه قضایی در حال بررسی است.»

او گفت «از زمان شناسایی، محکم با این موضوع برخورد کردیم و از تهدیدها و اتهامات نترسیدیم و در کنار مردم ایستادیم.»

شهردار منطقه ۱۲ گفت ابتدا از «مالکان یا افرادی که ادعای مالکیت دارند» خواسته شد یک مشاور فنی بیاورند اما این اتفاق رخ نداد.

شهرداری می‌گوید سرانجام از مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی خواست تا در این باره تحقیق کند.

گفته شده مرکز تحقیقات وزارت راه، مسکن و شهرسازی که بالاترین مرکز تخصصی دولتی در این موارد است پس از۹ ماه سرانجام گزارشی ارائه کرد که جزئیاتش منتشر نشده است.

بابک احمدی، عضو مرکز تحقیقات راه مسکن و شهرسازی که مرجع تشخیص ایمنی ساختمان‌هاست درباره احتمال بالای فروریزش در بازار تهران هشدار دادمنبع تصویر،ISNA
توضیح تصویر،بابک احمدی، عضو مرکز تحقیقات راه مسکن و شهرسازی که مرجع تشخیص ایمنی ساختمان‌هاست درباره احتمال بالای فروریزش در بازار تهران هشدار داد
بابک احمدی، عضو هیئت‌علمی مرکز تحقیقات راه مسکن و شهرسازی که در بازرسی حاضر بود گفته است که «پدیده زاغه‌کنی که در سرای آزادی، سرای نادری و سرای ولیعصر رخ داده، وضعیت این مجموعه را با مخاطرات جدی مواجه کرده است.»

«در این اقدامات، زیرزمین دوم از طریق تونل‌کنی ایجاد شده و شالوده‌های ساختمان‌های پیرامونی و زیرین خالی شده‌اند.»

او با هشدار درباره احتمال بالای «فروریزش» خواستار «اقدامات ضروری و جدی در سریع‌ترین زمان ممکن» شد.

بنا به قانون مدیریت بحران، مرکز تحقیقات راه مسکن و شهرسازی مرجع قانونی تشخیص ایمنی و ناایمنی ساختمان‌هاست.

علی نصیری، رئیس سازمان مدیریت بحران شهر تهران، که در بازرسی از بازار تهران حاضر بود با تایید «تونل‌سازی» گفت که «اقدامات غیرقانونی در سرای آزادی به اوج خود رسیده است.»

او گفت: «در این مجموعه، در طبقه زیرین که جزو سازه ساختمان بوده، اقدام به حفاری غیرمجاز شده و یک طبقه جدید ایجاد کرده‌اند که نه امکان فنی آن وجود داشته و نه مقاومت لازم را دارد. حفاری‌ها، ایجاد تونل و ساخت مغازه و انبارهای جدید بدون توجه به اصول ایمنی ادامه داشته است.»

به گفته کامران عبدولی، معاون پیشگیری سازمان آتش‌نشانی تهران هیئت بازرسی به دستور معاون دادستان تهران تشکیل شده است.

او که خود عضو هیئت بازرسی است «حفاری در در طبقات زیرزمین سه سرای آزادی، سرای دستمالچی و سرای زیبا» را تایید کرد: «در مجموع هیچ‌گونه تمهیدات ایمنی مرتبط با آتش‌نشانی در این مجموعه دیده نشده است. بر اساس گفته‌های خودشان، حدود هزار باب مغازه در این محل وجود دارد که هر کدام به‌طور متوسط سه نفر کارمند و کارگر دارند که در مجموع حدود ۳۰۰۰ نفر می‌شود. همچنین روزانه بین ۵ تا ۶۰۰۰ نفر مراجعه‌ کننده به این سراها رفت‌وآمد دارند. با در نظر گرفتن این حجم از جمعیت، اگر خدایی نکرده اتفاقی رخ دهد، مطمئناً با یک فاجعه روبه‌رو خواهیم شد.»

شهرداری گفته است که برای جلوگیری از ضرر به بازاریان تدابیری در نظر گرفته است.


۱۴۰۴ دی ۶, شنبه

سعادت

خوش آن عصر میمون و آن قرن همایون که پیشینیانش عصر طلایی می‌خواندند ، و این نه بدان جهت بود که این فلز، که در عصر آهن تا به این درجه گرانقدر است در آن ایام سعید از هر جایی بی‌رنج و زحمت به دست می‌آمد، بلکه از آن جهت که مردم آن عصر با دو عبارت " مال من و مال تو " آشنا نبودند. در آن دوران مقدس همه چیز از آن همه بود . هیچ یک از مردان ، برای تامین مایحتاج روزمره ی زندگی ، لازم نبود جز این زحمتی به خود بدهد که دست دراز کندو غذای خود را از شاخه‌های درختان تنومند بلوط که همه را با روی گشاده به خوردن میوه‌های رسیده و شیرین خود دعوت می‌کردند بچیند. چشمه‌های زلال رودخانه‌های سیال از آب صاف و گوارای خود فراوان در اختیار همه می‌گذاشتند. در شکاف صخره‌ها و در لای تنه ی خالی شده ی درختان ، زنبوران زحمتکش بساط جمهوری خود را می‌گستردند و محصول سرشار کار شیرین خود را بی هیچ چشم داشتی به دست هر رهگذری می‌دادند. درختان تناور چوب پنبه با نزاکت تمام و خود به خود قشرهای عریض پوست خود را می‌ریختند و مردم از آنها بام کلبه‌های خویش را که بر روی تیرهای زمخت می ‌افراشتند می‌پوشانیدند تا در پناه آن کلبه‌ها از بی‌مهری آسمان در امان باشند در آن ایام همه جا آشتی و دوستی و همبستگی بود ...
در آن دوران نیرنگ و دروغ و شیطنت اصلاً وجود نداشتند تا با صراحت و صداقت و ایمان در هم آمیزند. تنها صدای عدالت بود که برمی‌خاست و هرگز صدای جانبداری و سودجویی که امروزه عدالت را خفه و نابود می‌کند جرات مغشوش کردن آن را نداشت. قانون خودکامگی هنوز بر روح قاضیان چیره نشده بود زیرا کسی یا چیزی را به داوری نمی‌کشیدند.
  سروانتس . دن کیشوت. ترجمه محمد قاضی صفحات ۹۱ تا ۹۳
می بینیم در این کتاب که چند قرن پیش نوشته شده و اولین رمان تاریخ ادبیات است ، از عصر طلایی نام می برد که بشر به طور مشارکتی زندگی می کرده ، همه در صلح و صفا بوده اند و صفات زشت انسانی مثل نیرنگ و دروغ وجود نداشته . این دوران طلایی را بعدها جامعه  مشارکتی اولیه خواندند و معتقدند سرانجام به جامعه ی مشارکتی  ثانویه که بسیار پیشرفته است بشر خواهد رسید .

۱۴۰۴ دی ۵, جمعه

زادروز زرتشت بزرگ، خور (پنجم) دی

#زرتشت

روز خور (پنجم) از ماه دی در هر سال، سالروز درگذشت اشوزرتشت است و پیروان او در سراسر دنیا برای پاسداشت از پیام جاودانه این پیامبر گرد هم می‌آیند و با آیین‌هایی سنتی به روان و فروهر درگذشتگان به ویژه اشوزرتشت درود می‌فرستند. 

زرتشتیان در شهرها و روستاهای استان یزد و کرمان در تالار آدریان‌ها گرد هم می‌آیند تا ضمن تأمین هزینه تهیه آش و خوراکی‌های سنتی و مراسم آیینی به شیوه جمعی در آماده‌سازی و پخت آنها نیز نقش داشته باشند. زرتشتیان تهران از چند روز قبل در محل آدریان حضور می‌یابند و با همکاری یکدیگر در برگزاری مراسم روز پنجم دی ماه کوشش می‌کنند. 

برخي معتقدند اشوزرتشت در  سن ۷۷ سالگی بدست لشکر تورانيان در آتشكده‌ای در بلخ كشته شد. در مراسم يادبود درگذشت آن پیامبر عظیم‌الشان ایرانی، مراسم مناجات به‌خصوصی برگزار می‌‌شود و برای عبادت‌کنندگان خطابه‌هايی در باب زندگی و اعمال اين پيامبر گرامی ايراد می‌شود. زرتشتيان برای عبادت به آتشكده می‌روند. در اين مناسبت رسمی، مناسک و آيين‌های همگانی برگزار می‌شود. 

ساسانیان با رسمی کردن کردن دین گام بزرگی در پاسداشت عقاید زرتشتی برداشتند. ایشان خود را مزدیسن می‌نامیدند. اردشیر موبد آتشکده ناهید در استخر فارس بود.

خداداد عزیزی


جمعه 5 دی - 19:14جستجوورود
کد: 223410205 دی 1404 ساعت 01:21154.4K بازدید

شجاعانه، مستقیم و بدون شرط؛

تنها کسی که از کریم باقری عذر خواست!

یک هفته بعد از شعارهای جنجالی علیه کریم باقری، خداداد عزیزی یک موضع منحصربفرد و خاص را از خود به نمایش گذاشته است.
تنها کسی که از کریم باقری عذر خواست!

به گزارش ورزش سه،  خداداد بازیکنی با پیراهن رنگ و رو رفته و سری تراشیده آنچنان موی دماغ مدافعان نامدار پرسپولیس در لیگ آزادگان (سال 1369) شده بود که در نهایت  یک پنالتی گرفت اما ضربه او در دقایق آخربا شیرجه سعید عزیزیان هدر رفت. با این‌حال این نورسیده مشهدی اسم خود را در ذهن نزدیک به صد هزار تماشاچی حاضر در استادیوم آزادی که برای تماشای روز اول مسابقات به ورزشگاه آمده و منتظر یک برد آسان برای پرسپولیس مقابل ابومسلم بودند، ثبت کرد. 
در واقع او برای شهرت بعنوان یک بازیکن شهرستانی در خیل ستارگان دهه 60 فوتبال ایران حتی 90 دقیقه هم صبر نکرد و در اوین بازی رسمی زندگی، از جوانی که فقط در زمین خاکی‌های مشهد پا به توپ می‌شد، تبدیل به یک ستاره نوظهور شد.

او خیلی زود و در بارش اولین برف زمستانی همان سال به تیم ملی دعوت شد اما پس از یک روز متوجه شد که این زمین بازی متعلق به او نیست؛ بنابراین در تصمیمی که کمتر سابقه داشت با عذرخواهی از علی پروین سرمربی تیم ملی به او قول داد که بعد از قویتر شدن به جمع برگزیدگان برخواهد گشت، بازگشتی که سالها طول کشید. در این سالها، پروین، استانکو و حتی محمد مایلی‌کهن به درخشش او بی‌اعتنا بودند و او هم در تیمهایی توپ می‌زد که مقابل استقلال و پرسپولیس بدرخشد. (اگر فرصت داشتید هایلایت بازی معروف پرسپولیس – فتح را تماشا کنید تا ببینید از چه بازیکنی حرف می‌زنیم). 

چندی بعد، خداداد (بعنوان یار قرضی) با سه بازی در رقابتهای باشگاهی آسیا بدل به ستاره پرسپولیس استانکو شده بود، و دو سه هفته بعد فقط با پنج مسابقه در جام ملتهای آسیا 1996 بدل به بهترین بازیکن تورنمنت؛ با درخششی انفجاری در بالاترین سطح فوتبال آسیا که برای تبدیل شدنش به اولین برنده ایرانی توپ طلای این قاره کافی بود. 

خداداد، از آن زمان تا پایان فوتبالش یکی از محبوب‌ترین و البته خبرسازترین بازیکنان ایران باقی ماند. ستاره‌ای که غیبتش در تیم پرستاره 2002 در نهایت لطمه‌ای بزرگ به نسلی زد که برای دومین صعود متوالی فقط او را کم داشت؛ عزیزی اما 4 سال بعد با یک دعوت اتحمیل‌شده و در حین یک تعویض الله‌بختکی از سوی برانکو گره تیم ملی را در قطر باز کرد تا حذف فاجعه‌بار در دور اول مقدماتی جای خود را به صعودی آسان به آلمان 2006 بدهد. آن هم در شرایطی که سرمربی کروات، وفادار به بلاژویچ، روی خوشی به خداداد نشان نمی‌داد و او را نمی‌خواست و در سریع‌ترین فرصت هم خط‌اش زد تا در جشن پایانی اثری از خداداد در سومین صعود تیم ملی نباشد. 

عزیزیدر تمام بازیکنی خوش قریحه و نابغه، با توانایی تصمیم گیری سریع و باز کردن درها بوده است. خاصیتی که درمهمترین گل تاریخ فوتبال ایران (8 اذر 1376، ملبورن) نمود دارد. برداشتن توپ از میان دو مدافع تنومند استرالیا و رو در رو شدن سریع با مارک بوسنیچ نامدار و زدن ضربه‌ای غیرقابل محاسبه برای گلر و چرخ زدن توپ به سمت دروازه. همه این‌ها در چند ثانیه؛ درحالیکه خودش در واکنش به تحسین‌ها یک بار گفته بود تصمیم بهتر پاس دادن به ابراهیم تهامی بود که کنار دستش قرار داشت، درحالیکه بهتر از این گل را هرگز نمی‌شود زد. 

او در زمان "غزال تیزپا" و "حماسه‌ساز ملبورن" تنها کسی بود که به شهرت افسانه‌ای احمد عابدزاده تنه می‌زد و در عین حال همچنان در زمین می‌درخشید.

خداداد با خداحافظی از دنیای بازیگری فوتبال سرعت و تصمیم‌های برق آسا را به زندگی شخصی برد، پس کم نیست خاطراتی که پیش خودمان فکر کردیم خداداد نباید در مرکز آن قرار می‌گرفت و شاید کم کم، آن مسیر پر پیچ و خم به امروز رسید. یک کارشناس که برای برق زدن بین مهمان‌های سن و سالدار و کسل کننده کلمات گفته نشده‌ای را به زبان می‌آورد که با گذشت یک هفته همچنان مایه بحث و جدل است...

خداداد 54 ساله است و بیست سال از وداعش با زمین فوتبال می‌گذرد. زمانی طولانی و کافی برای پختگی و دوری از عصبانیت و خشم و به دست آوردن کنترل بر زبان، اما شما خداداد هستید و عادت مهمتان سرعت و شتاب.  همیشه با ناخودآگاه پیش رفته‌اید.

عذرخواهی خداداد از کریم باقری و افشین پیروانی بعد از بازی پرماجرای هفته گذشته تراکتور و پرسپولیس، هرگز به مانند صحبتهای پیشین او در میکسدزون بازی ذوب آهن بازتاب نیافت اما به نظر، شروع چیزی بود که از او به عنوان یکی از بزرگترین ستارگان فوتبال ایران انتظار داریم. 

2233036

خداداد در حالی وارد میکسدزون ورزشگاه یادگار امام شد که قصد داشت صحبتی کوتاه انجام دهد و تنها از کریم باقری و افشین پیروانی عذرخواهی کند. او این معذرت‌خواهی کامل، بدون لکنت و مستقیم را انجام داد و شاید هم نمیدانست قرار است تنها فرد در باشگاه تراکتور باشد که این حرکت را انجام دهد که البته باتوجه به نظرات افراطی و شدید هواداران تراکتور، این عذرخواهی خداداد نیازمند شجاعت و شهامت بالایی هم بود و احتمالا بسیاری دیگر نیز به همین علت از آن طفره رفته یا در خفا از باقری دلجویی کردند.
نکته جالب اینکه شاید خداداد عزیزی انتظار داشت که این صحبتهایش بازتاب بیشتری در فضای عمومی فوتبال ایران پیدا کند اما نه در میان هواداران تراکتور و نه در میان طرفداران پرسپولیس، توجه چندانی را متوجه خود ندید. اما خداداد دوست دارد که شما برگردید و آن مصاحبه را تماشا کنید، این تصویری است که باید از ستاره سابق تیم ملی فوتبال ایران در ذهن‌تان بماند.

او بازیکن تیم اف ث کلن آلمان بوده وآنجا این مهاجم ایرانی را کداک صدا می‌کردند. با اشاره‌ای به برق فلاش دوربین در لحظه کوتاه ثبت عکس. آن وقت‌ها دوربین‌ها نگاتیو بودند و در تلاش برای ورود به عصر دیجیتال. کداک – بزرگترین شرکت مربوط به صنعت عکاسی، در همین دوره‌ها ورشکست شد، وقتی نخواست آغوش را برای تغییر باز کند.

یک هفته بعد از عذرخواهی او در قبال اظهارات جنجالی تلویزیونی در ویژه برنامه قرعه‌کشی جام جهانی، او یک موضع متفاوت دیگر را این بار در قبال کریم باقری به نمایش گذاشت. آیا خداداد تغییر کرده است؟

باهم دوران فوتبال خداداد را با تصاویری مرور میکنیم تا پی ببریم اهمیت او در فوتبال ایران فراتر از گلی است که منجر به صعود تیم ملی ایران به جام جهانی و شکل‌گیری نسلی به نام نسل 98 شده است:

2324435

اولین پیراهن باشگاهی حرفه‌ای که تن خداداد رفت، پیراهن تیم شهر زادگاهش ابومسلم بود. تیمی که با آن خداداد برای خود نامی دست و پا کرد و به سبب درخشش در آن به تیم امید ایران نیز دعوت شد

2324437

اولین تصویر پوستری خداداد عزیزی در نشریات. خداداد با لباس تیم برزیل این‌گونه روبروی دوربین نشسته تا در آستانه  شروع سال ۱۳۷۱ عکس او در کنار بزرگان آن زمان فوتبال ایران در سالنامه‌ی یکی از نشریات معروف آن زمان فوتبال ایران قرار گیرد. نویدی برای ظهور یک ستاره در فوتبال ایران. آن هم چه ستاره‌ای!

2324436

در جمع بازیکنان تیم امید ایران. تیمی به مربیگری حسن حبیبی که در راه رسیدن به المپیک ۱۹۹۲ بارسلون ناکام ماند. همچون همه تیم‌های امید ایران. اما اغلب بازیکنان آن تیم چندی بعد راه به تیم ملی و باشگاه‌های بزرگ پیدا کردند.

2324434

در ترکیب تیم ملی ایران قبل از جام ملت‌های ۱۹۹۲. خداداد که برای اولین بار توسط علی پروین به تیم ملی دعوت شده در بازی دوستانه مقابل لکوموتیو مسکو برای تیم ملی بازی می‌کند اما خودش هم خوب می‌داند که جایی در لیست نهایی نخواهد داشت. همین می‌شود که ساکش را بر‌می دارد و می‌رود. بازی در تیم فتح و دور بودن از سطح اول فوتبال ایران باعث می‌شود تا او چهار سال دیگر برای رسیدن به پیراهن تیم ملی صبر کند.

2324433

در ترکیب تیم بهمن در سال ۷۵. در کنار فرهاد مجیدی و بازیکنانی چون استیلی، محمدخانی، نوازی، مهدوی و ... خداداد پس از ابومسلم برای خدمت سربازی به تیم فتح رفت و با درخشش در این تیم و به خصوص بازی مقابل پرسپولیس در جام حذفی سال ۷۳، بیش از پیش خود را مطرح کرد و جذب تیم خصوصی و تازه تاسیس بهمن شد. تیمی که در دو فصل ۷۴ و ۷۵ پس از پرسپولیس نایب‌قهرمان لیگ شد.

2324432

نقطه عطف زندگی ورزشی خداداد. باز کردن دروازه پرسپولیس و احمدرضا عابدزاده در هفته اول لیگ آزادگان ۷۶-۷۵. بهمن دو بر یک پرسپولیس را می‌برد و چشم استانکو به جمال مهاجم ریزنقش بهمن که تازه با پایان خدمت سربازی فرصت حضور در لیگ را پیدا کرده روشن می‌شود. چندی بعد او یار کمکی پرسپولیس در آسیا می‌شود و دیگر محمد مایلی‌کهن نمی‌تواند او را برای تیم ملی انتخاب نکند.

2324431

بازگشت به تیم ملی پس از چهار سال در بازی دوستانه با ترکمنستان قبل از جام ملت‌های ۱۹۹۶. درخشش با پرسپولیس در بازی‌های آسیایی و زدن سه گل برای این تیم در سه بازی باعث می‌شود تا مایلی‌کهن که در مرحله اول جام‌ ملت‌ها او را ندیده بود به تیم ملی دعوتش کند و این سرآغاز درخشش او در فوتبال آسیا شود.

2324430

گریه تلخ خداداد روی نیمکت تیم ملی پس از حذف تیم ملی در نیمه‌نهایی جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶ مقابل عربستان. خداداد که در مرحله گروهی با دریبل دو بازیکن عربستان اولین گل ملی‌اش را به ثمر رسانده بود و در بازی با کره‌جنوبی نیز یکی از شش گل ایران را زده بود در جدال نیمه‌نهایی با عربستان یک گل آفساید زد اما در نهایت روی نیمکت نشست تا با خراب شدن سه ضربه پنالتی ایران، حسرت نرسیدن به فینال را بخورد

2324429

در صف بازیکنان ایرانی برای دریافت مدال سومی جام ملت‌های آسیا ۱۹۹۶. جایزه بهترین بازیکن جام و سپس بازیکن سال آسیا در انتظار اوست. حالا تیم ملی ایران با او و نسلی طلایی روح دوباره‌ای بر کالبد فوتبال شکست‌خورده ایران در آن سال‌ها می‌دمد.

2324428

جدال با قطر، آخرین حضور محمد مایلی کهن روی نیمکت تیم ملی. خدادادی که با مایلی‌کهن به مشکل برخورده بود کم کم در مقدماتی جام جهانی ۹۸ از ترکیب اصلی دور شده بود. او در ریاض مقابل عربستان حتی بازی نکرد. هشت بازی بدون گل زده. اما با رفتن مایلی کهن و آمدن ویرا در سه بازی سه گل مهم برای فوتبال ایران زد. یکی به ژاپن و دو تا به استرالیا

2324427

در تقابل با لوتار ماتیوس. در سال ۷۶ با درخشش در تیم ملی به تیم کلن در بوندس‌لیگا پیوست و یک گل زیبا هم به الیور کان و بایرن مونیخ زد

2324426

جام جهانی و کفش‌های زرد. گلی برای او در جام‌های جهانی ثبت نشد و مهمترین حاشیه بازی با آمریکا نیز با اعتراض او به جلال طالبی بر سر تعویض رقم خورد.

2324425

بازگشت با آمریکا. پس از جام‌جهانی به دلیل اختلاف با فدراسیون صفایی فراهانی مدتی در تیم ملی غایب بود. بازی‌های آسیایی بانکوک را به همین دلیل از دست داد. اما برای بازی دوستانه مقابل آمریکا بلاخره منصور پورحیدری او را به تیم ملی دعوت کرد و با بازی درخشان خود پس از مدت‌ها هوادارانش را با فوتبال نابش سر کیف آورد.

2324424

روزگارش در آمریکا و تیم سن‌خوزه. حیف از استعدادی که به دلیل اخلاق خاص خداداد در فوتبال اروپا دیده نشد. مردی که با اکثر مربیانش به مشکل خورد و هم در اروپا و هم در تیم ملی فرصت‌های بازی را از دست داد.

2324423

در اردوی تیم ملی بلاژویچ و در کنار میناوند. باز هم اختلاف با صفایی فراهانی و بلاژویچ باعث شد تا خداداد از تیم ملی کنار رود. چه بسا اگر او مانده بود تیم بلاژویچ با زوج رویایی دایی و خداداد و حضور علی کریمی به جام جهانی می‌رفت

2324422

بازگشت به فوتبال ایران با پیراهن پاس در سال ۸۲. رابطه سینوسی خداداد و دایی در بازی برگشت پرسپولیس و پاس در لیگ برتر ۸۳-۸۲ به قعر خود رسید. دیداری سرشار از کری‌خوانی و حتی فحاشی. پاس چهار بر سه پرسپولیس را برد همچون بازی رفت که دو بر یک به برتری رسیده بود. خداداد در همین بازی برگشت گل برتری پاس را زد و قبل از آن هم با یک ضربه ایستگاهی تماشایی دروازه استقلال را باز کرده بود تا برتری یک گله در مقابل رقیب اصلی، در پایان لیگ این خداداد باشد که به عنوان کاپیتان پاس جام قهرمانی را بالای سر ببرد.

2324421

سابقه اختلاف خداداد و بلاژویچ باعث شد تا دستیار او هم تا مدت‌ها روی خوشی به خداداد نشان ندهد. اما شرایط دشوار تیم ملی در صعود به جام جهانی باعث شد تا خداداد چهار سال پس از آخرین حضور رسمی‌اش در تیم ملی در جام ملت‌های ۲۰۰۰، در بازی حساس با اردن در امان به عنوان یار تعویضی به میدان برود و تاثیر زیادی در برد ایران هم در این بازی و هم در بازی بعدی مقابل قطر داشته باشد. آخرین حضور او با پیراهن تیم ملی در دوحه و مقابل قطر بود که با بازیگردانی خود موجب کامبک ایران و پیروزی سه بر دو در دوحه شد.

2324420
2324419

با پیراهن راه آهن و در جدال با مجتبی جباری. آخرین فصل حضور خداداد در فوتبال. بدین ترتیب در سال ۸۴ خداداد از بازی در میادین خداحافظی کرد

اخلاق

اخلاق فلسفی، اخلاق ایرانی
در فلسفه اخلاق (اثیک) موضوع بحث افعال و کردار آدمی است. اگر کسی می خواهد از لحاظ اخلاقی درست کردار باشد، باید به دیگران آسیب نرساند، و تاجایی هم که می‌تواند به دیگران یاری و نیکی کند. برای دیگران چیزی را بخواهد که برای خودش میخواهد. این خلاصه و لب لباب فلسفه اخلاق است به زبان ساده ساده، از اخلاق ارسطو گرفته تا کانت و این جدیدی ها مثل خانم کرول گیلیگان. در این فلسفه، معیار سنجش کردار ما در واقع سود و زیانی است که در نتیجه این کردار به دیگران می رسد.
اما در اخلاق ایرانی این مقدار فقط اول کار است. در فلسفه ایرانی قدم اول در اخلاق رعایت دو چیز است، یکی این که به هیچ موجود زنده ای آزاری نرسانیم ( میازار موری که دانه کش است) و دیگر این که به دیگران خوبی کنیم (تا توانی دلی به دست آور. ) هرچه برای خودمان می‌خواهیم برای دیگران هم بخواهیم.
 اما قدم دوم در اخلاق ایرانی این است که حتی در فکر و ذهن و نیت خودمان هم برای کسی بد نخواهیم و منافع خود را به منافع دیگران ترجیح ندهیم. واین یعنی فرشته خصال شدن. پس ایرانیان به کودکان خود اول آداب و اصول انسانیت را می آموختند و سپس آداب جوانمردی و آئین مهر را.  این نوع اخلاق را هم ایرانیان بیشتر از راه حکایت تعلیم میدادند و من نیز در اینجا یکی از این حکایتهای تعلیمی را نقل میکنم، حکایتی که مربوط به سلطان العارفین بایزید بسطامی است و یکی از شاگردان تبریزی او به نام ابراهیم جوینانی.
درسال ۲۴۳ یا ۲۴۴ هجری در تبریز زلزله ای سهمگین رخ میدهد و بسیاری از خانه ها و اماکن عمومی خراب میشود و مردم بسیاری هم کشته میشوند. ابراهیم جوینانی در هنگام وقوع زمین لرزه در بسطام نزد بایزید بود و خبر زمین‌لرزه را هم از پیر خود بایزید  شنیدکه به او گفت: همه خانه های تبریز زیر آوار رفته به جز مسجد جامع شهر و خانه تو که مادرت در آن سکونت دارد. ابراهیم وقتی این خبر را شنید گفت : «الحمد لله که خانه ما خراب نشد. » بایزید که از این سخن خوشش نیامده بود گفت: « چه محل شکر است، که خانه مسلمانان همه خراب شود و خانه تو بماند! این خلاف طریق درویشان است . برتو ترجمان لازم است و ادب واجب. » و بعد در ادامه گفت : «اگر خانه توخراب شده می‌بود و خانه مسلمانان آبادان می بود ، اگر شکر  می کردی به جای خود می‌بود. » 
در توضیح معنای « ترجمان»، حافظ حسین کربلایی در روضات الجنان گفته «تاوان یا غرامت». اما در باره «ادب» چیزی نگفته ولی معلوم است که ادب در اینجا به معنای اخلاق جوانمردی است. ابراهیم بی ادبی کرده چون خودش را و منافع خودش را دیده و دیگران را ندیده است و این خلاف ادب جوانمردی و آئین مهر است. 
حکایت فوق را سعدی هم با کمی تغییرات در بوستان نقل کرده و گفته است که در بغداد آتش سوزی شد،
یکی شکر گفت اندر آن خاک و دود
که دکان ما را گزندی نبود
جهان دیده ای گفتش ای بوالهوس
تو را خود غم خویشتن بود و بس؟