۱۴۰۴ مهر ۱۷, پنجشنبه














ای عاشق دل داده بدین جای سپنجی


همچون شمنی شیفته بر صورت فرخار



امروز به اقبال تو، ای میر خراسان


هم نعمت و هم روی نکو دارم و سیار



درواز و دریواز فرو گشت و بر آمد


بیمست که: یک بار فرود آید دیوار



دیوار کهن گشته بپرداز بادیز


یک روز همه پست شود، رنجش بگذار



آن خجش ز گردنش در آویخته گویی


خیکیست پراز باد، درو ریخته از بار



آن کن که درین وقت همی کردی هر سال


خز پوش و به کاشانه رو از صفه و فروار



یاد آری و دانی که: تویی زیرک و نادان


ور یاد نداری تو سگالش کن و یادآر