۱۴۰۴ مهر ۲۷, یکشنبه

 

لالایی

لالایی در لغت به معنی غلامی، بندگی، خدمتکاری، تربیت بزرگزادگان، قسمتی پارچه کم ارزش است و در مبحث ادب آوازی که مادران و دایگان برای خواب کردن طفل شیرخواره می خوانند.

لالایی ها در فارسی معمولابا لالا لالا آغاز می شود.

لالا لالا گل نعنا

بابات رفته شدم تنها

لالا لالا گل عناب

شدم از گریه هات بی تاب

لالا لالا گل یاسم

نگین سبز الماسم

لالا لالا گل جارو

دخو رو ای بچی پررو

لالا لالا گل پسته

شدم از گریه هات خسته

لالا لالا گل پنبه

به قربون سرت عمه

لالا لالا بیا تا یه

بخر مخمل بکن سایه

شکورزاده، ابراهیم(عقاید و رسوم مردم خراسان)/ داد، سیما/ فرهنگ اصطلاحات ادبی/چاپ دوم، انتشارات مروارید ص413-412

 

 



گود و گهواره

رباعی شعری است کوتاه، مرکب از چهار پاره يا مصراع به وزنی خاص. نقل کرده اند که روزی رودکی چند کودک را ديد که گردو بازی می کردند. جمعی از مردم، شيفته ظرافت و هيجان کودکانه، به دور ايشان گرد آمده بودند. رودکی به جمع آنان پيوست. کودکی شيرين زبان ضمن غلتاندن گردو با سخنانی موزون اشتياق خود را برای افتادن آن در گودالی کوچک که به اين منظور کنده بودند بيان می داشت و می خواند: " غلتان غلتان همی رود تا بن گود" حرکت ملايم گردو به سوی گود و انتظار و هيجان بازی و شيرينی رفتار کودک که همه را فريفته خود ساخته بود، چنان در طبع نازک شاعر اثر کرد که از آن پس رباعی های بسيار بر اين وزن و آهنگ سرود.

و در بعضی از متن ها آمده است: غلتان غلتان همی رود تا بن گو

کلمات "بن گو""بنگره" و "گاره سری" قابل تامل است.

نهفت لالایی ها

در بسیاری از لالایی هاعلاوه بر زیبایی و شایستگی کودک آرزوی عمر طولانی، از خواسته های مادر است:

لالا گل زردم

نبینم داغ فرزندم

لالا گلم باشی

بزرگ شی همدمم باشی

و گاه این آرزوی طول عمر با دعا و ایمان همراه می شود

لالا لالا گل دشتی

همه رفتند تو برگشتی

خداوندا تو پیرش کن

خط قرآن نصیبش کن

*

برو لولوی صحرایی

تو از رودم چه می خواهی

که این رودم پدر داره

دو قرآن زیر سر داره

*

خداوندا تو ستاری

همه خوابند تو بیداری

به حق خواب و بیداری

تو رودم را نگه داری

و گاهی اوقات خستگی مادر از پای بندی به مکان او را به سرزمین های دور می کشاند و آن مدینه فاضله شاید دمی خستگی را از جان او بزداید. قند و نباتی هم که در کلام جاری است بیان گر این ست که صفات شایسته را برای کودکش ترجیح می دهد و تلخی ها را نمی پسندد و دیگر اینکه می خواهد کودکش خاص و غیر کودکان دیگر باشد.

لالا لالا گل قندی

تو از شهر سمرقندی

لالایی با لهجه محلی

لالايي هاي محلي (به زبان تركي)

بعضي از لالايي هاي سوگيري به طرف دايي و خانواده مادر دارد كه در اين لالايي مشهود است.

لالا لالا امیرمحمد لالایی

لالا دییَم لالاینگ گَلَ

اِیراخ یولدَم داینگ گَلَ

لالا لالا امیرمحمد لالایی

*

لالا لالا امیرمحمد لالایی

لالا بگم خوابت بیاید

دایی ات از راه دور بیاید

لالا لالا امیرمحمد لالایی

*

گزلم لالا نازوم لالا

قشنگ قِزُم لالا ایچی گِزُم لالا

لالا دییَم لالاینگ گَلَ

ایراخ یولدَم باباینگ گَلَ

*

...لالا نازم لالا

دختر قشنگم لالا دوچشمت لالا

لالا بگم خوابت بیاید

بابات از راه دور بیاید

(جزایری، زینب/گوینده لالایی به زبان ترکی)(قربان صباغ، افسانه/ ترجمه لالایی)

لالایی با لهجه محلی

هریک از تبارهای ایرانی،لالایی های خود را دارند که در بسیاری از ویژگی ها با هم شباهت دارند.

لالايي هاي محلي (خواف)

لالا لالا سرچاهی

به چش ديدم دوتا ماهي

يكي گوهر يكي جوهر

يكي ذكر خدار مي گفت

يكي گُل مار دعا مي گفت

***
لالا لالاي لالايي

چغوكك زرد صحرايي

تو از بچه م چه مي خواهي

كه بچه مو پدر داره

گلم سالار سر داره

***

لالا لالاي لالايي

چغوكك زرد صحرايي

كه بال تُر به زر گيرم

که نول تُر به مُرواري (تیموری،رخسانه، مربی هنری کانون خواف)

لالایی

این نغمه ها که با صدایی آرام و اندوهناک خوانده می شود، همراه با جنبش گهواره برای کودک حالت خواب آور دارد. یکی از پژوهشگران می گوید هنگامی که مادر، فرزندش را می خواباند، در حقیقت می خواهد یکی از حواس او را از کار بیندازد، می خواهد چشم های کودک بسته شوند تا به خواب رود و کودک اما برای اینکه با آرامش خاطر چشمهایش را ببندد باید از حضور مادر یعنی نماد تمام امیدها در کنار خود اطمینان یابد. مادر با خواندن لالایی، حضور خود را به فرزند می فهماند و از او می خواهد که چشم هایش را ببندد و تنها با شنیدن صدای مادر، بودن او را در کنار خود احساس کند. در حقیقت، لالایی نشانه ای است که مادر با آن به فرزندش می گوید من هستم نگران نباش. صدای مرا بشنو و چشم هایت را ببند و آرام بخواب.

درونمایه لالایی ها، از دنیای ذهنی مادران تاثیر بسیار پذیرفته است. ناب ترین گونه ادبیات زنانه که در باره و برای کودکان پدید آمده، لالایی است. در لالایی ها، مادر یا دایه، گاه از اندوه خود سخن می گوید:

لالا لالا گل نارم

تسلای دل زارم

لالا لالا گل باغم

تو هستی مرهم داغم

لالا لالا تو را دارم

چرا از بی کسی نالم

درونمایه اصلی لالایی ها، بیان آرزوهای مادر و دایه در باره نیکبختی کودک و مهرورزی به اوست:

لالا لالا عزیز ترمه پوشم

کجا بردی کلید عقل و هوشم

لالا لالا که لالا بی بلا بی

خودت ملا قلمدونت طلا بی(محمدی،قایینی/تاریخ ادبیات کودکان ایران،ج1/ص30-31)

 

لالایی های محلی

"لالا لالا لالايي     تو را دايم به ملايي

تو را دايم كه ملاشي     ندايم از سرم واشي

ننه لالا گل نارم     ز غم هاي تو بيمارم

زبس تورَ مو عزيز دَرُم     كه ور زَمي نمِگذارم

گلم دخو گلم بيدار     گلم هرگيز نره بيمار

اگر خواهه بِرَه بيمار     خداوندا نگاهش دار

لالا لالا گل پونه     گدا اَمَه در خونه      

كه لقمه نو به او دايُم     گدا خيله خوشش اَمه

لالا لالا لالا لالا     كه صد سَله ري انشاا...

كه صد سله چيزه نييه     هزار سَله ري تو انشاا...

لالا لالايي در درگوش     برو بازار و مور بفروش

به يگ من نو و سي سِرگوش     بيا بنشي بخور خاموش

لالا لالاي آلوچه     كه بچم مين بينوچه

كه بينوچَر بِجُمبُنُم     دل بچر نرنجونم

لالا لالا به جون تو     به جون همسرون تو

بميرن دشمنون تو     نبيني داغ جون تو

لالا لالا گل لاله     پلنگ در كوچه مي نله

پلنگ پير بي دندو     خَرِر خورده خدي پالو

لالا لالا حبيب ا...    ازي كوچه نرو بالا

كه دشمناي بد داري     سر تُرمي برن از را

لالا لالا گل گُرجَه     سه تا كفتر به يَگ بُرجَه

يك سخته، يَكِ پُخته     يَكِ ذكر خدا گفته

لالا لالا گل آلو     درخت سيب و زردآلو

نهال سيب رَ اُوْ برده     كه چشماي كوره خو برده

لالا لالا گل سوسن     سَرِتِر همبلات بوسن

لَوِت بوسم كه بو دره     خدي گل گفت و گو دره

لالا لالا لالاي تو     موچيت كردم قباي تو

همو استاي كه مِدوزه     كه ور دره بلاي تو

لالا لالا گل گندم     برت گَوارَه مي بندم

اگر امر خدا بشه     به گَوَرَت طلا بشه

لالا لالا گل خاشخاش     بابات رفته خدا همراش

بابات رفته زن گيره     دل ننه ي تو غم گيره

لالا لالا لالاش مييه     درر واكُ باباش مييه

درر واكُ كه او اَمه     صداي كوش پاش مييه

لالا لالا لالايي     گلم رفته به ملايي

گلم رفته كه ملا رَه     دل ننش تسلي ره

لالا لالا گلم بَشي     تسلاي دلم بَشي

دخو ري از سرم وا ري     نميري همدمم بَشي

لالا لالا لالات كنم     دگَوَري طلات كنم

كه گَورَ رَ بجمبونم      عزيزم رَ نگرينوم

لالا لالا گلم نگري      كس با تو نَكي جبري

اگر بم تو كنن جبري     خدا مرگش دهه فوري

لالا لالا تو خُوْ دري      كه ميل شير گُوْ دري

كه شيرگو خنه صحب     مو پندارم تو خو دري

لالا لالا لالايي     چغوك زرد صحرايي

كه چينگت رَ دِ زَر گيرم           كه بالت ر دِ مِروَري

لالا لالا گل زيره        چرا خوابت نمي گيره

بابايت رفته زن گيره      ننت از غصه مي ميره

لالا لالا گل پونه     گدا امه در خونه

خودش رفت و سگش اَمه     چِخَه كِردم بدش اَمه

لالا لالا حبيب مو     به درد دل طبيب مو

همه غماي عالم رَ     خدا كرده نصيب مو

لالا لالا گل قندم     درخت توت پيوندم

بِبُرن بند از بندم مو     دل از تو نِخَه كَندُم

لالا لالا گل زيره     توره خووِ خوشِ گيره

لالا لالا لالا نه     كِليِ دِطاقِ دالونَه

دگنجه سُفره نونه      ميونش مرغ بريونَه

لالا لالا گل مو      به شيراز مي برن خاك و گل مو

به شيراز مي برن قليون بسازن     كدو ظالم كشه دود از دل مو

سو سلينگ خوشمزه     آش فلفل مپزه

همچي كه شوهرش مييه     وِر زِرِ غِلبِر مخزه

لالا لالا الا دختر     تو از خنه نري بدر

باباي بدي داري     مكوشه تور به يك خنجر

لالا لالا لالات مكنم     دگَوَري طلات مكنم

كه سرتاسر گَوَرهَ     همه ر نقل و نبات مكنم

لالا لالا تو كم خُو وي     بِريْ جُونُم تو اَلووي

دخور و زود تِرَك نَنَه     دِرو جُونُم تو پِر تووي

لالا لالا خدا نكنه     تور ازمو جدا نكنه

كه رنگ گل انارِتِر     به رنگ كَهْرِبانكنه

لالا لالاي آسموني     تو پيرمرد خراسوني

اگر باباي خور ديدي     دعاي بسيار برسوني

لالا لالا بقربونت     كه خاب آيه به چشمونت

اگر خووت نمي گيره     ننه بشه فداي جونت" (خوشدل، محمدرضا/ ادبيات شفاهي روستاهاي تربت حيدريه، انتشارات خاتم،1375/ص287 تا 292)

لالایی

"لالايي به شكل وي‍‍ژه اي از اين آوازها گفته مي شود كه در آن لالاي آغازيني براي شروع ترانه آمده و پيوسته نيز تكرار مي شود. لاي به معناي ناليدن و شكل امري لاييدن است و لاييدن هرزه گويي هم معنا مي دهد،‌چون لالايي ها از جنبه معنا شناختي گاهي به ياوه نزديك است. مي تواند اين معنا را هم بدهد. اما در معني ديگر لالا برابر لله يعني دايه است

آلالالا كه لالايت مي آيد

نماز شام كه بابايت مي آيد

در اين پاره از لالايي، لالا هم مي تواند لله باشدو هم منظور آن خواب است كه مادر و دايه به جاي واژه خواب آن را به كار مي برند. در معناي ديگر لا تكرار نفي در زبان عربي است. اما بيشتر از آن كه كاربرد آگاهانه نفي باشد، هجايي است كه هنگام خواندن فرازهاي موسيقايي از تكرار نام آن استفاده مي كنيم و مي توانيم همه نت ها را تكرار نت لا بخوانيم.

اين گونه استفاده از آواهاي كلامي كه جايگزين آواها مي شوند، در ادبيات فارسي نيز پيشينه اي كهن دارد. اصولاً لالايي هنگامي كه كودك گريان است، تاثير بيشتري دارد، زيرا مادر يا دايه با آهنگ لالايي  به كودك آرامش مي دهد. اما در شكل ديگر، لالايي تنها آوايي است كه از ناي مادر يا دايه بيرون مي آيد. همان طور كه محمد معين نيز بنگره را از ديدگاه ساخت زباني، آوا مي داند.

لالايي ها از بدوي ترين آثار موسيقي جهان هستند و گاه فقط شكل صوت دارند. در گويش لري آواي ال ل ل، لالايي كودكان است. مادر يا كسي كه كودك را مي خواباند و با او پيوند مهرآميز دارد، تنها با همين آواي بي كلام، بچه را به دنياي خواب مي بردو معمولاً در آغاز، مادر اندكي با كودك سخن مي گويد و سپس، آواي لالاي را كه كاركردي موسيقايي دارد تكرار مي كند. لالايي در فارسي و در زبان هاي ديگر، به شكال هجاهاي مكرر و دوتايي لالا، لالاي، لولو، لي لا، ني نا، بوبو و دودو به كار مي رود.

لالايي با آوا و طنين آرام خوانده مي شود و به ناله يا درددل شبيه است، با تكرار اين صداي آرام يا ني ني لالاي و حركت دادن گهواره و يا پا، هنگامي كه كودك روي بالشي بر پايدايه يا مادر دراز كشيده است، به خواب مي رود. لالايي بسته به حالت كودك ابتدا با صداي بلند آغاز مي شود، رفته رفته صدا پايين مي آيد و با خوابيدن كودك لالايي به پايان مي رسد.

لالايي ها، نخستين نغمه هاي زباني هستند كه كودك با آنها آشنا مي شود و از اين راه نخستين پيوند زباني ميان مادر يا دايه و كودك پديد مي آيد. اگرچه كودكان از همان روزهاي نخست زاده شدن، سخنان مادر، پدر، بستگان و نزديكان خود مي شنوند،‌اما پيوند هم سخني و آشنايي با مادر راه را از شنيدن لالايي برقرار مي كنند. كودك، صدا و بيان گرم و گيراي مادر را از ميان همه همه صداها مي شناسد و با آن انس مي گيرد، همان گونه كه گرما و بوي خوش و آرامش بخش بدن مادر و تپش قلب او را احساس مي كند. اين واژه هاي ساده و سخنان بي پيرايه كه درونمايه اي ساده ، خودماني و ذوقي دارند با آن چنانعشق و احساسي بر زبان مادر جاري مي شوند كه گوش كودك را مي نوازند، در جان او اثر مي كنند و اورا آرام آرام، در خوابي آسوده و ژرف فرو مي برند.

لالا لالا گل زيره

بچه م آروم نمي گيره

لالا لالا گل آلو

بچه م مست است و خواب آلو

حركت گهواره يا ننو و آواي اندوهگين و گوش نواز و عاشقانه مادر، ‌كه از همه وجودش برمي خيزد آرامشي ناگفتني به كودك مي بخشد. اين لالايي ها آهنگي مهربان، نرم، احساساتي و آرام بخش دارند. درونمايه آنها ساده، روشن و بي پيرايه است. لالايي پيامي است كه مادر به همراه امواج ناديدني، به طور مستقيم و بدون دخالت ديگران براي فرزند خود مي فرستد. اين پيام بر تن و جان كودك مي نشيند و ارتباطي حسي و بيان نكردني با كودك برقرار مي كند. كودك با گوش سپردن به لالايي ها، نخستين آگاهي ها و دانستني ها را در باره محيط پيرامون و زندگي با بيان مهربان و گرماز زبان مادر مي آموزد و كم كم، با رنگ ها، آواها، پديده ها و آدم ها خو مي گيرد. به اين ترتيب كودك چگونگي بيان واژگان و آهنگ موسيقيايي زبان مادري را به آگاهي مي سپارد و كام و زبان او نيز رشد مي كند و پرورش مي يابد.(محمدی و قایینی/تاریخ ادبیات کودکان ایران/ج1/ص30 و 31)

هلونه گردانی

 در موسیقی آوازی مناطق و اقوام غالبا آوازی مخصوص لالایی هست . در ادبیات شفاهی هم باز یکی از صورت های آوازی را معمولا لالایی ها تشکیل می دهند.
در این جا منظور از لالایی اشعار خاصی است که در نغمه ای برای خواب کردن نوزاد خوانده می شود و همیشه به همراه ترجیع است.عنوان به کار رفته برای این نوع اشعار را به طور کلی لالایی می خوانیم. عنوان های متعددی برای لالایی در میان اقوام و مردم مناطق به کار می رود که همیشه از ترجیع به کار رفته و یا عنوان گهواره و ننو در زبان محلی گرفته شده است. به طور مثال در ترکمنی عنوان آن، از ترجیع"هودی هودی هو"گرفته شده است؛ هر چند ترجیع های دیگری در هنگام خواندن "هودی " میان مادران ترکمنی به کار می رود. گیلانی ها دو نوع لالایی دارند، یکی "گاره سری" لالایی هایی که بر سر گهواره (گاره) خوانده می شود و دیگری "هلونه گردانی" ترانه هایی که بر سر هلونه(ننو) خوانده می شود.(نادری، افشین/http://anthropology.ir/node/4940)

زبان قلب

نلسون ماندلا می گوید: "اگر با یک انسان به زبانی که آن را می فهمد سخن بگویید، سخن شما به مغزش راه خواهد یافت. اما اگر با انسانی به زبان مادری اش سخن بگویید، آن سخن به قلب او نفوذ خواهد کرد."

دوم اسفند روز جهانی زبان مادری بود.

ایرینا بوکوا، دبیرکل یونسکو به مناسبت روز جهانی زبان مادری در سال ۲۰۱۲، پیامی منتشر کرده است. او در این پیام گفته که "زبان های مادری ما، هویت ما هستند. با نگهداری آن ها ما در واقع از خود محافظت می کنیم."

لالایی

"لالايي به شكل وي‍‍ژه اي از اين آوازها گفته مي شود كه در آن لالاي آغازيني براي شروع ترانه آمده و پيوسته نيز تكرار مي شود. لاي به معناي ناليدن و شكل امري لاييدن است و لاييدن هرزه گويي هم معنا مي دهد،‌چون لالايي ها از جنبه معنا شناختي گاهي به ياوه نزديك است. مي تواند اين معنا را هم بدهد. اما در معني ديگر لالا برابر لله يعني دايه است

آلالالا كه لالايت مي آيد

نماز شام كه بابايت مي آيد

در اين پاره از لالايي، لالا هم مي تواند لله باشدو هم منظور آن خواب است كه مادر و دايه به جاي واژه خواب آن را به كار مي برند. در معناي ديگر لا تكرار نفي در زبان عربي است. اما بيشتر از آن كه كاربرد آگاهانه نفي باشد، هجايي است كه هنگام خواندن فرازهاي موسيقايي از تكرار نام آن استفاده مي كنيم و مي توانيم همه نت ها را تكرار نت لا بخوانيم.

اين گونه استفاده از آواهاي كلامي كه جايگزين آواها مي شوند، در ادبيات فارسي نيز پيشينه اي كهن دارد. اصولاً لالايي هنگامي كه كودك گريان است، تاثير بيشتري دارد، زيرا مادر يا دايه با آهنگ لالايي  به كودك آرامش مي دهد. اما در شكل ديگر، لالايي تنها آوايي است كه از ناي مادر يا دايه بيرون مي آيد. همان طور كه محمد معين نيز بنگره را از ديدگاه ساخت زباني، آوا مي داند.

لالايي ها از بدوي ترين آثار موسيقي جهان هستند و گاه فقط شكل صوت دارند. در گويش لري آواي ال ل ل، لالايي كودكان است. مادر يا كسي كه كودك را مي خواباند و با او پيوند مهرآميز دارد، تنها با همين آواي بي كلام، بچه را به دنياي خواب مي بردو معمولاً در آغاز، مادر اندكي با كودك سخن مي گويد و سپس، آواي لالاي را كه كاركردي موسيقايي دارد تكرار مي كند. لالايي در فارسي و در زبان هاي ديگر، به شكال هجاهاي مكرر و دوتايي لالا، لالاي، لولو، لي لا، ني نا، بوبو و دودو به كار مي رود.

لالايي با آوا و طنين آرام خوانده مي شود و به ناله يا درددل شبيه است، با تكرار اين صداي آرام يا ني ني لالاي و حركت دادن گهواره و يا پا، هنگامي كه كودك روي بالشي بر پايدايه يا مادر دراز كشيده است، به خواب مي رود. لالايي بسته به حالت كودك ابتدا با صداي بلند آغاز مي شود، رفته رفته صدا پايين مي آيد و با خوابيدن كودك لالايي به پايان مي رسد.

لالايي ها، نخستين نغمه هاي زباني هستند كه كودك با آنها آشنا مي شود و از اين راه نخستين پيوند زباني ميان مادر يا دايه و كودك پديد مي آيد. اگرچه كودكان از همان روزهاي نخست زاده شدن، سخنان مادر، پدر، بستگان و نزديكان خود مي شنوند،‌اما پيوند هم سخني و آشنايي با مادر راه را از شنيدن لالايي برقرار مي كنند. كودك، صدا و بيان گرم و گيراي مادر را از ميان همه همه صداها مي شناسد و با آن انس مي گيرد، همان گونه كه گرما و بوي خوش و آرامش بخش بدن مادر و تپش قلب او را احساس مي كند. اين واژه هاي ساده و سخنان بي پيرايه كه درونمايه اي ساده ، خودماني و ذوقي دارند با آن چنانعشق و احساسي بر زبان مادر جاري مي شوند كه گوش كودك را مي نوازند، در جان او اثر مي كنند و اورا آرام آرام، در خوابي آسوده و ژرف فرو مي برند.

لالا لالا گل زيره

بچه م آروم نمي گيره

لالا لالا گل آلو

بچه م مست است و خواب آلو

حركت گهواره يا ننو و آواي اندوهگين و گوش نواز و عاشقانه مادر، ‌كه از همه وجودش برمي خيزد آرامشي ناگفتني به كودك مي بخشد. اين لالايي ها آهنگي مهربان، نرم، احساساتي و آرام بخش دارند. درونمايه آنها ساده، روشن و بي پيرايه است. لالايي پيامي است كه مادر به همراه امواج ناديدني، به طور مستقيم و بدون دخالت ديگران براي فرزند خود مي فرستد. اين پيام بر تن و جان كودك مي نشيند و ارتباطي حسي و بيان نكردني با كودك برقرار مي كند. كودك با گوش سپردن به لالايي ها، نخستين آگاهي ها و دانستني ها را در باره محيط پيرامون و زندگي با بيان مهربان و گرماز زبان مادر مي آموزد و كم كم، با رنگ ها، آواها، پديده ها و آدم ها خو مي گيرد. به اين ترتيب كودك چگونگي بيان واژگان و آهنگ موسيقيايي زبان مادري را به آگاهي مي سپارد و كام و زبان او نيز رشد مي كند و پرورش مي يابد."(محمدی و قایینی/ تاریخ ادبیات کودکان ایران،ج1،ص29-30)

نانو

"نانو نیز که هم معنای بنگره و لالایی است، کهن تر از لالایی است. نانو همان ننو به معنای جای خواب کودکان و هم نانا یا ننه است. ریشه این واژه نیز به نانا یا ایزد بانو و الهه ایشتار می رسد که در اساطیر سومری ایزد ماه بوده است و پس از رخنه اساطیر عبری به ایزد بانو تبدیل شده است.

اما این که این واژه چگونه به لالایی تبدیل شده است، می توان گفت که بنگره حالت همگانی تری از لالایی دارد و هرنوع آواز و ترانه یا بانگی که برای خوابانیدن کودک به کار می رفته را در بر می گرفته است و پیش از پیدایش لالایی ها از شکل های کلی تری به نام بنگره و نانو استفاده می شده است. دیگر اینکه لالای ابتدای لالایی ها بیش از آنکه بخواهد واژه-آوای فارسی باشد، یک واژه آوای فراگیر است که در زبان های دیگر هم کم و بیش وجود دارد."(محمدی و قایینی/ تاریخ ادبیات کودکان ایران،ج1،ص27)

بنگره

"ریشه این واژه از بانگ می آید که در فرهنگ پهلوی ونگ است، به معنای صدا، آواز یا گریه همراه با ناله. پیشوند این واژه همان بن است که در فرهنگ بهدینان آمده، یعنی بند به معنای حبس و بند. به این ترتیب بنگره یعنی بانگ بند، ناله بند یا ناله خاموش کن."

البته باید در نظر داشت اگر پیشوند این واژه یعنی بن را بند در معنای حبس بدانیم چگونه می توان در ترکیب با بقیه واژه یعنی گره چنین معنایی برای آن یافت؟ از طرفی چگونه بند در دو معنی حبس و بستن به کار رفته است؛ بانگِ بند یا بانگ بند؟

"ناصر خسرو در شعر خود این واژه را به کار برده است:

خوابت همی ببرد و من انگشت از آن زدم

پیش تو بر کناره خوشبانگ باتره

تو خفته ای خوش ای پسر و چرخ روز و شب

همواره می کنند به بالینت بنگره

در اینجا ناصرخسرو نیز همان مفهوم بانگ را از این واژه در نظر دارد و چرخ روزگار را به جای آرامش دهنده یا ناله بند کودک می گذارد." (محمدی و قایینی/تاریخ ادبیات کودکان ایران/ص26)

لالایی با لهجه محلی


"به نظر می رسد لالایی از لالا در زبان اطفال (لالا کردن، لالایی) خوابیدن یا خفتن آمده باشد" (معین 3536:1371)

"بعضی از پژوهشگران در تعریف لالایی گفته اند: لالایی ها ترانه هایی بوده اند که توسط لَلِه ها برای اطفال خوانده می شده است." (http://ssayedhashem.persianblog.ir/post/20/)

آنچه مسلم است لالایی برای خواب کردن کودکی که به خواب نمی رود خوانده می شود حال چقدر این زمان بیخوابی طول بکشد لالایی ادامه پیدا می کند و اینجاست که با درد دل های مادر یا دایه همراه می شود...

لالا نَنَه دستی

تو از شهر خودم هستی

علی رفته به مکتب

حسن هستش به گهواره

لالا لالا نَنَه دستی

مادر اندر داشتم

مورَه بُردَک سر کوچه

نشستم مو به خاک بازی

دلم بُردَک خواب نازی

دوتا ترکمن مورَه بردن

بزرک کِردن به صد نازی

عروس کِردن به صد شادی

این دیگ سلیمانی!

این مجمع دیوانی!

لا لا نَنَه دستی

لا لا نَنَه دستی

(رضایی، طوبی، این لالایی را در داستان مَد گاو زرد تعریف می کند)

لالایی

گل سرخ منی شاله بمونی

زعشقت می کنم من باغبونی

تو که تا غنچه ای بویی نداری

همینکه وا شدی با دیگرونی

لالایت می گم و خوابت نمی آد

بزرگت می کنم یادت نمی آد....(لالایی شیرازی)

لالایی

"لالایی گونه ای از ادبیات کودکان و از جنس ادبیات موقعیتی است. لالایی ها کاربردی هستند و تنها هنگام آرامش بخشیدن به کودک او را از دنیای بیداری به دنیای خواب می برند. کسی نمی داند که دیرینگی این آوازهای آهنگین به کجا می رسد. آیا انسان های غارنشین یا جنگل نشین برای خواباندن کودک خود لالایی می خواندند؟ بی گمان آن ها می دانستند که باید کودک را از گزند حشرات و جانوران آزار دهنده، سرمای خاک و سنگ ایمن نگه دارند. ننو یا گهواره بهترین ابزار نگهداری کودک بوده است. ننو تختی جنبان است که جنبش آونگ وار آن، آرامش و خواب می آورد و لالایی ها در کنار همین ننوها پدید آمده اند. صدای مادر یا دایه که در آغاز آهنگ دستوری یا نوازش داشته با گذشت زمان، آهنگین شده و به شکل لالایی در آمده است.

در متن ها و سندهای پیش از اسلام، هیچ نمونه ای از لالایی به چشم نمی خورد و اشاره ای بوجود آن نشده است. در واژه نامه ها، واژه بنگره آمده است که هم معنی لالایی است. برهان قاطع بنگره را آوا و زمزمه ای می داند که زنان به هنگام خوابیدن کودکان می خوانند. در تعریف دیگری در لغت نامه دهخدا، افزون بر تعریف برهان قاطع نوشته شده است: ذکری که برای خوابانیدن اطفال خوانند. ذکری باشد که زنان در محل خفتن کودک گویند تا به خواب رود و آن را نانو گویند" (محمدی، محمدهادی/  قایینی،زهره/  تاریخ ادبیات کودکان ایران ادبیات شفاهی و دوران باستان/ نشر چیستا/ 1384)

لالایی

"لالایی را می توان نخستین مرحله زبان آموزی کودک خواند آن هنگام که هنوز لب به سخن نگشوده است اما لالایی مادر را می شنود و موسیقی زبان مادری در ذهن او جای می گیرد و این اولین ارتباط کلامی و رابطه هم سخنی و آشنایی او با مادر است."(تلخیص از/انجوی شیرازی، ابوالقاسم، ظریفیان محمود/گذری و نظری در فرهنگ مردم/تهران، اسپرک/1371 ش)