زمانی که پسرِ جنتی وزیر ارشاد شد، به واسطهٔ یکی از نزدیکانش نامهای به او نوشتم و طرحی را ارائه دادم تا از زمینهای کنارِ قبر خمینی برای ایجاد یک موزهٔ ملی در خصوص سنگ قبرهای ایران استفاده کنیم تا مرجعی اساسی برای پژوهشگران و علاقهمندانی باشد که امکان سفر به همه نقاط کشور را ندارند. طرح بسیار جامع و علمی نوشته شده بود و خودم هم اعلام کردم که حاضرم با کمترین امکانات از نقاط مختلفِ ایران که در طول سالهای دراز شناسایی کرده بودم یک نمونه سنگِ تاریخی به آنجا بیاورم و مجموعهٔ هزاران عکسی که داشتم را هم اهدا کنم. عمده هزینهٔ راهاندازیِ اولیهٔ و البته اصلیِ طرح، همان زمینهای مجانی بود و یک ساختمانِ ساده و یک خودرو!
طبیعتاً طرح رد شد.
همان زمان دوستِ رندی گفت تو برای اینکه بتوانی از دولت بودجه بگیری باید احمقانهترین طرحها را بدهی و درخواست بالاترین هزینهها را پیش بکشی. راست میگفت ولی من آدمش نبودم. به هر حال اگر روزی این جنایتکاران رفتند و من زنده نبودم، شما حتماً این کار را انجام دهید زیرا روزانه دهها یا صدها سنگ تاریخی در این کشور نابود میشوند که در واقع بخشی از تاریخ و فرهنگ به نابودی میرود. میتوان با یک صدم بودجه مؤسساتِ زالوی قم، موزهای ارزشمند ساخت که تا کنون هیچ کشوری اقدام به راهاندازی آن نکرده. طرحی که من نوشتم همراه با تمام آرشیو تصاویر که شامل کوره دهاتها تا شهرهای کلان کشور است به رایگان در اختیار باعث و بانیِ آیندهٔ آن.
