دکتر ضیاء صدرالاشرافی
بیتردید این از خطای محاسباتیِ بیلیاقتِ "ساواک" بود که بهجای توی بوق کردن کتاب "ولایتفقیه یا حکومتاسلامی" خمینی، آن را ممنوع کرد تا قاطبه ایرانیان از محتوایِ هم مبتذل و هم شنیع آن کتاب بیاطلاع بمانند و خمینی بتواند آن کلاهگشاد و مسموم را سر ایرانیان بگذارد.
در واقع طی دهسال آخر حکومت محمدرضاپهلوی، این سیاست پرویز ثابتی بود که شاه را هم متقاعدش کرده بود تا به "اسلامگرایان" پروبال بدهند که در مقابل گرایش جوانان به مارکسیسم پادزهری باشد.
همین هم بود که "حسینیهارشاد" و علیشریعتی آنقدر "تحمل" میشد که آدم فاسدی مثل سیدحسین نصر مدعی ساواکی بودن شریعتی شد!
اما این هم بود که "خیال" حکومتاسلامی چون وسواسِ روانپریشِ هذیانی در ناخودآگاه جمعی ایرانیان در تپش و تمنا بود که خمینی، سوای جهل مردم از نیاتپلید کتابش، از آن نیز برای موجسواری به سوی قدرت سود جست.
سود جست، به آرزویش هم رسید، اما به ریشه اسلام و مسلمانی در ایران زهر ریخت!
خواجه پندارد که طاعت میکند
بیخبر در معصیت جان میکَنَد!
کانال نویسنده
