پاول هورن (Paul Horn)، خاورشناس آلمانی که برای نخستین بار «لغتفرس» اسدی طوسی را در سال ۱۸۹۷ میلادی تصحیح و منتشر کرد، در مقدمه خود به موضوع انتساب کتاب «الابنیه عن حقایق الادویه» به اسدی طوسی پرداخته است. ارجاعی که به ژیلبر لازار (Lazard) و مقاله او در "Persian Studies" (صفحه ۸۸ و ۸۹) میدهید، در واقع تحلیل و نقدِ همان دیدگاه سنتی است که هورن بر آن پافشاری میکرد.
منظور پاول هورن و تحلیل لازار حول این محورها میچرخد:
۱. یکی دانستن کاتب «الابنیه» و مؤلف «لغتفرس»
پاول هورن در مقدمه خود با قاطعیت معتقد بود که علی بن احمد اسدی طوسی (شاعر و لغتنویس) همان کسی است که نسخه معروف کتاب «الابنیه» (نوشته ابومنصور موفق هروی) را در سال ۴۴۷ هجری کتابت کرده است.
دلیل هورن: شباهت نام و تخلص (اسدی طوسی) در پایان نسخه الابنیه و دیباچه لغتفرس.
منظور هورن: او میخواست ثابت کند که اسدی طوسی نه تنها یک شاعر و لغتشناس، بلکه یک دانشمند جامعالاطراف بوده که به متون پزشکی و گیاهشناسی نیز تسلط داشته و یا حداقل در محافل علمیِ طبابت حضور فعال داشته است.
۲. تحلیل ژیلبر لازار (Gilbert Lazard)
لازار در پژوهشهای خود (از جمله در کتاب "La langue des plus anciens monuments de la prose persane") به این موضوع از زاویه زبانشناختی نگاه میکند.
تطابق زبانی: لازار اشاره میکند که زبانِ بهکار رفته در لغتفرس و یادداشتهای کاتب در الابنیه، هر دو نشاندهنده سبک فارسی قرن پنجم هجری در منطقه خراسان است.
تردید در دانش پزشکی: لازار برخلاف هورن، لزوماً ادعا نمیکند که اسدی یک «پزشک» بوده است. او بر این باور است که اسدی به عنوان یک «فرهنگنویس» (Lexicographer)، به دنبال واژگان غریب و اصیل فارسی بوده و به همین دلیل به سراغ کتابی تخصصی مثل «الابنیه» رفته تا لغات گیاهی و دارویی را استخراج و در لغتنامه خود ثبت کند.
۳. منظور از عبارت "Pers. Stud. 88/9"
در این بخش از مطالعات لازار، بحث بر سر این است که آیا اسدی طوسی کتاب الابنیه را صرفاً نسخهبرداری کرده یا در آن تصرف علمی هم داشته است؟
هورن معتقد بود اسدی با آگاهی کامل علمی این کار را کرده است.
اما محققان بعدی (که لازار هم به آنها اشاره دارد) معتقدند اسدی احتمالاً در تشخیص برخی مواد دارویی دچار اشتباه شده یا صرفاً به جنبه لغوی آنها توجه داشته است.
خلاصه سخن هورن و لازار:
پاول هورن میگوید: «اسدی طوسیِ شاعر، همان کاتب الابنیه است و این نشاندهنده دانش وسیع اوست.» لازار (با نگاهی انتقادیتر) میگوید: «این دو شخص یکی هستند، اما انگیزه اسدی از کتابت الابنیه، بیشتر زبانشناختی و لغوی بوده است تا پزشکی. او به دنبال جمعآوری واژگان فارسی برای کتاب لغت خود بوده است.»
به همین دلیل است که برخی منتقدان (همانطور که در سوال قبلی اشاره کردید) میگویند برخلاف تصور هورن و اشارات لازار، اسدی واقعاً از علوم پزشکی سررشته نداشته و فقط به دلیل «علاقه به واژهها» به سراغ آن متن رفته است.
