Follow
حرفهای محمد رهبر در برنامه زنده ایران اینترنشنال که به استعفایش منجر شد دوتا واقعیت را نشان میدهد:
۱. ایران اینترنشنال پس از انقلاب دیماه اخیر و اینکه چهره حقیقی و واقعی خودش را با دروغ پراکنی، صدا گذاری روی ویدیوها و انحصار طلبی نشان داد، به شدت سقوط و افت کرد. ایران اینترنشنال به رویای بزرگ کردن رضا پهلوی باخت. در همین مدت کم نیستند خبرنگارانی که از ایران اینترنشنال استعفا دادند. ایران اینترنشنال به عنوان رسانه، هم در قتل عام دیماه مسئول شناخته میشود، هم کوبیدن بر طبل جنگ و خانه خرابی مردم، هم دروغ پردازی اشکار، صدا گذاری روی ویدئوها و غیره. قبلن کارشناسی در برنامه اقای مهدی فلاحتی دستشان را رو کرده بود. اظهارات اخیر محمد رهبر آن سقوط را بیشتر آشکار کرد.
۲. جنبش سلطنت طلب در دوران این جنگ، ترک فکری برداشته است. همین پریروز حامد شیبانی راد جدایی خودش را اعلام کرد. بدنبال او هم تعداد دیگری را داشتیم که اعلام کردند با این جریان نیستند. در عین حال موج برگشت از هواداری از حملات نظامی را هم شاهدیم. استراتژی سلطنت طلبان وکل اپوزیسیون راست ایران. شیرین عبادی قبل از اینها اعلام کرد که درخواست ما از آقای ترامپ این نبود که خانه های مردم را بزند! ( محمد رهبر امروز با اشاره به منوی رستوران جواب همین را داد)
خیلی ساده مشکل این هست که راستها و در راس شان سلطنت طلب موفق نشد. استراتژی شکست خورد. فکر میکردند سه روزه این حکومت جمع میشود و دی یالا! داریممیریم به تهران!
شکست استراتژی باعث ریزش میشود. جنگ دارد به جاهای باریکی کشانده و غیر قابل دفاع میشود! ترامپ دارد خوشحالی میکند که جمهوری اسلامی گویا یک هدیه چرپ و چیلی به او داده است. دیگر آدم حتی اگر ابله ترین آدم این صف باشد هم پیش خودش ناامید میشود. میگویند این کمکی بود که عمو ترامپ به ما کرد؟
خوده رضا پهلوی قاطی کرده. یک روز میگوید بزنید این حکومت را جمع کنید تا من بروم بازی تاج و تخت کنم، یک روز میگوید اوکی حالا که مذاکره هست، منم حاضرم با جمهوری اسلامی بسازم!
۳.شکست استراتژی از یک طرف، وجود ما هم بزرگترین فکتور و سنگین ترین وزنه از طرف دیگر است. شما به حرفهای محمد رهبر گوش بدهید. به نظرتان اشنا نیست؟ چرا. استدلالات همه ادبیات ماست. ادبیات جبهه زن، زندگی آزادی. فشار سیاسی ما روی اینها زیاد است. بعد این فقط یک فشار انتقادی ساده نیست. ما منافع مردم ایران را منعکس میکنیم. بر عکس در جبهه مخالف، یارو فقط دنبال منفعت خودش هست. کافی است کسی یک ذره شعور داشته باشد، دوزاری اش می افتد. شما ما را از صحنه سیاست ایران حذف کن ببین چی داری؟ ما اگر نبودیم، هر کسی مخالف حمله نظامی و جنگ بود، باید میرفت کنار جمهوری اسلامی می ایستاد. چون سنگر دیگری نیست. شما فلسطین را نگاه کن. هر کس رفت به نسل کشی اعتراض کرد، چون در درون فلسطین پرچمی مستقل وجود نداشت که علیه حماس هم باشد، اعتراضش رفت توی جیب محور مقاومت و حماس!
این تفاوت ایران است. جبهه زن زندگی آزادی که ادامه انقلاب علیه حاکمیت هست، یک پرچمی را در ارتفاعی بلند کرده که یارو وقتی سیاست راست برمیگردد، یا اصلن مخالفت میکند، میگوید ما چه مجبوریم هوادار حمله نظامی باشیم، یک جایی، یک سنگر شریفی هست خودش را به آن ملحق کند، میگوید جنگ نمیخواهم در این مملکت برای انداختن نظام انقلاب شد. اسمش هم نه انقلاب ملی است. نه شیر خورشید نه هیچ چرت و پرت من در آوردی دیگه ای! انقلاب زن، زندگی، آزادی!
اگر این جبهه نبود، اگر این انقلاب نبود، باور کنید ما به فنا بودیم. تا بیاییم ثابت کنیم که بابا ما طرفدار انقلاب علیه نظامیم و نه جنگ و کودتا در بالا، دنیا را آب برده بود. ما را کنار یکی از این جبهه ها گذاشته بودند، اونوقت کی به حرف من و شما گوش میداد. الان ولی ما هستیم. هستیم و پایمان روی گلوی سیاستهای اینهاست. مردم ایران صدایشان وسط دو تا جبهه و عقبه هایشان گم نمیشود. میدانید ما در این مدت مثل چی بودیم؟ مثل اولین تظاهراتی که در پنجاه و هفت علیه خمینی نسبت به حجاب کردیم. همان موقع کس زیادی متوجه اقدام ما نشد. ولی سی سال پیش تا سلطنت طلب آمد وز وز کند که گویی رضا شاه سمبل مبارزه با حجاب بوده، با وانت آبی استدلال رفتیم رویشان! رضا شاه کدام گوری بود؟ ما در تهران شش روز در آن زمستان، تظاهرات چند هزار نفری علیه حجاب راه انداختیم. آمدند با تز « پنجاه و هفتی ها» اینجوری وانمود کنند که گویا جمهوری اسلامی نتیجه اراده همه مردم بود. مثل الان که رضا پهلوی میگوید نود میلیون اسم من را صدا زدند.هر وقت دهانشان را باز میکنند، تظاهرات ضد حجاب را جلویشان میگذاریم، میگوییم آنوقت که تو و مادرت در مصر زیارت میرفتید، دعا میخواندید و دور خودتان فوت میکردید، ما علیه جمهوری اسلامی ایستادیم! وراجی زیادی موقوف!
انقلاب زن، زندگی آزادی نه آب رفته، نه خشک شده، نه بخار شده، بل در اعماق جامعه ایران وجود دارد و منتظر فرصت است. ما عجالتن تا نوبت او بشود اینجا نگهبانی میدهیم، موانع جلو پایش را آب و جارو میکنیم. ریزش درون راستها به خاطر فشار جنبش انتقادی ماست. این شبح انقلابی برخواهد گشت!
