نوژان و کحلان دو واژه با ریشهها و معانی متفاوت هستند. نوژان (معمولاً کُردی یا لری) به معنای درخت صنوبر، کاج، یا رود خروشان است که در شعر به استقامت یا خروش اشاره دارد [۱، ۳]. کحلان (عربی) به معنای سیاهفام یا سرمهکشیده است که در شعر برای توصیف سیاهیِ چشم یا تیرگی استفاده میشود.
جزئیات بیشتر:
- نوژان (Nozhan/Nuzhan):
- درخت: نام نوعی درخت از خانواده کاج و صنوبر [۳].
- خروشان: در برخی فرهنگها به معنی رود یا سیل خروشان و پرصدا است [۱].
- کاربرد در شعر: نماد سرسبزی، بلندای، استقامت (مثل درخت کاج) یا خروش و هیجان [۵].
- کحلان (Kohlan):
- ریشه: از ریشه عربی "کحل" (سرمه) گرفته شده است.
- معنا: به معنی سیاهرنگ، تیره، یا کسی که چشمانش سیاهیِ عمیقی دارد [بر اساس ریشهشناسی عربی].
- کاربرد در شعر: اغلب برای توصیف زیبایی چشمها یا توصیف سیاهیِ مطلق استفاده میشود.
این واژهها بسته به سیاق متن شاعر، میتوانند معانی استعاری مختلفی داشته باشند.
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
نوژان . (اِ) رود با بانگ و سهم . (لغت فرس اسدی ).رودخانه ای است با نهیب و شور بسیار. (برهان قاطع) (آنندراج ). نام رودخانه است . (انجمن آرا) :
ما برفتیم و شده نوژان و کحلان پس ما
به شبی گفتی تو کش سلب از انقاس است .
|| فریاد و صدا و بانگ سهمناک را نیز گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ). بانگی بود به سهم . (فرهنگ خطی ). بانگی باشدبه سهم و هیبت . (فرهنگ خطی ). || (نف ، ق )،غران (رود، سیل ) . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نوژیدن شود :
ما برفتیم و شده نوژان کحلان پس ما
به شبی گفتی تو کش سلب از انقاس است .
ما برفتیم و شده نوژان و کحلان پس ما
به شبی گفتی تو کش سلب از انقاس است .
|| فریاد و صدا و بانگ سهمناک را نیز گویند. (برهان قاطع) (آنندراج ). بانگی بود به سهم . (فرهنگ خطی ). بانگی باشدبه سهم و هیبت . (فرهنگ خطی ). || (نف ، ق )،غران (رود، سیل ) . (یادداشت مؤلف ). رجوع به نوژیدن شود :
ما برفتیم و شده نوژان کحلان پس ما
به شبی گفتی تو کش سلب از انقاس است .
