آخرین مداخله/دسیسه/کودتا و تغییر رژیم در پرو بدست امریکا ؟
آخرین تحولات سیاسی پرو که با اتهام مداخله، توطئه و حمایت ایالات متحده از تغییر رژیم همراه بود، به وقایع دسامبر ۲۰۲۲ (برکناری پدرو کاستیلو) بازمیگردد. [1, 2]
بر خلاف مداخلات سنتی و نظامی آشکار قرن بیستم واشنگتن در آمریکای لاتین، ماجرای سال ۲۰۲۲ در قالب «کودتای نرم» یا مداخله دیپلماتیک و اطلاعاتی پسپرده توصیف میشود: [2, 3]
جزئیات واقعه دسامبر ۲۰۲۲ و نقش آمریکا
در ۷ دسامبر ۲۰۲۲، پدرو کاستیلو (رئیسجمهور چپگرای وقت پرو) در مواجهه با سومین طرح استیضاح از سوی پارلمان تحت کنترل اپوزیسیون راستگرا، تلاش کرد با انحلال کنگره و اعلام وضعیت اضطراری، دولتی موقت تشکیل دهد. این اقدام او از سوی نهادهای داخلی پرو به عنوان «خودکودتا» خوانده شد. بلافاصله پس از این تصمیم، کنگره رأی به برکناری او داد، ارتش از او حمایت نکرد و کاستیلو در مسیر پناهندگی به سفارت مکزیک بازداشت شد. در پی آن، معاون او دینا بولوارته سوار بر قدرت شد. [1, 2, 4, 5]
منتقدان و برخی دولتهای چپگرای منطقه، ایالات متحده را به هدایت یا دستکم «چراغ سبز نشان دادن» به این تغییر رژیم متهم کردند. شواهد و ادعاهای مطرح شده درباره دخالت آمریکا شامل موارد زیر است: [1, 2]
- نقش سفیر و مامور سابق سیا: لیسا کنا (Lisa Kenna)، سفیر وقت آمریکا در لیما که سابقه فعالیت طولانی در سازمان سیا (CIA) داشت، تنها یک روز پیش از برکناری کاستیلو با وزیر دفاع پرو دیدار کرده بود. دقیقاً پس از اعلام انحلال کنگره توسط کاستیلو، او اولین مقام خارجی بود که در توییتی تند این اقدام را محکوم کرد و عملاً مسیر را برای اقدام ارتش و کنگره هموار ساخت. [2]
- رابط نظامی آمریکا (MAAG): بر اساس گزارشهای افشاگرانه، ماریانو آلوارادو، افسر عملیاتی گروه مستشاری نظامی آمریکا در پرو، نقش کلیدی در هماهنگی و دادن چراغ سبز به ژنرالهای ارتش پرو برای سرپیچی از دستورات کاستیلو و بازداشت وی داشت. [2]
- تأیید فوری دولت جدید: واشنگتن جزو اولین حکومتهایی بود که بلافاصله پس از خلع کاستیلو، مشروعیت دولت دینا بولوارته را بهرسمیت شناخت؛ اقدامی که از نظر حامیان کاستیلو، پاداش یک مهندسی سیاسی بود. [1, 2]
مداخلات تاریخی قدیمیتر آمریکا در پرو
اگر منظور از مداخله، طرحهای مخفیانه سازمان سیا در دهههای گذشته باشد، پرو سوابق متعددی دارد: [6]
- دهه ۱۹۶۰: بر اساس اسناد از بین رفته و افشا شده سیا، این سازمان در انتخابات ۱۹۶۲ پرو به طور مخفیانه به حزب راستگرای APRA کمک مالی کرد تا از پیروزی نیروهای چپگرا و متمایل به فیدل کاسترو جلوگیری کند. [7]
- دهه ۱۹۹۰ (دوران آلبرتو فوجیموری): سازمان سیا بیش از ۱۰ میلیون دلار پول نقد به ولادیمیرو مونتسینوس (رئیس مخوف سرویس اطلاعاتی پرو) پرداخت کرد. اگرچه هدف رسمی این پول مبارزه با مواد مخدر اعلام شد، اما بعدها فاش شد که مونتسینوس با چشمپوشی آمریکا، از این شبکه مالی برای سرکوب مخالفان، تشکیل جوخههای مرگ و خرید تسلیحات استفاده میکرد. [7]
میزان چپاول و دخالت در امور پرو باندازه ونزوئلا هست؟
خیر، میزان دخالت، تقابل سیاسی و آنچه منتقدان «چپاول اقتصادی» مینامند، در مورد پرو به هیچ وجه به اندازه و شدت ونزوئلا نبوده است. سیاست ایالات متحده در قبال این دو کشور کاملاً متفاوت است؛ چرا که ساختار سیاسی، نوع منابع و نحوه روابط اقتصادی آنها با واشنگتن دو مسیر کاملاً مجزا را طی کرده است. [1]
تفاوتهای کلیدی این دو کشور در میزان دخالت و بهرهکشی اقتصادی را میتوان در چند بخش خلاصه کرد:
۱. نوع منابع و جذابیت اقتصادی (نفت در برابر مواد معدنی)
- ونزوئلا: این کشور دارنده بزرگترین ذخایر اثباتشده نفت جهان است. همین موضوع ونزوئلا را به یکی از حیاتیترین اهداف ژئوپلیتیک و اقتصادی آمریکا در قرن بیستم و بیستویکم تبدیل کرد. پس از ملی شدن صنعت نفت توسط هوگو چاوز، شرکتهای غربی میلیاردها دلار سرمایه و دسترسی خود را به این اقیانوس نفت از دست دادند، که این آغازگر تقابل شدید اقتصادی بود. [2]
- پرو: ثروت اصلی پرو در بخش معدن (مس، طلا و نقره) و کشاورزی است. اگرچه شرکتهای معدنی آمریکایی و غربی حضور سنگینی در پرو دارند و از آن سود میبرند، اما این منابع هرگز مانند نفت ونزوئلا اهرم ژئوپلیتیک جهانی و مایه تقابل نبوده است. علاوه بر این، پرو در سالهای اخیر روابط اقتصادی سنگینی با چین برقرار کرده (مانند ساخت ابربندر چانکای توسط چین) و توازن قوا را بدون نیاز به درگیری نظامی حفظ کرده است. [1, 3]
۲. مدل دخالت سیاسی و نظامی
- ونزوئلا (تقابل حاد و سخت): واشنگتن دستکم از زمان چاوز، مدل «تغییر رژیم همهجانبه» را در ونزوئلا دنبال کرده است. این مداخلات شامل کودتای نافرجام ۲۰۰۲، شدیدترین تحریمهای اقتصادی و نفتی تاریخ منطقه، به رسمیت شناختن دولت موازی (خوان گوایدو) و در نهایت عملیات نظامی مستقیم نیروهای ویژه آمریکا در ژانویه ۲۰۲۶ برای دستگیری و برکناری نیکولاس مادورو بوده است. ونزوئلا عملاً در وضعیت جنگ اقتصادی و سیاسی مستقیم با آمریکا قرار داشته است. [2, 4, 5, 6, 7, 8, 9]
- پرو (نفوذ نرم و نهادی): در پرو، نیازی به تحریمهای فلجکننده یا مداخله نظامی آشکار آمریکا نبوده است؛ چرا که بخش عمدهای از نخبگان سیاسی، ارتش و نهادهای قدرت در پرو همواره ساختار اقتصادی نئولیبرال و همسو با منافع غرب را حفظ کردهاند. مداخلات آمریکا در پرو بیشتر از جنس «کنترل از پشت صحنه» (نفوذ اطلاعاتی سیا، پیمانهای تجارت آزاد و همکاریهای نظامی-امنیتی برای مهار چپگرایان) بوده است. هرگاه رئیسجمهوری مثل پدرو کاستیلو تلاش کرده این نظم را تغییر دهد، ساختار داخلی پرو با حمایت دیپلماتیک فوری آمریکا او را حذف کرده است. [10]
۳. ثبات نهادهای اقتصادی
- در ونزوئلا، تقابل با آمریکا و سوءمدیریت داخلی به فروپاشی کامل سیستم پولی و ابرتورمهای نجومی منجر شد.
- در مقابل، پرو علیرغم بیثباتی شدید سیاسی (تغییر چندین رئیسجمهور در چند سال)، سیستم اقتصادی و بانک مرکزی مستقل خود را حفظ کرده است. این کشور یکی از پایدارترین نرخهای تورم و ارز را در آمریکای لاتین دارد؛ زیرا قوانین حاکم بر بازار و سرمایهگذاری خارجی (که مورد پسند واشنگتن و صندوق بینالمللی پول است) حتی با رفتوآمد دولتها دستنخورده باقی میماند. [1, 11]
نتیجهگیری:
اگر در ونزوئلا با یک «جنگ همهجانبه، تحریم فلجکننده و هجوم نظامی مستقیم» برای تسلط بر نفت روبرو بودهایم، در پرو با یک «استثمار ساختاری و قانونی» مواجه هستیم که در آن شرکتهای چندملیتی تحت حمایت قوانین داخلی پرو و نفوذ دیپلماتیک آمریکا، بدون نیاز به بمباران یا تحریم، منافع خود را تامین میکنند. بنابراین حجم دخالت آشکار و آسیبهای ناشی از آن در پرو به مراتب کمتر از ونزوئلا است. [1, 2, 7, 10]
اگر در ونزوئلا با یک «جنگ همهجانبه، تحریم فلجکننده و هجوم نظامی مستقیم» برای تسلط بر نفت روبرو بودهایم، در پرو با یک «استثمار ساختاری و قانونی» مواجه هستیم که در آن شرکتهای چندملیتی تحت حمایت قوانین داخلی پرو و نفوذ دیپلماتیک آمریکا، بدون نیاز به بمباران یا تحریم، منافع خود را تامین میکنند. بنابراین حجم دخالت آشکار و آسیبهای ناشی از آن در پرو به مراتب کمتر از ونزوئلا است. [1, 2, 7, 10]
